آفتاب غرور ایلت را

با نگاهت به جنگ شب بردی

زخم های جمل دهان وا کرد

تا که نام «علی» به لب بردی

 

تا که حرف ِعلی وسط آمد

تازه شد داغ نهروانی ها

دشنه دردست، درکمین بودند

فتنه ها،کینه ها،تبانی ها

 

مکرصفین نقشه ای رو کرد

تا دوباره سقیفه بُرد کند

لشگرکوفه کوچه ای وا کرد

تا علی را دوباره خُرد کند

 

کوفه ازخشکی لبت دانست

مست صهبای کوثری هستی

!نیزه ازعمد زد به پهلویت

چون که فهمید مادری هستی

 

پیش چشمان باغبان؛ پاییز

تبرش را به جان تاکِ انداخت

قدوبالای ِ دیدنی ات را

چشم شورعرب به خاک انداخت

 

شاعر: وحيد قاسمي


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

گلی که در چمن حُسن امتحان می داد

خبر ز رویش گل های ارغوان می داد

تجلیات نبی را به چهره اش دیدند

فروغ و جلوه ز نورش به کهکشان می داد

کلام وحی به روی لبش چو گل می کرد

ملاحت سخنش جلوه بر بیان می داد

در آبشار صدایش نسیم زمزمه بود

صدای او به دل ناتوان، توان می داد

جوانیش به جوانان حدیث عشق آموخت

مرام او ره توحید را نشان می داد

به نغمۀ "او لسنا علی الحق" از لب خود

به باغ صدق و صفا رنگ جاودان می داد

به دشت کرب وبلا تا گذاشت پا این گل

تمام دشت بلا نکهت جنان می داد

دوباره روح دگر بر نماز و دین بخشید

به صبحگاه شهادت چو او اذان می داد

میان عرصۀ عشق و شرف چنان کوشید

که درس غیرت و مردی به عاشقان می داد

صدای یا ابتای گل بهشت حسین

خبر ز فاجعۀ غم به باغبان می داد

طنین گرم وداعش شرر به دل می زد

صدا و نغمۀ او عرش را تکان می داد

گلی که جای لبان حسین بر لب داشت

فتاده بود به روی زمین و جان می داد

زمان دوباره بهم ریخت چون حسین آمد

زمین عنان دلش را به آسمان می داد

کنار آن گل صد برگ پرپر افتاده

مگر که اشک به چشمان او امان می داد

جمال حق به جمال پسر چو رخ بنهاد

هماره بوسه بر آن لعل خونفشان می داد

اگر که زینب او از حرم نیامده بود

گمان کنم که «وفائی» حسین جان می داد

 

سید هاشم وفایی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت

 

امیرالمؤمنین! صحرای محشر را تماشا کن

به دشت کربلا تکرار حیدر را تماشا کن

ولی‌الله! ولی‌الله دیگر را تماشا کن

دوباره خاطرات جنگ خیبر را تماشا کن

پیمبر را پیمبر را پیمبر را تماشا کن

بگو الله اکبر جنگ اکبر را تماشا کن

به تن پوشیده با دست حسین‌بن‌علی جوشن

زده بر یاری فرزند زهرا بر کمر دامن

خدا گوید تعالی‌الله پیمبر گویدش احسن

خوراک ذوالفقارش جرعه‌جرعه خون اهریمن

کند تحسین به دست و بازویش هم دوست هم دشمن

بیا ای شیر داور شیر داور را تماشا کن

سپر گردیده پیش نیزه و شمشیر، پا تا سر

رخش قرآن، تنش فرقان، دلش یاسین، لبش کوثر

نبی خلق و نبی خلق و نبی خُلق و نبی منظر

زمین کربلا صحرای بدر و او چو پیغمبر

در امواج خطر از بیم شمشیر علی‌اکبر

فرار و ترس یک دریای لشکر را تماشا کن

جبین، بشکسته تن، خسته دهن، خونین دو ‌لب، عطشان

به دیدار پدر در خیمه‌گه بشتافت از میدان

سرشکش از بصر جاری شرارش در جگر پنهان

زبان چون چوب خشکیده، نفس چون شعلۀ سوزان

سرشک عمه، اشک چشم خواهر را تماشا کن

زبانش در دهان باب و خونش جاری از حنجر

وجودش باغ گل از تیغ و تیر و نیزه و خنجر

گلو خشکیده، دل تفتیده، چشم از اشک خونین تر

پدر گفت ای همای من مزن از تشنگی پرپر

که سیرابت کند با دست خود امروز، پیغمبر

برو سقایی جدت پیمبر را تماشا کن

برو بابا! که اکنون چشم در راه‌اند قاتل‌ها

برو بابا که دریا گردد از خون تو ساحل‌ها

برو بابا! که زخمت گل کند تا حشر در دل‌ها

برو تا شعلۀ داغ تو گردد شمع محفل‌ها

برو پرپر بزن در خون خود مانند بسمل‌ها

جمال بی‌مثال حی داور را تماشا کن

دوباره در اُحد رو کرد آن پیغمبر ثانی

دوباره کربلا را کرد با یک حمله طوفانی

ز تیر و نیزه دشمن کرد بر رویش گل‌افشانی

تنش گردید از شمشیر، چون آیات قرآنی

هزاران زخم خورد و شد هزاران بار قربانی

بگرد ای آسمان؛ صدپاره پیکر را تماشا کن

دریغا! گشت نقش خاک، سرو قد دلجویش

جدا گردید تا پیشانی از هم طاق ابرویش

پدر بشتافت از میدان و رو بگذاشت بر رویش

ز اشک دیده زینب شست خون از جعد گیسویش

بیا «میثم»! خدا را دیدۀ دل بازکن سویش

به سرتاپای او زخم مکرر را تماشا کن

 

غلامرضا سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

ای پیکر تو چون جگر پاره پاره ام

تا کی زنی به دل ز سکوتت شراره ام

با آن که سینه ام شده مجروح داغ تو

لبخند قاتلت زده زخم دوباره ام

یک آسمان ستاره زچشمم به خاک ریخت

دیدم چو پاره پاره شده ماه پاره ام

من چاره ساز درد همه عالمم ولی

با اوفتادن تو زکف رفته چاره ام

ای تشنه لب برآر سر از خاک و آب ریز

از اشک دیده بر گلوی شیر خواره ام

چون قرص ماه آفتاب وجودم تمام سوخت

دیدم به چشم خویش غروب ستاره ام

بعد از تو ای ستارۀ صبح امید، نیست

غیر از سکوت دائم و اشک هماره ام

از چشم نیم باز تو خون پاک می کنم

شاید کنی به گوشه چشمی نظاره ام

"میثم" زسوز سینه چو شرح غمت دهد

آتش زند به عالم دل با اشاره ام

 

غلامرضا سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

تا که پامال خزان شد لالۀ لیلای من

دشت غم آمد بهار، از اشک خون پالای من

در منای کربلا خون ذبیحم تا که ریخت

عید قربان شد یکی با روز عاشورای من

از هجوم خارها مانند گل شد برگ برگ

لالۀ من یاس من تنها، گل رعنای من

کاش فرق من به جای فرق اکبر می شکافت

کاش می پاشید پیش از او زهم اعضای من

من تماشا کردم او در خون خود زد دست و پا

زین تماشا پای تا سر سوخت سر تا پای من

بی تو دیگر شد بهشت آرزوهایم خراب

از چه اَفتادی به خاک ای شاخۀ طوبای من

احتیاجی نیست تا رَخ شویم از آب فرات

شسته شد با خون سیمای علی سیمای من

دوستانم یک به یک رفتند و در این سرزمین

گوش دشمن پر شده از بانگ واویلای من

گرگ ها کردند جسم یوسفم را چنگ چنگ

وای من ای وای من ای وای من ای وای من

تشنه بودم حنجرم می سوخت کامم خشک بود

تر شد از خون گلوی اکبرم لب های من

گر چه قلبم سوخت، آهم در درون سینه ماند

سر کشد از نخل "میثم" سوز نا پیدای من

 

غلامرضا سازگار

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

به رویت ای گل پرپر چه پرپر افتادم

میـان بحر پُر از خــون شنـاور افتادم

همیشه با نظـری بر جمـال اطهــر تو

به یـاد چهــرۀ پــاك پیمبـر افتادم

دمی كه لب بنهـادم به روی لبهایت

شــرر گرفتم و در پـای كـوثـر افتادم

پس از وداع تو نفرین به دشمنان كردم

چو شعله بر دل خصـم ستمگـر افتادم

تو را كبـوتر بسمل میـان خون دیدم

ز تیر داغ تو همچــون كبـوتـر افتادم

لبان غرق به خـون تـو را نظـر كردم

به یـاد لعــل لبــان  بــرادر افتادم

قیامتی است كنــار تنت ز نـالـۀ من

شكستـه قلبم اگر از شكستن فـرقت

ببین چگونه به صحرای محشر افتادم

به یاد فرق پُر از خـون حیــدر افتادم

همینكه دیده به پهلوی زخمی ات افتاد

به یـاد پهلـوی مجـروح مادر افتادم

چنین نوشت«وفائی» حدیث درد مرا

ستــاره بـودم و از داغ اكبـر افتادم

 

سید هاشم وفایی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

پسر: پدر جان من نگویم زخم های تن مرا کُشته

شرار تشنه گی سنگینی آهن مرا کشته

پدر: علی ای داده در راه خدا صد بار جانت را

بیا بگذار یکدم در دهان من زبانت را

پسر: زبانم خشک گردیده نیاید از دهن بیرون

لبت را بر لبم بگذار و بنگر تر شده از خون

پدر: نبی بگذاشت در کامم زبان و کرد آرامم

تو هم آئینه ی اویی زبان بگذار در کامم

پسر: زبان خشک من بابا دلت را بیشتر سوزد

نمی خواهم تو بر کام خشک من جگر سوزد

پدر: چو قرآن بوسه بر لب های خشکت می نهم بابا

زبان بگذار در کامم و گر نه جان دهم بابا

پسر: الهی جان رود از جسم مجروح جوان تو

که باشد خشک تر از کام خشک من زبان تو

پدر: عزیز دل نه تنها از عطش سوزم اگر سوزم

تو از هُرم عطش سوزی من از داغ پسر سوزم

پسر: تو بر من اشگ ریزی چشم من هم بر تو می گرید

نگه کن عمّه ام زینب برای هر دو می گرید

پدر: اگر چه داغ تو چون شمع آبم کرد فرزندم

تو را تقدیم جانان کرده ام بر گرد فرزندم

پسر: به شوق دوست در دشمن رهایم کن خداحافظ

دعایم کن، دعایم کن، دعایم کن خداحافظ

 

غلامرضا سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت

 

مـن کیستم ولـی خداونــد اکبرم

سرتا قدم محمّد و زهرا و حیدرم

قـرآن روی سینه فـرزند فاطمه

فرزند نور و واقعه و قدر و کوثرم

در وصف خلق و منطق و خلقم نظر کنید

زیباتـرین شبیه بـه شخص پیمبرم

زهرا جمال ختم رسل دیده در رخم

لیلا کشیـده شانـه بـه زلف معطرم

جان جهانیان که حسین است بارها

مانند جان خویش گرفته است در برم

همسنگـر شهیـد علمـدار کــربلا

تا روز حشر قلب حسین است سنگرم

مـن پیـر مکتبِ «السنا علی الحق‌«ام

مــن شیـر کربــلا اسداللهِ دیگرم

پا تا به سر چو جانم و جان مجسمم

سر تا به پا چو روحم و روح مصورم

دانــایی امــام حسـن در تکلمـم

زیبایی امــام حسین است منظـرم

مأنوس با شهادت‌ و شمشیر و زخم ‌و خون

ممسـوس در حقیقتِ خـلاقِ داورم

تسبیـح دانـه دانـة سجـادۀ حسین

قـرآن پاره پارۀ زهــرای اطهـرم

خیمه صفـا و مروه بـوَد قتلگاه من

صحرای کربلا عرفات است و مشعرم

مـن پـاره‌ای ز پیکـر پیغمبـرم ولی

گردید پاره پاره ز شمشیـر، پیکـرم

وقتی که قطعه قطعه ز شمشیر می‌شدم

دیـدم ستــاده حضرت زهرا برابرم

اشک روان و مهجۀ قلب حسین بود

خونی‌که شد به ‌صورت من جاری‌ازسرم

با آنکـه در شهادت من قامتش خمید

در نــزد فاطمه است سرافراز مادرم

این غم مرا کُشد که ببینم به نوک نی

سیلی زننـد بـر گلِ رخسارِ خواهرم

ای کاش می‌نشست به قلب شکسته‌ام

تیــری کـه هست سهم گلـوی برادرم

مـن آن شکوفـه‌ام کـه نگه کرد باغبان

چیدنـد بـا شکنجه و کردنـد پـرپـرم

در زیر تیغ بسملِ بشکسته بـال و پـر

در بحر عشق، ماهیِ در خون شناورم

«میثم» اگر به فصل جوانی شدم شهید

هـر پیـر را معلـم و استـاد و رهبـرم

 

غلامرضا سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

ای روزگار سفله! علی‌اکبر است، این

 آیینه‌ ملاحت پیغمبر است، این

 بابش امام مطلق و جدش رسول حق

 از تیره‌ شریف‌‌ترین مادر است، این

 دردانه‌ عزیز حسین است، این جوان

 ماه علی نشان و علی گوهر است، این

 تیغش چه می‌زنید؟ به خونش چه می‌کشید؟

 آخر ز احمد آینه‌ای دیگر است، این

 ای سفلگان! هر آینه باور که می‌کند؟

 لب‌تشنه است و آینه کوثر است، این

 ای کوفیان! که در ظلمات است، جانتان

 ماه تمام، آیت روشن‌گر است، این

 این هدیه‌ حسین به دامان فاطمه است

 شاخ شکسته است، گل پرپر است، این

 گر چشم آهوانه‌ او، خون گرفته است

 صبح بهشت در نظرش مضمر است، این

 راوی نوشت: یاد حرم کرد و باز گشت

 نزد حسین آمد و گرم نیاز گشت

 

محمدسعید میرزایی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:07 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت

 

هی تو را گم میکنم

در شلوغی ها تو را من بارها گم میکنم

بر زمین می افتی و...

آسمانم را به زیر دست و پا گم میکنم

بزم برپا کرده اند

پیکرت را بین تیر و نیزه ها گم میکنم

با دهانِ غرق خون

تو تبسم میکنی من دست و پا گم میکنم

برگ های لاله را

در میان خارهای کربلا گم میکنم

چیدمت روی عبا

باز اعضای تو را بین عبا گم میکنم

ای عصای پیری ام

بین چوب و کعب نی آخر تو را گم میکنم

 

داود رحیمی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396  | 10:07 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید