جمع جهانی اقتصاد برای نخستینبار به ارزیابی رتبه رقابتپذیری اقتصاد ایران روی آورده است که براساس نتایج گزارش این مجمع، ایران در جمع 139کشور بررسی شده در میانه جدول رقابتپذیری اقتصاد جا خوش کرده است اما نباید از نظر دور داشت که رتبه ایران به نسبت 17کشور منطقه، ضعیف است؛
درحالیکه انتظار میرود با توجه به اهداف سند چشمانداز 20ساله که بر ارتقای جایگاه اقتصادی ایران به رتبه نخست تأکید دارد و همچنین ضرورت توجه به ابلاغ سیاستهای آزادسازی و خصوصیسازی برخاسته از سیاستهای کلی اصل44 قانون اساسی، دستکم رتبه ایران در میان کشورهای منطقه یکرقمی باشد اما اینگونه نیست و از این منظر ضرورت دارد تا در جریان بررسی لایحه برنامه پنجم توسعه، رقابتپذیری اقتصاد و رفع انحصارات آشکار و نهان در ساختار اقتصاد ایران جدیتر گرفته شود. گزارش سالانه مجمع جهانی اقتصاد درخصوص رقابتپذیری کشورهای جهان (Global Competitiveness Report) در واقع ارزیابی بیش از 110متغیر مختلف در 12رکن بین کشورهای مختلف است. البته نزدیک به دو سوم از متغیرها در نتیجه نظرسنجی از مدیران بنگاههای اقتصادی و یک سوم هم با اتکا بر دادههای آماری رسمی کشورها ارزیابی میشود و منظور مجمع جهانی اقتصاد از رتبهبندی کشورها از حیث رقابتپذیری، ارزیابی مجموعهای از نهادها، سیاستها و عواملی است که سطح بهرهوری در اقتصاد کشورهای مختلف و البته سطح رفاه اقتصادی مردم هر کشور را به تصویر میکشد.
در گزارش سالانه مجمع جهانی اقتصاد از محاسبه رقابتپذیری اقتصاد کشورها، ارکان 12گانه رقابتپذیری براساس ساختار اقتصادی کشورها سنجیده میشود که بر این اساس در ارزیابی رقابتپذیری کشورهایی که دارای نظام اقتصادی مبتنی بر عوامل تولید هستند، متغیرهای اثرگذار بر نهادهای اقتصادی، زیرساختها، ثبات در سیاستهای کلان اقتصادی و بهداشت و آموزش مقدماتی جدیتر سنجیده میشود و در نظامهای اقتصادی مبتنی بر کارایی، عوامل مؤثر بر افزایش کارایی نظیر آموزش عالی و حرفهای، کارایی بازار کالا، کارآمدی بازار نیروی کار، پیشرفته بودن بازارهای مالی آمادگی تکنولوژیکی و اندازه بازار، عمیقتر مورد ارزیابی قرار میگیرد. براساس سطحبندی مجمع جهانی اقتصاد، در نظامهای اقتصادی مبتنی بر نوآوری متغیرهای چون پیشرفته بودن بنگاههای تجاری و مولفههای نوآوری محاسبه میشود. البته هر یک از متغیرهای یادشده شامل متغیرهای دیگری هم میشوند که در نتیجه محاسبه آنها شاخص رقابتپذیری هر کشوری به دست میآید و براین اساس اقتصاد ایران در گروه کشورهای دارای نظام اقتصادی مبتنی بر کارایی قرار دارد.
بهترین و بدترین شاخصهای رقابت در ایران
گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که رتبه ایران از حیث شاخصهایی چون اندازه بازار(20)، ثبات اقتصاد کلان(45)، بهداشت و آموزش مقدماتی(54)، نوآوری(66)، زیرساختها(74)، نهادها (82)، آموزشعالی و حرفهای(87)، پیشرفته بودن بنگاهها (91)، آمادگی تکنولوژیک (96)، کارایی بازار کالا (98)، پیشرفته بودن بازار مالی(120) و کارایی بازار نیروی کار(135) برآورد کرده است. این گزارش نشان میدهد که ایران از حیث متغیرهایی چون گستره نرخ بهره(3)، نرخ ثبت نام در تحصیلات ابتدایی(5)، کنترل توزیع بینالمللی(15)، بدهی دولت(17)، اندازه بازار داخلی(18)، اندازه بازار خارجی(25)، نرخ پس انداز ملی(26) و زمان لازم برای شروع یک کسب و کار(30) ارزیابی شده که ایران را در جایگاه 30 کشور برتر قرار میدهد.
اما جایگاه کشور در متغیرهایی نظیر تورم(121)، استفاده از مدیریت حرفهای(121)، تمایل به تفویض اختیار(121)، در دسترس بودن آخرین تکنولوژیها (123)، شفافیت سیاستگذاری در دولت(124)، محدودیت بر جریان سرمایه(124)، کیفیت تأمینکنندگان داخلی(125)، مشارکت زنان در نیروی کار(126)، حمایت از سرمایهگذاری(127)، انعطافپذیری تعیین دستمزد(127)، اثرات قوانین سرمایهگذاری خارجی بر کسب و کارها (129)، مقرون بهصرفهبودن خدمات مالی(129)، کیفیت زیرساخت حملونقل هوایی(130)، سطح آموزش کارمندان(132)، در دسترسبودن خدمات مالی(133)، در دسترس بودن منابع مالی برای کارآفرینان (133)، وجود موانع تجارت(135)، تعرفههای واردات و صادرات(135)، سهولت دسترسی به وامها(136) و رواج مالکیت خارجی(139) ارزیابی شده و در ردیف30 کشور آخر قرار دارد.
15مانع بلند پیش روی بخش خصوصی
این گزارش تصریح دارد که فعالان بخش خصوصی ایران 15مانع را بهعنوان مهمترین مشکلات فراروی کسب و کار را مهم دانستهاند که شامل دشواریهای ناشی از دسترسی به تأمین منابع مالی، عدمثبات در سیاستهای دولت، تورم، دیوانسالاری دولتی، عدموجود زیرساختهای کافی، مقررات دستوپاگیر نیروی کار، کمبود نیروی کار تحصیل کرده، عدمرعایت اصول اخلاقی توسط نیروی کار، فساد، مقررات ارزی، مقررات مالیاتی، نرخ مالیات، عدمثبات در دولت، دزدی و جنایت و پایین بودن سلامت میشود.
جایگاه ما در 12پله رقابت منطقهای
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود به ارائه گزارشی از وضعیت رقابتپذیری کشورها در 12رکن کرده است که از حیث شاخص ثبات در سیاستهای اقتصاد کلان ایران در بین 17کشور منطقه در پله نهم قرار دارد و کشورهای کویت، عمان، بحرین، قطر، آذربایجان، امارات، قزاقستان و عربستان در جایگاه اول تا هشتم جای گرفتهاند و کشورهای سوریه، ترکیه، اردن، قرقیزستان، لبنان، مصر، تاجیکستان و پاکستان وضعیت بدتری نسبت به ایران دارند. در این گزارش رتبه ایران از حیث زیرساختهای لازم برای رقابتپذیری دهم ارزیابی شده و کشورهایی چون امارات، قطر، بحرین، عربستان، عمان، ترکیه، کویت، اردن، و مصر بالاتر و آذربایجان، قزاقستان، سوریه، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و لبنان پایینتر از کشور ما جا خوش کردهاند. از حیث پیشرفته بودن نهادهای اثرگذار بر رقابتپذیری کشورها ایران در پله12 قرار میگیرد و 11 کشور قطر، عمان، امارت، عربستان، بحرین، اردن، کویت، مصر، آذربایجان، تاجیکستان، و سوریه رتبههای اول تا یازدهم را بهخود اختصاص دادهاند و تنها 5کشور قزاقستان، ترکیه، لبنان پاکستان و قرقیزستان پایینتر از ایران قرار دارند.
رتبه ایران دستکم از حیث 3شاخص اندازه بازار، بهداشت و آموزش مقدماتی و نوآوری امیدوارکننده است چه اینکه پس از ترکیه، ایران در پله دوم از لحاظ اندازه بازار قرار دارند و کشورهای عربستان، مصر، پاکستان، امارات، قزاقستان، کویت، سوریه، قطر، عمان، آذربایجان، لبنان، اردن، بحرین، قرقیزستان و تاجیکستان در رتبههای بعدی جای دارند. براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد 4 کشور قطر، بحرین، لبنان و امارات در شاخص بهداشت و آموزش مقدماتی وضعیت بهتری نسبت به ایران دارند و پس از کشور ما، سوریه، کویت، اردن، ترکیه، عربستان، قزاقستان، آذربایجان، مصر، تاجیکستان، قرقیزستان، عمان و پاکستان قرار میگیرند. همچنین از لحاظ شاخص نوآوری ایران پس از کشورهای قطر، عربستان، امارات، عمان، آذربایجان، بحرین و ترکیه در پله هشتم قرار دارد و پس از ایران کشورهایی چون اردن پاکستان، مصر، کویت، قزاقستان، تاجیکستان، لبنان، سوریه و قرقیزستان جاخوش کردهاند.
گزارش مجمع جهانی اقتصاد از لحاظ آموزش عالی و حرفهای، رتبه ایران را 13در جمع کشورهای منطقه ذکر کرده است که اندکی جای تأمل دارد چرا که کشورهایی چون امارات، قطر، لبنان، بحرین، عربستان، اردن، قزاقستان، عمان، ترکیه، آذربایجان، کویت و قرقیزستان از وضعیت بهتری برخوردارند و تنها 4 کشور مصر، تاجیکستان، سوریه و پاکستان در رتبههای پایینتری نسبت به ایران جای گرفتهاند. براساس این گزارش از حیث شاخص آمادگی تکنولوژیکی کشورهایی چون امارات، بحرین، قطر، عربستان، ترکیه، عمان، اردن، آذربایجان، کویت، قزاقستان، مصر و لبنان بالاتر و پاکستان، سوریه، قرقیزستان و تاجیکستان پایینتر از کشور ما قرار دارند.
گزارش رقابتپذیری سال2010 مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد از حیث پیشرفته بودن بنگاهها، ایران وضعیتی بهتر از 4 کشور قزاقستان، سوریه، تاجیکستان و قرقیزستان دارد اما پایینتر کشورهای عربستان، امارات، قطر، عمان، لبنان، ترکیه، کویت، بحرین، مصر، اردن، آذربایجان و پاکستان در رتبه 13جهانی جای گرفته است. از لحاظ شاخصهایی چون کارایی بازار کالا، پیشرفته بودن بازار مالی و بازار نیروی کار رتبه ایران اصلا قابل دفاع نیست بهگونهای که ایران از حیث شاخص کارایی بازار کالا بعد از کشورهای امارات، بحرین، عربستان، قطر، عمان، لبنان، اردن، کویت، ترکیه، قزاقستان، پاکستان، آذربایجان، مصر قرار دارد و پس از کشور ما تنها 3کشور سوریه، قرقیزستان و تاجیکستان قرار دارند. این وضعیت تا اندازهای درخصوص پیشرفته بودن بازارهای مالی هم صادق است بهگونهای که کشورهای بحرین، قطر، عربستان، امارات، عمان، لبنان، اردن، ترکیه، کویت، پاکستان، آذربایجان، مصر، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان رتبههای اول تا پانزدهم را بهخود اختصاص دادهاند و ایران بههمراه سوریه و تاجیکستان در ردیف 3کشور آخر قرار گرفتهاند. همچنین از لحاظ شاخص کارایی بازار نیروی کار کشورهای قطر، قزاقستان، آذربایجان، بحرین، امارات، عمان، قرقیزستان، تاجیکستان، کویت، عربستان، لبنان، اردن، ترکیه و پاکستان رتبه بالاتر و تنها 2کشور سوریه و و مصر پایینتر از ایران جای گرفتهاند.
موضوع : تبيين جايگاه كنوني اقتصاد ايران اسلامي نسبت به انديشه الهي اسلام ( اقتصاد اسلامي )
هر از چند گاه خبری می شنویم در باب اینکه اقتصاد ایران یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیا است. اخیراً هم گفته شده است که ایران در رتبۀ هفدهم اقتصاد جهانی قرار دارد و در انتهای برنامۀ پنجم قرار است در رتبۀ دوازدهم قرار بگیرد و در نهایت با یکی دو برنامه به رتبۀ پنجم برسد. نگاهی به آمار موجود می تواند امکان پذیری این گفته ها را روشن کند.
اقتصاد ایران با تولیدی در حد 850 میلیارد دلار (دلاری که بر مبنای برابری قدرت خرید اندازه گیری شده است) در رتبۀ هجدهم قرار گرفته است. با توجه به کل تولید جهانی که در حدود 74 هزار میلیارد دلار است، ایران در حدود 1.5 درصد محصولات جهانی را تولید می کند. آمریکا، چین، ژاپن، هند، آلمان، روسیه، برزیل، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، مکزیک، کرۀ جنوبی، اسپانیا، کانادا، اندونزی، ترکیه و استرالیا بیش از ایران تولید می کنند.
این کشورها معمولاً جمعیت زیادی دارند. ایران در میان کشورهای دنیا در رتبۀ هفدهم از نظر جمعیت ایستاده است. از میان اقتصادهای بزرگ، چین، هند، آمریکا، اندونزی، برزیل، روسیه، ژاپن، مکزیک و آلمان، پر جمعیت تر از ایران هستند و بقیه بعد از ایران قرار می گیرند. کشورهایی مانند پاکستان، اندونزی و بنگلادش با وجود دارا بودن جمعیتی بیش از ایران، تولیدی کمتر از ایران دارند.
اندازۀ اقتصاد می تواند بیانگر تاثیر نسبی آن کشور در معادلات جهانی باشد. مثلاً چین به واسطۀ اندازۀ اقتصادش نقش بزرگی در معادلات جهان امروز دارد. ولی این به معنی مرفه بودن مردم چین نیست. برای اندازه گیری تقریبی رفاه معمولاً از تولید سرانه استفاده می شود که از هم تولید و هم جمعیت یک کشور را در بر می گیرد. با این معیار، ایران، با تولید سرانۀ تقریباً یازده هزار دلاری، در رتبۀ هفتادم قرار می گیرد. کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای کوچک که دارای منابع طبیعی یا اقتصاد پیشرفته و جمعیت کم دارند بالاتر از ایران قرار می گیرند. ایران تقریباً در نقطۀ متوسط درآمد جهانی قرار دارد.
چین که دومین اقتصاد بزرگ دنیا است (با تولید حدود 13 درصد تولید جهانی) از نظر تولید سرانه با 7500 دلار در رتبۀ نود و سوم قرار می گیرد که گروه کشورهای فقیر است. آمریکا با تولید حدود 20 درصد تولید جهانی و تولید سرانۀ حدود 47 هزار دلار سالانه همزمان قویترین و مرفه ترین اقتصاد است. مرفه ترین اقتصاد قطر است با درآمد سرانۀ 88 هزار دلار، هر چند از نظر اندازۀ اقتصاد در رتبۀ پنجاه و هفتم قرار می گیرد.
اما ایران تا چه حدی می تواند جایگاه خود را در جهان بهبود ببخشد؟
اگر ایران بخواهد در طی پنج سال جایگاه خود را به رتبۀ دوازدهم ارتقا دهد، باید در این پنج سال نرخ رشدش 12 درصد “بیشتر” از نرخ رشد کشورهایی باشد که بالاتر از ایران قرار گرفته اند. و برای اینکه در طی دو برنامۀ پنج ساله در رتبۀ پنجم قرار گیرد باید از آلمان پیشی بگیرد که مستلزم داشتن رشد حداقل 13.4 درصد بیش از کشورهای دیگر برای ده سال متوالی است.
بگذارید اینطور بگویم که اگر سایر کشورهایی که اقتصادهایی بزرگتر از ایران دارند نرخ رشد صفر داشته باشند و ما با سرعت دوازده درصد سالانه به طور مستمر رشد کنیم بعد از پنج سال در رتبۀ دوازدهم، بعد از دوازده سال در رتبۀ پنجم و بعد از 26 سال در رتبۀ نخست اقتصاد خواهیم ایستاد.
و برای اینکه موقعیت خود را بهتر بدانیم کافی است توجه کنیم که کشورهای صنعتی در چهل سال اخیر رشد سالانه ای تقریباً معادل 3 درصد داشته اند که با نوسان بسیار پایین همراه بوده است. چین با رشد سالانۀ حدود هشت درصدی در سی سال اخیر معجزۀ اقتصادی قرن را رقم زده است. در حالیکه ایران در چهار دهۀ اخیر به طور متوسط سالی حدود دو و نیم درصد رشد کرده است که به سختی کفاف رشد جمعیت را می دهد. همین رشد هم با نوسانات شدید، از رشد منفی تا رشد دو رقمی، همراه بوده است.
هر چند ایران بعد از جنگ با رشد متوسط سالانۀ در حدود 4.5 درصد در مسیر درست رشد قرار گرفته است، ارتقای رتبۀ آن در میان کشورهای جهان در حال حاضر امری بعید به نظر می رسد. به نظر می رسد اگر بتوانیم همین رشد حدود 4.5 درصدی را ادامه دهیم (که با توجه به عملکرد سالهای اخیر چندان محتمل به نظر نمی رسد) باید خوشحال هم باشیم.
موضوع : تبيين جايگاه كنوني اقتصاد ايران اسلامي نسبت به انديشه الهي اسلام ( اقتصاد اسلامي )
الف. مبارزه با مفاسد و انحرافات اقتصادی
در کارنامه درخشان امامان معصوم، صفحهای روشن از مبارزات ایشان با فسادها و انحرافات اقتصادی به چشم میخورد. امام مسئول هدایت و رهبری جامعه است و هرگاه فساد و انحرافی دید با آن به مبارزه برمیخیزد.
عمده مبارزات امامان با مفاسد اقتصادی جامعه را باید در سخنان و فرمایشهای راهبردی ایشان جستوجو کرد. نگاهی به کلمات گویای معصومان به ما نشان میدهد که آنان تا چه حد مردم و مسئولان جامعه را به پرهیز از گناه و فساد در مسائل اقتصادی توصیه میکردند. نگارش کتابهای حجیم فقهی با عناوین «مکاسب محرّمه» از سوی فقها، که ریشه در روایات اسلامی دارند، خود گواه بر این مدعاست.
با این همه، در سیره عملی امامان نیز موارد فراوانی از مبارزه با مفاسد اقتصادی به چشم میخورند. در اینجا، نمونههایی از مبارزات عملی امام کاظم (ع) با مفاسد اقتصادی که در کتب تاریخ ثبت شدهاند، ذکر میگردند:
1. مبارزه با تجمّلپرستی و عیش و نوش حاکمان: امام کاظم (ع) بارها و بارها خلفای ظالم دنیاپرست عبّاسی را از اینکه بیتالمال و اموال عمومی را صرف عیش و نوش و خوشگذرانی خود میکردند، مورد اعتراض و انتقاد شدید قرار دادند.
روزی امام کاظم (ع) وارد یکی از کاخهای بسیار مجلّل و باشکوه هارون در بغداد شد. هارون که مست قدرت و حکومت بود، به قصر خود اشاره کرد و با نخوت و تکبّر پرسید: این قصر از آن کیست؟ (با این کلام میخواست شکوه و قدرت خود را به رخ امام بکشد.) حضرت بدون آنکه کوچکترین اهمیتی برای کاخ پر زرق و برق او قایل شود، با کمال صراحت فرمود: این خانه، خانه فاسقان است؛ همان کسانی که خداوند درباره آنها میفرماید: «کسانی که خود را روی زمین بزرگ پنداشته، تکبّر میکنند و آیهای از آیات الهی را ببینند ایمان نمیآورند و اگر راه راست و رشد و کمال را ببینند آن را در پیش نمیگیرند، ولی هرگاه راه گمراهی ببینند آن را طی میکنند و از (مطالعه و درک) آیات خود منصرف خواهیم کرد؛ زیرا آنان آیات ما را تکذیب نموده، از آن غفلت ورزیدهاند.»
هارون از این پاسخ سخت ناراحت شد و در حالی که خشم خود را به سختی پنهان میکرد، با التهاب، پرسید: پس این خانه از آن کیست؟ امام بیدرنگ فرمود: این خانه از آن شیعیان و پیروان ماست، ولی دیگران با زور و قدرت آن را تصاحب نمودهاند.
هارون گفت: اگر این قصر از آن شیعیان است، پس چرا صاحبان خانه آن را باز نمیستانند؟ امام فرمود: این خانه در حال عمران و آبادی از صاحب اصلیاش گرفته شده است و هر وقت بتواند آن را آباد سازد، پس خواهد گرفت. 120
2. مبارزه با احتکار: معتب، کارگزار امام کاظم (ع)، میگوید: موقعی که محصول کشاورزی به دست میآمد، حضرت امر میفرمود: آنها را بفروشیم، سپس مثل همه مردم، روز به روز به اندازه نیاز میخریدیم. 121
3. مبارزه با قمار: امام کاظم (ع) غلامش را برای خرید تخم مرغ فرستاد. آن غلام یک یا دو تخم مرغ خرید و در بین راه با آن قمار کرد.
سپس تخم مرغ را آماده کرد و نزد امام آورد. آن حضرت مشغول خوردن شد. غلام به حضرت عرض کرد که با آن تخم مرغ قمار کرده است. حضرت برآشفت و طشتی طلب کرد و غذا را قی نمود. 122
4. مبارزه با غشّ در معامله: موسی بن بکیر میگوید: در محضر امام کاظم (ع) بودم. یک مشت دینار در پیش او دیدم. آن حضرت یکی از سکّهها را برداشت و دو نصف کرد و به من داد و فرمود: «اَلقهِ فی البالوعةِ حتّی لایُباع شیءٌ فیه غش»؛ این دینار قلابی را در چاه فاضلاب بینداز تا با چیزی که قلّابی است معامله صورت نگیرد. با اینکه حکومت در دست امام کاظم (ع) نبود، ولی آن حضرت نمیتوانست خیانت و نیرنگ جامعه را تحمّل کند. 123
در مورد دیگری، هشام بن حکم میگوید: مشغول فروش کالایی در سایه (یا تاریکی) بودم. امام از آنجا عبور میکرد، مرا در آن حال دید. نزد من آمد و فرمود: ای هشام، در سایه معامله نکن که موجب غش در معامله میشود و غش حرام است. 124
5. مبارزه با سرقت و سوءاستفاده مالی کارگران: هنگامی که امام (ع) مشغول جمعآوری خرماهای نخلستان خود بود، متوجه شد یکی از غلامان او مقداری از خرماها را به بیرون از باغ انداخت. (این ماجرا پیشتر گفته شد.) 125
6. منع از کمک مالی به حاکمان ظالم: صفوان جمّال یکی از یاران حضرت موسی بنجعفر (ع) شترهای خود را به هارون کرایه داده بود. وقتی حضرت از این امر مطلع شد، او را مورد توبیخ قرار داد و فرمود: چرا دشمنان ما را یاری میکنی؟ صفوان گفت: من هیچ علاقهای به هارون ندارم و بابت کرایه شترهایم از او پول میگیرم.
امام فرمود: آیا تو آنگاه که برای رفتن به مسافرت، به هارون شتر میدهی دوست نداری او به سلامت از سفر برگردد و اجاره شتران تو را بپردازد؟ صفوان عرض کرد: اینکه معلوم است، هر عاقلی چنین خواستهای را از خدای خویش میخواهد.
امام فرمود: ای صفوان، برای تو همین بس که دوست داری مدتی ظالمی زنده بماند تا تو ضرری متحمّل نشوی و این خواسته تو موجب بقای ستمگر و رضای تو به ظلمهای او میشود و این گناه بزرگی است. صفوان در پی سخنان روشنگرانه امام، تمام شترهای خود را فروخت و خود را از این انحراف نجات داد، هرچند این اقدام باعث کدورت بین صفوان و هارونالرشید شد. 126
ب. هدایتهای اقتصادی
گرچه امام مسئول هدایت فکری و معنوی جامعه است و تعالیم و رهبریهای او تأمینکننده سعادت جاودانه بشرند، اما دایره هدایت امام وسیعتر از امور عبادی و اخروی است و این ناشی از جامعیت دین مبین اسلام است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین میکند. بنابراین، امام مستقیما در بسیاری از مسائل مادی و دنیوی نیز انسانها را کمک میکند و آنها را مشمول هدایت خود قرار میدهد. عمده این هدایتها در قالب مشورت دادن امام به افرادی است که نیاز به کمک فکری داشتهاند. در برخی موارد نیز امام افرادی را به دلیل اشتباه در مسائل اقتصادی مورد انتقاد قرار میداد. در برخی موارد، امام برای کمک فکری و هدایت انسانها در مسائل مادی، از علم غیب و شأن خاص امامت استفاده میکرد. در اینجا، تنها چند نمونه از مواردی که امام افرادی را در امور دنیوی و اقتصادی کمک و هدایت کرده است ذکر میشوند:
روزی امام کاظم (ع) به یکی از یارانش به نام ابراهیمبن عبدالحمید، که در حال خارج شدن از مدینه بود، فرمود: ای ابراهیم! کجا میروی؟ او جواب داد: به سمت قبا. امام فرمود: برای چه کاری؟ او گفت: ما در هر سال در چنین موقعی خرما میخریم. تصمیم دارم نزد یکی از مردان انصار بروم و محصول خرمایش را پیش خرید کنم. حضرت فرمود: آیا از شر ملخها در امان هستید؟
ابراهیم میگوید: بعد از جدا شدن از امام، نزد دوستم ابوالعز آمدم و سخن امام را به او گفتم. (او که به مقام و شأن امام و علم او ایمان داشت) گفت: نه، به خدا امسال خرما نخواهیم خرید. پنج روز نگذشته بود که دیدیم ملخها تمام نخلها را ویران کردند!127
در روایتی که پیشتر ذکر شد، امام به یکی از فقرا، که درخواست کمک کرده بود، پولی داد و به او فرمود: با این پول به تجارت «مازو» (دانههایی که برای رنگ کردن و دباغی به کار میبرند) بپرداز؛ زیرا این کالا خشک است و کمتر آسیب میبیند. 128 امام از این طریق، کمک مشاورهای خود را به آن فرد ارائه داد و آن فرد توانست به زندگی خود سر و سامان ببخشد.
هشام بن حکم میگوید: قصد خرید کنیزی داشتم. نامهای به امام کاظم (ع) نوشتم تا با او در اینباره مشورت کنم. امام جواب نامه مرا نداد تا آنگاه که در مکّه در مراسم حج مرا دید و آن کنیز را نیز مشاهده کرد. سپس نامهای به من نوشت که خرید آن کنیز از نظر من اشکالی ندارد جز آنکه آن کنیز عمر کوتاهی دارد.
هشام میگوید: با این سخن امام از خرید کنیز منصرف شدم و هنوز از مکّه خارج نشده بودم که دیدم آن کنیز را دفن کردند. 129
علی بن ابیحمزه میگوید: نزد امام موسی بنجعفر (ع) بودم. کسی به نام جندب خدمت امام رسید و با آن حضرت صحبت کرد. حضرت هم با او سخن میگفت، در ضمن از احوال برادرش سؤال کرد. جندب گفت: خوب بود و به شما سلام رسانید.
حضرت فرمود: خدا به شما اجر دهد! برادرت از دنیا رفته است. جندب گفت: نامه او 13 روز پیش از کوفه رسید و سالم بود! حضرت فرمود: دو روز بعد از نوشتن نامه، از دنیا رفت. موقع مرگ به همسرش مالی داده و گفته است: وقتی برادرم آمد به او تحویل بده. آن زن مال را در خانهای که زندگی میکند پنهان کرده است. وقتی به آن زن رسیدی، به او محبت کن و او را به طمع ازدواج با خود بینداز تا پول را به تو بدهد.
علیبن ابی حمزه میگوید: جندب مردی نیرومند و زیبا بود. پس از شهادت امام کاظم (ع) او را دیدم و از قضیه سؤال کردم. جندب گفت: به خدا سوگند! امام همه مطالب را صحیح فرمود؛ نه در نامه کسری بود و نه در مال کمبودی وجود داشت. 130
در روایتی، امام به تبیین رابطه صحیح اقتصادی مؤمنان میپردازد و بیان میکند که افراد مؤمن نسبت به اموال و داراییهای خود باید چگونه باشند:
امام به یکی از یارانش به نام عاصم میفرماید: ای عاصم! پیوند و ارتباط شما (مؤمنان) چگونه است؟
عاصم عرض کرد: به بهترین شکلی که میتواند باشد.
امام فرمود: آیا به گونهای هست که یکی از شما وقتی تنگدست و فقیر میشود، وارد خانه دوستش شود و از او بخواهد تا همیان پولش را بیاورد، آنگاه آن را باز کند و هر چه بخواهد بردارد و مشکل مالی خود را از این طریق حل کند و دوستش ناراحت نشود؟
عاصم گفت: خیر. امام فرمود: پس شما بهترین شکل ارتباط و پیوند را ندارید. 131
برخی از هدایتهای امام مربوط به الگوی صحیح مصرف هستند. امام در برخی موارد، افرادی را که در شیوه زندگی خود خطا میکردند و در انتخاب نوع لباس و غذا و مرکب دقت لازم را نداشتند مورد انتقاد قرار میداد و شیوه صحیح را بیان میکرد:
ابن طیغور متطبّب میگوید: امام کاظم (ع) از من پرسید: چه مرکبی سوار میشوی؟ گفتم: الاغ. آنگاه امام فرمود: آن را چند خریدهای؟ گفتم: سیزده دینار. امام فرمود: این اسراف است که الاغی را به سیزده دینار خریدهای و اسب ساده (برذون) را رها کردهای. (ماجرا پیشتر ذکر شد). 132
نمونه دیگر مربوط به عبداللّه جبلی کنانی است که میگوید: روزی یک ماهی در دست گرفته بودم و در کوچه عبور میکردم، در همان حال، امام کاظم (ع) مرا دید، نزد من آمد و مرا مورد انتقاد قرار داد که «این چه کاری است که میکنی؟ این ماهی را بینداز! زیرا من ناپسند میبینم که فرد بزرگوار و شریفی مثل تو چنین کار پست و کوچکی انجام دهد». 133
سپس فرمود: ای شیعیان، شما گروهی هستید که دشمنان زیادی دارید. در مقابل دشمنانتان تا میتوانید خود را زیبا و قوی جلوه دهید.
در مورد دیگری که پیشتر روایت آن گذشت، حضرت غلام خود را سرزنش کرد که چرا خانه تنگ و کوچکی برای خود انتخاب کرده است.... 134
شخصی از امام در مورد معنای «اسراف» سؤال کرد و گفت آیا داشتن ده لباس اسراف است؟ امام در جواب فرمود: خیر... 135 (این روایت نیز پیشتر بیان گردید)
موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي
الف. سیره امام کاظم (ع) در تولید
با مطالعه در رفتارهای اقتصادی امام کاظم (ع) میتوان به اصول کلی در زمینه تولید دست یافت. بی شک، آنچه در اینجا ذکر میشود تمام اصول کلی حاکم بر رفتار امام نیست، بلکه مهمترین اصول در سیره امام در تولید میباشد:
1. تلاش در عرصه تولید: در اسلام، به کار و تلاش اقتصادی اهمیت فراوانی داده شده است. آیات و روایات فراوانی در اهمیت و ضرورت کار و تجلیل از مقام کارگر نقل شدهاند. سیره عملی پیامبران و اولیای الهی نیز این بوده است که بار زندگی خود را شخصا به دوش میکشیدند و هیچگاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را نیازمند و وابسته به دیگران نمیکردند.
این امر بیانگر نوع نگرش امام به دنیا و رابطه آن با آخرت است و بر اندیشههای انحرافی زهدمآبانه، که کار و تولید را در تضاد با کمالات معنوی و مصالح اخروی میدانستند یا افکار باطل اربابمآبانه، که کار را وظیفه افراد پست و پایین جامعه میدانند خط بطلان میکشد. امام کاظم (ع) میفرماید: «اِنّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ لِیبغضُ العبدَ النوّامَ الفارغَ»؛ 45 خداوند از فرد پرخواب و بیکار متنفّر است. از اینرو، به یکی از یارانش، که کاسب و فروشنده بود، میفرماید: «اُغدُ الی عزِّک»؛ 46 صبح زود به سوی عزّت خود بشتاب. منظور حضرت همان کسب و تجارت است. عزّت انسان در سایه تلاش او در جهت تولید به دست میآید. در روایتی دیگر، امام ارزش کار را اینگونه بیان کردند: «مَن طَلَب هذا الرزقَ مِن حِلّه لِیعودَ بِه علی نَفسِهِ و عیالِه کانَ کالمجاهدِ فی سبیلِ اللّه»؛ 47 هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانوادهاش را تأمین نماید مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است.
از اینرو، امام کاظم (ع) با تمام مشکلات و مسئولیتهای طاقتفرسای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود، در عرصه کار و تلاش اقتصادی کوشا و فعّال بود و ـ همانگونه که ذکر شد ـ در کنار کارگران و غلامان به کشاورزی میپرداخت و به آن افتخار میکرد.
2. برنامهریزی در امور اقتصادی: قطعاً انجام مسئولیت هدایت و رهبری فکری جامعه و پرداختن به عبادت و امور معنوی، زمانی با تلاشهای اقتصادی قابل جمع خواهد بود که انسان برنامهریزی دقیق و معقولی برای زندگی خود داشته باشد. اینکه امام بزرگوار شیعیان، هم در صحنه فرهنگی و هم عرصه اقتصادی فعّال و پرتلاش حاضر است، به دلیل اعتقاد و عمل به اصل برنامهریزی در زندگی است. امام کاظم (ع) در مورد برنامهریزی و مدیریت زمان و نقش آن در زندگی انسان میفرماید: «اجتهدوا فی اَن یکون زمانکم اربعَ ساعاتٍ: ساعةٌ لمناجاةِ اللّه و ساعةٌ لامرار معاشٍ و ساعةٌ لِمعاشرةِ الاخوانِ و الثُقّات الذینِ یَعرفونَکم عُیوبَکم و یَخلصونَ لَکم فی الباطنِ و ساعةٌ تخلونُ فیها للذّاتکِم فی غیر محرَّمٍ و بهذهِ الساعةِ تقدرونَ علی الثلاثِ ساعاتٍ....»48
3. تأکید بر عوامل صحیح و مشروع تولید: آنچه در سیره اقتصادی امامان و از جمله امام کاظم (ع) بیش از همه چیز مورد تأکید است، اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید میباشد. امام هرگونه توسعه اقتصادی و پیشرفت در تولید را تأیید نمیکند، بلکه محور فعالیتهای اقتصادی را قانون شرع معرفی میکند و هرگز از دایره احکام و موازین شرع خارج نمیشد. امام کاظم (ع) به یکی از یاران خود میفرماید: «یا داود اِنَّ الحرامَ لا نمی و اِن نَمی لَم یُبارَک فیه و ما انفَقهُ لَم یُوجر علیه و ما خلفّهَ کان زادهُ اِلی النّارِ»؛ 49 ای داود، حرام رشد و توسعه نمییابد و اگر رشد یافت، برکت در او نیست و هر چه از آن انفاق شود، اجر داده نمیشود و هر چه از آن باقی بماند، وسیلهای است برای رفتن انسان به جهنم.
