امام حسین (ع)-تنور خولی

 

صدای راز و نیازی ز طور می آید

نوای گریه ز جانی صبور می آید

سری به کنج تنور است و موسی عمران

برای دیدن او سوی طور می آید

فرشتگان همه نزدیک این سرند ولی

صدای گریه و زراری ز دور می آید

طنین بال ملائک رسد، مگر جبریل

به سوی آیۀ الله و نور می آید

قیامتی شده برپا از این همه اندوه

که بیم خاستن نفخ صور می آید

سر حسین به دامان مادرش زهراست

نوای واولدا از تنور می آید

دلی شکست ز پهلو شکسته ای کاین سان

صدای ریزش جام بلور می آید

برای عرض ارادت «وفائی» از ره دور

به آستان سلیمان چو مور می آید

 

سید هاشم وفائی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 19 آذر 1395  | 9:42 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت زینب (س)-در مسیر كوفه و شام

 

به خون نشسته چرا ای حسین من رویت

سفیدتر ز  سپیده شده چرا مویت

هلال من که غروب تو زود و خونین بود

کبود گشته چنان روی مادرم رویت

نسیم چون که به تو می رسد شود خوشبو

شمیم باغ جنان می وزد زگیسویت

به روی نیزه سرت را به کوفه می بینم

ز کربلا دل من بوده در تکاپویت

بخوان دوباره تو قرآن که جان دهد برمن

صدای روح نوازی ز لعل دلجویت

وضو ز خون جبین می کنم در این محمل

نماز عشق بخوانم به طاق ابرویت

اگرچه بر سرنیزه نمی رسد دستش

سه ساله دخترتو می کند چوگل بویت

مکن نهان رخ خود را هنوز فرصت هست

که چند لحظه ببینم جمال نیکویت

به هرکجا که رَوی ای گل سرنیزه

در این سفر دل زینب بود پرستویت

به جان زینب خود کن عنایت و کرمی

که عاشق است «وفائی» به دیدن کویت

 

سید هاشم وفائی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:20 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام

 

وقتی قرار شد دلی امتحان شود

باید دچار درد و غمی بیکران شود

رویی برای آنکه شود آبروی دین

باید اسیر سیلی نامحرمان شود

از بهر حفظ معجر خود دختر یتیم

باید به پشت خار مغیلان نهان شود

آن شیر زنی که درد و بلا را به جان خرید

باشد سزا کفیل امام زمان شود

قامت برای آنکه بگردد ستون عشق

باید به زیر بار مصائب کمان شود

باید سفیر واقعه بهر حیات نور

با دست بسته در پی قاتل روان شود

آتش به جان خرید چو آگاه شد دلش

باید به شام و کوفه چو آتش فشان شود

***

 

محمد مباشری


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:19 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت سجاد(ع)-دفن ابدان مطهر شهدای كربلا

 

صبری کنید این کشته ها را می شناسم

جاماندگان نینوا را می شناسم

من زادهء  زهرا علی بن الحسینم

هم زخمها را هم شفا را می شناسم

گرچه شناسایی کمی سخت است اما

من دو یتیم مجتبی را می شناسم

این پیکر مُثله که مانده روی خاک و

رفته سرش بر نیزه ها را می شناسم

از عمه جانم مانده اینجا یادگاری

طفلان اویند این دو تا را می شناسم

از علقمه بوی عمو جانم می آید

ای قوم بوی آشنا را می شناسم

من تک تک این تکه تکه ، جسم های

از هم جدا ، از سر جدا را می شناسم

یک پیرهن حتی نماند از یوسف اما

من یوسف کرببلا را می شناسم

دفنش بدون بوریا امکان ندارد

من پیکر خون خدا را می شناسم

بر جسم بابای غریبم یک نشانی است

بر سینۀ او جای پا را می شناسم

 

مهدی مقیمی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:18 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام

 

کوفی و شامی یکی از دیگری بدچشم تر

مانده ام گویم امان از کوفیان یا شامیان

رفتن و ماندن به یک اندازه داغم می کند

مانده ام گویم بران ای ساربان یا که مران

دیدنت بر نی هم آتش زد هم آرامم نمود

مانده ام گویم بمان پیشم حسین جان یا نمان

صوت تو دل می بَرد اما امان از سنگها

مانده ام گویم بخوان قرآن حسین جان یا نخوان

اشک تو بر نیزه هم از دیده جاری می شود

مانده ام گویم بدان از حال زینب یا ندان

مهدی مقیمی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:17 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

لب گشودی… علی انگار به منبر رفته
خواندن خطبه ات از بسکه به حیدر رفته

چادر سوخته و خاکیتان ارثی بود
حتم دارم به همان چادر مادر رفته

 

معجرت رفت به بازار حراجی بغل
آن عقیقی که ز انگشت برادر رفته

به درخت و سر دروازه، سرش آویزان
آن شهیدی که سر دوش پیمبر رفته

به همان نیزه که بستند سر سقا را
مانده ام من که چگونه سر اصغر رفته

سر زینب به سلامت سر نوکر به درک
به تو بانو ادب این همه نوکر رفته

اربعین… کرببلا… دست تورا می بوسد
صاحب صبر!گدا حوصله اش سر رفته

علیرضا وفایی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:17 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بیرون دویدم من ز خیمه، گریه کردم
رأس تو را دیدم به نیزه، گریه کردم

دنبال طفلان حرم تنها دویدم
بعدِ تو یک روز خوش از دنیا ندیدم

آتشْ پرستار تن سجاد بود و …
کار همه اهل حرم فریاد بود و …

آتش به گیسوی یکی افتاد و میسوخت
دربین آتش طفل توجان داد و میسوخت

از دردِ کعب نی، یکی فریاد میزد
او سوی مقتل می دوید و داد میزد

دستی به رخسار سه ساله قاب گردید
سیلی به گوش کودکانت باب گردید

دیدم سکینه رو به سوی علقمه داشت
“بنگرعمو جان حال مارا” زمزمه داشت

آقا به تو گفتم “دعا کن من بمیرم”
تا که نباشم بعد تو ماتم بگیرم

بار غمت بر شانه ها تا شام بردم
سنگ از عدوی مرتضی، از بام خوردم

بزم شراب و خیزران و رأس در طشت
طفل سه ساله و خرابه ، یادِ آن دشت

ما را مدینه برنگرداندی.. بماند
جاخوش به نوک نیزه ای کردی.. بماند

تا که سرِ پاکت به نوک نی نشسته
زینب سرش با چوبه ی محمل شکسته

یک یادگارت در خرابه ماندْ، بی من
اما به زودی در کنارش میرسم من

درکوفه هم برحال ما رحمی نکردند
بر آل پاک مصطفی رحمی نکردند

محزون شدم اما اسیر غم نگشتم
غم روی غم دیدم ولیکن خم نگشتم

من هرچه دیدم غیر زیبایی ندیدم
از قتلگاه تو به عرش حقّ رسیدم

شاعر : وحید دکامین


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:16 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

من که مکشوفه روضه می خوانم
کمی از کوفه روضه می خوانم

بعد تو روز خواهرت شب شد
ذکر تو ناله های هر شب شد


فقط ای کاش لعن می کردند
اهل بیت تو دم به دم سب شد

با کنایه دو جمله می گویم
بعد تو وضعمان مرتب شد

دختری کعب نی نخورد اصلا!
بعد تو قاتلت مؤدب شد

تو که بالا نشین شدی رفتی
غل و زنجیر سهم زینب شد

این سخن می کشد مرا ای داد
دَخَلَت زینب عَلَی بن زیاد

شاعر:علی مشهوری”مهزیار”


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کرببلاست غربت تلخ غریب ها
فصل بلند ناله ی امن یجیب ها

کرببلاست وادی از خودگذشتگی
در موج خون حکایت شیب الخضیب ها

 

در های و هوی تیغ و عطش ، خاک کربلاست
آیینه ی تمام نمای حبیب ها

تصویر ناب عشق و وفا و صداقتند
در قتلگاه و علقمه ، خدالتریب ها

بر نی سر عزیز خدا بود و مِی زدند
همپای اشک خواهر او نانجیب ها

شد از شکوه خطبه ی زینب به شام شوم
نقش بر آب ، نقشه ی مردم فریب ها

پاییز ، دست و پای خودش جمع کرد و رفت
پیچید در مشام زمین عطر سیب ها

محمود شریفی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 17 آذر 1395  | 11:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::         27   28   29   30   31   32   33   34   35   36  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید