بازوی محکم یاری ولایت عباس

یارُ یاور ولی تا به شهادت عباس

توکه بودیُ و چه کردی که امامت فرمود

ساقی آب و وفا، جان به فدایت عباس

تکیه گاه حرم تشنه طاها، افلاک

جا ندارد مگر زیر دو پایت عباس

آبرو دار شده هر که صدایت کرده است

در سرم نیست به جز حال و هوایت عباس

پسر ام بنین علقمه ثابت کرده

خود زهراست هوادار وفایت عباس

من کیم؟! مادر سادات شده مشتاقت

بر روی چادر خاکی شده جایت عباس

دستهایی که جدا شد به خدا می گیرد

دست دلسوختۀ درد و بلایت عباس

نام سقا که بیاید خود آقا باید

بین ما ناله کند، جان به فدایت عباس

شاعر: حسین ایمانی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:56 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زخمی که داغ رفتن تو بر جگر گذاشت

بر چهره ی حسین همان دم اثر گذاشت

چون پاره گشت مثل دو چشم تو مشک آب

سقایی و تلاش تو را بی ثمر گذاشت

می خواست از فتادن تو جان دهد حسین

زینب برای یاری اش آمد ، مگر گذاشت

دستی کنار نعش تو بر سر گرفته بود

دستی دگر ز ماتم تو بر کمر گذاشت

با سرعت آمد و علمت را بلند کرد

زینب چو دید شه به سر نیزه سر گذاشت

تا عمر داشت عقده به قلب سکینه بود

او را چرا حسین ز تو بی خبر گذاشت

***

گفتی که راحتی که بمانی به علقمه

این ماندنت حریم مرا در خطر گذاشت

راز جدایی حرمت از من این بود

شرمندگی ز خیمه تو را دورتر گذاشتش

شاعر: رضا رسول زاده


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:56 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دنیا همیشه مانده دلش مات دستتان

آقا مجرب است کرامات دستتان

تصویر چشم های شما در نگاه آب....

می لزرد آب وقت ملاقات دستتان

مانده ست در فرات عطش،خیمه ها هنوز

وقتی که منتشر شده آیات دستتان

مفهوم عشق و غیرت و اوج برادری

معنا شده ست در ادبیات دستتان

دیوان کربلا،قطعاتش نخواندنی ست

صد شکر،خوانده شد غزلیات دستتان

"دستانتان شبیه به دستان حیدر است

خورشید بی دلیل نشد مات دستتان

شاعر: محمد شريف (باران)


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:56 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سینه من حرم توست مدد یا عباس

هرچه دارم کرم توست مدد یا عباس

آسمانها ابتدای نقطه سیرت بود

عرش زیر قدم توست مدد یا عباس

بخشش کوهی به کاهی از کرم

ذره ای،لطف کم توست مدد یا عباس

قبله هر عاشق صاحب دلی

طاق ابروی خم توست مدد یا عباس

در کنار کعبه چون تکیه زند

دست مهدی علم توست مدد یا عباس

جای جای بدنت زخم غم عشق بود

اشک شیعه مرحم توست مدد یاعباس

روز محشر شافع سینه زنانت ساقیا

دستهای قلم توست مدد یا عباس

شاعر : میلاد یعقوبی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:56 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اگر دست از سر لجبازیِ این آب بردارد

 

اگر از غم بپیچد در خودش هی تاب بردارد

 

تمام ماهیان منتظر ، مایوس می میرند

 

اگر سقای تشنه مشک را بی آب بردارد

 

صدای گام هایش دشت را مبهوت خود کرده

 

مبادا دشمن دیوانه سر از خواب بردارد

 

اگر باد خبر چین عطر او را پر کند در دشت ...؟

 

اگر که ابر، پرده از رخ مهتاب بردارد ...؟

 

خدایا  ! چشم هایش را بپوشان !  کینه ی این قوم

 

اگر تیر ستم با نیت پرتاب بردارد ...؟

 

اگر آن دست ها از پای افتادند و مشکش را

 

بخواهد با لبان تشنه ی بی تاب بردارد ...؟

 

اگر چشمان زینب خون ببارد از غم عباس ...؟

 

تمام خاک را این سیل بی پایاب بر دارد ...؟

 

زبانم لال ! ...نه ... ای ساغر خشکیده ! با ساقی

 

بگو چشم امیدش را ازین مرداب  بردارد...

 

* * *

 

ولی بر خاک افتاده ست مرد و منتظر مانده ست

 

تن جان داده اش را از زمین ارباب بردارد

 

ببین بعد از گذشت قرن ها در موزه ی تاریخ

 

کسی جرات نکرد این عکس را از قاب بردارد...

شاعر: سودابه مهیجی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:55 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ابالفضل پشتُ پناه حسین(ع)

علمدار دین، تکیه گاه حسین(ع)

امید رقیه، وزیر حرم

شکوه علی در سپاه حسین(ع)

تویی خالق عاشقیُ ادب

چه خوش صورتی قرص ماه حسین(ع)

اگر چه بریدند دست تو را

گرفتی دو دستم به راه حسین(ع)

تو حلال هر مشکلی، بی گمان

شده روضه خوان تو آه حسین(ع)

زمین خوردی وُ خورد شده پشت شاه

زمین گیر شد خیمه گاه حسین(ع)

پس از تو پر از آهُ دل شوره شد

و شد عصر سرخ و سیاه حسین(ع)

و گهواره و گوش پاره شدند

دو جامانده ناب جاه حسین(ع)

در این روضه، آقاست مهمان ما

به گو العجل در پناه حسین(ع)

 

شاعر : حسین ایمانی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:55 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

  درعلقمه آه از دل ِ ریش نکش

 آرامش خیمه را به تشویش نکش

 این تیرسه شعبه مخبرحرمله است

 انقدر تو حرف مشک را پیش نکش!

وحيد قاسمي


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:55 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

  يا رضيع الحسين(ع)

از ازل تیر بلایم در نظر بود ای پدر

حنجرم نه پای تا فرقم سپر بود ای پدر

 

مصطفی حلق تو را بوسید تو حلق مرا

هر دو را آن روز در مد نظر بود ای پدر

 

شد سرم از پوست آویزان تو می دانی چرا...

حجم تیر از گردن من بیشتر بود ای پدر


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:55 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مشک من،تابه حرم چند قدم مانده نریز
خاکی از شرمندگی بر دل درمانده نریز

من دو دستم را به پایت ریختم،طاقت بیار
چون صدای گریه طفلان تو را خوانده نریز

مرد و قولش ، این من و نیزه و شمشیر و سنان
حرمله گر چه سه شعبه سمت ما رانده نریز

العطش گفتن طفلان ،نفسم را برده است
تو دگر آتش بر این سینه رنجانده نریز

ذکر لالایی تو کار شب و روز رباب
کودکش را با مشقت،تازه خوابانده نریز

قاسم افرند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:54 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سقا شدن و به تشنگان جان دادن

بی‌دست، شدن مشک به دندان دادن

ساقی شدن و دست به مستان دادن...

هیهات که شرح عشق نتوان دادن

شاعر : زهیر توکلی

دلم از غربت و ماتم كباب است
دلِ من تا ابد خانه خراب است
به روي قلب غم اين را نوشته
غم مرگ برادر بي حساب است


شاعر: آقاي فطرس


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 خرداد 1396  | 11:54 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 73 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید