مقدّمه


مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاریخ، گویاى این حقیقت است كه یافتن شیوه هاى مناسب براى بقاى بهتر و بیش تر (سعادت)، از مهم ترین دغدغه هاى خاطر تمامى انسان هاست و همواره براى نیل به این هدف، تلاش هاى فراوانى صورت گرفته و رنج هاى طاقت فرسایى تحمل شده است.گستردگى، ظرافت و در هم تنیدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از یك سو، و پیوندهاى او با دیگر كاینات از سوى دیگر، آن چنان پیچیده و اعجاب انگیز است كه تمامى جستوجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه جانبه و دقیق انسان واداشته، و طنین فریاد «انسان موجود ناشناخته» را در زمین و زمان پراكنده است. در این میان، انبوه عظیمى از نظریات از سوى صاحب نظران در زمینه هاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (كه در آن ارائه راه هاى دست یابى به تولید، توزیع و مصرف بهینه كالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.در كنار دنیاى بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانى، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن كریم، اعجاب هر اندیشمندى را سخت برمى انگیزاند; و به راستى كه عالم قرآن كریم بسى گسترده تر و داراى افقى فراتر و اعماقى ژرف تر از گستره و عمق وجودى انسان و دیگر مظاهر طبیعى است...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در دوشنبه 29 فروردین 1390  ساعت 5:43 PM نظرات 0

استاد مطهرى در باره ى پیوند اسلام با اقتصاد مى نویسد:« اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیر مستقیم؛ پیوند مستقیم دین اسلام با اقتصاد از آن جهت است كه مستقیماً یك سلسله مقررات اقتصادى در باره مالكیت، مبادلات، مالیات، حجرها، ارث، هبات، صدقات، وقف، مجازات هاى مالى در زمینه ى ثروت و غیره دارد.... پیوند غیر مستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است .در این جهت برخى مذاهب دیگر نیز كم و بیش چنین مى باشند. اسلام مردم را توصیه مى كند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار و منع دزدى، خیانت، رشوه؛ همه این ها در زمینه ثروت است ».معلم شهید ضمن بیان دو نوع روابط اقتصادى؛ یعنى روابط تكوینى یا طبیعى و روابط اعتبارى یا قانونى به رابطه تأثیر و تأثر میان آنها معتقد است. وى در تعریف این دو دسته مى نویسد: «روابط طبیعى عبارت است از یك سلسله روابط على و معلولى كه خواه ناخواه در امور اقتصادى پیش مى آید، مثل روابط مربوط به عرضه و تقاضا و بها در اقتصاد آزاد و مبادله اى: تورّم پول، افزایش و كاهش قیمتها، بیكارى، بحران اقتصادى، سود، ضرر، مزد، مالیات و امثال اینها؛ اما روابط اعتبارى و قراردادى، عبارت است از قوانین مربوط به حقوق و مالكیتهاى شخصى یا اشتراكى».

ایشان در ادامه این تقسیم بندى مى نویسد: «هم مقررات اجتماعى خاص، جریانات طبیعى اقتصادى خاصى را به دنبال خود مى آورد و هم روابط و آثار طبیعى، خواه ناخواه یك سلسله مقررات جدیدى را ایجاب مى كند». به عبارت دیگر، ما دو نوع روابط اقتصادى داریم: روابط طبیعى؛ و روابط اعتبارى و قراردادى. از لحاظ روابط طبیعى، علم اقتصاد، علم به قوانین طبیعت است آنچنان كه هست؛ یعنى یك علم نظرى است و اختلاف نظر در این علم، از قبیل اختلاف نظر در علوم نظرى است و البته كمتر هم مورد اختلاف خواهد بود ولى از لحاظ روابط اعتبارى، علم اقتصاد، علم به روابط است آنچنان كه باید باشد و از همین لحاظ، مسأله عدالت و ظلم و خوب و بد و شایسته و ناشایسته به میان مى آید و به اصطلاح جنبه اخلاقى دارد. علم اقتصاد به معنى اول، اصول و مبادى اى دارد. هیچ یك از قوانین و مقررات علم اقتصاد به معناى دوم، تأثیرى در نوع اول ندارد، مگر آنگاه كه به مرحله عمل و واقعیت عینى برسد؛ زیرا امور اعتبارى از آن جهت كه اعتبارى هستند، به هیچ وجه در امور عینى و واقعى تأثیر ندارند، مگر بعد از آن كه به مرحله عمل در آیند ولى قواعد و قوانین علم اقتصاد نظرى در علم اقتصاد عملى مؤثر است...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در دوشنبه 29 فروردین 1390  ساعت 5:40 PM نظرات 0

