.jpg)
اصحاب امام حسین(ع)-جناب جون و حر ریاحی
رو سیاهی که می رسد اینجا، عاقبت روسپید خواهد شد
سیب می بوید و کنار حسین، در نهایت شهید خواهد شد
هرکه گندم نداشت خوشه ی او، هر که خالی ترست توشه ی او
خرمنش می شود پر از برکت، کوله اش پر امید خواهد شد
انس با همنشین اثر دارد، باید از شیشه عطر بردارد
آن گلی که کنار گل باشد، مست بویى جدید خواهد شد
معجزه کار کوچکی اینجاست، از همه نوع آن یکی اینجاست
ظاهر آلوده ای به دست حسین، یوسف زر خرید خواهد شد
هرکه چشمش به چشم او افتاد، دل به دام ولایت او داد
صبح خیمه، شقی اگر بوده، ظهر میدان،سعید خواهد شد
جون و حرّاند هر دو جانبازش، این یکی بنده آن دگر آزاد
این یکیشان صدوق خواهد رفت، آن یکیشان مفید خواهد شد
ادامه مطلب
.jpg)
اصحاب امام حسین(ع)-زبان حال جناب حبیب بن مظاهر
این نامهای که از تو به دستم رسیده است
آتش به بند بند وجودم کشیده است
پرسید همسرم چه شده منقلب شدی؟
آقا مگر چه گفته که رنگت پریده است
در نامه ات چه آه بلندی کشیدهای
تیرِ «مِن الغریب» امانم بریده است
من که نمردهام دم از این بی کسی مزن
این تیغ گرچه کهنه ولی آبدیده است
گر شد قدم کمان نه برای کهولت است
آقا به احترام تو پشتم خمیده است
میخواست جز تو وا نشود دیده اش به غیر
این پیر اگر که ابروی خود را نچیده است
ای مسلم ابن عوسجه! فکر حنا مباش
مولا نوشته بار حنایم رسیده است
ادامه مطلب
.jpg)
اصحاب امام حسین(ع)-جناب حر ریاحی
نه هر که نسب داشت حسینی شده است
یا ذکر به لب داشت حسینی شده است
تاریخ نشان داده فراوان؛چون حر
هر کس که ادب داشت حسینی شده است
ادامه مطلب
.jpg)
اصحاب امام حسین(ع(-جناب جون
ای شاه این غلام که همرنگ موی توست
عمری دراز شد که هوادار روی توست
رسواتر از سراب شوم، گر برانی ام
زیرا که آبروی من ، از آبروی توست
رویم سیه که هست، تو روزم سیه مخواه
مشکن دل مرا که در آن آرزوی توست
اشک سپید من شده تنها گواه من
کاین روسیاه عاشق روی نکوی توست
چون نافه بر سیاهی رویم نظر مکن
در قطره قطره خون دلم عطر و بوی توست
ادامه مطلب
.jpg)
اصحاب امام حسین(ع)-جناب حر ریاحی
گفتند مسیر عشق را کامل بست
خود را وسط دلبر و دل حائل بست
ای عشق ببین چه کرده ای با آن مرد
میخواست که راه را ببندد دل بست
ادامه مطلب
.jpg)
اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر
من کی ام، خاک زیر پای حسین
گرد نعلین بچه های حسین
تا شنیدم شبی صدای حسین
آمدم سمت کربلای حسین
من اگرچه نحیفم و پیرم
پای عشق حسین چون شیرم
یابن زهرا حسین، حاصل من
مهرت از کودکی است در دل من
ای که از تو سرشته شد گل من
شده تنهایی تو قاتل من
آمدم تا حبیب تو بشوم
زخم دیدی؟ طبیب تو بشوم
کوفه با مسلم تو بد تا کرد
خون به قلب علی و زهرا کرد
نامه ی مکر را که امضا کرد
فتنه ی جنگ را که برپا کرد
گفتم ای پیر بی شکیب برو
تو حبیبی، ای حبیب برو
آمدم تا بپات جان بدهم
از غم بچه هات جان بدهم
چند دفعه برات جان بدهم
در همین کربلات جان بدهم
وه، چه خوب است جان نثار شدن
در ره دوست نیزه زار شدن
کاش آقا، سرم جدا بشود
دشنه بین گلوم جا بشود
- تن من- سهم نیزه ها بشود
با سم اسب ها فنا بشود
تو ولی طعمه ی خطر نشوی
پاره پیکر، بدون سر نشوی
ای خدا! بعد رفتن اصحاب
اهل بیت حسین را دریاب
نگرانم برای طفل رباب
می دهد هیچ کس به این ها آب؟!
تا که عباس خیمه بان باشد
حرمت خیمه در امان باشد
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


