چرا بخشی از خمس به سادات تعلق دارد ؟ آیا این یک امتیاز نیست که دیگر مسلمانان از آن بهره ای ندارند و آیا این موجب تبعیض بین مسلمانان غیر سادات و سادات نمی شود ؟

 


پاسخ به سؤال شما در پرتو عنایت و توجه به مباحث ذیل میسر می گردد:

1- در مباحث فقهی بحث می گردد که آیا خمس امر وحدانی است یا نه ؟

نظر پذیرفته شده اینست که: خمس یک امر وحدانی است و ملک امام معصوم (ع) می باشد و امام معصوم(ع) مالکیت خمس را اعتبارا از پیامبر (ص) و پیامبر (ص) هم از خداوند تعالی گرفته است یعنی این گونه نیست که همه مصارف شش گانه و مطروحه در آیهخمس[i] مالک تلقی گردند[ii]، و لذا مصرف نصف خمس به سادات اختصاص ندارد و در صورتی که آنها بی نیاز گردیدند ، می توان آن مقدار را صرف غیر سادات کرد.

بله اموالی که بعنوان خمس در نزد امام معصوم (ع) است به امام بعدی می رسد و ورّاث دیگر، از آن ارث نمی برند چون جهت امامت یا حیثیت تقییدی است و یا حیثیت تعلیلی ، اگر حیثیت تقییدی باشد مقام امامت مالک می شود نه شخص امام و اگر حیثیت تعلیلی باشد شخص امام مالک می شود امّا بخاطر جهت امامت پس آنی که امام نیست ، از آن ارث نمی برد چه حیثیت تقییدی (بجهة الامامة) باشد و چه حیثیت تعلیلی (لجهة الامامة ).[iii]

2- خمس فقط به مصرف فقرای سادات رسانده می شود و به همهآنان پرداخت نمی گردد و لذا اگر مقدار خمس دریافتی از نیاز سادات زیادتر باشد ، در مصالح عمومی مصرف می گردد همچنانکه اگر احتیاجات فقرای سادات از میزان خمس بیشتر باشد ، کمبود حاصله باید از بیت المال جبران شود.

3- سادات به طور کلی از گرفتن زکات که حق سایر فقرا و محتاجان می باشد، محرومند مگر این که زکات از مال ثروتمندان سادات باشد و در واقع خمس به جای همان زکاتی است که به سایر مستمندان داده می شود و شرایط پرداخت آن هم به سادات تقریبا مشابه شرایط پرداخت زکات به سایر فقراست ، منتهی برای حفظ حیثیت خاندان پیامبر ص که در واقع حفظ حیثیت خود پیامبر ص و رعایت مقام شامخ اوست، به صورت دیگر و با عنوان دیگری پرداخت می شود و این یک نوع احترام در برابر شخصیت والای پیامبر گرامی اسلام است و در واقع یک نوع احترام معنوی است نهامتیاز طبقاتی زیرا از جنبه های مادی هیچگونه تفاوتی با زکات که برای سایر فقراست ، ندارد.[iv]


[i]- انفال / 41                                                                          

[ii]   - از این مصارف شش گانه ، خدا و پیامبر و امام مالکند و سه مصرف دیگر که در آیه قرآن مطرح شده اند مثل سایر مصارف می باشند و اگر بالخصوص ذکر گردیده اند، به جهت ارتباط با امامت مطرح شده اند.

[iii]   - برای آگاهی بیشتر ر.ک ، المعلقات علی عروة الوثقی ج 3، آیت الله محمد علی گرامی ، ص 749 و 750 .

[iv]   - ر.ک : پاسخ به پرسشهای مذهبی ، آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی ، ص 422- 417.

 

منبع: پایگاه حوزه


 

پرسش

در مورد خمس و زکات برای کسانی که اصلاً هیچ اطلاعی درباره این چیزها ندارند چه کتاب هایی را معرفی می نمایید؟


 

 

جواب

 

برای دست یابی به احکام خمس و زکات می توانید به رساله توضیح المسائل مرجع تقلید خود مراجعه نمایید. علاوه بر آن معمولا مراجع عظام مجموعه هایی از پرسش و پاسخ ها که توسط مقلدین آنها سوال شده و پاسخ فرموده­اند تحت عنوان استفتائات یا مجمع المسائل به چاپ رسانده و در اختیار مقلدین می گذارند. همچنین کتابی توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها به نام احکام خمس چاپ شده است که در آن به جایگاه خمس، معنای آن و روش محاسبه آن طبق نظر ده تن از مراجع عظام به صورت پرسش و پاسخ پرداخته است

 

منبع: پایگاه حوزه5850-105850-10


 

با توجه به این که در زمان پیغمبر(ص) و امامان معصوم (ع) ، ارزش پول در محدوده های زمانی طولانی ثابت بوده و برخلاف امروزه دچار تحولات شدیدی نمی شده است ، آیا با این وجود لازم است برای مثلا شخصی که چندین سال قبل به کسی وام داده ، فقط به همان مقدار پولش را دریافت کند، و اخذ بیشتر از آن ربا محسوب می شود؟

 


پول در زمانهای گذشته از ارزش ذاتی برخوردار بوده است یعنی از طلا و نقره بوده و با صرف نظر از ضربی که داشته، هم چون سایر کالاها ارزشمند بوده است و لذا در پولهای قدیمی عیار و وزن،دو امری بودند که از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند، اما پولهای کاغذی فاقد چنین ارزشی می باشند.

پول در تمام زمانها ارزش اعتباری داشته است و نقش واسطة مبادلات کالاها را بازی می کرده است[1].

در اسکناس و پولی که فعلاً رواج دارد گرچه ارزش ذاتی مطرح نیست اما نمی توان گفت که هیچ فرقی با سفته ندارد یعنی صرفاً علامت و سند نیست و لذا در مواردی که پول از بین می رود گفته می شود که (مالم) از بین رفته اما در سفته نمی گویند (مالم) از بین رفته است[2].

در اسلام احکامی صادر شده است که موضوع آنها نقدین (طلا و نقره ای که به صورت دینار و درهم رواج داشته اند و واسطة مبادلة کالاها بوده اند) می باشند مثلاً در باب زکات و مضاربه و صرف، نقدین به عنوان موضوع حکم شرعی مطرح شده اند، حال اگر در هر یک از ابواب فهمیدیم که ملاک صدور حکم ارزش ذاتی نقدین است یا احتمال خصوصیت دادیم و نتوانستیم القاء خصوصیت کنیم، نمی توانیم این احکام را در اسکناسهای جدید که صرفاً ارزش اعتباری دارند، جاری بدانیم. و این خود موجب اختلاف نظرات در این ابواب گردیده است که در ذیل بدان اشاره می کنیم:


ادامه مطلب

 

وجوه اشتراک شیعه و سنی در مساله زکات چیست؟


 

 

 

 

اهل تسنن خود به فرقه های متعددی مثل مالکی، شافعی، حنفی و حنبلی تقسیم می شوند ما احکام بسیاری در زمینه زکات داریم که در آنها با فرقه یا فرقه هایی موافق و با برخی مخالفیم برای اطلاع ریز از آنها می توانید به کتاب های های "الفقه علی المذاهب الخمسه تألیف محمد جواد مغنیه، الفقه علی المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت علیهم السلام‏ نویسنده: جزیری، عبد الرحمن- غروی، سید محمد- یاسر مازح و کتاب الخلاف تألیف شیخ طوسی " مراجعه نمایید اما ما در این جا به چند مورد از اشتراکات که تقریبا بین شیعیان و تمام فرق اهل تسنن مشترک می باشد اشاره می نماییم:

جمیعا اتفاق دارند که زکات بر چهار پایان برای شتر، گاو(شامل گاو میش هم می شود) و گوسفند(شامل بز هم می شود) و برای حبوبات و ثمرات درختان و در طلا و نقره و معادن واجب است اما در شرایط و احکام ریز آن اختلافاتی وجود دارد.

جمیعا اتفاق دارند که زکات بر زیور آلات و جواهر تعلق نمی گیرد و همچنین بر لباس های بدن و خانه محل سکونت و اثاثیه منزل و مرکب و سلاح جنگ و آنچه که از وسایل و کتب که مورد نیاز انسان است.

جمیعا اتفاق دارند که زکات بر اسب و قاطر و الاغ واجب نیست مگر اینکه از اموال تجارت حساب شود البته حنفی ها اگر اسب نر باشد واجب می دانند.

و همچنین در مستحقین زکات هم همه مشترکند که به فقرا و مساکین و عاملین زکات و افرادی  برای الفت دادن قلبشان به اسلام و عبدها و مقروضین و در راه خدا و در راه ماندگان تعلق می گیرد اما در تعریف اینها اختلاف هست

 

منبع: سایت حوزه


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :6   1 2 3 4 5 6