السلام علی الاجساد العاریات

باز این چه شورش است، که عالم به ماتم است

باز این چه نوحه است، دمادم فقط غم است

در آه و ناله اند، ملائک به یک صدا

تا روز حشر هر چه عزا، پا شود کم است


شاعر:محمدمهدی عبدالهی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

خیمه ، عَلم ، کتیبه و پرچم بیاورید

شیون کنید ، شور محرم بیاورید

مشکی کنید قامت رعنای کوچه را

پیراهن عزای مرا هم بیاورید

این کاروان رسیده به نزدیک نی نوا

طوفان گرفته ، حزن دمادم بیاورید

عالم به نوحه است که شوریده گشته است

چشمی برای گریه فراهم بیاورید

ما حلقه حلقه ماتم او را گرفته ایم

زینت کنید حلقه و خاتم بیاورید


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هرچند ماه غصه و اشک است و ماتم است

من شکر می کنم که دوباره محرم است

من شکر می کنم که دوباره به نام توست

در هر کجا که نصب شده هر چه پرچم است

من شکر می کنم که دلم در عزای توست

با روضه های کرب و بلای تو محرم است

دیدم که زمزمه است میان کتیبه ها :

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

دیدم که آسمان و زمین گرم گفتگو :

"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"

سرما نبرده است ز دلها غم تو را

این تکیه ها حرارات عشقی مجسم است

دیشب شکست قامت سرمای کوچه ها

با دسته های سینه زنی که منظم است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

گفتند که خورشیدتان ازآسمان کم شد

آن صبح تلخی که خبرآمد محرم شد

آن صبح تلخی که گلوها صوت قرآن داشت

در کوچه ها ظهر محرم ها مجسم شد

پیراهن مشکی به تن هامان چه می آمد

آن روز ها که بر سر ما خاک عالم شد

دیدم پدر فریاد می زد ناله خود را

و مادرم دل مویه هایش کم کمک بم شد

دیدم که روی دست مردم آسمان می رفت

دیدم که مرگ آرزوهامان مسلم شد

هر روزنامه شرحی از داغش به ما می داد

داعی که بر دل هایمان دیگر متمم شد

از کودکی تا حال من لبخند او جاری ست

مردی که رفت و عکس او در قاب خاتم شد


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:49 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

يابن الحسن بيا كه حلول محرم است

شادي به ما حرام شد,ايام ماتم است

 

شرمنده شد بهار ز گلزار كربلا

بلبل كند نوا كه خزان محرم است

 

ما عاشقان لاله ي سرخ محمديم

كز عطر او بهشت خداوند خرم است

 

صد مرده زنده مي شود از ذكر يا حسين

ارباب ما معلم عيسي بن مريم است

 

عيسي اگر در اخر عمرش به عرش رفت

قنداقه ي حسين شرف عرش اعظم است

 

با يوسفش مقايسه كردم نگار گفت

او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است

 

ما را نياز سير چمن نيست در بهار

روي حسينيان گل و اين اشك شبنم است

 

اي صاحب عزا به عزاخانه ها بيا

ياران سينه زن همه در زير پرچم است

 

گر وعده ي بهشت به ما مي دهد بهار

ما نيستيم طالب رضوان,مسلم است

 

بر عاشقان سياحت گلشن حرام شد

خاكم به سر كه قامت سرو علي خم است

 

اي آب بس كن اين همه جوش و خروش را

در پيش چشم ما علي اصغر مجسم است

 

سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد

شرمنده ي خجالت او نهر علقم است

 

ساقي تشنه ,تشنه برون آمد از فرات

قربان غيرتش شود عالم اگر كم است

 

چون محتشم بخوان به پيمبركلاميا

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

 

در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست

سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:48 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

يابن الحسن بيا كه حلول محرم است

شادي به ما حرام شد,ايام ماتم است

 

شرمنده شد بهار ز گلزار كربلا

بلبل كند نوا كه خزان محرم است

 

ما عاشقان لاله ي سرخ محمديم

كز عطر او بهشت خداوند خرم است

 

صد مرده زنده مي شود از ذكر يا حسين

ارباب ما معلم عيسي بن مريم است

 

عيسي اگر در اخر عمرش به عرش رفت

قنداقه ي حسين شرف عرش اعظم است

 

با يوسفش مقايسه كردم نگار گفت

او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است

 

ما را نياز سير چمن نيست در بهار

روي حسينيان گل و اين اشك شبنم است

 

اي صاحب عزا به عزاخانه ها بيا

ياران سينه زن همه در زير پرچم است

 

گر وعده ي بهشت به ما مي دهد بهار

ما نيستيم طالب رضوان,مسلم است

 

بر عاشقان سياحت گلشن حرام شد

خاكم به سر كه قامت سرو علي خم است

 

اي آب بس كن اين همه جوش و خروش را

در پيش چشم ما علي اصغر مجسم است

 

سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد

شرمنده ي خجالت او نهر علقم است

 

ساقي تشنه ,تشنه برون آمد از فرات

قربان غيرتش شود عالم اگر كم است

 

چون محتشم بخوان به پيمبركلاميا

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

 

در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست

سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:48 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند

مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند

کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند

این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند

روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند

مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند

میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 دی 1395  | 11:45 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 50 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید