در سال تولید ملی چه سیاست‌های اجرایی حمایت تولیدات وطنی زیان‌بار است؟ از چه سیاست‌های اقتصادی باید اجتناب شود و باید به سمت چه سیاست‌های حمایتی حرکت کرد؟ اکنون که عزم ملی برای حمایت از تولیدات ایرانی در کشور شکل گرفته چه اقداماتی از سوی دولت، بخش خصوصی و... باید صورت گیرد؟

 

یکی از سیاست‌هایی که به منظور حمایت از تولیدات داخلی، بسیار مورد توجه سیاست‌گذاران اقتصادی کشور قرار دارد، واردات آسان و ارزان قیمت مواد اولیه یا کالاهای واسطه‌ای است. سیاست‌گذاران هدف از اجرای این سیاست را کاهش هزینه‌های تولید از راه کاهش قیمت مواد اولیه می‌دانند که در نهایت منجر به کاهش قیمت تمام شده‌ی کالای نهایی تولید داخل ‌شده و به نوعی می‌تواند قدرت رقابت تولیدات داخلی را با محصولات مشابه خارجی افزایش دهد. اما آیا این سیاست منجر به حمایت از تولید داخلی شده و در بلند مدت به نفع تولیدات داخلی است یا خیر؟ به این منظور لازم است تا آثار این سیاست اقتصادی را در کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار دهیم.
 

پیش از این بررسی لازم به ذکر است که روش‌های اجرای سیاست کاهش قیمت مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای تولید به چند شیوه می‌تواند باشد که رایج‌ترین و متداول‌ترین آن‌ها واردات از راه ارز ارزان قیمت و یا کاهش حقوق ورودی کالاهای وارداتی است. آثار کوتاه مدت این سیاست از هر کدام از روش‌های یاد شده که اجرا شود، در بهترین حالت آن است که تولید کنندگان به علت کاهش هزینه‌های اولیه، تولیدات خود را افزایش داده و در نتیجه در بخش تولید رونق رخ داده و منجر به افزایش نرخ اشتغال و کاهش نرخ بیکاری خواهد شد. اما آثار بلند مدت این سیاست بر تولید نیز قابل توجه است.
 
به منظور بررسی آثار بلند مدت چنین سیاستی پیش از هر چیز باید در نظر داشت که مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای نیز می‌توانند در قالب تولیدات داخلی قرار گیرند و بنابراین نمی‌توان با منطق واسطه‌ای یا اولیه بودن آن‌ها، مبادرت به واردات ارزان قیمت این نوع از کالاها نمود. به خصوص آن که مرز مشخصی نیز بین کالاهای واسطه‌ای و نهایی وجود ندارد. به عنوان مثال پارچه از جمله کالاهایی است که هم می‌تواند به عنوان کالای واسطه‌ای و هم به عنوان کالای نهایی طبقه بندی شود.
 
همین موضوع نیز در سال‌های اخیر منجر به واردات گسترده‌ی پارچه شده است که تا حد زیادی تعطیلی کارخانه‌های تولید پارچه و منسوجات داخلی را در پی داشته است. بنابراین باید در نظر داشت که بسیاری از کالاهایی که در رده بندی واسطه‌ای و اولیه قرار می‌گیرند، در داخل نیز تولیدات مشابه آن‌ها وجود دارد و یا به لحاظ اقتصادی دارای توجیه هستند که واردات ارزان قیمت این نوع از کالاها، تولید آن‌ها را از توجیه اقتصادی خارج می‌سازد. از طرف دیگر همان طور که اشاره شد، واردات ارزان قیمت از دو میسر انجام می‌گیرد، اول ارز ارزان قیمت و دوم کاهش تعرفه‌ی واردات که هر دوی این سیاست‌ها بسته به روش اجرای آن می‌تواند آثار منفی بر تولید در بلند مدت داشته باشد.

ابتدا حالتی را در نظر بگیرید که واردات ارزان از راه اختصاص ارز ارزان قیمت صورت می‌گیرد. اعطای ارز ارزان قیمت از نیز از دو راه میسر است، اول آن که نرخ ارز در کل اقتصاد در یک نرخ مشخص و پایین‌تر از نرخ تعادلی نگه داشته شود که منظور از نرخ تعادلی نیز نرخی است که از تعادل‌های اقتصاد و توازن صادرات (غیر نفتی) و واردات به دست می‌آید. در این حالت کل کالاهای وارداتی در اقتصاد به طور نسبی از کالاهای تولید داخل ارزان‌تر خواهند بود که این موضوع نیز به علت عدم تناسب بین تورم داخل و خارج است. در چنین شرایطی در کوتاه مدت واردات کالاهای واسطه‌ای منجر به افزایش تولیدات داخلی خواهد شد اما در بلند مدت، در صورت وجود تورم در داخل، قیمت کالاهای نهایی تولید داخل نسبت به کالاهای وارداتی افزایش یافته و در نتیجه تولید داخلی تضعیف می‌گردد و بنابراین نتیجه‌ای کاملاً معکوس از سیاست اجرا شده به دست خواهد آمد.
 
مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای نیز می‌توانند در قالب تولیدات داخلی قرار گیرند و بنابراین نمی‌توان با منطق واسطه‌ای یا اولیه بودن آن‌ها، مبادرت به واردات ارزان قیمت این نوع از کالاها نمود. به خصوص آن که مرز مشخصی نیز بین کالاهای واسطه‌ای و نهایی وجود ندارد.
 
حالت دوم زمانی است که سیاست اقتصادی به گونه‌ای اجرا شود که نرخ ارز برای کالاهای واسطه‌ای و مواد اولیه ارزان‌تر از سایر کالاها در نظر گرفته شود و در نتیجه دولت ارز ارزان قیمت برای واردات این نوع از کالاها در نظر بگیرد. مورد اخیر شبیه به حالتی است که هم اکنون در اقتصاد ایران وجود دارد. در چنین شرایطی ارز مورد نظر به علت کمیابی، جیره بندی و سهمیه بندی شده و نظارت‌هایی برای تخصیص آن صورت خواهد گرفت. اختلاف قیمتی که بین ارز بازار آزاد و ارز سهمیه بندی شده‌ی دولتی وجود دارد، سود سرشاری را در دست‌یابی به ارز ارزان قیمت ایجاد می‌کند که شرایط را برای فساد و رانت‌جویی در این بازار فراهم ساخته و مانع از تخصیص بهینه‌ی ارز می‌شود.
 
این سود سرشار که تنها با دست‌یابی به ارز ارزان و فروش آن در بازار آزاد ایجاد می‌شود، به مراتب آسان‌تر از اشتغال به امر تولید است و در نتیجه نیروی کار موجود در اقتصاد را به فعالیت واسطه‌گری تشویق می‌کند. چنین شرایطی به طور حتم در بلند مدت به ضرر تولید خواهد بود، زیرا نخست ارز ارزان قیمت عملاً به تولید اختصاص نیافته و در نتیجه کاهش هزینه‌های تولید را به همراه نخواهد داشت و دوم تولید کننده را تشویق به خروج از تولید و اشتغال به فعالیت واسطه‌گری می‌کند که موجب کاهش تولید در بلند مدت خواهد شد.

روش دیگری که به منظور اعمال سیاست واردات ارزان کالاهای مواد اولیه و واسطه‌ای می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، کاهش نرخ حقوق ورودی این نوع از کالاهاست که منجر به کاهش قیمت کالای وارداتی می‌شود. اعمال این سیاست نیز به نوبه‌ی خود در بلند مدت می‌تواند منجر به کاهش تولیدات داخلی شود. زیرا کاهش نرخ حقوق ورودی نوعی از کالاها، منجر به سود آوری بالای واردات کالاها در قالب ردیف‌های تعرفه‌ای‌ خواهد شد که از حقوق ورودی معاف گشته‌اند. در نتیجه نخست احتمال فساد در این زمینه افزایش یافته و ممکن است بسیاری از کالاهای دیگر نیز در قالب این ردیف‌های تعرفه‌ای وارد شوند. دوم همان طور که اشاره شد، مرز مشخصی بین کالاهای واسطه‌ای و مصرفی وجود ندارد و از این رو بسیاری از کالاها که دارای مصارف نهایی هستند می‌توانند در قالب کالاهای واسطه‌ای وارد شوند و در نتیجه از حقوق ورودی معاف بوده و به تولید این کالاها در داخل آسیب جدی وارد سازند.

توضیحات بالا مشخص می‌سازد که چگونه اجرای برخی سیاست‌ها با هدف‌گذاری کوتاه مدت می‌تواند در بلند مدت به نتیجه‌ای کاملاً متضاد منجر شود به طوری که نه تنها هدف اولیه از اجرای سیاست را محقق نساخته، بلکه نتایجی به مراتب مخرب‌تر را به همراه داشته باشد. یکی از این سیاست‌ها، سیاست واردات ارزان قیمت مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای است که همان طور که اشاره شد، در بلند مدت می‌تواند منجر به وابسته سازی تولیدات داخلی به واردات ارزان قیمت کالاهای واسطه‌ای و در نهایت از بین بردن تولید داخلی شود.
 
در نتیجه نه تنها تولید در بخش واسطه‌ای از بین می‌رود، بلکه تولید در بخش کالاهای نهایی و مصرفی نیز یک تولید کاملاً وابسته خواهد بود که با قطع واردات با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. بنابراین لازم است تا سیاست‌گذاران اقتصادی کشورمان در چنین شرایطی که عزم ملی برای حمایت از تولیدات داخلی شکل گرفته است، به جای اجرای سیاست‌های شتاب زده و عجله برای به نتیجه رسیدن سیاست‌ها، به روش‌های آزمون شده در علم اقتصاد رجوع کرده و با توجه به سازوکارهای این علم سعی در ایجاد ثبات در محیط اقتصاد کلان و بهبود شاخص‌های فضای کسب و کار داشته باشند تا زمینه برای افزایش تولید داخلی فراهم شود.
 
ادامه دارد...
 

*زهرا کاویانی؛ کارشناس ارشد اقتصاد

منبع : برهان

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  ساعت 3:02 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اگر منش ملی در یکایک افراد ایرانی درونی شود و جامعه‌پذیری این موضوع را شاهد باشیم، تک تک کنش‌گران و شهروندان ایرانی در دفاع از شخصیت و حصارشان وارد میدان می‌شوند...


«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی» شعاری است که اگر از حالت شعاری و ویترینی بیرون آید، شاه کلید باز شدن گره تاریخی در سرزمین ایران به شمار میرود و گامی بلند برای حرکت در مسیر توسعه است. با این وجود اما حمایت از تولید ملی نیازمند شکل گیری «فرهنگ مصرف کالاهای داخلی» است که این موضوع نیازمند برنامه ریزیهای دقیق و ظریفی است و نمیتوان انتظار داشت در کوتاه مدت، به ثمر برسد. تحقق این امر اما در پرتو شکل گیری «شخصیت» و «منش ملی» امکانپذیر خواهد شد و این شخصیت ملی، با صداقت، شفافیت و اعتماد سازی به وجود میآید.

 

اضلاع «منش ملی» را فرهنگ، اجتماع و دین شکل میدهد و هر کدام از این سه ضلع، نقش مهمی در شکل گیری شاکله ی شخصی ملی دارند؛ منشی که میتواند با فراهم آمدن زمینه های مشارکت، حمایت از تولید کالای ایرانی را به دغدغه ی یکایک شهروندان ایرانی مبدل سازد و از این مسیر، پیشرفت و حرکت در مسیر تعالی را رقم زند. این راه اما پیچ و خم های بسیاری دارد و برای دستیابی به فرهنگ، منش و شخصیت حمایت از تولید ملی با چالشهایی مواجه ایم که کار کارشناسی و بهره گیری از نظرهای خبرگان امر را میطلبد.

 

در این زمینه به سراغ دکتر «اصغر مهاجری»، جامعه شناس و استاد دانشگاه رفته ایم تا شعار امسال را از منظر جامعه شناختی مورد واکاوی قرار دهیم. وی عضویت در هیأت علمی دانشگاه و تدریس در مقاطع دکترا و کارشناسی ارشد دانشگاه های تهران (دانشگاه تهران، شهید رجایی، علوم و تحقیقات، تهران مرکز، امام حسین(علیه السلام) و...) را تجربه کرده است.

«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی» شعاری است که مقام معظم رهبری با بیان آن محور و جهتگیری تمامی حرکتهای امسال را معین فرموده اند. از نگاه شما، شعار امسال از چه زوایایی دارای اهمیت کاربردی است؟

ایران در 100 سال اخیر تلاش کرده است تا از روشهای مختلف فرآیند توسعه را به سرانجام برساند. اما این حرکتها چون با گام های بلند همراه نبوده، توفیق چندانی نداشته است. شاید شاه کلید این چالش در شعاری باشد که مقام معظم رهبری امسال فرمودند. به تعبیر دیگر جامعه ای که قادر به تولید ملی نباشد و نتواند بر اساس منش ملی و نقش ملی خود، فضا و سپهر دارای خلاقیت تولید کند، قادر نخواهد بود مسیر فرآیند توسعه را به سلامت طی کند.

آقای دکتر، حمایت از تولید ملی چگونه محقق میگردد؟

عبارت به ظاهر ساده ی «تولید ملی» نیازمند حمایتی به نام «فرهنگ مصرف کالاهای داخلی» است. این فرهنگ، قائم به شرایط بسیار سخت و پیچیده ای است و در واقع مصرف کالاهای داخلی نیازمند جمع شدن مجموعه مفاهیم و مبانی برای به وجود آمدن نظامی است که یکی از کارکردهای این نظام و نتیجه یآن هدفگذاری و برنامه ریزی درست و برنامه ی راهبردی کوتاه مدت آن، فرهنگ مصرف تولیدات ملی است.

