.jpg)
ورود کاروان به کربلا
دلشوره ای افتاده در جانم برادر
غمگینم و سر در گریبانم برادر
حس بدی دارم، عجب دشت عجیبی ست!
مبهوت سِحر این بیابانم برادر
یك دشت مرد اجنبی دور و بر ماست
این جا مزن خیمه، هراسانم برادر
در كاروانت دخترانِ بی شماری ست
می ترسم از آینده؛ حیرانم برادر
جایی برای بازی طفلان تو نیست
دلواپسِ خار مغیلانم برادر
صحرای محشر پیش این صحرا بهشت است
خشكیده لب های غزل خوانم برادر
دست دخیل خارهایِ دشت رفته
سمت ضریح پاكِ دامانم برادر
بادی جسارت كرد و خلخالم تكان خورد
تشویش دارم؛ دل پریشانم برادر
آن نامه های بار اُشتر را نشان ده
با حُر بگو در كوفه مهمانم برادر
با زینبت دنیا سرِ سازش ندارد
مظلومه ی معروفِ دورانم برادر
از كودكی با دردِ چشمم خو گرفتم
در گریه كردن، پیر كنعانم برادر
ادامه مطلب
.jpg)
حسین میرزایی-ورودیه کربلا-نوحه
اي ساربان ديگر مران اينجا زمين كربلاست
اين سرزمين پربلا قتلگه خون خداست
واي حسين واي حسين «2»
***
گلهاي باغ فاطمه اينجا همه پرپرشود
درپيش چشم خواهرش اينجا حسين بي سر شود
واي حسين واي حسين«2»
***
زهرا دراينجا ناله غريب مادر مي زند
زينب به دورقتلگه برسينه وسرمي زند
واي حسين واي حسين«2»
***
اينجاست كعبه حسين قتلگهش كوي مناست
سعي صفا ومروه اش به زير سم اسب هاست
واي حسين واي حسين«2»
ادامه مطلب
.jpg)
سیدمحمدجواد شرافت
ورود کاروان به کربلا
پر از شور و نوایی نینوایی
پر از کرب و بلایی کربلایی
چکیده بر تو روزی اشک حیدر
ولی تو تشنه ی خون خدایی
***
مبادا خواهری گریان بماند
مبادا مادری نالان بماند
فراتی داری از آب گوارا
مبادا کودکی عطشان بماند
ادامه مطلب
.jpg)
ورود کاروان به کربلا
اینجا کجاست این همه غربت دیار کیست
این خاک، این غبار پر از غم مزار کیست
آن تل، تل خاکی و گودی پشت آن
جانم به لب رسانده مگر سوگوار کیست
با من بگو که آن همه نیزه برای چیست
یا آن سپاه دشنه به فکر شکارِ کیست
وای از رباب حرمله اینجا چه می کند
وای از رباب حرمله در انتظار کیست
آن نیزه های مرد کش سهمگین او
سهم گلوی مثل گل شیر خوار کیست
برگرد تا به گریه نگویم کنار تو
این زخم های بیشتر از بیشمار کیست
برگرد تا که نشنوی از کوفیان که این
ناموس بی برادر و محمل سوار کیست
ادامه مطلب
.jpg)
ورود کاروان به كربلا
شد زمین و زمان همه درهَم
كربلا چون قدوم دلبر دید
نینوا از مهابتِ سلطان
زیر پای حسین می لرزید

ادامه مطلب
.jpg)
کاروان در مسیر کربلا-ورود به ماه محرم
باز این چه نواست، وز کجا میآید؟
کاین نغمه به گوش آشنا میآید
یا رب چه غبار دلنشینی است که باز
بر لوح دل از خاطره ها میآید ؟
این کیست، که از قِصۀ پر غُصۀ او
غم های دگر، به انتها میآید؟
این کیست، که بر پردۀ دل چنگ زند
کز شور غمش، دل به نوا میآید؟
این کیست، که از شتاب چرخ عمرش
گرد غم و طوفان عزا میآید؟
این کیست، که از شعار آزادی او
بر گوش مجاهدان، ندا میآید؟
این کیست، که هر کس شنود نامش را
با چشم تر و، نوحه سرا میآید؟
این کیست، که هر جا گذرد، همچو بهار
بوی گل سرخ، از فضا میآید؟
این کیست، که حج خویش، ناکرده تمام
لبیک به لب، به نینوا میآید؟
خون در دل عاشقان حق، میجوشد
یک لاله عذار حق نما میآید
از شهر نبی، مسافری سرگردان
با قافله اش، به کربلا میآید
این عاشق سرگشته، حسین است، حسین
کاینجا به مشیت خدا میآید
این ذبح عظیم است، که از بیت خدا
با جمله عزیزان به منا میآید
اکبر به شتاب، از پی ثار الله
با قلب حسین، پا به پا میآید
قاسم که درین سفر بجای حسن است
آید به نظر که مجتبی میآید
عباس به پاس محمل خواهر خویش
چون سایۀ زینب، ز قفا میآید
گر جنگ و ستیز است، خدایا، در پیش
پس دختر زهرا به کجا میآید؟
کس نیست ( حسانا ) که بپرسد ز رباب:
با اصغر شش ماهه، چرا میآید؟
ادامه مطلب
.jpg)
با خروجش قیامت به پا کرد
کعبه را غرق آه و نوا کرد
چون خلیل آمد و بین صحرا
کعبه ی دیگری را بنا کرد
وای، زائر بیت الله- وای، آمده یا الله
وای، جانب قربانگاه
وای یااباعبدلله(ع(
*****
همره آورده او خواهرش را
هم اباالفضل آب آورش را
هم دودسته گل مجتبی را
هم اذان گو علی اکبرش را
وای، خیمه ها شد برپا- وای، ناله های زهرا(س(
وای، پر شده در صحرا
وای یااباعبدلله(ع(
*****
یک طرف خیمه گاه رباب است
آسمان غرق در التهاب است
یک طرف روی زانوی زینب(س(
دختر کودکی گرم خواب است
وای، کودک مه پاره- وای، در دل گهواره
وای، مادر بیچاره
وای یااباعبدلله(ع)
ادامه مطلب
.jpg)
سلام آل ياسين - سلام آل طاها
به سالار زينب حسين جان 2
يا ثارالله و ابن ثاره 2 از عشق تو ما آواره
براي تو مي گريم – براي تو مي سوزم – براي تو مي ميرم
حسين عزيز زهرا
هلال غم دمیده – به کربلا رسیده
دگر کاروان حسینی 2
از بیت الله، شد ثارالله، چون ابراهیم در قربانگاه
بود ذبح او اصغر – اذان گوی مه منظر – اباالفضل آب آور
حسین عزیز زهرا
زمان البلاء شد – که خیمه ها به پا شد
که دلها به غم مبتلا شد 2
زینب دلِ مضطر دارد، دلشوره ی دلبر دارد
عنان گیرش شد اکبر– رکاب پای خواهر– شده پای آب آور
حسین عزیز زهرا
ادامه مطلب
.jpg)
اي کربـبـلا مـاه آمد يک قافـلـه از راه آمد
من با که بگويم زينب بـا سـينه پـر آه آمـد
آمده هفتاد و دو لاله آمده زهراي سه ساله
حسين شده کرببلايي
* * * * * * * * * *
يک سـلسـله مـو مي آيد با جـام و سـبو مي آيد
طفـلان همگـي مي خندند تـا بـوي عـمـو مي آيد
شد علقمه مست گل ياس دارد تماشا چشم عباس
چون نينوا دارم نوايي
* * * * * * * * * *
هم قبلـه دلـهـا آمد هـم مـاه دل آرا آمد
هم يوسف زهرا آمد هـم يوسف لـيلا آمد
در قافله عطر و گلاب است
ششماهه درگهواره خواب است
هر سو رسد بوي جدايي
ادامه مطلب
.jpg)
ای زمین کربلا من باغبانم
آمدم با اصغر غُنچه دهانم
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
ماهم و یک آسمان دارم ستاره
همرهم پیر و جوان و شیرخواره
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
آمدم تا کار دین سامان بگیرد
پیکر بی جانش از ما جان بگیرد
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
همره من آمده بس ناز دانه
ای عدو آماده شُو، با تازیانه
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
من جهانی را به خود دیوانه دارم
شمعم و هفتاد و دو پروانه دارم
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
گُل شود پرپر به پیش دیده گانم
پیش من غلتد به خون سرو روانم
من حسینم، من حسینم، من حسینم «تکرار»
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


