بيت المال
(بيت المال ) از دو كلمه (بيت ) به معناى خانه و (مال ) به معناى دارايى ، ثروت ، زر و ملك و... تركيب شده است و به مالى كه همه مسلمانان در آن ، حق دارند (بيت المال ) مى گويند.(92) نظر به اين كه برخى از اموال و درآمدهاى دولت در خانه هاى امنى قرار مى گرفت تا به موقع در راه نيازهاى مردم و اجتماع صرف گردد، نام آن درآمدها به مناسبت محل امن آن ها به عنوان (بيت المال ) خوانده شد.(93)
بيت المال مصاديق زيادى دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از: درآمدهاى حاصل از ماليات هاى مستقيم و غير مستقيمى كه دولت اسلامى از منابع آن دريافت مى كند، انفال و ثروت هاى عمومى ، كليه اموال و امكاناتى كه در اختيار وزارتخانه ها، سازمان ها، مؤ سسات دولتى ، ارگان ها و... قرار دارند، ساعات كارى كه كارمندان طبق قرارداد استخدامى در اختيار دولت قرار مى گيرند و هر چه كه مربوط به دولت و ملّت است .
ب- نصاب گاو: براى گاو دو نصاب است :
- 30 راءس گاو، زكات آن 1 راءس گوساله كه داخل سال دوّم شده باشد.
2- 40 راءس گاو، زكات آن 1 راءس گوساله ماده كه داخل سال سوّم شده باشد.(72)
ج- نصاب گوسفند: گوسفند نيز داراى پنج نصاب است :
1- 40 راءس گوسفند، زكات آن 1 راءس گوسفند(73).
2- 121 راءس گوسفند، زكات آن 2 راءس گوسفند.
3- 201 راءس گوسفند، زكات آن 3 راءس گوسفند.
4- 301 راءس گوسفند، زكات آن بنابر احتياط واجب 4 راءس گوسفند.
5- 421 راءس گوسفند و بالاتر از آن ، بايد آن ها را 100 تا 100 تا حساب كند و براى هر صد تاى آن يك گوسفند بدهد.(74)
شرط دوم ؛ گذشتن يك سال : بعد از آنكه انسان دوازده ماه مالك گاو، گوسفند و شتر بوده ، بايد زكات آن را بدهد، و از اوّل ماه دوازدهم نمى تواند طورى در آن تصرف كند كه از بين برود و اگر تصرّف كند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضى از شرطهاى زكات از بين برود، زكات بر او واجب نيست .(75)
شرط سوم ؛ بيكار بودن دام در تمام سال : حيوان [بايد] در تمام سال بيكار باشد؛ يعنى براى سوار شدن ، شخم زدن و بار بردن از آن استفاده نشود و اگر در تمام سال يكى دو روز كار كرده باشد، زكات آن واجب است .(76)
شرط چهارم ؛ چريدن از علف بيابان در تمام سال : [حيوان بايد] در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر تمام سال يا مقدارى از آن را از علف چيده شده ، يا از زراعتى كه ملك مالك يا كس ديگر است بچرد، زكات ندارد. ولى اگر در تمام سال يك يا دو روز از علف مالك بخورد بنابر احتياط زكات آن واجب مى باشد.(77)
يك نكته : اگر انسان براى دام خود چراگاهى را كه كسى نكاشته ، بخرد يا اجاره كند يا براى چراندن در آن باج بدهد، بايد زكات آن دام را بدهد.(78)
زكات طلا و نقره
شرايط زكات طلا و نقره عبارت است از: رسيدن به حدّ نصاب ، مسكوك بودن ، رواج معامله با آن و مالكيت آن به مدّت يك سال .(79)
طلا دو نصاب دارد: نصاب اول آن بيست مثقال شرعى (معادل پانزده مثقال معمولى ) و نصاب دوم آن ، چهار مثقال شرعى (معادل سه مثقال معمولى ) است .(80)
نقره نيز دو نصاب دارد. نصاب اول آن 105 مثقال معمولى و نصاب دوم آن 21مثقال است .(81)
مقدار زكات طلا و نقره 140 وزن آن است . بنابراين ، وقتى طلا به نصاب اول رسيد140 آن زكات داده مى شود و وقتى هم كه سه مثقال به پانزده مثقال افزوده شود، بايد زكات 18 مثقال را از قرار 140 بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود فقط زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالاتر رود؛ يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد.
نقره نيز وقتى به نصاب اول رسيد 140 آن زكات داده مى شود و اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام 126 مثقال را بدهد و چنانچه كمتر از 21 مثقال افزوده شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالا برود.(82)
اهميت زكات
زكات از جمله ضروريات دين است و در اهميت آن همين بس كه در قرآن كريم به طور مكرّر به وجوب آن در رديف نماز تصريح شده است .(60) در روايات معصومين (ع ) نيز نسبت به آن بسيار سفارش شده است و كسانى كه زكات مال خود را نمى پردازند بى دين شمرده شده اند.(61)
فلسفه پرداخت زكات ريشه كنى فقر از جامعه اسلامى است و براستى اگر مسلمانان به اين دستور حيات بخش بخوبى عمل كنند در جامعه اسلامى فقيرى باقى نخواهد ماند. امام صادق (ع ) مى فرمايد:
((اِنَّما وُضِعَتِ الزَّكاةُ اخْتِباراً لِلاَْغْنِياءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَراءِ، وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ اَدَّوْا زَكاةَ اَمْو الِهِمْ ما بَقِىَ مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً...))(62)
همانا زكات براى آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران مقرر شده است و اگر مردم زكات مال خود را بپردازند مسلمان تهيدست و نيازمندى باقى نخواهد ماند.
مصرف خمس
خمس در درجه اوّل از آنِ خداست كه در نظام حكومتى الهى در اختيار مقام رسالت و امامت قرار مى گيرد و در زمان غيبت به ولىّ فقيه ، مجتهد جامع الشرايط، عالم باللّ ه و امين بر حلال و حرام الهى سپرده مى شود، تا در راه مصالح مسلمانان ، توسعه و ترويج فرهنگ و معارف اسلامى ، تبليغات ، ايجاد سازمانهاى دفاعى و غيره مصرف كند.
توضيح اينكه خمس به شش سهم تقسيم مى شود: سه سهم آن براى خداوند متعال ، پيامبر اكرم (ص )و امام (ع )است كه در حال حاضر به امام زمان (ع )اختصاص دارد و سه سهم ديگر براى يتيمان ، مساكين و در سفر درماندگان از ساداتى كه از طرف پدر به عبدالمطلب منتسب هستند، مى باشد.(46)
از سه قسم اول به (سهم امام ) ياد مى شود كه در اين زمان بايد به مجتهد جامع الشرايط بدهند يا به مصرفى كه او اجازه مى دهد برسانند. از سه قسم دوم نيز به عنوان (سهم سادات ) ياد مى شود كه امر آن با حاكم است و بايد آن را به مجتهد جامع الشرايط تسليم كنند و يا با اذن او به سيد فقير، يا سيد يتيم يا به سيدى كه در سفر درمانده شده بدهند.(47)
كسى كه از اوّلِ تكليف خمس نداده
وظيفه كسى كه از اوّلِ تكليف خمس نداده ، اين است كه اگر از منافع كسب :
1- وسائل غير مورد نياز خريده و يك سال از خريد آن گذشته ، بايد خمس آن را بدهد.
2- وسائل مورد نياز و مطابق شاءن خود خريده :
الف اگر بداند آنها را در بين سالى كه فايده برده خريده ، لازم نيست خمس آنها را بدهد.
ب- اگر نداند كه در بين سال خريده ، يا بعد از تمام شدن سال ، بنابر احتياط واجب بايد با حاكم شرع مصالحه كند.(35)
سؤ ال 1- افرادى هستند كه خمس بدهكار بوده و تاكنون نداده اند و حالا نمى توانند بدهند يا خيلى برايشان مشكل است ، تكليف چيست ؟
جواب بدهى را، گرچه به تدريج بايد ادا كنند و اگر تمكّن ندارند منتظر تمكّن شوند و بدون پرداخت بدهى برائت حاصل نمى شود.(36)
سؤ ال 2- كسانى كه اصلاً خمس نداده و نمى دهند وظيفه همسايه و خانواده آنها چيست ؟
جواب با رعايت شرايط امر به معروف ، او را امر به معروف نمايند و مالى را كه علم دارند متعلّق خمس بوده و خمس آن را ادا نكرده نمى توانند تصرف كنند.(37)
به نظر ما، نتايج سترگي را ميتوان از اين كار (نظريهپردازي مكتب اقتصادي اسلام) به دست آورد كه در موارد ذيل، خلاصه ميشوند:
1. امكان بررسي مقايسهاي اسلام با مكتبهاي ديگر
مقايسه ميان مكتبهاي گوناگون را نميتوان بر اساس چند و چون جزئيات هر مكتب انجام داد و تفاوت آنها فقط هنگامي آشكارا روشن ميشود كه مقايسة صورت گرفته، ميان محورهاي اصلي هر كدام از مكتبها باشد؛ زيرا - همچنان كه خود مرحوم صدر؛ نيز هنگام سخن گفتن از رابطة مكتب و قانون به اين مسأله اشاره كرده است - اجتهادهاي گوناگون كاربردي، ممكن است به تفاوتهاي ظاهري بينجامد؛ ولي اساس مكتبي آنها يكي باشد و حتماً به ناشفافي مرزها در اجرا و بدفهمي و حتي نوعي تلفيق و التقاط ميان مكتبهاي متضاد منجر ميشود؛ چيزي كه نزد بسياري از انديشهوران، آنان كه افكاري را طرح كرده و به اجراي آنها فراخواندهاند، به عيان ديدهايم؛ از جمله به طور مثال، ايدة (اسلام سرمايهداري) و (سوسياليسم اسلامي) و ... ، تا جايي كه برخيها تصور كردهاند هيچگونه تضاد و تناقضي ميان «اسلام» و «كمونيسم» وجود ندارد! اين درآميختگي عجيب و غريب، بيهيچ ترديدي زاييدة ناآگاهي از ويژگيهاي اصلي اسلام و ديدگاههاي مكتبي آن است. جهان اسلام از «التقاط»، «تلفيق»، «تركيبهاي متناقض» و ... رنج برده و هنوز هم رنج ميبرد؛ بدين سبب، كوششهاي شهيد صدر؛ به گونة بسيار جالبي در جهت طرح واقعيتها، تعيين مرزهاي عمومي و مشخص كردن مواضع قرار گرفته است و معتقديم كه ما به ادامة اين شيوه به منظور كشف و دستيابي ديگر ويژگيهاي اسلامي و تغذيه روحي و معنوي نسلهاي مسلمان و از آن جا واكسينه كردن آنان در برابر هر گونه انحراف و آشفتگي فكري نه تنها در عرصة اقتصاد بلكه در عرصههاي ديگر زندگي، به شدت نياز داريم و در عين حال نبايد از نقش اين گونه مطالعات و بررسيها در بيان برتري نظري اسلام در مقايسه با ديگر مكتبها غافل ماند.
2. تأثيرگذاري بر روند استنباط احكام فرعي
به گمان ما، اين كار (نظريهپردازي دربارة مكتب) ميتواند حتي بر روند استنباط احكام نيز تأثيري واقعي به جاي گذارد با اين توضيح:
أ. ممكن است مجتهد خود به قاعدهاي كه به اين روش استنباط ميكند به باور ويژهاي دست يابد و با فراواني احكامي كه چنان قاعدهاي را نشان ميدهد، بدان ايمان بياورد و همين نكته او را متقاعد سازد كه شارع مقدس، در صدور احكام فرعي بسياري، همين قاعده را مبناي عمل قرار داده است و در اين صورت، اين اعتماد و اطمينان خاطر بر روند استنباط او اثر ميگذارد و پيامدهاي آن در عرصههاي گوناگوني كه چه بسا بر اثر ضعفي در دولت، از آنها آگاه ميشود، نمود مييابد.
ب. و چه بسا ديد و سليقة خاصي را در وي به دنبال آورد كه مواضع او را حتي دربارة عمليات متداول استنباط نيز تغيير دهد؛ چرا كه ديد و سليقة فقهي، با استحساني كه شرعاً نهي شده است، تفاوت دارد. چنان چه اين سليقه، به ريشههاي شرعي قابل قبول مستند نبود، چه بسا سند يا دلالتي، قدرت لازم براي مطرح شدن را نمييافت.
چه بسا برخورد شهيد صدر؛ با دو روايت محمد بن فضيل دربارة «منع فروش دَين به بهايي كمتر از آن» و «ملاك بودن قيمت اسمي براي بدهكار» و پذيرش آنها به رغم كاستيهايي كه در استدلال براي اين دو روايت وجود دارد، از جمله ناشناختگي محمد بن فضيل، از همين جنبه ناشي ميشود. وي؛ ميگويد:
من شخصاً به لحاظ دروني، و نه به لحاظ فقهي نميتوانم با پذيرش رأي مخالف، كنار بيايم و در خود وشم فقهي خود چيزي نميبينم كه آشكارا ترك اين دو روايت و پذيرش ديدگاه مخالف آنها را توجيه كند.10
اطمينان خاطر و پذيرش دروني وي ممكن است از تأثير محورهاي اصلي مكتبي، در عرصة توزيع پس از توليدي ناشي باشد كه بدان دست يازيده بود.
به هر حال نميتوان تأثير درك خطوط و محورهاي اصلي مكتب در شكلدهي به ذوق و شم فقهي مجتهدان را كه خود داراي نقشي در نتايج استنباط احكام است، منكر شد.
3. تأثير سترگ بر روند اجراي شريعت اسلام
وقتي نقش نظريهپردازي در روند اجرا را درك كنيم، پذيرش اين ويژگي، كاملاً روشن به نظر ميرسد؛ به طور مثال، هنگامي كه دولت اسلامي شكل ميگيرد و ولي امر، عهدهدار حكومت ميشود، كار اجراي احكام اسلامي، مستلزم پشتوانة عظيمي از نظريات و ديدگاههاي اسلامي است كه با توجه به محورهاي اصلي و اساس ديدگاههاي اسلامي و مصالح عاليه اسلام و امت اسلامي و با در بر گرفتن انگيزهها و موانع گوناگون و به قصد اجرا در جامعه و تحقق ويژگيهاي پوياي جامعة اسلامي به مهمترين مشكلات و مسائل زندگي پرداختهاند.
ترديدي نيست كه نظرية مكتب اقتصادي اسلام، جاي خالي مهمي را در اين روند پر ميكند و به سوي تحقق حالتي ايدهآل، سوق ميدهد.
ما ان شأا در اين باره و ضمن پاسخ به ايراد دوم، با تفصيل بيشتري سخن خواهيم گفت.
ناگفته نماند كساني كه اين گونه ايراد ميگيرند، به رغم اين كه در زمان مطرح شدن اين پژوهش تعدادشان بسيار بود، اكنون ديگر، وجود آن چناني ندارند. اين امر نيز در فضاي ناآشنايي كه هنگام طرح اين انديشه و پژوهشها وجود داشت تا حدودي طبيعي است. متأسفانه هنوز هم به رغم نياز مبرم و گسترده و نيز وجود انگيزههاي عيني بسيار نيرومند، امثال چنين مباحثي مطرح نشدهاند.
مرحوم شهيد صدر؛ نيز خود، كار صورت گرفته را صرفاً كار و كوششي تلقي كرده كه بايد فعاليتها و تلاشهاي ديگري كه از برداشتهاي متفاوتي در هماهنگي ميان احكام نشأت گرفته باشد، آن را همراهي و تكميل كنند؛ ولي بدبختانه هنوز ديگراني را نديدهايم كه به ارائة اين برداشتهاي متفاوت اقدام كرده باشند و از خداوند متعالي مسألت داريم كه اين آرزو را تحقق بخشد تا مطالعات و پژوهشهاي به عمل آمده، سرچشمة پرباري در جهت اجراي احكام اسلام و تحقق آيندة درخشان حكومت فراگير اسلامي باشد.
ايراد دوم: ميزان مشروعيت اين عمل
چه بسا، اين مهمترين ايرادي باشد كه با ملاحظة اين كار ابتكاري، به ذهن خطور كند. پيش از اين به دو نوع اجتهاد در مراحل گوناگون اين كار اشاره داشتيم:
نوع نخست در عرصة استنباط احكام فرعي از ميان متون اصلي (كتاب و سنت) و بر اساس علم اصول فقه است كه اجتهاد مشروع و درستي شمرده ميشود و هيچ ترديدي هم در آن وجود ندارد و حتي اگر احتمال مخالفت آن با واقعيت اسلام نيز وجود داشته باشد، حجت بودن نتيجة استنباط، محرز است و در صورت مخالفت با واقعيت شرع نيز مجتهد را معذور ميدارد و مكلف را نيز به احكام عامل ميكند.
نوع دوم در عرصة استنباط محورهاي نظري احكام و مفاهيم است كه ايراد مزبور نيز به اين نوع، مطرح، و گفته ميشود كه چنين اجتهادي، حتي اگر احكام ياد شده از سوي مجتهد خبره در هر دو عرصه، استنباط شده باشد، به حجت قطعي نميانجامد. چگونه ميتواند حجيت داشته باشد حال آن كه خود مجتهد نيز برخي از آن احكام را نپذيرفته و از مجتهدان ديگر گرفته است؛ زيرا با ديگر احكامي كه بيانگر يك خط تئوريك تلقي ميشوند، هماهنگي بيشتري دارند.
در توضيح مطلب ميتوان گفت:
استنباط خط تئوريك (نظري)، به معناي وصل به چيزي است كه عرفاً يا عقلاً لازمة كلي اين احكام يعني محور فراگير و نظري است. ميدانيم كه بسياري از آن احكام در پي نبود دليل اجتهادي در مورد آنها، با بهرهگيري از اصول عملي از قبيل: «استصحاب»، «تخيير» و «احتياط» نتيجهگيري شدهاند.
اين نيز مسلم است كه بنا به تأكيد اصوليها، لوازم و پيامدهاي اصولي، حجت به شمار نميرود و حتي اگر هم فرض كنيم كه احكام اكتشافي همگي از امارات كه پيامدها و لوازم آن حجت تلقي ميشوند، ناشي شده باشد و دربارة اين كه پيامد جمع ميان دو حكم، از نظر حجت بودن در ديدگاه متداول عرفي از سوي شارع، به رسميت شناخته شده است، ترديدي واقعي وجود دارد كه به هر حال، نتيجة شك در حجيت اين پيامد (يعني محور نظري استنباطي) است و شك در اين حجيت نيز به تعبير اصوليها كافي است تا عدم چنين حجيتي را مسلم فرض كنيم.
راه حل كدام است؟
گفته بوديم كه وقتي اين ايراد - حتي در صورتي كه همة احكام از سوي مجتهدي استنباط شده باشد كه در پي استنباط خطوط و محورهاي مكتبي (نظري) است - وارد باشد، در حالتي كه اين مجتهد، احكامي را برگزيند كه ثمرة اجتهاد ديگران است و خودش به آنها ايمان ندارد، ايراد مزبور به طريق اَولي وارد است، و چنان چه محورها و خطوط استنباطي، حجيت و معذوريت و صحت انتساب به اسلام را از دست بدهند، چگونه ميتوان آنها را نظريهاي اسلامي تلقي كرد؟!
پاسخ به اين ايراد، به اين شرح است:
ما نيز ميپذيريم كه اصول عملي، لوازم و پيامدهاي خود را ثابت نميكنند؛ همچنان كه بر اين باوريم دليل حجيت داشتن، پيامد جمع ميان دو اماره را نيز ثابت نميكند و بر اين نيز واقفيم كه ترديد در حجت داشتن، براي قطعي دانستن عدم چنين حجيتي كافي است؛ با اين حال ميگوييم كه در عرصة نظريهها، چنان كه در عرصة احكام عملي فرعي به عنصر حجيت به شكل دقيق آن نياز است، نيازي نيست و فقط صحت انتساب آن به اسلام كافي است و اين جا است كه ما با مطرح كنندگان ايراد ياد شده، اختلاف نظر داريم. امام شهيد صدر؛ دقيقاً بر همين نكته انگشت گذاشته است:
و به همين خاطر، اين امكان وجود دارد كه انديشهوران گوناگون اسلامي در پي اختلاف اجتهادهاي خويش، تصاوير مختلفي از مكتب ارائه دهند كه هر كدام از آنها، تصاويري اسلامي از مكتب اقتصادي هم شمرده شود.
تو گويي آن استاد فقيد؛ در پي آن بود كه موارد ذيل را تأكيد كند:
نخست: همة نتايج ناشي از اجتهاد - مادام كه اسلام آنها را روا داشته است - شرعي و اسلامي به شمار ميروند.
دوم: مجموعة اسلام [و احكام اسلامي] به نسبتهاي متفاوتي در اين جا و آن جا، پراكنده است.
سوم: كمترين چيزي كه دربارة تصوير استنباطي از مجموعة احكام هماهنگ با يكديگر ميتوان گفت، اين است كه ميتواند واقعيت شريعت اسلام را صددرصد صادقانه ارائه دهد و امكان درستي و صادقانه بودن آن كمتر از هر تصوير ارائه شدة ديگري از ميان تصاوير فراواني كه در فقه اجتهادي ميتوان سراغ كرد، نيست و بدين ترتيب، توجيههاي شرعي خود را دارد؛ زيرا بيانگر اجتهادهاي مشروع اسلامي برداشت شده از محتواي كتاب و سنت و در حال و هواي آن است.
اشاره:
کتاب "اندیشه های اقتصادی حضرت امام خمینی (س) " مجموعه ایست از دیدگاهها و نظرات رهبری انقلاب و بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (س) که توسط آقای محسن آژینی تهیه و تنظیم شده و اکنون در دست چاپ می باشد و به زودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. در این کتاب، نویسنده، مجموعه نظرات اقتصادی حضرت امام (ره) را از کتاب "صحیفه نور" و منابع دیگر استخراج و دسته بندی کرده وبا تجزیه و تحلیل آنها، جمعبندی نظرات امام (س) را پیرامون مهمترین موضوعات اقتصادی ارائه نموده است. در اینجا گزیده ای از کتاب یاد شده را نقل می نماییم:
مقدمه:
حضرت امام خمینی (س) بعنوان معمار بزرگ انقلاب اسلامی طی دوران حیات سیاسی، علمی و مبارزاتی شان - بویژه در طول چهار دهه رهبری انقلاب خونبار اسلامی (از سال 1340 به بعد) - در سخنرانیها، پیامها، نامه ها، نوشته ها و. . . خطوط اساسی نهضت اسلامی را در زمینه های مختلف بطور واضح و روشن، بیان فرموده اند. کلیه مطالبی که به صورتهای مختلف از معظم له صادر شده، همواره روشنگر راه ملت مسلمان ایران وتعیین کننده اصولی بوده که انقلاب اسلامی ملت ایران، تنها بر پایه آن اصول قابل تحلیل و بررسی است. این انقلاب بزرگ بدون در نظر گرفتن مجموعه بیانات و رهنمودهای امام خمینی (س) معنا و مفهومی نخواهد داشت.
یکی از مباحث بسیار مهم که در بیانات امام خمینی سهم عمده ای را به خود اختصاص داده است "مباحث اقتصادی" است.
در اینجا برخی از موضوعات مهم اقتصادی را که در سخنان معظم له مطرح شده است، مورد بررسی قرار می دهیم.
اهداف نظام اقتصادی اسلام
نظام اقتصادی اسلام دارای سمت و سو و اهداف مادی و معنوی معینی است که می توان آنها را به شرح زیر طبقه بندی کرد:
1- هدایت مردم به سمت اخلاق کریمه و ارزشهای معنوی.
2- استقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه.
3- رشد استعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها.
4- ریشه کن کردن فقر در جامعه.
5 - اولویت دادن به منافع و مصالح مستضعفان و محرومان و رسیدگی خاص به آنها.
6- برآوردن نیازهای اقتصادی مشروع و معقول مردم.
7- رشد و شکوفایی اقتصادی و بارور کردن تجارت، صنعت و کشاورزی و. . .
8 - ایجاد رفاه، آسایش و امنیت اقتصادی برای عموم افراد جامعه.
9- پرهیز از وابستگی اقتصادی به بیگانه و نفی سلطه اجانب بر اقتصاد کشور.
10- گسترش مشارکت عمومی مردم بویژه مستضعفان و محرومان در اقتصاد.
از نظر حضرت امام (س) اقتصاد، اصولا در اسلام هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تکامل معنوی جامعه است. همچنین تبیین و پیاده کردن نظام اقتصادی اسلام بعهده علما و محققین اسلامی و کارشناسان مسلمان و متعهد است که باید اولا نظام اقتصادی اسلام را مطابق نیازها، شرایط و مقتضیات روز از منابع اسلامی استخراج، تبیین و تدوین نمایند و ثانیا طرحها و برنامه هایی برای تحقق آن ارائه دهند.
رهنمودها:
"مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده است و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی پذیرد. "
"ص. ن - ج 4 - ص 167 و 168 - 18/10/1357"
"مجموعه قواعد اسلامی در مسائل اقتصادی، هنگامی که در کل پیکره اسلام بصورت یک مکتب منسجم ملاحظه شود و همه جانبه پیاده شود، بهترین شکل ممکن خواهد بود، هم مشکل فقر را از میان می برد و هم از فاسد شدن یک عده بوسیله تصاحب ثروت جلوگیری می کند و درنتیجه کل جامعه را از فساد حفظ می کند و هم مانع رشد استعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها نمی شود. "
"ص. ن - ج 4 - ص 176 و 177 - 18/10/1357"
"باید نظام اقتصادی اسلام را در مجموعه قوانین و مقرر ات اسلامی، در کلیه زمینه ها و شئون فردی و اجتماعی ملاحظه کرد. این مسلم است که از نظر اسلامی حل تمامی مشکلات و پیچیدگی ها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاص حل نمی شود و نخواهد شد، بلکه مشکلات را در کل یک نظام اسلامی باید حل کرد و از معنویت نباید غافل بود که کلید دردهاست. "
"ص. ن - ج 4 - ص 213 - 23/10/1357"
"این بر عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه های سازنده و دربرگیرنده منافع محرومین و پا برهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سؤ و مخرب آن چه بسا بعداز استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد، ولی ارائه طرحها و اصولا تبیین جهتگیری اقتصادی اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلامی هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفایی و پرورش استعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می کند و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوئیها می گردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه می کند. "
"ص. ن - ج 20 - ص 128 و 129 - 6/5/1366"
انقلاب اسلامی، مستضعفین و محرومین
حضرت امام (س) ، انقلاب اسلامی را انقلاب محرومین و مستضعفین می دانستند. از آغاز نضج گیری انقلاب اسلامی در سال 1342، این محرومین و مستضعفین بودند که در صف اول انقلاب جانفشانی کردند و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون این طبقه است. قشرهای سرمایه دار و مرفهین بی درد، نقشی در انقلاب اسلامی نداشتند. انقلاب اسلامی اصولا از جانب مستضعفین علیه مستکبرین برپا شد و پایه های حکومت طاغوت را که مستظهر به پشتیبانی مستکبران جهانی بود، متزلزل کرد و طومار آن را در هم پیچید.
همچنین در طول یک دهه پر حادثه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قشرهای مستضعف، در تمام صحنه ها، از انقلاب حمایت جانی، مالی، سیاسی و اقتصادی کردند که نمونه بارز آن را در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مشاهده کردیم. به جرات می توان ادعا کرد که اگر در جنگ تحمیلی، حمایتها و فداکاریهای قشر محروم نبود، انقلاب اسلامی هرگز نمی توانست در مقابل فشارهای استکبار جهانی مقاومت کند. در بحبوحه جنگ، این طبقه محروم بود که با حضور گسترده خود درجبهه ها، از اسلام و انقلاب دفاع کرد. نگاهی گذرا به وضع زندگی شهدا و ایثارگران جنگ تحمیلی، نشان می دهد که آنها غالبا از اقشار محروم و مستضعف هستند.
یکی از خدمات بزرگ مستضعفین و محرومین به انقلاب، صبر و استقامت آنان در مقابل کمبودها و مشکلات بوده است. آنها علی رغم ضعف اقتصادی و مادی، تمام فشارها، کمبودها و تورم ناشی از هزینه های عظیم جنگ و محاصره اقتصادی دشمنان را به جان پذیرفته و بدون اظهار کوچکترین گله و شکایتی، کریمانه همه مشکلات را تحمل کردند.
حساسیت نقش محرومین و مستضعفین در حمایت از انقلاب اسلامی را می توان از بغض و کینه دشمنان اسلام و انقلاب نسبت به این قشر، پی برد. در طول مبارزات قبل و پس از پیروزی انقلاب، این قشر همواره آماج تهاجمات دشمنان انقلاب اسلامی بوده اند که از نمونه های بارز این تهاجمات، می توان به ترورهای منافقین اشاره کرد. عمده ترورها و انفجارهای منافقین کوردل، در مناطق محروم و مستضعف نشین انجام گرفت. در آینده نیز قشرهای محروم و مستضعف جامعه، پشتیبانان اصلی انقلاب و نظام اسلامی خواهند بود.
رهنمودها:
"با صراحت خواست های ما را که خواست همه مستضعفین است به آنان [افراد گمراه] گوشزد کنید و شعار ما را که شعار ملت محروم و مظلوم است به آنان پیشنهاد کنید. "
"ص. ن - ج 2 - ص 112 - 16/7/1357"
"بررسی کنید اشخاصی که در پانزده خرداد جان دادند، سنگ قبرهای آنها را ببینید، کی بودند اینها؟ اگر یک سنگ قبر از این قشرهای دیگر غیر اسلامی پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته اند، اگر در قشرهای اسلامی یک سنگ قبر از آن درجه های بالا پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته اند، ولی پیدا نمی کنید. هرچه هست از این قشر پایین است، این قشر کشاورز است، این قشر کارگر است، این تاجر مسلم است، این کاسب مسلم است، این روحانی متعهد است، هرچه هست از این قشر است، پس 15 خرداد را به تبع اسلام اینها بوجود آوردند و به تبع اسلام اینها حفظ کردند و به تبع اسلام اینها نگهداری می کنند. "
"ص. ن - ج 7 - ص 54 - 15/3/1358"
"این نهضت از برکت شما زاغه نشین ها و امثال شما، یعنی این طبقه محروم، به برکت شما پیش رفت نهضت، شما طبقه محروم، چه دانشگاهی و چه روحانی و چه زاغه نشین ها و کارگرها بودید که اینطور با وحدت کلمه و بانگ الله اکبر پیش بردید. "
"ص. ن - ج 9 - ص 271 - 17/7/1358"
"این توده محروم ملت ما از کارگر و کشاورز و دانشجو و شما همه انقلاب را به پایان رساندید. "
"ص. ن - ج 12 - ص 192 - 4/4/1359"
"همه چیزهایی که ما داریم از این مردم است خصوصا از این مستضعفین، آن بالایی ها به مردم کاری ندارند، آنها مشغول کار خودشان هستند، آنها ناراضی می خواهند درست کنند. "
"ص. ن - ج 15 - ص 216 - 23/8/1360"
"جنوب شهری های محروم و طبقه مظلوم در طول تاریخ با تعهد به ارزشهای انسانی و اسلامی بیشتر و مصمم تر در مقابل قدرتها و وابستگان و دلباختگان به آنها بپا خاسته و می خیزند و اینان هستند که با مشت گره کرده خود و حضور دائم در صحنه اسلام، قدرتها را در هم می کوبند و طمع کاران را که به دنبال قدرتها بودند، مایوس نمودند. "
"ص. ن - ج 17 - ص 42 - 10/7/1361"
جنگ تحمیلی
"اگر همراهی این توده های محروم نبود، حکومت نمی توانست برقرار باشد و ارتش نمی توانست این جنگ را آنطور که حالا به پیروزی رسانده اند، برسانند. "
"ص. ن - ج 16 - ص 71 - 19/12/1360"
"الان هم وقتی به جبهه ها می روید یک نفر مرفه نمی بینید و یا اگر ببینید کم است، بقیه مستمندان هستند، همین مردم محروم هستند که انقلاب کردند و پیروز شدند. "
"ص. ن - ج 18 - ص 62 - 19/5/1362"
مشکلات و کمبودها
"قشرهایی که انقلاب را با فداکاری بی دریغ و جان نثاری سخاوتمندانه بی هیچ چشم داشتی به پیروزی رسانده و از پیروزی تاکنون برای دفاع از انقلاب و رفع مشکلات از پای ننشسته اند و تاکنون با آنکه سنگینی انقلاب به دوش آنان بوده است توقع نام و نشان و مقامی نداشته و ندارند، اینان توده های میلیونی و محرومان جامعه هستند. "
"ص. ن - ج 16 - ص 43 - 21/11/1360"
"انصافا ما رهین منت این توده های بزرگواری هستیم که همه چیزشان را می دهند و چیزی هم نمی خواهند، از آن پیرزنها که آن چیزی که در طول عمرشان تهیه کردند حالا می آیند برای اسلام می دهند تا آن اشخاصی که قلکشان را می شکنند و پولش را می آورند برای اسلام می دهند. "
"ص. ن - ج 17 - ص 63 و 64 - 25/7/1361"
ا دشمنان اسلام "انفجار کجا واقع می شود؟ انفجار در پایین شهر واقع می شود، آنجایی که این کارگرها و اینها مهیایند برای اینکه بروند پیش زن و بچه هایشان یا مهمانخانه هایی که از اشخاص طبقه پایین یعنی از حیث ثروت نه از جهات دیگر، در اینجا زندگی می کنند. "
"ص. ن - ج 17 - ص 49 - 11/7/1361"
خدمت به مستضعفین و محرومین
خدمت به محرومین و مستضعفین یکی از مسائلی است که مورد توجه جدی حضرت امام (س) بوده است. از نظر ایشان خدمت به این قشر ارزشمند، در وهله اول اعطای حق آنها به خودشان است. طبق تعریف، مستضعفین کسانی هستند که توسط حکومتهای ستمگر و طاغوتیان به ضعف کشیده شده اند و حق آنها غصب، و امکانات و مواهب الهی به ناروا از آنها دریغ شده است، لذا خدمت به مستضعفان، قبل از آنکه امداد و کمک به آنها باشد، استرداد حق به صاحبان آن است.
از نظر حضرت امام (س) هدف مادی خدمت به مستضعفان و محرومان، برخورداری آنها از یک زندگی متوسط و آبرومند است تا بتوانند در حد شان خود، از امکانات اقتصادی بهره مند شوند.
با توجه به اینکه تجمع ثروت بیش از حد متعارف، اکثر انسان ها را به انحراف از حق می کشاند، لذا تامین زندگی متوسط و متعارف برای محرومین، علاوه بر آنکه آنها را از استضعاف و محرومیت خارج می کند، از ایجاد زمینه های انحراف نیز جلوگیری خواهد کرد.
اصولا خدمت به مستضعفین و محرومین دارای ارزش معنوی بسیار والایی است. از ویژگیها و خصایص اولیا و انبیا الهی و ائمه معصومین (ع) خدمت به محرومین و مستضعفین بوده است. خدمت به این طبقه محترم، تنها در کمک مالی و در محدوده زمانی و مکانی خلاصه نمی شود بلکه دارای گستره وسیعی است و همه مظلومان گیتی را شامل می شود. خدمت به محرومان و حمایت از آنها می تواند ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قولی و عملی داشته باشد و هر مسلمان غیرتمند موظف است در حد وسع و توان و به هر شکل ممکن، این وظیفه مهم را به انجام رساند.
در نزد پروردگار تبارک و تعالی، خدمتگزاری به همه مسلمین و مومنین دارای ارزش و اهمیت است ولی خدمت به اقشار محروم و مستضعف دارای اولویت، ارزش و اهمیت ویژه ای است. همچنین کیفیت خدمت به مستضعفین نباید بصورتی باشد که عزت و احترام آنها را مخدوش کند. خدمتگزار باید خدمت به محرومان را یک وظیفه; و افتخار و خود را محتاج آنان بداند، نه محرومان را محتاج کمک خویش! در اینصورت است که احترام و شرافت محرومان محفوظ خواهد ماند.
آخرین نکته ای که در بیانات حضرت امام (س) در این مورد مطرح شده، وظیفه نظام اسلامی در خدمت به محرومین و مستضعفین است. حضرت امام (س) همواره مستضعفان را صاحبان انقلاب و کشور و ولی نعمتان مسئولان و کارگزاران نظام می دانستند و کرارا مسئولین کشور را به خدمتگزاری آنها توصیه می فرمودند. نظام اسلامی وظیفه دارد که بطور ریشه ای، در ابعاد مختلف، اعم از تقنین، اجرا و قضاء، مسائل و مشکلات قشرهای محروم را حل کرده و در هر حال منافع و مصالح قشرهای محروم را در اولویت قرار دهد.
از نظر امام (س) ، بی توجهی مسئولان کشور به منافع قشر مستضعف و بی تفاوتی سبت به دردهای آنها، انحراف از اصول اسلامی و انقلابی تلقی می شود.
رهنمودها:
خدمت به مستضعفین و محرومین به مثابه یک وظیفه و عبادت بزرگ است.
"این نهضت را به آخر برسانید که حکومت اسلامی انشاءالله تاسیس بشود و تمام اقشار ملت، تمام مستضعفین به حقوق حقه خودشان برسند. "
"ص. ن - ج 6 - ص 8 - 4/2/1358"
"ما باید دستمان را باز پیش ملت دراز کنیم، برای اینکه این مستضعفین و این بیچاره ها و این زاغه نشین ها را نجاتشان بدهیم، باید به ملت رجوع کنیم و ملت این کارها را بکند، همه مان یعنی با هم، همه مان روی هم رفته دست به هم بدهیم که یک وضع متوسطی برای اینها حاصل بشود. . . اینها آنقدرها نمی خواهند، آنقدری که یک زندگی متوسطی، همچو نباشد که هرچه را دست بگذارد، نداشته باشد. "
"ص. ن - ج 8 - ص 39 - 15/4/1358"
"در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است. "
"ص. ن - ج 16 - ص 202 - 25/3/1361"
"به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است. "
"ص. ن - ج 21 - ص 201 - 15/3/1368"
"بیایید تمام قلمها و تمام قدمها و تمام گفتار ما بر منافع این قشر مستضعف باشد. . . قلمها را در راه خدمت به این خلق به کار بیندازید، گفتار را در راه خدمت به مستضعفین و اعمال را در خدمت به مستضعفین. "
"ص. ن - ج 10 - ص 128 - 13/8/1358"
"ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد. "
"ص. ن - ج 20 - ص 147 - 1/6/1366"
حفظ احترام و عزت مستضعفین و محرومین
"یکی دیگر رفتاری است که با مردم و با این توده های مستضعف می شود. چه بسا باشد که خدمتها، خدمتهای ارزنده است لکن گاهی برخورد با بعضی افراد، یک برخوردی است که خدمت را هم پایمال می کند. مهم این است که اقعا احساس بکنند این خدمتگزارها که خدمتگزارند، احساس این معنا را بکنند که این توده ها، بندگان محروم خدا هستند و بندگانی هستند که قبل از انقلاب آنقدر محرومیت داشتند و در انقلاب آنقدر خدمت کرده اند و بعداز انقلاب هم تا قیام به امر درست نشده است، باز جز محرومین بوده اند و شما می خواهید به اینها خدمت کنید و خدمتگزار آنها هستید، مبادا یک وقتی در ضمن اینکه شما خدمت را می کنید یک درشتی ای باشد که خدمت شما را در خودش محو کند. "
"ص. ن - ج 17 - ص 69 و 70 - 12/8/1361"
نظام اسلامی و مستضعفین و محرومین
"برای این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمی که شما را به اینجا رسانده اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبس بودید یا در قبرستانها. برای اینها باید دمت بکنید، همه مان خدمت بکنیم، هرکس به هر اندازه ای که می تواند. "
"ص. ن - ج 19 - ص 226 - 13/6/1364"
"اگر این مردم خصوصا این مستضعفین، خصوصا این جنوب شهری ها به اصطلاح پا برهنه ها اگر اینها نبودند شماها یا در حبس الان بودید یا در تبعید بودید یا در انزوا. "
"ص. ن - ج 15 - ص 216 - 23/8/1360"
"اگر نبود این همت این محرومان و همت این روستاییان و همت این جنوب شهری ها، اگر نبود این، نه رژیم سابق ظلمش از بین رفته بود و نه ما در مقابل مشکلات می توانستیم مقاومت کنیم، همه اینها از برکات اینهایی هستند که شما به امداد آنها برخاسته اید و آنها لایق این هستند که ما با تواضع به خدمت آنها برویم و برای آنها خدمت کنیم، همه خدمتگزار آنها باید باشیم، آنها به ما منت دارند که ما را از این قیدی که ابرقدرتها به دست و پای ما بسته بودند نجات دادند. آنها به کشور ما منت دارند که اسلام عزیز را در این کشور حاکم کردند. "
"ص. ن - ج 17 - ص 246 - 18/2/1362"
"ما و همه مقامات جمهوری اسلامی مرهون ملت فداکار خصوصا قشر ضعیف و مظلوم هستیم. . . این حقیقت همیشه باید در پیش چشم همه باشد که همه خدمتگزار این قشر باشیم. "
"ص. ن - ج 19 - ص 222 - 13/6/1364"
اولویت منافع و مصالح مستضعفین و محرومین نسبت به دیگران
"همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پا برهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین و در کنار مستمندان و پا برهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی ست که نصیب اولیاء شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه می دهد که بحمدالله در جمهوری اسلامی ایران، اساس این تفکر و بینش در حال پیاده شدن است. "
"ص. ن - ج 20 - ص 129 - 6/5/1366"
"خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیا و امیرالمومنین و ائمه معصومین - علیهم السلام - سازگار نیست. "
"ص. ن - ج 20 - ص 129 - 6/5/1366"
مستضعفین و مستکبرین، دو قطب رویاروی
در بخشی از بیانات حضرت امام (س) علاوه بر مستضعفین، به مستکبرین نیز اشاره شده بصورتی که مستضعفین و مستکبرین غالبا بعنوان دو قطب مقابل هم مطرح شده اند. دو قطبی که همواره به عنوان دو نیروی متقابل، مطرح بوده و به یک اعتبار، تاریخ، صحنه مبارزه بین این دو نیرو است. در این مبارزه و نبرد دائمی، گاهی مستضعفین و گاهی مستکبرین، نیروی پیروز بوده اند که البته طبق وعده های تخلف ناپذیر الهی، پیروزی نهایی از آن مستضعفین خواهد بود.
واژه "استکبار" از نظر حضرت امام (س) ، یک مفهوم عام و یک مفهوم خاص دارد. مفهوم عام آن، کبر ورزیدن و خود را از همه برتر پنداشتن و دیگران را مطیع و زیردست خود خواستن است. طبق این تعریف، هر انسان غیر مهذب و خودنساخته، آثار و رگه هایی از کبر و استکبار را در وجود خود دارد که البته شعاع آن در انسانهای مختلف، تفاوت دارد. معنی خاص مستکبر، بیشتر رنگ سیاسی - اجتماعی داشته و شامل حکومتها، سلاطین و قدرتهایی است که برای اعمال سلطه بر مردم ضعیف و محروم، تلاش می کنند. آنچه که در بیانات حضرت امام (س) تحت عنوان "مستکبرین" در مقابل "مستضعفین"، مطرح شده عمدتا با مفهوم خاص آن تطابق دارد. از نظر امام (س) ، مستضعفین و محرومین در تمام دورانهای تاریخی و ادیان آسمانی و در زمان همه پیامبران الهی، همواره علیه مستکبرین زمان خود در نبرد و مبارزه بوده اند.
انبیاء بزرگی چون حضرت موسی (ع) با فرعون و فرعونیان، حضرت عیسی (ع) با سلاطین زمان خود، حضرت ابراهیم (ع) با نمرود و نمرودیان، حضرت رسول اکرم (ص) با مستکبرین جهانی چون ایران و روم و کفار و مشرکین قریش، ائمه معصومین (ع) با سلاطین زمان خود; و اولیاء و رهبران اسلامی و شیعی نیز در زمان غیبت با حکام ستمگر، همواره در مبارزه و ستیز بوده اند. خداوند تبارک و تعالی ضمن بیان این مبارزه دائمی بعنوان یکی از سنتهای الهی و نوامیس خلقت در قرآن کریم، پیروزی نهایی مستضعفین بر مستکبرین را بشارت داده و وراثت نهایی زمین را از آن مستضعفین و محرومین دانسته است. همچنین از نظر حضرت امام (س) بسیاری از احکام اسلام ناظر بر مبارزه و نبرد دائمی بین مستضعفین و مستکبرین است که ازجمله این احکام، مراسم سیاسی - عبادی حج است. حضرت امام (س) مستکبرین را علی رغم دارا بودن قدرت و ابهت ظاهری، از درون بشدت پوسیده و پوشالی می دانند و معتقدند که نباید قدرت ظاهری آنها، مستضعفان را فریب داده و یا مرعوب کند، بلکه مستضعفان باید با ادامه جهاد و مبارزه، زمین را از لوث وجود این دشمنان بشریت، پاک کنند. حضرت امام (س) اصولا بروز و ظهور انقلاب اسلامی را برمبنای جهاد مستضعفین علیه مستکبرین تعلیل و تحلیل کرده و یکی از اصول و اهداف اصلی و جاودانه این انقلاب بزرگ را، سرنگونی قدرتهای استکباری عالم عنوان فرموده اند. ایشان اولین نماد ضد استکباری انقلاب اسلامی را سرنگون کردن استکبار شاهنشاهی 2500 ساله در ایران دانستند و آنرا بعنوان نمونه و الگویی قابل تکرار، به مستضعفین عالم عرضه کردند.
یکی از نکاتی که در بیانات حضرت امام (س) مطرح شده، توطئه ها و القائات شیطانی مستکبرین علیه ادیان الهی و خصوصا دین مبین اسلام است. ایادی و عوامل آشکار و پنهان مستکبرین برای مبارزه با ادیان الهی، در جوامع اسلامی چنین تبلیغ کرده اند که اصولا ادیان و انبیاء الهی ساختگی بوده و از سوی حکومتها، سلاطین و سرمایه داران برای فریب مردم و مستضعفین ایجاد شده است! دشمنان اسلام، در مجامع روشنفکران مسلمان جهان اسلام، این فکر شیطانی را تبلیغ می کنند که ادیان و انبیاء الهی، مردم و محرومین را تخدیر کرده و آنها را از مبارزه با مستکبرین و قدرتمندان باز می دارند; بدینوسیله پایه های ظلم و ستم ستمگران تحکیم گشته و مظالم آنها تداوم می یابد! !
با وجود اینکه این توطئه و تبلیغات کینه توزانه، ظاهری انقلابی و ضد استکباری دارد ولی حضرت امام (س) آن را ساخته و پرداخته خود مستکبرین و قدرتمندان می دانند، تا بدین وسیله ایمان توده ها و محرومین، به ادیان الهی و انبیاء عظام متزلزل شود. علت اصلی هم آن است که در طول تاریخ، ادیان الهی موتور حرکت انقلابی مردم ، و انبیاء عظام، هدایتگر توده ها در مبارزه با طواغیت بوده اند.
حضرت امام (س) طی بیانات مبسوطی به این القائات و تبلیغات شیطانی پاسخ داده اند. ایشان با ذکر شواهد و دلایلی متقن از متن کتب آسمانی و تاریخ مبارزات انبیاء الهی با مستکبرین و جباران، به مجاهدات انبیاء بزرگی چون حضرت ابراهیم (ع) ، حضرت موسی (ع) و پیامبر بزرگوار اسلام (ص) با کفار، مشرکین و قدرتمندان و سرمایه داران زمان خود اشاره کرده و آنها را نمونه های روشنی از ستیز دائمی ادیان و انبیاء الهی - بویژه مکتب نجاتبخش اسلام - با مستکبرین و جباران دانسته اند. حضرت امام (س) همچنین ضمن بیان مبارزات روحانیت اسلام با قدرتمندان و مستکبران و حمایت آنان از محرومین و مستضعفین در طول تاریخ، القائات دشمنان اسلام و نظرات برخی از روشنفکران منحرف را در مورد روحانیت اسلام، رد کرده اند.
رهنمودها:
مفهوم استکبار و مستکبرین
"مستکبرین منحصر نیستند به سلاطین، منحصر نیستند به روسای جمهور، منحصر نیستند به دولتهای ستمگر، مستکبرین یک معنای اعمی دارد. یک مصداقش همان اجانبی هستند که تمام ملتها را ضعیف می شمرند و مورد تجاوز و تعدی قرار می دهند یک مورد هم همین دولتهای جابر و سلاطین ستمگر که ملتهای خودشان را ضعیف می شمرند و به آنها تعدی می کنند.
هر فرد می شود که مستکبر باشد و می شود مستضعف باشد اگر من به زیردستهای خودم ولو چهار نفر باشند، تعدی و تجاوز کردم و آنها را کوچک شمردم، بنده خدا را کوچک شمردم من مستکبرم و او مستضعف و مشمول همان معنایی است که مستکبرین و مستضعفین هستند"
"ص. ن - ج 6 - ص 272 و 273 - 4/3/1358"
ادیان و انبیای الهی و مبارزه با مستکبرین
"قیامهای انبیاء همیشه اینطوری بوده که یکی از بین خود اینها، از بین خود این مومنین که از طبقه پایین بودند، از خود همین مردم پایین، یکی انتخاب می شد برای اینکه تبلیغ کند و کارش هم، یکی از کارهایش هم این بود که همین جمعیت مستضعف مقابل مستکبر را تجهیز می کرد با تبلیغاتی که می کرد، مهیا می کرد، تجهیز می کرد بر ضد آنها، بر ضد مستکبران. "
"ص. ن - ج 8 - ص 178 - 30/4/1358"
"خداوند را سپاس می کنم که اراده فرمود منت بر مستضعفین بگذارد علیه مستکبرین و زمین را از لوث مستکبرین پاک کند، مستضعفین را به - زمین - حکومت برساند. اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلیمات اسلام برای همین معناست که مستکبری در زمین نباشد و نتوانند مستکبرین، مستضعفین را استعمار و استثمار کنند. ما به تبع تعالیم عالیه قرآن و آنچه از اسلام بر سیره رسول اکرم و ائمه مسلمین بدست آوردیم و از سیره انبیاء چنانچه در قرآن نقل می فرماید بدست آورده ایم آن است که مستضعفین با هم مجتمع شوند و بر مستکبرین ثوره (انقلاب) کنند و نگذارند حقوق آنها را ببرند. "
"ص. ن - ج 6 - ص 71 - 4/2/1358"
"نظامهای الهی و در راس آنها اسلامی به [نفع] استضعاف است که به نفع مستضعفان علیه مستکبران در طول تاریخ در ستیز بوده اند و به استعمار و استضعاف "نه "گفتند. "
"ص. ن - ج 15 - ص 158 - 27/6/1360"
"پایه حکمرانی جباران عصر در این مرز و بوم فرو ریخت و تخت و تاج دوهزار و پانصد ساله فرعون گونه ستمشاهی به دست توانای زاغه نشینان و ستمدیدگان تاریخ بر باد رفت. "
"ص. ن - ج 18 - ص 11 - 15/3/1362"
القائات استکباری علیه ادیان و روحانیت
"تبلیغاتی کردند به اینکه هر معمم و آخوندی، درباری است. اصل دین را، اینها دین را آن که بجا آورده برای افیون است دین. اینها، قدرتمندها دین را ایجادکرده اند و دینی را که اینها ایجاد کردند قدرتمندها بودند برای اینکه مردم را خواب کنند و آنها قدرت خودشان را اعمال بکنندکه مبادا توده ها بر ضد قدرتمندها چیز بشوند، اینها با وعده بهشت و با وعده اینطور چیزها مردم را آرام می کنند، لالایی می گویند برای مردم، مردم را بیهوش می کنند و قدرتمندها مردم را می چاپند. در صورتی که اگر هر منصفی به تاریخ انبیاء مراجعه کند می بیند که انبیاء بودند که توده ها را بیدار می کردند بر ضد دولتها. "
"ص. ن - ج 6 - ص 31- 29/1/1358"
"تمام ادیان آسمانی از بین توده ها برخاسته است و با کمک مستضعفین بر مستکبرین حمله برده است. مستضعفین در همه طول تاریخ به کمک انبیاء برخاسته اند و مستکبرین را به جای خود نشانده اند. "
"ص . ن - ج 6- ص 189- 26/2/1358"
" تبلیغات آنها (استعمارگران) به قدری بوده است که شاید در بین خود ماها و شاید در بین جوانهای ما این معنا را به باور رساندند، به ثبت رساندند که خیر، اصل دین برای یک همچو چیزی است، در صورتی که عکس مطلب بوده است. در خارج همه می دانند که عکس بوده است، همیشه نزاع ما بین پیغمبرها از توده ها شروع شد بر ضد مستکبران، بر ضد قدرتمندها. "
"ص. ن - ج 6- ص 31- 29/1/1358"
"اسلام از توی ضعفا پیدا شده است، از اغنیا که پیدا نشده است، از این گداهای مدینه و مکه اسلام پیدا شد، از این بیچاره ها و ضعیفها پیدا شده است و انبیای دیگر هم همینطور بودند چون اشراف نبودند که طرفدار اشراف باشند، انبیاء از همین ضعفا هستند، از بین همین توده ها پیدا شدند و طرفدار همین توده ها هم هستند. "
"ص. ن - ج 4- ص 59- 20/9/1357"
"در اسلام پیغمبر اکرم از بین مستضعفین برخاست و با کمک مستضعفین، مستکبرین زمان خودش را آگاه کرد یا شکست داد. "
"ص. ن - ج 6- ص 189- 26/2/1358"
"این منطق که اسلام یا سایر ادیان از مخدرات است، این منطق اجانب است که می خواهند مال شما را بخورند، می خواهند ما را از قرآن منفصل کنند تا اینکه پشتوانه ای نداشته باشیم. "
"ص. ن - ج 2- ص 238- 8/8/1357"
نظام اسلامی و مستضعفین و محرومین
نظام اسلامی در قبال مستضعفین و محرومین جامعه دارای مسئولیتهای خطیری است که حضرت امام (س) همواره این مسئولیتها را به مسئولان حکومت اسلامی در تمام سطوح، اعم از مسئولین اجرایی، نمایندگان مجلس، قضات و دیگر مسئولین، گوشزد می کردند. از مهمترین وظایف حکومت اسلامی خدمت به مستضعفان و محرومان جامعه و خارج کردن آنها از استضعاف و محرومیت است و این مهم تنها در کمک های امدادی و مقطعی خلاصه نمی شود بلکه وجه مهمتر آن، مبارزه ریشه ای با استضعاف و محرومیت است. مسئولان نظام در ابعاد سیاستگذاری، برنامه ریزی، قانونگذاری و اجرا باید ریشه کن نمودن محرومیت و استضعاف را بعنوان یک اصل اساسی و روح حاکم بر کلیه قوانین و برنامه ها، مد نظر داشته باشند.
از نظر حضرت امام (س) کمرنگ شدن خدمت به محرومین و خدای ناکرده بی تفاوتی و بی توجهی نسبت به آنها، انحراف از اصول ومعیارهای اسلامی و انقلابی است.
با توجه به اینکه مستضعفین و محرومین جامعه در طول تاریخ اسلام و بویژه در جریان پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی، اساسی ترین و مؤثرترین نقش را داشته اند، لذا حکومت اسلامی باید مصالح آنها را نسبت به دیگران در اولویت قرار دهد. منافع و مصالح مستضعفین در همه ابعاد اعم از سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بویژه اقتصادی نسبت به دیگر اقشار اولویت دارد و این اولویت نه تنها در شعارها بلکه در عمل و اجرا نیز باید نمود داشته باشد.
رهنمودها:
"مبارزه اسلام با زراندوزان بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود. "
"ص. ن - ج 20- ص 129- 6/5/1366"
"در جمهوری اسلامی برای فقرا فکر رفاه خواهد شد. "
"ص. ن - ج 5- ص 279- 21/1/1358"
"آنهایی که دارای یک مکنتی هستند . . . کمک کنند تا اینکه ریشه این محرومیت انشاءالله به همت والای همه کشور و همه علما و غیر علما این ریشه فاسد از بین برود و همه افراد این ملت یک زندگی متوسطی که باید داشته باشند، داشته باشند. "
"ص. ن - ج 17- ص 247- 18/2/1362"
"این مستضعفین و این مستمندان را انشاءالله ما از آن مشکلاتی که دارند، محرومیتهایی که در طول تاریخ اینها کشیده اند ما بتوانیم و شماها بتوانید انشاءالله آنها را از این محرومیت ها نجات بدهید و همه آنها را انشاءالله به رفاه در دنیا و آخرت انشاءالله برسانید. "
"ص. ن - ج 15- ص 284- 23/10/1360"
"ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد. "
"ص. ن - ج 20- ص 235- 29/4/1367"
"هیچگاه سلاح مبارزه با ظلم و استکبار و استضعاف را بر زمین نگذارید. "
"ص. ن - ج 19- ص 296- 8/2/1365"
"برای همه انشاءالله رفاه خواهد شد و این اختلافات طبقاتی ننگین به آن صورت نخواهد ماند. "
"ص. ن - ج 6- ص 20- 26/1/1358"
"مسئولین محترم کشور ایران علیرغم محاصرات شدید اقتصادی و کمبود درآمدها تمامی کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایی جامعه کرده اند و همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بربندد. "
"ص. ن - ج 20- ص 129- 6/5/1366"
"محرومیت زدایی عقیده و راه و رسم زندگی ماست. "
"ص. ن - ج 20- ص 129- 6/5/1366"
"مسلم هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایی و دفاع از محرومان حرکت کند امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهای جهان به اسلام زیادتر می شود. "
"ص. ن - ج 20- ص 129- 6/5/1366"
رفاه و رفاه طلبی
آیا اصولا رفاه و رفاه طلبی ارزشمند است یا خیر؟ آیا دستیابی به رفاه در سیاست گذاری ها و برنامه ریزیهای اقتصادی یک جامعه اسلامی و انقلابی (مثل جامعه ایران) ، باید مورد نظر قرار گیرد یا خیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا " رفاه" دارای شرایط و قیود خاصی است یا نه؟ اصولا تعریف ما از رفاه برای یک جامعه اسلامی و انقلابی چیست؟ در صورت ضد ارزش بودن رفاه، آیا نقطه مقابل آن، یعنی فقر و محرومیت ارزش است؟ رهنمودها و بیانات حضرت امام (س) در مورد رفاه و رفاه طلبی، با روشنی و صراحت پاسخ تمام این سئوالات را داده است.
متاسفانه بواسطه عدم ملاحظه جامع نظرات امام (س) در مقوله رفاه و رفاه طلبی، افراط و تفریطهایی در این مسئله (همچون برخی از مسائل دیگر) در جامعه ما وجود دارد. شماری از افراد تنها بخشی از بیانات حضرت امام (س) را در مذمت رفاه و رفاه طلبی، ملاحظه کرده و نتیجه گرفته اند که رفاه و رفاه طلبی بکلی ضد ارزش است که نتیجه این برداشت، خودداری از هر گونه تلاش برای ایجاد یا توسعه رفاه در جامعه خواهد بود. عده دیگری نیز چنین تلقی می کنند که باید به "هر بهایی" رفاه را در جامعه بوجود آورد. الگوی آنها نیز از رفاه، چیزی شبیه رفاه در جوامع غربی و سرمایه داری است. بدیهی است که هر دو تفکر فوق ناقص و ناصحیح بوده و نمی توان هیچیک را به حضرت امام (س) نسبت داد. تنها با نگرشی جامع به کلیه بیانات حضرت امام (س) در مورد رفاه و رفاه طلبی است که می توان در این مورد به اندیشه صحیح دست یافت. در اینجا با توجه به مجموعه رهنمودها و بیانات حضرت امام (س) در مورد رفاه، رفاه طلبی و مرفهین، جمع بندی نظرات معظم له، مطرح می گردد.
از نظر حضرت امام (س) ، رفاه می تواند مثبت یا منفی باشد و این امر با توجه به تعریف رفاه و ویژگیهای آن مشخص می شود. رفاه به یک معنی و با ویژگیهایی خاص، با ارزش و مثبت و به معنی دیگر و با ویژگیهای متفاوت، منفی و ضد ارزش است. رفاه مثبت، امری پسندیده و لازم است و خدای تبارک و تعالی نیز نسبت به تامین آن برای مردم، عنایت دارد و احکام مقدس اسلام نیز تامین کننده چنین رفاهی برای آحاد جامعه است. نقطه مقابل رفاه یعنی فقر و تهیدستی در اسلام شدیدا مذمت شده و بعنوان یک پدیده ضد ارزش تلقی گردیده است. وظیفه حکومت اسلامی، در تمام بخشها، اعم از قانونگذاری و اجرا، ایجاد زمینه های لازم برای تامین و تعمیم رفاه مثبت، و نابودی فقر و محرومیت است. طلب رفاه (به معنی مثبت آن) نه تنها ضد ارزش یست بلکه می تواند بعنوان یک وظیفه دینی نیز تلقی شود. اسلام چنین رفاهی را نه تنها برای مسلمین، بلکه برای آحاد بشر (با هر دین و مسلکی) خواسته است و در جامعه اسلامی، حتی اقلیتهای مذهبی و مخالفان سیاسی نیز باید از آن بهره مند شوند. البته در تامین چنین رفاهی، اولویت با مستضعفان و مستمندان جامعه است که باید در سیاست گذاری و برنامه ریزیهای نظام رعایت شود. با بیان این مقدمه، رفاه مثبت و منفی را تعریف می کنیم.
تعریف رفاه مثبت و منفی
رفاه مثبت و پسندیده از نظر حضرت امام (س) ، در اصل یک موضوع روحی و روانی است نه مادی و فیزیکی، به این معنی که مردم وقتی در رفاه هستند که آسایش و آرامش داشته و احساس امنیت اقتصادی و معیشتی کنند. بدیهی است که لازمه برخورداری از چنین آسایش و امنیتی، داشتن امکانات مادی است. عدم آرامش اقتصادی انسان، ناشی از عدم تامین نیازهای ضروری اوست، لذا این آرامش هنگامی تامین می گردد که نیازهای معقول و ضروری و منطقی افراد، متناسب با شان و جایگاه اجتماعی آنها تامین گردد. حضرت امام (س) در برخی از بیاناتشان برای چنین رفاهی عبارت "زندگی متوسط" را بکار برده اند.
رفاه منفی، فراتر از تامین نیازهای ضروری و امنیت معیشتی بوده و بیشتر تابع خواستها و تمنیات نفسانی افراد است که نامحدود و بعضا نیز نامشروع، غیرمعقول و غیر منطقی است. رفاه منفی همان است که در نظام اقتصاد سرمایه داری مطرح است. نظامهای سرمایه داری رفاه را تامین خواسته ها و تمنیات انسان می دانند. در این نظامها میزان رفاه از نسبت "خواسته های تامین شده" به "کل خواسته ها" تعیین می شود. در منطق سرمایه داری، به هر میزان که خواهشهای نفسانی افراد بیشتر تامین شود آنها مرفه تر هستند. با توجه به اینکه خواهشها و تمنیات نفسانی بشر، حد معینی نداشته و نامحدود است لذا در جوامع سرمایه داری هیچگونه حد مشخصی برای رفاه وجود ندارد. افراد برای کسب "حداکثر رفاه" باید "حداکثر تلاش " خود را بکار برند و چون هدف غایی در آن جوامع، کسب "حداکثر رفاه" است لذا هیچ اصل و معیار معنوی و ارزشی نمی تواند مانع از تلاش آنها شده و هر گونه عملی در این راه (هر چند ضد انسانی) مشروعیت پیدا می کند. چنین رفاهی قطعا از نظر اسلام مردود است.
رهنمودها:
اسلام و رفاه
"چیزی را که خدای تبارک و تعالی می خواهد رفاه عمومی و سعادت عمومی بشر، سلامت عمومی بشر، سعادت روحی بشر است انشاء الله که تحقق پیدا کند. "
"ص. ن - ج 6- ص 84- 4/2/1358"
"اسلام آنقدر به رفاه مردم، آسایش مردم و اینطور چیزها توجه دارد و هیچ در این جهت فرقی مابین قشری با قشر دیگر نمی گذارد. "
"ص. ن - ج 6- ص 164- 24/2/1358"
"اسلام انشاءالله در این محیط پیاده بشود و ما آن رفاهی که در اسلام و آن طمانینه ای که در اسلام برای افراد حاصل خواهد شد، حاصل کنیم در این کشور. "
"ص. ن - ج 4- ص 183- 24/1/1360"
نظام اسلامی و رفاه
"ما علاقه داریم که همه افراد ملت ما در رفاه باشند"
"ص. ن - ج 5- ص 259- 17/1/1358"
"نهضت اسلامی مردم ایران در عصری که نمونه همان عصر جاهلیت است و در محیطی که سرنیزه جانشین عدالت و حبس و شکنجه و اختناق به جای آزادی و فقر و فلاکت، جانشین رفاه و آسایش گردیده بود، پا گرفت. "
"ص . ن - ج 11- ص 258- 15/11/1358"
"مسئولین محترم کشور ایران علیرغم محاصرات شدید اقتصادی و کمبود درآمدها، تمامی کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایی جامعه کرده اند و همه آرمان و آرزوهای ملت و دولت و مسوولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه در زندگی مادی و معنوی برخوردار باشند. "
"ص. ن - ج 20- ص 129- 6/5/1366"
مفهوم رفاه
"یک نفر آدمی که کم دارد ولی به اندازه معاش دارد، این آدم لذت زندگی را، همین زندگی مادی را لذتش را بیشتر از آن می برد که صد تا کاخ دارد و هر روز و هر شب در زحمت حفظ اینهاست.
. . . لذت به دارایی نیست لذت یک مطلبی است که انسان در خودش باید پیدا بشود. . . این مستمندها را به یک زندگی، آنها بیچاره ها قانع هستند به یک زندگی متوسط، به یک زندگی که بتوانند اعاشه خودشان را بکنند، بتوانند یک سایه سری داشته باشند. "
"ص. ن - ج 17- ص 223 و 224- 1/1/1362"
"داشتن مال، داشتن خانه، داشتن چیز، اینش مهم نیست، مهم اینست که قلب انسان را، قلب انسان را اینها تسخیر کنند. اینکه مال اندوزی و ثروت اندوزی مذموم ست برای این است که این مال اندوزی و امثال اینها و زرق و برق دنیا دل انسان را می کشاند به طرف غیر خدا و از آن ضیافتهای خدا محروم می کند. "
"ص. ن - ج 18- ص 18- 21/3/1362"
شرایط و ویژگیهای رفاه مثبت
رفاه مثبت باید دارای شرایط و ویژگیهایی باشد تا بتواند در جامعه اسلامی مورد قبول واقع شود. رفاه در صورت همراه بودن با این شرایط و ویژگیها، نه تنها " جایز "است بلکه می تواند "ارزش" هم تلقی شود. این شرایط و قیود از نظر حضرت امام (س) به شرح زیر می باشند:
1- حفظ اصول اسلامی و انقلابی: حفظ اصول اسلام و انقلاب بر رفاه مقدم بوده و در صورت تعارض بین آن دو قطعا اولویت با حفظ اصول است.
2- انجام تعهدات و مسئولیت های دینی و انقلابی: مکتب و انقلاب، تعهداتی را بر عهده افراد می گذارند که انجام این تعهدات بر کسب رفاه مقدم است. تعهداتی چون حضور در جبهه های دفاع از مکتب و میهن اسلامی و . . .
3- کسب معنویات و تکامل روحی: کسب رفاه مادی بدون کسب کمالات معنوی و روحی، در نهایت، انسان را به انحراف خواهد کشید.
4- اجرای عدالت اجتماعی: رفاه مادی در صورتی که با اصل عدالت اجتماعی در تعارض باشد، قابل قبول نیست.
رفاه باید بطور عادلانه برای همه آحاد جامعه وجود داشته باشد و البته همین اصل ایجاب می کند تا اولویت در تامین رفاه، با محرومان و مستضعفان باشد.
5- حفظ استقلال، خودکفایی و خود اتکایی: تامین و گسترش رفاه به بهای نقض استقلال کشور و وابستگی به بیگانه، قابل قبول نیست. هنگامی می توان رفاه مادی را پذیرفت که از لحاظ اقتصادی و سیاسی، متکی به منابع خودی باشد.
6- حفظ آزادی و حریت: آزادی و حریت انسانی عطیه ای است الهی که نمی توان به قیمت کسب رفاه مادی آنرا به یغما داد.
7- حفظ شرافت و عزت اسلامی و انقلابی: کسب رفاه مادی در صورتی که منجر به پذیرش ذلت و خواری در مقابل بیگانگان گردد، قابل قبول نیست و عزت اسلامی و انقلابی و شرافت انسانی مسلمانان در هر حال باید محفوظ بماند.
8- چشیدن طعم فقر و محرومیت: چشیدن طعم فقر و محرومیت حتی در صورتی که اکثر مردم به رفاه نسبی دست یابند نیز لازم است و موجب می شود تا اولا انسان همواره بابت نعمت و رفاه، شکرگزار درگاه الهی باشد و ثانیا مشکلات و رنجهای اقشار غیر مرفه و محروم را درک کرده و در کمک به آنها دچار بی تفاوتی نگردد و ثالثا در صورت از دست دادن رفاه، بتواند آثار مادی و روانی آنرا بهتر تحمل کند.
9- اداء حقوق واجب و مستحب: انسانی که به رفاه و تمکن دست یافته باید حقوق واجب مالی خود را ادا کرده و در حد وسع و توان نیز، از انفاقات و صدقات مستحبی و رسیدگی به فقرا، درماندگان و محرومین جامعه، دریغ نکند.
شرایط و ویژگیهای رفاه منفی
ویژگیهای نه گانه فوق در صورتی که جنبه منفی بخود بگیرد، ویژگیهای رفاه منفی خواهد بود ولی از آنجا که حضرت امام (س) در بیاناتشان، برخی از ویژگیهای رفاه منفی را مشخصا مطرح کرده اند، لذا بطور خاص به آنها اشاره می شود:
1- تقدم رفاه بر اصول اسلامی و انقلابی: اگر در صورت تعارض بین اصول اسلام و انقلاب با رفاه، این اصول نادیده گرفته شود، رفاه مذکور قطعا ضد ارزش و غیر قابل قبول خواهد بود. برخی از افراد که رفاه خود را مقدم بر هر چیز دیگر می دانند برای متهم نشدن به عدول از اسلام، آن بخش از احکام دینی را که با رفاه آنها در تعارض نباشد انجام می دهند مثلا نماز، روزه و حج را بجا می آورند و رفاه مادی شان را هم حفظ می کنند ولی هنگامی که بخشی از احکام و اصول اسلامی در تعارض جدی با رفاه آنها باشد، تعریف جدیدی از اسلام ارائه می دهند! ! بعنوان مثال آنگاه که ورود در سیاست، زندگی حیوانی و رفاه آنها را به خطر اندازد، حکم به جدایی دین از سیاست داده و احکام اجتماعی اسلام را به نحوی از محتوا تهی و به ظواهر منحصر می کنند ! ! چنین اسلامی همان اسلام مرفهین بی درد است که حضرت امام (س) بارها از آن یاد کردند.
2- تقدم رفاه بر تعهدات و مسئولیتهای دینی و انقلابی: اگر شرایط حادی برای مردم و کشور پیش بیاید که مستلزم ایثارها، تلاشها و تحمل سختی و فشار باشد، مرفهین بی درد خود را از میدان حادثه خارج کرده و با چشم پوشی از تمام مسئولیتهای دینی و انقلابی، خود وخانواده وامکانات مادی شان را از مخاطرات دور کرده و ملت و کشور را در شرایط بحرانی و خطیر تنهامی گذارند.
3- رفاه همراه با وابستگی و تسلیم به قدرتها.
4- رفاه همراه با تحمل ذلت و خواری و از دست رفتن عزت و شرف اسلامی.
5- عادت کردن به رفاه: یکی از ویژگیهای رفاه منفی، اعتیاد انسان به رفاه ست بطوریکه نتواند از رفاه خود (هر چند در مدتی کوتاه) چشم پوشی کند. علاج اعتیاد به رفاه، تمرین فقر و محرومیت و تحمل سختی ها و مشقات است.
نکته ای که در پایان لازم است مورد توجه قرار گیرد شبهه تعارض ظاهری در برخی از بیانات حضرت امام (س) در مورد رفاه و رفاه طلبی است. بعنوان مثال معظم له در تاریخ 29/4/1367فرموده اند:
"ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه، با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات دارد با الفبای مبارزه بیگانه اند . . . بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند".
"ص. ن - ج 20- ص 235- 29/4/1367"
سئوال این است که آیا بیانات فوق رفاه طلبی را به طورکلی نفی نمی کند و در تعارض با بیانات دیگر امام (س) که رفاه را مورد تایید قرار می دهند، نیست؟
در پاسخ به این سئوال می توان گفت احتمالا منظور حضرت امام (س) از رفاه طلبی در جمله فوق و دیگر جملات مشابه، معنی منفی رفاه است. همانگونه که گفتیم از ویژگیهای چنین رفاهی، تقدم رفاه طلبی بر اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی است در حالیکه در رفاه مثبت، چنین چیزی مطرح نیست.
موضوع : بررسي انديشه هاي امام خميني
ادامه مطلب
شناسایی و فهم دقیق اندیشهها، آرا، افكار و عقاید هر اندیشمندی مستلزم آگاهی و شناخت نظام و مكتب فكری است كه اندیشمند مورد نظر بدان تعلق دارد . بنابراین جهت شناخت و تبیین اندیشه اقتصادی امام خمینی (ره) باید مكتب و نظام اقتصادی كه ایشان آراء و اندیشه های اقتصادی خود را در غالب آن ارایه نموده است ، شناخت. برای نیل به این مقصود بررسی مقایسه ای بین آراء و افكار و اندیشه های اقتصادی امام خمینی (ره) و مكاتب اقتصادی جهان ضروری به نظر می رسد . نوشتار حاضر در پی آنست كه با مطالعه و بررسی تطبیقی اندیشه های اقتصادی امام (ره) با مكاتب و نظام های اقتصادی به پرسش های بنیادینی چون 1- اساساً اندیشه های اقتصادی امام خمینی (ره) در قالب كدام یك از مكاتب اقتصادی قرار می گیرد ؟ 2- چه نسبت و رابطه ای ما بین آنها برقرار است ؟ 3- وجوه تشابه و اختلاف دیدگاههای اقتصادی امام (ره) و مكاتب اقتصادی جهان كدامند ؟ و.... پاسخ دهد در ادامه مطلب بخوانید
اما قبل از پرداختن به مبحث اصلی ارایه پاسخی كوتاه و مختصر به آن دسته منتقدینی كه معتقدند امام (ره) فاقد اندیشه اقتصادی است ضروری به نظر می رسد . هر چند پرداختن به مسئله فرصت و مجال و مقال دیگری می طلبد و اریه ی بحثی مفصل در این باره از حوصله نوشتار حاضر خارج است ، در این جا فقط به ذكر و نكته اساسی در این باره بسنده می كنیم ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ) نكته اول اینكه ؛ در این باب كه امام خمینی (ره) صرفاً یك اندیشمند و متخصص امور اقتصادی نیست جای هیچ شك و شبهه ای نمی باشد . اما این امر بدان معنا نیست كه امام (ره) فاقد اندیشه اقتصادی است . و علی رغم این كه مجموعه ای منسجم و یكپارچه با موضوع صرف اقتصادی از سوی ایشان ارئه نشده است . لكن دیدگاه های حضرت امام(ره) را می توان ازمجموعه مفصلی از اندیشه ها و نظریات ایشان كه در قالب متون سخنرانیها ، استفتائات ، فتاوا ، بحث های علمی و... بیان شده است استخراج نمود . اما نكته مهمتر دیگری كه به عنوان نكته ای رهیافتی می تواند راهنمای درك آراء و اندیشه های مختلف امام (ره) در ابعاد و زمینه های متعدد ( فرهنگ ،سیاست ، اجتماع و ... ) و از جمله اقتصاد قرار گیرد. آگاهی از نگرشی است كه امام خمینی(ره) به حوزه های مختلف داشته اند. و آن هم این كه ؛ اساساً امام (ره) نگرشی نظامند و سیستماتیك به حوزه های مختلف و از جمله اقتصاد داشتند و معتقد بودند كه حوزه های مهم سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی در یكدیگر تأثیر و تأثری متقابل داشته و عملكردی هم سوی آنها می تواند یك نظام اجتماعی تحت عنوان نظام اجتماعی اسلام را شكل دهد . به گفته ی ایشان " حل تمامی مشكلات و پیچیدگی ها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شكل خاص حل نمی شود و نخواهد شد بلكه مشكلات را در كل یك نظام اسلامی باید حل كرد...." بنابراین امام(ره) از تك بعدی نگری و قرار دادن اقتصاد بعنوان اصل و اساس تفكر خود احتراز داشته اند كه در سطور بعدی اشاره بیشتری بدان خواهیم نمود. موضوع : بررسي انديشه هاي امام خميني
اما پس از این مقدمه به بحث اصلی كه مقایسه تطبیقی آرا و اندیشه های اقتصادی امام (ره) با مكاتب و نظامهای اقتصادی است می پردازیم ؛ در این باره ابتدا باید اشاره كنیم كه بطور كلی و بصورت مكتبی می توان مكاتب اقتصادی را كه منجربه نظام اقتصادی شده اند به سه دسته تقسیم كرد ؛ 1- مكتب اقتصادی لیبرالیستی ( سرمایه داری ) 2- مكتب اقتصادی سوسیالیستی 3- مكتب اقتصادی اسلام . البته این نكته را متذكر می شویم كه تقسیم بندی فوق براساس ایدئولوژی و مبانی فكری انجام شده لذا از ذكر دیگر مكاتب كلاسیك، نئو كلاسیك و كینزی صرف نظر شده است .
علی رغم وجوه تعاریف و تعابیر گوناگون و متعدد از لیبرالیسم و سوسیالیسم به عنوان دو مكتب یا نظام اقتصادی در تعریفی بیانی ساده می توان اینگونه نوشت كه نظام سرمایه داری نظامی است كه در آن هدف اصلی دستیابی به بیشترین رفاه مادی و سود اقتصادی است و آزادی اقتصادی از وجوه مشخصه آن می باشد. اما سوسیالیسم سیستم اقتصادی است كه در آن مالكیت خصوصی ابزارهای تولید جای خود را به مالكیت دولتی یه همگانی شدن ابزارتولید می دهد و مكانیسم تخصیص عوامل تولید بگونه ای می باشد كه ارضاء خواسته های اجتماعی را به حداكثر می رساند . با ارائه این تعاریف به مقایسه دیدگاههای اقتصادی امام(ره) كه همان مبتنی بر مكتب اقتصادی اسلام است به دو مكتب عمد? اقتصادی جهان یعنی لیبرالیسم و سوسیالیسم می پردازیم در یك دیدگاه كلی و با نظری اجمالی اساسی ترین تفاوتی كه بین دیدگاه اقتصادی امام(ره) با مكاتب اقتصادی فوق الذكر جلوه گر می شود و در عین حال بنیادینی ترین تفاوت و وجه ممیزه دیدگاه امام (ره) با این نظامهاست. تفاوتی است كه ریشه در مبنای فلسفی نظامهای مذكور و نظام اقتصادی اسلام كه اندیشه های امام (ره) مهم از آن می باشد دارد. و انهم اینكه در نظامهای اقتصادی مبتنی بر لیبرالیسم و همچنین سوسیالیم ( با اندك تفاوتی در صورت ) اصالت از آن اقتصاد است و از آن به ( زیر بنا ) تعبیر می شود . اما مكتب اقتصادی اسلامی و در دیدگاه امام(ره) اقتصاد كاركردی ابزار گونه داشته و دارای اصالت نیست امام(ره) در این باره می فرماید : " نظر ما به اقتصاد نیست مگر به طور آلت نظر ما فرهنگ اسلامی است كه این فرهنگ اسلامی است كه این فرهنگ اسلامی را از ما جدا كردند...." و در جای دیگر می گویند " زیر بنا اقتصاد نیست ، برای این كه غایت انسان ،اقتصاد نیست. انسان زحمتكش فقط برای این است كه فقط شكمش را سیر كند یا جوانهایش را بدهد شكمش سیر شود و ذات انسان از اینجا تا نهایت ، انسان هست . این انسان مردنی نیست . انسان تا آخر هست ، و برنامه اسلام این است كه این انسان را جوری كند كه هم اینجا صحیح باشد و هم آنجا صحیح باشد ، راه مستقیم ، نه طرف شرق نه طرف غرب ، صراط مستقیم ، یك سرش اینجاست یك سرش در نهایت "
بنابراین اقتصاد در دیدگاه امام(ره) تنها وسیله ای است برای رسیدن اهداف تعالی اسلام با ذكر اساسی ترین تفاوت دیدگاه اقتصادی لیبرالیستی و سوسیالیستی در ادامه وجوه بارز اندیشه ی اقتصادی امام(ره) و تفاوت های آن با نظام های اقتصادی مذكور را بیان می كنیم :
1- استقلال نظام اقتصادی اسلام : به نظر امام(ره) ، نظام اقتصادی اسلان نظامی كاملأ مستقل و جدای از نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی می باشد و جالب توجه این كه در برخی موارد نظرات اقتصادی امام(ره) با نظام های سرمایه داری هم خوانی نسبی دارد و در بعضی از مسائل قرابت گونه ای با سوسیالیسم ایجاد می كند اما در عین حال نه با سرمایه داری و نه با سوسیالیسم موافقت و مكارنت نداشته و هردو را محكوم می كند " یكی از اموری كه لازم به توصیه و تذكر است آن است كه اسلام نه با سرمایه داری ظالمانه و بی حساب و محروم كننده ی توده های تحت ستم و مظلوم موافق است ، بلكه آن را به طور جدی در كتاب و سنت محكوم می كند و مخالف عدالت اجتماعی می داند . گرچه بعضی كج فهمان بی اطلاع از رژیم حكومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاكم در اسلام ، در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود می كنند كه اسلام را طرفدار بی مرز و حد سرمایه داری غرب، مثل آمریكا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند ... و نه رژیمی مانند رژیم كمونیسم و ماركسیسم - لنینیسم است كه با مالكیت فردی مخالف و قائل به اشتراك می باشد ... بلكه اسلام ، یك رژیم معتدل با شناخت مالكیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالكیت و مصرف كه اگر به حق به آن عمل شود چرخ های اقتصادی سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی كه لازمه ی یك رژیم سالم است تحقق می یابد"
و در جای دیگر می فرمایند : " ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم كه آیا سرمایه داری تا چه حدودی در اسلام قبول شده است و اسلام درباره ی او چه می گوید ،و كمونیسم را اصلا اسلام قبول دارد یا قبول ندارد اگر یك مكتب انحرافی ما را در تحت تاثیر خودش قرار بدهد ، ما از اسلام غافل شده ایم " بنابراین یكی از اصول اساسی دیدگاه اقتصادی امام (ره) كه در عین حال آن را جدای از سایر مكاتب اقتصادی قرار می دهد اصل استقلال اقتصادی است كه بر مبنای اصول اساسی اقتصاد اسلامی قرار می گیرد و در این باره از متخصصین می خواهد با بهره گیری از اصول اقتصادی اسلام طرح جایگزین اسلامی بر سیستم اقتصادی نا صحیح حاكم ارائه دهند ایشان به كارشناسان توصیه می كند : " این به عهده ی علمای اسلام و محققین و كارشناسان اسلامی است كه برای جایگزین كردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاكم بر جهان اقتصاد ، طرح ها و برنامه های سازنده و در برگیرنده ی منافع محرومین و پابرهنه ها ارائه دهند ... " البته ایشان این امر را مستلزم حاكمیت اسلام دانسته و می گویند : " البته پیاده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراكی شرق ، بدون حاكمیت همه جانبه ی اسلام میسر نیست ... "
2- مالكیت مشروع و نامشروع ( مالكیت محدود و میزان دخالت دولت در اقتصاد ) به عقیده ی اما مالكیت بر دو قسم است مشروع و نامشروع ، قید مشروعیت از دیدگاه ایشان چه در اصل پیدایش ثروت ، و چه در مورد ثروت های از پیش فراهم آمده . هردو باید رعایت گردد . در دیدگاه امام خمینی (ره ) از همان دیدگاه اسلام است مالكیت خصوصی محترم شمرده می شود كه از این لحاظ به لیبرالیسم نزدیك شده و از سوسیالیسم فاصله می گیرد اما این مالكیت محدود به حدود و مقید به قیودی می شود و هیچ گاه به صورت افسار گسیخته پذیرفته نمی شود اما در این باره چنین اظهار نظر می كنند : " مساله ی مالكیت به یك معنا ، مالكیت هم مشروع و مشروط محترم است . لیكن معنی این نیست كه هر كس هر كاری می خواهد بكند و مالكیت هر جا می خواهد پیدا بشود . مشروع بودن معنایش این است كه روی موازین شرعی باشد ؛ یا در كار نباشد مال مردم استثماربی جهت نباشد ... "
در نگرش امام(ره) ، مالكیت به صورت محدود و كنترل شده به رسمیت شناخته می شود كه این به نوبه ی خود منجر به رشد بخش خصوصی به عنوان یكی از مراكز اصلی سرمایه گذار در روند رشد اقتصاد می گردد كه این دیدگاه نیز با نظام لیبرالیستی نزدیكی پیدا می كند به اعتقاد امام (ره) حوزه هایی از اقتصاد را كه بخش خصوصی می تواند در آن فعال باشد باید به این بخش سپرده شود و دولت فقط باید نظارت كند ؛ ایشان در خصوص مرز میان اقدامات مردم و دولت می گویند :" دولت باید نظارت كند... در كالاهایی كه می خواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند آن قدر كه می توانند . هم خود دولت بیاورد و هم مردم ، لیكن نظارت كند براین كه یك كالایی كه بر خلاف مصلحت جمهوری اسلامی است بر خلاف شرع است آنها نیاورند این نظارت است هم چون نیت كه آزادشان كنند كه فردا بازارها پر می شود ازآن لوكس ها و از آن بساطی كه در سابق بود .راجع به تجارت راجع به صنعت راجع به این ها ، اگر مردم نمی توانند انجام بدهند دولت باید انجام دهد . كارهایی راهم كه دولت می تواند انجام بدهد و هم مردم می توانند انجام بدهند مردم را آزاد بگذارید فقط یك نظارتی بكنید كه مبادا انحراف پیدا شود مبادا یك وقت كالاهایی را بیاورند كه مخالف اسلام است مخالف با صلاح جمهوری اسلامی است این ومساله ای است كه بسیار مهم است "
همان طور كه از بیانات مذكور بر می آید امام(ره) به آزادی تجارت و حق مالكیت خصوصی معتقد بودند و وظیفه ی دولت را وظیفه ی نظارتی می دانستند اما نكته مهم در حدود و شروطی است كه ایشان برای تجارت و مالكیت قائل بودند و آن حدود و شروط هم در یك دیدگاه كلی ، اسلام و مصالح آن است یعنی آزادی در تجارت به شرطی كه بر خلاف قوانین و مصالح اسلام نباشد كه این امر وجه ممیزه ای است بین دیدگاه اقتصادی امام و نظام اقتصادی لیبرالیستی كه به آزادی مطلق در تجارت معتقد است .
امام (ره) درمورد میزان دخالت دولت در اقتصاد و تعیین وجوه و مصادیق آن در عین حالی كه به مالكیت خصوصی محدود و مشروع و آرادی مشروع تجارت معتقد بودند امام نسبت به بسیاری از فقها كه با استناد به قاعده ی ( درالناس مسلطون علی اموالهم ) حتی حق مالكیت دولت بر معادن را نفی می كردند اما امام(ره) دخالت دولت در برخی حوزه های خصوصی ، البته در جهت مصالح اجتماعی و اسلامی اعتقاد داشتند در این باب و از این نقطه نظر چه بسا به دیدگاه سوسیالیستی نزدیك تر می شوند به گفته ی ایشان حكومت می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی باشد كه جریان مخالف مصالح اسلام است از آن مادامی كه چنین است جلوگیری كند .
3- عدالت اجتماعی : عدالت اجتماعی به عنوان محور نظام اقتصادی اسلام از جایگاه ویژه ای در اندیشه و عملكرد اقتصادی امام (ره) بر خوردار است و امام (ره) تقریبا در همه ی سخنرانی هایشان از مستضعفان و طبقات پایین جامعه حمایت كرده است . عدالت اجتماعی از مولفه هایی است كه اندیشه ی امام(ره) را متمایز و ممتاز از آرا ء مربوط به نظام های اقتصادی لیبرالیستی و سوسیالیستی قرار داده و مرزبندی دقیق و روشنی بین آنها ایجاد می كند ؛ چون بر خلاف لیبرالیسم كه مبنای تخصیص منافع در آن نه عدالت بلكه میزان سرمایه بوده و عدالت اقتصادی بدین مفهوم جایگاهی در این نظام ندارد ، در اندیشه ی اقتصادی امام (ره) عدالت نقش محوری ایفا می كند اما در مورد سوسیالیست نیز تفاوتی مهم میان عدالت از دیدگاه امام(ره) و عدالت اقتصادی سوسیالیستی وجود دارد چون از دیدگاه امام (ره) معنی عدالت اجتماعی آن نیست كه همه ی مردم در نحوه ی زندگی و ثروت و سایر مزایای انسانی برابر باشند در حالی كه آنان در استعداد و كار دانی و كار كردن برابر نیستند ؛ بلكه معنی عدالت اجتماعی آن است كه هر كس به حق خودش برسد و در برابر قانون مساوی باشند و از منافع عمومی به یك نسبت بر خوردار گردند . در ادامه با ذكر فرازهایی از سخنان امام(ره) در مورد عدالت جایگاه و مفهوم آن در اندیشه امام (ره) روشن تر بیان می گردد ؛ " اسلام تعدیل می خواهد ؛ نه جلوی سرمایه را می گیرد و نه می گذارد سرمایه آن طور بشود كه یكی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذكر ؛ و این یكی كه می رود پیش بچه هایش نان نداشته باشد . نمی شود ؛ این عملی نیست . نه اسلام با این موافق است نه هیچ انسانی با این موافق است . "
" اسلام برنامه اش است كه مابین فقیر و غنی - و نمی دانم - كرد و ترك ولی این ها فرق نگذارد ، همه برادر و همه برابر و برای همه است ."
" بنا نبوده است كه یك حاكمی وقتی حكومت كند یك جایی را از جای دیگر فرق بگذارد مگر آن وقت كه انحراف پیدا شد اگر همچون حكومتی ما فرض كنیم در یك كشوری پیدا شد كه نظر حاكم بر حسب تكلیفی مكلف است به طور تكلیف الهی موظف است به حسب قانون كه همه یكشور را با یك نظر نگاه كند در اجرای قانون مابین حاكم و محكوم یك جور باشد . در پروژه هایی كه درست می كنند برای تعمیرات برای هر چیزی ، همه جا مثل هم باشد ، به عدالت باشد "
" ثروت هایی عده ی معدودی استفاده جور بوده اند باز خواهیم گرفت . شرایط زندگی افراد محروم را بهبود خواهیم بخشید و ملت را در راه شرافت و فداكاری و به سوی یك جامعه ی آزاد و نوین رهبری خواهیم كرد "
" دشمنان می خواهند كه جیب ایشان پر بشود ؛ و اسلام جیب پر كن نیست اسلام با ضعفاست "
" اسلام با مستمندان بیشتر آشنایی دارد تا با آن اشخاصی كه چه هستند "
" اسلام كه پرچم دار آن پا برهنه گان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن محلدان و كافران و سرمایه داران و پول پرستانند ، اسلامی كه طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بودند و دشمنان حقیقی آن ، زر اندوزانی حیله گر و قدرتمندانی بازیگر و مقدس نمایان بی هنرند "
" و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی و مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد ، با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفه های بی درد ، با نصیحت و پند و اندرز تنبیه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی بحث دنیا خواهی و آخرت جویی ، دو مقوله ای است كه هر گز با هم جمع نمی شود .و تنها آنهایی تا آخر خط با هم هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و بر پا دارندگان واقعی انقلاب هستند . ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا بر هر صورتی كه ممكن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ كنیم . "
در یك جمع بندی كلی از مباحث مطرح شده می توان چنین نتیجه گیری كرد كه اندیشه ی اقتصادی امام خمینی ( ره ) نه تنها مبتنی بر دو نظام اقتصادی بزرگ دنیا كه هر كدام به نحوی از انحاء بخش عظیمی از اقتصاد جهان را تحت سیطره ی خود قرار داده اند و تمامی سیستم های اقتصادی حاكم در دنیا زیر مجموعه ای از یكی از دو نظام مذكور به شمار می روند ، نیست . بلكه تفاوت و تنازع اصولی و بنیادین با آنها دارد . ماالكیت در اندیشه ی امام (ره) مالكیتی است مشروع و محدود . آزادی تجارت و اقتصاد وجود دارد اما نه به صورت غیر قابل كنترل نقش دولت در اقتصاد نقشی نظارتی است اما در عین حال مصادیق دخالت مستقیم دولت در اقتصاد مشخص شده است .
برخلاف لیبرالیسم عدالت اجتماعی و اقتصادی محور بنیادین اندیشه ی اقتصادی امام (ره) را تشكیل می دهد اما به مفهوم صحیح آن و نه آنگونه كه در نظام اقتصادی سوسیالیستی وجود دارد اینها همه اركان و مولفه های نظام اقتصادی مستقلی است به نام نظام اقتصادی اسلام ، كه اندیشه های امام(ره) مبهم از آن و مبتنی بر آن است ، پس اندیشه های اقتصادی امام (ره) نه لیبرالیستی است و نه سوسیالیستی ، بلكه اندیشه ای است مبتنی بر نظام اقتصادی اسلام
.: Weblog Themes By Pichak :.