(در بخش اصلاحات اقتصادی امام و مبارزه با مفاسد اقتصادی، نمونههایی از سیره عملی امام در اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید بیان خواهند شد).
4. حمایت از تولیدکنندگان: امام کاظم (ع) علاوه بر آنکه خود پیشگام در عرصه تولید و تلاش اقتصادی بود، از تولیدکنندگان نیز حمایت میکرد. کمکهای فراوان امام به آسیب دیدگان و ورشکستگان و قرضداران، که زندگی اقتصادی آنها به دلیل مشکلات طبیعی مختل شده بود، در همین زمینه قابل تفسیرند.
شخصی میگوید: در نزدیکی مدینه صیفیکاری داشتم. موقعی که فصل برداشت محصول نزدیک شد، ملخها آن را نابود کردند. من خرج مزرعه را با پول دو شتر بدهکار بودم. نشسته بودم و فکر میکردم، ناگاه امام موسیبن جعفر (ع) را دیدم که در حال عبور از آنجا بود و مرا دید، فرمود: چرا ناراحتی؟ عرض کردم: به خاطر اینکه ملخها کشاورزی مرا نابود کردهاند. حضرت فرمود: چه قدر ضرر کردهای؟ عرض کردم: یکصد و بیست دینار با پول دو شتر، حضرت به غلام خود فرمود: یکصد و پنجاه دینار به او بده، سی دینار سود به اضافه اصل مخارج و دو شتر هم به وی تحویل بده.
آن مرد میگوید: وقتی این کمک را تحویل گرفتم، عرض کردم: وارد زمین شوید و در حق من دعا کنید. حضرت وارد زمین شد و دعا نمود. سپس از رسول خدا (ص) نقل کرد و فرمود: «تمسّکوا ببقایَا المصائِب»؛ از بازماندگان مشکلات محکم نگهداری کنید. 50
بدینسان، امام به مسئولان و افراد جامعه میآموزد که چگونه به افراد آسیب دیده کمک کنند. امام در کمک به کشاورزی که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمایهای که از دست داده بود، مقدار سودی نیز که انتظار داشت، به او میپردازد، ضمن اینکه حمایت معنوی خود را نیز اعلام میدارد و برای آن کشاورز دعا میکند و با ذکر روایتی از پیامبر، او را مشمول هدایت فکری و معنوی خود قرار میدهد.
نمونه دیگر، کمک امام کاظم (ع) به بکّار قمی است که مغازهاش مورد سرقت قرار گرفت. امام توسط علی بن حمزه کیسه پولی برای بکّار فرستاد. بکّار میگوید: کیسه را باز کردم، چهل دینار در آن بود و ثروت از دست رفتهام را نیز محاسبه کردم، چهل دینار بود.
موضوع: بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي
ادامه مطلب
الف. سیره امام کاظم (ع) در تولید
با مطالعه در رفتارهای اقتصادی امام کاظم (ع) میتوان به اصول کلی در زمینه تولید دست یافت. بی شک، آنچه در اینجا ذکر میشود تمام اصول کلی حاکم بر رفتار امام نیست، بلکه مهمترین اصول در سیره امام در تولید میباشد:
1. تلاش در عرصه تولید: در اسلام، به کار و تلاش اقتصادی اهمیت فراوانی داده شده است. آیات و روایات فراوانی در اهمیت و ضرورت کار و تجلیل از مقام کارگر نقل شدهاند. سیره عملی پیامبران و اولیای الهی نیز این بوده است که بار زندگی خود را شخصا به دوش میکشیدند و هیچگاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را نیازمند و وابسته به دیگران نمیکردند.
این امر بیانگر نوع نگرش امام به دنیا و رابطه آن با آخرت است و بر اندیشههای انحرافی زهدمآبانه، که کار و تولید را در تضاد با کمالات معنوی و مصالح اخروی میدانستند یا افکار باطل اربابمآبانه، که کار را وظیفه افراد پست و پایین جامعه میدانند خط بطلان میکشد. امام کاظم (ع) میفرماید: «اِنّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ لِیبغضُ العبدَ النوّامَ الفارغَ»؛ 45 خداوند از فرد پرخواب و بیکار متنفّر است. از اینرو، به یکی از یارانش، که کاسب و فروشنده بود، میفرماید: «اُغدُ الی عزِّک»؛ 46 صبح زود به سوی عزّت خود بشتاب. منظور حضرت همان کسب و تجارت است. عزّت انسان در سایه تلاش او در جهت تولید به دست میآید. در روایتی دیگر، امام ارزش کار را اینگونه بیان کردند: «مَن طَلَب هذا الرزقَ مِن حِلّه لِیعودَ بِه علی نَفسِهِ و عیالِه کانَ کالمجاهدِ فی سبیلِ اللّه»؛ 47 هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانوادهاش را تأمین نماید مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است.
از اینرو، امام کاظم (ع) با تمام مشکلات و مسئولیتهای طاقتفرسای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود، در عرصه کار و تلاش اقتصادی کوشا و فعّال بود و ـ همانگونه که ذکر شد ـ در کنار کارگران و غلامان به کشاورزی میپرداخت و به آن افتخار میکرد.
2. برنامهریزی در امور اقتصادی: قطعاً انجام مسئولیت هدایت و رهبری فکری جامعه و پرداختن به عبادت و امور معنوی، زمانی با تلاشهای اقتصادی قابل جمع خواهد بود که انسان برنامهریزی دقیق و معقولی برای زندگی خود داشته باشد. اینکه امام بزرگوار شیعیان، هم در صحنه فرهنگی و هم عرصه اقتصادی فعّال و پرتلاش حاضر است، به دلیل اعتقاد و عمل به اصل برنامهریزی در زندگی است. امام کاظم (ع) در مورد برنامهریزی و مدیریت زمان و نقش آن در زندگی انسان میفرماید: «اجتهدوا فی اَن یکون زمانکم اربعَ ساعاتٍ: ساعةٌ لمناجاةِ اللّه و ساعةٌ لامرار معاشٍ و ساعةٌ لِمعاشرةِ الاخوانِ و الثُقّات الذینِ یَعرفونَکم عُیوبَکم و یَخلصونَ لَکم فی الباطنِ و ساعةٌ تخلونُ فیها للذّاتکِم فی غیر محرَّمٍ و بهذهِ الساعةِ تقدرونَ علی الثلاثِ ساعاتٍ....»48
3. تأکید بر عوامل صحیح و مشروع تولید: آنچه در سیره اقتصادی امامان و از جمله امام کاظم (ع) بیش از همه چیز مورد تأکید است، اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید میباشد. امام هرگونه توسعه اقتصادی و پیشرفت در تولید را تأیید نمیکند، بلکه محور فعالیتهای اقتصادی را قانون شرع معرفی میکند و هرگز از دایره احکام و موازین شرع خارج نمیشد. امام کاظم (ع) به یکی از یاران خود میفرماید: «یا داود اِنَّ الحرامَ لا نمی و اِن نَمی لَم یُبارَک فیه و ما انفَقهُ لَم یُوجر علیه و ما خلفّهَ کان زادهُ اِلی النّارِ»؛ 49 ای داود، حرام رشد و توسعه نمییابد و اگر رشد یافت، برکت در او نیست و هر چه از آن انفاق شود، اجر داده نمیشود و هر چه از آن باقی بماند، وسیلهای است برای رفتن انسان به جهنم.
(در بخش اصلاحات اقتصادی امام و مبارزه با مفاسد اقتصادی، نمونههایی از سیره عملی امام در اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید بیان خواهند شد).
4. حمایت از تولیدکنندگان: امام کاظم (ع) علاوه بر آنکه خود پیشگام در عرصه تولید و تلاش اقتصادی بود، از تولیدکنندگان نیز حمایت میکرد. کمکهای فراوان امام به آسیب دیدگان و ورشکستگان و قرضداران، که زندگی اقتصادی آنها به دلیل مشکلات طبیعی مختل شده بود، در همین زمینه قابل تفسیرند.
شخصی میگوید: در نزدیکی مدینه صیفیکاری داشتم. موقعی که فصل برداشت محصول نزدیک شد، ملخها آن را نابود کردند. من خرج مزرعه را با پول دو شتر بدهکار بودم. نشسته بودم و فکر میکردم، ناگاه امام موسیبن جعفر (ع) را دیدم که در حال عبور از آنجا بود و مرا دید، فرمود: چرا ناراحتی؟ عرض کردم: به خاطر اینکه ملخها کشاورزی مرا نابود کردهاند. حضرت فرمود: چه قدر ضرر کردهای؟ عرض کردم: یکصد و بیست دینار با پول دو شتر، حضرت به غلام خود فرمود: یکصد و پنجاه دینار به او بده، سی دینار سود به اضافه اصل مخارج و دو شتر هم به وی تحویل بده.
آن مرد میگوید: وقتی این کمک را تحویل گرفتم، عرض کردم: وارد زمین شوید و در حق من دعا کنید. حضرت وارد زمین شد و دعا نمود. سپس از رسول خدا (ص) نقل کرد و فرمود: «تمسّکوا ببقایَا المصائِب»؛ از بازماندگان مشکلات محکم نگهداری کنید. 50
بدینسان، امام به مسئولان و افراد جامعه میآموزد که چگونه به افراد آسیب دیده کمک کنند. امام در کمک به کشاورزی که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمایهای که از دست داده بود، مقدار سودی نیز که انتظار داشت، به او میپردازد، ضمن اینکه حمایت معنوی خود را نیز اعلام میدارد و برای آن کشاورز دعا میکند و با ذکر روایتی از پیامبر، او را مشمول هدایت فکری و معنوی خود قرار میدهد.
نمونه دیگر، کمک امام کاظم (ع) به بکّار قمی است که مغازهاش مورد سرقت قرار گرفت. امام توسط علی بن حمزه کیسه پولی برای بکّار فرستاد. بکّار میگوید: کیسه را باز کردم، چهل دینار در آن بود و ثروت از دست رفتهام را نیز محاسبه کردم، چهل دینار بود.
موضوع: بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي
ادامه مطلب
وضاع اقتصادی جامعه عصر امام کاظم (ع)
دوران امامت امام کاظم (ع) مقارن با دوران خلافت عبّاسی اول بود و آن امام با چهارتن از خلفای عبّاسی به نامهای منصور، مهدی، هادی و هارونالرشید هم عصر بود. بنابراین، در مطالعه اوضاع اقتصادی عصر امام کاظم (ع) باید به بیان وضعیت اقتصادی جامعه در عصر اول عبّاسی پرداخت.
این دوران را باید دوران اقتدار و ثبات خلافت عبّاسی دانست. خلفای عبّاسی در این عصر کوشیدند تا در مناطق گسترده تحت قلمرو خود، که حاصل فتوحات قبلی مسلمانان بود، ثبات و امنیت ایجاد کنند. در این دوره، علم، فرهنگ و هنر تعالی پیدا کردند و اقتصاد رونق یافت و نسبت به دورههای قبل، سطح رفاه جامعه بالاتر رفت.
اقتصاد جامعه عبّاسی بر کشاورزی، بازرگانی و صنعت استوار بود. در این میان، کشاورزی مهمترین رکن اقتصادی به حساب میآمد؛ زیرا هنوز تحولات عظیم صنعتی صورت نگرفته بودند. علاوه بر این، تسلّط مسلمانان بر آبها و مناطق حاصلخیز زمینه مناسبی برای توسعه کشاورزی ایجاد کرده بود. گسترش قراردادهای کشاورزی، تأسیس دیوان، دریافت خراج از کشاورزان و «دیوان الماء» برای حفظ و صیانت از حقوق کشاورزان شواهد پیشرفت کشاورزی در این دورهاند. 1
پایتخت عبّاسیان دشت حاصلخیز «سواد» بود. هر شهر بزرگی مانند بغداد را روستاها و باغها احاطه کرده بود. شهر «واسط» منطقهای کشاورزی بود که سالانه مقادیر هنگفتی محصول به بار میآورد. 2 فراوردههای کشاورزی بسیار گوناگون و متنوع گردیدند. محصولات عمده عراق جو، گندم، برنج، خرما، کنجد، پنبه و کتان بود. میوهها و سبزیهای گرمسیری و سردسیری در دشت حاصلخیز سواد یافت میشدند.
کتابهای فراوانی که در این دوره درباره گیاهان تألیف یا ترجمه شده نشان میدهند که مردم تا چه حد به زراعت ارج مینهادند. 3 وسعت فوقالعاده قلمرو خلافت و اوجی که تمدن به آن دست یافته بود، بازرگانی جهانی و دامنهداری پدید آورده بود. طولی نکشید که بنادری همچون بغداد، بصره، سیراف، قاهره و اسکندریه مراکز مهم تجارت خشکی و دریا شدند. تجّار مسلمان به سوی شرق تا چین میرفتند. 4 بر آنچه گذشت، تراکم موجودیهای نقدی در دولت اسلامی عهد عبّاسی را باید افزود که تأثیری بسیار بر فعالیتهای تجاری داشت. عوامل مهم دیگری که باعث رشد اقتصادی در این دوره شدند عبارتند از:
ـ تسلط مسلمانان بر سرزمینهای طلاخیز زیرنفوذ دولتهای بیزانس و ساسانی؛
ـ خراج و جزیه فراوانی که اهل ذمّه به دولت عبّاسی پرداخت میکردند؛
ـ زکات، خمس و مالیاتهای هنگفت دولتی که از کشاورزان و پیشهوران و سایر اصناف دریافت میشدند.
جدولهای مالیاتی دولت عبّاسی نمود آشکاری است از مقادیر سرشار ثروتهایی که به دست عبّاسیان میرسیدند. 5
این همه بیانگر وضعیت اقتصادی دولت عبّاسی در این دوره است. اما اوضاع اقتصادی عامّه مردم چگونه بوده؟ آیا ثروتهای دولتی صرف آبادانی و عمران جامعه میشدند؟ و آیا همه مردم در سطح عادلانه از رفاه و آسایش به سر میبردند؟
گرچه غالب گزارشهای تاریخی مربوط به وضعیت اقتصادی دولت هستند و مورّخان کمتر به وضعیت اقتصادی توده مردم پرداختهاند، اما شواهد فراوانی نشان میدهند که طبقه وسیعی از مردم تحت حاکمیت عبّاسیان در فقر و تهیدستی زندگی میکردند. نگاهی به اشعار شعرای اجتماعی این مطلب را تأیید میکند؛ از جمله ابوالعتاهیه ضمن اشعاری شکایتآمیز، تصویر دقیقی از وضع اقتصادی جامعه ارائه کرده است:
من مبلغ عنّی الاما م نصائحا متوالیه
انّی اری الاسعارَ اسعا رَ الرعیّةِ غالیه
واری الیتامی والارا ملَ فی البیوتِ الخالیه... 6
شاهد دیگر، شورشها و قیامهای متعدد مردمی است که ریشه در نارضایتی عمومی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی در این عصر داشتهاند. آنچه مسلّم است اینکه اموال و داراییهای فراوان دولت، که متعلّق به عامّه مردم بود، به طور عادلانه در بین مردم توزیع نشدند و بیتالمال صرف رفاه و آسایش صاحبان حقیقی آن نگشت. فاصله طبقاتی شدیدی حاکم شد. بغداد، که مرکز تجارت و بازرگانی بود، تنها جیب ثروتمندان و بازرگانان را پر مینمود و طبقه متوسط و ضعیف جامعه تحت فشار خراج و مالیاتها نمیتوانستند سربلند کنند. خزینهها و گنجینههای دولتی صرف امور دربار میشدند و خلفا با کنار نهادن سیره و سنّت رسول خدا (ص) و موازین اسلامی و روی کردن به اخلاق و منش پادشاهان و ملوک کافر کیش، سعی در خوشگذرانی و اسراف و تبذیر مینمودند. از خلافت اسلامی تنها اسمی بر جای مانده بود. این دوران، دوران ظهور و بروز پادشاهان ثروتمندی است که نان دنیا را به نام دین میخوردند و عنوان «خلافت» را یدک میکشیدند. امیرالمؤمنین!های فاسد و عیّاش هدایای هنگفت و گزاف به شعرا و آوازهخوانان و مطربان و رقّاصان میدادند، در حالی که عامه مردم در فقر و تنگدستی و فشار زندگی میگذراندند.
به گفته مسعودی، مجموعه اموالی که منصور به زور از مردم گرفته بود بالغ بر 600 میلیون درهم و 400میلیون دینار بود. او این اموال را به نام «بیتالمال» در محل مخصوص نگهداری میکرد و نام صاحب هر مال را بر روی آن مینوشت، بدون آنکه مقداری از آن را به خدمت عامّه مصروف دارد. این مبلغ غیر از مالیات اراضی و خراجهایی بود که منصور در زمان خلافت خود از کشاورزان گرفته بود. 7 سیاست سختگیرانه اقتصادی و تحریم و فشار مالی را علیه مردم در پیش گرفته بود تا مخالفان سیاسی خود را به ضعف بکشاند و زمینه قیامها و شورشهای مردمی را از بین ببرد. 8
در دوران هارونالرشید، درآمد سرانه دولت به بالاترین حد خود رسید که تا آن زمان این مقدار برای هیچ حاکم مسلمانی سابقه نداشت.
ابن خلدون موجودی بیتالمال در ایّام رشید را بالغ بر 7500 قنطار در سال تخمین زده است. و جهشیاری مجموع درآمد را قریب 500 میلیون درهم و دویست و چهل هزار درهم میداند. 9
عملکرد خلفای عبّاسی از جمله هارون در صرف بیتالمال برای برپایی مراسم جشن و پایکوبی و دادن هدایا و بخششهای مالی حیرتآور به مادحان و چاپلوسان درباری بیسابقه بوده است. حکایات بسیاری از بذل و بخششهای دیوانهوار هارون در تاریخ ثبت شدهاند.
این وضعیت نامطلوب اقتصادی و عدم توجه خلفا به رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم و صرف ثروتهای دولتی در جهت عیش و نوش و خوشگذرانی، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی خاصی را در این دوره به دنبال داشت؛ از جمله:
ـ پیدایش فرقه متطوّعه در بغداد؛
ـ گرایش به زهد و تصوف در افرادی که مأیوس از غنی و رفاه بودند و دست از کار اقتصادی کشیده بودند؛
ـ پیدایش شاعران و مادحان و مورّخان درباری که دانش و هنر را در مدح و چاپلوسی خلفا به خدمت گرفته بودند؛
ـ گسترش علوم دنیوی همانند طب، فلسفه و ریاضی که در سایه توجه خلفا و امرا و ثروتمندان رشد یافتند، در حالی که نسبت به علوم دینی خارج از دربار هیچ گونه حمایتی صورت نمیگرفت؛
ـ بروز شورشها و قیامهایی که یک پای در مخالفت فکری و سیاسی با دولت عبّاسی داشتند و پای دیگر در بی عدالتیهای اجتماعی و نابسامانیهای اقتصادی در این دوره. 10
عصر امام کاظم (ع) مصادف با نخستین مرحله استبداد و ستمگری حکّام عبّاسی بود. آنها تا چندی پس از آنکه زمام حکومت را به نام علویان در دست گرفتند، با مردم و بخصوص با علویان برخورد نسبتا ملایمی داشتند، اما به محض اینکه در حکومت استقرار یافتند و پایههای سلطه خود را محکم کردند و از سوی دیگر، با بروز قیامهای پراکندهای که به طرفداری از علویان پدید آمد و آنها را سخت نگران کرد، بنا را بر ستمگری گذاشتند و مخالفان خود را زیر شدیدترین فشارها قرار دادند.
امام کاظم (ع) در مرکز فشارهای سیاسی و اجتماعی عبّاسیان قرار داشت، در عین حال، رسالت ایشان آن بود که در این حرکت علمی، توازن و تعادل فکری را میان شیعیان برقرار کند و از هر جهت، به هدایت و رهبری فکری و معنوی جامعه بپردازد. 11
با توجه به شناخت اجمالی از اوضاع و شرایط اقتصادی این عصر، زندگی اقتصادی و وضع معیشتی امام کاظم (ع) تبیین میگردد. در این نوشتار، رفتارهای امام کاظم مورد مطالعه قرار میگیرند تا اصول کلی حاکم بر سیره اقتصادی امام در تولید، مصرف و اصلاحات اقتصادی بیان گردند.
منابع مالی امام کاظم (ع)
الف. اموال عمومی
امامت بیتردید محوریترین جایگاه و نقش را در منظومه اندیشه کلامی شیعه امامیه داراست. رکن اصلی و متمّم امامت، ولایت است. ولایت دارای مراتب گوناگونی است که بالاترین آن «ولایت کلیه و مطلقه الهی» است که به معنای «حق حاکمیت همهجانبه و همه جایی بر همه مخلوقات» است. این ولایت از سوی خداوند به پیامبر واگذار شده و پس از پیامبر نیز امام صاحب این ولایت است. از شئون ولایت امام، حق مالکیت خاصی است که دین اسلام برای او مشخص کرده و این از خصایص نگرش فقهی شیعه است. مقصود از «مالکیت امام»، مالکیت منصب امامت و رهبری امّت اسلامی است، نه مالکیت شخص امام؛ زیرا این نوع مالکیت از امامی به امام دیگر منتقل میگردد، نه به وارثان طبیعی امام. بنابراین، به جای مالکیت امام، میتوان عنوان «مالکیت حکومت اسلامی» را به کار برد.
مالکیت امام شامل دو بخش است: یک بخش ثروتهای طبیعی که پیشتر در تملّک کسی قرار نگرفته و در عین حال، از مباحات عامّه به شمار نمیروند؛ مانند: زمینهای موات، جنگلها، مراتع و معادن. بخش دیگر ثروتهایی است که پیشتر در تملّک دیگران بوده و به دلایلی در مالکیت دولت اسلامی در آمدهاند؛ مانند: ارث بدون وارث و قطایع ملوک.
مجموعه مواردی که ملک منصب امامت است، تحت عنوان «انفال» قرار میگیرد، چه ثروتهای طبیعی که در ابتدا به عنوان ملک امام معرفی شدهاند و چه داراییهایی که از راههای گوناگون در اختیار امام قرار میگیرند. 12
علاوه بر این موارد، خمس، زکات و مالیاتهای اسلامی همه در اختیار امام قرار میگیرند و امام متصدی و سرپرست توزیع و مصرف آنهاست، ضمن اینکه برای شخص امام نیز در این وجوهات سهمی در نظر گرفته شده است.
البته تمام موارد مزبور زمانی برای امام قابل تحصیل خواهند بود که مسئولیت حکومت اسلامی در اختیار امام باشد و زمانی که این حق از امام غصب شود طبعا این حقوق مالی نیز، به ناحق و از روی ستم، از امام گرفته خواهند شد. با این همه، امامان معصوم همواره انفال را حق مسلّم خود میدانستند و مسئولیت دریافت و توزیع خمس و زکات را انجام میدادند. این امر بر حاکمان ظالم گران میآمد و همیشه یکی از بهانههای دشمنی و کینهتوزی خلفا و سلاطین با امامان شیعه به حساب میآمد.
بخشی از اموال عمومی امام کاظم (ع) شامل خمس، زکات، نذورات، صدقات و موقوفات میشد که این اموال، گاه، مستقیما از سوی شیعیان تحویل امام داده میشد و گاه، از طریق وکلا و نایبان امام دریافت و توزیع میگردید. در این میان، به دلیل جوّ اختناق و فشاری که حکومت علیه امام و شیعیان ایجاد کرده بود، نقش سازمان وکالت دارای اهمیت بیشتری است. در عصر امام کاظم (ع) فعالیت سازمان وکالت به اوج خود رسید و شیعیان در ارتباط با وکلا و نایبان امام، وظیفه پرداخت خمس و زکات و وجوه شرعی را انجام میدادند. با تقویت و گسترش سازمان وکالت در عصر امام کاظم (ع) پرداختهای مالی شیعیان به دفتر وکالت نیز فزونی یافتند. 13 شاید بتوان به عنوان قرینهای بر کثرت این پرداختها، به نقل شیخ طوسی و کشّی درباره کثرت اموال باقی مانده نزد وکلای امام کاظم (ع) پس از شهادت آن حضرت، اشاره کرد:
هنگام شهادت امام کاظم (ع) مبلغ هفتاد هزار دینار نزد زیادبن مروان عیسی و مبلغ سی هزار دینار تحویل علیبن حمزه بود. 14
مبلغ سی هزار دینار و شش کنیز در تحویل عثمان بن عیسی رواسی نماینده امام در مصر بود که نقل شده است پس از شهادت امام هفتم (ع)، علی بن موسیالرضا (ع)، کسی را نزد زیاد قندی و عثمان بن عیسی فرستاد و پیغام داد اموالی را که از پدرم نزد شما مانده است، برای من بفرستید. 15
هشامبن احمر گفت: اموالی را که برای امام هفتم به مدینه بردم، حضرت فرمود: آن را نزد مفضّل بن عمر برگردان. 16
نمونههای متعدد دیگری از فعالیت مالی سازمانی وکالت در عصر امام کاظم (ع) در منابع ذکر شدهاند.
قرینه دیگری بر کثرت اموال عمومی امام کاظم (ع) را میتوان در سخن علی بن اسماعیل بن جعفر الصادق (ع) جست که در مقام سعایت از امام کاظم (ع) به یحیی بن خالد گفت: اموال از شرق و غرب به سوی او سرازیر است که در خزانههایی نگهداری میکند و زمینی را به قیمت سی هزار دینار خریده است. 17 از همینرو، بارها هارون آن حضرت را متهم کرد و مورد بازجویی قرار داد که از مردم خراج دریافت میکند و آن حضرت در جواب فرمود:
«والذی بعث محمّدا بالنبوّةِ ما حُمل اِلَی درهما و لادینارا مِن طریقِ الخراجِ لکنّا معاشرَ ابیطالبٍ نقبلُ الهدیةَ التی احلّها اللّه ـ عزّوجلّ ـ لنبیه فی قوله: لو اُهدی لی کراعٌ لَقبِلتُ و لو دعیتُ الی زارعٍ لاَجبتُ و قد عَلِمَ امیرالمؤمنین ضیقَ ما نحنُ فیه و کثرةِ عدوّنا و ما منعنا السلفَ مِن الخمسِ الّذی نطَقَ لنا بِه الکتاب فضاقَ بِنا الامرُ و حرّمت علینا الصدّقةُ و عوّضنا اللّهُ - عزّوجلّ - عنها الخمسَ و اضطُررنا الی قبولِ الهدیة.»18
گرچه امام در این روایت، دریافت خراج و مالیات از مردم را نفی کردهاند، اما دریافت خمس و هدایا و وجوه شرعی را تصدیق میکنند. بنابراین، طبق فرمایش امام، شیعیان خمس و زکات و سایر وجوه شرعی را به امام تحویل میدادند و امام مسئولانه به دریافت و توزیع آنها مبادرت میورزیدند. قراین متعددی حاکی از تأکیدات امامان شیعه به برقراری سنّت پرداخت وجوه شرعی در میان شیعیان و نکوهش از سستی شیعیان در این زمینه است.
در شریعت اسلام، برای مصرف خمس و زکات موارد خاصی تعیین شده است. امام به عنوان متصدّی این اموال آنها را در موارد خاص و در چند محور عمده مصرف مینمود:
1. کمک مالی به نیازمندان و فقرا؛
2. کمک به قرضداران و ورشکستگان؛
3. رفع مشکلات و مشاجرات مالی شیعیان و سادات نیازمند؛
4. پرداخت هدیه و صله به شیعیان و شعرای متعهد و افراد تازه مسلمان؛
5. رفع نیازهای اقتصادی بیت امامت.
در مورد کمکهای مالی امام به نیازمندان و بخشش به شیعیان و شعرا، در بخش کمکهای مالی امام به تفصیل بحث خواهد شد. از جمله میتوان به تزویج برخی از فرزندان امام کاظم با اموال ارسالی از سوی وکیل آن جناب یعنی علی بن یقطین اشاره کرد. 19
ب. اموال خصوصی
بخش دیگری از اموال و داراییهای امام کاظم (ع) اموال خصوصی و شخصی امام بود که امام به عنوان فردی عادی و عضوی از اعضای جامعه به روشهای متعارف آنها را به دست میآورد. این بخش نمونه عینی از تأکیدات اسلام بر تولید و گسترش آن در فعالیتهای اقتصادی است. اما آنچه مهم است اهداف و انگیزههای تولید و تکیه بر عوامل صحیح و مشروع تولید است که در شیوه امام کاظم به آنها اهمیت داده شد.
1. کار و تلاش اقتصادی: مهمترین و اصلیترین منبع مالی امام کاظم (ع) کار کشاورزی بود. امام کاظم (ع) از همان دوران کودکی به کار و تلاش مشغول بود. در دورهای که هم سن و سالهای ایشان سرگرم بازیهای کودکانه بودند، آن حضرت به کارهای مفید میپرداخت، علاوه بر اینکه در مکتب و مدرسه پدر بزرگوارشان امام صادق (ع) به کسب معارف الهی میپرداخت و در همان سنین کودکی، پاسخگوی سؤالات و مشکلات فکری جامعه نیز بود.
صفوان جمّال میگوید: نزد امام صادق 7رفتم و از رهبر آینده جهان اسلام سؤال کردم و پرسیدم: پس از شما حجت خدا چه کسی خواهد بود؟ امام صادق (ع)، که به دلیل حفظ جان امام کاظم (ع)، گاه از پاسخ دادن آشکار به این سؤال خودداری میکردند، این بار نیز پاسخ دادند: صاحب امر و حجّت خدا کسی است که سرگرم بازی و لهو و لعب نیست.
صفوان میگوید: در همان هنگام، ابوالحسن موسیبن جعفر (ع)، که نوجوان خردسالی بود، وارد شد، در حالی که گوسفندی به همراه داشت و آن را به جلو میراند و به آن خطاب میکرد: بر پروردگارت سجده کن. آنگاه امام صادق (ع) او را به سینه خود چسباند و فرمود: پدر و مادرم به فدایت که اهل بازی و سرگرمی نیستنی. «بابی انتَ و اُمّی مَن لا یلهوُ و لایَلعبُ». 20
اخبار و روایات متعدد تاریخی نشان میدهند که آن حضرت به شغل کشاورزی اشتغال داشت و از این طریق امرار معاش میکرد و شغل دیگری برای آن امام گزارش نشده است. این اخبار عمدتا مربوط به دوره امامت آن حضرت و مربوط به زمانی است که آن حضرت در مدینه بود. اشتغال حضرت به کشاورزی، هم به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی مدینه بود که برای کشاورزی مناسب است و هم به دلیل اهمیت خاصی که ائمّه اطهار: و اولیاء الهی به امر کشاورزی میدادند. تأکید و اهمیت اسلام بر کشاورزی بیانگر آن است که اسلام اقتصاد بر محور کشاورزی را بر سایر موارد ترجیح میدهد، ضمن اینکه هرگونه تولیدی که برای انسان مفید باشد و ثمرهای عقلایی بر آن مترتب باشد مورد قبول اسلام است. یک نمونه تاریخی که نشان میدهد امام خود شخصا به کشاورزی اشتغال داشتند:
علی بن ابی حمزه میگوید: امام کاظم (ع) را دیدم که در زمین کشاورزی خود کار میکرد و عرق میریخت. عرض کردم: قربانت گردم! پس کارگران کجا هستند؟ فرمود: ای علی! بهتر از من و پدرم در این زمین خود، با بیل کار میکردند. عرض کردم: آنان را معرفی فرما. حضرت فرمود: رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و پدرانم همه با دست خود کار میکردند. کشاورزی شغل پیامبران خدا و جانشینان آنان و مردان شایسته است. 21
بنابراین، کار کشاورزی اصلیترین منبع درآمد مالی امام کاظم (ع) بود. حضرت از درآمد محصولات کشاورزی، خود و خانواده و عائلهاش را تأمین میکرد و علاوه بر آن، به فقرا و محرومان و نیازمندان کمک مینمود. برخی از بخششها و هدایای امام نیز از این طریق انجام میگرفت. برای نمونه، حضرت به یکی از غلامان، که در حق او احسان کرده بود، قطعهای زمین کشاورزی اهدا کرد. 22 در مورد دیگر، حضرت زمین کشاورزی خود را به غلامی بخشید و او را آزاد کرد. 23 حضرت بخشی از زمین کشاورزی خود را به فرزندش، احمد، که مردی والامقام و خیّر بود، هدیه کرد. 24 در وصیتنامه آن حضرت نیز آمده است که ایشان سی اصله درخت خرمای خود را برای فقرای آبادی وقف کرد و بقیه آن را بین فرزندانش تقسیم نمود.
2. موقوفهها: یکی از منابع مالی امامان، موقوفههایی بوده که از گذشتگان برای آنها مانده و آنها به عنوان متولّی اوقاف، درآمد محصول آنها را به دست آورده و در راههای گوناگون شرعی به مصرف میرسانند. برای نمونه، وقفنامهای که ابوبصیر از امام باقر (ع) نقل کرده است، در آن به وصیتنامه حضرت زهرا (س) در مورد وقف مزارع هفتگانه به فرزندانش اشاره شده است. وقفنامههای دیگری نیز، که واقف آنها امام علی (ع) بوده در کتب حدیث ذکر شدهاند که تولیت آن به دست امامان شیعه رسیده25 و آنان درآمد محصول آن را در راههای گوناگون و در جهت تحکیم و گسترش تشیّع به مصرف رساندهاند.
در وصیتنامه امام کاظم (ع) نیز آمده است که آن حضرت یک سوم موقوفه پدرش را وصیت کرده است. 26 این امر نشان میدهد که اموال و املاکی از طریق موقوفه و ارث از سوی امام صادق (ع) به امام کاظم (ع) منتقل شده است.
3. هدایا: بخش دیگری از اموال خصوصی امام، اموالی بودند که به امام هدیه داده میشدند. در بسیاری از موارد، شیعیان همراه خمس و زکات و وجوهات، هدایایی نیز برای شخص امام میفرستادند. برای نمونه، میتوان به هدایایی که علی بن یقطین برای امام کاظم (ع) میفرستاد، اشاره کرد. علی بن یقطین از موقعیت خود برای کمک رساندن به شیعیان و محرومان و همچنین کمک کردن به شخص امام استفاده میکرد.
پسر علی بن یقطین میگوید: امام کاظم (ع) هر چیزی لازم داشت یا هر کار مهمی که پیش میآمد، به پدرم نامه مینوشت که فلان چیز را برای من خریداری کن یا فلان کار را انجام بده، ولی این کار را به وسیله هشام بن حکم انجام بده. 27
در روایتی که قبلا ذکر شد، امام در جواب هارون، فرمود: «به خاطر آنکه ما از حق مالی و شرعی خودمان (خمس) باز داشته شدهایم، مجبور به پذیرش هدیه هستیم». 28
یک بار هارون کسی را دنبال امام فرستاد و دستور داد تا هر چه زودتر امام را حاضر کنند. وقتی مأمور خلیفه به حضور امام رسید، حضرت به او فرمود: «لولا اَنّی سمعتُ فی خبر جدّی رسولِ اللّه اَن طاعةَ السلطانِ لِلتقیّةِ واجبةٌ اِذا جئتُ»؛ اگر از رسول خدا روایت نشده بود که اطاعت از سلطان از روی تقیّه و حفظ جان واجب است، هرگز نمیآمدم. و وقتی امام نزد هارون آمد، هارون از او پرسید: چرا نزد ما نمیآیی و با ما رفت و آمد نداری؟ حضرت فرمود: «سعة مُلککَ و حبُّکَ لِلدّنیا»؛ وسعت مملکت و دنیاپرستی تو مانع است.
آنگاه هارون هدایایی به امام داد. امام آنها را پذیرفت و فرمود: «واللّهِ لولا اَنّی اری اَن اَتزوّجَ بِها مِن عزّاب بنی طالبٍ لئلا ینقَطعَ نسلَهُ ابدا ما قبلتُها». 29 حضرت آن هدایا را برای کمک کردن به ازدواج جوانان مجرّد از خاندان سادات، از هارون پذیرفت.
در مورد دیگر، مهدی عبّاسی، امام کاظم (ع) را دستگیر و زندانی کرد، سپس در خواب امیرالمؤمنین علی (ع) را دید که او را مورد عتاب قرار داد و فرمود: «فهل عسیتم اَن تُفسدوا فی الارضِ و تُقطِّعوا ارحامکَم...» آنگاه دستور داد امام را آزاد کنند و مبلغ سه هزار دینار به او بدهند و ایشان را راهی مدینه کنند.
مورد مشهور دیگری از قبول هدیه از سوی امام کاظم (ع) مربوط به دوران منصور دوانیقی است که در روز عید نوروز از امام کاظم (ع) خواست تا جلوس کند و هدایایی که مردم و به ویژه سربازان ایرانی میآورند بپذیرد. حضرت ابتدا از انجام چنین کاری خودداری کرد، اما با اصرار و فشار منصور پذیرفت. شخصیتها، فرماندهان و سربازان به دیدن حضرت میآمدند و به آن حضرت تبریک میگفتند و هدایایی به آن امام میدادند. مأمور منصور از هدایا صورتبرداری میکرد. آخرین فردی که داخل شد پیرمردی بود که عرض کرد: ای پسر دختر رسول خدا (ص) من فقیرم و ثروتی نداشتم که برایت هدیه بیاورم. سه بیت شعری که جدّم درباره جدّت حسینبن علی (ع) سروده است، آوردهام. اشعار خود را خواند. حضرت فرمود: هدیهات را قبول کردم، بنشین خدا به تو برکت دهد. سپس رو کرد به مأمور منصور و به او فرمود: نزد منصور برو و هدیهها را بازگو کن و نظرش را درباره مصرف آن به دست آور. او رفت و بازگشت و گفت: منصور میگوید: همه هدایا را به موسیبن جعفر بخشیدم. هر اقدامی میخواهد درباره آن بنماید. امام همه هدایا را به آن پیرمرد بخشید.
غالبا هدایایی که امام به اکراه از سوی حاکمان دریافت میکرد، به مردم نیازمند و محروم میبخشید و خود از آن استفاده نمیکرد. در برخی موارد، امام کاظم (ع) از قبول هدایا از سوی افراد ظالم خودداری میکرد. در یک مورد، شخص آوازهخوان و هنرپیشهای به نام مخارق وقتی مشاهده کرد، هارون از کمک مالی به امام خودداری میکند، با به کار بستن حیلهای پول و اموال فراوانی از هارون به چنگ آورد و آنها را نزد امام آورد. امام از پذیرش آن هدایا خودداری کرد و فرمود: «خدا به شما و مال شما برکت دهد و جزای نیکو عنایت کند! به خدا سوگند! نه از او و نه از این پول درهمی میگیرم و نه از این زمین چیزی...»30
سندی بن شاهک، زندانبان ظالم و بیرحم امام کاظم (ع) در آخرین لحظات عمر آن حضرت، از وی خواست تا اجازه دهد تا با مال خودش کفنی برای حضرت تهیه کند. حضرت در جواب فرمود: «اِنّا اهل بیتُ مُهورُ نسائِنا و حجُّ صرورتنا و اکفانُ موتانا مِن طاهرِ اموالنا و عندی کفنٌ و اُرید اَن یتَولّی غسلی و جِهازی مولای فلان...» بدینسان، امام از پذیرش هدیه چنین فرد ظالم و گستاخی خودداری کرد.
پیش از آن نیز هارون کنیز زیبارویی برای آزار و اذیت امام و با عنوان هدیه نزد امام فرستاد. حضرت از قبول کنیز خودداری کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «بَل اَنتُم بِهدیّتکم تَفرحونَ...»
وضعیت مالی و معیشتی امام کاظم (ع)
از جمله مباحث قابل توجه در زندگانی امام کاظم (ع)، شناخت وضعیت اقتصادی و معیشتی ایشان میباشد؛ پرداختن به این موضوع که آیا آن حضرت در وضعیت اقتصادی مطلوب و مناسب به سر میبرد یا در فقر و تنگدستی، و یا وضع زندگی متوسط و معمولی داشت؟
برخی معتقدند: امام کاظم (ع) در دوران امامتش زندگی فقیرانهای داشتند و وضع اقتصادی سختی را تحمل میکردند. 31 برای این ادعا، چند شاهد و دلیل تاریخی ذکر شدهاند:
1. تحریم اقتصادی از سوی دستگاه خلافت برای زمینگیر کردن امام (ع)
خلفای معاصر امام، به ویژه منصور و هارون، به طور آشکار، امام را از بسیاری از حقوق و مزایای اقتصادی و مالی محروم کرده بودند. برای نمونه، زمانی که هارون در سفری که به مدینه داشت، برای جلب نظر مردم به همه هدایایی داد، اما امام و خانواده علویان و شیعیان را از این هدایا محروم کرد. هنگامی که مأمون علت آن را پرسید، جواب شنید که فقر او نزد من محبوبتر از غنای اوست. اگر به این مرد پول بدهم، هیچ تضمینی ندارم که فردا با صدهزار شمشیرزن از شیعیان و موالیانش علیه من قیام نکند. 32
اساسا یکی از بهانههای هارون بر دشمنی و قتل امام کاظم (ع) جلوگیری از قدرت مالی آن حضرت بود. هارون از اقتدار مالی امام در هراس بود و از دریافت خمس و زکات و وجوهات شرعی توسط امام غضبناک.
2. عائله پرشمار از خانواده و فرزندان و موالی
امام کاظم (ع) سرپرستی فرزندان و عائله متعددی را به عهده داشت. طبق نقل شیخ مفید، آن حضرت 37 فرزند داشت. 33 طبیعتا تأمین این عائله پرشمار فشار مالی و اقتصادی زیادی بر آن حضرت وارد میساخت.
3. رهبری فکری و معنوی جامعه و مبارزات سیاسی
امام عهدهدار رهبری فکری و معنوی جامعه اسلامی بود. تفسیر و تبیین احکام و معارف شریعت، پاسخگویی به مسائل فکری، مبارزه با جریانات منحرف و تربیت شاگردان و شیعیان مخلص بر عهده امام بود. این وظایف خطیر، بخشی از ساعات عمر شریف آن حضرت را به خود اختصاص میداد. علاوه بر این، امام به دلیل مبارزات سیاسی و مخالفت با حاکمان، همواره در حال تبعید و حبس و زندان بود و از این شهر به آن شهر منتقل میشد. امام بارها از سوی خلفای عبّاسی احضار شد و همواره تحت فشار سیاسی و اجتماعی بود. بنابراین، نمیتوانست آنگونه که مناسب است، به وضع اقتصادی خود سر و سامان دهد. این امر تا حدودی موجب فقر و تنگدستی امام بود. آنچه ذکر شد دلایل کسانی است که معتقد به فقر امام کاظم (ع) هستند اما این موارد گرچه موانعی جدّی بر زندگی اقتصادی امام کاظم (ع) به شمار میرفتند. اما به نظر میرسد این موارد نمیتوانستند امام را به فقر و تهیدستی بکشانند. هیچ شاهد تاریخی فقیر بودن امام را تأیید نمیکند؛ زیرا «فقیر» یعنی کسی که برای تأمین نیازهای مادی خود به دیگران محتاج است؛ کسی که توان اداره خود و خانواده خود را ندارد. هیچ روایت و گزارش تاریخی وجود ندارد که نشان دهد امام برای تأمین نیازهای مالی و اقتصادی خود از دیگران کمک گرفته باشد.
علاوه بر این، شواهدی در دست هستند که نشان میدهند امام از تمکّن و قدرت مالی برخوردار بود و زندگی متوسط و معمولی داشت، نه زندگی فقیرانه و سرشار از محرومیت:
1. صاحب املاک، مزارع و زمینهای کشاورزی: امام صاحب املاک، مزارع و زمینهای کشاورزی بود. این مزارع، که عمدتا در اطراف مدینه بودند، به شخص امام تعلّق داشتند و ـ همانگونه که پیشتر گذشت ـ امام در کنار غلامان و فرزندان و کارگرانش به کار مشغول بود.
فرزند امام میگوید: در صبح سردی برای سرزدن به زمینی که امام در منطقه سایه داشت، همراه امام حرکت کردیم.... 34
معتب در ضمن روایتی نقل میکند که امام در باغ خود مشغول چیدن خرما بود.... 35
در روایت دیگری آمده است که آن حضرت کفن خود را برای زن مؤمنی به نام شطیطه فرستاد و فرمود: این کفن را از پنبههای مزرعه خودمان تهیه کردهایم.... 36
امام زمینی کشاورزی در منطقه یسیریه داشت که آن را به فرزندش، احمد، که مردی بزرگوار و با شخصیت بود، هدیه کرد. 37
اسماعیل، فرزند موسی بن جعفر (ع)، میگوید: پدرم با فرزندان خود از مدینه به سوی برخی از املاک خود بیرون رفت. اسماعیل میگوید: ما در آنجا بودیم و با احمدبن موسی (ع) بیست تن از خدم و حشم پدرم بودند که اگر احمد برمیخاست آنان با او برمیخاستند و اگر احمد مینشست آنان نیز با او مینشستند. 38
سند معتبر دیگری نشان میدهد: امام صاحب زمینها و مزارع کشاورزی بود. موقوفه آن حضرت در کتابهای تاریخی ثبت شده است که به قسمتی از آن اشاره میکنیم:
«این است آنچه موسی بن جعفر وقف نمود که مشتمل است بر همه زمین خود که در فلان مکان واقع است (نام آن ذکر نشده) و حدود زمین فلان است که به طور کلی، درختهای خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب، پستی و بلندی، عرض و طول، میدان جلوباغ، نهرهای کوچک و بزرگ، مرغزارها، آباد و خراب همه را وقف نموده است. متولّی وقف درآمد آن را پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سی عدد درخت خرما برای فقرای آبادی میان فرزندان موسی تقسیم کند؛ برای هر مرد دو برابر زن. چنانچه یکی از دختران موسی ازدواج کند، سهمی در این صدقه ندارد.... 39
نمونه دیگری از تمکّن مالی امام، تعداد غلامان آن امام میباشد. در روایتی، حضرت در پاسخ به هارون که پرسیده بود: چه تعداد جیرهخوار داری؟ فرمود: بیش از پانصد نفر که بیشتر آنها موالی و غلامان هستند. 40
علیبن ابی حمزه میگوید: تعداد سی نفر غلام حبشی برای آن حضرت خریداری شد و امام برای آنها مقرّری و حقوق تعیین کرد. 41
علاوه بر این، تمام همسران آن حضرت کنیزانی بودند که وی خریداری نموده بود؛ از جمله مادر امام رضا (ع) که کنیزی بود که امام آن را از تاجر مغربی خرید. 42
بنابراین، خرید و نگهداری غلامان و سپس آزاد کردن تعداد بیشماری از غلامان توسط امام کاظم (ع) خود قرینهای بر تمکّن مالی آن حضرت است.
2. کمکها و بخششهای مالی حضرت: از جمله فصول درخشان زندگی امام کاظم (ع)، کمکها و بخششهای مالی ایشان به فقرا و نیازمندان و درماندگان است. کمکها و بخششهای آن امام شامل حال دوستان و دشمنان آن حضرت میشد و در عصر خود، ضربالمثل بود. مورّخان هدیه معمولی آن حضرت را حدود 200 تا 400 دینار ذکر کردهاند. 43
3. اجتناب امام از فقیر نشان دادن خود: نکته دیگری که میتواند در شناخت وضعیت اقتصادی و معیشتی امام کمک کند، سیره و روش امام در مصرف است ـ که در بخشهای بعدی این مقاله به آن خواهیم پرداخت. امام در انتخاب نوع لباس، غذا، منزل و مرکب، همواره جانب اعتدال را نگه میداشتند و دیگران را نیز به اعتدال و میانهروی در مصرف سفارش میکردند. امام هیچ گاه خود را فقیر نشان نمیداد و به شیعیان خود سفارش میکرد تا با وضعیت مناسب و متعارفی در جامعه ظاهر شوند و خود را مقابل دشمن کوچک و حقیر و فقیر نشان ندهند.
آری، امام زندگی ساده و زاهدانهای داشت، اما زهد امام هرگز به معنای فقر او نبود. امام هیچگاه به ثروتاندوزی و انباشت سرمایه و اسراف و تجمّل نپرداخت. هر چه داشت خالصانه بین فقرا و نیازمندان انفاق میکرد. امام بیش از آنکه به خود و رفاه و آسایش خویش فکر کند، در فکر محرومان و مستمندان بود و با توان مالی خود سعی در یاری رساندن به ایشان داشت. امام ـ به معنای دقیق کلمه ـ زاهد بود و زهد را امیرالمؤمنین علی (ع) چنین معنا کرد: «الزهدُ کلّهُ بینَ کلمتَینِ مِن القرآنِ، قالاللّه سبحانه: (لِکَیلا تأسوا عَلی ما فَاتکم و لاتَفرحُوا بِما آتاکُم) وَ مَن لَم یَأسَ علَی الماضی و لم یَفرح بالآتی فقد اَخذ الزهدَ بِطرفَیه». 44
از اینرو، وقتی امام به دستور هارون به زندان افکنده شد، خدا را سپاس میگفت که فرصت و موقعیت مناسبی برای عبادت و مناجات با خدا یافته است و از اینکه دنیا را از دست داده، نگران و پریشان نیست.
موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي
نوان: بررسي تاثير اجراي سياست يكسان نرخ ارز بر بازار داروي كشور طي سالهاي 82- 1380
چكيده: مقدمه: يكي از مشكلات اساسي كه طي ساليان متمادي گريبانگير صنعت دارو است،وابستگي اجباري اين صنعت به منابع محدود ارز خارجي قابل دسترس براي دولت مي باشد. تغيير در ساختار اقتصادي كشور كه بعدها سياست تعديل ساختاري نام گرفت به تدريج از ميانه هاي برنامه اول توسعه، نظام دارويي ايران را تحت تاثير قرار داد، تا آنجا كه در سال 1380 طبق بند 3 تبصره 29 قانون بودجه ارز كاملاً تك نرخي شد. تلاشهايي كه در جهت اجراي اين سياست صورت گرفت منجر به حذف تدريجي ارز يارانه اي تا پايان سال 1382 از داروهاي توليد داخل شد. اجراي اين سياست بحث هاي فراواني را بين موافقان و مخالفان آن ايجاد كرده است. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسي تاثير اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز بر بازار دارويي كشور مي باشد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر مطالعه اي پيمايشي – توصيفي است كه به صورت گذشته نگر و با استفاده از اطلاعات مربوط به سالهاي 82-1380 انجام پذيرفت. جهت محاسبه تغييرات بهاي داروها در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز طي سالهاي مزبور از شاخص قيمت لاسپيرز، پاشه و فيشر و براي ساير اهداف نيز از فرمول هاي اقتصادي مربوط استفاده شد. روش گردآوري داده ها به صورت كتابخانه اي و ميداني مي باشد. در روش ميداني از فرم هايي كه جهت جمع آوري اطلاعات مورد نياز اين پژوهش طراحي گرديد،استفاده شده است.
يافته ها: ميزان تغييرات قيمت داروهاي وارداتي با استفاده از شاخص فيشر در سالهاي 1381و1382 به ترتيب 25/6 و08/22 و ميزان تغييرات داروهاي توليد داخل با استفاده از اين شاخص در سالهاي مذكور به ترتيب 36/14و79/34 مي باشد. ميزان تغييرات قيمت داروها در كل با استفاده از اين شاخص در سالهاي ذكر شده به ترتيب 01/13و99/31 مي باشد. كل افزايش هزينه مصرف كنندگان دارو در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز براي سالهاي 1380،1381و1382 به ترتيب 58/101،13/70 و67/58 درصد بوده است.
بحث و نتيجه گيري: شاخص قيمت فيشر نسبت به دو شاخص قيمت لاسپيرز و پاشه از اعتبار بيشتري برخوردار است، لذا پيشنهاد مي شود جهت محاسبات نرخ تورم در مقايسه با فرمول هاي ديگر از آن بيشتر استفاده شود. همچنين نتايج حاصله حاكي از افزايش شديد هزينه مصرف كنندگان دارو در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز مي باشد كه بايد مورد توجه سياستگذاران بخش دارويي قرار گيرد تا افراد نيازمند از مصرف داروي مورد نياز محروم نشوند.
...ان الذی یطلب من فضل یکف به عیاله، اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله 1
آن کس که (با کار وعمل) در جستجوی مواهب زندگی برای تامین خانواده خویش است، پاداشی بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد.
به ارزش تشریعی کار اشاره شد و با توجه به ضرورت تکوینی و طبیعی آن، ضرورت و وجوب تکلیفی و شرعی نیز روشن گردد و گفته شد انسان با توجه به معیارهای دین، مکلف است از قانون آفرینش سر پیچی نکند، تا دچار پیامدهای ویرانگر آن نگردد. نظام تشریع و باید و نبایدهای قانونی اسلام، با نظام تکوین و سنت های آفرینش هماهنگ است.
هم چنین برای اهمیت حیاتی ای که کاردارد تعالیم را در قالب احادیث و روایات نقل نمودیم. در ادامه به پاره دیگری از احادیث در رابطه با موضوع کار در ذیل می آوریم:
از امام صادق (علیه السلام) در حالات امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) نقل شده است که:
کان امیرالمومنین (علیه السلام) یضرب بالمر و یستخرج الارضین...
و ان امیرالمومنین (علیه السلام) أعتق ألف مملوک من ماله و کد یده 2
امیر المومنین (ع) بیل می زد و شخم می کرد (و آب از زمین بیرون می آورد) امیر المومنین (علیه السلام) از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد کرد.
و یا در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) درباره ی زندگی مشترک امیرالمومنین (علیه السلام) و بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمده است:
کان امیر المومنین (علیه السلام) یحتطب و یستقی و یکنس، و کانت فاطمه تطحن و تعجن و تخبز 3
امیر المومنین (علیه السلام) هیزم جمع می کرد، و آب از چاه بالا می کشید، و به جاروب کردن خانه می پرداخت، و فاطمه (سلام الله علیها) گندم با دستاس آرد می کرد و آن را خمیر می کرد و نان می پخت. ازامیر المومنین (علیه السلام)، در این خصوص نمونه های فراوانی نقل شده است.
عبدالاعلی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که:
عبد الاعلی مولی آل سام قال: استقبلت ابا عبدالله (علیه السلام) فی بعض طرق المدینه، فی یوم صائف شدید الحر،
فقلت: جعلت فداک! حالک عندالله عزوجل و قرابتک من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
وانت تجهد نفسک (لنفسک) فی مثل هذا الیوم؟ فقال :
یا عبدالاعلی! خرجت فی طلب الرزق،لاستغنی به عن مثلک 4
عبدالاعلی آل سام می گوید: در یکی از کوچه های مدینه، در روزی تابستانی و گرم با امام صادق (علیه السلام) رو به رو شدم و عرض کردم : فدایت شوم! با مقامی که نزد خدای بزگ و با خویشاوندی که با رسول خدا داری، چرا در چنین روز داغی، این اندازه خود را آزار می دهی (و برای خود تلاش می کنی )؟ فرمود: ای عبدالاعلی! در طلب روزی از خانه بیرون آمده ام، تا با این کار، از امثال تو بی نیاز باشم.
و نیز از ابوعمرو شیبانی روایت شده که:
ابو عمر الشیبانی قال: رایت ابا عبدالله (علیه السلام) و بیده مسحاه، و علیه ازار غلیظ، یعمل فی حائط له، و العرق یتصاب عن ظهره، فقلت: جعلت فداک! اعطنی اکفک. فقال لی:
انی احب ان یتاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشه 5
ابو عمرو شیبانی می گوید: امام صادق (علیه السلام) را دیدم که بیلی در دست و پوششی درشت بر تن داشت و در باغچه ای که متعلق به خود او بود کار می کرد، و عرق از او فرو می ریخت .عرض کردم: فدایت شوم! بیل را به من بده تا به جای تو کار کنم. فرمود: من چنان دوست دارم که شخص، در گرمای آزاردهنده آفتاب، برای به دست آوردن نیازهای زندگی کارکند و رنج بیند.
در روایت دیگری ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند:
ابو بصیر قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول:
انی لاعمل فی بعض ضیاعی حتی اعرق، و ان لی من یکفینی، لیعلم الله عزوجل انی اطلب الرزق الحلال 6
ابوبصیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: من در بعضی از زراعت هایم جندان کار می کنم که عرق از من بریزد، با این که کسی را دارم که به جای من کار کند، لیکن می خواهم که خدای عزوجل بداند که من خود برای طلب روزی حلال کار می کنم.
علی بن ابی حمزه نیز از حالات امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند:
علی بن ابی حمزه، عن ابیه قال: رایت ابا الحسن (علیه السلام) یعمل فی ارض له، قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت له: جعلت فداک، این الرجال؟ فقال:
یا علی! قد عمل بالید من هو خیر منی فی ارضه و من ابی
فقلت له: و من هو؟ فقال:
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام) و آبائی (علیهم السلام)
کلهم کانوا قد عملوا بایدیهم، و هو من عمل النبیین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین. 7
علی بن ابی حمزه، از پدرش نقل می کند که گفت: ابوالحسن امام موسی کاظم (علیه السلام) را دیدم که در زمینی متعلق به خودش کار می کرد و پاهای او غرق عرق شده بود. عرض کردم فدایت شوم! کارگرانت کجایند؟ فرمود: ای علی! کسانی با دست خود در زمین خویش کار کردند که از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: کدام کسان؟ فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وامیر المومنین (علیه السلام) و همه پدرانم، که با دست خود کار می کردند. با دست خود کار کردن کار پیامبران و رسولان و اوصیاء و صالحان است.
در این باره نیز از پیامبران و اوصیای ایشان احادیثی فراوان رسیده است.
امیدورایم طی این دو مبحث که در ادامه سلسله مباحث امام رضا (علیه السلام)؛ زندگی و اقتصاد مطرح شد، با عنایت به احادیث وارده توانسته باشیم شمه ای از اهمیت موضوع کار را بیان نموده باشیم. ان شاء الله در هفته های آینده این سلسله مباحث را با موضوعات دیگر پی خواهیم گرفت.
موضوع : احاديث اقتصادي اهل بيت در كتب اصلي و معتبرشيعه.
.: Weblog Themes By Pichak :.



