جمع جهانی اقتصاد برای نخستین‌بار به ارزیابی رتبه رقابت‌پذیری اقتصاد ایران روی آورده است که براساس نتایج گزارش این مجمع، ایران در جمع 139‌کشور بررسی شده در میانه جدول رقابت‌پذیری اقتصاد جا خوش کرده است اما نباید از نظر دور داشت که رتبه ایران به نسبت 17‌کشور منطقه، ضعیف است؛

درحالی‌که انتظار می‌رود با توجه به اهداف سند چشم‌انداز 20‌ساله که بر ارتقای جایگاه اقتصادی ایران به رتبه نخست تأکید دارد و همچنین ضرورت توجه به ابلاغ سیاست‌های آزادسازی و خصوصی‌سازی‌ برخاسته از سیاست‌های کلی اصل‌44 قانون اساسی، دست‌کم رتبه ایران در میان کشورهای منطقه یک‌رقمی باشد اما اینگونه نیست و از این منظر ضرورت دارد تا در جریان بررسی لایحه برنامه پنجم توسعه، رقابت‌پذیری اقتصاد و رفع انحصارات آشکار و نهان در ساختار اقتصاد ایران جدی‌تر گرفته شود. گزارش سالانه مجمع جهانی اقتصاد درخصوص رقابت‌پذیری کشورهای جهان (Global Competitiveness Report) در واقع ارزیابی بیش از 110‌متغیر مختلف در 12‌رکن بین کشورهای مختلف است. البته نزدیک به دو سوم از متغیرها در نتیجه نظر‌سنجی از مدیران بنگاه‌های اقتصادی و یک سوم هم با اتکا بر داده‌های آماری رسمی کشورها ارزیابی می‌شود و منظور مجمع جهانی اقتصاد از رتبه‌بندی کشورها از حیث رقابت‌پذیری، ارزیابی مجموعه‌ای از نهادها، سیاست‌ها و عواملی است که سطح بهره‌وری در اقتصاد کشورهای مختلف و البته سطح رفاه اقتصادی مردم هر کشور را به تصویر می‌کشد.

در گزارش سالانه مجمع جهانی اقتصاد از محاسبه رقابت‌پذیری اقتصاد کشورها، ارکان 12‌گانه رقابت‌پذیری براساس ساختار اقتصادی کشورها سنجیده می‌شود که بر این اساس در ارزیابی رقابت‌پذیری کشورهایی که دارای نظام اقتصادی مبتنی بر عوامل تولید هستند، متغیرهای اثرگذار بر نهادهای اقتصادی، زیرساخت‌ها، ثبات در سیاست‌های کلان اقتصادی و بهداشت و آموزش مقدماتی جدی‌تر سنجیده می‌شود و در نظام‌های اقتصادی مبتنی بر کارایی، عوامل مؤثر بر افزایش کارایی نظیر آموزش عالی و حرفه‌ای، کارایی بازار کالا، کارآمدی بازار نیروی کار، پیشرفته بودن بازارهای مالی آمادگی تکنولوژیکی و اندازه بازار، عمیق‌تر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. براساس سطح‌بندی مجمع جهانی اقتصاد، در نظام‌های اقتصادی مبتنی بر نوآوری متغیرهای چون پیشرفته بودن بنگاه‌های تجاری و مولفه‌های نوآوری محاسبه می‌شود. البته هر یک از متغیرهای یادشده شامل متغیرهای دیگری هم می‌شوند که در نتیجه محاسبه آنها شاخص رقابت‌پذیری هر کشوری به دست می‌آید و بر‌این اساس اقتصاد ایران در گروه کشورهای دارای نظام اقتصادی مبتنی بر کارایی قرار دارد.

بهترین و بدترین شاخص‌های رقابت در ایران

گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد که رتبه ایران از حیث شاخص‌هایی چون اندازه بازار(20)، ثبات اقتصاد کلان(45)، بهداشت و آموزش مقدماتی(54)، نوآوری(66)، زیرساخت‌ها(74)، نهادها (82)، آموزش‌عالی و حرفه‌ای(87)، پیشرفته بودن بنگاه‌ها (91)، آمادگی تکنولوژیک (96)، کارایی بازار کالا (98)، پیشرفته بودن بازار مالی(120) و کارایی بازار نیروی کار(135) برآورد کرده است. این گزارش نشان می‌دهد که ایران از حیث متغیرهایی چون گستره نرخ بهره(3)، نرخ ثبت نام در تحصیلات ابتدایی(5)، کنترل توزیع بین‌‌المللی(15)، بدهی دولت(17)، اندازه بازار داخلی(18)، اندازه بازار خارجی(25)، نرخ پس انداز ملی‌(26) و زمان لازم برای شروع یک کسب و کار(30) ارزیابی شده که ایران را در جایگاه 30 کشور برتر قرار می‌دهد.

اما جایگاه کشور در متغیرهایی نظیر تورم‌(121)، استفاده از مدیریت حرفه‌ای‌(121)، تمایل به تفویض اختیار(121)، در دسترس بودن آخرین تکنولوژی‌ها (123)، شفافیت سیاستگذاری در دولت‌(124)، محدودیت بر جریان سرمایه‌(124)، کیفیت تأمین‌کنندگان داخلی‌(125)، مشارکت زنان در نیروی کار‌(126)، حمایت از سرمایه‌گذاری‌(127)، انعطاف‌پذیری تعیین دستمزد‌(127)، اثرات قوانین سرمایه‌گذاری خارجی بر کسب و کارها (129)، مقرون به‌صرفه‌بودن خدمات مالی‌(129)، کیفیت زیرساخت حمل‌ونقل هوایی‌(130)، سطح آموزش کارمندان‌(132)، در دسترس‌بودن خدمات مالی‌(133)، در دسترس بودن منابع مالی برای کارآفرینان (133)، وجود موانع تجارت‌(135)، تعرفه‌های واردات و صادرات‌(135)، سهولت دسترسی به وام‌ها‌(136) و رواج مالکیت خارجی‌(139) ارزیابی شده و در ردیف‌30 کشور آخر قرار دارد.

15‌مانع بلند پیش روی بخش خصوصی

این گزارش تصریح دارد که فعالان بخش خصوصی ایران 15‌مانع را به‌عنوان مهم‌ترین مشکلات فراروی کسب و کار را مهم دانسته‌اند که شامل دشواری‌های ناشی از دسترسی به تأمین منابع مالی، عدم‌ثبات در سیاست‌های دولت، تورم، دیوانسالاری دولتی، عدم‌وجود زیرساخت‌های کافی، مقررات دست‌و‌پاگیر نیروی کار، کمبود نیروی کار تحصیل کرده، عدم‌رعایت اصول اخلاقی توسط نیروی کار، فساد، مقررات ارزی، مقررات مالیاتی، نرخ مالیات، عدم‌ثبات در دولت، دزدی و جنایت و پایین بودن سلامت می‌شود.

جایگاه ما در 12‌پله رقابت منطقه‌ای

مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود به ارائه گزارشی از وضعیت رقابت‌پذیری کشورها در 12‌رکن کرده است که از حیث شاخص ثبات در سیاست‌های اقتصاد کلان ایران در بین 17کشور منطقه در پله نهم قرار دارد و کشورهای کویت، عمان، بحرین، قطر، آذربایجان، امارات، قزاقستان و عربستان در جایگاه اول تا هشتم جای گرفته‌اند و کشورهای سوریه، ترکیه، اردن، قرقیزستان، لبنان، مصر، تاجیکستان و پاکستان وضعیت بدتری نسبت به ایران دارند. در این گزارش رتبه ایران از حیث زیرساخت‌های لازم برای رقابت‌پذیری دهم ارزیابی شده و کشورهایی چون امارات، قطر، بحرین، عربستان، عمان، ترکیه، کویت، اردن، و مصر بالاتر و آذربایجان، قزاقستان، سوریه، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و لبنان پایین‌تر از کشور ما جا خوش کرده‌اند. از حیث پیشرفته بودن نهادهای اثر‌گذار بر رقابت‌پذیری کشورها ایران در پله‌12 قرار می‌گیرد و 11 کشور قطر، عمان، امارت، عربستان، بحرین، اردن، کویت، مصر، آذربایجان، تاجیکستان، و سوریه رتبه‌های اول تا یازدهم را به‌خود اختصاص داده‌اند و تنها 5‌کشور قزاقستان، ترکیه، لبنان پاکستان و قرقیزستان پایین‌تر از ایران قرار دارند.

رتبه ایران دست‌کم از حیث 3‌شاخص اندازه بازار، بهداشت و آموزش مقدماتی و نوآوری امیدوار‌کننده است چه اینکه پس از ترکیه، ایران در پله دوم از لحاظ اندازه بازار قرار دارند و کشورهای عربستان، مصر، پاکستان، امارات، قزاقستان، کویت، سوریه، قطر، عمان، آذربایجان، لبنان، اردن، بحرین، قرقیزستان و تاجیکستان در رتبه‌های بعدی جای دارند. براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد 4 کشور قطر، بحرین، لبنان و امارات در شاخص بهداشت و آموزش مقدماتی وضعیت بهتری نسبت به ایران دارند و پس از کشور ما، سوریه، کویت، اردن، ترکیه، عربستان، قزاقستان، آذربایجان، مصر، تاجیکستان، قرقیزستان، عمان و پاکستان قرار می‌گیرند. همچنین از لحاظ شاخص نوآوری ایران پس از کشورهای قطر، عربستان، امارات، عمان، آذربایجان، بحرین و ترکیه در پله هشتم قرار دارد و پس از ایران کشورهایی چون اردن پاکستان، مصر، کویت، قزاقستان، تاجیکستان، لبنان، سوریه و قرقیزستان جاخوش کرده‌اند.

گزارش مجمع جهانی اقتصاد از لحاظ آموزش عالی و حرفه‌ای، رتبه ایران را 13‌در جمع کشورهای منطقه ذکر کرده است که اندکی جای تأمل دارد چرا که کشورهایی چون امارات، قطر، لبنان، بحرین، عربستان، اردن، قزاقستان، عمان، ترکیه، آذربایجان، کویت و قرقیزستان از وضعیت بهتری برخوردارند و تنها 4 کشور مصر، تاجیکستان، سوریه و پاکستان در رتبه‌های پایین‌تری نسبت به ایران جای گرفته‌اند. براساس این گزارش از حیث شاخص آمادگی تکنولوژیکی کشورهایی چون امارات، بحرین، قطر، عربستان، ترکیه، عمان، اردن، آذربایجان، کویت، قزاقستان، مصر و لبنان بالاتر و پاکستان، سوریه، قرقیزستان و تاجیکستان پایین‌تر از کشور ما قرار دارند.

گزارش رقابت‌پذیری سال‌2010 مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد از حیث پیشرفته بودن بنگاه‌ها، ایران وضعیتی بهتر از 4 کشور قزاقستان، سوریه، تاجیکستان و قرقیزستان دارد اما پایین‌تر کشورهای عربستان، امارات، قطر، عمان، لبنان، ترکیه، کویت، بحرین، مصر، اردن، آذربایجان و پاکستان در رتبه 13‌جهانی جای گرفته است. از لحاظ شاخص‌هایی چون کارایی بازار کالا، پیشرفته بودن بازار مالی و بازار نیروی کار رتبه ایران اصلا قابل دفاع نیست به‌گونه‌ای که ایران از حیث شاخص کارایی بازار کالا بعد از کشورهای امارات، بحرین، عربستان، قطر، عمان، لبنان، اردن، کویت، ترکیه، قزاقستان، پاکستان، آذربایجان، مصر قرار دارد و پس از کشور ما تنها 3‌کشور سوریه، قرقیزستان و تاجیکستان قرار دارند. این وضعیت تا اندازه‌ای درخصوص پیشرفته بودن بازارهای مالی هم صادق است به‌گونه‌ای که کشورهای بحرین، قطر، عربستان، امارات، عمان، لبنان، اردن، ترکیه، کویت، پاکستان، آذربایجان، مصر، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان رتبه‌های اول تا پانزدهم را به‌خود اختصاص داده‌اند و ایران به‌همراه سوریه و تاجیکستان در ردیف 3کشور آخر قرار گرفته‌اند. همچنین از لحاظ شاخص کارایی بازار نیروی کار کشورهای قطر، قزاقستان، آذربایجان، بحرین، امارات، عمان، قرقیزستان، تاجیکستان، کویت، عربستان، لبنان، اردن، ترکیه و پاکستان رتبه بالاتر و تنها 2کشور سوریه و و مصر پایین‌تر از ایران جای گرفته‌اند.

موضوع : تبيين جايگاه كنوني اقتصاد ايران اسلامي  نسبت به انديشه الهي اسلام ( اقتصاد اسلامي )







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:56 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

هر از چند گاه خبری می شنویم در باب اینکه اقتصاد ایران یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیا است. اخیراً هم گفته شده است که ایران در رتبۀ هفدهم اقتصاد جهانی قرار دارد و در انتهای برنامۀ پنجم قرار است در رتبۀ دوازدهم قرار بگیرد و در نهایت با یکی دو برنامه به رتبۀ پنجم برسد. نگاهی به آمار موجود می تواند امکان پذیری این گفته ها را روشن کند.

اقتصاد ایران با تولیدی در حد 850 میلیارد دلار (دلاری که بر مبنای برابری قدرت خرید اندازه گیری شده است) در رتبۀ هجدهم قرار گرفته است. با توجه به کل تولید جهانی که در حدود 74 هزار میلیارد دلار است، ایران در حدود 1.5 درصد محصولات جهانی را تولید می کند. آمریکا، چین، ژاپن، هند، آلمان، روسیه، برزیل، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، مکزیک، کرۀ جنوبی، اسپانیا، کانادا، اندونزی، ترکیه و استرالیا بیش از ایران تولید می کنند.

این کشورها معمولاً جمعیت زیادی دارند. ایران در میان کشورهای دنیا در رتبۀ هفدهم از نظر جمعیت ایستاده است. از میان اقتصادهای بزرگ، چین، هند، آمریکا، اندونزی، برزیل، روسیه، ژاپن، مکزیک و آلمان، پر جمعیت تر از ایران هستند و بقیه بعد از ایران قرار می گیرند. کشورهایی مانند پاکستان، اندونزی و بنگلادش با وجود دارا بودن جمعیتی بیش از ایران، تولیدی کمتر از ایران دارند.

اندازۀ اقتصاد می تواند بیانگر تاثیر نسبی آن کشور در معادلات جهانی باشد. مثلاً چین به واسطۀ  اندازۀ اقتصادش نقش بزرگی در معادلات جهان امروز دارد. ولی این به معنی مرفه بودن مردم چین نیست. برای اندازه گیری تقریبی رفاه معمولاً از تولید سرانه استفاده می شود که از هم تولید و هم جمعیت یک کشور را در بر می گیرد. با این معیار، ایران، با تولید سرانۀ تقریباً یازده هزار دلاری، در رتبۀ هفتادم قرار می گیرد. کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای کوچک که دارای منابع طبیعی یا اقتصاد پیشرفته و جمعیت کم دارند بالاتر از ایران قرار می گیرند. ایران تقریباً در نقطۀ متوسط درآمد جهانی قرار دارد.

چین که دومین اقتصاد بزرگ دنیا است (با تولید حدود 13 درصد تولید جهانی) از نظر تولید سرانه با 7500 دلار در رتبۀ نود و سوم قرار می گیرد که گروه کشورهای فقیر است. آمریکا با تولید حدود 20 درصد تولید جهانی و تولید سرانۀ حدود 47 هزار دلار سالانه همزمان قویترین و مرفه ترین اقتصاد است. مرفه ترین اقتصاد قطر است با درآمد سرانۀ 88 هزار دلار، هر چند از نظر اندازۀ اقتصاد در رتبۀ پنجاه و هفتم قرار می گیرد.

اما ایران تا چه حدی می تواند جایگاه خود را در جهان بهبود ببخشد؟

اگر ایران بخواهد در طی پنج سال جایگاه خود را به رتبۀ دوازدهم ارتقا دهد، باید در این پنج سال نرخ رشدش 12 درصد “بیشتر” از نرخ رشد کشورهایی باشد که بالاتر از ایران قرار گرفته اند. و برای اینکه در طی دو برنامۀ پنج ساله در رتبۀ پنجم قرار گیرد باید از آلمان پیشی بگیرد که مستلزم داشتن رشد حداقل 13.4 درصد بیش از کشورهای دیگر برای ده سال متوالی است.

بگذارید اینطور بگویم که اگر سایر کشورهایی که اقتصادهایی بزرگتر از ایران دارند نرخ رشد صفر داشته باشند و ما با سرعت دوازده درصد سالانه به طور مستمر رشد کنیم بعد از پنج سال در رتبۀ دوازدهم، بعد از دوازده سال در رتبۀ پنجم و بعد از 26 سال در رتبۀ  نخست اقتصاد خواهیم ایستاد.

و برای اینکه موقعیت خود را بهتر بدانیم کافی است توجه کنیم که کشورهای صنعتی در چهل سال اخیر رشد سالانه ای تقریباً معادل 3 درصد داشته اند که با نوسان بسیار پایین همراه بوده است. چین با رشد سالانۀ حدود هشت درصدی در سی سال اخیر معجزۀ اقتصادی قرن را رقم زده است. در حالیکه ایران در چهار دهۀ اخیر به طور متوسط سالی حدود دو و نیم درصد رشد کرده است که به سختی کفاف رشد جمعیت را می دهد. همین رشد هم با نوسانات شدید، از رشد منفی تا رشد دو رقمی، همراه بوده است.

هر چند ایران بعد از جنگ با رشد متوسط سالانۀ در حدود 4.5 درصد در مسیر درست رشد قرار گرفته است، ارتقای رتبۀ آن در میان کشورهای جهان در حال حاضر امری بعید به نظر می رسد. به نظر می رسد اگر بتوانیم همین رشد حدود 4.5 درصدی را ادامه دهیم (که با توجه به عملکرد سالهای اخیر چندان محتمل به نظر نمی رسد) باید خوشحال هم باشیم.

موضوع : تبيين جايگاه كنوني اقتصاد ايران اسلامي  نسبت به انديشه الهي اسلام ( اقتصاد اسلامي )







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:54 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

الف. مبارزه با مفاسد و انحرافات اقتصادی
در کارنامه درخشان امامان معصوم، صفحه‏ای روشن از مبارزات ایشان با فسادها و انحرافات اقتصادی به چشم می‏خورد. امام مسئول هدایت و رهبری جامعه است و هرگاه فساد و انحرافی دید با آن به مبارزه برمی‏خیزد.
عمده مبارزات امامان با مفاسد اقتصادی جامعه را باید در سخنان و فرمایش‏های راهبردی ایشان جست‏وجو کرد. نگاهی به کلمات گویای معصومان به ما نشان می‏دهد که آنان تا چه حد مردم و مسئولان جامعه را به پرهیز از گناه و فساد در مسائل اقتصادی توصیه می‏کردند. نگارش کتاب‏های حجیم فقهی با عناوین «مکاسب محرّمه» از سوی فقها، که ریشه در روایات اسلامی دارند، خود گواه بر این مدعاست.
با این همه، در سیره عملی امامان نیز موارد فراوانی از مبارزه با مفاسد اقتصادی به چشم می‏خورند. در اینجا، نمونه‏هایی از مبارزات عملی امام کاظم (ع) با مفاسد اقتصادی که در کتب تاریخ ثبت شده‏اند، ذکر می‏گردند:

1. مبارزه با تجمّل‏پرستی و عیش و نوش حاکمان: امام کاظم (ع) بارها و بارها خلفای ظالم دنیاپرست عبّاسی را از اینکه بیت‏المال و اموال عمومی را صرف عیش و نوش و خوش‏گذرانی خود می‏کردند، مورد اعتراض و انتقاد شدید قرار دادند.
روزی امام کاظم (ع) وارد یکی از کاخ‏های بسیار مجلّل و باشکوه هارون در بغداد شد. هارون که مست قدرت و حکومت بود، به قصر خود اشاره کرد و با نخوت و تکبّر پرسید: این قصر از آن کیست؟ (با این کلام می‏خواست شکوه و قدرت خود را به رخ امام بکشد.) حضرت بدون آنکه کوچک‏ترین اهمیتی برای کاخ پر زرق و برق او قایل شود، با کمال صراحت فرمود: این خانه، خانه فاسقان است؛ همان کسانی که خداوند درباره آن‏ها می‏فرماید: «کسانی که خود را روی زمین بزرگ پنداشته، تکبّر می‏کنند و آیه‏ای از آیات الهی را ببینند ایمان نمی‏آورند و اگر راه راست و رشد و کمال را ببینند آن را در پیش نمی‏گیرند، ولی هرگاه راه گم‏راهی ببینند آن را طی می‏کنند و از (مطالعه و درک) آیات خود منصرف خواهیم کرد؛ زیرا آنان آیات ما را تکذیب نموده، از آن غفلت ورزیده‏اند.»
هارون از این پاسخ سخت ناراحت شد و در حالی که خشم خود را به سختی پنهان می‏کرد، با التهاب، پرسید: پس این خانه از آن کیست؟ امام بی‏درنگ فرمود: این خانه از آن شیعیان و پیروان ماست، ولی دیگران با زور و قدرت آن را تصاحب نموده‏اند.
هارون گفت: اگر این قصر از آن شیعیان است، پس چرا صاحبان خانه آن را باز نمی‏ستانند؟ امام فرمود: این خانه در حال عمران و آبادی از صاحب اصلی‏اش گرفته شده است و هر وقت بتواند آن را آباد سازد، پس خواهد گرفت. 120

2. مبارزه با احتکار: معتب، کارگزار امام کاظم (ع)، می‏گوید: موقعی که محصول کشاورزی به دست می‏آمد، حضرت امر می‏فرمود: آن‏ها را بفروشیم، سپس مثل همه مردم، روز به روز به اندازه نیاز می‏خریدیم. 121

3. مبارزه با قمار: امام کاظم (ع) غلامش را برای خرید تخم مرغ فرستاد. آن غلام یک یا دو تخم مرغ خرید و در بین راه با آن قمار کرد.
سپس تخم مرغ را آماده کرد و نزد امام آورد. آن حضرت مشغول خوردن شد. غلام به حضرت عرض کرد که با آن تخم مرغ قمار کرده است. حضرت برآشفت و طشتی طلب کرد و غذا را قی نمود. 122

4. مبارزه با غشّ در معامله: موسی بن بکیر می‏گوید: در محضر امام کاظم (ع) بودم. یک مشت دینار در پیش او دیدم. آن حضرت یکی از سکّه‏ها را برداشت و دو نصف کرد و به من داد و فرمود: «اَلقهِ فی البالوعةِ حتّی لایُباع شی‏ءٌ فیه غش»؛ این دینار قلابی را در چاه فاضلاب بینداز تا با چیزی که قلّابی است معامله صورت نگیرد. با اینکه حکومت در دست امام کاظم (ع) نبود، ولی آن حضرت نمی‏توانست خیانت و نیرنگ جامعه را تحمّل کند. 123
در مورد دیگری، هشام بن حکم می‏گوید: مشغول فروش کالایی در سایه (یا تاریکی) بودم. امام از آنجا عبور می‏کرد، مرا در آن حال دید. نزد من آمد و فرمود: ای هشام، در سایه معامله نکن که موجب غش در معامله می‏شود و غش حرام است. 124

5. مبارزه با سرقت و سوءاستفاده مالی کارگران: هنگامی که امام (ع) مشغول جمع‏آوری خرماهای نخلستان خود بود، متوجه شد یکی از غلامان او مقداری از خرماها را به بیرون از باغ انداخت. (این ماجرا پیشتر گفته شد.) 125

6. منع از کمک مالی به حاکمان ظالم: صفوان جمّال یکی از یاران حضرت موسی بن‏جعفر (ع) شترهای خود را به هارون کرایه داده بود. وقتی حضرت از این امر مطلع شد، او را مورد توبیخ قرار داد و فرمود: چرا دشمنان ما را یاری می‏کنی؟ صفوان گفت: من هیچ علاقه‏ای به هارون ندارم و بابت کرایه شترهایم از او پول می‏گیرم.
امام فرمود: آیا تو آن‏گاه که برای رفتن به مسافرت، به هارون شتر می‏دهی دوست نداری او به سلامت از سفر برگردد و اجاره شتران تو را بپردازد؟ صفوان عرض کرد: اینکه معلوم است، هر عاقلی چنین خواسته‏ای را از خدای خویش می‏خواهد.
امام فرمود: ای صفوان، برای تو همین بس که دوست داری مدتی ظالمی زنده بماند تا تو ضرری متحمّل نشوی و این خواسته تو موجب بقای ستمگر و رضای تو به ظلم‏های او می‏شود و این گناه بزرگی است. صفوان در پی سخنان روشنگرانه امام، تمام شترهای خود را فروخت و خود را از این انحراف نجات داد، هرچند این اقدام باعث کدورت بین صفوان و هارون‏الرشید شد. 126

ب. هدایت‏های اقتصادی
گرچه امام مسئول هدایت فکری و معنوی جامعه است و تعالیم و رهبری‏های او تأمین‏کننده سعادت جاودانه بشرند، اما دایره هدایت امام وسیع‏تر از امور عبادی و اخروی است و این ناشی از جامعیت دین مبین اسلام است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین می‏کند. بنابراین، امام مستقیما در بسیاری از مسائل مادی و دنیوی نیز انسان‏ها را کمک می‏کند و آن‏ها را مشمول هدایت خود قرار می‏دهد. عمده این هدایت‏ها در قالب مشورت دادن امام به افرادی است که نیاز به کمک فکری داشته‏اند. در برخی موارد نیز امام افرادی را به دلیل اشتباه در مسائل اقتصادی مورد انتقاد قرار می‏داد. در برخی موارد، امام برای کمک فکری و هدایت انسان‏ها در مسائل مادی، از علم غیب و شأن خاص امامت استفاده می‏کرد. در اینجا، تنها چند نمونه از مواردی که امام افرادی را در امور دنیوی و اقتصادی کمک و هدایت کرده است ذکر می‏شوند:
روزی امام کاظم (ع) به یکی از یارانش به نام ابراهیم‏بن عبدالحمید، که در حال خارج شدن از مدینه بود، فرمود: ای ابراهیم! کجا می‏روی؟ او جواب داد: به سمت قبا. امام فرمود: برای چه کاری؟ او گفت: ما در هر سال در چنین موقعی خرما می‏خریم. تصمیم دارم نزد یکی از مردان انصار بروم و محصول خرمایش را پیش خرید کنم. حضرت فرمود: آیا از شر ملخ‏ها در امان هستید؟
ابراهیم می‏گوید: بعد از جدا شدن از امام، نزد دوستم ابوالعز آمدم و سخن امام را به او گفتم. (او که به مقام و شأن امام و علم او ایمان داشت) گفت: نه، به خدا امسال خرما نخواهیم خرید. پنج روز نگذشته بود که دیدیم ملخ‏ها تمام نخل‏ها را ویران کردند!127
در روایتی که پیشتر ذکر شد، امام به یکی از فقرا، که درخواست کمک کرده بود، پولی داد و به او فرمود: با این پول به تجارت «مازو» (دانه‏هایی که برای رنگ کردن و دباغی به کار می‏برند) بپرداز؛ زیرا این کالا خشک است و کمتر آسیب می‏بیند. 128 امام از این طریق، کمک مشاوره‏ای خود را به آن فرد ارائه داد و آن فرد توانست به زندگی خود سر و سامان ببخشد.
هشام بن حکم می‏گوید: قصد خرید کنیزی داشتم. نامه‏ای به امام کاظم (ع) نوشتم تا با او در این‏باره مشورت کنم. امام جواب نامه مرا نداد تا آن‏گاه که در مکّه در مراسم حج مرا دید و آن کنیز را نیز مشاهده کرد. سپس نامه‏ای به من نوشت که خرید آن کنیز از نظر من اشکالی ندارد جز آنکه آن کنیز عمر کوتاهی دارد.
هشام می‏گوید: با این سخن امام از خرید کنیز منصرف شدم و هنوز از مکّه خارج نشده بودم که دیدم آن کنیز را دفن کردند. 129
علی بن ابی‏حمزه می‏گوید: نزد امام موسی بن‏جعفر (ع) بودم. کسی به نام جندب خدمت امام رسید و با آن حضرت صحبت کرد. حضرت هم با او سخن می‏گفت، در ضمن از احوال برادرش سؤال کرد. جندب گفت: خوب بود و به شما سلام رسانید.
حضرت فرمود: خدا به شما اجر دهد! برادرت از دنیا رفته است. جندب گفت: نامه او 13 روز پیش از کوفه رسید و سالم بود! حضرت فرمود: دو روز بعد از نوشتن نامه، از دنیا رفت. موقع مرگ به همسرش مالی داده و گفته است: وقتی برادرم آمد به او تحویل بده. آن زن مال را در خانه‏ای که زندگی می‏کند پنهان کرده است. وقتی به آن زن رسیدی، به او محبت کن و او را به طمع ازدواج با خود بینداز تا پول را به تو بدهد.
علی‏بن ابی حمزه می‏گوید: جندب مردی نیرومند و زیبا بود. پس از شهادت امام کاظم (ع) او را دیدم و از قضیه سؤال کردم. جندب گفت: به خدا سوگند! امام همه مطالب را صحیح فرمود؛ نه در نامه کسری بود و نه در مال کمبودی وجود داشت. 130
در روایتی، امام به تبیین رابطه صحیح اقتصادی مؤمنان می‏پردازد و بیان می‏کند که افراد مؤمن نسبت به اموال و دارایی‏های خود باید چگونه باشند:
امام به یکی از یارانش به نام عاصم می‏فرماید: ای عاصم! پیوند و ارتباط شما (مؤمنان) چگونه است؟
عاصم عرض کرد: به بهترین شکلی که می‏تواند باشد.
امام فرمود: آیا به گونه‏ای هست که یکی از شما وقتی تنگ‏دست و فقیر می‏شود، وارد خانه دوستش شود و از او بخواهد تا همیان پولش را بیاورد، آن‏گاه آن را باز کند و هر چه بخواهد بردارد و مشکل مالی خود را از این طریق حل کند و دوستش ناراحت نشود؟
عاصم گفت: خیر. امام فرمود: پس شما بهترین شکل ارتباط و پیوند را ندارید. 131
برخی از هدایت‏های امام مربوط به الگوی صحیح مصرف هستند. امام در برخی موارد، افرادی را که در شیوه زندگی خود خطا می‏کردند و در انتخاب نوع لباس و غذا و مرکب دقت لازم را نداشتند مورد انتقاد قرار می‏داد و شیوه صحیح را بیان می‏کرد:
ابن طیغور متطبّب می‏گوید: امام کاظم (ع) از من پرسید: چه مرکبی سوار می‏شوی؟ گفتم: الاغ. آنگاه امام فرمود: آن را چند خریده‏ای؟ گفتم: سیزده دینار. امام فرمود: این اسراف است که الاغی را به سیزده دینار خریده‏ای و اسب ساده (برذون) را رها کرده‏ای. (ماجرا پیشتر ذکر شد). 132
نمونه دیگر مربوط به عبداللّه جبلی کنانی است که می‏گوید: روزی یک ماهی در دست گرفته بودم و در کوچه عبور می‏کردم، در همان حال، امام کاظم (ع) مرا دید، نزد من آمد و مرا مورد انتقاد قرار داد که «این چه کاری است که می‏کنی؟ این ماهی را بینداز! زیرا من ناپسند می‏بینم که فرد بزرگوار و شریفی مثل تو چنین کار پست و کوچکی انجام دهد». 133
سپس فرمود: ای شیعیان، شما گروهی هستید که دشمنان زیادی دارید. در مقابل دشمنانتان تا می‏توانید خود را زیبا و قوی جلوه دهید.
در مورد دیگری که پیشتر روایت آن گذشت، حضرت غلام خود را سرزنش کرد که چرا خانه تنگ و کوچکی برای خود انتخاب کرده است.... 134
شخصی از امام در مورد معنای «اسراف» سؤال کرد و گفت آیا داشتن ده لباس اسراف است؟ امام در جواب فرمود: خیر... 135 (این روایت نیز پیشتر بیان گردید)

موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:50 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

الف. سیره امام کاظم (ع) در تولید
با مطالعه در رفتارهای اقتصادی امام کاظم (ع) می‏توان به اصول کلی در زمینه تولید دست یافت. بی شک، آنچه در اینجا ذکر می‏شود تمام اصول کلی حاکم بر رفتار امام نیست، بلکه مهم‏ترین اصول در سیره امام در تولید می‏باشد:

1. تلاش در عرصه تولید: در اسلام، به کار و تلاش اقتصادی اهمیت فراوانی داده شده است. آیات و روایات فراوانی در اهمیت و ضرورت کار و تجلیل از مقام کارگر نقل شده‏اند. سیره عملی پیامبران و اولیای الهی نیز این بوده است که بار زندگی خود را شخصا به دوش می‏کشیدند و هیچ‏گاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را نیازمند و وابسته به دیگران نمی‏کردند.
این امر بیانگر نوع نگرش امام به دنیا و رابطه آن با آخرت است و بر اندیشه‏های انحرافی زهدمآبانه، که کار و تولید را در تضاد با کمالات معنوی و مصالح اخروی می‏دانستند یا افکار باطل ارباب‏مآبانه، که کار را وظیفه افراد پست و پایین جامعه می‏دانند خط بطلان می‏کشد. امام کاظم (ع) می‏فرماید: «اِنّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ لِیبغضُ العبدَ النوّامَ الفارغَ»؛ 45 خداوند از فرد پرخواب و بیکار متنفّر است. از این‏رو، به یکی از یارانش، که کاسب و فروشنده بود، می‏فرماید: «اُغدُ الی عزِّک»؛ 46 صبح زود به سوی عزّت خود بشتاب. منظور حضرت همان کسب و تجارت است. عزّت انسان در سایه تلاش او در جهت تولید به دست می‏آید. در روایتی دیگر، امام ارزش کار را این‏گونه بیان کردند: «مَن طَلَب هذا الرزقَ مِن حِلّه لِیعودَ بِه علی نَفسِهِ و عیالِه کانَ کالمجاهدِ فی سبیلِ اللّه»؛ 47 هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانواده‏اش را تأمین نماید مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است.
از این‏رو، امام کاظم (ع) با تمام مشکلات و مسئولیت‏های طاقت‏فرسای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود، در عرصه کار و تلاش اقتصادی کوشا و فعّال بود و ـ همان‏گونه که ذکر شد ـ در کنار کارگران و غلامان به کشاورزی می‏پرداخت و به آن افتخار می‏کرد.

2. برنامه‏ریزی در امور اقتصادی: قطعاً انجام مسئولیت هدایت و رهبری فکری جامعه و پرداختن به عبادت و امور معنوی، زمانی با تلاش‏های اقتصادی قابل جمع خواهد بود که انسان برنامه‏ریزی دقیق و معقولی برای زندگی خود داشته باشد. اینکه امام بزرگوار شیعیان، هم در صحنه فرهنگی و هم عرصه اقتصادی فعّال و پرتلاش حاضر است، به دلیل اعتقاد و عمل به اصل برنامه‏ریزی در زندگی است. امام کاظم (ع) در مورد برنامه‏ریزی و مدیریت زمان و نقش آن در زندگی انسان می‏فرماید: «اجتهدوا فی اَن یکون زمانکم اربعَ ساعاتٍ: ساعةٌ لمناجاةِ اللّه و ساعةٌ لامرار معاشٍ و ساعةٌ لِمعاشرةِ الاخوانِ و الثُقّات الذینِ یَعرفونَکم عُیوبَکم و یَخلصونَ لَکم فی الباطنِ و ساعةٌ تخلونُ فیها للذّاتکِم فی غیر محرَّمٍ و بهذهِ الساعةِ تقدرونَ علی الثلاثِ ساعاتٍ....»48

3. تأکید بر عوامل صحیح و مشروع تولید: آنچه در سیره اقتصادی امامان و از جمله امام کاظم (ع) بیش از همه چیز مورد تأکید است، اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید می‏باشد. امام هرگونه توسعه اقتصادی و پیشرفت در تولید را تأیید نمی‏کند، بلکه محور فعالیت‏های اقتصادی را قانون شرع معرفی می‏کند و هرگز از دایره احکام و موازین شرع خارج نمی‏شد. امام کاظم (ع) به یکی از یاران خود می‏فرماید: «یا داود اِنَّ الحرامَ لا نمی و اِن نَمی لَم یُبارَک فیه و ما انفَقهُ لَم یُوجر علیه و ما خلفّهَ کان زادهُ اِلی النّارِ»؛ 49 ای داود، حرام رشد و توسعه نمی‏یابد و اگر رشد یافت، برکت در او نیست و هر چه از آن انفاق شود، اجر داده نمی‏شود و هر چه از آن باقی بماند، وسیله‏ای است برای رفتن انسان به جهنم.
(در بخش اصلاحات اقتصادی امام و مبارزه با مفاسد اقتصادی، نمونه‏هایی از سیره عملی امام در اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید بیان خواهند شد).

4. حمایت از تولیدکنندگان: امام کاظم (ع) علاوه بر آنکه خود پیش‏گام در عرصه تولید و تلاش اقتصادی بود، از تولیدکنندگان نیز حمایت می‏کرد. کمک‏های فراوان امام به آسیب دیدگان و ورشکستگان و قرض‏داران، که زندگی اقتصادی آن‏ها به دلیل مشکلات طبیعی مختل شده بود، در همین زمینه قابل تفسیرند.
شخصی می‏گوید: در نزدیکی مدینه صیفی‏کاری داشتم. موقعی که فصل برداشت محصول نزدیک شد، ملخ‏ها آن را نابود کردند. من خرج مزرعه را با پول دو شتر بده‏کار بودم. نشسته بودم و فکر می‏کردم، ناگاه امام موسی‏بن جعفر (ع) را دیدم که در حال عبور از آنجا بود و مرا دید، فرمود: چرا ناراحتی؟ عرض کردم: به خاطر اینکه ملخ‏ها کشاورزی مرا نابود کرده‏اند. حضرت فرمود: چه قدر ضرر کرده‏ای؟ عرض کردم: یکصد و بیست دینار با پول دو شتر، حضرت به غلام خود فرمود: یکصد و پنجاه دینار به او بده، سی دینار سود به اضافه اصل مخارج و دو شتر هم به وی تحویل بده.
آن مرد می‏گوید: وقتی این کمک را تحویل گرفتم، عرض کردم: وارد زمین شوید و در حق من دعا کنید. حضرت وارد زمین شد و دعا نمود. سپس از رسول خدا (ص) نقل کرد و فرمود: «تمسّکوا ببقایَا المصائِب»؛ از بازماندگان مشکلات محکم نگه‏داری کنید. 50
بدین‏سان، امام به مسئولان و افراد جامعه می‏آموزد که چگونه به افراد آسیب دیده کمک کنند. امام در کمک به کشاورزی که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمایه‏ای که از دست داده بود، مقدار سودی نیز که انتظار داشت، به او می‏پردازد، ضمن اینکه حمایت معنوی خود را نیز اعلام می‏دارد و برای آن کشاورز دعا می‏کند و با ذکر روایتی از پیامبر، او را مشمول هدایت فکری و معنوی خود قرار می‏دهد.
نمونه دیگر، کمک امام کاظم (ع) به بکّار قمی است که مغازه‏اش مورد سرقت قرار گرفت. امام توسط علی بن حمزه کیسه پولی برای بکّار فرستاد. بکّار می‏گوید: کیسه را باز کردم، چهل دینار در آن بود و ثروت از دست رفته‏ام را نیز محاسبه کردم، چهل دینار بود.
موضوع: بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي


ادامه مطلب




تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:46 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

الف. سیره امام کاظم (ع) در تولید
با مطالعه در رفتارهای اقتصادی امام کاظم (ع) می‏توان به اصول کلی در زمینه تولید دست یافت. بی شک، آنچه در اینجا ذکر می‏شود تمام اصول کلی حاکم بر رفتار امام نیست، بلکه مهم‏ترین اصول در سیره امام در تولید می‏باشد:

1. تلاش در عرصه تولید: در اسلام، به کار و تلاش اقتصادی اهمیت فراوانی داده شده است. آیات و روایات فراوانی در اهمیت و ضرورت کار و تجلیل از مقام کارگر نقل شده‏اند. سیره عملی پیامبران و اولیای الهی نیز این بوده است که بار زندگی خود را شخصا به دوش می‏کشیدند و هیچ‏گاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را نیازمند و وابسته به دیگران نمی‏کردند.
این امر بیانگر نوع نگرش امام به دنیا و رابطه آن با آخرت است و بر اندیشه‏های انحرافی زهدمآبانه، که کار و تولید را در تضاد با کمالات معنوی و مصالح اخروی می‏دانستند یا افکار باطل ارباب‏مآبانه، که کار را وظیفه افراد پست و پایین جامعه می‏دانند خط بطلان می‏کشد. امام کاظم (ع) می‏فرماید: «اِنّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ لِیبغضُ العبدَ النوّامَ الفارغَ»؛ 45 خداوند از فرد پرخواب و بیکار متنفّر است. از این‏رو، به یکی از یارانش، که کاسب و فروشنده بود، می‏فرماید: «اُغدُ الی عزِّک»؛ 46 صبح زود به سوی عزّت خود بشتاب. منظور حضرت همان کسب و تجارت است. عزّت انسان در سایه تلاش او در جهت تولید به دست می‏آید. در روایتی دیگر، امام ارزش کار را این‏گونه بیان کردند: «مَن طَلَب هذا الرزقَ مِن حِلّه لِیعودَ بِه علی نَفسِهِ و عیالِه کانَ کالمجاهدِ فی سبیلِ اللّه»؛ 47 هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانواده‏اش را تأمین نماید مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است.
از این‏رو، امام کاظم (ع) با تمام مشکلات و مسئولیت‏های طاقت‏فرسای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود، در عرصه کار و تلاش اقتصادی کوشا و فعّال بود و ـ همان‏گونه که ذکر شد ـ در کنار کارگران و غلامان به کشاورزی می‏پرداخت و به آن افتخار می‏کرد.

2. برنامه‏ریزی در امور اقتصادی: قطعاً انجام مسئولیت هدایت و رهبری فکری جامعه و پرداختن به عبادت و امور معنوی، زمانی با تلاش‏های اقتصادی قابل جمع خواهد بود که انسان برنامه‏ریزی دقیق و معقولی برای زندگی خود داشته باشد. اینکه امام بزرگوار شیعیان، هم در صحنه فرهنگی و هم عرصه اقتصادی فعّال و پرتلاش حاضر است، به دلیل اعتقاد و عمل به اصل برنامه‏ریزی در زندگی است. امام کاظم (ع) در مورد برنامه‏ریزی و مدیریت زمان و نقش آن در زندگی انسان می‏فرماید: «اجتهدوا فی اَن یکون زمانکم اربعَ ساعاتٍ: ساعةٌ لمناجاةِ اللّه و ساعةٌ لامرار معاشٍ و ساعةٌ لِمعاشرةِ الاخوانِ و الثُقّات الذینِ یَعرفونَکم عُیوبَکم و یَخلصونَ لَکم فی الباطنِ و ساعةٌ تخلونُ فیها للذّاتکِم فی غیر محرَّمٍ و بهذهِ الساعةِ تقدرونَ علی الثلاثِ ساعاتٍ....»48

3. تأکید بر عوامل صحیح و مشروع تولید: آنچه در سیره اقتصادی امامان و از جمله امام کاظم (ع) بیش از همه چیز مورد تأکید است، اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید می‏باشد. امام هرگونه توسعه اقتصادی و پیشرفت در تولید را تأیید نمی‏کند، بلکه محور فعالیت‏های اقتصادی را قانون شرع معرفی می‏کند و هرگز از دایره احکام و موازین شرع خارج نمی‏شد. امام کاظم (ع) به یکی از یاران خود می‏فرماید: «یا داود اِنَّ الحرامَ لا نمی و اِن نَمی لَم یُبارَک فیه و ما انفَقهُ لَم یُوجر علیه و ما خلفّهَ کان زادهُ اِلی النّارِ»؛ 49 ای داود، حرام رشد و توسعه نمی‏یابد و اگر رشد یافت، برکت در او نیست و هر چه از آن انفاق شود، اجر داده نمی‏شود و هر چه از آن باقی بماند، وسیله‏ای است برای رفتن انسان به جهنم.
(در بخش اصلاحات اقتصادی امام و مبارزه با مفاسد اقتصادی، نمونه‏هایی از سیره عملی امام در اهمیت دادن به عوامل صحیح و مشروع تولید بیان خواهند شد).

4. حمایت از تولیدکنندگان: امام کاظم (ع) علاوه بر آنکه خود پیش‏گام در عرصه تولید و تلاش اقتصادی بود، از تولیدکنندگان نیز حمایت می‏کرد. کمک‏های فراوان امام به آسیب دیدگان و ورشکستگان و قرض‏داران، که زندگی اقتصادی آن‏ها به دلیل مشکلات طبیعی مختل شده بود، در همین زمینه قابل تفسیرند.
شخصی می‏گوید: در نزدیکی مدینه صیفی‏کاری داشتم. موقعی که فصل برداشت محصول نزدیک شد، ملخ‏ها آن را نابود کردند. من خرج مزرعه را با پول دو شتر بده‏کار بودم. نشسته بودم و فکر می‏کردم، ناگاه امام موسی‏بن جعفر (ع) را دیدم که در حال عبور از آنجا بود و مرا دید، فرمود: چرا ناراحتی؟ عرض کردم: به خاطر اینکه ملخ‏ها کشاورزی مرا نابود کرده‏اند. حضرت فرمود: چه قدر ضرر کرده‏ای؟ عرض کردم: یکصد و بیست دینار با پول دو شتر، حضرت به غلام خود فرمود: یکصد و پنجاه دینار به او بده، سی دینار سود به اضافه اصل مخارج و دو شتر هم به وی تحویل بده.
آن مرد می‏گوید: وقتی این کمک را تحویل گرفتم، عرض کردم: وارد زمین شوید و در حق من دعا کنید. حضرت وارد زمین شد و دعا نمود. سپس از رسول خدا (ص) نقل کرد و فرمود: «تمسّکوا ببقایَا المصائِب»؛ از بازماندگان مشکلات محکم نگه‏داری کنید. 50
بدین‏سان، امام به مسئولان و افراد جامعه می‏آموزد که چگونه به افراد آسیب دیده کمک کنند. امام در کمک به کشاورزی که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمایه‏ای که از دست داده بود، مقدار سودی نیز که انتظار داشت، به او می‏پردازد، ضمن اینکه حمایت معنوی خود را نیز اعلام می‏دارد و برای آن کشاورز دعا می‏کند و با ذکر روایتی از پیامبر، او را مشمول هدایت فکری و معنوی خود قرار می‏دهد.
نمونه دیگر، کمک امام کاظم (ع) به بکّار قمی است که مغازه‏اش مورد سرقت قرار گرفت. امام توسط علی بن حمزه کیسه پولی برای بکّار فرستاد. بکّار می‏گوید: کیسه را باز کردم، چهل دینار در آن بود و ثروت از دست رفته‏ام را نیز محاسبه کردم، چهل دینار بود.
موضوع: بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي


ادامه مطلب




تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:46 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

وضاع اقتصادی جامعه عصر امام کاظم (ع)
دوران امامت امام کاظم (ع) مقارن با دوران خلافت عبّاسی اول بود و آن امام با چهارتن از خلفای عبّاسی به نام‏های منصور، مهدی، هادی و هارون‏الرشید هم عصر بود. بنابراین، در مطالعه اوضاع اقتصادی عصر امام کاظم (ع) باید به بیان وضعیت اقتصادی جامعه در عصر اول عبّاسی پرداخت.
این دوران را باید دوران اقتدار و ثبات خلافت عبّاسی دانست. خلفای عبّاسی در این عصر کوشیدند تا در مناطق گسترده تحت قلمرو خود، که حاصل فتوحات قبلی مسلمانان بود، ثبات و امنیت ایجاد کنند. در این دوره، علم، فرهنگ و هنر تعالی پیدا کردند و اقتصاد رونق یافت و نسبت به دوره‏های قبل، سطح رفاه جامعه بالاتر رفت.
اقتصاد جامعه عبّاسی بر کشاورزی، بازرگانی و صنعت استوار بود. در این میان، کشاورزی مهم‏ترین رکن اقتصادی به حساب می‏آمد؛ زیرا هنوز تحولات عظیم صنعتی صورت نگرفته بودند. علاوه بر این، تسلّط مسلمانان بر آب‏ها و مناطق حاصلخیز زمینه مناسبی برای توسعه کشاورزی ایجاد کرده بود. گسترش قراردادهای کشاورزی، تأسیس دیوان، دریافت خراج از کشاورزان و «دیوان الماء» برای حفظ و صیانت از حقوق کشاورزان شواهد پیشرفت کشاورزی در این دوره‏اند. 1
پایتخت عبّاسیان دشت حاصلخیز «سواد» بود. هر شهر بزرگی مانند بغداد را روستاها و باغ‏ها احاطه کرده بود. شهر «واسط» منطقه‏ای کشاورزی بود که سالانه مقادیر هنگفتی محصول به بار می‏آورد. 2 فراورده‏های کشاورزی بسیار گوناگون و متنوع گردیدند. محصولات عمده عراق جو، گندم، برنج، خرما، کنجد، پنبه و کتان بود. میوه‏ها و سبزی‏های گرمسیری و سردسیری در دشت حاصلخیز سواد یافت می‏شدند.
کتاب‏های فراوانی که در این دوره درباره گیاهان تألیف یا ترجمه شده نشان می‏دهند که مردم تا چه حد به زراعت ارج می‏نهادند. 3 وسعت فوق‏العاده قلمرو خلافت و اوجی که تمدن به آن دست یافته بود، بازرگانی جهانی و دامنه‏داری پدید آورده بود. طولی نکشید که بنادری همچون بغداد، بصره، سیراف، قاهره و اسکندریه مراکز مهم تجارت خشکی و دریا شدند. تجّار مسلمان به سوی شرق تا چین می‏رفتند. 4 بر آنچه گذشت، تراکم موجودی‏های نقدی در دولت اسلامی عهد عبّاسی را باید افزود که تأثیری بسیار بر فعالیت‏های تجاری داشت. عوامل مهم دیگری که باعث رشد اقتصادی در این دوره شدند عبارتند از:
ـ تسلط مسلمانان بر سرزمین‏های طلاخیز زیرنفوذ دولت‏های بیزانس و ساسانی؛
ـ خراج و جزیه فراوانی که اهل ذمّه به دولت عبّاسی پرداخت می‏کردند؛
ـ زکات، خمس و مالیات‏های هنگفت دولتی که از کشاورزان و پیشه‏وران و سایر اصناف دریافت می‏شدند.
جدول‏های مالیاتی دولت عبّاسی نمود آشکاری است از مقادیر سرشار ثروت‏هایی که به دست عبّاسیان می‏رسیدند. 5
این همه بیانگر وضعیت اقتصادی دولت عبّاسی در این دوره است. اما اوضاع اقتصادی عامّه مردم چگونه بوده؟ آیا ثروت‏های دولتی صرف آبادانی و عمران جامعه می‏شدند؟ و آیا همه مردم در سطح عادلانه از رفاه و آسایش به سر می‏بردند؟
گرچه غالب گزارش‏های تاریخی مربوط به وضعیت اقتصادی دولت هستند و مورّخان کمتر به وضعیت اقتصادی توده مردم پرداخته‏اند، اما شواهد فراوانی نشان می‏دهند که طبقه وسیعی از مردم تحت حاکمیت عبّاسیان در فقر و تهی‏دستی زندگی می‏کردند. نگاهی به اشعار شعرای اجتماعی این مطلب را تأیید می‏کند؛ از جمله ابوالعتاهیه ضمن اشعاری شکایت‏آمیز، تصویر دقیقی از وضع اقتصادی جامعه ارائه کرده است:
من مبلغ عنّی الاما م نصائحا متوالیه
انّی اری الاسعارَ اسعا رَ الرعیّةِ غالیه
واری الیتامی والارا ملَ فی البیوتِ الخالیه... 6
شاهد دیگر، شورش‏ها و قیام‏های متعدد مردمی است که ریشه در نارضایتی عمومی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی در این عصر داشته‏اند. آنچه مسلّم است اینکه اموال و دارایی‏های فراوان دولت، که متعلّق به عامّه مردم بود، به طور عادلانه در بین مردم توزیع نشدند و بیت‏المال صرف رفاه و آسایش صاحبان حقیقی آن نگشت. فاصله طبقاتی شدیدی حاکم شد. بغداد، که مرکز تجارت و بازرگانی بود، تنها جیب ثروتمندان و بازرگانان را پر می‏نمود و طبقه متوسط و ضعیف جامعه تحت فشار خراج و مالیات‏ها نمی‏توانستند سربلند کنند. خزینه‏ها و گنجینه‏های دولتی صرف امور دربار می‏شدند و خلفا با کنار نهادن سیره و سنّت رسول خدا (ص) و موازین اسلامی و روی کردن به اخلاق و منش پادشاهان و ملوک کافر کیش، سعی در خوش‏گذرانی و اسراف و تبذیر می‏نمودند. از خلافت اسلامی تنها اسمی بر جای مانده بود. این دوران، دوران ظهور و بروز پادشاهان ثروتمندی است که نان دنیا را به نام دین می‏خوردند و عنوان «خلافت» را یدک می‏کشیدند. امیرالمؤمنین!های فاسد و عیّاش هدایای هنگفت و گزاف به شعرا و آوازه‏خوانان و مطربان و رقّاصان می‏دادند، در حالی که عامه مردم در فقر و تنگ‏دستی و فشار زندگی می‏گذراندند.
به گفته مسعودی، مجموعه اموالی که منصور به زور از مردم گرفته بود بالغ بر 600 میلیون درهم و 400میلیون دینار بود. او این اموال را به نام «بیت‏المال» در محل مخصوص نگه‏داری می‏کرد و نام صاحب هر مال را بر روی آن می‏نوشت، بدون آنکه مقداری از آن را به خدمت عامّه مصروف دارد. این مبلغ غیر از مالیات اراضی و خراج‏هایی بود که منصور در زمان خلافت خود از کشاورزان گرفته بود. 7 سیاست سخت‏گیرانه اقتصادی و تحریم و فشار مالی را علیه مردم در پیش گرفته بود تا مخالفان سیاسی خود را به ضعف بکشاند و زمینه قیام‏ها و شورش‏های مردمی را از بین ببرد. 8
در دوران هارون‏الرشید، درآمد سرانه دولت به بالاترین حد خود رسید که تا آن زمان این مقدار برای هیچ حاکم مسلمانی سابقه نداشت.
ابن خلدون موجودی بیت‏المال در ایّام رشید را بالغ بر 7500 قنطار در سال تخمین زده است. و جهشیاری مجموع درآمد را قریب 500 میلیون درهم و دویست و چهل هزار درهم می‏داند. 9
عملکرد خلفای عبّاسی از جمله هارون در صرف بیت‏المال برای برپایی مراسم جشن و پایکوبی و دادن هدایا و بخشش‏های مالی حیرت‏آور به مادحان و چاپلوسان درباری بی‏سابقه بوده است. حکایات بسیاری از بذل و بخشش‏های دیوانه‏وار هارون در تاریخ ثبت شده‏اند.
این وضعیت نامطلوب اقتصادی و عدم توجه خلفا به رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم و صرف ثروت‏های دولتی در جهت عیش و نوش و خوش‏گذرانی، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی خاصی را در این دوره به دنبال داشت؛ از جمله:
ـ پیدایش فرقه متطوّعه در بغداد؛
ـ گرایش به زهد و تصوف در افرادی که مأیوس از غنی و رفاه بودند و دست از کار اقتصادی کشیده بودند؛
ـ پیدایش شاعران و مادحان و مورّخان درباری که دانش و هنر را در مدح و چاپلوسی خلفا به خدمت گرفته بودند؛
ـ گسترش علوم دنیوی همانند طب، فلسفه و ریاضی که در سایه توجه خلفا و امرا و ثروتمندان رشد یافتند، در حالی که نسبت به علوم دینی خارج از دربار هیچ گونه حمایتی صورت نمی‏گرفت؛
ـ بروز شورش‏ها و قیام‏هایی که یک پای در مخالفت فکری و سیاسی با دولت عبّاسی داشتند و پای دیگر در بی عدالتی‏های اجتماعی و نابسامانی‏های اقتصادی در این دوره. 10
عصر امام کاظم (ع) مصادف با نخستین مرحله استبداد و ستمگری حکّام عبّاسی بود. آن‏ها تا چندی پس از آنکه زمام حکومت را به نام علویان در دست گرفتند، با مردم و بخصوص با علویان برخورد نسبتا ملایمی داشتند، اما به محض اینکه در حکومت استقرار یافتند و پایه‏های سلطه خود را محکم کردند و از سوی دیگر، با بروز قیام‏های پراکنده‏ای که به طرفداری از علویان پدید آمد و آن‏ها را سخت نگران کرد، بنا را بر ستمگری گذاشتند و مخالفان خود را زیر شدیدترین فشارها قرار دادند.
امام کاظم (ع) در مرکز فشارهای سیاسی و اجتماعی عبّاسیان قرار داشت، در عین حال، رسالت ایشان آن بود که در این حرکت علمی، توازن و تعادل فکری را میان شیعیان برقرار کند و از هر جهت، به هدایت و رهبری فکری و معنوی جامعه بپردازد. 11
با توجه به شناخت اجمالی از اوضاع و شرایط اقتصادی این عصر، زندگی اقتصادی و وضع معیشتی امام کاظم (ع) تبیین می‏گردد. در این نوشتار، رفتارهای امام کاظم مورد مطالعه قرار می‏گیرند تا اصول کلی حاکم بر سیره اقتصادی امام در تولید، مصرف و اصلاحات اقتصادی بیان گردند.

منابع مالی امام کاظم (ع)

الف. اموال عمومی
امامت بی‏تردید محوری‏ترین جایگاه و نقش را در منظومه اندیشه کلامی شیعه امامیه داراست. رکن اصلی و متمّم امامت، ولایت است. ولایت دارای مراتب گوناگونی است که بالاترین آن «ولایت کلیه و مطلقه الهی» است که به معنای «حق حاکمیت همه‏جانبه و همه جایی بر همه مخلوقات» است. این ولایت از سوی خداوند به پیامبر واگذار شده و پس از پیامبر نیز امام صاحب این ولایت است. از شئون ولایت امام، حق مالکیت خاصی است که دین اسلام برای او مشخص کرده و این از خصایص نگرش فقهی شیعه است. مقصود از «مالکیت امام»، مالکیت منصب امامت و رهبری امّت اسلامی است، نه مالکیت شخص امام؛ زیرا این نوع مالکیت از امامی به امام دیگر منتقل می‏گردد، نه به وارثان طبیعی امام. بنابراین، به جای مالکیت امام، می‏توان عنوان «مالکیت حکومت اسلامی» را به کار برد.
مالکیت امام شامل دو بخش است: یک بخش ثروت‏های طبیعی که پیشتر در تملّک کسی قرار نگرفته و در عین حال، از مباحات عامّه به شمار نمی‏روند؛ مانند: زمین‏های موات، جنگل‏ها، مراتع و معادن. بخش دیگر ثروت‏هایی است که پیشتر در تملّک دیگران بوده و به دلایلی در مالکیت دولت اسلامی در آمده‏اند؛ مانند: ارث بدون وارث و قطایع ملوک.
مجموعه مواردی که ملک منصب امامت است، تحت عنوان «انفال» قرار می‏گیرد، چه ثروت‏های طبیعی که در ابتدا به عنوان ملک امام معرفی شده‏اند و چه دارایی‏هایی که از راه‏های گوناگون در اختیار امام قرار می‏گیرند. 12
علاوه بر این موارد، خمس، زکات و مالیات‏های اسلامی همه در اختیار امام قرار می‏گیرند و امام متصدی و سرپرست توزیع و مصرف آن‏هاست، ضمن اینکه برای شخص امام نیز در این وجوهات سهمی در نظر گرفته شده است.
البته تمام موارد مزبور زمانی برای امام قابل تحصیل خواهند بود که مسئولیت حکومت اسلامی در اختیار امام باشد و زمانی که این حق از امام غصب شود طبعا این حقوق مالی نیز، به ناحق و از روی ستم، از امام گرفته خواهند شد. با این همه، امامان معصوم همواره انفال را حق مسلّم خود می‏دانستند و مسئولیت دریافت و توزیع خمس و زکات را انجام می‏دادند. این امر بر حاکمان ظالم گران می‏آمد و همیشه یکی از بهانه‏های دشمنی و کینه‏توزی خلفا و سلاطین با امامان شیعه به حساب می‏آمد.
بخشی از اموال عمومی امام کاظم (ع) شامل خمس، زکات، نذورات، صدقات و موقوفات می‏شد که این اموال، گاه، مستقیما از سوی شیعیان تحویل امام داده می‏شد و گاه، از طریق وکلا و نایبان امام دریافت و توزیع می‏گردید. در این میان، به دلیل جوّ اختناق و فشاری که حکومت علیه امام و شیعیان ایجاد کرده بود، نقش سازمان وکالت دارای اهمیت بیشتری است. در عصر امام کاظم (ع) فعالیت سازمان وکالت به اوج خود رسید و شیعیان در ارتباط با وکلا و نایبان امام، وظیفه پرداخت خمس و زکات و وجوه شرعی را انجام می‏دادند. با تقویت و گسترش سازمان وکالت در عصر امام کاظم (ع) پرداخت‏های مالی شیعیان به دفتر وکالت نیز فزونی یافتند. 13 شاید بتوان به عنوان قرینه‏ای بر کثرت این پرداخت‏ها، به نقل شیخ طوسی و کشّی درباره کثرت اموال باقی مانده ‏نزد وکلای‏ امام ‏کاظم (ع) پس از شهادت ‏آن‏ حضرت، اشاره کرد:
هنگام شهادت امام کاظم (ع) مبلغ هفتاد هزار دینار نزد زیادبن مروان عیسی و مبلغ سی هزار دینار تحویل علی‏بن حمزه بود. 14
مبلغ سی هزار دینار و شش کنیز در تحویل عثمان بن عیسی رواسی نماینده امام در مصر بود که نقل شده است پس از شهادت امام هفتم (ع)، علی بن موسی‏الرضا (ع)، کسی را نزد زیاد قندی و عثمان بن عیسی فرستاد و پیغام داد اموالی را که از پدرم نزد شما مانده است، برای من بفرستید. 15
هشام‏بن احمر گفت: اموالی را که برای امام هفتم به مدینه بردم، حضرت فرمود: آن را نزد مفضّل بن عمر برگردان. 16
نمونه‏های متعدد دیگری از فعالیت مالی سازمانی وکالت در عصر امام کاظم (ع) در منابع ذکر شده‏اند.
قرینه دیگری بر کثرت اموال عمومی امام کاظم (ع) را می‏توان در سخن علی بن اسماعیل بن جعفر الصادق (ع) جست که در مقام سعایت از امام کاظم (ع) به یحیی بن خالد گفت: اموال از شرق و غرب به سوی او سرازیر است که در خزانه‏هایی نگه‏داری می‏کند و زمینی را به قیمت سی هزار دینار خریده است. 17 از همین‏رو، بارها هارون آن حضرت را متهم کرد و مورد بازجویی قرار داد که از مردم خراج دریافت می‏کند و آن حضرت در جواب فرمود:
«والذی بعث محمّدا بالنبوّةِ ما حُمل اِلَی درهما و لادینارا مِن طریقِ الخراجِ لکنّا معاشرَ ابی‏طالبٍ نقبلُ الهدیةَ التی احلّها اللّه ـ عزّوجلّ ـ لنبیه فی قوله: لو اُهدی لی کراعٌ لَقبِلتُ و لو دعیتُ الی زارعٍ لاَجبتُ و قد عَلِمَ امیرالمؤمنین ضیقَ ما نحنُ فیه و کثرةِ عدوّنا و ما منعنا السلفَ مِن الخمسِ الّذی نطَقَ لنا بِه الکتاب فضاقَ بِنا الامرُ و حرّمت علینا الصدّقةُ و عوّضنا اللّهُ - عزّوجلّ - عنها الخمسَ و اضطُررنا الی قبولِ الهدیة.»18
گرچه امام در این روایت، دریافت خراج و مالیات از مردم را نفی کرده‏اند، اما دریافت خمس و هدایا و وجوه شرعی را تصدیق می‏کنند. بنابراین، طبق فرمایش امام، شیعیان خمس و زکات و سایر وجوه شرعی را به امام تحویل می‏دادند و امام مسئولانه به دریافت و توزیع آن‏ها مبادرت می‏ورزیدند. قراین متعددی حاکی از تأکیدات امامان شیعه به برقراری سنّت پرداخت وجوه شرعی در میان شیعیان و نکوهش از سستی شیعیان در این زمینه است.
در شریعت اسلام، برای مصرف خمس و زکات موارد خاصی تعیین شده است. امام به عنوان متصدّی این اموال آن‏ها را در موارد خاص و در چند محور عمده مصرف می‏نمود:
1. کمک مالی به نیازمندان و فقرا؛
2. کمک به قرض‏داران و ورشکستگان؛
3. رفع مشکلات و مشاجرات مالی شیعیان و سادات نیازمند؛
4. پرداخت هدیه و صله به شیعیان و شعرای متعهد و افراد تازه مسلمان؛
5. رفع نیازهای اقتصادی بیت امامت.
در مورد کمک‏های مالی امام به نیازمندان و بخشش به شیعیان و شعرا، در بخش کمک‏های مالی امام به تفصیل بحث خواهد شد. از جمله می‏توان به تزویج برخی از فرزندان امام کاظم با اموال ارسالی از سوی وکیل آن جناب یعنی علی بن یقطین اشاره کرد. 19

ب. اموال خصوصی
بخش دیگری از اموال و دارایی‏های امام کاظم (ع) اموال خصوصی و شخصی امام بود که امام به عنوان فردی عادی و عضوی از اعضای جامعه به روش‏های متعارف آن‏ها را به دست می‏آورد. این بخش نمونه عینی از تأکیدات اسلام بر تولید و گسترش آن در فعالیت‏های اقتصادی است. اما آنچه مهم است اهداف و انگیزه‏های تولید و تکیه بر عوامل صحیح و مشروع تولید است که در شیوه امام کاظم به آن‏ها اهمیت داده شد.

1. کار و تلاش اقتصادی: مهم‏ترین و اصلی‏ترین منبع مالی امام کاظم (ع) کار کشاورزی بود. امام کاظم (ع) از همان دوران کودکی به کار و تلاش مشغول بود. در دوره‏ای که هم سن و سال‏های ایشان سرگرم بازی‏های کودکانه بودند، آن حضرت به کارهای مفید می‏پرداخت، علاوه بر اینکه در مکتب و مدرسه پدر بزرگوارشان امام صادق (ع) به کسب معارف الهی می‏پرداخت و در همان سنین کودکی، پاسخگوی سؤالات و مشکلات فکری جامعه نیز بود.
صفوان جمّال می‏گوید: نزد امام صادق 7رفتم و از رهبر آینده جهان اسلام سؤال کردم و پرسیدم: پس از شما حجت خدا چه کسی خواهد بود؟ امام صادق (ع)، که به دلیل حفظ جان امام کاظم (ع)، گاه از پاسخ دادن آشکار به این سؤال خودداری می‏کردند، این بار نیز پاسخ دادند: صاحب امر و حجّت خدا کسی است که سرگرم بازی و لهو و لعب نیست.
صفوان می‏گوید: در همان هنگام، ابوالحسن موسی‏بن جعفر (ع)، که نوجوان خردسالی بود، وارد شد، در حالی که گوسفندی به همراه داشت و آن را به جلو می‏راند و به آن خطاب می‏کرد: بر پروردگارت سجده کن. آن‏گاه امام صادق (ع) او را به سینه خود چسباند و فرمود: پدر و مادرم به فدایت که اهل بازی و سرگرمی نیستنی. «بابی انتَ و اُمّی مَن لا یلهوُ و لایَلعبُ». 20
اخبار و روایات متعدد تاریخی نشان می‏دهند که آن حضرت به شغل کشاورزی اشتغال داشت و از این طریق امرار معاش می‏کرد و شغل دیگری برای آن امام گزارش نشده است. این اخبار عمدتا مربوط به دوره امامت آن حضرت و مربوط به زمانی است که آن حضرت در مدینه بود. اشتغال حضرت به کشاورزی، هم به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی مدینه بود که برای کشاورزی مناسب است و هم به دلیل اهمیت خاصی که ائمّه اطهار: و اولیاء الهی به امر کشاورزی می‏دادند. تأکید و اهمیت اسلام بر کشاورزی بیانگر آن است که اسلام اقتصاد بر محور کشاورزی را بر سایر موارد ترجیح می‏دهد، ضمن اینکه هرگونه تولیدی که برای انسان مفید باشد و ثمره‏ای عقلایی بر آن مترتب باشد مورد قبول اسلام است. یک نمونه تاریخی که نشان می‏دهد امام خود شخصا به کشاورزی اشتغال داشتند:
علی بن ابی حمزه می‏گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که در زمین کشاورزی خود کار می‏کرد و عرق می‏ریخت. عرض کردم: قربانت گردم! پس کارگران کجا هستند؟ فرمود: ای علی! بهتر از من و پدرم در این زمین خود، با بیل کار می‏کردند. عرض کردم: آنان را معرفی فرما. حضرت فرمود: رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و پدرانم همه با دست خود کار می‏کردند. کشاورزی شغل پیامبران خدا و جانشینان آنان و مردان شایسته است. 21
بنابراین، کار کشاورزی اصلی‏ترین منبع درآمد مالی امام کاظم (ع) بود. حضرت از درآمد محصولات کشاورزی، خود و خانواده و عائله‏اش را تأمین می‏کرد و علاوه بر آن، به فقرا و محرومان و نیازمندان کمک می‏نمود. برخی از بخشش‏ها و هدایای امام نیز از این طریق انجام می‏گرفت. برای نمونه، حضرت به یکی از غلامان، که در حق او احسان کرده بود، قطعه‏ای زمین کشاورزی اهدا کرد. 22 در مورد دیگر، حضرت زمین کشاورزی خود را به غلامی بخشید و او را آزاد کرد. 23 حضرت بخشی از زمین کشاورزی خود را به فرزندش، احمد، که مردی والامقام و خیّر بود، هدیه کرد. 24 در وصیت‏نامه آن حضرت نیز آمده است که ایشان سی اصله درخت خرمای خود را برای فقرای آبادی وقف کرد و بقیه آن را بین فرزندانش تقسیم نمود.

2. موقوفه‏ها: یکی از منابع مالی امامان، موقوفه‏هایی بوده که از گذشتگان برای آن‏ها مانده و آن‏ها به عنوان متولّی اوقاف، درآمد محصول آن‏ها را به دست آورده و در راه‏های گوناگون شرعی به مصرف می‏رسانند. برای نمونه، وقف‏نامه‏ای که ابوبصیر از امام باقر (ع) نقل کرده است، در آن به وصیت‏نامه حضرت زهرا (س) در مورد وقف مزارع هفت‏گانه به فرزندانش اشاره شده است. وقف‏نامه‏های دیگری نیز، که واقف آن‏ها امام علی (ع) بوده در کتب حدیث ذکر شده‏اند که تولیت آن به دست امامان شیعه رسیده25 و آنان درآمد محصول آن را در راه‏های گوناگون و در جهت تحکیم و گسترش تشیّع به مصرف رسانده‏اند.
در وصیت‏نامه امام کاظم (ع) نیز آمده است که آن حضرت یک سوم موقوفه پدرش را وصیت کرده است. 26 این امر نشان می‏دهد که اموال و املاکی از طریق موقوفه و ارث از سوی امام صادق (ع) به امام کاظم (ع) منتقل شده است.

3. هدایا: بخش دیگری از اموال خصوصی امام، اموالی بودند که به امام هدیه داده می‏شدند. در بسیاری از موارد، شیعیان همراه خمس و زکات و وجوهات، هدایایی نیز برای شخص امام می‏فرستادند. برای نمونه، می‏توان به هدایایی که علی بن یقطین برای امام کاظم (ع) می‏فرستاد، اشاره کرد. علی بن یقطین از موقعیت خود برای کمک رساندن به شیعیان و محرومان و همچنین کمک کردن به شخص امام استفاده می‏کرد.
پسر علی بن یقطین می‏گوید: امام کاظم (ع) هر چیزی لازم داشت یا هر کار مهمی که پیش می‏آمد، به پدرم نامه می‏نوشت که فلان چیز را برای من خریداری کن یا فلان کار را انجام بده، ولی این کار را به وسیله هشام بن حکم انجام بده. 27
در روایتی که قبلا ذکر شد، امام در جواب هارون، فرمود: «به خاطر آنکه ما از حق مالی و شرعی خودمان (خمس) باز داشته شده‏ایم، مجبور به پذیرش هدیه هستیم». 28
یک بار هارون کسی را دنبال امام فرستاد و دستور داد تا هر چه زودتر امام را حاضر کنند. وقتی مأمور خلیفه به حضور امام رسید، حضرت به او فرمود: «لولا اَنّی سمعتُ فی خبر جدّی رسولِ اللّه اَن طاعةَ السلطانِ لِلتقیّةِ واجبةٌ اِذا جئتُ»؛ اگر از رسول خدا روایت نشده بود که اطاعت از سلطان از روی تقیّه و حفظ جان واجب است، هرگز نمی‏آمدم. و وقتی امام نزد هارون آمد، هارون از او پرسید: چرا نزد ما نمی‏آیی و با ما رفت و آمد نداری؟ حضرت فرمود: «سعة مُلککَ‏ و حبُّکَ ‏لِلدّنیا»؛ وسعت‏ مملکت‏ و دنیاپرستی‏ تو مانع است.
آن‏گاه هارون هدایایی به امام داد. امام آن‏ها را پذیرفت و فرمود: «واللّهِ لولا اَنّی اری اَن اَتزوّجَ بِها مِن عزّاب بنی طالبٍ لئلا ینقَطعَ نسلَهُ ابدا ما قبلتُها». 29 حضرت آن هدایا را برای کمک کردن به ازدواج جوانان مجرّد از خاندان سادات، از هارون پذیرفت.
در مورد دیگر، مهدی عبّاسی، امام کاظم (ع) را دستگیر و زندانی کرد، سپس در خواب امیرالمؤمنین علی (ع) را دید که او را مورد عتاب قرار داد و فرمود: «فهل عسیتم اَن تُفسدوا فی الارضِ و تُقطِّعوا ارحامکَم...» آن‏گاه دستور داد امام را آزاد کنند و مبلغ سه هزار دینار به او بدهند و ایشان را راهی مدینه کنند.
مورد مشهور دیگری از قبول هدیه از سوی امام کاظم (ع) مربوط به دوران منصور دوانیقی است که در روز عید نوروز از امام کاظم (ع) خواست تا جلوس کند و هدایایی که مردم و به ویژه سربازان ایرانی می‏آورند بپذیرد. حضرت ابتدا از انجام چنین کاری خودداری کرد، اما با اصرار و فشار منصور پذیرفت. شخصیت‏ها، فرماندهان و سربازان به دیدن حضرت می‏آمدند و به آن حضرت تبریک می‏گفتند و هدایایی به آن امام می‏دادند. مأمور منصور از هدایا صورت‏برداری می‏کرد. آخرین فردی که داخل شد پیرمردی بود که عرض کرد: ای پسر دختر رسول خدا (ص) من فقیرم و ثروتی نداشتم که برایت هدیه بیاورم. سه بیت شعری که جدّم درباره جدّت حسین‏بن علی (ع) سروده است، آورده‏ام. اشعار خود را خواند. حضرت فرمود: هدیه‏ات را قبول کردم، بنشین خدا به تو برکت دهد. سپس رو کرد به مأمور منصور و به او فرمود: نزد منصور برو و هدیه‏ها را بازگو کن و نظرش را درباره مصرف آن به دست آور. او رفت و بازگشت و گفت: منصور می‏گوید: همه هدایا را به موسی‏بن جعفر بخشیدم. هر اقدامی می‏خواهد درباره آن بنماید. امام همه هدایا را به آن پیرمرد بخشید.
غالبا هدایایی که امام به اکراه از سوی حاکمان دریافت می‏کرد، به مردم نیازمند و محروم می‏بخشید و خود از آن استفاده نمی‏کرد. در برخی موارد، امام کاظم (ع) از قبول هدایا از سوی افراد ظالم خودداری می‏کرد. در یک مورد، شخص آوازه‏خوان و هنرپیشه‏ای به نام مخارق وقتی مشاهده کرد، هارون از کمک مالی به امام خودداری می‏کند، با به کار بستن حیله‏ای پول و اموال فراوانی از هارون به چنگ آورد و آن‏ها را نزد امام آورد. امام از پذیرش آن هدایا خودداری کرد و فرمود: «خدا به شما و مال شما برکت دهد و جزای نیکو عنایت کند! به خدا سوگند! نه از او و نه از این پول درهمی می‏گیرم و نه از این زمین چیزی...»30
سندی بن شاهک، زندانبان ظالم و بی‏رحم امام کاظم (ع) در آخرین لحظات عمر آن حضرت، از وی خواست تا اجازه دهد تا با مال خودش کفنی برای حضرت تهیه کند. حضرت در جواب فرمود: «اِنّا اهل بیتُ مُهورُ نسائِنا و حجُّ صرورتنا و اکفانُ موتانا مِن طاهرِ اموالنا و عندی کفنٌ و اُرید اَن یتَولّی غسلی و جِهازی مولای فلان...» بدین‏سان، امام از پذیرش هدیه چنین فرد ظالم و گستاخی خودداری کرد.
پیش از آن نیز هارون کنیز زیبارویی برای آزار و اذیت امام و با عنوان هدیه نزد امام فرستاد. حضرت از قبول کنیز خودداری کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «بَل اَنتُم بِهدیّتکم تَفرحونَ...»

وضعیت مالی و معیشتی امام کاظم (ع)
از جمله مباحث قابل توجه در زندگانی امام کاظم (ع)، شناخت وضعیت اقتصادی و معیشتی ایشان می‏باشد؛ پرداختن به این موضوع که آیا آن حضرت در وضعیت اقتصادی مطلوب و مناسب به سر می‏برد یا در فقر و تنگ‏دستی، و یا وضع زندگی متوسط و معمولی داشت؟
برخی معتقدند: امام کاظم (ع) در دوران امامتش زندگی فقیرانه‏ای داشتند و وضع اقتصادی سختی را تحمل می‏کردند. 31 برای این ادعا، چند شاهد و دلیل تاریخی ذکر شده‏اند:

1. تحریم اقتصادی از سوی دستگاه خلافت برای زمین‏گیر کردن امام (ع)
خلفای معاصر امام، به ویژه منصور و هارون، به طور آشکار، امام را از بسیاری از حقوق و مزایای اقتصادی و مالی محروم کرده بودند. برای نمونه، زمانی که هارون در سفری که به مدینه داشت، برای جلب نظر مردم به همه هدایایی داد، اما امام و خانواده علویان و شیعیان را از این هدایا محروم کرد. هنگامی که مأمون علت آن را پرسید، جواب شنید که فقر او نزد من محبوب‏تر از غنای اوست. اگر به این مرد پول بدهم، هیچ تضمینی ندارم که فردا با صدهزار شمشیرزن از شیعیان و موالیانش علیه من قیام نکند. 32
اساسا یکی از بهانه‏های هارون بر دشمنی و قتل امام کاظم (ع) جلوگیری از قدرت مالی آن حضرت بود. هارون از اقتدار مالی امام در هراس بود و از دریافت خمس و زکات و وجوهات شرعی توسط امام غضبناک.

2. عائله پرشمار از خانواده و فرزندان و موالی
امام کاظم (ع) سرپرستی فرزندان و عائله متعددی را به عهده داشت. طبق نقل شیخ مفید، آن حضرت 37 فرزند داشت. 33 طبیعتا تأمین این عائله پرشمار فشار مالی و اقتصادی زیادی بر آن حضرت وارد می‏ساخت.

3. رهبری فکری و معنوی جامعه و مبارزات سیاسی
امام عهده‏دار رهبری فکری و معنوی جامعه اسلامی بود. تفسیر و تبیین احکام و معارف شریعت، پاسخ‏گویی به مسائل فکری، مبارزه با جریانات منحرف و تربیت شاگردان و شیعیان مخلص بر عهده امام بود. این وظایف خطیر، بخشی از ساعات عمر شریف آن حضرت را به خود اختصاص می‏داد. علاوه بر این، امام به دلیل مبارزات سیاسی و مخالفت با حاکمان، همواره در حال تبعید و حبس و زندان بود و از این شهر به آن شهر منتقل می‏شد. امام بارها از سوی خلفای عبّاسی احضار شد و همواره تحت فشار سیاسی و اجتماعی بود. بنابراین، نمی‏توانست آن‏گونه که مناسب است، به وضع اقتصادی خود سر و سامان دهد. این امر تا حدودی موجب فقر و تنگ‏دستی امام بود. آنچه ذکر شد دلایل کسانی است که معتقد به فقر امام کاظم (ع) هستند اما این موارد گرچه موانعی جدّی بر زندگی اقتصادی امام کاظم (ع) به شمار می‏رفتند. اما به نظر می‏رسد این موارد نمی‏توانستند امام را به فقر و تهی‏دستی بکشانند. هیچ شاهد تاریخی فقیر بودن امام را تأیید نمی‏کند؛ زیرا «فقیر» یعنی کسی که برای تأمین نیازهای مادی خود به دیگران محتاج است؛ کسی که توان اداره خود و خانواده خود را ندارد. هیچ روایت و گزارش تاریخی وجود ندارد که نشان دهد امام برای تأمین نیازهای مالی و اقتصادی خود از دیگران کمک گرفته باشد.
علاوه بر این، شواهدی در دست هستند که نشان می‏دهند امام از تمکّن و قدرت مالی برخوردار بود و زندگی متوسط و معمولی داشت، نه زندگی فقیرانه و سرشار از محرومیت:

1. صاحب املاک، مزارع و زمین‏های کشاورزی: امام صاحب املاک، مزارع و زمین‏های کشاورزی بود. این مزارع، که عمدتا در اطراف مدینه بودند، به شخص امام تعلّق داشتند و ـ همان‏گونه که پیشتر گذشت ـ امام در کنار غلامان و فرزندان و کارگرانش به کار مشغول بود.
فرزند امام می‏گوید: در صبح سردی برای سرزدن به زمینی که امام در منطقه سایه داشت، همراه امام حرکت کردیم.... 34
معتب در ضمن روایتی نقل می‏کند که امام در باغ خود مشغول چیدن خرما بود.... 35
در روایت دیگری آمده است که آن حضرت کفن خود را برای زن مؤمنی به نام شطیطه فرستاد و فرمود: این کفن را از پنبه‏های مزرعه خودمان تهیه کرده‏ایم.... 36
امام زمینی کشاورزی در منطقه یسیریه داشت که آن را به فرزندش، احمد، که مردی بزرگوار و با شخصیت بود، هدیه کرد. 37
اسماعیل، فرزند موسی بن جعفر (ع)، می‏گوید: پدرم با فرزندان خود از مدینه به سوی برخی از املاک خود بیرون رفت. اسماعیل می‏گوید: ما در آنجا بودیم و با احمدبن موسی (ع) بیست تن از خدم و حشم پدرم بودند که اگر احمد برمی‏خاست آنان با او برمی‏خاستند و اگر احمد می‏نشست آنان نیز با او می‏نشستند. 38
سند معتبر دیگری نشان می‏دهد: امام صاحب زمین‏ها و مزارع کشاورزی بود. موقوفه آن حضرت در کتاب‏های تاریخی ثبت شده است که به قسمتی از آن اشاره می‏کنیم:
«این است آنچه موسی بن جعفر وقف نمود که مشتمل است بر همه زمین خود که در فلان مکان واقع است (نام آن ذکر نشده) و حدود زمین فلان است که به طور کلی، درخت‏های خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب، پستی و بلندی، عرض و طول، میدان جلوباغ، نهرهای کوچک و بزرگ، مرغزارها، آباد و خراب همه را وقف نموده است. متولّی وقف درآمد آن را پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سی عدد درخت خرما برای فقرای آبادی میان فرزندان موسی تقسیم کند؛ برای هر مرد دو برابر زن. چنانچه یکی از دختران موسی ازدواج کند، سهمی در این صدقه ندارد.... 39
نمونه دیگری از تمکّن مالی امام، تعداد غلامان آن امام می‏باشد. در روایتی، حضرت در پاسخ به هارون که پرسیده بود: چه تعداد جیره‏خوار داری؟ فرمود: بیش از پانصد نفر که بیشتر آن‏ها موالی و غلامان هستند. 40
علی‏بن ابی حمزه می‏گوید: تعداد سی نفر غلام حبشی برای آن حضرت خریداری شد و امام برای آن‏ها مقرّری و حقوق تعیین کرد. 41
علاوه بر این، تمام همسران آن حضرت کنیزانی بودند که وی خریداری نموده بود؛ از جمله مادر امام رضا (ع) که کنیزی بود که امام آن را از تاجر مغربی خرید. 42
بنابراین، خرید و نگه‏داری غلامان و سپس آزاد کردن تعداد بی‏شماری از غلامان توسط امام کاظم (ع) خود قرینه‏ای بر تمکّن مالی آن حضرت است.

2. کمک‏ها و بخشش‏های مالی حضرت: از جمله فصول درخشان زندگی امام کاظم (ع)، کمک‏ها و بخشش‏های مالی ایشان به فقرا و نیازمندان و درماندگان است. کمک‏ها و بخشش‏های آن امام شامل حال دوستان و دشمنان آن حضرت می‏شد و در عصر خود، ضرب‏المثل بود. مورّخان هدیه معمولی آن حضرت را حدود 200 تا 400 دینار ذکر کرده‏اند. 43

3. اجتناب امام از فقیر نشان دادن خود: نکته دیگری که می‏تواند در شناخت وضعیت اقتصادی و معیشتی امام کمک کند، سیره و روش امام در مصرف است ـ که در بخش‏های بعدی این مقاله به آن خواهیم پرداخت. امام در انتخاب نوع لباس، غذا، منزل و مرکب، همواره جانب اعتدال را نگه می‏داشتند و دیگران را نیز به اعتدال و میانه‏روی در مصرف سفارش می‏کردند. امام هیچ گاه خود را فقیر نشان نمی‏داد و به شیعیان خود سفارش می‏کرد تا با وضعیت مناسب و متعارفی در جامعه ظاهر شوند و خود را مقابل دشمن کوچک و حقیر و فقیر نشان ندهند.
آری، امام زندگی ساده و زاهدانه‏ای داشت، اما زهد امام هرگز به معنای فقر او نبود. امام هیچ‏گاه به ثروت‏اندوزی و انباشت سرمایه و اسراف و تجمّل نپرداخت. هر چه داشت خالصانه بین فقرا و نیازمندان انفاق می‏کرد. امام بیش از آنکه به خود و رفاه و آسایش خویش فکر کند، در فکر محرومان و مستمندان بود و با توان مالی خود سعی در یاری رساندن به ایشان داشت. امام ـ به معنای دقیق کلمه ـ زاهد بود و زهد را امیرالمؤمنین علی (ع) چنین معنا کرد: «الزهدُ کلّهُ بینَ کلمتَینِ مِن القرآنِ، قال‏اللّه سبحانه: (لِکَیلا تأسوا عَلی ما فَاتکم و لاتَفرحُوا بِما آتاکُم) وَ مَن لَم یَأسَ علَی الماضی و لم یَفرح بالآتی فقد اَخذ الزهدَ بِطرفَیه». 44
از این‏رو، وقتی امام به دستور هارون به زندان افکنده شد، خدا را سپاس می‏گفت که فرصت و موقعیت مناسبی برای عبادت و مناجات با خدا یافته است و از اینکه دنیا را از دست داده، نگران و پریشان نیست.

موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:43 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

نوان: بررسي تاثير اجراي سياست يكسان نرخ ارز بر بازار داروي كشور طي سالهاي 82- 1380

 

چكيده: مقدمه: يكي از مشكلات اساسي كه طي ساليان متمادي گريبانگير صنعت دارو است،وابستگي اجباري اين صنعت به منابع محدود ارز خارجي قابل دسترس براي دولت مي باشد. تغيير در ساختار اقتصادي كشور كه بعدها سياست تعديل ساختاري نام گرفت به تدريج از ميانه هاي برنامه اول توسعه، نظام دارويي ايران را تحت تاثير قرار داد، تا آنجا كه در سال 1380 طبق بند 3 تبصره 29 قانون بودجه ارز كاملاً تك نرخي شد. تلاشهايي كه در جهت اجراي اين سياست صورت گرفت منجر به حذف تدريجي ارز يارانه اي تا پايان سال 1382 از داروهاي توليد داخل شد. اجراي اين سياست بحث هاي فراواني را بين موافقان و مخالفان آن ايجاد كرده است. لذا هدف از انجام پ‍ژوهش حاضر بررسي تاثير اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز بر بازار دارويي كشور مي باشد.

روش پژوهش: پژوهش حاضر مطالعه اي پيمايشي – توصيفي است كه به صورت گذشته نگر و با استفاده از اطلاعات مربوط به سالهاي 82-1380 انجام پذيرفت. جهت محاسبه تغييرات بهاي داروها در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز طي سالهاي مزبور از شاخص قيمت لاسپيرز، پاشه و فيشر و براي ساير اهداف نيز از فرمول هاي اقتصادي مربوط استفاده شد. روش گردآوري داده ها به صورت كتابخانه اي و ميداني مي باشد. در روش ميداني از فرم هايي كه جهت جمع آوري اطلاعات مورد نياز اين پژوهش طراحي گرديد،استفاده شده است.

يافته ها: ميزان تغييرات قيمت داروهاي وارداتي با استفاده از شاخص فيشر در سالهاي 1381و1382 به ترتيب 25/6 و08/22 و ميزان تغييرات داروهاي توليد داخل با استفاده از اين شاخص در سالهاي مذكور به ترتيب 36/14و79/34 مي باشد. ميزان تغييرات قيمت داروها در كل با استفاده از اين شاخص در سالهاي ذكر شده به ترتيب 01/13و99/31 مي باشد. كل افزايش هزينه مصرف كنندگان دارو در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز براي سالهاي 1380،1381و1382 به ترتيب 58/101،13/70 و67/58 درصد بوده است.

بحث و نتيجه گيري: شاخص قيمت فيشر نسبت به دو شاخص قيمت لاسپيرز و پاشه از اعتبار بيشتري برخوردار است، لذا پيشنهاد مي شود جهت محاسبات نرخ تورم در مقايسه با فرمول هاي ديگر از آن بيشتر استفاده شود. همچنين نتايج حاصله حاكي از افزايش شديد هزينه مصرف كنندگان دارو در نتيجه اجراي سياست يكسان سازي نرخ ارز مي باشد كه بايد مورد توجه سياستگذاران بخش دارويي قرار گيرد تا افراد نيازمند از مصرف داروي مورد نياز محروم نشوند.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:41 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

...ان الذی یطلب من فضل یکف به عیاله، اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله 1

آن کس که (با کار وعمل) در جستجوی مواهب زندگی برای تامین خانواده خویش است، پاداشی بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد.

به ارزش تشریعی کار اشاره شد و با توجه به ضرورت تکوینی و طبیعی آن، ضرورت و وجوب تکلیفی و شرعی نیز روشن گردد و گفته شد انسان با توجه به معیارهای دین، مکلف است از قانون آفرینش سر پیچی نکند، تا دچار پیامدهای ویرانگر آن نگردد. نظام تشریع و باید و نبایدهای قانونی اسلام، با نظام تکوین و سنت های آفرینش هماهنگ است.

هم چنین برای اهمیت حیاتی ای که کاردارد تعالیم را در قالب احادیث و روایات نقل نمودیم. در ادامه به پاره دیگری از احادیث در رابطه با موضوع کار در ذیل می آوریم:

 

از امام صادق (علیه السلام) در حالات امیرالمومنین امام  علی (علیه السلام) نقل شده است که:

کان امیرالمومنین (علیه السلام) یضرب بالمر و یستخرج الارضین...

و ان امیرالمومنین (علیه السلام) أعتق ألف مملوک من ماله و کد یده 2

امیر المومنین (ع) بیل می زد و شخم می کرد (و آب از زمین بیرون می آورد) امیر المومنین (علیه السلام) از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد کرد.

 

و یا در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) درباره ی زندگی مشترک امیرالمومنین (علیه السلام) و بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمده است:

کان امیر المومنین (علیه السلام) یحتطب و یستقی و یکنس، و کانت فاطمه تطحن و تعجن و تخبز 3

امیر المومنین (علیه السلام) هیزم جمع می کرد، و آب از چاه بالا می کشید، و به جاروب کردن خانه می پرداخت، و فاطمه (سلام الله علیها) گندم با دستاس آرد می کرد و آن را خمیر می کرد و نان می پخت. ازامیر المومنین (علیه السلام)، در این خصوص نمونه های فراوانی نقل شده است.

 

عبدالاعلی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که:

عبد الاعلی مولی آل سام قال: استقبلت ابا عبدالله (علیه السلام) فی بعض طرق المدینه، فی یوم صائف شدید الحر،

فقلت: جعلت فداک! حالک عندالله عزوجل و قرابتک من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

وانت تجهد نفسک (لنفسک) فی مثل هذا الیوم؟ فقال :

یا عبدالاعلی! خرجت فی طلب الرزق،لاستغنی به عن مثلک 4

عبدالاعلی آل سام می گوید: در یکی از کوچه های مدینه، در روزی تابستانی و گرم با امام صادق (علیه السلام) رو به رو شدم و عرض کردم : فدایت شوم! با مقامی که نزد خدای بزگ و با خویشاوندی که با رسول خدا داری، چرا در چنین روز داغی، این اندازه خود را آزار می دهی (و برای خود تلاش می کنی )؟ فرمود: ای عبدالاعلی! در طلب روزی از خانه بیرون آمده ام، تا با این کار، از امثال تو بی نیاز باشم.

 

و نیز از ابوعمرو شیبانی روایت شده که:

ابو عمر الشیبانی قال: رایت ابا عبدالله (علیه السلام) و بیده مسحاه، و علیه ازار غلیظ، یعمل فی حائط له، و العرق یتصاب عن ظهره، فقلت: جعلت فداک! اعطنی اکفک. فقال لی:

انی احب ان یتاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشه 5

ابو عمرو شیبانی می گوید: امام صادق (علیه السلام) را دیدم که بیلی در دست و پوششی درشت بر تن داشت و در باغچه ای که متعلق به خود او بود کار می کرد، و عرق از او فرو می ریخت .عرض کردم: فدایت شوم! بیل را به من بده تا به جای تو کار کنم. فرمود: من چنان دوست دارم که شخص، در گرمای آزاردهنده آفتاب، برای به دست آوردن نیازهای زندگی کارکند و رنج بیند.

 

در روایت دیگری ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند:

ابو بصیر قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول:

انی لاعمل فی بعض ضیاعی حتی اعرق، و ان لی من یکفینی، لیعلم  الله عزوجل انی اطلب الرزق الحلال 6

ابوبصیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: من در بعضی از زراعت هایم جندان کار می کنم که عرق از من بریزد، با این که کسی را دارم که به جای من کار کند، لیکن می خواهم که خدای عزوجل بداند که من خود برای طلب روزی حلال کار می کنم.

 

علی بن ابی حمزه نیز از حالات امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند:

علی بن ابی حمزه، عن ابیه قال: رایت ابا الحسن (علیه السلام) یعمل فی ارض له، قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت له: جعلت فداک، این الرجال؟ فقال:

یا علی! قد عمل بالید من هو خیر منی فی ارضه و من ابی

فقلت له: و من هو؟ فقال:

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام) و آبائی (علیهم السلام)

کلهم کانوا قد عملوا بایدیهم، و هو من عمل النبیین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین. 7

علی بن ابی حمزه، از پدرش نقل می کند که گفت: ابوالحسن امام موسی کاظم (علیه السلام) را دیدم که در زمینی متعلق به خودش کار می کرد و پاهای او غرق عرق شده بود. عرض کردم فدایت شوم! کارگرانت کجایند؟ فرمود: ای علی! کسانی با دست خود در زمین خویش کار کردند که از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: کدام کسان؟ فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وامیر المومنین (علیه السلام) و همه پدرانم، که با  دست خود کار می کردند. با دست خود کار کردن کار پیامبران و رسولان و اوصیاء و صالحان است.

در این باره نیز از پیامبران و اوصیای ایشان احادیثی فراوان رسیده است.

امیدورایم طی این دو مبحث که در ادامه سلسله مباحث امام رضا (علیه السلام)؛ زندگی و اقتصاد مطرح شد، با عنایت به احادیث وارده توانسته باشیم شمه ای از اهمیت موضوع کار را بیان نموده باشیم. ان شاء الله در هفته های آینده این سلسله مباحث را با موضوعات دیگر پی خواهیم گرفت.

موضوع : احاديث اقتصادي اهل بيت در كتب اصلي و معتبرشيعه.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:41 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 43 :: 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >