همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

چکيده

« کارآفريني»که در واقع فرآيند تأسيس يک شغل برمبناي يک فکر و يک ايده ي نو است.راهبردي است براي حل مسأله ي اشتغال و ايجاد و خلق عرصه هاي نويت در جهت رشد و پويايي و توليد ثروت در جامعه، که با توجه به اهميت کليدي آن در اقتصادهاي نوين، کشورهاي گوناگون مجدانه برنامه هاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي درجامعه ي خود تدارک ديده اند .
اين نوشتاردرپي آن است تا با بررسي و تجزيه و تحليل برخي از معيارها و اصول کارآفريني درآموزه هاي نبوي در جهت ثمربخشي کارآفريني، که برپايه ي باورها و ارزش ها و روش ها و شيوه هاي خاصي استوارشده است، بپردازد،و درنتيجه ي راهبردها و رهيافت هايي را در جهت ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي براي نظام اسلامي بيابد .

مقدمه و طرح مسأله

در ميان عوامل توليد،کارجايگاه ممتازي دارد، به ويژه که با انسان و اراده ي او سروکار دارد.ازاين رو، مي تواند جهت گيريهاي مختلف و متفاوتي داشته باشد.جهت گيري هاي متفاوت، آثارفردي و اجتماعي متفاوتي نيز درسطح هر جامعه برجاي خواهد گذاشت.به همين دليل ضرورت دارد جهت گيري هاي مطلوب دراين امرشناخته شود.به نظر مي آيد مهم ترين جهت گيري ها توجه به استراتژي توسعه ي کارآفريني است که در برنامه ي چهارم توسعه نيز بر آن تأکيد شده است .
از يک سو،مسأله اي که در برآوردهاي آماري اشتغال را با نارسايي مواجه کرده است، وجود نوعي «بداشتغالي»است که در برخي موارد، افزايش اشتغال به قيمت افزايش بيکاري پنهان و هم جهت با بداشتغالي و ناديده گرفتن تخصيص بهينه بوده است .
ازديگرسو،بيکاري يک مسأله اي اجتماعي و نشان دهنده ي اتلاف انرژي نيروي انساني است.از اين رو از جمله دلايل توجه به توسعه ي کارآفريني، مي توان به قدرت آن در ايجاد کسب و کارهاي جديد با ارزش افزوده ي بالا، توسعه ي کسب و کارهاي موجود،افزايش درصد استفاده از ظرفيت هاي بدون استفاده ي توليد و به تبع آن رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي،کاهش نرخ بيکاري، افزايش سرانه ي توليد و عدالت اجتماعي، که از مهم ترين دغدغه هاي نظام اسلامي به شمار مي آيد، اشاره کرد .

تعريف کارآفريني :

کارآفريني،فرآيند پذيرش مخاطرات و پيامدهاي تأسيس کسب و کار بر مبناي انديشه ها و ايده هاي است که نتيجه ي آن ايجاد فرصت هاي شغلي و بهبود شرايط اقتصادي و ارتقاي توانمندي جوامع خواهد بود.به عبارت ديگر کارآفريني فرآيند ايجاد ثروت و هدايت خلاقانه ي منابع، خلق سازمان يا سازمان هاي جديد و نيزتوسعه ي موقعيت هاي اقتصادي و روش اداره و مديريتي است که فرصت ها را کنترل و تعقيف کرده و به عنوان شيوه اي عالمانه اززندگي، با درک ظرفيت هاي بلااستفاده، زمينه را براي بهره گيري از آن فراهم مي سازد، و براي رسيدن به آرمان رشد اقتصادي رفاه اجتماعي به وسيله ي افزايش سرانه ي توليد کاهش نرخ بيکاري به جريان ها و شريان هاي اقتصادي کمک هاي شايان توجه و مؤثري مي کند .

تأثير آموزه هاي ديني در تقويت فرهنگ کارآفريني

به نگرش ها و باورهاي ذهني و ساختاري پذيرفته شده،توسط افراد يک جامعه يا سازمان، نسبت به کار،فرهنگ کار آن جمع مي گويند.برمبناي اين تعريف، فرهنگ کارآفريني عبارت است از:مجموعه ي ارزش ها، باورها و دانش هاي مشترک و پذيرفته شده ي يک گروه کاري در انجام فعاليت هاي معطوف به توليد و يا ايجاد ارزش افزوده.حال با توجه به اين تعريف مي توان چنين نتيجه گرفت که باورها و اعتقادات ديني درتقويت و تضعيف فرهنگ کارآفريني تأثير به سزايي دارند .
ازآموزه هاي ديني براي تبديل کارآفريني به فرهنگ و پيوند آن با هنجارهاي اجتماعي مي توان از ابزارهاي معنوي تشويقي و تنبيهي فراواني استفاده نمود.برخي از اين آموزه ها،که در احاديث و روايات بيانگر ابزارهاي تشويقي هستند، در ادامه مورد بررسي قرارمي گيرند .

کارآفريني به عنوان تکليف و وظيفه

کار و تلاش درنگرش ديني براي تأمين نيازهاي فردي و اجتماعي ضرورتي اجتناب ناپذيراست که تمامي لحظات زندگي را در بر مي گيرد.از اين رو، در آموزه هاي ديني از آن به عنوان وظيفه و تکليف ياد شده است.پيامبرعظيم الشأن اسلام ( ص)دراين باره مي فرمايد:«طلب الحلال فريضه علي کلي مسلم و مسلمه»؛ طلب کردن روزي حلال بر هرمرد و زن مسلمان واجب است.و نيزمي فرمايد:«طلب الکسب فريضه بعد الفريضه »

کارآفريني به عنوان جهاد در راه خدا

درآموزه هاي ديني کارآفرين مانند جهادگري دانسته شده است که در صحنه ي کارزار با دشمنان خدا به نبرد پرداخته و ازحريم دين دفاع مي کند.به تعبير پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص)«الکاد في عياله کالمجاهد في سبيل الله»؛ کسي که براي تأمين زندگي خانواده ي خود کار و تلاش کند همچون مجاهد در راه خداست .
اميرالمؤمنين علي (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«ما غدوه احدکم في سبيل الله باعظم من غدوته يطلب لولده و عياله مايصلحهم»؛ درآمدن شما صبحگاهان براي جهاد در راه خدا،ازدرآمدن آن کس که براي تأمين زندگي خانواده ي خود تلاش مي کند بالاتر نيست .

کارآفريني وسيله ي سعادت

به طور کلي انسان درنگرش ديني آميزه اي از عقيده، فکر و انديشه، کار و تلاش است که سعادت و رستگاري خود و جامعه را در کارشايسته و بايسته مي داند.براين اساس است که قرآن کريم ايمان به همراه عمل صالح را وسيله ي رستگاري مي داند.درتعاليم علوي،چه دور دانسته شده که انسان با اراده ي سست،و گرايش به بيکاري و خوش گذراني به سعادت دست يابد.بلکه در اين تعاليم سعادتمندي در آن دانسته شده است که انسان به انجام کارهاي ارزنده نايل شود .

کارآفريني وسيله ي عزت نفس

کار و تلاش سازنده براي اصلاح و ساماندهي زندگي فردي و اجتماعي امري ضروري و اجتناب ناپذير است؛ چنان چه در راستاي تعالي ارزش ها و عزت فردي و اجتماعي،کار و تلاش و خلاقيت و نوآوري، عرصه ي نمايش عزت و قدرت يک جامعه است.ازاين رو،اسلام اجازه نمي دهد انسان در صورت امکان حتي در سخت ترين شرايط از کار و تلاش و سازندگي دست بردارد و در نتيجه عزت و آبروي خود را زيرسؤال ببرد.به تعبير پيامبر عظيم الشأن (ص): «لو ان رجلا اخذ حبلا فياتي بجزمه حطب علي ظهره، فيبيعها فيکف بها وجهه، خير له من ان يسأل»؛ اگرانسان ريسماني بگيرد، پشته اي هيزم را بر دوش کشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاي زندگي خود را برآورد، بسي بهتر است از اين که از ديگران درخواست کمک کند .

کارآفرينان در رديف انبيا

ايمان بي بهره از تلاش سازنده ادعايي است خالي از معني و ارزش بدين جهت، بهترين ها و شايسته ترين ها، که انبياي الهي (ع)هستند،پيشتازان وادي کار و تلاش و کوشش اند.براين اساس است که درنگرش نبوي «من اکل من کديده، کان يوم القيامه في اعداد لانبياء و ياخذ ثواب الانبياء»؛ هرکس از دسترنج خود بخورد،روز قيامت در شمار انبيا خواهد بود .
همان طور که ديده مي شود در آموزه هاي اسلامي با نگرش تکليفي به کار و کارآفريني و جهاد خواندن آن، «انگيزه ي کارآفريني را بالا برده است؛ همچنان که از طريق مبارزه با بيکاري،به احيا و تقويت «فرهنگ کار و کارآفريني» اقدام کرده است .
احاديث و رواياتي که به بيان ابزارهاي تنبيهي در جهت تقويت فرهنگ کارآفريني پرداخته اند،به طورخلاصه، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرند :

دوري ازرحمت خدا

در نگرش ديني،زيست گوارا و رحمت الهي شامل حال فرد و جامعه اي مي شود که تمامي اعضاي آن به کار وتلاش سازنده دست يازند و درهيچ زماني از سعي و تلاش و کوشش بازنايستند.در غيراين صورت از رحمت الهي به دور و مورد لعن و نفرين قرار مي گيرند.درحديث نبوي است:«ملعون من القحي کله عن الناس»؛ هر کس بارزندگي خود را بر دوش ديگران گذارد از رحمت الهي به دور است .
امام باقر(ع)، کلامي از موسي بن عمران (ع)اين گونه نقل مي کند که موسي بن عمران (ع)ازخداي سبحان سؤال کرد:پروردگارا از کدام يک از بندگانت بيشتر نفرت داريد؟ خداوند فرمود:آن کس که شب هنگام چون مردار است، و روز بيکار .
تضييع حقوق ديگران در آموزه هاي ديني کسي که درپي کسب و کار و تلاش و کوشش نيست، و به بيکاري و بي عاري و سستي و تنبلي عمر خود را سپري مي کند، تضييع کننده ي حقوق خود و ديگران است.ازاين رو، پيامبرعظيم الشأن اسلام (ص)با نهي از داشتن چنين خصلتي مي فرمايد:«يا علي ...اياک و خصلتين:الضجر و الکسل ،فانک ان ضجرت لم تصبرعلي حق، و ان کسلت لم تود حقا».امام صادق (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«اياک والضجر و الکسل، انهما مفتاح کل سوء انه من کسل لم يود حقا، و من ضجر لم يصبر علي حق».علي (ع)«من اطاع التواني، ضيع الحقوق»؛آن کس که به کاهلي و سهل انگاري گردن نهد حقوق ديگران را ضايع مي سازد .

فساد و تباهي

اراده ي الهي برکار و تلاش سازنده و فعاليت انسان ها در زندگي دنيوي آنان تعلق گرفته است.چه اين که حتي آفرينش مرگ و حيات نيز براي سنجش سعي و تلاش هاست؛ « الذي خلق الموت و الحياه ليبلوکم ايکم احسن عملاً».براين اساس، صلاح و سداد زندگي به کار و تلاش وکوشش بي وقفه بستگي دارد؛ همچنان که فساد و تباهي درزندگي فردي و اجتماعي در پي سستي و بيکاري به وقوع خواهد پيوست.به تعبيرامام صادق (ع)«الکسل يضر بالدين و الدنيا»؛ کاهلي و تنبلي به دين و دنياي انسان آسيب مي رساند.آن حضرت (ع) بيکاري را عالم فساد و تباهي مي داند؛«ان يکن اشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده ».

فقرو نابساماني

به طور کلي توسعه و رشد در گرو کار و تلاش و سعي و کوشش است. جامعه اي که از تلاش و کوشش و سخت کوشي روي گردان است، چاره اي جز پذيرش فقرو بدبختي نخواهد داشت.علي (ع):من لم يصبر علي کديده، صبرعلي الافلاس»؛ فرد و جامعه اي که نتواند ازکار و تلاش خود حيات اقتصادي و اجتماعي خود را سامان دهد سرانجام پذيراي تهيدستي و فقر و نابساماني خواهد شد .

هلاکت و نابودي

کار و تلاش گوهرذاتي انسان و مايه ي عزت و کرامت انسان و سبب دوام زندگي و حيات اوست.بنابراين، سعادت مندي و رسيدن به کمال مطلوب، در پي کار و تلاش و کوشش ميسر است.هرقدر جامعه اي در وادي کار و تلاش کوشاتر و برمشکلات صابرتر باشد، ميزان دستيابي او به ماندگاري و ثبات بيشتر خواهد بود؛ همچنان که به هرمقدار که از سعي و تلاش خود بکاهد و به سستي و تنبلي روي آورد از ميزان دوام و پايداري او کاسته خواهد شد.به تعبيرعلي (ع):«في التواني و العجزانتجت الهلکه»؛ درتنبلي و احساس ناتواني، نابودي و تباهي پديد مي آيد .

تعامل بين فرهنگ و کارآفريني

تعامل و ارتباط ميان فرهنگ و کارآفريني، از دو جهت قابل بحث و بررسي است.ازيک جهت،نتايج کارآفريني است که بر جامعه تأثير مي گذارد و از جهت ديگر، خود فرايند کارآفريني و فرهنگ حاکم برآن است که هم متأثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي تواند در آن تحولات اساسي ايجاد کند .
کارآفريني با ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است، زيرا با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي تر انساني فراهم مي شود که اگر درمسيري صحيح هدايت شود، به شکوفايي و تعالي انسان ها مي انجامد.نوآوري که از ويژگي هاي اساسي کارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارائه ي خدمات بيشتر و متنوع ترشده و به اين ترتيب قدرت انتخاب افراد افزايش يافته و زندگي راحت تر مي شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت هاي بيشتري براي فعاليت هاي فرهنگي ايجاد مي گردد .

معيارها و اصول کارآفريني در آموزه هاي نبوي

کارآفريني به عنوان يک فرآيند و نظام، متکفل در هم آميختن و ترکيب اجزاي مختلفي ازامکانات جامعه در جهت ايجاد ارزش ها و ظرفيت هاي جديد قابل استفاده ي آن جامعه مي باشد.همان گونه که در جهت گيري هاي کلي و کلان، کارآفريني نياز به مراقبت و هدايت دارد، در خصوص ويژگي هاي دروني نيز براي بهره دهي بهتروبيشتر نيزکارآفريني بايد از اصول و معيارهايي پيروي کند .
طبيعي است که اين معيارها،همسو و هماهنگ با جهت گيري هاي کلان نظام توحيدي مي باشد.برخي از اين ويژگي ها،درآموزه هاي نبوي، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد .

کارآفريني وسيله ي تقرب الهي

اسلام، به طور کلي،براي تمامي تلاش هاي انسان، يک جهت کلي تعيين نموده است و آن اين که انجام آنها، اگر چه مربوط به زندگي مادي و دنيوي انسان ها باشد، لازم است درمسيرالهي باشد تا از پاداش اخروي نيزبرخوردار گردد .
بنابراين،دريک نظام اجتماعي،که براساس آموزه هاي نبوي بنانهاده شده است، اهداف نهايي فعاليت ها بايد الهي باشد.اگرفعاليتي براين اساس صورت گيرد، ديگررفاه و آسايش فردي به تنهاي مورد نظر قرار نمي گيرد، بلکه آسايش و رفاه شخص وقتي مطلوب است که آسايش و رفاه ديگران را نيز در پي داشته باشد .

کارآفريني به عنوان عمل صالح

در آموزه هاي نبوي عمل صالح يکي از محوري ترين شعارهاي آن به شمار مي آيد، به گونه اي که ظهور و جلوه ي ايمان و اعتقاد صحيح در عمل صالح تجلي مي يابد .
بنابراين، کارآفرينان بايد بدانند که کار توليدي آنها مي تواند طوري طراحي و اجرا شود که ازمصاديق عمل صالح به حساب آيد.ازويژگي هاي چنين فعاليت هايي صداقت و به دوربودن از غل و غش و درراستاي حل مشکلات فردي و اجتماعي است .

کارآفريني درجهت منافع جامعه

امتيازي که نظام اقتصادي اسلام نسبت به ديگر نظام هاي اقتصادي دارد اين است که تمامي امور را درسود مادي خلاصه نمي کند و به اخلاق و مسايل انساني توجه ويژه اي دارد.ازاين رو،کارآفريناني که به توليدات مورد نياز و ضروي جامعه مشغول اند بسيارارزشمندتر از آن هايي هستند که به توليد کالاهاي لوکس مي پردازند و نيازي از نيازهاي حقيقي جامعه را تأمين نمي کنند.براين اساس است که در آموزه هاي نبوي:«احب الاعمال الي الله سرور تدخله علي المؤمن تطرد عنه جوعته و تکشف عنه کربته»؛ دوست داشتني ترين اعمال نزد خدا شادي رسانيدن به مؤمن،برطرف کردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه است.درحديث ديگري، آن حضرت (ع)، محبوب ترين فرد نزد خدا را کسي مي داند که براي مردم مفيدترين باشد .

استفاده ي بهينه از امکانات جامعه

در آموزه هاي نبوي براين نکته تأکيد فراواني شده است که بايد از نعمت هاي الهي به گونه اي صحيح بهره برداري شود.مذمت شديد اسلام از اسراف و تبذير گوياي اين حقيقت مي باشد که وجود اين دو پديده نشان از عدم استفاده بهينه از منابع دارد.بنابراين، کارآفرينان، بايد به صورت بهينه از امکانات و نعمت هاي الهي،که جامعه دراختيار آنها گذاشته است، استفاده کنند .

پاک و طيب بودن سرمايه

در نظام توليد و کارآفريني مطلوب دراسلام، پاکي و طهارت هم در سرمايه و هم درسايرعوامل توليد و هم درمحصول و خدمات توليد شده بايد به نحو احسن وجود داشته باشد.مالي که وارد چرخه ي توليد مي شود بايد از بهترين و پاکترين اموال باشد،زيرا کار و تلاش انسان مسلمان تلاش و کوششي است در راه خدا.بدين جهت است که در آموزه هاي نبوي گردآوري مال حلال و چرخش زندگي برمبناي درآمد حلال از وظايف انسان مسلمان دانسته شده است به تعبيرپيامبر عظيم الشأن اسلام (ص ):
«
طلب الحلال فريضه علي کل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص في طلب الرزق الحلال کالمجاهد في سبيل الله»؛ «اطيب کسب اسلم سهمه في سبيل الله»؛ پاکيزه ترين دستاورد مسلمان کاراست که در راه خدا انجام دهد .
بنابراين، اگرمال و سرمايه ازطريق غيرصحيح به دست آيد و با خيانت و اجحاف هم همراه باشد،ازحليت بهره اي نخواهد داشت .
توجه به حليت و مشروعيت سرمايه و کسب درآمد سبب مي شود که توليد کننده در هيچ مرحله اي از مراحل توليد خيانت نکند که اين خود اعتماد را در جامعه تقويت مي کند .
همه ي کساني که کالاي توليدشده را مورد بهره برداري قرار مي دهند در واقع توليد کننده را امين خود مي دانند و به او و کالاي توليد شده ي او اعتماد مي کنند.اين مسأله در جهان امروز،که توليد و مراحل مختلف آن تخصصي شده است و لذا افراد عادي نمي توانند به چگونگي و کيفيت کالاها به آساني دسترسي پيدا کنند،ازاهميت بيشتري برخوردار است .

توجه به کيفيت به جاي کميت

کارآفريني به عنوان يک خدمت به جامعه،به هرمقدار و ميزان، پسنديده و مورد تقدير است.بنابراين،هرکس به هرمقدار که مي تواند از اين طريق به جامعه کمک کند،حتي اگر به مقدار ناچيزباشد، نبايد فروگذار نمايد، زيرا محروميت از همين مقدار کم،خود موجب ضرر و محرومت جامعه مي گردد .
رعايت اين نکته درسطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمايه هاست.اگراين امر مبناي عملکرد نظام اقتصادي يک جامعه باشد، بي ترديد، بهره برداي ازبرکات مادي و معنوي آن و بهره مند شدن آحاد جامعه، نتيجه ي مورد انتظار آن خواهد بود .

نظم و استحکام

ازديگر ويژگي هاي نظام مطلوب کارآفريني در آموزه هاي نبوي، نظم و استحکام و اکمال و اتمام کارهاست.رهاکردن کارهاي نيمه تمام و معطل گذاردن امکانات و سرمايه ها، درنظام کارآفريني برپايه ي آموزه هاي نبوي مطلوب نيست،بايد کارها مطابق اولويت و با برنامه شروع شود و به همان شکل خاتمه يابد؛ «جمال المعروف اتمامه».زيبايي کارخوب به اتمام و پايان رسانيدن آن است.درآموزه هاي نبوي خدا دوست دار کسي است که کار و تلاش را خوب به پايان برساند .
«
ان الله تعالي يحب اذا عمل احدکم عملاً يتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر کسي کاري را انجام مي دهد آن را درست انجام دهد .
«
ان الله يحب من العامل اذا عمل ان يحسن ».
نداشتن نظم درزندگي نتيجه اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتيجه اش اتلاف منابع است.اتلاف،بالاترين حد اسراف است.وقتي اسراف حرام باشد، اتلاف که نوعي اسراف و بالاترين حد اسراف است نيزحرام است.از اين رو،براي استفاده ي بهينه از زمان و از دست ندادن فرصت ها و جلوگيري ازاتلاف منابع،رعايت نظم و ترتيب و برنامه براي کارآفرين ضروري است .

بلند همتي و اراده ي قوي

درتعاليم نبوي،بربلندهمتي، جديت در کار و پرهيز از سستي و تنبلي تأکيد فراواني شده و رمزموفقيت درکارها به شمار مي آيد .
امروزه دربحث مديريت،ازويژگي هاي يک مديرموفق برخورداري وي از قدرت تصميم گيري و ريسک پذيربودن او است.درواقع بلندهمتي هم اين دو خصيصه را در بطن خود دارد،به طوري که اگرفرد داراي همت بلند باشد مي تواند وارد کارهاي بزرگ شده و با کارآفريني و راه اندازي فعاليت توليدي علاوه براين که درزندگي خود گشايشي ايجاد مي کند، به حال جامعه نيز سودمند باشد؛ «قدرالرجل علي قدر همته ».
درزمينه ي اشتغال و کارآفريني نيزبايد توجه داشت که هرچه همت و عزم و اراده ي انسان براي انجام کارها مهم تر و نوآوري و ابتکار و استحکام بيشتر باشد، نشان گرارزش متعالي تر اوست .

برنامه ريزي

عاقبت انديشي و برنامه ريزي مناسب، رکن اساسي پيشرفت و کمال يابي است.دراتخاذ خط مشي هاي کارآفريني لازم است از بلندپروازي اجتناب شود، زيرا اتخاذ استراتژي بلندپروازانه، وقتي که با توانايي هاي فرد و امکانات موجود در جامعه توازن و هماهنگي نداشته باشد، نتيجه اي جز شکست و به هدر دادن منابع جامعه دربرنخواهد داشت.از اين رو، دراتخاذ شيوه در برنامه هاي رشد و توسعه ي اقتصادي لازم است با توجه به امکانات موجود، شيوه و استراتژي رشد طوري طراحي شود که در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجيده و حساب شده، با توجه به امکانات، به مراتب نتيجه اي بهتر از انتخاب روش هاي شتابان و عجولانه دارد .

تأثير آموزه هاي نبوي درايجاد تحول اقتصادي در مدينه

تعاليم نبوي درمورد اهتمام به کار و تلاش توانست تأثير شايسته اي در رفتارهاي اقتصادي مردم و اوضاع اقتصادي مدينه داشته باشد.آشنايي با اصول اعتقادي و ارزش هاي ديني سبب گرديد تا انگيزه هاي نويني براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي در مردم مدينه به وجود آيد .
آن حضرت (ص)نه تنها در زمينه هاي گوناگون، از جمله اصول اقتصادي و سياست هاي مالي تعاليم جديدي را آورد، بلکه با زير و رو کردن نظام ارزش ها توانست مسائلي از قبيل غارت و چپاول گري، رباخواري و قماربازي را تا پايين ترين حد تنزل دهد، و در عوض کار و تلاش و کسب و کارحلال، و فعاليت هاي صحيح اقتصادي را در قالب عمل صالح به حد اعلي ترقي و تعالي دهد.برپايه ي اين انقلاب فکري و بينشي بود که آن حضرت (ص)، پس از استقرار در مدينه اقدام به برنامه ريزي در جهت اشتغال هرچه بيشترمسلمانان نمود که به برخي از اين تلاش ها در ادامه اشاره مي کنيم .

بستن عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات

پيامبر اکرم (ص)با بستن اين نوع قراردادها بين مهاجرين و انصار،علاوه بر آن که مهاجران بدون زمين و بيکاررا به کارکشاورزي وا داشت و سبب افزايش نيروي مهاجرين نيزگرديد، توليد و بهره وري زمين هاي زيرکشت انصار را هم بالا برد .

لغو انحصاري بودن تجارت

آن حضرت (ص)با ايجاد عقد مضارعه در بين افراد توانست به تهيه سرمايه و امکانات حمل و نقل براي تجارت زمينه ي مناسبي را براي آن ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد .

واگذاري زمين براي کشاورزي و کارهاي خدماتي

واگذاري اين زمين ها،که براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي انجام مي شد، توانست به کار و تلاش درجهت ساختن واحدهاي مسکوني، حمام، بازار، احياي اراضي موات و...رونقي خاص بخشد و درنتيجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد .

استفاده ازانفاقات واجب مالي

آن حضرت (ص)، با استفاده و به کارگيري از دريافت هاي واجبات مالي، مانند خمس و زکات و ديگرانفاقات توانست براي بيکاران، فرصتي را به وجود آورد و به آنان امکان دهد تا از اين طريق وسيله ي کار فراهم سازند و مشغول به کار شوند .

بهره گيري از غنايم جنگي

پيامبر اکرم (ص)با بخشيدن غنايم جنگي به مجاهدان، آنان را به طور غيرمستقم در تهيه ي وسايل کارو اشتغال کمک مي نمود .

به کارگيري انفال

حق مالکيت منابع طبيعي ازقبيل معادن، کوه ها، آب، جنگل ها، زمين هاي بي صاحب، اراضي موات و بايرکه در قالب انفال قرار داده شدند،ازآن خدا و پيامبرعظيم الشأن (ص)و زمامداران حکومت اسلامي است.ازاين رو، زمامدارحکومت اسلامي، با در نظر گرفتن شرايط و مصالح عامه، مي تواند اين منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، دراختيار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نيازهاي اجتماعي کند .
قبل از اسلام برنامه بر اين بود که قدرت هاي محلي قسمت هايي از اراضي، مراتع و نيزارها و ديگر منابع طبيعي را، بدون هيچ گونه کار و تلاشي اختصاص به خود مي دادند،و منابع بهره گيري ديگران مي شدند و از طريق باج گيري،به ديگران حق بهر برداري مي دادند.پيامبر اکرم (ص)با نهي اين عمل، راه را براي بهره گيري تمامي افراد باز نمود و حق ماليکت ثروت هاي غيرمنقول براساس کار و کوشش قرار گرفت .

برقراري ثبات درنظام اقتصادي

با توجه به آنچه گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت که تثبيت نهادهاي اخلاقي عملي در سيره نبوي به عنوان يک حرکت کارساز درپديد آمدن و حفظ و نگهداري روابط انساني درتقويت و ايجاد کارآفريني نقش اساسي دارد. همچنان که تشويق آحاد مردم به همکاري با يکديگر،تبليغ اخوت و نوع دوستي، ايثار و درستکاري،حفظ قراردادها، و ممنوعيت کاربرد هرنوع حيله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه هاي بالندگي اقتصادي شاخص هاي کارآمدي و کارآفريني نظام اقتصادي نبوي را مي رساند .
تحريم ربا،تحريم کنز، تحريم رشوه،تحريف اسراف و تبذير،تشويق به کاهش مصرف، تشويق به کارگروهي، تشويق به کار شرافت مندانه،و عبادت تلقي کردن کوشش براي امرارمعاش، تثبيت و نهادينه ساختن توجه به حقوق کارگر، مانند پرداخت حقوق کارگر پيش از اتمام کار،ارتباط دادن رضايت اخروي خداوند به کوشش مولد دراموردنيوي، درساختار و مرکزيت نظام اقتصادي مي تواند ثبات و پايداري را به ارمغان آورد، به تعبيررسول مکرم اسلام (ص):«من طلب الرزق في الدنيا استعافافا من الناس و توسيعا علي اهله لقي الله يوم القيامه و وجه مثل القمر ».

اشتغال و کارآفريني در شرايط اقتصادي موجود کشور

بي ترديد اگرآنچه به عنوان معيارو اصول کارآفريني در آموزه هاي نبوي از آن نام برده شد،درجامعه ي ما مورد استفاده قرار گيرد،به عنوان فرهنگکارآفريني درجامعه نهادينه شود و در نتيجه افراد خود را پاي بند به اين اصول بدانند، آيا جايي براي اين نگراني در کشور در رابطه با ايجاد اشتغال، از طريق طرح هاي زودبازده و اشتغال زا که وزارت کار و اموراجتماعي با دادن تسهيلات اعطايي به کارآفرينان، آن را در دستورکار خود قرار داده است، باقي مي ماند؟
آنچه که از نامه ي رئيس کل بانک مرکزي به رياست جمهوري برمي آيد، گوياي نگراني جدي است، به حدي که به تصريح رئيس کل بانک مرکزي حدود 46 درصد از طرح هاي زودبازده وجود خارجي ندارند .
نامبرده در نامه ي خود اين گونه اظهارمي دارد که :
نسبت اشتغال ايجاد شده به اشتغال پيش بيني شده در طرح ها، حداکثر 2/8 درصد است.15 درصد طرح ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته اند و 46 درصد طرح ها وجود خارجي ندارند.مبلغ سرانه ي وام پرداختي براي ايجاد اشتغال يک شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينه ي ايجاد هرشغل 4/6 ميليارد ريال بوده است .
اين در حالي است که افزود بر نگراني ياد شده، اگر اعتبارات تخصيصي به طرح هاي زودبازده به سبب آنچه که در نامه ي رئيس کل بانک مرکزي آمده است، نتواند برمبناي قراردادها به موقع بازپرداخت شود، اين عدم بازگشت اعتبارات که درواقع به معناي عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانک هاست، نوعي زيرپانهادن اصول امانتداري و يا عدم پاي بندي وکيل به خواسته هاي موکل است.کم ترين نتيجه ي اين گونه مسائل،سلب اعتماد عمومي است، که سبب مي شود سپرده گذاران به پس انداز که شالوده ي هرسرمايه گذاري است، کمتر تمايل از خود نشان بدهند، نتيجه ي اين عدم تمايل رفتن پول به جاي پس انداز،درچرخه ي خريد و فروش بازار دلالي است، که نتيجه ي آن افزايش بي جهت بهاي کالاها و افزايش تورم است .

نتيجه گيري

کارو کارآفريني مهم ترين مسأله ي اجتماعي و فرآيندي انساني و اجتماعي است که با دگرگوني اقتصادي ـ اجتماعي پيوند محکمي دارد براين اساس، اهميت و ضرورت افراد کارآفرين درجامعه مشخص مي شود.بررسي ها نشان از آن دارد که به دليل نبود فرهنگ کارآفريني و بي توجهي به اصول و معيارهاي کارآفريني درآموزه هاي ديني، دولت برخلاف انتظار خود نمي تواند توفيق چنداني در دستيابي به اهداف خود در دادن تسهيلات به کارآفرينان در قالب طرح هاي زودبازده به دست آورد.از اين رو، آموزش و تربيت کارآفرين يک ضرورت زيربنايي براي توسعه کشور و کاهش نرخ بيکاري است.دراين راستا ضرورت دارد مراکزي ويژه اي را در جهت حمايت از کارآفرينان بالقوه تأسيس کرده که ضمن آموزش هاي ويژه براي توسعه، مباحثي همچون توانايي ها و انگيزش افراد را نيز در برگيرد .
هر چه اصول و معيارهاي کارآفريني در يک جامع نهادينه تر باشد، توانايي آن جامعه براي تربيت و جذب کارآفرينان،سرمايه ها، مغزها و نورآوري ها بيشتر، و درنتيجه شتاب رشد اقتصادي و اشتغال و امنيت اجتماعي براي شهروندان افزون ترخواهد شد .


[دوشنبه 10 خرداد 1389 ]  [9:52 PM]  [مرجان ب]
اگر از افراد عادی پرسیده شود که کارآفرینی چیست احتمالا خیلی ساده آن را به آفریدن کار، خلق و ایجاد آن معنا می‌کنند. حتی ممکن است به شوخی بگویند یعنی کار دست کسی دادن.
البته با توجه به لفظ کارآفرینی که ترجمه‌ای است ناشیانه از واژه Entrepreneurship پاسخی کاملا طبیعی است اما این معنا را به مفهوم اشتغال‌زایی می‌رساند که با کارآفرینی بسیار متفاوت است.
در واقع اشتغال‌زایی از نتایج مهم کارآفرینی است. «کارآفرینی فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فرد از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها است.»
به عبارت خیلی ساده‌تر یعنی ساختن از هیچ!
کارآفرینان کسانی هستند که با نگرشی متفاوت محیط خود را بررسی می‌کنند و فرصت‌هایی را کشف می‌کنند که تا به حال کمتر کسی به آن توجه داشته است.
گاهی کارآفرینان ایده‌هایی را مطرح می‌کنند که به نظر احمقانه می‌آید و یا دست کم ناکارآمد به نظر می‌رسد. اما کارآفرینان برای رسیدن به اهداف خود ریسک قابل قبولی را می‌پذیرند و با تلاش و پشتکار ایده خود را به ثمر می‌رسانند. ابتکار و خلاقیت ریسک‌پذیری معقول و اعتماد به نفس از جمله ویژگی‌هایی هستند که همواره همراه کارآفرینان است.
در نتیجه فعالیت‌های کارآفرینان، تحرک و پویایی در بخش‌های مختلف از جمله بخش‌های صنعتی، بازرگانی، کشاورزی، تولیدی و ... به وجود می‌آیند. در واقع همه بخش‌های اقتصادی را توسعه می‌دهد.
در ابتدا کارآفرینان به صورت مستقل کار خود را آغاز می‌کردند. تعداد قابل توجهی از آنان در ابتدای امر کسانی هستند که از محل کار خود ناراضی بوده‌اند. زیرا چنین کسانی دوستدار تغییر و خلاقیتند، در حالی که سازمانی که برای آن کار می‌کردند از آنها انتظار داشتند تنها به انجام دستورات و وظایف ابلاغ شده فکر کنند نه چیز دیگر. اما پس از آنکه سازمان‌ها متوجه شدند که کارآفرینان مستقل گوی سبقت را از آنان ربوده‌اند، به فکر چاره افتادند و ترتیبی دادند که فرایند کارآفرینی در سازمان آنها نیز شکل بگیرد. بدین ترتیب پس از کارآفرینی مستقل کارآفرینی سازمانی نیز شکل گرفت.
درست است کارآفرینان بسیار انعطاف‌پذیرند و با شرایط محیط سازگاری بالایی دارند، اما برای ایجاد چنین روحیه‌ای در فرد یا افراد جامعه می‌بایست بسترهای آن فراهم باشد. از بسترهای لازم برای کارآفرینی نوع نظام سیاسی است. اگر ساختار حکومت متمرکز و هرمی شکل باشد، کارآفرینی، آن طور که باید در جامعه شکل نمی‌گیرد. در حکومت های توسعه نیافته حاکمیت بی‌قانونی است در چنین حکومتی ناامنی و بی‌ثباتی و در نتیجه هرج و مرج وجود دارد این ناامنی شامل ناامنی در سرمایه‌گذاری هم می‌شود حکومت‌های اقتدارگرا تلاش دارند تا فعالیت‌های اقتصادی را در انحصار خود داشته باشند چرا که می‌خواهند قدرت تنها برای خودشان باشد. در نتیجه نه تنها حمایتی از کارآفرینان نمی‌کنند، بلکه از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا مانع آنها شوند. تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که به علت اتکای حکومت به درآمد حاصل از فروش نفت بنابراین عدم اتکای اقتصادی آنها به طبقات و اقشار مردم تضاد میان حکومت و مردم بیشتر شده و فاصله عمیقی بین این دو به وجود داشت که این خود یکی از عوامل مهم در بوجود نیامدن کارآفرینی تاکنون شده است. هر چند حکومت‌ها و دولتمردان نمی‌توانند کارآفرینی کنند اما می‌توانند با ایجاد شرایط مناسب شکوفایی و رشد کارآفرینی را تسریع کنند. ایجاد نظام مالیاتی مناسب، تهیه قوانین شفاف و روشن احترام به آن، ایجاد آزادی عمل در چارچوب قانون برای کارآفرین و داشتن سهم کم دولت در معیشت‌های اقتصادی از جمله اقدامات مهم در این زمینه است.
بستر دوم مورد نیاز کارآفرینی فرهنگ است. فرهنگ نقش مهمی در این زمینه ایفا می‌کند و به عبارتی ما نیازمند فرهنگ کارآفرینی در میان اکثریت جامعه هستیم. اگر فرهنگی مال‌اندوزنی را ناپسند بداند (مثل فرهنگ سنتی جامعه ایران) کاملا طبیعی است مردمی که چنین نگرشی دارند برای تولید ثروت چندان به کسب و کار نپردازند و تنها به نیازهای روزانه خود اکتفا کنند کسانی هم که مال و ثروتی داشته باشند، سعی می‌کنند تا آن را از چشم دیگران پنهان کنند چرا که در چنین فرهنگی
هر که افزود بر سیم و زرش یا خودش دزد بوده یا پدرش
حکومت نیز در تربیت چنین فرهنگی نیز موثر است حکومتیان «اهل کسب و کار را سودپرست، استعمارگر و غارتگر می‌شناختند که فقط دنبال جمع‌آوری پول و ثروت هستند و به عنوان دولتمردان وظیفه خود می‌دانستند که مردم را در مقابل این گروه حفظ وحراست کنند.
در مقابل فرهنگ غرب برای ایجاد پدیده کارآفرینی، پیروی از سود شخصی را به نفع جامعه می‌داند و رقابت در بازار را می‌ستاید و به جامعه هشدار می‌دهد که پیروی از سود شخصی را جامعه بر وی تحمیل می‌کند تا جامعه از کوشش و کار خود بهره‌گیری بهتر کند.
خسروشاهی در کتاب خود، فرهنگ غرب و نیز رابطه آن با حکومت را چنین بیان می‌کند: «فرهنگ غربی بازاری، اهل کسب را برای به دست آوردن سود شخصی و کارآفرینی و رهبری و مدیریت و رشد و توسعه موسسه در چارچوب قواعد و ضوابط رقابت آزاد می‌ستاید و به وی احترام می‌گذارد. وقتی جوان بودم وبا تربیت اسلامی بزرگ شده و به دانشگاه وارد شدم، خواندن کتاب ثروت مال آدام اسمیت مرا به یاد گلادیاتور‌های امپراتوری رم می‌انداخت که جامعه رومی انتظار داشت حکومت آنها را پرورش داده و بار آورده که در میدان مبارزه و رقابت همدیگر را خونین و مالین کرده و حتی بکشند و درباریان و حکومت‌‌گران و تماشاچی‌ها از تماشای آن لذت برند!
این کاملا طبیعی است. زیرا کارآفرینان از کمترین امکانات بهترین و بیشترین استفاده را می‌برند تا علاوه بر آن که رقیبان خود را کنار بزنند هم خود به سود و ثروت می‌رسند هم خود به خود دیگران را از نتایج فعالیت‌های خود منتفع می‌کنند. فعالیت‌های آنان بسیاری از مسائل را مانند بیکاری، تورم و رکود اقتصادی حل می‌کند. به علاوه برای اینکه بتوانند ایده‌های خود را عملی کنند، به نیروهای متخصص نیازمندند. که برای این کار افراد را در شرکت خود یا تحت حمایت خود؛ به بهترین شیوه آموزش می‌دهند و در توانمند کردن آنها نهایت سعی و کوشش را به کار می‌گیرند. در نتیجه افراد جامعه در راستای نیازهای کشور آموزش می‌بینند. چنین افرادی فرهنگ جامعه را به سمت کار و تلاش، نوآوری وخلاقیت، تحرک و پویایی، داشتن اعتماد به نفس، کار گروهی و ... می‌‌کشانند. همچنین باعث می‌شوند که حکومت و ملت در مقابل هم قرار نگیرند. به معنای دیگر کارآفرینان فاصله این دو را پر می‌کنند. همه این موارد خوشنودی دولت و ملت را به همراه دارد.

[یک شنبه 9 خرداد 1389 ]  [10:11 AM]  [مرجان ب]
در سالهای اخیر،زنان که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند،گرایش  بیشتری به تحصیلات پیدا کرده اند و نرخ ورود زنان و دختران به دانشگاهها ،سال به سال در حال افزایش است.یکی از راهکارهای مهم جهت اشتغال زنان ،توسعه کار آفرینی  در میان آنان می باشد.

ایجاد تفکر کار آفرینی  و ورود به کسب و کار در میان بانوان کشور،خصوصا دانش آموختگان دانشگاهی،با توجه به دانش و مهارتی که در رشته تخصصی دانشگاهی خود فرا گرفته  و امکان ایجاد کسب و کار به صورت فردی  و یا گروهی در رشته خود را دارند،باعث می شود که آنها با بهره گیری از استعدادهای بالقوه خود،افرادی خلاق،نو آور و کار آفرین شوند و خود را باور نمایند که این خود باوری نه تنها منجر به تسلط و موفقیت آنها در زندگی شخصیشان می شود،بلکه بسیاری از نا هنجاری های فکری و روانی که امروز با آن دست به گریبان هستند را کاهش داده و آنان را به جایگاه واقعی خود می رساند.

کارآفرینی به نوبه خود فر آیند پیچیده ای است که عوامل متعددشخصیتی،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و...در آن تاثیر گذار می باشد و شاید همین پیچیدگی و ناهمواری توجیه کننده میزان قابل توجه عدم موفقیتبانوان در کار آفرینی و اساسا

عدم ورود ایشان به فعالیتهای کار آفرینانه باشد.از این رو شناسایی عوامل موثر در فرآیند راه اندازی یک فعالیت کار آفرینانه،از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در این مقاله پس از بیان ضرورت توسعه کار آفرینی در میان دختران دانشگاهی،مروری بر وضعیت کار آفرینی زنان در ایران خواهیم داشت.سپس با استناد به نتایج تحقیق انجام شده در این زمینه ،راهکار های تسهیل فرآیند راه اندازی فعالیتهای کار آفرینانه توسط دختران و زنان دانشگاهی ارائه می گردد.

مقدمه

زنان بیش از 49 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند و بیش از 11 درصد آنها از نظر اقتصادی فعال می باشند.میهن اسلامی ما ایران،دارای جمعیتی جوان است که جوانی جمعیت سرمایه ای ارزنده در اختیار برنامه ریزان کشور قرار داده است.از سوی دیگر تمایل زنان و دختران به تحصیلات دانشگاهی  در سالهای اخیر افزایش یافته و بیش از 65 درصد ورودز دانشگاهها را دختران به خود اختصاص داده اند.توسعه کار آفرینی در شرایط امروز به عنوان یکی از بهترین راههای ایجاد اشتغال است.

ضرورت توسعه کار آفرینی خصوصا کار آفرینی زنان در شرایط کنونی

امروزه،جوامع با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبرو هستند.تحولات و دگرگونیهای نظام اجتماعی –اقتصادی عصر حاضر،ناشی از پیشرفتهای شگرف علمی و تکنولوژیک است که به نوبه خود منجر به دیدگاهها و ضرورتهای جدیدی  شده است.برای پاسخ به این نیازها وهمراهی با تحولات و دگر گونیهای مزبور،دیگر نمی توان به روشها و فر آیندهای موجود اکتفا کرد.از این رو تضمین و تداوم حیات و بقای جوامع،نیازمند ارایه راهها و روشهای جدید به منظور مقابله با مشکلات است.به همین خاطر است که نو آوری،ابداع،تولید محصول جدید،فرآیندها و روشهای نو،بیش از پیش ضرورت می یابد.

به منظور استفاده بهینه از تواناییهای زنان و دستیابی به توسعه اقتصادی،باید نقش کارآفرینی زنان را در توسعه همه جانبه به ویژه توسعه اقتصادی تقویت نمایند.

در این راستا سیاستهای حمایتی مناسب در تقویت ویژگیهای کار آفرینانه و بقای روحیه کارآفرینی در میان زنان نقش مهمی ایفا می کند.

امروزه در عرصه جهانی،زنان خلاق،نوآورومبتکر به عنوان کار آفرینان،منشأ تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی،تولیدی و خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادی ،قهرمانان ملی و توسعه دهندگان صنعتی،مشوقان سرمایه گذاری،عاملین ایجاد اشتغال،گزینه های اصلی انتقال فناوری و عاملین رفع خلل و تنگناهای بازار ،تبیین یافته است.

چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می آیند،از این رو پرورش نیروهای خلاق و نو آور ،یکی از مباحث مهم در سطح صنعت،خدمات و دانشگاه می باشد.

عصر حاضر،عصر دانایی و خلاقیت و عصر تلفیق اندیشه ها و ابتکارات است.توجه به کار آفرینی در توسعه و پیشرفت بسیار اهمیت دارد.کار آفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر جوامع بشری است؛منبعی که به توان و خلاقیت انسانها بر می گردد.

افزایش میزان توجه مدیران به این موضوع حساس و ضروری در جامعه در حال رشد ما ،زمینه مناسبی برای بروز استعدادهای زنان و دختران کار آفرین،به منظور توسعه اقتصادی کشور فراهم خواهد ساخت تا از این طریق بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر  گرانبها و پایان نا پذیر به نحو احسن استفاده نماییم.

وضعیت کارآفرینی زنان در ایران

وزارتخانه ها و نهادهای دولتی،از خود اشتغالی حمایت می کنند.این حمایتها به صورت عمومی است و زنان نیز همچون مردان در حد امکان از آن بهره مند می شوند.از این حمایتها می توان به طرح خود اشتغالی  وزارت کار و امور اجتماعی ،کمکهای مالی بانک کشاورزی و حمایت ها و کمکهای وزارت تعاون اشاره کرد.بانک کشاورزی و وزارت تعاون از تعاونی های با 70 درصد عضو زن حمایت می کنند.نهادهای غیر دولتی نیز،که در حول چهار محور عمده فرهنگی-اجتماعی،صنفی- تخصصی،خیریه ای و سیاسی فعالیت می کنند؛در زمینه گسترش فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی زنان به ویژه کارآفرینی آنان در حد توان خود نقش ایفا می کنند.

معرفی تحقیق انجام شده روی زنان و دختران کارآفرین دانشگاهی ایران

با توجه به وضعیت جمعیتی،تحصیلی و اشتغال زنان در ایران و به منظور ارائه راهکار های عملی جهت توسعه کارآفرینی زنان و دختران دانشگاهی ایران،تحقیقی با عنوان طراحی و تبیین الگوی راه اندازی فعالیت کار آفرینانه توسط زنان و دختران دانشگاهی ایران در سال 1381 در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف تعریف گردید.

از مهم ترین دستاوردهای این تحقیق،شناسایی حدود 200 زن کارآفرین دانشگاهی ایرانی می باشد که با تلاش یک ساله و همکاری کلیه اعضا تیم پروژه- که متشکل از 10 دانشجوی برجسته دانشگاهی می باشد-امکان پذیر شد.در این تحقیقپس از مرور ادبیات کارآفرینی زنان و فرآیند راه اندازی فعالیت کارآفرینانه توسط زنان و دختران دانشگاهی به دست آمد.

وضعیت زنان و دختران کارآفرین دانشگاهی ایران

میانگین سنی زنان کارآفرین شرکت کننده در تحقیق انجام شده در ایران،34 سال می باشد که 76 درصد از آنها متأهل میباشند.قبل از کارآفرین شدن،22 درصد دانشجو،5 درصد کارمند تمام وقت در یک شرکت دولتی،25 درصد کارمند تمام وقت در یک شرکت خصوصی18 درصد کارمند پاره وقت،1 درصد بیکار ،8 درصد خانه دار و بقیه کارفرما بودند.

مهمترین انگیزه ها و اهداف زنان کارآفرین ایرانی به ترتیب اولویت عبارت بودند از:

رضایت شخصی،اثبات شایستگی های خود،کمک به دیگران،داشتن قدرت و موقعیت اجتماعی برتر و استقلال مالی

نوع کسب و کارهای ایجاد شده توسط زنان کارآفرین ایرانی،44 در صد تولیدی و 56 درصد خدماتی است.درمطالعه ادبیات کارآفرینی زنان مشاهده شد که زنان کسب و کار خود را بیشتر در زمینه خدماتی ایجاد می کنند.

نوع فعالیتها به شکل 39 درصد فعالیت فرهنگی-هنری-آموزشی،14 درصد صنایع غذایی،6 درصد حمل و نقل،4 درصد بازرگانی،4 درصد تولید و آموزش بافت فرش و 4 درصد نیز خدمات مشاوره ای بوده است.

نتیجه گیری و پیشنهادات

راهکار های ذیل جهت توسعه کارآفرینی زنان و دختران دانشگاهی ایران پیشنهاد می گردد:

تقویت انگیزه کارآفرینی در زنان و دختران دانشگاهی

ارائه آموزشهای تخصصی و کاربردی در زمینه کارآفرینی

پرورش خلاقیت از دوران کودکی

معرفی الگوهای موفق کارآفرین

- حمایت از زنان کارافرین  در مرحله راه اندازی کسب و کار

- معرفی فرصتهای کارآفرینی زنان،خصوصا در دانشگاهها

- اصلاح سیاستها و قوانین موجود،در جهت حمایت از کارآفرینی زنان

- تدوین سیاستهای جدید در حمایت از زنان کارآفرین

- تقویت تشکلهای زنان کارآفرین

- ایجاد مراکز رشد کارآفرینی زنان

- اعطای تسهیلات مناسب به صاحبان ایده های خلاق

زهرا آراستی


[جمعه 7 خرداد 1389 ]  [8:15 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4