غصب
غصب آن است که انسان از روی ظلم و ستم، بر مال یا حق کسی، دست اندازی کند. این امر، یکی از گناهان کبیره ای است که اگر کسی مرتکب آن شود، در قیامت، به عذاب سختی گرفتار می شود. دست اندازی به اموال بیت المال مسلمانان هم مصداق بارز غصب است و از جهاتی، مسئولیت آن بیشتر است.
مظالم
مظالم، جمع مَظلمه و عبارت است از چیزی که به ستم از کسی گرفته شده است و در اصطلاح، اموال حرامی است در دست انسان که صاحب آن را نمی شناسد. در این صورت، باید با اجازه مجتهد جامع شرایط، به فقیر بدهد.
لقطه
لقطه به معنای مالی است که پیدا می شود. اگر پیدا شده، از جنس حیوان باشد، به آن ضالّه (گمشده) نیز گفته می شود و اگر از جنس انسان باشد، مانند برده یا بچه ای که سرپرست ندارد، آن را لقیط می نامند.
اگر ارزش لقطه به اندازه یک درهم (6/12 نخود نقره سکه دار) یا بیشتر باشد و نشانه ای داشته باشد که به واسطه آن، صاحبش معلوم شود، باید آن را تا یک سال در محل اجتماع مردم (مثلاً از طریق نوشتن و نصب) اعلام کند. البته لازم نیست خودش اعلام کند؛ بلکه می تواند به شخص مطمئنی بدهد تا از طرف او اعلام کند و اگر ارزش آن کمتر از یک درهم (6/12 نخود نقره سکه دار) باشد و نشانه ای نداشته باشد که به واسطه آن، صاحبش معلوم شود (مانند اسکناس پول)، می تواند برای خودش بردارد.
مجهول المالک
مجهول المالک، به مالی گفته می شود که صاحبش معلوم نباشد. تفاوتی نمی کند که از چه راهی به دست شخص رسیده باشد. گاهی از راه شرعی است؛ مانند قرض که اکنون مالکش را نمی شناسد و گاهی از راه غیرشرعی به دست آمده است؛ مانند دزدی در ایام کودکی که اکنون نه صاحبش را می شناسد و نه وارثش را. مال مجهول المالک با لقطه تفاوت دارد. در لقطه، مفهوم گم شدن نهفته است. این قید در مجهول المالک، اخذ نشده است. حکم مال مجهول المالک، آن است که با اجازه مجتهد جامع شرایط، به فقیر بدهد.
زکات
زکات از ماده زکی و اسم مصدر تزکیه است. این واژه در لغت، دو معنا دارد؛ یکی «رشد و نمو» و دیگری «طهارت و پاکیزگی» و در اصطلاح، مقدار معینی از مال است که باید به فقیر و مستحق داده شود و در حقیقت، با این کار، اموال شخص برکت پیدا کرده، باعث رشد اموالش می شود و نیز از کثافات معنوی و باطنی، پاک می گردد. زکات، بر نه چیز واجب است: گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. هر یک از این موارد، شرایطی دارد که در جای خود بیان شده است. زکات، دو گونه است؛ زکات مال و زکات بدن. گونه دوم، زکات فطره نامیده می شود.
خمس
خمس در لغت به معنای یک پنجم است و در اصطلاح، به جدا کردن یک پنجم مالی گفته می شود که از منفعت، به دست آمده باشد. این منفعت، به هفت چیز تعلق دارد که عبارتند از:
1. غنایم جنگی.
2. غواصی (اشیایی که با فرو رفتن در آب دریاها به دست می آید).
3. گنج.
4. معدن.
5. سود تجارت.
6. مال حلال مخلوط به حرام.
7. زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد.
هرگاه انسان از این هفت راه، درآمدی به دست آورد، خمس (یک پنجم) آن، به امام و سادات اختصاص می یابد و باید آن را در عصر غیبت، به فقیه جامع شرایط بدهد. البته به او فرصت داده شده تا یک سال صبر کند و چنانچه در این مدت، در نیازهای خود و خانواده اش استفاده نکند و تمام یا مقداری از آن تا پایان سال، زیاد بیاید، باید خمس آن را بپردازد. این امر در حقیقت، نوعی ارفاق و آسان گیری در زندگی فرد به شمار می رود. این فرصت یک ساله را «سال خمسی» یا «مالی» گویند.
کفاره
کفاره از ماده کفر به معنای پوشاندن است و در اصطلاح دینی، عبارت است از پرداخت صدقه، قربانی و انجام عمل شرعی و مانند آن به خاطر گناهی که انجام گرفته است و چون این عمل، آثار گناه را محو می سازد و آن را از انسان می پوشاند، آن را کفاره می نامند. کفاره در همه شرایع و ادیان، برای اجتناب از عواقب سوء اعمال شرعی، غیراخلاقی و مخالف اصول اجتماعی، انجام می گیرد. مهم ترین این عواقب و آثار، جلب رضایت و فرو نشاندن خشم الهی است. پرداخت کفاره، یک فریضه مالی است که در قالب خمس، زکات، کفاره روزه و مانند آن، جای می گیرد و در حقیقت، یک نوع حق مالی است که باید به اهل و صاحبش برسد.
|