سرآغاز

یکی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و کاردان در عرصه های اقتصادی است . پیامبران الهی نیز برای ایجاد قسط و عدالت در سطح وسیع آن در میان اقشار مختلف جامعه و تامین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آنان به وسیله توزیع عادلانه امکانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، اطلاع رسانی همگانی و بالاخره ترویج احسان، نیکوکاری و خدمت رسانی کوشیده اند تا مردم را به سوی سعادت و نیک بختی سوق دهند . این تلاشها که در جهت تحقق بخشیدن به مقاصد الهی و اهداف آسمانی ادیان توحیدی و پیامبران و فرستادگان از سوی خداوند متعال انجام می گیرد، به منظور فراهم نمودن زمینه های عبودیت و قرب الهی برای عموم انسانهای سعادت طلب و حقیقت خواه می باشد .

در این نوشتار به مناسبت میلاد حضرت جعفر صادق علیه السلام و ضرورت رفع مشکلات مادی شهروندان به بررسی برخی از اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام در عرصه جامعه اسلامی می پردازیم .

ارزش کارهای اقتصادی

آن حضرت کار و تلاش در راه تامین نیازهای ضروری زندگی را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد می کرد و می فرمود: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله; (1) آن که برای تامین معاش خانواده اش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خدا است .»

از منظر پیشوای ششم علیه السلام افراد سست عنصر و بی کار و بی تفاوت، مورد خشم و غضب الهی هستند; چنان که می فرماید: «ان الله عز وجل یبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ; (2) خداوند متعال زیادی خواب و بی کار بودن را دشمن می دارد .»

علاء بن کامل یکی از یاران آن حضرت روزی به محضرش شتافت و التماس دعا گفت، و اضافه نمود که: ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله! از خداوند متعال بخواه که زندگی راحت و مرفهی داشته باشم! امام صادق علیه السلام پاسخ داد: «لا ادعولک، اطلب کما امرک الله عز وجل; (3) من برایت دعا نمی کنم، تو [زندگی مرفه و راحت را] از همان راهی بخواه که خداوند متعال به تو فرمان داده است [یعنی از راه تلاش و کوشش] .»

بهبود بخشیدن به وضع زندگی و تدارک برخی از برنامه های اقتصادی در جامعه نه تنها نقص و عیبی برای یک انسان مسلمان به حساب نمی آید، بلکه ناشی از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والای معنوی است . رئیس مذهب جعفری علیه السلام بر این اندیشه پای می فشرد که: «ینبغی للمسلم العاقل ان لا یری ظاعنا الا فی ثلاث: مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فی غیر ذات محرم; کوچیدن برای یک مسلمان عاقل شایسته نیست مگر در سه مورد: بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی (سفرهای تجارتی و . .). ، کسب توشه آخرت (سفرهای زیارتی)، رسیدن به لذتهای حلال (سفرهای تفریحی) .» (4)

امام صادق علیه السلام افزون بر ترغیب بندگان صالح به سوی فعالیتهای اقتصادی، خود نیز به غلامش، مصادف، چنین دستور می داد: «اتخذ عقدة او ضیعة فان الرجل اذا نزلت به النازلة او المصیبة فذکر ان وراء ظهره ما یقیم عیاله کان اسخی لنفسه; (5) مکانی پر درخت و یا ملک ثابت و غیرمنقولی به دست آور! چرا که هر گاه برای شخصی حادثه ای یا مصیبتی رخ نماید و احساس کند که برای تامین خانواده خود پشتوانه ای دارد، روح [و جانش] راحت تر خواهد بود .»

پیشوای ششم از افرادی که در ظاهر زهد فروشی کرده، مردم مسلمان را به بهانه تقوا و ترک دنیا از فعالیتهای اقتصادی منع می کردند انتقاد می نمود وشیوه غلط آنان را تخطئه می کرد . سفیان ثوری از عالمان زهد فروش و ظاهر سازی بود که علاوه بر مردم عادی، امام صادق علیه السلام را نیز از مظاهر دنیوی منع کرد . او زمانی مشاهده کرد که امام صادق علیه السلام لباس نو و مناسبی پوشیده است، به امام علیه السلام گفت: تو نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی! برای تو زهد و تقوا و دوری از دنیا و مظاهر آن شایسته است . امام صادق علیه السلام با پاسخهای منطقی خویش وی را به اشتباهات خود واقف ساخت و از تفکرات صوفی مآبانه و انحرافی وی به شدت انتقاد نمود و فرمود: «می خواهم به تو سخنی بگویم، خوب توجه کن، سخن من به دنیا و آخرتت مفید خواهد بود . ای سفیان! رسول گرامی اسلام در زمانی زندگی می کرد که عموم مردم از نظر اقتصادی در مضیقه بودند و پیامبر صلی الله علیه و آله خود را با آنان در زندگی ساده و فقیرانه هماهنگ می کرد، اما اگر روزگاری وضع معیشتی مردم بهتر شد اهل ایمان و نیکان و خوبان روزگار به بهره گیری از آن سزاوارترند نه انسانهای فاجر و منافق و کافر . ای ثوری! به خدا سوگند! در عین حالی که وضع معیشتی خوبی دارم و از نعمتها و موهبتهای خداوند متعال کمال بهره را می برم، اما از روزی که خود را شناخته ام شب و روزی بر من نمی گذرد مگر آنکه حقوق مالی خود را بر طبق فرمان خداوند متعال که بر من واجب کرده است، ادا می کنم و به مصرف مناسبش می رسانم .» (6)

رعایت اصول

یک فرد دور اندیش در طول زندگی خود تلاش می کند که با بهره گیری از اصول کاربردی اقتصادی بر رفاه و آسایش خود و خانواده اش بیفزاید و زندگی آرام و راحتی را برای پیمودن راه سعادت داشته باشد . امام صادق علیه السلام برخی از این اصول را چنین مطرح می کند:

الف) بهره گیری از تجربه

بدون تردید تجربه کاری هر انسانی، او را در برنامه ریزیهای آینده اش مدد می کند و هر قدر تجربه های زندگی بیشتر باشد و انسان آنها را در زندگی اش به کار گیرد، مسلم است که توفیقات بیشتری در این زمینه خواهد داشت . امیر مؤمنان فرمود: «العقل حفظ التجارب; (7) از نشانه های خرد، نگه داری تجربه هاست .» و در این زمینه مسعود سعد زیبا گفته:

ای مبتدی، تو تجربه، آموزگار گیر

زیرا که به، ز تجربه، آموزگار نیست

امام صادق علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایی را به رهروان حقیقت طلب ارائه می دهد و تاکید می کند که «المؤمن حسن المعونة، خفیف المؤونة، جید التدبیر لمعیشتة، لا یلسع من حجر مرتین; (8) مؤمن در یاری کردن زیباست (به زیباترین صورت دیگران را یاری می کند)، کم تکلف است (برای دیگران تکلف ساز نیست) و زندگی اش را خوب اداره می کند و از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود (تجربه بار اول برایش کافی است) .»

ب) استفاده از فرصتها

در زندگی گاهی فرصتهایی به دست می آید که شخص می تواند از آن فرصت به نحو شایسته ای برای بهبودی دین و دنیای خویش بهره گیرد . تیزبینی و آینده نگری افراد موجب می شود که این فرصتهای طلایی عاملی برای ارتقای جایگاه معنوی و اجتماعی آنان گردد . بدون شک از دست دادن چنین فرصتهایی موجب غم و اندوه و پشیمانی خواهد بود .

سعدیا، دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمود: «الایام ثلاثة: فیوم مضی لا یدرک و یوم الناس فیه فینبغی ان یغتنموه و غدا انما فی ایدیهم امله; (9) روزها سه گونه اند: یا روزی است که گذشته و دیگر به دست نمی آید و یا روزی است که مردم در آن به سر می برند و شایسته است که آن را غنیمت شمارند و یا آینده ای است که آرزوی رسیدن به آن را دارند .»

پیشوای ششم علیه السلام در سخن دیگری ضرورت بهره گیری از فرصتها را یادآور شده، می فرماید: «هر کس فرصتی را به دست آورد و با این حال منتظر فرصت بهتری باشد، روزگار آن فرصت به دست آمده را از دستش خواهد گرفت; زیرا عادت روزگار سلب فرصتها و رسم زمانه از بین بردن موقعیتهاست .» (10)

ج) تلاش و کوشش

از مهم ترین رموز توفیق در زندگی، تلاش دائم و پایداری در راه هدف می باشد . تحرک و پویایی که از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خویش سرچشمه می گیرد، در راه رسیدن به مراد ضروری ترین عامل به شمار می آید . انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت اخروی باید در امور دنیوی خویش نیز تلاش کند و آن را به عنوان وسیله و پلی برای وصال به مطلوب بنگرد .

علی بن عبدالعزیز می گوید: امام صادق علیه السلام روزی از من احوال عمر بن مسلم را پرسید . عرضه داشتم: فدایت شوم او از تجارت دست برداشته و به عبادت و نماز و دعا روی آورده است . امام فرمود: «وای بر او! آیا او نمی داند که هر کس به دنبال دنیا و کسب روزی حلال نرود، دعایش مستجاب نخواهد شد .» سپس امام افزود: «هنگامی که آیه «من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » ; (11) «هر کس تقوای الهی پیشه کند (خداوند) راه خروج از مشکلات را برایش قرار می دهد و از جایی که گمان نمی برد روزی اش می دهد .» نازل شد، تنی چند از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله از کسب و کار دست کشیده و درها را به روی خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزی آنان را از طریق عبادت برساند . هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: شما به چه انگیزه ای از کسب و کار دست کشیده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته اید؟! گفتند: یا رسول الله! خداوند روزی ما را تکفل کرده و ما هم به عبادت او روی آورده ایم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «انه من فعل ذلک لم یستجب له، علیکم بالطلب; هر کس چنین کند دعای او پذیرفته نخواهد شد، بر شما باد به کسب [روزی و درآمد] .» (12)

حضرت امام صادق علیه السلام در سخن دیگری توضیح می دهد که برخی از افراد دعایشان هیچ گاه به اجابت نخواهد رسید، و از جمله فرمود: «رجل جالس فی بیته یقول اللهم ارزقنی فیقال له الم آمرک بالطلب; (13) مردی در خانه اش نشسته و مدام می گوید: خدایا! به من روزی عطا کن! به او گفته می شود: آیا تو را فرمان ندادم به طلب [روزی] .»

در هر صورت، برای رسیدن به مقصود باید تلاش نمود و در راه آن مشکلات و سختیها را تحمل کرد تا اینکه از دیگران بی نیاز شده، به استقلال اقتصادی برسیم . عطار نیشابوری می گوید:

به یکباری نیاید کارها راست

به باید کرد ره را بارها راست

به یک ضربت نخیزد گوهر از سنگ

به یک دفعت نریزد شکر از تنک

نگردد پخته هر دیگی به یک سوز

نیاید پختگی میوه به یک روز

د) اعتدال

خواهی اگر که حفظ کنی آبروی خویش

بردار لقمه لیک به قدر گلوی خویش

رعایت اعتدال و میانه روی در مخارج و درآمدهای زندگی موجب آسایش و رفاه خواهد بود . اسراف و تبذیر، سخت گیری و تنگ نظری و بخل و طمع ورزی موجب اختلال در نظم زندگی می شود و چه بسا جایگاه اجتماعی فرد را متزلزل نموده و گاهی آبرو و شخصیت او را از بین می برد . معمولا افرادی که ولخرجی می کنند، دچار تنگدستی و فقر می شوند و سپس از گردش ناملایم روزگار شکایت کرده، از شانس بد خود گلایه می کنند . امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی; (14) اسراف موجب فقر و میانه روی سبب توانایی می شود .» و سعدی گفته است:

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن

که می گویند ملاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد

به سالی دجله گردد خشکرودی

عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام هنگامی که آیه «ولا تجعل یدک مغلولة الی عنقک » (15) را تفسیر می کرد، انگشتان دست خود را کاملا بسته و دست خود را مشت نمود و به ما فرمود: «یعنی این چنین نکنید که این نهایت خست و بخل است » و در معنی آیه «ولا تبسطها کل البسط » (16) دست خود را کاملا باز کرد و فرمود: «این چنین هم درست نیست; یعنی انسان هر چه دارد خرجش کند و چیزی در کف دستش نماند .» (17)

در نتیجه، این آیه شریفه افراط و تفریط در مصرف مال دنیا را نفی کرده، به اعتدال سفارش می کند .

تقسیم بندی مشاغل

فردی که در جامعه اسلامی دنبال شغلی می رود و یکی از کارهای درآمدزای اقتصادی را انتخاب می کند، لازم است قبل از ورود به میدانهای کار، چگونگی آن را بررسی نماید و نظر اسلام و رهبران معصوم علیهم السلام را در مورد آن شغل مد نظر داشته باشد تا اینکه در آینده دچار تشویش خاطر و ناراحتی درونی نگردد; چرا که از منظر اسلام قبل از آنکه درآمد و جایگاه اقتصادی هر شغلی مد نظر باشد، مسائل معنوی ، فرهنگی و سیاسی آن مورد توجه است و فرهنگ مبین اسلام قبل از آنکه به بهره های فردی هر شغلی بنگرد، به مصلحت جامعه مسلمین و کشورهای اسلامی می اندیشد . بدین جهت، مشاغل رایج در هر اجتماعی را در قالب شغلهای حلال و حرام دسته بندی کرده، به مسلمانان ارائه می کند . امام صادق علیه السلام می فرماید: «در یک تقسیم بندی کلی تمام شغلهای موجود در جامعه به چهار نوع تقسیم می شود: 1 . تجارت و معاملات; 2 . صناعات و حرفه ها; 3 . کارگزاران حکومتی و کارمندان; 4 . اجارات (درآمد املاک و کارگران روز مزد) .»

سپس امام علیه السلام این چهار نوع شغل را به دو دسته حلال و حرام تقسیم کرده و می فرماید:

«خداوند متعال واجب کرده است که بندگانش در موارد حلال اقدام کنند و از مشاغل حرام دوری گزینند .» در اینجا به چکیده سخنان امام صادق علیه السلام در مورد ملاک تعیین مشاغل حلال و حرام بسنده می کنیم:

معیار حلیت و حرمت در تجارت این است که هر کالایی که برای عموم مردم نیاز است و مصلحت و نفع جامعه در خرید و فروش آن می باشد، تجارت آن حلال است و هر معامله ای که موجب فساد در جامعه و به ضرر جامعه اسلامی است، حرام می باشد، همانند: معاملات ربوی، خرید و فروش و انبار کردن کالاهایی که از منظر اسلام مشروع نیستند (گوشت غیر مذکی، گوشت خوک، گوشت و پوست حیوانات درنده، شراب، آلات قمار، آلات لهو و لعب و . .). ، فروختن سلاح به دشمنان اسلام، و هر معامله ای که موجب تقویت جبهه باطل باشد (مانند: جاسوسی و فروش اطلاعات به دشمن)، و معاملاتی که همراه با فریب کاری و دروغ پردازی انجام شود .

در صناعات و حرفه ها نیز معیار مصلحت جامعه اسلامی است; یعنی هر صنعت و حرفه ای که موجب تقویت جامعه اسلامی می باشد و صلاح، رشد و تعالی مسلمانان را به ارمغان می آورد، از منظر امام صادق علیه السلام مجاز است و هر حرفه ای که موجب مفسده و تضعیف جامعه باشد، ممنوع است . شراب سازی، جادوگری، صنایعی که موجب ترویج فساد و فحشاء باشند، وسایلی که موجب تضعیف و یا تخریب اعتقادات مسلمانان شوند، همکاری با ستمگران، سرقت و ... از قبیل صنایع و حرفه های حرام می باشند .

اگر کارگزاران و کارمندان حکومتی تحت نظر حاکم عادل و امامان معصوم علیهم السلام و وکلای آنان انجام وظیفه کنند، درآمد و حقوقشان حلال است وگرنه حرام می باشد; مگر اینکه کارمندان زمامدار غیر عادل، با اجازه از حاکم شرع و یا اینکه به خاطر مصالح مسلمانان وارد دستگاه حکومتی شده باشند .

در مورد اجاره ها و درآمد املاک و کارگران نیز قضیه همین است; یعنی اولا، صلاح و فساد جامعه مدنظر می باشد و ثانیا، کالاها و انگیزه های حلال و حرام سرنوشت ساز است . (18)

مشاغل برتر از نظر امام ششم علیه السلام

حضرت صادق علیه السلام پیروان خود را همواره به انتخاب کسبهای حلال و مورد نیاز جامعه توصیه می نمود; اما در میان آنها برخی از مشاغل را بیشتر می پسندید که به چند نمونه اشاره می کنیم:

باغداری و کشاورزی

ششمین ستاره آسمان ولایت در تفسیر آیه «و علی الله فلیتوکل المتوکلون » (19) فرمود: «بارزترین مصداق انسانهای متوکل دهقانان و کشاورزان هستند .» (20)

ابن هارون واسطی می گوید: روزی از امام صادق علیه السلام در مورد دهقانان و زارعین پرسیدم . امام فرمود: «برزگران گنجینه الهی در روی زمین هستند .» سپس اضافه کرد: «وما فی الاعمال شی ء احب الی الله من الزراعة و ما بعث نبیا الا زراعا الا ادریس فانه کان خیاطا; (21) از میان کارها چیزی در نزد خداوند محبوب تر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر اینکه کشاورز بود، به جز ادریس که خیاط بود .»

امام صادق علیه السلام نه تنها مسلمانان را به کشاورزی و درختکاری ترغیب می کرد، بلکه خود نیز عملا به این کار اقدام می نمود .

ابو عمرو شیبانی می گوید: روزی امام صادق علیه السلام را مشاهده کردم که در یکی از باغهای خود لباس کار پوشیده و بیل به دست گرفته و مشغول فعالیت است . آن حضرت چنان با جان و دل کار می کرد که بدن مبارکش خیس عرق بود . پیش رفتم و عرضه داشتم: جانم به فدایت، اجازه بفرمایید من به جای شما بیل بزنم و این کار سخت را انجام دهم . امام از پذیرش پیشنهاد من امتناع کرده و فرمود: «انی احب ان یتاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشة; (22) دوست دارم انسان برای به دست آوردن درآمد حلال در مقابل آفتاب آزرده شود .»

آری، بهترین و پاکیزه ترین درآمدهای انسان، زمانی است که با عرق جبین و کد یمین به دست آمده باشد و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اولین شخص عالم امکان، دست چنین فردی را می بوسید و می فرمود: «هذه ید لا تمسها النار; (23) این دستی است که آتش جهنم به آن نخواهد رسید .»

بازرگانی و تجارت

از دیگر مشاغلی که امام صادق علیه السلام به آن تاکید می کند، تجارت و معاملات حلال می باشد . آن جناب بر این باور بود که تجارت علاوه بر بهره های سرشار اقتصادی که دارد، موجب زیادی عقل و افزایش قدرت اندیشه و تفکر و تدبیر و تجربه نیز هست . بدین جهت می فرمود: «التجارة تزید فی العقل; (24) داد و ستد موجب افزایش نیروی عقلانی است .»

اسباط بن سالم گفته است: روزی به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه می کند؟ گفتم: حالش خوب است، اما دیگر تجارت نمی کند . امام علیه السلام فرمود: ترک تجارت کار شیطانی است - این جمله را سه بار تکرار کرد - آنگاه حضرت ادامه داد: رسول خدا صلی الله علیه و آله با کاروانی که از شام می آمد معامله می کرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرضهای خود را ادا می کرد و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم می نمود . امام در ادامه فرمود: خداوند در مورد تاجران خداجو و با تقوا می فرماید: «رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر الله » ; (25) «مردانی که داد و ستد و معامله، آنان را از یاد خدا غافل نمی کند .» (26)

منشور حیاتبخش امام صادق علیه السلام به پیشه وران

در سیره اقتصادی امام ششم علیه السلام، بازرگانان امین و راستگو جایگاه والایی دارند . عبدالرحمن بن سیابه می گوید: هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستان پدرم به منزل ما آمد و بعد از تسلیت گفت: آیا از پدرت ارثی باقی مانده است تا بتوانی به وسیله آن امرار معاش کنی؟ گفتم: نه . او کیسه ای که محتوی هزار درهم بود، به من تحویل داد و گفت: این سرمایه را خوب حفظ کن و از سود آن زندگی خود را اداره کن! من با خوشحالی پیش مادرم دویدم و این خبر را به وی رساندم . هنگام شب پیش یکی دیگر از دوستان پدرم رفتم و او زمینه تجارت را برایم فراهم کرد . به این ترتیب که با یاری او مقداری پارچه تهیه کرده، در مغازه ای به تجارت پرداختم . به فضل الهی کار معامله رونق گرفت و من در اندک زمانی مستطیع شدم و آماده اعزام به سفر حج گردیدم .

قبل از عزیمت پیش مادرم رفتم و قصد خود را با او در میان گذاشتم . مادر به من سفارش کرد که پسرم! قرضهای فلانی را (دوست پدرم) اول بپرداز، بعد به سفر برو! من نیز چنین کردم . با پرداخت وجه، صاحب پول چنان خوشحال شد که گویا من آن پولها را از جیب خودم به وی بخشیدم و به من گفت: چرا این وجوه را پس می دهی، شاید کم بوده؟ گفتم: نه، بلکه چون می خواهم به سفر حج بروم، دوست ندارم پول کسی نزدم باشد .

عازم مکه شدم و بعد از انجام اعمال حج در مدینه به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم . آن روز خانه امام علیه السلام خیلی شلوغ بود . من که در آن موقع جوان بودم، در انتهای جمعیت ایستادم . مردم نزدیک رفته و بعد از زیارت آن حضرت، پاسخ پرسشهایشان را نیز دریافت می کردند .

هنگامی که مجلس خلوت شد، امام به من اشاره کرد و من نزدیک رفتم . فرمود: آیا با من کاری داری؟ عرض کردم: قربانت گردم من عبدالرحمن بن سیابه هستم . به من فرمود: پدرت چه کار می کند؟ گفتم: او از دنیا رفت . حضرت ناراحت شد و به من تسلیت گفت و به پدرم رحمت فرستاد . آن گاه از من پرسید: آیا از مال دنیا برای تو چیزی به ارث گذاشت؟ گفتم: نه . فرمود: پس چگونه به مکه مشرف شدی؟ من نیز داستان آن مرد نیکوکار و تجارت خود را برای آن بزرگوار شرح دادم .

هنوز سخن من تمام نشده بود که امام پرسید: هزار درهم امانتی آن مرد را چه کردی؟ گفتم: یابن رسول الله! آن را قبل از سفر به صاحبش برگرداندم . امام با خوشحالی گفت: احسنت! سپس فرمود: آیا سفارشی به تو بکنم؟ گفتم: جانم به فدایت! البته که راهنماییم کنید! امام فرمود: «علیک بصدق الحدیث و اداء الامانة تشرک الناس فی اموالهم هکذا و جمع بین اصابعه; بر تو باد راستگویی و امانت داری، که در این صورت شریک مال مردم خواهی شد . سپس امام انگشتان دستانش را در هم فرو برد و فرمود: این چنین .» عبدالرحمن بن سیابه می گوید: در اثر عمل به سفارش امام، آن چنان وضع مالی من خوب شد که در مدتی کوتاه سیصد هزار درهم زکات مالم را به اهلش پرداختم . (27)

پس انداز برای آینده

امام صادق علیه السلام همواره توصیه می کرد که هر شخصی باید برای آینده خود پس انداز داشته باشد تا اگر خدای ناکرده مشکلی برایش پیش آمد یا نیازی به پول پیدا کرد محتاج دیگران نباشد . یکی از یاران امام به نام «مسمع » می گوید: روزی با مولایم حضرت صادق علیه السلام مشورت کرده، عرض کردم: سرورم! من زمینی دارم که مشتری خوبی برایش آمده و به قیمت مناسب از من می خواهد . امام فرمود: ای ابا سیار! آیا می دانی که هر کس ملک خود را بفروشد مال او از بین خواهد رفت . عرض کردم: فدایت شوم، من آن را به قیمت خوبی می فروشم و زمین بزرگ تری را می خرم . امام علیه السلام فرمود: در این صورت اشکالی ندارد . (28)

آن حضرت می فرمود: از نزدیک ترین یاران پیامبر صلی الله علیه و آله که شما آنها را به فضل و زهد و تقوا می شناسید، سلمان و ابوذر هستند . شیوه سلمان چنین بود که هرگاه سهمیه سالانه اش را از بیت المال دریافت می کرد، مخارج یک سالش را ذخیره می نمود تا زمانی که در سال آینده نوبت سهمیه اش برسد . به او اعتراض کردند که تو با این همه زهد و تقوا در فکر ذخیره آینده ات هستی! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد! سلمان در جواب می فرمود: شما چرا به مردن فکر می کنید و به باقی ماندن نمی اندیشید؟ ای انسانهای جاهل! شما از این نکته غفلت می کنید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کندی و کوتاهی می کند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست می دهد; ولی همین قدر که به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حق می پردازد . (29)

امام صادق علیه السلام فرمود: «لا خیر فیمن لا یحب جمع المال من حلال یکف به وجهه و یقضی به دینه و یصل به رحمه; (30) کسی که از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و ادای قرض و رسیدگی به خانواده و فامیل به دست آوردن مال را دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیری نیست .»

مهم ترین شرط فعالیتهای اقتصادی

از منظر اسلام فعالیتهای اقتصادی زمینه ساز کمالات و فضائل انسانی است و اگر فردی با این انگیزه به عرصه اقتصاد وارد شود، افزون بر منافع مادی و ظاهری به بهره های معنوی نیز نایل خواهد شد . عبدالله بن ابی یعفور می گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم که مردی از وی پرسید: به خدا قسم! ما به دنبال دنیا می رویم و دوست داریم آن را به دست آوریم . امام علیه السلام فرمود: تو می خواهی با دنیاطلبی و کسب درآمد چه کنی؟ او گفت: می خواهم نیازهایم را برطرف کنم، به خانواده ام رسیدگی نمایم، صدقه و احسان بدهم و حج و عمره انجام دهم . امام صادق علیه السلام فرمود: اینکه دنیاطلبی نیست; این به دنبال آخرت و ثوابهای الهی رفتن است . (31)

کسب درآمد و به دنبال منافع مادی رفتن انسان، باید با انگیزه های الهی باشد و آن را وسیله ای برای رسیدن به مقاصد الهی قرار دهد وگرنه دنیاطلبی امری زشت و ناپسند خواهد بود; چنان که برخی افراد به دنبال جمع ثروت و ذخایر دنیوی هستند، در حالی که هیچ انگیزه خیر و معنوی را مدنظر ندارند . گاهی این گونه افراد چنان حریص به جمع آوری مال دنیا هستند که حتی سلامتی خانواده و تمام هستی خود را در راه ثروت اندوزی از دست می دهند . امام صادق علیه السلام به چنین کسانی هشدار داده، می فرماید: «لیس فیما اصلح البدن اسراف، انما الاسراف فیما اتلف المال و اضر بالبدن; (32) در آنچه که بدن را اصلاح می کند اسراف نیست; اسراف در جایی است که مال انسان از بین برود و به جانش نیز لطمه بخورد .»

از منظر امام صادق علیه السلام بین کسی که از دنیا به عنوان وسیله ای برای کسب آخرت بهره می گیرد و بین کسی که دنیا پرستی و جمع مال را پیشه خود نموده است، تفاوت واضح وجود دارد . به این جهت از سویی دلبستگان به مال دنیا و دنیاپرستان ظاهربین را لعن می کند و می فرماید: «ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم; (33) مورد لعن خداست کسی که بنده دینار و درهم باشد .» و از سوی دیگر به دوستدارانش توصیه می کند: «لا تدع طلب الرزق من حله فانه عون لک علی دینک; (34) طلب روزی از [راههای] حلال را هرگز رها نکن; چرا که مال حلال یاور تو در دینت خواهد بود

موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:38 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

انسان طبعاً در جستجوي الگوهاي كامل و جامع است و همواره مي‌خواهد يك فرد ايده‌آلي را سرمشق زندگي خود قرار داده از عمل و رفتار او پيروي كند. چنين الگوي كامل و ايده‌آلي را نمي‌توان يافت مگر با مراجعه به قرآن و احاديث اسلامي، چه اين كه آن دو راهنماي بشرند. در آيات و روايات، برخي انبياي سلف، پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) آن حضرت به عنوان الگوهاي ايده‌آل زندگي فردي و اجتماعي انسان معرفي شده‌اند.

�لَقَدْ كَانَ  لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ� (احزاب/21)؛ شما را به حق در (خصلت‌ها و روش) پيامبر(ص) اسوه و سرمشق نيكو و پسنديده‌اي است. رسول خدا(ص) بهترين الگويي است كه مي‌توان در تمام جنبه‌هاي زندگي از روش و رفتار و گفتارش پيروي كرد؛ زيرا او در تمام ويژگي‌هاي انساني مقتداي خوبي براي مردم است. او به آن چه دستور مي‌داد قبل از هركس خود به آن عمل مي‌كرد و بدين جهت مصداق كامل �كونوا دعاة الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاتاً بالسنتكم�(1) قرا رگرفت، يعني با كردار و رفتارتان مردم را به حق دعوت كنيد نه فقط با زبان. چنان كه در اوايل بعثت مي‌فرمود: �صلّوا كما رأيتموني اصلي�(2) همان گونه كه من نماز مي‌گذارم شما نيز نماز گذاريد.

شخصيت رسول خدا(ص) يك الگوي هميشه زنده و جاويدي است كه در طول تاريخ يگانه رهبر و پيشواي همه بشريت، به ويژه مسلمانان بوده و اكنون نيز به عنوان يك اسوه حسنه و سرمشق ماندگار، فراتر از محدوديت‌هاي زمان و مكان مي‌درخشد. شخصيت او منحصر به زمان خاصي نبوده بلكه يك حقيقت هميشه زنده و جاوداني است كه براي هر نسلي مطابق با واقعيات زندگي آنها تبلور پيدا مي‌كند. سيره و رفتار آن حضرت در تمام شئون زندگي اعم از فردي و اجتماعي رهگشاي راهيان حق و حقيقت است. وجود پيامبر اكرم(ص) مانند اقيانوس بي‌كراني مي‌ماند كه مملؤ از خوبي‌ها و فضايل انساني است كه هركس مي‌تواند به اندازه استعداد و توان خود از آن منبع جوشان كمالات الهي توشه‌اي برگيرد.

اهل بيت پيامبر(ص) نيز مانند آن حضرت شعاع وجودي‌شان به قدري گسترده و فراگير است كه در ظرف زمان و مكان نمي‌گنجد و براي همه بشر تا انقراض عالم الگوهاي نيكو هستند. آري الگوپذيري از خاندان رسول خدا(ص) به دستور خدا و پيامبر(ص) واجب است، چون راه رسيدن به كمال و سعادت ابدي منحصر به محبت و پيروي از ايشان مي‌باشد. خداي متعالي خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: �قُل لاَأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا المودّة في القربي� (شوره/23)؛ بگو من هيچ پاداشي از شما درخواست نمي‌كنم جز دوست داشتن نزديكانم. فخررازي مفسر بزرگ اهل سنت مي‌گويد: ترديدي نيست كه منظور از اقرباي پيامبر(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) هستند، چون آنها بيشترين و عميق‌ترين ارتباط را با رسول خدا(ص) داشتند و بيش از همه از بركات وجودي آن حضرت بهره‌مند بودند.(3)

روايات پيامبر اكرم(ص) نيز در باب محبت و دوستي اهل بيت(ع) در واقع مردم را به الگوگيري از ايشان دعوت مي‌كند و اين كه راه رسيدن به كمالات معنوي منحصر به آن است. بنابراين، بعد از رسول اكرم(ص) اهل بيت آن حضرت جامع‌ترين الگوهايي هستند كه در تمام ابعاد زندگي اعم از اعتقادي، اخلاقي، رفتاري، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و خانوادگي راهنما و هدايت‌گر جامعه مي‌باشند. لازم است در اينجا به برخي از جنبه‌هاي زندگي ايشان كه نقش هدايت‌گري اهل بيت(ع) در آن تجلي مي‌يابد اشاره كنم:

الف ـ  اعتقادي: آن چه در زندگي بشر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است مسائل اعتقادي و باورهاي ديني و مذهبي است؛ زيرا فكر و انديشه زير بناي شخصيت فرد را تشكيل مي‌دهد و تمام اعمال و رفتار وي براساس همان باورهاي قلبي او شكل مي‌گيرد. به عبارت ديگر رفتارهاي ظاهري انسان چيزي جز بازتابي از افكار دروني او نيست. اگر انديشه آدمي درست شكل گيرد ساير ابعاد زندگي او نيز تحت تأثير آن قرار مي‌گيرد و رفتارهايي كه از وي صادر مي‌شود هماهنگ با انديشه‌هاي او خواهد بود.

بسياري از نارسايي‌هاي اخلاقي و رفتاري بشر ناشي از باورهاي نادرست و ندانستن معارف ديني و مذهبي اوست. ضعف اعتقادي و جهل و ناداني نسبت به مسائل خداشناسي و زندگي دنيا و آخرت و ارتباط بين آن دو موجب انحراف عملي مي‌شود، به همين جهت انبياي الهي به مسائل اعتقادي بيش از هرچيز اهميت مي‌دادند و در قدم اول مي‌خواستند افكار مردم را درست كنند. پيامبر اسلام(ص) در روزهاي نخست دعوت‌شان مي‌فرمود: �قولوا لا اله الا الله تفلحوا�(4) اي مردم كلمه توحيد را به زبان بياوريد رستگار مي‌شويد. يعني انديشه‌هاي باطل شرك و بت پرستي را از اذهان خود بيرون ساخته و انديشه توحيد و خداپرستي را جايگزين سازيد.

بر اين اساس، لازم است انسان عقايدش را از يك منبع مطمئن و صحيح به دست آورد تا دچار انحراف عملي نگردد. راه درستي را كه قرآن كريم معرفي نموده لزوم اطاعت از پيامبر خدا(ص) و خاندان آن حضرت، در عرصه‌هاي مختلف فكري و رفتاري است.

�أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ� (نساء/59).

از خدا و پيامبر(ص) و صاحبان امر پيروي كنيد.

بدين ترتيب، يكي از جنبه‌هاي مهم اهل بيت(ع) مرجعيت ديني آنان است و اين كه اصول صحيح دين را به مردم ارائه مي‌دهند. همه انديشمندان و صاحب نظران مسائل ديني و اعتقادي وظيفه دارند با استفاده از معارف اهل بيت(ع) ارزش‌هاي اسلامي را به جوانان عرضه نمايند. اگر علما و نظريه پردازان به وظيفه شان عمل كنند و انديشه اسلامي برخاسته از افكار اهل بيت(ع) را به نسل جوان امروز ارائه نمايند، در تربيت آنان نقش بسزا خواهد داشت.

ب ـ اخلاقي: از آيات و روايات چنين بر مي‌آيد كه مهم‌ترين هدف بعثت انبيا و انزال كتب آسماني تربيت انسان و تزكيه نفوس بوده است، چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد: �هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ� (جمعه/2)؛ اوست آن خدايي كه در ميان مردم درس نخوانده پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند. تربيت مردم از نظر اخلاق و رفتار عمده وظيفه پيامبر بوده است و ايشان با استفاده از روش‌هاي مؤثر تربيتي مانند تلاوت آيات الهي، تعليم علم و دانش و بالا بردن سطح فكري آنان به هدايت همه جانبه جامعه پرداخت. خود آن حضرت نيز فرمود: �بعثت لاتمم مكارم الاخلاق�(5) من از  طرف خداوند برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را تتميم و تكميل نمايم.

هرچند انبياي سلف قبل از آمدن پيامبر خاتم(ص) شالوده مكارم اخلاق را پي‌ريزي كردند و به دستور خداوند اخلاق حسنه را به مردم آموختند و هركدام به نوبه خود به نتايجي هم رسيدند، ولي اين كار به كمال نهايي خود نرسيد، از اين رو پيامبر اسلام(ص) به عنوان آخرين فرستاده خدا مأموريت يافت تا مكارم اخلاق را تكميل كند و جامعه را به سوي كمالات معنوي سوق دهد. چه اين كه اخلاق كريمه مايه تعالي روحي و كمال معنوي انسان است.

آدمي در پرتو مكارم اخلاق از قيود خودخواهي و خودمداري رهايي يافته بر غرايز حيواني و تمايلات نفساني خويش چيره مي‌شود. از آنجا كه پيامبر اكرم(ص) خود مراتب عاليه كمالات انساني و اخلاقي را داشت، توانست در مدت بيست و سه سال دوره نبوتش از اقوام مختلف و مردم پراكنده جزيرة العرب ملت واحده بسازد. خداي متعال از اخلاق آن حضرت به نيكي ياد كرده مي‌فرمايد: �وَإِنَّكَ لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٍ��(قلم/5)؛ تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته‌اي هستي. جاذبه‌هاي معنوي و اخلاقي رسول خدا(ص) عامل مهمي در پيشرفت اسلام و وحدت جامعه اسلامي بود به گونه‌اي كه دشمنان سر سخت و سنك دل را تحت تأثير قرار داده و وادار به تسليم مي‌كرد. اعلام عفو عمومي پيامبر(ص) در روز فتح مكه و جاي امن قرار دادن خانه ابوسفيان نمونه‌هايي است از رفتار كريمانه آن حضرت كه بسياري از مشركان آن ديار را مجذوب خود ساخت.(6)

اهل بيت پيغمبر(ص) نيز همانند آن حضرت از اخلاق عظيم و شايسته‌اي برخوردار بودند كه رفتار و گفتار ايشان به عنوان چراغ هميشه روشن در جهت ترقي و پيشرفت جوامع بشري راهنماي جامعه است. پيامبر(ص) فرمود: �انّ مثل اهل بيتي في هذه الامة كمثل نجوم السماء�(7) همانا مثل اهلبيتم در اين امت همانند ستارگان آسمانند. همان گونه كه ستارگان آسمان داراي نوراند و در تاريكي‌هاي شب زمين را روشن مي‌كنند، اهل بيت پيغمبر(ص) نيز انوار الهي و هدايتگر مردمند. رفتار اهل بيت(ع) حتي با مخالفان به قدر محبّت‌آميز و كريمانه بود كه بر روح و روان فرد اثر مي‌گذاشت و او را منقلب مي‌ساخت. برخورد امام حسن مجتبي(ع) در مدينه با مرد شامي كه در اثر تبليغات حكومت شام حقد و كينه خاندان علي(ع) را در دل داشت و جسارتي نسبت به آن حضرت مرتكب شد، نشان دهنده اوج عظمت روحي و كمال اخلاقي آن حضرت است. آن مرد با مشاهده حلم و بردباري امام فوراً پشيمان شد و توبه كرد و از پيروان مخلص اهل بيت(ع) قرار گرفت.(8)

اهل بيت(ع) همه رفتارهاي خارق العاده داشتند و هركدام تجسّم عيني تقوا، فضيلت و مكارم اخلاق اسلامي بودند. تاريخ به خوبي نشان داده است كه تأسي از اخلاق و رفتار اهل بيت(ع) تضمين كننده خير دنيا و آخرت انسان خواهد بود.

ج ـ سياسي ـ اجتماعي: انسان موجودي است اجتماعي كه مي‌بايست براي تأمين نيازهاي مادي و جسمي خود، بايد در اجتماع زندگي كند. زندگي اجتماعي داراي شئونات مختلف است كه مهم‌ترين آنها سياست‌گذاري و امور مربوط به اداره جامعه است. طبعاً افكار و انديشه‌هاي ناهمگوني فراوان در بستر اجتماع شكل مي‌گيرد كه به زودي موجب بروز اختلاف گرايش‌ها در سطح جامعه شده و احياناً ناسازگاري‌هايي را در ميان اقشار مختلف مردم آشكار سازد. چه بسا اختلاف سليقه‌ها به پيدايش گروه‌هاي رقيب در سطح جامعه بينجامد كه ممكن است در عرصه‌هاي اجتماعي برخوردهاي فيزيكي حتي جنگ و خونريزي را پديد آورد. در چنين شرايطي نياز جامعه به يك رهبر آگاه و مدبر، بيش از هرچيز احساس مي‌شود تا ريشه‌هاي اختلاف را از بين برده و وحدت و يكدلي را جايگزين سازد.

از آن چه تاكنون درباره ويژگي‌هاي اهل بيت(ع) گفته شد به خوبي به دست مي‌آيد كه بعد از رسول خدا(ص) كامل‌ترين افرادي كه بتوانند جامعه را به كمال مادي و معنوي برسانند اهل بيت(ع) آن حضرت هستند و بدين جهت پيروي از ايشان ره گشاي بسياري از مشكلات فردي و اجتماعي مردم است. چون اهل بيت(ع) از تمام نقص‌ها و عيب‌ها منزه هستند و تبعيت از سيره و رفتار ايشان مايه وحدت، عزت و سربلندي جوامع اسلامي مي‌باشد. اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايد: �انظروا اهلبيت نبيكم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم�(9) به خاندان پيامبرتان بنگريد و همراه آنان باشيد به هر سمتي كه گام بر مي‌دارند شما هم به همان سمت گام برداريد؛ زيرا همراهي با اهل بيت(ع) سعادت و جدايي از ايشان هلاكت است. همچنين رسول خدا(ص) فرمود: �من احب أن يتمسك با العروة الوثقي فليتمسك بحب علي و اهلبيتي�؛ هركس بخواهد به �عروة‌ الوثقي� يعني دستگيره محكم و استوار دست بزند بايد علي(ع) و اهلبيتم را دوست بدارد(10) و از آنها تبعيت كنند، چه اين كه آنان �حبل الله� و حلقه‌هاي وصلي هستند بين خدا و بندگانش.

اهل بيت(ع) سياست گذاران واقعي هستند كه با الهام واز وحي و كلام پيامبر(ص) سياست توحيدي را ترسيم مي‌كنند. در توصيف ايشان آمده است: �قادة الامم وساسة العباد�؛ رهبران امت‌ها و سياست‌مداران بندگان خدا. معلوم است كه سياست در مكتب اهل بيت(ع) با سياست در جهان امروز متفاوت است و وجه اشتراك چنداني بين آنها وجود ندارد؛ زيرا سياست در سيره اهل بيت(ع) با ارزش‌هاي ديني و فضايل اخلاقي عجين است. به نظر ايشان سياست منهاي ديانت و اخلاق نمي‌تواند صلح و امنيت بياورد و جامعه را به سوي كمال هدايت كند. علي(ع) در سياست نامه مالك اشتر قبل از هرچيز او را به رعايت تقوا و اطاعت پروردگار دستور مي‌دهد: �امره بتقوي الله و ايثار طاعته و اتّباع ما امر به في كتابه�(10) او را به ترس از خدا فرمان مي‌دهد و اين كه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدّم دارد و آن چه در كتاب خدا آمده از واجبات و مستحبات انجام دهد.

اما سياست در جهان امروز اغلب آميخته با نيرنگ و شيطنت است كه اهل بيت(ع) از اين نوع سياست مبرا هستند. بدين ترتيب، دو روش متفاوت در سياست‌گذاري و اداره جامعه وجود دارند: يكي روش توحيدي كه شيوه انبيا بوده است، ديگري روش شيطاني كه شيوه ظالمان و قدرت طلبان دنيا مي‌باشد. اهل بيت(ع) به عنوان جانشينان انبيا سياست‌گذاراني هستند كه راه روشني را در گفتار و رفتار براي پيروانشان ترسيم كرده‌اند. اگر سياست مداران در امور سياسي و اجتماعي از خط و مشي اهل بيت(ع) بهره گيرند جامعه را به كمال واقعي آن رهنمون خواهند شد. به ويژه دستور العمل‌هاي سياسي الهي اميرالمؤمنين(ع) به مالك اشتر در اين زمينه بسيار ره‌گشاست و مي‌تواند براي دست اندركاران مسائل اجتماعي پشتوانه خوبي باشد. نامه امام علي(ع) به فرماندار مصر در حقيقت به منزله يك قانون اساسي مي‌ماند كه تمام زاويه‌هاي نظام اسلامي را به روشني ترسيم كرده است.(11)

د ـ اقتصادي

تأمين نيازهاي اقتصادي از ديگر شئون زندگي آدمي است. آيين مقدس اسلام ديني است كامل و فراگير، از اين رو به همه ابعاد زندگي انسان نظر دارد و دستورات لازم را در اين زمينه ارائه داده است. اسلام از يك طرف با اسراف و تبذير مبارزه مي‌كند و دستور مي‌دهد كه: �كلو و اشربوا ولاتسرفوا (اعراف/31) بخوريد و بياشاميد اسراف نكنيد، چون اسراف كنندگان اهل دوزخ‌اند: �انّ المسرفين هم اصحاب النار� (غافر/83). از طرف ديگر بخل و سخت‌گيري را هم ناروا مي‌‌داند: �و لايحسبنّ الذين يبخلون بماءاتاهم الله من فضله هو خير لهم بل هو شرّ لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة� (آل عمران/180). با كساني كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مي‌ورزند، هرگز تصور نكنند كه بخل براي آنان خوب است، بلكه براي آنان بد است و به زودي آنچه كه بدان بخل ورزيده‌اند روز قيامت به گردنشان آويخته مي‌شود. بنابراين، اسراف و بخل هر دو از نظر اسلام مذمومند و نبايد خانواده‌ها به تجمل گرايي و خرج‌هاي بي‌حساب و كتاب روي آورند و همچنين از سخت‌گيري‌هاي ناروا بايد اجتناب نمايند؛ بلكه راه ميانه و اعتدال را در استفاده از امكانات مادي و منابع خدادادي برگزينند.

اسلام در بخش اقتصادي نيز همانند ساير بخش‌هاي زندگي روش اعتدال و ميانه‌روي را توصيه مي‌كند و انسان را از هرگونه افراط و تفريط برحذر مي‌دارد؛ زيرا زياده‌روي در امور اقتصادي شيوه مترفين است كه مي‌خواهند زندگي دنيا را با عيش و نوش و خوش گذراني سپري كنند و نعمت‌هاي خدا را بي‌جا مصرف نمايند. در مقابل، صاحبان مال و ثروت قارون صفت كه جز ثروت اندوزي به چيزي نمي‌انديشند خود و خانواده را از نعمت‌‌هاي خدايي محروم ساخته به كارهاي ناپسندي نظير احتكار روي مي‌آورند. اهل بيت پيامبر(ص) كه راه اعتدال را پيموده در عمل نيز قبل از همه خود در گفتار و رفتار از ترويج كنندگان فرهنگ قناعت و صرفه‌جويي در جامعه بودند. امام علي(ع) مي‌فرمايد: �من قنعت نفسه اعانته علي النزاهة و العفاف�(12) هركس نفسش را قانع سازد اين كار به طهارت روحي و عفت و پاكدامني او كمك مي‌كند. آدمي قانع در عين گرسنگي و برهنگي بي‌نياز از ديگران است.(13)

گذشته از گفتار، سيره و رفتار اهل بيت(ع) هم نشان دهنده دوري آنان از افراط و تفريط در مسائل اقتصادي است. زندگي پر افتخار هريك از امامان معصوم(ع) پر است از ايثار و انفاق در راه خدا و رسيدگي به يتيمان و محرومان به ويژه حضرت علي(ع) روزها با جديت كار مي‌كرد و هنگام غروب مزدشان را بين فقرا تقسيم مي‌نمود. گاهي در عين نياز شديد خانواده، آنچه در اختيار داشت به مستمندان مي‌داد. به هر صورت سيره اهل بيت(ع) الگوي شايسته‌اي است در امور اقتصادي و اداره زندگي و مي‌بايد خانواده‌ها از رفتار ايشان درس بگيرند. همان گونه كه امام علي(ع) به عثمان بن حنيف فرمود: �الا و ان لكل مأموم اماماً يقتدي به و يستضيء بنور علمه الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه�(14) آگاه باش هر پيروي را امامي است كه از او پيروي مي‌كند و از نور دانشش روشني مي‌گيرد؛ آگاه باش امام شما از دنياي خود به يك جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است

موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:33 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تأليف: محمّدتقي رهبر  

«...وَالاَْمْرُ الاَْعْجَبُ وَالْخَطْـبُ الاَْفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقَّكَ غَصْبُ الصِّديقَةِ الطّاهِرَةِ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَدَكاً، وَرَدَّ شَهادَتِكَ وَشَهادَةِ السَّيِّدَيْنِ سُلالَتِكَ، وَعِتْرَةِ الْمُصْطَفي صَلَّي اللهُ عَلَيْكُمْ، وَقَدْ اَعْلَي اللهُ تَعالي عَلَي الاُْمَّةِ دَرَجَتَكُمْ، وَرَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ وَاَبانَ فَضْلَكُمْ، وَشَرَّفَكُمْ عَلَي الْعالَمينَ، فَاَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً...»    

«... موضوع شگفت انگيزتر و مصيبت هولناك تر، پس از انكار حق تو، غصب فدك بود از صديقه طاهره، حضرت زهرا سرور زنان(عليها السلام). پس از آنكه گواهي تو و دو بزرگوار از نسل تو و عترت مصطفي(صلي الله عليه وآله) را رد كردند. در حالي كه خداي متعال درجه شما را بالا برد و منزلت شما را بر امّت برتري داد، و فضيلت شما را آشكار كرد و از آلودگي زدود و پاك و پاكيزه نمود...»

     ماجراي تاريخي فدك از جمله مسائلي است كه همزمان با رحلت پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله)و از روزهاي نخستين تاريخ اسلام تا كنون مطرح بوده است؛ مسأله اي كه فراموش ناشدني است و بايد آن را يكي از دردناك ترين فرازهاي تاريخ اسلام برشمرد. هر چند طرح اين مسأله مانند بسياري از مسائل تاريخي ديگر، با آثار عملي همراه نيست و در حال حاضر سرزمين تاريخي فدك در صحراي حجاز و در دل بيابان ها و حرّه ها و سنگ هاي سوخته و پاره اي نخلستان هاي اطراف مدينه طيبه، گمنام افتاده و كسي را در مالكيت آن دعوا و مرافعه اي نيست. امّا از آنجا كه طي ّ قرن ها بحث هاي فراواني درباره آن بوده و مورّخان و محدّثان و محقّقان سخن ها در اين باب گفته اند و يافتن نظر صائب مي تواند نكته اتكايي براي مسائل اعتقادي مخصوصاً در مسأله خلافت و امامت و مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) در آن مقطع تاريخ اسلام باشد، لذا طرح آن مانند ساير مسائل تاريخي از بار ارزشي و معنوي و اعتقادي برخوردار است كه مي تواند پرده از روي حوادث برافكند و براي آيندگان عبرت آموز باشد. بدينسان نمي توان ماجراي فدك را از حوادث فراموش شده تاريخ اسلام تلقّي كرد. با توجّه به اين نكته مهمّ، گذر بر تاريخ پرماجراي فدك و مناقشات آن همواره مورد توجّه عالمان، محدّثان، مورّخان و پژوهشگران شيعه و سني بوده است.

 

     در حالي كه پيروان اهل بيت مصادره فدك به وسيله نظام حاكم، پس از رحلت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) را ظلم مضاعفي در حقّ خاندان پيغمبر پس از غصب خلافت امير مؤمنان(عليه السلام)مي دانند و حتّي اسفبارتر از آن مي شمارند. نظريه پردازان عامّه در مقام توجيه اين اقدام برآمده اند و بر مستندات غاصبان صحّه گذاشته و آن را اقدامي مشروع جلوه داده اند!

     نكته اي كه تأكيد بر آن لازم است اين است كه: مسأله فدك پيش از آنكه بار اقتصادي داشته باشد، بار معنوي و سياسي داشته كه با گذشت زمان به مسائل اعتقادي پيوند خورده است؛ چنانكه امر از آغاز نيز چنين بوده و دفاعيات حضرت زهرا(عليها السلام) و حمايت امير مؤمنان از دختر پيغمبر(صلي الله عليه وآله) در اين كشاكش، به روشني مبيّن اين است كه اساساً سخن از منافع اقتصادي نبوده، بلكه بعد معنوي و ديني آن، نقطه محوري را تشكيل مي داده است. اين دفاعيّات و خشم و خروش ها در راستاي دفاع مستمر از اصول ومباني اسلامي است كه از سوي پروردگار و با رسالت حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)پي افكنده شد و خطر ارتجاع زودرس به طور جدّي آن را تهديد مي كرد. و اين وظيفه سنگرداران ولايت بود كه از حريم شرايع دين دفاع كنند و از گسترش خطر ارتجاع و بدعت مانع شوند و از هرگونه امكانات تبليغي بهره گيرند. در اعصار بعدي نيز وارثان ولايت در برابر رژيم هاي حاكم، همان مواضع را دنبال كردند. و حتّي مسأله فدك را به عنوان نمادي از كشور اسلامي مطرح نموده و آن را به گستره حاكميّت دين و ولايت تعميم داده اند؛ چنانكه در سخن امام موسي بن جعفر(عليه السلام) با مهدي عباسي در تحديد حدود فدك روايت آمده كه آن حضرت حدود فدك را با مفهوم رمزي اش به قلمرو حكومت اسلامي و جغرافياي آن روز جهان اسلام پيوند دادند و خواستار شدند كه هرگاه خليفه عباسي بخواهد آن را به آل رسول بازگرداند بايد چنين اقدامي كند؛ يعني تمام متملّكات دولت اسلامي را واگذارد و اين حاكمان نه تنها غاصب فدك اند كه غاصب خلافت نيز هستند. در هر حال با توجّه به اهمّيت موضوع وارتباطي كه با مسأله ولايت پيدا مي كند در اين مقال برآنيم تا مروري گذرا بر سرگذشت فدك كنيم و مظلوميت اهل بيت و علي و زهرا(عليهم السلام) را در لحظات واپسين رحلت پيامبر به اجمال بنگريم.

موضوع : بيان داستانهاي زندگي اهل بيت( عليهم السلام) در باب مسائل اقتصادي.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 10:26 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

دانلود نرم افزار تحلیل و تخمین سیستم ها و مدل های اقتصادی - EViews Enterprise Edition 7.0.0.1

با کرک 100% تست شده و جدیدترین آپدیت این نرم افزار به صورت جداگانه

(بخش ویژه وطن دانلود)

توجه : وطن دانلود باز هم برای اولین بار نرم افزاری را معرفی میکند که شاید در اینترنت کمتر به صورت رایگان و لینک مستقیم پیدا شود !  اکثر برنامه هایی که شما در وطن دانلود مشاهده میکنید تقریبا در هیچ سایت ایرانی و خارجی با لینک مستقیم موجود نیست . البته باید به این نکته اشاره کرد که بعضی از نرم افزار های معرفی شده از وطن دانلود  در چند وب سایت ایرانی و یا فروشگاه های اینترنتی موجود است ولی این افراد سود جوء برای اینکه منافع مالی خود را تامین کنند با گرفتن هزینه امکان دانلود این نرم افزار ها ی رایگان را به کاربران خود میدهند. نا گفته نماند این وب سایت های زرد برای بالا بردن رتبه ی سایت خود و تبلیغات تمامی فایل های اجرایی این نرم افزار ها را نیز ویResource Tuner ویرایش میکنند که با این کار کاربران برای استفاده از این نرم افزار ها به مشکلات جدی مواجه میشوند . وب سایت وطن دانلود برای نشان دادن چهره ی واقعی این افراد سودجو این نرم افزار های کاربردی را بدون هیچ دستکاری  و به صورت اورجینال برای دانلود قرار داده است .

EViews Enterprise Edition نام نرم افزاری حرفه ای برای اساتید و دانشجویان رشته اقتصاد می باشد که به وسیله آن می توانند در زمینه های مختلفی همچون اقتصاد سنجی ،  آن هم با روش های کاملا جدید و به روز دنیا فعالیت کنند . این نرم افزار که اولین نسخه آن توسط بانک جهانی به منظور تحلیل بر امور اقتصادی ارائه شده بود تاکنون توانسته است جایگاه خود را در میان اقتصادانان به خوبی باز کرده و از نرم افزارهای معروف در این رشته محسوب شود. این برنامه محصولی از Quantitative Micro Software می باشد.

ویژگی های این برنامه :
1- محاسبه سری های زمانی و ایجاد آن ها
2- تخمین های خطی و غیرخطی سیستم معادلات ساده و سیستم معادلات همزمان
3- رسم نمودارهای پراکنش دایره ای و میله ای و نقطه ای و دیگر نمودارهای کاربردی
4- ایجاد بانک های اطلاعاتی
5- تخمین مدل های اقتصادی به روش های MLE,Probit,Logit,3SLS,2SLS,TSLS,OLS,GLS که البته الگوریتم و برنامه ای که برای روش MLE نوشته شده است از کارایی کاملی برخوردار نیست و خطاهایی در تخمین مدل های غیر خطی دارد.
6- استفاده از ماتریس ها و توابع موجود در داخل نرم افزار
7- تخمین مدل های اقتصادی با روش های VAR و VECM
8- امکان تبادل اطلاعات با دیگر نرم افزارهای تحت ویندوز
9- ایجاد بانک های اطلاعاتی
10- آزمون های مختلف جهت دقت تخمین ها و بررسی وجود خطا، همبستگی، شکست ساختاری و ...
11- امکان برنامه نویسی در محیط نرم افزار برای تحلیل سیستم های کلان اقتصادی

کرک 100% تست شده :

در هنگام نصب به جای شماره سریال نرم افزار کلمه ی " demo " را تایپ کرده و Next  را بزنید .
بعد از نصب نرم افزار اصلی یا آپدیت باید فایل موجود در فولدر
Crack‌ هر کدام را در محل نصب کپی کنید.

 

  دانلود نرم افزار:

 

نرم افزار اصلی و کرک :


 Enterprise Edition 7.0.0.1


دانلود با لینک مستقیم

 

موضوع : معرفي كتب، نرم افزارها، پايان نامه ها، و منابع اصلي و در صورت امكان ارائه آنها جهت دانلود در باب اقتصاد.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 12:17 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0
امام جمعه موقت تهران در نخستين نماز جمعه سال جهاد اقتصادي گفت ‌:‌ جهاد اقتصادي يك عبادت است كه زمينه ساز عبادت‌هاي ديگر بشمار مي‌آيد.
 
 
به گزارش ايرنا، حجت الاسلام والمسلمين كاظم صديقي در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران با بيان اينكه جهاد اقتصادي براي ما معنويت است گفت ‌: اگر جهاد اقتصادي به درستي محقق شود بركات زيادي به همراه خواهد داشت كه از بين رفتن بيكاري و اعتياد از جمله آنها است.

صديقي گفت‌: ‌اگر بنيه اقتصادي كشور قوي نباشد و وابستگي ها وجود داشته باشد هرگز به سعادت دنيوي و اخروي نخواهيم رسيد.

حجت الاسلام والمسلمين صديقي، موضوع برنامه هسته اي ايران ، نانوتكنولوژي و ساخت داروهاي ضد سرطان را از جمله موارد پيشرفت عنوان كرد كه از عنايات الهي بشمار مي آيند.

صديقي با تاكيد بر اينكه جهاد اقتصادي يك نوع جنگ تمام عيار با دشمن به شمار مي آيد، داشتن روحيه جهادي و بسيجي ، ايمان و اعتقاد و همگرايي مردم با مسوولان و مسوولان با همديگر را از الزامات جهاد اقتصادي برشمرد.

وي همچنين مراقبت از اولويت ها و پرداختن به متن به جاي حاشيه ها را از ديگر الزامات جهاد اقتصادي عنوان كرد و خطاب به مسوولان تاكيد كرد كه از حاشيه ها پرهيز كنند زيرا ايجاد نگراني براي مردم مانع از پيروزي در جهاد اقتصادي مي شود.

وي خطاب به دولت ، مجلس و قوه قضاييه تاكيد كرد كه با داشتن رهبري فرزانه ، مشكلات خود را در خلوت ها حل كنند و آن ها را به ميان مردم نكشانند.

صديقي همچنين در بخش ديگري از سخنانش به سال گذشته كه از سوي رهبر معظم انقلاب سال «همت مضاعف و كار مضاعف» ، نامگذاري شده بود اشاره كرد و اظهارداشت كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص سال گذشته اعلام رضايت كرده و نظام و مردم نظام را در اين مورد موفق عنوان كردند.

خطيب جمعه اين هفته نماز جمعه تهران گفت‌: تنها معجزه غرب ، توسعه و پيشرفت صنعتي بوده است اين در حالي است كه در زمان حاضر كشوري همچون ايران اسلامي آمده است كه هم علم و فناوري دارد و هم علم و فناوري خود را در سفره معنويت خود عرضه كرده است.

وي همچنين مساله هدفمند كردن يارانه ها را به عنوان يكي ديگر از موضوعات مهم سال قبل بيان كرد و گفت‌: اين مساله جز اسطوره ها بود كه ساليان سال آرزوي اجراي آن وجود داشت اما تاكنون اجرايي نشده بود اما در سال 89 مردم به مسوولان اين اطمينان را دادند كه مشكلات را براي پيشرفت تحمل مي كنند و دولت با اعتماد به ملت بزرگ و با ظرفيت ، هدفمندي يارانه ها را اجرا كرد.

وي در بخش ديگري از سخنانش تحولات اخير منطقه را به زلزله اي تشبيه كرد كه حاصل آن شكافتن و خروج ارزش ها و استقرار ارزش ها است.

صديقي گفت‌:‌ دنياي غرب در شكاف ناشي از زلزله اخير منطقه فرو مي رود و دست و پا مي زند به همين علت راه مقابله را در پيش گرفته است.

وي فريبكاري و چيدن مهره ها را از جمله راهكار هاي غرب در منطقه عنوان كرد و گفت‌: غرب به رغم اين امكانات تا الان موفق نبوده است.

وي همچنين در خطبه اول نماز جمعه اين هفته تهران به آغاز سال نو و بهار طبيعت و دل ها اشاره كرد و گفت‌: وقت آن است كه انسان نيز همچون طبيعت نو شود و لباس تقوي به تن كند.

وي گفت‌:‌ تمام فساد و كشتارها در منطقه از غرب ناشي مي شود زيرا دنياي غرب دچار سنگدلي شده است. شما نگذاريد دلهايتان مثل سنگ شود.
 






تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 12:16 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0
وزير امور اقتصادي و دارايي با بيان رئوس برنامه اقتصادي دولت در سال 90، تاكيد كرد كه برنامه اصلاح ساختار اقتصادي در سالجاري با دقت و سرعت بيشتري جلو مي‌رود.
 

به گزارش ايرنا، در پيام نوروزي سيد شمس الدين حسيني آمده است: در سال 1389 ، سال همت مضاعف و كار مضاعف ، همكاران وزارت امور اقتصادي و دارايي در اقصي نقاط كشور تمام توان و تلاش خود را براي تحقق اهداف اقتصادي به كار بستند و منشأ تحولات عظيمي در اين زمينه شدند.

در اين سال عليرغم تلاش ها و اقدامات دشمنان نظام با هدف از كار انداختن شريان هاي اقتصادي كشور و با وجود بحران مالي در غرب و تأثير مخرب آن بر اقتصاد دنيا شاهد پيشرفت اقتصادي كشور بوديم.

در ديگر از اين پيام آمده است: دولت خدمتگزار و مردمي با شجاعت مثال زدني، قانون هدفمند كردن يارانه ها را به عنوان مهمترين بخش طرح تحولات اقتصادي و در راستاي اصلاح ساختار اقتصادي كشور با همكاري و همراهي آحاد مردم شريف و عزيز ايران اسلامي و رسانه هاي گروهي اجرا نمود و قدم اساسي در خصوص برقراري عدالت، افزايش بهره وري و اصلاح الگوي مصرف در جامعه برداشت.

در ادامه اين پيام آمده است: در بخش هاي بورس، ماليات، بانك، بيمه، گمرك، صادرات غيرنفتي، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري ها، مبارزه با پولشويي، تخصيص اعتبارات جاري و عمراني و نظارت مالي ، سرمايه گذاري خارجي و... شاهد بهبود شاخص ها بوديم.

در بخشي ديگري از اين پيام، حسيني تصريح كرده است: در سال 1390 مسئوليت هاي سنگين تر و مهمتري بر عهده داريم ، حال كه اقتصاد كشور به مسير صحيح خود رهنمون مي شود بايد برنامه هاي اصلاح ساختار اقتصادي با دقت و سرعت بيشتري پيش برده شود. ادامه اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها، تحولات در حوزه هاي بانكي ، مالياتي، گمرك،بيمه، ارزش گذاري پول ملي، بهره وري و نظام توزيع كالا و خدمات ، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي ، جذب سرمايه گذاري هاي خارجي ، بازار سرمايه و... در قالب اسناد بالادستي و به طور ويژه قانون برنامه پنجم از اهم برنامه هاي سال 1390 است.

در پايان اين پيام، وزير امور اقتصادي و دارايي ابراز اميدواري كرده است كه در اين دوره كه عزم جدي براي پيشرفت و اعتلاي ايران اسلامي به عنوان كشور اول منطقه وجود دارد، از اين فرصت خدمت حداكثر استفاده را نموده و دين خود را به كشور و شهيدان گرانقدر و امام شهداء ادا كنيم.







تاريخ : سه شنبه 16 فروردین 1390  | 12:13 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

ظريه‌هاي‌ گسترة‌ دين‌ در عرصة‌ اقتصاد

قال‌ الامام‌ الكاظم7: اِنَّ‌ ِ‌ ِ‌ عَليَ‌الناسِ‌ حُجَّتَينِ، حُجَّةً‌ ظا‌هِرَةً‌ و حُجَّةً‌ باطِنَةً، فَاَمَّا الظاهِرَةُ‌ فَالرُّسُلُ‌ وَ‌ الاَنبيأُ‌ وَ‌ الاَئِمَّةُ‌ وَ‌ اَمَّا الباطِنَةُ‌ فَالعُقُولُ.1‌    ‌ امام‌ كاظم7 مي‌فرمايد: خداوند بر مردم‌ دو حجت‌ دارد: حجت‌ آشكار و حجت‌ پنهان. حجت‌ آشكار، رسولان‌ و پيامبران‌ و امامان: هستند و حجت‌ پنهان، عقول‌ مردم.
‌    ‌بشر انديشه‌ور و برنامه‌ريز امروز، صدها پرسش‌ در مواجهه‌ با دين‌ دارد كه‌ در حوزة‌ نظام‌هاي‌ اجتماعي، سه‌ پرسش، مادر و اساس‌ پرسش‌ها است‌ و پيش‌ از هر اقدامي، پاسخ‌ روشن‌ لازم‌ دارد:
1. آيا اسلام‌ در واقع‌ و نفس‌الامر داراي‌ نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ خاصي‌ است؟
2. آيا نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ اسلام‌ (بر فرض‌ وجود) قابل‌ كشفند؟
3. منابع، ابزارها، منطق‌ و روش‌ كشف‌ اين‌ نظام‌ها كدامند؟
‌    ‌مجموع‌ نظريه‌هايي‌ كه‌ در تبيين‌ گسترة‌ حضور دين‌ در عرصة‌ نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ طرح‌ شده، در چند گروه‌ كلي‌ قابل‌ طبقه‌بندي‌ است.
گروهي‌ از اساس‌ براي‌ دين، رسالت‌ دنيايي‌ قائل‌ نبوده، هدف‌ انبيا را ابلاغ‌ برنامة‌ آخرتي‌ آدمي‌ مي‌انگارند. آنان‌ دين‌ را محق‌ و مجاز به‌ دخالت‌ در شؤ‌ون‌ دنيايي‌ و اجتماعي‌ بشر ندانسته، مي‌گويند: دينداري‌ امري‌ شخصي، و رسالت‌ نهايي‌ دين، تنظيم‌ رابطة‌ فردي‌ آدميان‌ با خدا است. دين، ممكن‌ است‌ داراي‌ كاركردهاي‌ اجتماعي‌ يا روان‌شناختي‌ هم‌ باشد؛ اما فاقد رسالت‌ و نظامي‌ خاص‌ براي‌ مناسبات‌ اجتماعي‌ است. حقوق، سياست، اقتصاد و...، مانند فيزيك، شيمي‌ و كيهان‌شناسي‌ است، و پسوند ديني‌ و غيرديني‌ را بر نمي‌تابد. به‌ اعتقاد اين‌ گروه، امر دنياي‌ انسان‌ به‌ خود او وانهاده‌ شده‌ و ديني‌ كردن‌ شؤ‌ون‌ دنيايي‌ نه‌ معنادار و ممكن‌ است‌ و نه‌ مطلوب.
غايت‌ و سر منزل‌ اين‌ گرايش، دنيايي‌گري‌ و ديانت‌ منهاي‌ شريعت‌ است‌ و براي‌ اثبات‌ مد‌عاي‌ خود و تبيين‌ هويت‌ و گسترة‌ دين، به‌ ناچار بخش‌هاي‌ مسلمي‌ از دين‌ را بايد انكار يا به‌ لطايف‌الحيل‌ توجيه‌ و تأويل‌ كنند.2
گروه‌ دوم، قلمرو دين‌ را در عرصة‌ دنيا و نظام‌هاي‌ اجتماعي، به‌ ارائة‌ اصول‌ و ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ منحصر مي‌كنند و معتقدند: نقش‌ پيامبران، تعيين‌ تكليف‌ بايدها و نبايدهاي‌ اصلي‌ و اخلاقي‌ است؛ مواردي‌ كه‌ عقل‌ انساني‌ در آن‌ جا راه‌ ندارد؛ در نتيجه، بسياري‌ از اوامر و نواهي‌ صادر شده‌ مرتبط‌ به‌ قلمرو معاملات، سياست، اقتصاد و... ارشادي‌ بوده، به‌ راه‌ و رسم‌ عقلايي‌ عصر پيامبر نظر دارد و انسان‌ هر عصري‌ اجازه‌ دارد راه‌ و رسم‌ ديگري‌ را بپيمايد.3
اين‌ گروه‌ نيز در مواجهه‌ با آموزه‌هاي‌ روشن‌ قرآن‌ و سنت، چاره‌اي‌ جز انكار و تأويل‌ و توجيه‌ ندارند؛ چرا كه‌ قرآن‌ با تمام‌ ظهور، از يك‌ سو دايرة‌ ناآگاهي‌ انسان‌ را به‌ امور اخلاقي‌ و ارزشي‌ منحصر ندانسته؛ بلكه‌ شامل‌ مصاديق‌ روشن‌ روابط‌ اجتماعي‌ مي‌داند،4 و از سوي‌ ديگر، مسلمانان‌ را در تمام‌ زمان‌ها و مكان‌ها مأمور پيروي‌ از رسول‌ خدا مي‌كند5 و بر همين‌ اساس‌ و به‌ سبب‌ وجود روايات‌ متعدد به‌ مضمون‌ «حلال‌ محمد حلال‌ الي‌ يوم‌القيامة‌ و حرام‌ محمد حرام‌ الي‌ يوم‌القيامة»6، هيچ‌ فرقه‌ و مذهبي‌ در طول‌ تاريخ‌ تفكر اسلامي، به‌ عصري‌ بودن‌ شريعت‌ اسلام‌ فتوا نداده‌اند.
گروه‌ سوم، شريعت‌ را ساكت‌ و صامت‌ دانسته، معتقدند: چنان‌ نيست‌ كه‌ هر كس‌ كتاب‌ خدا را گشود يا به‌ احاديث‌ پيامبر6 و امامان‌ معصوم: مراجعه‌ كرد معارف‌ نهفته‌ در دل‌ آن‌ متون‌ را استخراج‌ و فهم‌ كند. براي‌ اين‌ منظور بايد چشم‌ و ذهني‌ مسلح‌ به‌ مباني‌ و سؤ‌الات‌ مناسب‌ داشت.7 اين‌ گروه، تحت‌ تأثير مكتب‌ مفسر محور هرمنوتيك‌ اظهار مي‌دارند كه‌ براي‌ فهم‌ شريعت، بايد ركن‌ بيروني‌ معرفت‌ ديني‌ يعني‌ علوم‌ بشري‌ را تقويت‌ كرد؛8 پس‌ در هر عصر و زماني‌ بايد با تسلط‌ بر يافته‌هاي‌ بشري‌ و علوم‌ تجربي‌ و با دستي‌ پر، سراغ‌ دين‌ و متون‌ دين‌ رفت‌ و آن‌ها را به‌ سخن‌ گفتن‌ درآورد و متوجه‌ بود كه‌ حاصل، معرفتي‌ بشري‌ است‌ و هيچ‌ قداستي‌ ندارد؛ به‌ همين‌ جهت، يكي‌ از نظريه‌پردازان‌ اين‌ ديدگاه‌ مي‌گويد:
واقعاً‌ از نظر بنده‌ محال‌ است‌ كه‌ شما بتوانيد اثبات‌ كنيد كه‌ فلان‌ نظام‌ حقوقي‌ ديني‌ از تمام‌ نظام‌هاي‌ حقوقي‌ دنيا برتر است‌ يا اثبات‌ كنيد كه‌ فلان‌ نظام‌ اقتصادي‌ ديني‌ از همة‌ نظام‌هاي‌ اقتصادي‌ دنيا بهتر است. حد‌اكثر كاري‌ كه‌ مي‌توانيد بكنيد، اين‌ است‌ كه‌ بگوييد اين‌ نظام‌ خوب‌ است. آن‌ نظام‌ها هم‌ خوبند.9
روشن‌ است‌ كه‌ نظريه‌پردازان‌ اين‌ گروه، دستيابي‌ به‌ حقيقت‌ دين‌ را غيرممكن‌ مي‌دانند و راه‌هاي‌ رسيدن‌ به‌ حقايق‌ آموزه‌هاي‌ خدا را بسته‌ مي‌انگارند و هر نوع‌ معرفت‌ ديني‌ و نظام‌ ديني‌ را معرفت‌ و نظام‌ بشري‌ مي‌دانند و گرنه‌ جا نداشت‌ نظام‌ حقوقي‌ يا اقتصادي‌ غيرديني‌ را با نظام‌ حقوقي‌ يا اقتصادي‌ ديني‌ كه‌ آموزه‌هاي‌ آن‌ نشأت‌ گرفته‌ از علم‌ بي‌پايان‌ خداوند و حكمت‌ مستحكم‌ الهي‌ است،10 يك‌سان‌ دانست.
گروه‌ چهارم‌ گرچه‌ دين‌ را بر همة‌ ابعاد وجودي‌ انسان‌ از جمله‌ جهات‌ اجتماعي‌ ناظر مي‌دانند و برخلاف‌ گروه‌ سوم‌ راه‌ دستيابي‌ به‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ را بسته‌ نمي‌انگارند، در منابع‌ دين‌ و ابزارهاي‌ كشف‌ آموزه‌هاي‌ آن‌ تنگ‌ نظرند. اين‌ گروه، برخي‌ در مقام‌ نظر و عمل‌ و برخي‌ در مقام‌ عمل، منابع‌ دين‌ را در كتاب‌ و سنت‌ خلاصه‌ كرده‌اند، و برخي‌ با افراط‌ (چون‌ سلفي‌ها، از اهل‌ سنت‌ و اخباري‌ها از شيعه) يگانه‌ ابزار شناخت‌ كتاب‌ را نيز سنت‌ دانسته، آن‌ دسته‌ از آيات‌ قرآن‌ را كه‌ روايتي‌ در توضيح‌ و تفسير آن‌ وارد نشده، كنار مي‌گذارند و سكوت‌ مي‌كنند.11
چون‌ اين‌ گروه، عقل‌ را كه‌ منبعي‌ در كنار قرآن‌ و سنت‌ و ابزاري‌ براي‌ شناخت‌ آن‌ دو است، كنار گذاشته‌اند، نتيجه‌ آن‌ مي‌شود كه‌ هندسة‌ ديني‌شان‌ ناقص، جامد و كم‌ رمق‌ باشد و نه‌ تنها نتواند دگرگوني‌هاي‌ اجتماعي‌ را مديريت‌ كند، بلكه‌ در وفق‌دادن‌ خود با پيشرفت‌ جوامع‌ نيز بازماند.
گروه‌ پنجم، از يك‌ سو عقل‌ را در كنار انبيا، و امامان‌ حجت‌ خدا دانسته، با احكام‌ عقل‌ نظري‌ و عقل‌ عملي‌ همانند آموزه‌هاي‌ قرآن‌ و سنت‌ معامله‌ كرده، همه‌ را در زمرة‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ قرار مي‌دهند، و از سوي‌ ديگر، عقل‌ را به‌ مثابه‌ چراغي‌ فروزان‌ و ابزاري‌ كارآمد به‌ خدمت‌ قرآن‌ و سنت‌ درآورده، در ظرافت‌هاي‌ آن‌ دو، تعقل‌ و تدبر مي‌كنند، و در ساية‌ اين‌ رهيافت‌ است‌ كه‌ معتقدند:
اسلام، يگانه‌ ديني‌ است‌ كه‌ اساس‌ آيين‌ خود را خيلي‌ صريح‌ و روشن‌ بر پاية‌ اجتماع‌ قرار داده، و در هيچ‌ شأني‌ از شؤ‌ون‌ خود دربارة‌ اجتماع‌ بي‌اعتنا نبوده‌ است.12
اين‌ گروه‌ به‌ تبع‌ نيازهاي‌ ثابت‌ و متغير انسان، احكام‌ و قوانين‌ اسلام‌ را نيز ثابت‌ و متغير مي‌دانند. احكام‌ ثابت‌ كه‌ براي‌ تأمين‌ نيازهاي‌ فطري‌ و ماندگار انسان‌ها است، از يك‌ سو چارچوب‌ اسلامي‌ جامعه‌ را حفظ‌ مي‌كنند و از سوي‌ ديگر، ضوابطي‌ كلي‌ براي‌ وضع‌ احكام‌ متغيرند و احكام‌ متغير كه‌ جنبة‌ پويايي‌ جامعة‌ اسلامي‌ را نشان‌ مي‌دهند، بر اساس‌ دگرگوني‌هاي‌ اجتماعي‌ و نيازمندي‌هاي‌ انسان‌ به‌ انواع‌ ابزار و وسايل‌ زندگي‌ و روابط‌ اجتماعي‌ كه‌ طي‌ زمان‌ تغيير مي‌كند، شكل‌ مي‌گيرند. اين‌ گروه‌ در طر‌احي‌ نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ و مديريت‌ ديني‌ جامعه‌ به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ به‌ عناصر ثابت‌ اهميت‌ داده، قوام‌ اسلامي‌ جامعه‌ را حفظ‌ مي‌كنند، به‌ همان‌ ميزان‌ نيز براي‌ عناصر متغير ارزش‌ قائل‌ بوده، پويايي‌ و شادابي‌ جامعه‌ را نگه‌ مي‌دارند و آن‌ را از دام‌ عقب‌ماندگي‌ و توسعه‌نيافتگي‌ مي‌رهانند و سرانجام‌ همان‌قدر كه‌ به‌ علم‌ و انديشة‌ فقيهان‌ و عالمان‌ ديني‌ زمان‌شناس‌ در به‌دست‌ آوردن‌ عناصر ثابت‌ و متغير دين‌ اهميت‌ مي‌دهند، براي‌ متخصصان‌ و كارشناسان‌ متدين‌ به‌منظور تشخيص‌ مصالح‌ و منافع‌ اجتماعي‌ جهت‌ رسيدن‌ به‌ عناصر متغير نيز ارزش‌ قائلند و در ساية‌ اين‌ جامعيت‌ است‌ كه‌ انديشه‌وران‌ اين‌ گروه‌ در پرسش‌ سوال‌ اول‌ با اطمينان‌ تمام‌ مي‌گويند:
اسلام‌ داراي‌ سيستم‌ و نظام‌ خاص‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ و فرهنگي‌ است‌ كه‌ براي‌ تمام‌ ابعاد و شؤ‌ون‌ زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي، قوانين‌ خاصي‌ دارد و جُز آن‌ را براي‌ سعادت‌ جامعه‌ نمي‌پذيرد.13
‌    ‌و در پاسخ‌ پرسش‌هاي‌ دوم‌ و سوم‌ معتقدند: در هر عصر و زماني‌ مي‌توان‌ به‌ كمك‌ روش‌ اجتهاد و فقاهت‌ و با استفاده‌ از منابع‌ سرشار قرآن، سنت، عقل‌ و اجماع، عناصر ثابت، و با كمك‌ همان‌ها و به‌ اضافه‌ دانش‌ بشري‌ و ديدگاه‌هاي‌ تخصصي‌ و كارشناسي، عناصر متغير نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ از جمله‌ نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ را به‌دست‌ آورد.