پس چگونه میتوان به فرهنگ حمایت از تولید ملی با مصرف کالای داخلی، دست یافت؟

توجه به برخی از تجربه های بین المللی میتواند ما را به هدف نزدیکتر سازد. زمانی که غرب در خواب بود، پروتستانتیسم با دمیدن روح سرمایه داری در غرب، کار بیشتر و مصرف کمتر، پس انداز و گناه بودن راکد ماندن سرمایه و واجب بودن گردش مالی منجر به ایجاد یک نظام مالی پویا شد. در اسلام و بر اساس ادبیات قرآنی نیز، اسراف تقبیح شده و با مصرف مناسب میتوان پس انداز و سرمایه ها را مدیریت کرد. توجه به این مسائل یک «منش و شخصیت ملی» را ایجاد میکند که این منش ملی به نوبه ی خود، تولید ملی را ایجاد و هدایت میکند.

یک بخش از تولید ملی، اعتماد به نفس، اعتماد، شفافیت و اقتدار است که موجب ترویج و توسعه ی فرهنگ مصرف کالاهای ملی میشود. به دیگر بیان اگر افراد جامعه به شخصیت و منش ملی برسند، همین شخصیت و منش آنان را به مصرف کالای ملی میرساند چرا که در سایه ی منش ملی، کالاهای تولید داخل، از شفافیت و صداقت برخوردار است و برند پیدا میکند و منش ملی به درجه ای از اطمینان رسیده است که مردم میتوانند به کالای تولید داخل اعتماد کنند چرا که دیگر نگران نیستند و میدانند کالای داخلی از توان و ظرفیت مصرفی خوبی برخوردار است.

بنابراین به زعم شما اگرچه ظاهر این شعار اقتصادی است اما زیر بنای تحقق آن فرهنگی است و تولید ملی ابتدا باید در ذهن و باور مردم ما تغییر کند.

کاملاً درست است نه فقط در حوزه ی فرهنگی بلکه مثلثی مرکب از فرهنگ، اجتماع و دین همان گونه که زیر بنای شخصیتی ما را می سازد، میتواند منش ملی را نیز در ما به وجود آورد. در آن صورت است که مصرف ملی هم با اقتدار و افتخار اتفاق میافتد. در واقع میتوان گفت یک جز از منش و شخصیت ملی، تولید ملی و جزءِ دیگر، مصرف ملی است.

شما از شکل گیری شخصیت و منش ملی سخن میگویید. این دو عامل مهم برای طی مسیر توسعه و تحقق حمایت از تولید ملی چگونه شکل میگیرد؟

پایه های شخصیت و منش ملی اعتماد و اطمینان است که این اعتماد هم در سایه ی شفاف سازی و صداقت به وجود میآید. یگانه سازی شخصیتی و قرار دادن اطلاعات در ظروف شیشه ای، اصلیترین شرط برای شکل گیری شخصیت و منش ملی است. البته در این جا میخواهم از نگاه جامعه شناسانه نقدی به فضای موجود در جامعه وارد کنم؛ این که ما در بسیاری از موارد از این فضای شفافیت و اعتماد فاصله ی زیادی گرفته ایم و حتی قدرت نقد کردن و نقد پذیری را هم نداریم.

و شاید بتوان ریشه ی بی اعتمادی مردم به کالای ایرانی را در همین مسأله جستجو کرد؛ درست است؟

بله دقیقاً؛ تا زمانی که مردم جامعه شخصیت و منش ملی را پیدا نکنند، نیازی به دفاع از تولید ملی ندارند. اما اگر منش ملی در یکایک افراد ایرانی درونی شود و جامعهپذیری این موضوع را شاهد باشیم، تک تک کنشگران و شهروندان ایرانی در دفاع از شخصیت و حصارشان وارد میدان میشوند که در ادبیات دینی از این موضوع به امر به معروف و نهی از منکر تعبیر و بر اساس نگرش جامعه شناختی پویایی گروه پیدا میشود.

به طوری که کارکنان یک تولیدی که محصولاتش به سطح برند رسیده است، خود را از تولید کننده جدا نمیبینند و برای آن که برندشان در سطح جامعه خراب نشود، حاضراند اگر اشکالی به وجود بیاید بدون آن که جبری در کار باشد، به شکل داوطلبانه مشکل را برطرف سازند. چنین فضایی باید بر اساس یک فرآیند جامعه پذیری در بین مردم کشورمان نهادینه و درونی شود و هر کدام از ما سربازی باشیم که برای دفاع از کیان شخصیت ملی خودمان دفاع کنیم و این کار بسیار ظریف، عمیق و مدبرانه ای را میطلبد که نخستین مورد آن این است که از فضای شعار و ویترینی بودن مسائل بیرون بیاییم.

آیا میتوان برای بی توجه ی به مصرف کالای ایرانی و اسطوره شدن اجناس خارجی در نزد مصرف کننده ی ایرانی ریشه ها و شاهد مثالهای تاریخی نیز ارایه کرد؟

بله، به طور قطع؛ جامعه ی ایرانی بنا به دلایل جغرافیایی و تاریخی که چند هزار سال هم سابقه دارد، جامعه ای نا امن است و این نا امنی سبب شده تا ما در رفتارهایمان جوری باشیم که به قول «کافمن» پشت صحنه و روی صحنه ی رفتارهایمان یکی نباشد. دوگانه شدن شخصیت، ظاهر سازی و بزک کردن رفتاری و تفاوت درون و بیرون، در حوزه ی اقتصاد و تولید کالا حتی عملیاتی شده است. بزک کردن کالاها آن قدر تکرار شده که مصرف کننده ی ایرانی به راحتی به آن اعتماد نمیکند مگر این که موجی از هیجان و یک عزم و بسیج ملی اتفاق بیفتد و ما هم متعهد شویم از این حالت دوگانگی بیرون بیاییم. در این صورت به دلیل عرق ملی بالای ایرانیها، حمایت از کالاهای داخلی را شاهد خواهیم بود. چرا که خرید کالای داخلی یعنی تولید ملی، پیشرفت و پشتیبانی از خلاقیت.

آقای دکتر! آیا تمام مهجوریت تولید ملی به بیاقبالی مردم نسبت به کالای ایرانی باز میگردد یا در این میان میتوان سهمی هم برای دولت قائل شد؟

به طور یقین بخشی از این مشکل به دولت بر میگردد. ما چون نفت داریم و دولت وابسته به نفت، متکبر، غافل از بخشهای دیگر و نسبت به شهروندان و تولید کنندگان بیتوجه است. بنابراین تولید کننده به دلیل آن که صادرات ندارد و سرمایه اش باز نمیگردد، قادر به تجربه ی روشهای جدید نیست. از سوی دیگر نیز این فضا به بازار دلالی در کشور دامن میزند و افراد با میان بر دلالی، ره صد ساله را یک شبه میپیمایند.

شما گفتید فرهنگ، اجتماع و دین سه ضلع مثلثی هستند که شخصیت ملی را میسازند. بنابراین میتوان مطابق فرمایشات رهبر فرزانه ی انقلاب، مصرف کالای داخلی را برای مردم به یک فریضه تبدیل کرد، درست است؟

بله؛ دین اسلام دین مقتضیات زمان و یکی از پویاترین دینهاست که با جامعه همراه میشود و انسانها را بالا میکشد تا به خدا برسند. مبانی این دین آن چنان به روز میشود که فرد مسلمان حس میکند از لحاظ رفاهی، اقتصادی، نشاط و همه زمینه ها با دینداری به زندگی خود رونق میبخشد اما اغلب با این دین به صورت کلیشه ای برخورد میشود و این یک عادت شده است. ما دین را در بخشهای تکراری مشاهده میکنیم و این سبب میشود تا دین نتواند خود را به روز کند. در حالی که دین به دلیل نفوذ بالایش میتواند حتی به مصرف کالا ورود پیدا کند و با درک هوشمندانه، جامعه شناسی اقتصادی و روانشناسی، ذائقه ساز باشد.

آقای دکتر! چگونه میتوان از دین برای فرهنگ سازی مصرف کالای داخلی کمک گرفت؟

در واقع میتواند بخش اعظم سخنرانیهایی که در مجالس و منابر صورت میگیرد به این موضوع اختصاص پیدا کند و بنابراین بر عهده ی سخنرانان و متولیان دینی کشور است تا مسائل دینی و منبری را با مسائل روزمره ی مردم و تقویت شعار امسال در هم آمیزند. دین اسلام، دین بسیار کاملی است که بر فرهنگ کار و تلاش تکیه ی ویژه ای دارد. اما تغییر یک رفتار و یک فرهنگ، نیازمند آن است که نظام های آموزشی و فرهنگ ساز نظیر آموزش و پرورش، نظام رسانه ی ملی و نظام اجتماعی کننده ی خانواده باید به صورت هماهنگ و رصد شده بر یک خط درست و دقیق و نه به صورت جزیره ای درگیر کار شده و به سمت و سوی مصرف کالای داخلی و بالا بردن عزت نفس ملی و اعتماد ملی حرکت کنند. این در حالی است که در شرایط کنونی، مدرسه، خانواده و رسانه ی ملی الگوهای مصرفی متفاوت و گاه متضادی ارایه میدهند که این عدم وحدت نگرشی و بینشی در حوزه ی فرهنگ آفتی بزرگ است که موجب میشود هر آنچه رشتهایم، پنبه شود.

به نظر میرسد بعضی از اقشار جامعه مانند زنان یا جوانان نقش مؤثرتری در تحقق حمایت از تولید ملی ایفا مینمایند. نظر شما در این باره چیست؟

بله؛ زنان نقش بسیار مهم و برجسته ای در عرصه های اقتصادی دارند. اگر ما بتوانیم از ظرفیتهای آنها بر اساس محله محوری در شهرها استفاده کنیم، بخش اعظمی از اصلاح فرهنگ مصرف اتفاق میافتد. اما ما هنوز مصرف کردن را بلد نیستیم و این موضوع در تمام بخشها از مصرف دارو گرفته تا تلویزیون خودنمایی میکند. کسی که مصرف کردن بلد نیست، پس به مصرف تولید داخلی هم نمیتواند توجه و الزامی داشته باشد. بحث اساسی در فرهنگ این است که ما شیوه ی مصرف را یاد بگیریم و اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم.

در حوزه ی اجتماعی، انسجام میان گروه های مختلف جامعه از جمله زنان و جوانان به شکلگیری منش ملی در راستای تحقق شعار حمایت از تولید ملی مؤثر است. به عبارت عامیانه باید برای بخشهای پژوهشی و اجتماعی هزینه کنیم و همه را به کمک بطلبیم. در این راه ثمنها و نهادهای مردم نهاد نقش مؤثری دارند و میتوان از ظرفیت آنها برای تولید ملی بهره برد. به عبارت دیگر تولید ملی از انحرافهای اجتماعی پیشگیری میکند و به نوعی سوپاپ اطمینان جامعه است.

اگر دکتر مهاجری به عنوان یک جامعه شناس بخواهد برای تولید ملی راهکاری علمی و عملی ارایه کند، آن راهکار چیست؟

مهمترین راهکار عملی و گام نخست دست یافتن به تولید ملی و حمایت از آن، ایجاد «نظام خبره ی تولید ملی» است. چنین نظامی وقتی به لحاظ نرم افزاری طراحی و اجرا شود، وضعیت لحظهای ما را نشان میدهد و با به تصویر کشیدن نقاط ضعف، زمینه ی برطرف شدن عیوب را فراهم میآورد و در این صورت میتوان برای ادامه ی کار، برنامه ریزی داشت. اساس نظام خبره ی تولید ملی، پژوهشهای مداوم است. پژوهشهای بین رشته ای و تحقیقات پیرامون ترکیب رشته های مختلف، گام بعدی برای شکستن دیوار بیاعتمادی بین نظام اجرایی و نظام پژوهشی دانشگاهی است.

پس از طراحی یک نظام خبره برای تولید ملی، مهمترین رسالت بر عهده ی رسانه ها و به طور ویژه تر، رسانه ی ملی است که گام سوم را برای ایجاد یک فرماندهی منسجم برای فرهنگ سازی در راستای تولید و مصرف ملی بردارد. همچنان که بخش عظیمی از شکل گیری فرهنگ مصرف کالاهای بیگانه نیز در همین رسانه ها شکل گرفته است. به دیگر بیان، اگر بحث تولید ملی با تمام الزاماتش به دغدغه ی تک تک شهروندان ایرانی بدل شود، ما یکی از بهترین ورقهای تاریخ ایران در مسیر توسعه را رقم خواهیم زد.

از دغدغه گفتید و این که امروز دغدغه ی حمایت از تولید ملی در ذهن مردم ما جا ندارد، این دغدغه چگونه در ذهن شهروند ایرانی ایجاد میشود؟

کلید ایجاد دغدغه، مشارکت است. اگر ما بتوانیم فرآیند مشارکت را وارد تمامی صحنه های جامعه کنیم، غرور ملی و وجاهت تاریخی ملی موجود در نزد ما ایرانیان میتواند سبب شود ما کارهای نشدنی را شدنی کنیم. بنابراین حمایت از تولید ملی هم قابلیت این را دارد که تبدیل به دغدغه ی ملی شود. به این منظور اما باید دروازه را بر روی مشارکتهای ملی باز کرد. تا زمانی که دولت برای مشارکت عمومی فیلترهای سخت در نظر میگیرد و بر سر راه سازمانهای مردم نهاد سد میگذارد، این امر محقق نخواهد شد.

از سوی دیگر نیز باید توجه داشت شعار امسال، یک شعار کاملاً ملی است که در صورت بستر سازی مناسب از سوی دولت با دستیابی به تولید ملی و حمایت از این تولید، گره تاریخی سرزمین ما باز خواهد شد و ما به سلامت از مسیر توسعه عبور خواهیم کرد. اما متأسفانه در بسیاری از موارد ما حساسیتها و هوشمندی مقام معظم رهبری را میبینیم اما درک نمیکنیم و این حساسیتها تنها تبدیل به یک شعار و ویترین میشود و در قالب همایشها و موارد این چنینی تلاش میشود تا بودجه هایی ردیف و این گونه وانمود شود که اقدامی صورت گرفته است.

خبرگزاری فارس

منبع : برهان



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  ساعت 2:51 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



مدیر موسسه مطالعات راهبردی علوم اسلام، حمایت از تولید ملی را راهبردی اساسی جهت حفظ عزت جامعه اسلامی دانست وتأکید کرد: امت اسلام با تبعیت از یک حکم فقهی از تولید ملی حمایت کند.


حجت الاسلام سیدمحسن دعائی، مدیر موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خصوص جایگاه حمایت از تولید داخلی در اسلام اظهار کرد: نامگذاری امسال بدین عنوان، مبتنی بر راهبردهای اساسی است که در دین اسلام برای عزت و استقلال جامعه اسلامی طراحی شده است.

حمایت از تولید ملی راهبردی اساسی جهت حفظ عزت جامعه اسلامی است

وی با بیان اینکه عزت به معنای نفوذناپذیری در برابر بیگانگان و عدم وابستگی است، افزود: از این رو در شرایط خطیر کنونی رهبر معظم انقلاب مجدانه درصدد فعال سازی این راهبردها هستند که در آیات متعدد از جمله «ان العزة لله جمیعا..» بدان اشاره و تأکید شده است.

حجت الاسلام دعائی با اشاره به آیه شریفه «لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا» ادامه داد: از نظر قرآن، جامعه اسلامی چه در عرصه اقتصاد و چه سیاست و فرهنگ باید نفوذناپذیر و نمود عزت باشد؛ امام خامنه ای امسال را سال «حمایت از تولید ملی» نامیدند تا در برابر تحریم های دشمنان کوچک ترین خللی در عزت و استقلال ما وارد نشود .

مدیر موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام با بیان اینکه نظام سلطه بنا دارد از طریق تحریم ها ما را بشکند، تصریح کرد: امت اسلام باید در راهبرد تدافعی خود، باید شکست ناپذیری اش را به منصه ظهور برساند، از این رو رهبر معظم انقلاب در آغاز سال، بسیار حکیمانه راهبرد عملیاتی این آموزه قرآنی را در تولید ملی و بی نیازی از تولیدات اجانب معرفی کردند.

وی در خصوص سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در این خصوص اظهار کرد: در جامعه نوپای صدر اسلام ودر مقابل توطئه های مشابه که از سوی مشرکان و اهل کتاب به جامعه اسلامی متوجه می شد، مشابه همین تمهیدات برای استقلال اقتصادی از سوی پیامبر اکرم(ص) با گردش کاری که در جامعه ایجاد شده بود، تعریف شد.

راهبرد تدافعی؛ در کنار راهبرد تهاجمی

این استاد حوزه علمیه مشهد در ادامه به راهبردهای تحقق اقتصاد ملی اشاره و خاطرنشان کرد: نظام اسلام باید در کنار راهبرد تدافعی، با گفتمان سازی گسترده در سطح امت اسلام، خصوصا مدیران سیاسی و نخبگان، یک راهبرد تهاجمی هم به قلب نظام سلطه طراحی کند.

وی ادامه داد: ما نباید منتظر بمانیم دشمنان اسلام برای به زحمت انداختن ما و زمینه های سقوط و اضمحلال نظام اسلامی برنامه ریزی کنند،بلکه طبق رهنمودهای قرآن وسیره ائمه اطهار(ع) باید از موضع فعال و راهبرد تهاجمی امت اسلام را در وضعیت فعال قرار داد.

حجت الاسلام دعائی با بیان اینکه اکنون رگ حیات غرب، از طریق تزریق انرژی، تأمین بازار مصرف کالاهای غربی و نیز سرمایه های کلان مسلمانان در بانک های غرب، به دست امت اسلام است، افزود: در راهبرد تهاجمی باید همه امت اسلام را با تبیین ضرورت عزت و استقلال در سطوح مختلف درگیر کنیم؛ نمونه کوچک این راهبرد تهاجمی را در تحریم نفتی اروپا از سوی ایران شاهد بودیم، وقتی اقتصاد غرب با تحریم تنها یک کشور اسلامی آسیب می بیند معلوم است که با همراهی سایر کشورها در این تحریم چه اتفاقی خواهد افتاد.

امت اسلام با تبعیت از یک حکم فقهی، از تولید ملی حمایت کند

وی همچنین به نقش مردم، دولت و سرمایه داران در این راستا اشاره و تصریح کرد: این مساله از دو منظر اقتصادی وفقهی قابل بررسی است؛ از نظر دینی و فقهی، باورهای دینی جامعه اسلامی باید در همه سطوح مدیریتی به این سطح از فهم دینی ارتقا یابد که وقتی ولی ارشد امت اسلام فتوا می دهد «بر فرض وجود کالای ملی، خرید مشابه خارجی جواز شرعی ندارد»، همه باید با نگاه تبعیت از یک حکم فقهی، این فتوا را عملیاتی کنیم چنانکه مجد و عظمت تبعیت مردم از فتوای تاریخی مرحوم میرزای شیرازی در حافظه تاریخ ماندگار شد.

مدیر موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام ادامه داد: همه امت باید لبیک بگویند، اقتصاد ملی ما باید با خرید تولیدات ملی و ارتقاء استانداردها و چرخه اقتصادی درون کشور به مقابله با تحریم ها برخیزد.

با مصرف کالای وارداتی زمینه ساز اجرای توطئه های دشمن نشویم

وی در پایان گفت: از نظر عقل اقتصادی نیز همه مردم هم نخبگان و سرمایه داران باید به یک تحلیل بسیط اقتصادی توجه کنند که دشمن کمر به انهدام اقتصاد آن ها بسته است و ما با مصرف کالاهای وارداتی زمینه ساز اجرای توطئه های آنان شده ایم لذا از سطوح مختلف مدیریتی و صاحبان سرمایه و فن و تکنولوژی و توده مردم می خواهم به عنوان یک فریضه فقهی ـ اقتصادی، تنها کالای داخلی را مد نظر قرار دهند تا رونق اقتصاد ملی از یک سو و ناکارآمدی قطعی توطئه های بیگانگان را شاهد باشیم.

منبع : خبرگزاری رسا



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  ساعت 1:53 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



کارگاه آموزشی «پیام های اقتصادی مقام معظم رهبری» با حضور رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.


به گزارش خبرنگار اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»، کمیته «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) در راستای تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر رونق بخشیدن به مسئله تولید داخلی، در جهت فهم و تفسیر صحیح اندیشه های معظم له روز گذشته اقدام به برگزاری «کارگاه آموزشی پیام های اقتصادی مقام معظم رهبری» با حضور دکتر عادل پیغامی، عضو هیئت علمی و رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق (ع) كرد.
 

وي بر لزوم داشتن سواد اقتصادی لازم برای جامعه اسلامی تاکید کرد و گفت: هدف ما اين است که ما ویژگی های یک فرد مورد نیاز انقلاب اسلامی را داشته باشیم.
 
 
پيغامي گفت: در حال حاضر نیز تاکید بیشتر بر جبهه اقتصادی است در حالي كه جبهه ها فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... نباید نادیده گرفته شوند؛ چراكه در غير اين صورت ما جبهه های جدید پیدا می کنیم.

رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق (ع) گفت: در عرصه اقتصادی ما در ابتدا باید سواد اقتصادی داشته باشیم که تکالیف و احکام مبتلابه اقتصادی خود را بلد باشیم، یک جوان انقلابي که احکام اقتصادی خود را بلد نباشد گویی اسلام خود را متوجه نشده است.

وي افزود: ما باید پایه های فلسفی اقتصاد اسلامی را بدانیم و مرزهای آن را با اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد سوسیالیستی تشخیص بدهیم؛ زیرا ما همیشه در معرض اين ویروس هستیم که در جایی مسئله ای از اقتصاد سرمایه داری را به جای اقتصاد اسلامی به ما القا کنند و ما متوجه نباشیم و یا بالعکس، هر دو مورد تهدید هستند.

پيغامي ادامه داد: شهید صدر و شهید مطهری نیز همواره به دنبال آن بودند که مردم عادی بدانند که اقتصاد سرمایه داری، سوسیالیستی و یا مارکسیستی چه تفاوت هایی با اقتصاد سرمایه داری دارند.

رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق (ع) گفت: ما در تفسیر اندیشه های اقتصادی رهبران خود کم کاری و غفلت داشته ایم و وجود چنین کارگاهایی مورد نیاز جامعه است، ما باید فهم اقتصادی را به فرهنگ و سواد عامه تبدیل کنیم و این غفلت ها سبب شده است که تفسیر به رای و یا تفسیر به رانت از رهبران ما اتفاق بیافتد و این تفسیر به رای های مختلف گاهی اوقات سبب انشقاق می شود.

وي در خصوص شعار امسال به عنوان «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني گفت: ما باید بدانیم تولید چیست و ملی بودن آن به چه چیزی بستگی دارد، تولید به خروجی کالا و خدمات گفته می شود و یک فرایند است، در این فرایند ورودی هایی وجود دارد که در نهایت به تولید یک محصول می انجامد، نیروی کار اولین ورودی است و انسان فکری نیز سرمایه انسانی است که با نیروی کار متفاوت است.
 
پبغامي افزود: در کلام رهبر وقتی می فرمایند کار؛ منظور از این لفظ به معنای عمومی و مردمی آن است یعنی عنصر انسانی که اعم از ماهیچه ای و یا مدیریتی و تخصصی مي باشد.

رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق علیه السلام گفت: نیروی کار، سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی، سرمایه مالی، زمین، تجهیزات و ماشین آلات، سرمایه اجتماعی و سرمایه معنوی، ورودی های لازم برای تولید هستند که هر کدام تعریف خاص خود را دارند.

وي عنصرهای انسانی تولید را به نیروی کار، مدیریت، سرمایه های انسانی و کارآفرین و عنصرهای غیر انسانی را به سرمایه فیزیکی، سرمایه مالی، زمین، تجهیزات و ماشین آلات تقسیم کرد.

پيغامي لفظ کارآفرین را از کلماتی دانست که مقام معظم رهبری آن را مورد تاکید قرار داده و حتی از اقتصاد کارآفرینی به اقتصاد مقاومتی یاد می کنند و به صورت تخصصی به آن می نگرند.

وي ادامه داد: دو عنصر ریسک پذیری و نوآوری لازمه کارآفرینی هستند و این دوعنصر جایگاه ویژه ای در اندیشه های مقام معظم رهبری دارد و ایشان در ارتباط با ریسک پذیری می گویند ما باید همانند غربی ها جوانانمان را ریسک پذیر بار بیاوریم و از همان ابتدا و در کودکی باید در آموزش و پرورش نوآوری و ریسک پذیری مورد تاکید قرار گیرد.

پيغامي عنصر سرمایه اجتماعی را به اعتماد به یکدیگر، امنیت و صداقت تعبیر کرد و گفت: این موارد نقش مهمی در تولید دارد.

رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق (ع) افزود: سرمایه معنوی از کلماتی است که غربی ها به تازگی به آن توجه دارند و به اهمیت آن در تولید واقف شده اند و شاید در تنها موردی که ما با غربی ها در ارتباط با عناصر تولید اختلاف دیدگاه داریم سرمایه معنوی است، رهبري می خواهند در الفاظ خود بعضی کلمات را در جامعه فرهنگ سازی کنند و در بعضی موارد الفاظ عمومی و در گاهی الفاظ تخصصی به کار می برند و گاهی اوقات الفاظ جدیدی به عنوان یک گفتمان جدید به کار می برند؛ سرمایه معنوی از همین موارد است.

وی گفت: عناصر تولید در یک چیدمان خاص در کنار یکدیگر قرار می گیرند و یک محصول مشخص به وجود می آید و در نهایت تمامی محصولات تولیدی یک کشور تولید کل نام دارد.

پيغامي تولید را به دو نوع کالا «ملموس» و خدمات «غیر ملموس» تقسیم کرد و گفت: در عرصه کلان یک کشور منظور از تولید، تولید کل آن کشور است نه داخلی و یا منطقه ای.

استاد دانشگاه امام صادق(ع) به دو نوع تولید ملی و تولید داخلی اشاره کرد و گفت: استفاده مقام معظم رهبری برای هر کدام از این دو نوع در جاهای مختلف آگاهانه و عامدانه است، همانند پیام نوروزی ایشان در حمایت از تولید ملی.

وي گفت: تولید ملی، تولید ایرانی است و تولید داخلی تولید در ایران است، یعنی هر کدام از عناصر تولید در هر کجای دنیا که منجر به تولید کالا و خدمات شود تولید ملی است، ولی اگر ما فقط مرزهای جغرافیایي را ملاک قرار دهیم و تولیدی که در داخل این مرزها اتفاق می افتد را اصل بدانیم تولید داخلی است.

پيغامي گفت: نکته اصلی اینست که هنگامی که مقام معظم رهبری تاکید بر تولید ملی دارند فراتر از مرزهای ایران می اندیشند، یعنی حمایت از کار و سرمایه و محصول ایرانی در هر کجای دنیا مشمول این شعار می شود و با توجه به اینکه هویت انقلاب اسلامی در داخل مرزها محدود نمی شود این مورد تاکید قرار می گیرد.

رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به برخي اظهارنظرها در ارتباط با اينكه در سال جاري فقط بايد كالاي ايراني مصرف شود و ما بايد مراوده هاي اقتصادي خود را متوقف كنيم و خودكفا شويم، گفت: اين اظهارات ناشي از كمبود سواد اقتصادي است.
 
وي گفت: اينكه در سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني فلان وزارتخانه بگويد كه وظيفه اصلي در سال جاري بر عهده وزارتخانه اقتصاد است ناشي از كمبود سواد اقتصادي است؛ زيرا توليد ملي به مرزهاي ايران ختم نمي شود و در هر كجاي دنيا ممكن است يك كارگر و يا مهندس ايراني مشغول به فعاليت باشد؛ اين توليد ملي است، پس وزارت امور خارجه و ساير وزارتخانه هاي ديگر نيز وظيفه سنگيني بر عهده دارند، يعني حمايت از توليد، كار و سرمايه ايراني در هر كجاي دنيا مشمول شعار امسال مي شود.

منبع : خبرگزاری دانشجو



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  ساعت 1:48 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



همت مضاعف و کار مضاعف، ما را به جهاد اقتصادی رساند؛ جایی که باید الگوی مصرف را همه اصلاح می کردند و در کنار مدیریت اقتصادی، به صورت جهادی فعالیت اقتصادی می‌نمودند.


به گزارش خبرگزاری فارس سایت حرف تو به نقل از وبلاگ جز "جهاد"، نیست "صراط" نوشت: همت مضاعف و کار مضاعف، ما را به جهاد اقتصادی رساند؛ جایی که باید الگوی مصرف را همه اصلاح می کردند و در کنار مدیریت اقتصادی، به صورت جهادی فعالیت اقتصادی می نمودند. با تمام مؤلفه هایی که یک کار «جهادی» باید داشته باشد و در عین حال، «اقتصادی»!

 

امسال، راهبر این نظام و انقلاب اسلامی اما، دستور حمایت از «تولید ملی» را رسماً - پس از تأکیدات مختلفی که طی بیانات سابق خود در زمان های مختلف(نظیر سفر کرمانشاه و...) خود داشتند - در برنامه کار مردم، در هر لباس و سِمت و... قرار دادند. در باب تولید ملی و حمایت از کار و نیروی انسانی کشور، از دیدگاه های مختلف می توان به بررسی موضوع پرداخت: چشم انداز خودکفایی صنایع و تولیدات مختلف، اولویت های تولید ملی، مدیریت ذائقه مخاطب و...، همه از این دست موارد هستند؛ در کنار این مباحث اما، موضوع «چالش های پیش روی تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، اهمیتی خاص را داراست.

در این نوشتار، سعی بر آن است تا تمرکز، بیشتر بر چالش های مرتبط با مردم و مشکلات مرتبط با جامعه عمومی کشور قرار بگیرد؛ مسائلی که کمتر با حوزه تولید مرتبط است و بیش تر با مصرف! هرچند کمابیش، از آن روی سکه-یعنی تولیدکننده ها- هم سخن خواهد رفت:

استفاده از کالای تولید داخل، برای مردم فهیم کشور، صبر بر برخی سختی ها را می طلبد؛ در بازار تولیدات داخلی، بسته به نوع کالا، وضعیت رضایت مصرف کننده متفاوت است؛ قصد دارم از آنهایی بنویسم که هنوز مردم را قانع نکرده اند؛ و البته امیدوارم این رویکرد من باعث کمرنگ شدن آن دیگر بخش از تولیدات که از کیفیت و بهای قابل قبول و مطلوبی برخوردار هستند، نشود!

بیش از سی سال از عمر این نظام و انقلاب اسلامی می گذرد؛ در برخی صنایع و تولیدات ما به توانایی در حد تولیدات بین الملل و استانداردهای جهانی رسیده ایم و در برخی هم، البته هنوز، راه های نرفته ای پیش روی تولیدکننده های ما قرار دارد؛ (به عنوان مطلب درون پرانتز البته باید اشاره کنم که قصد ندارم در مقوله استانداردهای بین المللی و لزوم تعیین معیاری متناسب با نیازهای خاص کشور عزیزمان، مطلب را بسط دهم و فقط به همین جمله قناعت می کنم که با توجه به شرایط منحصر به فرد کشور-چه از نظر جغرافیا و چه از نظر فرهنگ، مذهب، سبک زندگی و...- تعیین استانداردهای «مخصوص کشور جمهوری اسلامی ایران» ضروری می نماید)؛ به هر حال در آن بخش که هنوز به حد مطلوب و اقناع مصرف کننده نرسیده، بعضی عوامل-به بیان بهتر، موانع- مؤثر هستند:

1- کیفیت(1)(دستیابی به کیفیت مطلوب، استمرار و نوآوری و بهینه سازی آن)؛

2- قیمت تمام شده محصولات(2)(وابسته به دستیابی به مواد اولیه بهینه، مواجهه با تحریم برخی اقلام پایه، تغییر احتمالی در فرآیند تولید فعلی و...)

3- اعتبار برندهای خارجی(با توجه به قدمت آنها و تبلیغات گسترده) و نوپا بودن برخی برندهای داخل و بی اعتمادی نسبت به آنها(3)

«تکلیف امت»، در مقابل «امر امام» خود، مدیریت هر یک از عوامل بالا است؛ صبر امروز مردم بر برخی سختی ها، قطعاً و یقیناً در صورت توأم بودن با مطالبه از سوی آنها نسبت به بهبود وضعیت فعلی باتوجه به گذشت زمان، موجب سربلندی کشور در آینده نزدیک خواهد شد به فضل الهی.

اساساً اعتماد به تولیدات داخل و استفاده از آن ها، هر چند از کیفیت لازم برخوردار نباشند، باعث سوددهی اولیه تولیدکننده خواهد شد؛ جایی که پس از به ثبات رسیدن تابع سوددهی تولید، نوبت به بهینه سازی فرآیند تولید و بهبود کیفیت و قیمت محصول خواهد شد؛ البته همان طور که قبلاً هم اشاره شد، مطالبه منطقی مردم از تولیدکننده ها نسبت به بهبود وضعیت فعلی به عنوان وظیفه تولیدکننده در این چرخه، لازمه این حمایت مردم خواهد بود و تولیدکننده ها در مقابل این حمایت مردم، عملاً مدیون خواهند بود؛ چه نسبت به اعتماد مردم و چه در رابطه با امر امام خود.

در این میان اما نقدی اساسی به یکی از محصولات تولید داخل وارد است و آن، صنعت خودروسازی است؛ صنعتی که بیش از 40سال از آغاز به کار آن می گذرد ولی هنوز نتوانسته مردم کشور را نسبت به تولیدات خود راضی کند؛ نه به آن دلیل که مردم ما مشکل پسند بوده اند؛ بلکه به این دلیل که این محصولات، هنوز قابلیت رقابت با بازار کشورهای دیگر را نداشته و چه از نظر الگوی مصرف و چه از نظر بهبود امکانات و خدمات، تأمین امنیت، تناسب قیمت و... در سطح نامطلوبی قرار دارند(4) و البته که میزان فروش این محصولات، به نظر حقیر صرفاً به دلیل قدرت خرید مردم بوده است؛ چرا که به محض حصول استطاعت مالی خریدار، او به سمت خرید خودروهای غیرملی متمایل می شود؛(و البته که قصد نظر دادن در مورد تعرفه های واردات را ندارم؛ چراکه بحثی است بسیار مفصل و عمیق) اما به هر حال، عجیب ترین نکته در مورد این صنعت، آن است که در بحث فناوری، در هر عرصه ای که ایرانی وارد شده است، با اتکا به دانش نخبگان کشور و قدرت ابتکار بالای او، به سطوح قابل قبول و بعضاً منحصر به فردی در فناوری دست یافته است؛ صنایع هوا-فضا، نانوفناوری، انرژی هسته ای و... از جمله این موارد هستند(5)؛ اما در بحث خودرو، این امر محقق نشده است؛ علت چیست؟ اصلی ترین عاملی که به ذهن حقیر خطور می کند، عدم حمایت از بخش تحقیقات و پژوهش و تخصیص بودجه لازم است. چرا که دو شرکت «ایران خودرو» و «سایپا»، متأسفانه در ساحل امنی قرار دارند که برای آنها، الزامی نسبت به سرمایه گذاری سنگین در بخش تحقیقات نخواهد آورد و انحصار تولید خودرو برای این دو، عرصه را بر هرگونه فشار و رقابت سازنده-که نتیجه آن، دستیابی به فناوری و محصول بهتر جهت پیشی گرفتن بر رقیب است- تنگ کرده است.(سرفصل مسائلی که در این موضوع می توان بیشتر به آن پرداخت: تعداد زیاد شاغلین این صنایع، تعرفه واردات خودرو، تعیین استانداردهای کیفی بین المللی برای ادامه فعالیت این شرکت ها، جلوگیری از افزایش قیمت خودرو در مقابل نیل به استانداردها، خصوصی سازی صنایع خودرو و جداشدن از بدنه دولتی آنها که منجر به رقابت خواهد شد و...)

در پایان، باید بگویم صنعت خودرو جایی است که مردم به وظیفه خود عمل کرده اند؛ اما شرکت های تولید خودرو، هنوز مدیون امام و امت هستند!

پانوشت:

(1): حافظه ام یاری ام می کند تا به یاد بیاورم برخی محصولات داخلی که را که طی یک روند تکراری، ابتدا با قیمت و کیفیتی مناسب وارد بازار شدند؛ استقبال گسترده مردم البته از این کالاها صورت گرفت اما ظاهراً حرص سودآوری بیشتر، باعث شد تا بعد از مدتی، همان محصول اولیه کیفیت لازم خود را نداشته باشد و بعد از کسب اعتباری چند، تابع سود-بدون تغییر در تابع کیفیت وبلکه انحنای تابع کیفیت با شیب نزولی،- خروجی بهتری را تحویل بدهد.

اصلاً گویا برای برخی عادت شده که یک روز سر از خاک بر بیاورند و اعتباری کسب کنند و سپس از این اعتماد سوء استفاده کنند تا سرانجام که روزی مردم از تصمیم خود پشیمان شوند. سر این بیماری را هنوز پی نبرده ام! چراکه حفظ کیفیت و سوددهی اولیه، می بایست تولیدکننده را به سمت تنوع محصولات و بهبود کیفیت و نوآوری هدایت کند تا سود بهتری را برای او به همراه بیاورد؛ منفعتی پایدار! اما در مقابل، با این وضع؟؟؟

(2): همان طور که در مورد قبل اشاره شد، نوآوری در ساخت محصول و یافتن روش های جدید در تولید، نیاز صنایع ماست؛ چرا که نیاز پیشقدم بودن، همین ابداع است. ظاهراً صنعتگران ما عادت به این دارند که همان راهی را حتماً بروند که همه می روند؛ همان فرآیندی را برای تولید محصول خود انتخاب کنند که در همه جا رایج است؛ حال آنکه برای تولید برخی محصولات، بیش از یک مسیر، میسر است؛ و البته که برخی از این راه های نو هستند که بهترین بازدهی و رضایت را به همراه دارند؛ و البته تر(!!!) که این فرهنگ نوآوری در صنایع، با توجه به جدایی صنعت از دانشگاه(!!!) بسیار کم رخ داده و خواهد داد.

(3): تفاوت اعتبار برندها، بر کسی پوشیده نیست؛ برای مثال، کافی است که من از لوازم خانگی حرفی بزنم؛ کافی است که از تلویزیون، مانیتور، یخچال و... نام ببرم؛ در هر مورد، چندین برند با قدمت زیاد در بازار وجود دارد که وقتی از مردم درباره خرید کالا راهنمایی بخواهی، از آن ها نام برده و جزئیات را هم از حفظ هستند. پوشاک، لوازم ورزشی، محصولات آرایشی، نوشیدنی ها و... از دیگر مثال های این ماجرا هستند که متأسفانه، در این گروه نام کالاهای صهیونیستی به شدت به چشم می آید و مردم با خرید آنها، علاوه بر تهدیدی که برای کارگر و تولیدکننده داخلی-که حتی ممکن است همسایه خودشان باشد- به وجود می آورند، پول خود را در جایی خرج می کنند که به لحاظ انسانی هم، یک تهدید عمده به حساب می آید و اصطلاحاً «سرمایه من، فشنگ او» خواهد بود!

به هر روی، رسیدن برندهای داخلی به این حد از اعتبار، نیاز به حمایت بیش از پیش مردم دارد؛ چرا که در برخی از همین کالاها، کیفیت کالای داخلی، هم سطح با کالای خارجی است؛ و به دلیل همین اعتبار رقیب خارجی، تنها نتیجه این رقابت، عدم سوددهی تولیدکننده قوی داخلی و البته خروج ارز از کشور است.

البته این نکته هم باید ذکر شود که هنوز در برخی کالاها، عملاً تولید داخلی وجود ندارد و اساساً بحث حمایتی در کار نخواهد بود. صنعت سخت افزار رایانه، مثال خوبی برای این نکته است.

(4): دستیابی به میزان مصرف سوخت مناسب، امنیت بالای خودرو، امکانات داخلی خودرو و...، به صورت یک بعدی در برخی محصولات محقق شده است؛ اما آنچه در صنعت حائز اهمیت است، بهبود هم زمان وضعیت هر یک از موارد بالاست؛ جایی که قیمت مناسب خودرو، با وجود مصرف کم و امنیت بالا محقق می شود. درحالی که در غیر این صورت، ما با یک صنعت کاریکاتوری مواجه هستیم که یا بینی بزرگی دارد، یا گوش دراز و یا چشمانی بسیار ریز!

 

(5): این نقد را، اولین بار از مدیر محترم پروژه ی ماهواره امید، جناب آقای دکتر نصیری شنیدم؛ صنعت ماهواره کشور طی حدود10 سال، از نقطه «صفر»، دقیقاً بدون هیچ تجربه ای-حتی تجربه مونتاژ-، به جایی رسید که جزء هشت کشور دنیا در توانمندی صنایع هوا-فضا قرار گرفت و این نبود، جز به دلیل تحریم های کشورهای دیگر که باعث شد، تحقیقات برای دستیابی به این فناوری، تماماً توسط مهندسین داخلی انجام شده و بدون هیچ کمکی به نقطه اوج این فناروی دست یابند! حال آن که «پیکان جوانان» را 40سال قبل وارد کردند و آنقدر چراغ های جلو و عقب و سپرش را از مربع و دایره و سیاه و سفید عوض کردند تا بالأخره عمرش تمام شد و امروز هم خودرویی مثل سمند، تندر، پراید و... هیچ کدام 100% داخلی نیستند و بلکه موتور آنها هم خارجی است؛ البته تولید بدنه ملی هم ما را به «نام» خودروی ملی خواهد رساند احتمالاً؛ مخصوصاً وقتی هر دو شرکت، انحصار بازار را داشته باشند و کسی نیست که بتواند این صنعت بیمار را تکان دهد.

منبع : خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  ساعت 1:40 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :19
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET