.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
گذشت خاطره هامان، گذشته ها غم شد
چقدر زود دوباره هوا محرم شد
نیامده دل من تنگ رفتنت شده است
بهانه گیر شب روضه خواندنت شده است
سیاه بر تن هر واژه٬ بیت می پوشم
ببخش اگر دهه ی اول آب می نوشم
از این مصیبت و داغی که بر تن گل هاست
دلم به نیزه شد اما سرم هنوز اینجاست
سر تو بر نوک نیزه نشان عاشوراست
ببین چقدر تفاوت میان تو با ماست!
به پای داغ تو می بارم اشک چون خوشه
شکسته است دلم گوشه های شش گوشه
چه اشک های غریبی در این عزا جاری ست
به روی گونه ی من دسته های سینه زنی ست
صدای نوحه ی بادی غریب و آواره ست
اگر خطا نکنم این صدای گهواره ست
نشسته است کنارش رباب...لالایی
بخواب راحت علی جان! بخواب! لالایی
تمام دشت سکوت و نگاه ها بر ماه
چه اضطراب بدی...لا اله الا الله
سیاه پوش عزایی سفید بودم کاش
میان قافله من هم شهید بودم کاش
اگرچه گردن من دور مانده از تیغ است
دو ماه گریه برای تو باز توفیق است
نگویم اینکه برای خودت زهیرم کن
فقط بیا دم مرگ عاقبت به خیرم کن...
ادامه مطلب

امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دنیا بدون روضۀ آقا جهنم است
یعنی بهار نوکری ما محرم است
شکر خدا که خرج عزای تو می شوم
روضه به کار و زندگی ما مقدم است
ما نوکری به شرط نکردیم تا بحال
هر چند سینه از کم دنیا پر از غم است
ما را بدون کوثر اشکت رها نکن
گریه به زخم های شما عین مرهم است
تکلیف چشم های تمامی عاشقان
هر روز گریه به غم آقای عالم است
آقا بیا و نوکرتان را حساب کن
هر چند سهم نوکری این گدا کم است
من سینه چاک هر کس دیگر نمی شوم
تا نوکر توأم لقبم نام آدم است
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم
ای هلال ماه خون خون جگر آورده ای
سوز دل فریاد جان اشك بصر آورده ای
با قد خم گشته خود بر فراز آسمان
از هلال دختر زهرا خبر آورده ای
بهر عاشورائیان هر سال شوری داشتی
ای عجب امسال شور بیشتر آورده ای
آتش و خاكستر و كعب نی و زخم زبان
از برای عترت خیر البشر آورده ای
بر دل فرزند زهرا تیر داری در كمان
یا برای اصغرش تیر دگر آورده ای
آب می بندی برای عترت خیرالبشر
یا برای دامن طفلان شرر آورده ای
داغ ها بگذاشتی بر قلب مجروح حسین
باز می بینم بر او داغ پسر آورده ای
در كنار علقمه از اشك چشم فاطمه
آب بهر ساقی بیدست و سر آورده ای
ای هلال خون بسوزد اخترانت سر بسر
ابر خون در علقمه بهر قمر آورده ای
ای محرّم وای برتو پیش تیر حرمله
حلق اصغر چشم سقّا را سپر آورده ای
ای مه خون، خون جگر گردی كه برآل علی
جای آب سرد خوناب جگر آورده ای
ای محرّم این تو هستی كه یتیم وحی را
در كنار جسم عریان پدر آورده ای
لب فرو بربند«میثم» كز شرار شعر خود
سوز دل از نخل خود جای ثمر آورده ای
ادامه مطلب

امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دلشکسته کلافه و بی حال
سینه ام از فراق مالامال
وقت من را گناه پر کرده
عوضم کن محول الاحوال
خشکِ خشکم من و به تو محتاج
مثل یک سیب نارسیده و کال
آمدم تا مرا نجات دهی
من گل آلوده و تو آب زلال
نذر کردم فدایتان بشو
تو بیا و بکش حلالِ حلال
رزق اشک و دلی شکسته بده
رخصت گریه ام بده امسال
که دوباره محرمت آمد
پیرهن مشکی و کتیبه و شال ...
روضه خوان ها دوباره می خوانند
از حرم تا حوالی گودال
خواهری دست می زند بر سر
الف قامتش شده چون دال
دست و پا می زند کسی در خون
بدنی زیر نعل ها پامال
می رسد اسب بی سوار از دور
واژگون زین و غرق خون کوپال
دور خیمه چرا شلوغ شده؟
نگرانم از این همه جنجال
کاش دیگر کسی نمی خواند از
قصه ی گوشواره و خلخال
ادامه مطلب

مـحــرم آمــده در کـوچــه هـا عـلـم بزنیـد
میـان سیـنـه خـود عـاشـقـان حـرم بزنیـد
کتیـبـه هـای حسـینـیــه عـطــر غــم دارد
دوبـاره بیتـی از آن شعــر محتشـم بزنیـد
حسین رمز نجات است و سرنوشت بشر
بـه دسـت شــاه وفــا زنـدگی رقـم بزنیـد
شکــست خـورده عشـق مجـازی وب هـا
بسـاط عشق زمینـیِ خـود به هـم بزنیـد
شکــست خورده طـوفــان کـربـلا بـاشـیـد
بـه سـیــنــه مـهــر عــزاداری و الـم بزنیـد
و با شمـام که مستی برایتـان فخر است
رهـــا کـنـیــد مـحــرم، اگــر نـه کـم بزنیـد
اگــر سـرود بـه لـب ، جــز نـوای او داریــد
کنـیــد تــرک و ز مــولا حسیـن دم بزنیـد
حسیـن حسیـن بخـوانـیــد در مـحــرم او
طـنـیــن غـم بـه نـواهـای زیـر و بـم بزنیـد
محـرم است چو محسن شوید شاعر او
ورق زنــیـــد بــه دفـتــر از او قـلـــم بزنیـد
ادامه مطلب

محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسین
گریست ابر خزان هم به باغ و راغ حسین
هزار و سیصد و اندی گذشت سال و هنوز
چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین
به هر چمن که بتازد سموم باد خزان
زمانه یاد کند از خزانِ باغ حسین
هنوز ساقی عطشان کربلا گویی
کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین
اگر چراغ حسینی به خیمه شد خاموش
منوّر است مساجد به چلچراغ حسین
خدا به نافة خلدش دماغ جان پُر داشت
که بوی خون نکند رخنه در دماغ حسین
فراغ از دو جهان داشت با فروغ خدای
خدای را چه فروغی است در فراغ حسین
یزید کو که ببیند به ناله قافله ها
گرفته از همه سوی جهان سراغ حسین
ادامه مطلب

محرّم - غزل
هر کس که در دست محرّم دست دارد
بر آتش سوزان این غم دست دارد
عشق حسین ابن علی بی شک و تردید
در ذرّه ذرّه کار عالم دست دارد
بر روی نِی دیوانه کرده عالمی را
زلفی که در آن باد درهم دست دارد
ما کربلایی زاده ایم و تربت تو
از ابتدا در خلق آدم دست دارد
تأثیر روضه چشم را حساس کرده
حتی به هر مردی که خاتم دست دارد
اینجا به یاد کف العباس علمدار
نقش و نگار روی پرچم «دست» دارد
تنهای تنها کربلایت قاتلم نیست
مشهد، نجف، او چند تا هم دست دارد
ادامه مطلب
.jpg)
قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را
کن احترام و نگه دار حرمت غم را
به اذن حضرت زهرا بیا و مُحرم شو
بپوش جامه ی احرام حج ماتم را
به گرد کعبه ی دل با طواف کوثر اشک
صفا بود بزنی طعنه، آب زمزم را
فدای چشمه ی آن دیده ای که خشک مباد
بهانه کرده دمی گریه دمادم را
قسم به گریه کنانش بهشت مجلس او
حرام کرده به هر سینه زن جهنم را
کتیبه های مزین به شعر محتشم است
فرا گرفته حسینیه دو عالم را
ادامه مطلب

راه را باز نماييد ...محرم آمد
دم بگيريد که هنگامه ي ماتم آمد
دست بر سينه نهاده ...همه تعظيم کنيد
مادري دست به پهلو، کمري خم آمد
نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد
امشبي را که شب درد دل با يار است
سفره ي دل بگشاييد محرم آمد
پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست
در حسينه ارباب خدا هم آمد
چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست
زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد
بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد
بزم دلداگي يار فراهم آمد
روز محشر که همه خلق خدا حيرانند
رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد
قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما
قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد
عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد
فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گريه کنان شه عالم آمد
ادامه مطلب

از آسمان منادی ماتم رسیده است
فبک علی الحسین… محرّم رسیده است
از آسمان ببار که دلها گرفته است
خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است
مشکی به تن کنید که احرام نوکری است
ایام شور و نوحه و سر دم رسیده است
ره وا کنید دست به سینه ادب کنید
زهرا ز عرش با کمر خم رسیده است
با گریه بر غم تو به معراج میرویم
این ارث مادری است دمادم رسیده است
نام تو ای مبدل السیئات بالحسنات
هر جا به داد توبه آدم رسیده است
والفجر کربلای تو قبل از طلوع عشق
تا ابتدای سوره مریم رسیده است
ای وای رد نیزه و شمشیر کیست این
تا بوسهگاه حضرت خاتم رسیده است
تا زندهام بر غم تو گریه میکنم
شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است
از غیر خط کرب و بلا دم زدن چرا
از جانب حسین مگر کم رسیده است
حالا زمان یاری مظلوم کربلاست
هل من معین خطاب به ما هم رسیده است
مانده است ایمن از فتن آخرالزمان
هر کس که در حوالی پرچم رسیده است
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