پي‌نوشت‌ها:
.1 حر عاملي: وسائل‌الشيعه، ج‌ 15، ص‌ 207، ح‌ 6.
.2 علي‌اكبر رشاد: رويكردهاي‌ گوناگون‌ در باب‌ هويت‌ و حيطة‌ شريعت‌ و نظام‌پردازدي‌ ديني، مجموعه‌ مقالات‌ ماهيت‌ و ساختار اقتصاد اسلامي‌ پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و انديشه‌ اسلامي، 1379، ص‌ 16 و 17 با تلخيص.
.3 عبدا نصري: انتظار بشر از دين، مؤ‌سسة‌ فرهنگي‌ دانش‌ و انديشه‌ معاصر، 1378، ص‌ 210، با تلخيص‌ ديدگاه‌ آقاي‌ شبستري.
.4 بقره‌ (2): 216.
.5 حشر (59): 7.
.6 حر‌ عاملي: وسائل‌الشيعه، ج‌ 27، ص‌ 169، ح‌ 52.
.7 عبدالكريم‌ سروش: قبض‌ و بست‌ تئوريك‌ شريعت، اول، ص‌ 264.
.8 همان، ص‌ 292.
.9 همو: مدارا و مديريت، ص‌ 204.
.10 «الر كتاب‌ أُحكِمَت‌ آيَاتُهُ‌ ثُمَّ‌ فُصٍّلَت‌ مِن‌ لَدُن‌ حَكِيمٍ‌ خَبِيرٍ‌ ...» هود (11): 1.
.11 علامه‌ طباطبايي: الميزان، ج‌ 1، ص‌ 8.
.12 علامه‌ طباطبايي: الميزان، ج‌ 7، ص‌ 158.
.13 روح‌ا موسوي‌ [امام]: صحيفة‌ نور، ج‌ 4، ص‌ 167.

موضوع : تبيين جايگاه اقتصاد و.....







تاريخ : دوشنبه 15 فروردین 1390  | 4:59 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

عدالت اجتماعی در منابع اسلامی و قانون اساسی

اهميت عدالت را با جملاتي از آيات بررسي مي‌كنيم. العدل احلامن الماء يسيبه الظمعان: عدل شيرين‌تر از آبي است كه به تشنه رسد. (امام صادق عليه السلام)

هر كه در سرزمين‌ها عدالت برپا كند خداوند رحمت را بر او مي‌گستراند. (اميرالمؤمنين)

به سبب عدالت بركت‌ها دو چندان مي‌شود. هيچ چيز مانند  عدل باعث عمران و آبادي نمي‌شود. (اميرالمؤمنين)

 

 

با عدالت امور مردم به صلاح در مي‌آيد. اگر عدالت در بين مردم اجرا شود بي‌نيازي تحقق مي‌يابد. اما از طرف ديگر، جهان امروز خيلي به سمت عدالت و برابري حركت نمي‌كند. الگوهاي مختلف عدالت از نظر عملي مشكل‌زا بوده‌اند و به خصوص در شهرها اين مسئله نمود بيشتري دارد. زيرا در اغلب كشورهاي در حال توسعه با شهرنشيني برنامه‌ريزي نشده‌اي روبه‌رو هستيم كه باعث جدايي قشرهاي مختلف مردم مي‌شود. اتفاقي كه در اكثر شهرها مي‌افتد اينطور است كه به دليل اينكه قطب شكل مي‌گيرد و تمركز امكانات ايجاد مي‌شود. فرصت‌هاي شغلي و اجتماعي باعث گسيل مردم از نقاط مختلف شهرها مي‌شود و چون شهرها امكان پذيرش آنها را ندارند بسياري از شهرها به حاشيه رانده مي‌شوند. معمولاً حاشيه‌نشين‌ها شرايط زندگي بسيار نامساعدتري از شرايط اولية زندگي‌شان دارند و از طرف ديگر تمركز درآمدها در شهرها باعث مي‌شود درآمدهاي بالايي در مركز و شرايط زندگي نامناسبي در حاشيه ايجاد شود و دوقطبي بودن اتفاق بيفتد.

عدم تعادل فضايي و افزايش فاصلة نواحي مختلف در تجربه‌هاي شهرنشيني، عدم تحقق فرصت‌هاي برابر اجتماعي براي آموزش، برخورداري سلامت و دسترسي به سرمايه‌هاي مالي و فيزيكي شرايطي است كه عمدتاً در شهرها اتفاق مي‌افتد. لزوم استقرار سياست‌هاي اجرايي براي ت حقق تعادل بين طبقات محروم يكي از ضرورت‌هاي برنامه‌ريزي شهري تلقي مي‌شود. از طرف ديگر، عدالت يك اصل بنيادي براي توسعة انساني است و راهكاري كه براي آن توصيه مي‌شود برنامه‌ريزي منطقه‌اي است. به هر حال، يك لايه‌اي از توسعة پايدار را برابري تشكيل مي‌دهد كه برخورداري همگاني از سلامت، آموزش، رفاه،‌خلاقيت را شامل مي‌شود. تحقق توسعة متوازن در بستر توزيع ناموزون جمعيت و امكانات شكل مي‌گيرد. اتفاقي كه طبيعت شهرنشيني به دنبال مي‌آورد اختصاص امكانات به قطب‌ها، تمركز امكانات در آنها و عدم اختصاص امكانات به مناطق پيراموني منجر به رشد شكاف و نابرابري مي‌شود و همة اينها لزوم برنامه‌ريزي براي حفظ عدالت و دسترسي يكسان به مواهب را ايجاد مي‌كند.

قرآن مي‌گويد: «بگو چه كسي حرام مي‌كند زينت‌هاي الهي را كه براي عباد و بندگان خود خارج و خلق كرده است» و چيزهاي پاكيزه‌اي از روزي و خوراكي‌ها را با محدوديت روبرو مي‌كند.» «بگو همة اين مواهب ما براي همگان خلق شده و برخورداري همگاني براي همة انسان‌ها تحقق پيدا كرده و روز قيامت هم بيشتر از اينها حاصل مي‌شود.»

اسلام‌شناس برجسته معاصر، آقاي محمدرضا حكيمي، در كتاب الحيات به صراحت بيان مي‌كند كه اين آيه دليلي بر ضرورت دسترسي همگاني از مواهب طبيعي است. اتفاقي كه امروزه در جهان مي‌افتد اين است كه تفاوت در برخورداري و مواهب به شدت به چشم مي‌خورد، جوامع مثل رودخانه‌اي هستند كه اگر كساني كه نزديك رودخانه هستند بدون برنامه‌ريزي مشخص از آن آب بردارند طبيعتاً تمام آب را توانمندها برداشت مي‌كنند و براي دورترها چيزي نمي‌ماند در حالي‌كه يك نظام با تدبير طوري برنامه‌ريزي مي‌كند كه همه برخورداري يكسان داشته باشند.

وقتي مداخلات توسعه‌گرا شكل مي‌گيرد هدفش اين است كه برخورداري‌ها را بيشتر كند و دسترسي‌ها را يكسان كند. عملاً هم مي‌بينيم كشورهايي كه مداخلات بيشتر دارند شكاف‌ها در آنها كمتر شده و بيشترين شكاف‌هاي طبقاتي مربوط به كشورهايي است كه امكان برنامه‌ريزي ضعيف دارند، علم و دانش ضعيف است، دولت‌ها ضعيف هستند. به همين دليل، امروزه در بسياري از متن‌ها هدف برنامه را بهينه‌سازي برابري مي‌گويند.

اصل 48 قانون اساسي مي‌گويد: در بهره‌برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استان‌ها و توزيع فعاليت‌هاي اقتصادي ميان مناطق كشور بايد تبعيض در كار نباشد به طوري كه هر منطقه فراخور نيازها و استعداد خود سرمايه و امكانات لازم را در دسترس داشته باشد.

بنابراين، در قانون اساسي ما هم برابري در توزيع فعاليت‌هاي اقتصادي و امكانات و استفاده از درآمدها را در سطح استان‌ها هدف‌گذاري مي‌كند و نهايتاً ديدگاه الهي پرورش انسان‌هاي مقرب به خدا و ساخت جامعة متعالي را تحقق مي‌بخشد و برنامه‌ريزي‌ها هم از آنجا كه به رفع موانع بازدارنده مي‌پردازند براي بهينه‌سازي اين هدف بايد اقدامات را به انجام رسانده و شاخص‌هاي ارزيابي اين برابرسازي و دسترسي يكسان و برخورداري از مواهب را در سرلوحة اهداف قرار دهند.

 

 

موضوع : عدالت در قرآن و حكومت رسول الله وحضرت علي (عليه السلام) بعنوان اصلي ترين عامل موثر اقتصادي.







تاريخ : دوشنبه 15 فروردین 1390  | 3:56 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 43 :: 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >