.jpg)
ورود به ماه محرم
ماه محرم آمده باید دگرشوم
باید به هم بریزم وزیر وزبرشوم
خیر مجسم است محرم بعید نیست
این ماه تا ابد تهی از هرچه شر شود

ادامه مطلب
.jpg)
امام زمان(عج) و محرم
محرم است و دل ما هنوز محرم نیست
وجود ناقصم آماده محرم نیست
همه ز سستی این بی اراده می باشد
اگرکه عهد دلم با نگار محکم نیست
ز بی وفایی و جور و جفای ما باشد
اگر شرایط روز فرج فراهم نیست
به سود ماست که خدمتگزار او باشیم
و گرنه نوکر مخلص به درگهش کم نیست
میان غفلت و عصیان اسیر، اما شكر
هنوز جزگل نرگس کسی پناهم نیست
اگرکه فیض زیارت نصیب ما گردد
مزار زائر ارباب، کربلا گردد
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)- عاشقانه-ورود به محرم
دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شد
به یاد غربت یك لحظة تو این گونه
بساط گریة هر روز من فرا هم شد
شبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سو
دلم حسینیة بغض و آه و ماتم شد
فدای زلف پریشان تو كه بر نیزه
برای قافله سالاری تو پرچم شد
فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد
حسین ! سایة تو از سر همه كم شد
همیشه هر شب جمعه امید دارم كه
دوباره زائر شش گوشة تو خواهم شد
قسم به عشق كه رنگ حسین می گیرد
دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)–مصائب
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین

ادامه مطلب
.jpg)
ورودبه محرم
دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دم اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره
***
بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملایک نوحه خوانان حسینند
بخون والله خدا هم از خداشه
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-ورود به محرم
حـتی خـدا مـیان حسـینیه ی غمـش
سوگند خورده است به ماه محرمش
شبهای قدر محترم و با فضیلت اند
امّـا نمی رسند به شبهای ماتمش
امروز نه، غروب همان سال شصت و یك
مـا را گـره زدنـد به نخـهای پـرچمش
این دستمال گـریه پر از نـور می شود
وقتی به دست روضـه ی خورشید می دمش
چشمی كه از برای تو گریان نمی شود
باید حـواله داد به دست جـهنمش
جانم فدای ِ محتشم و خانواده ات
با این : چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-ورود به محرم
از عــــرش ... از میــــــــان حسینـیـه خــــدا
آمـــد صــــدای نالـــه «حـی علــی العـزا»
جمــــع ملائکـه همـــه گریــــان شـدند و بعد
گفـتنـد تسـلـیــت همـــه بر ســـــاحت خــدا
جبریل بال خـــدمت خـــود را گشـــود و گفت
یارب اجــــازه هست شــوم فرش این عــزا ؟
آدم زجنـــت آمــــــد و نالـــه کنــــان نشست
در بـزم استـجــــــابـت بـــی قـیـد هــر دعـــا
او کـه هــزار بــار به گــــــریــه نشستـــه بود
یک «یا حسین» گفت و همان لحظه شد به پا
آری تمــــــام رحمــت خـــود را خــدا گرفت...
گستــــرد بر محـــــرم این اشـک و گریـــه ها
آنگاه گفت : روضـــه بخـــوان «ایها الرسول»
جــــانـم فــــدای تشنـــــه لب دشــــت کربلا
***********
روضـــه تمـــام گشــت ولی مـــادری هنـــوز
آیــد صــدای گریـــه اش از بین روضـــــه ها
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-محرم
اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز
مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز
اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسم
که محو در گل مریم نمی شوم هرگز
گناه کارم و حتی بدون اذن شما
بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز
به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم
به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز
قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی
بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز
نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع
به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز
در انتهای غزل من دوباره می خواهم
فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز
ادامه مطلب

امام زمان(عج)-درآمد محرم
بـــرای سیــنـــه زدن رخــصــتی بده آقا
بـــه دســت خــستـه مـن،قـدرتی بده آقا
شبیـه سـال گذشــتـــه دوبـــاره آمـــده ام
بـــرای خــوب شـدن فـرصـتـی بده آقا
دوباره قصد نمـودم کـــه نـوکـرت بـاشـم
در ایـــن دو مــاه عـزا،هـمـتــی بده آقا
دعـای خـیــر پـدر بــــود ، آمــدم ایـنــــجا
بـه سـفـــــره پـدرم بــــرکـتــی بده آقا
ازآن قواره مشکـی که دست فاطمه است
به روضه خوان خـودت،خلعتی بده آقا
ز غصه های سر غرق خـون تو بر نـی
چـگونه ســـر شــکنـم،جـراتـی بـده آقا
ســر مـطــهـرتـان بـارهـا ز نــی افــتــاد
میان روضه به من طاقتی بده آقا
ادامه مطلب

مُحرّم آمد و مـــــــــــــــاه عزا شد مه جـــــــــــــــانبازی خون خدا شد
بلند از تــــــــربــــت پاک شهیدان شعــار کُـــــــــــــل ارض کربلا شد
دل شطّ فـــرات از خون زند موج کــــــــــه دست از پیکر سقا جدا شد
در آغـــــوش پدر خندید و خوابید چــــــــــــو پیکان با گلویش آشنا شد
مــــرا عاشق تر از پروانه کردی غــــــــــــم عشق تو شمع بزم ما شد
اگر دردم دوا می شد چه می شد؟ اگر این عقده وا می شد چه می شد؟
نـصیبم کربلا می شد چه می شد؟ اگر این عقده وا می شد چه می شد؟
مـــرا مهر تو آیین شد حسین جان که دل آئینه ایزد نمـــــــــــــــــــا شد
جوانــــــــــمردان عالم را بگویید دوباره شور، عـــــــــــاشورا بپا شد
چرا مولای مــــــــــا مهدی نیامد که خون دل روان از دیـــــده ها شد
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


