.jpg)
بر مشامم می رسد بوی محرم ای خدا
ترسم از این است محرم را نبینم ای خدا
شکر نعمت نعمت ام افزون کند حالا بگو
من چگونه شکر این غم را نمایم ای خدا
مادرم با شور عشق او یزرگم کرده است
تا کند خرج عزای سفره ی غم ای خدا
هرچه میخواهی بگیر از من بگیر اما مگیر
سوز دل همراه آه و اشک نم نم ای خدا
همچو مجنون در بر لیلی اسیرم کرده است
شور زیبای حسین های دمادم ای خدا
تشنه ی آب فراتم.... روزی ام کن عاقبت
کربلا.... پایین پای او بمیرم ای خدا
ادامه مطلب
.jpg)
فصل نبوغ گریه کنان ات محرم است
آری محرمی که پر از غصه و غم است
در پای روضه های شما ای امام اشک
حتی اگر که جان بدهم باز هم کم است
حک شد به روی سینه ی سینه زن شما
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
بر ساق عرش حضرت رحمان نوشته است
"باز این چه نوحه و چه عزاو چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"
از گریه ی ملائکه پی برده ایم ما
حتما " عزای اشرف اولاد آدم است "
هر کس که از مصیبت تان آب میشود
بر زخم های پیکرتان نیز مرهم است
امشب که آمدی به حسینیه - از کرم
گلچین نکن - ببر و بگو جنس درهم است
ادامه مطلب
.jpg)
دوباره ماه محرّم، دوباره بوی حسی
دوباره بر سر هر كوچه گفت و گوی حسین
بیا به دسته ی ما نوحه ی جنون سر كن
كه می رویم شباشب، به جست و جوی حسین
حسین، وارث كشف و شهود غار حراست
چه های و هوی محمّد، چه های و هوی حسین
نبسته اند به روی حسین، هرگز آب
فرات، آب ننوشید از گلوی حسین
فرات، تشنه ی لب های تفته جوشش بود
فرات، آب شد از شرم، رو به روی حسین
قتیل قبله همیشه به یاد می مانَد
بیا كه مهر نمازست، خاك كوی حسین
چنین كه در دل من، داغ كربلا جاری ست
شهید می شوم از هُرم آرزوی حسین
طلوع می كند آخر طلیعه ی موعود
مسیر قبله عوض می شود، به سوی حسین
ادامه مطلب
.jpg)
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـيـبـش
بـه بـوی سيـب زمـينِ غـم و حـسين غريـبش
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـر ازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زيـنـب
بـه بــی نـهــايــت داغ دل شـکــستــه زيـنـب
سلام من به محرم به دست و مشک اباالفضل
بـه نـا اميـدی سقـا بـه سـوز اشـک اباالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زيـر نـيزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـازوي قـاسم
به شوق شهد شهادت حنای گيسوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گلـوی پـاره اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـيـنـه
بـه آن مليـکـه کـه رويش، نديده چشم مدينه
سـلام من بـه محـرم بـه عاشقی زُهيرش
به بـاز گـشـتـن حُر و عروج ختـم به خيرش
سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـيـبش
به رو سپيدی عون و به بوی عطر عجيـبـش
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زيـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سر مـقـابـل زيـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عيـانـش
سلام من به حسـيـن و به اشک سينه زنـانش
ادامه مطلب
.jpg)
حي علي العزا
دل واپس غمیم محرم نیامده
فکر محرمیم، محرم نیامده
باز این چه شورش است که چون مغرب دهم
بر سینه می زنیم ، محرم نیامده
در گوشه يِ حسینیه مثل یتیم ها
خون گریه می کنیم ، محرم نیامده
قرآن گشوده ایم و همه مست جلوه ی
آیات مریمیم ، محرم نیامده
مثل کتیبه های سر کوچه هایمان
مشکی به تن شدیم محرم نیامده
این دستمال گریه ی شب های اشک را
بر چشم می نهیم ، محرم نیامده
مافکر یا حسین و حسین است فکر ما
دلواپس همیم ، محرم نیامده
ادامه مطلب
.jpg)
ورود به ماه محرم
ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده
در تو باغ لاله ی پرپر بُود
عکس لبخند علی اصغر بود
ای هلال خون چرا باز آمدی
گر چه خونینی سرافراز آمدی
در تو بینم اشک خیر الناس را
زخم فرق حضرت عباس را
در تو بس داغ مکرر دیده ام
پیکر صد چاک اکبر دیده ام
در تو بینم خیمه های سوخته
کام خشک و دامن افروخته
در تو بینم صورت و خاک تنور
در تو بینم سینه و سُم ستور
در تو بینم جسم هفتاد و دو تن
غرق خون افتاده بی غسل و کفن
در تو بینم گریه ی دُردانه ها
کعب نی بر روی کتف و شانه ها
در تو بینم یاس نیلی پوش ها
در تو بینم خون روان از گوش ها
در تو پیدا آتش تاب و تب است
صورت یک مرکب بی صاحب است
در تو می بینم که از خون جبین
شسته وجه الله روی نازنین
در تو می بینم یتیمی بارها
تشنه لب جان داده زیر خارها
در تو بینم چهره ها از خون خضاب
بر لب طفلی نوشته آب آب
وای وای ای ماه ماتم! بازگرد
ای هلال غصه و غم! بازگرد
باز شو ای ماه اشک و ماه آه
ترسم آید شمر دون در قتلگاه
سوخت قلب عالم و آدم بس است
شعله بر دل ها مزن میثم بس است
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دوباره این دلم شده، اسیر و مبتلای تو
مگر محرم آمده، كه شد بپا عزای تو
اگر ز تو جدا نیام، به شكر حق حسینیم
تمام حاجتم بود، دیدن كربلای تو
به یك اشارۀ لبت، گره ز كار وا شود
دل شكستهام رسد، به صحن با صفای تو
شبیه خط آیهها، كه ظاهرش سیاهی است
باعث روسپیدی است، سیاهی عزای تو
چه كاركردهای حسین، كه در میان عالمین
شدهاست خون بهای تو، فقط خدا، خدایتو
خدا كند در دو جهان، چه در نهان چه د عیان
كنیه و اسم من شود، نوكر با وفای تو
خوشا بر آنكه حاجتش، ز سوی حق روا شود
رسد زمان مردنش، میان روضههای تو
در این دهه ز مادرت، ز دخترت ز خواهرت
طلب كنم كه قسمتم، شبی شود دعای تو
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات محرمی-حضرت عباس(ع)-شهادت
محرّم آمده از شهر غم، عَلَم در دست
برای سینه زدن، تکیه شد سراسر دست
محرّم آمد و خمخانه ی ازل وا شد
وضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر دست
حسین آمده با ذوالفقار گریانش
که: هان حسینم و تنهاترین علم بر دست
حسین آمده تا شرح شقشقیّه کند
حسین آمده با خطبه ی پدر در دست
(چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:
به ذوالفقار مگر برده است حیدر، دست؟ )
چو ذوالفقار علی چرخ می زند، بی تاب
چه حال داده خدایا مگر به اکبر دست؟
ز خیمه گاه می آید چو گرد باد عطش
حسین را بنگر پاره ی جگر در دست!
چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا!
چه حال بود به ما داد روز محشر دست!
بدو شکایت اهل مدینه خواهم برد
به خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست
نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنم
به لحظه ای که برد شمر، سوی خنجر، دست
به خویش می نگرم با دو چشم خون آلود
نگاه کردم و در نهر شد شناور، دست
به رود علقمه بنگر که می زند بر سر
به دستگیریِمان موج شد سراسر دست!
نمی توانم بر روی عشق، بندم چشم
نمی توانم بردارم از برادر ، دست
تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش
ز هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست
به پای دست تو سر می دهند، سرداران
به احترام تو با چشم شد برابر، دست!
به یاد دست تو ای روشنای چشم حسین!
چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست
تو را فروتنی از اسب بر زمین انداخت
نمی رسید وگرنه به آن صنوبر، دست
قنوت، پر زدن دستهای مشتاق است
به احترام ابوالفضل می کشد، پر، دست!
مگر تو دست بگیری که دستگیر تویی
به آستان شفاعت نمی رسد هر دست!
اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاه
به اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست
حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفت
مگر به روز قیامت رود به منبر ، دست
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
شکر خدا دوباره شدم مبتلای تو
ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
شکر خدا نسیم محرم وزیده است
هرشب شده عبادت من روضه های تو
((باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است))
شکر خدا شکسته دلم در عزای تو
باور نمی کنم که دوباره نشسته ام
با چشم خیس بین حسینیه های تو
با اذن مادرت به سر و سینه می زنم
ممنونم از ترحم و لطف و عطای تو
من با غذای روضه تان رشد کرده ام
وقف شماست بود و نبود گدای تو
بیمار عشقم و دهه ای بسته ام دخیل
کاسه بدست گوشۀ دارالشفای تو
این عطر سرخ می وزد از سمت قتلگاه
حالا دلم رسیده به پایینِ پای تو
ادامه مطلب
.jpg)
ورود به ماه محرم
هنگامۀ غم آمده فابک علی الحسین
ایّام ماتم آمده فابک علی الحسین
امشب هلال با قد خم ناله می زند:
ماه محرّم آمده فابک علی الحسین
صوت حزین حیّ علی مجلس العزا
بر اهل عالم آمده فابک علی الحسین
احرام نوکری حسین را به تن کنید
حجّی فراهم آمده فابک علی الحسین
گریه که از مناسک حجّ محرّم است
از چشم زمزم آمده فابک علی الحسین
توفیق گریه را که به هر کس نمی دهند
فیض دمادم آمده فابک علی الحسین
اذن ورود ما به حسینیّه ی عزا
از عرش اعظم آمده فابک علی الحسین
بانی روضه های محرّم که فاطمه است
با قامت خم آمده فابک علی الحسین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


