شکر خدا که نوکری ام را قبول کرد

احرام حج دلبری ام را قبول کرد

شکر خدا که هیئتی ام کرده باز هم

نذر و نیاز مادری ام را قبول کرد

شکر خدا که نام مرا هم نوشته اند

یک عمر مشق حیدری ام را قبول کرد

شکر خدا که عاقبتم را به خیر کرد

بی دست و پا و بی سری ام را قبول کرد

شکر خدا که با همه روسیاهی ام

این گریه های آخری ام را قبول کرد

بی بال و پر ، به عکس حرم خیره می شدم

با اینهمه کبوتری ام را قبول کرد

شکر خدا که اول ماه محرمی

ارباب باز نوکری ام را قبول کرد


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:30 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

  يا قتيل العبرات

غير از تو كسي نيست نَفَس را بخرد

اين مرغ گرفتار ِ قفس را بخرد

جز تو چه كسي بهشت داده عوضش؟

اشكي به قًدٍ بالٍ مگس را بخرد


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:28 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غصه اش خواست بر ملا بشود

پای گریه به شعر وا بشود

 

این تعجب نداشت یاد دلش

روضه ی کربلا به پا بشود

 

گفت ابن شبیب تا حالا

دیدی تن از سری جدا بشود؟

 

یا که سر از تنی جدا هم شد

از روی سینه؛ از قفا بشود؟.......


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:28 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شکر خدا که حاجت من مستجاب شد

بر من بیا بیا به محرم خطاب شد

شکر خدا نمرده ام و زنده ام هنوز

وز بُقچه ام لباس سیاه انتخاب شد

اینجا نفس زدن به گدا اوج می دهد

اینجا فقیر آمده و عبد ناب شد

باور نکردنی است که در بین روضه ها

قدری شدن شبیه گدا هم ثواب شد

از بس میان سینه نوشتم حسین حسین

تا اینکه خاطرات دلم یک کتاب شد

آنقدر در انتظار محرم به سر زدم

دیدم که اشک گوشه چشمم حباب شد

وقتی منادی سفر عشق روضه خواند

شیب الخضیب شنیدم و قلبم کباب شد

***

شعر مرثیه حضرت علی اکبر (ع)

آهسته برو ای گل رعنا پسرم

یک لحظه نگاه کن به بابا پسرم

بگذشته ز سالخورده سنّ و سالی

کن با پدر پیر مدارا پسرم

یک آیه ز قرآن من افتاده به خاک

لا حول ولا قوة الاّ ... پسرم

گفتم که بری پشت سرت میمیرم

دیدی شدی آخر اربا اربا پسرم؟

بالای سرت رسیده ام با زانو

یک دشت شده غرق تماشا پسرم

برخیز که در برت زمین خوردم من

برخیز که قامنم شده تا پسرم

لب وا کن و بر حرمت این موی سفید

یک بار دگر بگو تو بابا پسرم

با پهلوی تو نیزه چو درگیر شده

آمد ز مدینه مادر ما پسرم


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:27 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر لطیفیان

ورود به ماه محرم

 

تا کربلایم بُرد فریاد رسایش

سینی به دستی که من و جانم فدایش

وقتی میان کوچه ی ما راه می رفت

بوی محرّم پخش می شد با صدایش

او کوچه گرد کوچه های بُغض باشد

در شهر اربابی که می میرد برایش

تا گوشه ی ویرانه ای پشت محلّه

می بُرد چشمان مرا با ردّ پایش

ویرانه ای که فطرس ماه محرّم

می آمد از آن جا صدای بال هایش

عطری پراکند و مرا تا آسمان برد

با پرچم سبز شهید کربلایش

این خیمه یا چادر نماز مادرش نیست

آقا گرفته طفل را زیر عبایش

می خوابم از این لحظه پشت پنجره، تا

هر روز بیدارم کند زنگ صدایش


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:26 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم
باز آمد بوی ناله،بوی غصّه، بوی غم

باز آمد بوی حنجر ،بوی خنجر،بوی سیب
باز آمد بوی غربت،بوی سالاری غریــــب

باز آمد بوی اکبر،بوی یاران خــــــــــــدا
باز آمد بوی گل ،پر پر شده روی عـــبا

 


باز آمدبوی پیکان،بوی شمشیر و خدنگ
باز آمد بوی نیزه،بوی پیشانی و ســنگ

باز آمد بوی گلشن ،بوی عنبر ،بوی عود
باز آمد بوی آتش،بوی خـــیمه ،بوی دود

باز آمد بوی سیلی،روی نیلی،بوی سر
باز آمد بوی خون بر روی لــــــبهای پـدر


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:26 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی ناظمی

ورود به ماه محرم

 

ای دل محرم آمده وقت عزا شده

ماه عزای حضرت خون خدا شده

ماتم میان چشم همه موج می زند

چشمان گریه چشمۀ شور و شفا شده

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

دل های ما حسینیه ی کربلا شده

بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست

هر جا گذر کنی غم عظمی به پا شده

دستی که وقف روضه شده سینه می زند

مرهم به زخم سینۀ خیر النسا شده

صاحب عزای مجلس ارباب مادر است

با دست های فاطمه هیئت بنا شده


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:23 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مهدی صفی یاری

ورود به ماه محرم

 

دارد دوباره حال و هوا فرق می کند

حتی عبور ثانیه ها فرق می کند

این روزها که بغض، دلم را گرفته است

با روزهای قبل چرا فرق می کند؟

این پرچم سیاه... همین بیرق و علم

حاکی ست با همیشه فضا فرق می کند

دارند بچه ها کتیبه به دیوار می زنند

حتی سروده ی شعرا فرق می کند

یک راست می روم سر اصل مصیبت ام

آقای من عزای شما فرق می کند

هر چند کعبه کعبه و بیت الهی است

اما هوای کرببلا فرق می کند

آقا نگیر خرده اگر شور می زنند

عشق تو با همه به خدا فرق می کند

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

آقا ببخش حال خودم هم عوض شده

این است جای قافیه ها فرق می کند

تا گفت: «یا اُخَیَّ » دلش بی قرار شد

سوز صدا و سوز صدا فرق می کند

بانو نشسته بود و سری روی نیزه بود

اینجا... غروب با همه جا فرق می کند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | 2:22 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 50 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید