.jpg)
ورود به ماه محرم
شب اشک و شب آه و شب غم
شب دلواپسی و حزن و ماتم
میان سینه قلبم بی قرار است
محرم آمده ای دل محرم
***
سر آمد دوره ی خاموشی من
ببین تاب و تب چاووشی من
رسیده روزهای غربت تو
رسیده وقت مشکی پوشیِ من
***
محرّم ماه ایثار است و غیرت
رسیده موسم تجدید بیعت
اگر تا کربلا رفتی دل من
مشو راضی به کمتر از شهادت
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم
سلام ای ماه شیدایی محرم
محیط حُسن و زیبایی محرم
علمدار رثا و نالهای تو
ظهور تام غم هایی محرم
تویی سَر منشاء خیرات عالم
ز بس كه عالم آرایی محرم
گلستان غمی، بستان اشكی
غمت باشد تماشایی محرم
سفیر غربت و حزن و عزایی
تو دردی، تو مداوایی محرم
نزول كعبۀ غم ها تویی تو
مه معراج دل هایی محرم
تجلی گاه عشقی و حقیقت
تو شهر اللّه عظمایی محرم
بقای دین ز فیض و بركت توست
اساس زهد و تقوایی محرم
بهار گریه بر مظلوم هستی
ازل تا حشر بر پایی محرم
به سوزِ نالۀ مظلوم مادر
كنی از ما پذیرایی محرم
دلم جز خیمهات مأوا نگیرد
خدا هرگز تو را از ما نگیرد
ادامه مطلب

یا حسین (ع)
خدا را شکر اشک نم نمی هست
نمیگویم زیاد اما کمی هست
خدا را شکر آقاجان برای
جراحت های جسمت مرهمی هست
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم
دوباره دعوتم كردی كه آیم در سرای تو
بپوشم جامۀ عشقت به عشق نینوای تو
شبیه دیدن صاحب عزایت اشك میریزم
میان روضه میگردم پی صاحب عزای تو
كشم یك سال حسرت تا ببینم روی یارانت
فدای اشك چشم خالص اهل نوای تو
به هر جا بنگرم چون خیمۀ سوگ تو میبینم
تو گویی در نظر آید خیام كربلای تو
نبودم كربلا با تو ولیكن آرزو دارم
ببارد بر من از هر سو همه درد و بلای تو
خدا از من نگیرد عشق ارباب محبت را
كه میخواهم بمانم تا دم محشر گدای تو
نه تنها من اسیر تو، خدا باشد گرفتارت
حدیث "من احبه" گشته تأكید ولای تو
ندارد پردۀ كعبه بهای این سیاهیها
كه باشد چادر زهرا نشان روضههای تو
ادامه مطلب

هلال ماه غصه ها دوباره قامتش خمه
دلم گرفته دوباره آخه بازم محرمه
یه بار دیگه اومدم تا با تو همکلام بشم
آرزومه تو این خونه یه روزی پیرغلام بشم
پوشیدم پیرن مشکیمو برا بیست و چندمین سال
عمریه دارم می سوزم پای روضه های گودال
یک سال، منتظرم، تا که، تو این دهه، باشم، دربه در تو
میگن، رو به رومی، وقت، گریه ی من، هستم، خونجگر تو
پرچمت آقا جاش تو دل ماست
چون که ز جنس چادر زهراست
حسین مظلوم
هر کسی پرچم می کوبه برای صاحب حرم
می شنوه از فاطمه که خیر ببینی ای پسرم
میگه همه خوش اومدید به زیر بیرق عزا
تا جون دارید گریه کنید ایشالا پیر شید جوونا
عمر من داره می گذره خدا شکرت تو هیأت
قسمتم تو این هیأتا یه روزی میشه شهادت
آقا، ازت میخوام، فیضِ، نوکریمو، هیچ وقت، ازم نگیری
مثل، غلام سیات، من رو، بغل بگیر، آخه، نعم الأمیری
تو که امیر بزرگواری
باید بسازی با این نداری
حسین مظلوم
رضا تاجیک
ادامه مطلب

استقبال از محرم
سفره باز است بیایید محرم آمد
اشک از چشم ترحضرت آدم آمد
سفره باز است بیایید غذا اشک ماست
نکند باز بگویند غذا کم آمد

ادامه مطلب

خیمه...پرچم...سنج...قلاده...قمه...شال عزا
پیرهن مشکی...کتیبه...اشکها...اشعارها
بین روضه بوی سیبی آمد و مداح گفت ؛
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
این داغ سینه سوز تو می کشتمان اگر
قلبی به قدر وسعت عالم نداشتیم
گاهی اسیر غربت عباس می شدیم
چون داشتیم روضه و پرچم نداشتیم
شرمنده ام برای تنت زیر آفتاب
در حد چند قطرۀ شبنم نداشتیم
گیرم که گریه مرهم زخم دلم شود
اما برای زخم تو مرهم نداشتیم
بر تو به چاک چاک گریبانمان سلام
زیرا که صبر و عشق تو با هم نداشتیم
ادامه مطلب
.jpg)
هلال محرم
در آخرین جمعه ز قبل ماه ماتم
جور ِ دگر قلبم گرفته غصّه و غم
شش روزِ دیگر بیشتر باقی نمانده
باید شوم آماده از بهر محرّم
آوای زنگ قافله آید به گوشم
باید به یاد کربلا سوزم دمادم
باید مدد گیرم ز نام حضرت عشق
باید ببارد هر دو چشمم مثل زمزم
باید به تن پوشم لباس مشکیم را
با ذکر ثارالله زنم بر سینه هر دم
دیوار کعبه شد سیه پوش عزایش
زیرا غمش آتش زده بر کلّ عالم
ای مادر قامت خمیده ،جان سقّا
ما را نما مَحرم به انفاس محرّم
مداح و شاعر اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب

طواف اشک
می آئی و دوباره غمی ناب می شوم
از چشمه های اشک تو سیراب می شوم
ماه محرّم است و خدا اشک می خرد
آری دوباره گوهر نایاب می شوم
بعد از نماز، وقت ادای عزای تو
مِن بعد، اهل هیئت و محراب می شوم
یک پرچمی به سر در این خانه می زنم
اینگونه در بهشت غمت باب می شوم
من در طواف اشک بگردم به دور تو
از حاجیان مهریه ی آب می شوم
فرقی نمی کند که کجا خدمتی کنم
هرجا که هست خادم ارباب می شوم
این روزها هوای تو را جستجو کنم
این ماه را برای تو بیتاب می شوم
حتّی غبار پرچم تو می دهد شفا
اینجا دخیل تک تک اسباب می شوم
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