شما هر روز با واژه‌ي جهاني شدن (globalization) از طريق اخبار، خواندن روزنامه هايا شنيدن از مردم بطور اتفاقي مواجه مي‏شويد كه بنظر مي‏رسد در هر مورد از معناي متفاوتي برخوردار است . پس جهاني شدن چيست؟
جهاني شدن در سطوح بالاي اقتصادي و سياسي، فرآيند خصوصي سازي بازارها، سياست‌ها و سيستم‏هاي حقوقي و به عبارت ديگر جهش در اقتصاد جهاني است. پيامدهاي اين تغيير ساختار اقتصادي و سياسي بر اقتصاد داخلي، رفاه و آسايش بشر و محيط زيست، موضوعي براي بحث آزاد در بين سازمان‌هاي بين‏المللي ، مؤسسات دولتي و دانشگاهي دنيا گشته است .
در سطح تجاري و بازرگاني، زماني از جهاني شدن سخن به ميان مي‏آوريم كه شركت‌ها تصميم مي‏گيرند در پديد آمدن و شكل گرفتن اقتصاد جهاني شركت نمايند و موقعيت خودشان را در بازارهاي خارجي تثبيت كنند . آن‌ها ابتدا محصولات و خدماتشان را با توجه به آخرين مقتضيات فرهنگي و زباني كاربر منطبق مي‏كنند و سپس از تحول عظيم اينترنت حداكثر استفاده را مي‏نمايند و به‌طور مجازي با استفاده از يك وب سايت اشتراكي چند زبانه در‏مراكز‏تجاري‏بين‏المللي‏حضور‏مي‏يابند...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در دوشنبه 29 فروردین 1390  ساعت 5:37 PM نظرات 0


اهمیت پردازش الگوی انسان اقتصادی در نظریه‌پردازی‌های اقتصادی، هر اقتصاددان مسلمان را وا می‌دارد تا پیش از داخل شدن در هر گستره اقتصادی، درباره این موضوع بیندیشد. برخی از مبانی فلسفی اسلام می‌تواند ما را در پردازش انسان اقتصادی یاری دهد. در گستره خداشناسی، آموزه‌های «توحید افعالی» رابطه‌ای خاص بین خداوند و انسان برقرار می‌سازد که در آن، از انسان سلب اختیار نشده و از طرف دیگر نیز آن‌گونه نیست که در این جهان به خود واگذار و رها شده باشد. «توحید عبادی» نیز ویژگی‌های رابطه مزبور را دقیق‌تر نشان داده، تأکید می‌کند که دخالت پروردگار در امور انسان از دو جنبه تکوینی درباره انسان، با آفرینش امور فطری تحقق یافته که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری» دو نمونه از آن است. توحید عبادی تشریعی نیز از مبانی خداشناسی شناخت وحیانی بوده، جایگاه آن را در بین دیگر منابع شناخت معین می‌کند.

پس از مبانی خداشناسی به جهت سنخیت با موضوع انسان اقتصادی، باید به مبانی انسان‌شناسی پرداخت تا از آموزه‌‌های اسلامی، عناصری استخراج شود که در ترسیم این الگو به طور کامل مؤثر باشد. مبانی انسان‌شناسی اسلام، «فطرت» را مهمترین ویژگی مشترک همه انسان‌ها در نظر گرفته است.

از امور فطری که در شناسایی ویژگی‌های انسان‌ اقتصادی تأثیر دارد، «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» و نیز «مطلق‌گراییِ» نفس است. با پذیرفتن «مطلق‌گرایی» به صورت یکی از امور فطری می‌توان پیش‌بینی کرد که بیشینه‌سازی به گونه‌ای که بتواند امور غیر مادی را نیز پوشش دهد یکی دیگر از ویژگی‌های الگوی فرضی انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام است؛ «لذت‌پذیری و الم‌گریزی انسان» نیز باید با توجه به یکی دیگر از مبانی انسان‌شناسی اسلام یعنی «تجرد و بقای روح» مطرح شود. با ترکیب آموزه‌های مزبور می‌توان انتظار داشت که در گستره هستی‌شناسی هر نظریه‌پردازی که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» را از ویژگی‌های مشترک هر انسانی بداند، در پردازش الگوی انسان اقتصادی باید «حداکثرسازی بهره‌مند‌ی‌ها یا لذات» را از ویژگی‌های مطرح شده در آن الگو لحاظ کند؛ البته این ویژگی دارای حالت‌های گوناگون است که با توجه به مبانی ارزشی اسلامی، ‌یکی از آنان برگزیده و انسان اقتصادی مطلوب معرفی می‌شود.

مبانی جهان‌شناسی اسلام، جنبه دیگری از الگوی انسان اقتصادی را روشن می‌کند. شامل بودن هستی از دو بخش اساسی طبیعت و ماورای طبیعت و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر از عناصر این گستره هستند که باید به آنها توجه شود. نظام سرمایه‌داری با پذیرش عدم تأثیرپذیری این دو از یکدیگر،‌ الگوی خاصی را برای انسان اقتصادی مطرح کرد. با توجه به اهمیت این تأثیرپذیری در ترسیم جایگاه انسان در هستی‌شناسی می‌توان انتظار داشت از آنجا که مبانی جهان‌شناسی اسلام چنین تأثیرپذیری را می‌پذیرد، می‌تواند معرف الگوی دیگری برای انسان باشد. با مطالعه دیدگاه اسلام درباره روابط حاکم بین طبیعت و ماورای طبیعت می‌توان تأثیرگذاری چنین جهان‌شناسی را بر الگوی انسان اقتصادی پی گرفت. از مهمترین روابطی که قرآن کریم در این‌باره به معرفی آنها پرداخته، «امدادهای غیبی»، «ابتلاء» و «هماهنگی تلاش و پاداش» است. روابط مزبور افزون بر این می‌تواند در تبیین و تحلیل قاعده رفتاری الگوی انسان اقتصادی مطلوب که با توجه به مبانی ارزشی اسلام معرفی خواهد شد، مورد استفاده قرار گیرد.
بهترین روش برای شناسایی ویژگی‌های انسان اقتصادی مطلوب در فرهنگ دینی، ردیابی ویژگی‌های «انسان کامل» است. انسان کامل که قرآن کریم با عنوان «عباد الرحمن» از آنها یاد کرده در گستره‌های گوناگون رفتاری ویژگی‌های خاص دارد. در گستره رفتارهای اقتصادی، مهمترین ویژگی که به آن اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن این ویژگی به تلاش دیگری نیاز دارد که به نظر می‌رسد شناخت وحیانی به خوبی از عهده آن بر می‌آید. در «اخلاق اسلامی» و «فقه اسلامی» می‌توان مبانی را یافت که با استفاده از آن ثابت می‌شود، تعریف اعتدال به برداشت ویژه از عنصر «بهترین ترکیب» در تعریف ارائه شده برای الگوی انسان اقتصادی باز می‌گردد. در این برداشت باید ترکیب بین بهره‌مندی‌های گوناگون به گونه‌ای باشد که هیچ‌یک از آنها مورد غفلت و فراموشی قرار نگیرد و جای خود را به دیگری ندهد .

دانشنامه رشد





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در دوشنبه 29 فروردین 1390  ساعت 5:36 PM نظرات 0

.. قرار داده است بطور نمونه: « لايؤاخذكم الله باللغو في ايمانكم ...لعلكم تشكرون »[1]. خداوند شما را به سوگندهاي بيهوده تان مؤاخذه نمي كند... باشد كه سپاسگزاري كنيد.
19 . موارد مصرف
قرآن استفاده از همه نعمت‌هاي الهي را براي مسلمانان جايز دانسته و لكن چيزهاي پست و خبيث و مضر را منع فرموده است.
« يحلّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث »[2]. و براي آنان چيزهاي پاك را حلال و چيزهاي ناپاك را برايشان حرام مي گرداند.
20 . رزاقيت الهي
در جاي جاي قرآن مجيد به رزاقيت الهي اشاره شده و روزي بندگان را بدست او مي‌داند و خداوند متعال خود را متعهد به دادن روزي مخلوقات مي‌داند.
« و ما من دابة في الارض الّا علي الله رزقها...»[3]. و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر (اينكه) روزي اش بر عهده خداست... .
21 . نهي از اسراف و توصيه به ميانه‌روي
اسراف در مصرف، منشأ بسياري از مشكلات اقتصادي مي‌گردد و نهي از اسراف و تعادل در مصرف و حتي در انفاق مورد تأكيد قرآن قرار گرفته است.
« و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً »[4]. و كساني اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي كنند و نه تنگ مي گيرند، و ميان اين دو (روش) حد وسط را بر مي گزينند.
22 . شكرگزاري در برابر نعمت
قرآن شكرگزاري در برابر نعمت را از عوامل ازدياد نعمت مي‌شمرد و كفران را موجب تنگ شدن روزي مي‌داند.
« و اذ تأذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم... عذابي الشديد »[5]. و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگذاري كنيد (نعمت) شما را افزون خواهم كرد... قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
23 . محوريت مصرف
قرآن مجيد مصرف كالاهاي معيني مثل شراب، گوشت خوك، وسايل قمار، ميته و ... ممنوع اعلام نموده است.
« حرمت عليكم الميتة و الدم... »[6]. بر شما حرام شده است مردار و خون و... .
24 . زينت و آراستگي
قرآن مجيد زينت و آراستگي را در صورتي كه موجب فخرفروشي، كبر، غرور با طغيان نشود مجاز دانسته است.
« قل من حرم زينة الله... »[7]. (اي پيامبر) بگو: زيورهائي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و... را چه كسي حرام گردانيد؟...
25 . نكوهش اشراف و مشرفان
مشرف كسي است كه فراواني نعمت او را از ياد خدا غافل كرده و به طغيان وادار نموده است و به همين جهت مشرفين مورد نكوهش قرآن قرار گرفته و يكي از گروه هاي مخالف پيامبران به حساب آمده‌اند.
« كذلك ما ارسلنا من قبلك... به كافرون »[8]. و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده اي نفرستاديم... و به آنچه بدان فرستاده شده ايد كافريم.
در خاتمه تذكر اين نكته لازم است كه آيات فراواني از قرآن به مسائل اقتصادي اشاره دارد لكن به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري گرديد.[9] والحمدلله رب العالمين.


[1] . مائده، 89
[2] . اعراف، 157
[3] . هود، 6
[4] . فرقان، 67
[5] . ابراهيم، 7
[6] . مائده، 3
[7] . اعراف، 32
[8] . زخرف،23و24
[9] . در اين نوشتار از كتاب معجم موضوعي آيات اقتصادي قرآن بهره‌ فراواني برده شده است. سيد محمد تقي علوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

اند یشه قم





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در دوشنبه 29 فروردین 1390  ساعت 5:31 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
POWERED BY RASEKHOON.NET