.jpg)
لبيك يا حسين(ع)
خبر از حنجره ي شاه ولا مي آيد
خبر قافله ي كرب و بلا مي آيد
ايهّاالناس به اين نكته توجه داريد؟
صد و ده روز دگر ماه بلا مي آيد
ادامه مطلب
.jpg)
صل الله عليك يا مظلوم
عمریست خاک مقدم ماه محرمم
دائم نشسته بر سر راه محرمم
جز درگهش به هیچ دری رو نکرده ام
تنها، گدای سفره ی شاه محرمم
با هیئت و حسینیه اش خو گرفته ام
دلبسته ی لباس ِ سیاه محرمم
زیر لوای اشکم و با روضه زنده ام
محتاج سوز و گریه و آه محرمم
ره توشه ام بجز غم و مهر حسین نیست
روز جزا فقط به پناه محرمم
شبهای قدر و ماتم مولایمان گذشت
در حسرت رسیدن گاه محرمم
"یک کربلا ببر ، نبری گریه می کنم"
چشم انتظار لطف و نگاه محرمم
ادامه مطلب
.jpg)
عطرى كه از حوالى پرچم رسيده است
ما را به سمت مجلس آقا كشيده است
از صحن هر حسينيه تا صحن كربلا
صد كوچه وا كنيد محرم رسيده است
ادامه مطلب
.jpg)
تا خون شهید کربلا می جوشد
با یاد محرم دل ما می جوشد
داغ غم او همیشه عالم سوز است
تا هست خدا خون خدا می جوشد
ادامه مطلب
.jpg)
بر قافله ی رفته سفر گریه کنید
بر روی نیزه جا مانده سر گریه کنید
لالالا اصغرم در خواب است
ای اهل حرم یواش تر گریه کنید
ادامه مطلب
.jpg)
صد ها نفر از رقص جنون جا مانده
سالار در اين قافله تنها مانده
دلها شده پر درد مگر علت چيست
هفتاد و دو روز تا به محرم مانده
ادامه مطلب
.jpg)
کم کم سیاهی علمت دیده می شود
آثارخیمه های غمت دیده می شود
افتاده سینه ام به تپش های انتظار
از روی تل دل؛ حرمت دیده می شود
ادامه مطلب
.jpg)
باز آمـد بـوی مـاه روضه ها
بوی پرچم های راه روضه ها
باز بوی تربت کـوی حسیـن
روی پیـرا هن سیـاه روضه ها
بـاز بـایـد رفـت زیـر بیرق و
شد دخیل تکیه گاه روضه ها
مرغ دل پر می کشد تا کربلا
از میـان اشک و آه روضه ها
بـاز آرامـش بـرای قـلـب ها
بعـد گـریه در پناه روضه ها
شاعر : حمید ضیاء یزدی
ادامه مطلب
.jpg)
جان زکف رفته و از دل، نفسی می آید
این نفس هم ،به تمنای کسی می آید
خبر از مرغ دلم نیست ،ولی می شنوم
ناله ی پر اثری کز قفسی می آید
یا رب این ناله ی جانسوز مگر از دل ماست
یا از این قافله، بانگ جرسی می آید
تند، ای قافله سالار، مران محمل را
که به دنبال تو، وامانده کسی می آید
ادامه مطلب
.jpg)
امشب دلم بیاد محرم گرفته است
مضمون شعرهای مراغم گرفته است
یکبار هم نشد که بیایم حرم ولی
هرشب دلم بیاد شما دم گرفته است
هرروز میروند رفیقان یکی یکی
دستم به دامنت دل من هم گرفته است
ازفرش تابه عرش جهان درعزای توست
حتی خدابرای تو ماتم گرفته است
همراه قدتو کمرنخلهاشکست
از بی کسی تو دل عالم گرفته است
((باید مسیرقافیه هاراعوض کنم))*
شعرم کنون رویه ی دیگر گرفته است
دستی شکست وخاطره هایت مرورشد
حالا دلت به خاطر مادر گرفته است
*وامی از عباس احمدی
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


