حضرت زینب(س)-اربعین

 

ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ  ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ

ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ی ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻴﻤﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻓﺖ ﻣﺪﻳﻨﻪ

ﺁﻣﺪ ﻧﻆﺮﻡ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﻌﺪ اﺯ ﺗﻮ و ﻋﺒﺎﺱ ﺣﺮﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ

ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺳﺘﻢ ﺑﺮﺩ ﺯﺭ و ﺯﻳﻮﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﻛﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﻔﺘﻢ ﺑﺨﺪا اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺎﻗﻪ

ﺑﺮ ﻧﻴﺰه ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﻬﺮ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻡ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ

ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮاﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺭا

در اﻣﻨﻴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩیﻡ

ﺑﺎ ﻧﻴﺰﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻴﺮﻩ و ﻣﻦ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺖ

ﺩﻳﺪی ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﻲ ﻣﺤﺸﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺟﺎﻥ ﺩاﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻼ ﻋﺎﻡ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ

ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺒﺮﺩﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻣﻌﺠﺮﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﺎﻡ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ

ﺑﺎ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ ﺷﺎﺧﻪ ی ﻧﻴﻠﻮﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺭﺑﺎﺑﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﭼﻪ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ

ﮔﻬﻮاﺭﻩ ی ﭼﻮﺑﻲ ﻋﻠﻲ اﺻﻐﺮﻣﺎﻥ ﺭا

 

سید حجت بحرالعلومی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-پیاده روی اربعین

 

صحرا به صحرا، کو به کو ، داریم نم نم میرویم

پشت سر هم، دم به دم ، آدم به آدم میرویم

ما هر دو عالم را به این معراج دعوت میکنیم

از این سوى عالم اگر آن سوى عالم میرویم

راهى شدن، دریا شدن، یعنى کمال قطره ها

ما هم به راه افتاده ایم و جانب یم میرویم

در شعله آتش میشویم، آتش به عالم میزنیم

هم مثل یک پروانه میسوزیم ما، هم میرویم

هم در نجف هم کربلا پرچم بدست زینب است

هر جا که پرچم میرود دنبال پرچم میرویم

عیسى بن مریم، آدم، ابراهیم، موسى، نوح، هود

این راه را پیغمبران رفتند و ما هم میرویم

ما تشنه وصلیم و دنبال سلوک وصلتیم

پس پابرهنه، تشنه لب ، تا نهر علقم میرویم

بى واسطه اسماء حق در ما تجلى میکند

هر وقت تحت قبه ى سلطان عالم میرویم

 

علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

برای جا مانده های اربعین

امام حسین (ع)-زیارت اربعین

 

دوباره مثل همه سال های قبل از این

ز کاروان رفیقان خویش جا ماندیم

همه ، برات گرفتند و رفته اند و ما

به پشت پنجرهء جنت الرضا ماندیم

 

زمان بدرقه شان بغضمان شکست آقا

که خوبها همه رفتند و باز ، ما ماندیم

هنوز گرم همین فکرهای خود بودیم

که ما چرا ز رفیقان خود جدا ماندیم

 

پیام آدرس هیات آمد و ما باز

به زیر پرچم سقای با وفا ماندیم

هنوز جمعه شبی هست و هیاتی باقیست

اگر به حسرت دیدار کربلا ماندیم

 

به پشت گرمی این وعده های ... سال بعد ...!

گریستیم و پس از آن به این هوا ماندیم

برای دیدن تصویر زائران حسین

شبانه روز به پای رسانه ها ماندیم

 

مهدی مقیمی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام زمان (عج)-زیارت اربعین

 

باز هم اربعین رسیده بیا

باز هم از تو بی خبر ماندم

عاشقانت زیارتت کردند

من ولی باز پشت در ماندم

 

روز و شب غبطه می خورم آقا

به کسانی که با تو مأنوسند

عاشق و بی قرار و بی تابند

دست و پای تو را که می بوسند

 

دیدن تو به من نمی آید

تو کجا و نگاه هر جایی

من اگر آنچه خواستی باشم

تو سراغم به خواب می آیی؟

 

نکند عاق کرده ای من را

نکند صبرتان سر آمده است

گر عتابم کنید حق دارید

هر گناهی ز من بر آمده است

 

خواستم تا ببینمت در خواب

به نگاهم اجازه داده نشد

خواستم تا به کربلا بروم

با رفیقان خود پیاده، نشد!

 

بین آن کاروان و جمعیت

چه کسی با تو هم قدم شده است؟

خوش به حال کسی که با گریه

با شما راهی حرم شده است

 

در حرم روضه خوان خودت هستی

روضه ی کاروان جان بر لب

بین روضه بلند می گویی:

به فدای تو عمه جان زینب...

 

تا رسیدند در دو راهی عشق

ساربان گفت که کجا برویم؟

پاسخی آمد از  حریم حسین

همه گفتند کربلا برویم

 

تا رسیدند لحظه ای ماندند

در سکوتی که چهره ها شد مات

زد به سینه غریب بی کفنم

باز شد بغض عمه سادات

 

به زمین خورد از سر محمل

تیر غمها به قلب بانو رفت

با ادب نیت زیارت کرد

سوی یارش به روی زانو رفت

 

خواست تا درد دل کند اما

مگر این گریه ها امان می داد

یک نگاهی به دور خود انداخت

سر خود را فقط تکان می داد

 

السلام علیک یا مظلوم

السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یابن علی

السلام علیک یا عریان

 

ای برادر نمی برم از یاد

که چگونه به خاک افتادی

زیر گرمای آفتاب آن روز

با لب تشنه،خسته،جان دادی

 

ای برادر نرقته از نظرم

اکبرت را که ارباً اربا شد

بعد عباس میر لشکر تو

پای دشمن به خیمه ها وا شد

 

به خدا ای عزیز لب تشنه

داغ یک قطره آب کشته مرا

بین این گریه های اهل حرم

گریه های رباب کشته مرا

 

غرق گریه رباب می گوید

که دل پاره پاره را بردند

با سه شعبه به روی دست پدر

طفلک شیرخواره را بردند

 

پسرم با خیال تو هر شب

دست بر سینه می فشارم من

گرچه ماندم خجالتت آنروز

ولی امروز شیر دارم من

 

گریه را کم کنید دخترها

کمی آرام اصغرم خواب است

گل نارم علی علی لا لا

مادرت چهل شب است بی تاب است

 

مجتبی شکریان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

برای جا مانده های کربلا

امام حسین(ع)-زیارت اربعین

 

از غم اینکه مرا تا کربلایش راه نیست

شرح هجران در مجال یک غزل، کوتاه نیست

قطره قطره می چکد از چشم من باران اشک

کاروان ها راهی اند و بر لبم جز آه نیست

آه هم با دیدن ما می کِشَد از سینه آه..

حالِ ماتم دیدگان هم مثل ما جانکاه نیست

کربلا..، پای پیاده..، اربعین..، زائر شدن؛

برمنِ جا مانده از ره، حسرتش دلخواه نیست

هرکه جامانده یقین داند سرِ این سفره است

زان که جز بابُ الحسین از بهر او درگاه نیست

گفت شه با زینبش رخت اسیری کن به تن

بعد از عباس این حرم را خیمه و خرگاه نیست

تا عمود آهنین بر فرق سقایم نشست

در کنار علقمه پشت من از غصّه شکست

 

وحید دکامین


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت زینب(س)-اربعین

 

ای که در چرخ وجودی آفتابم یاحسین

آتش داغ تو کرد آخر کبابم یاحسین

ای بهار معرفت ای آفتاب زندگی

روز و شب از داغ تو در التهابم یاحسین

ای شهید شاهد ای سردار و ای سالار عشق

بعد تو من پاسدار انقلابم یاحسین

آسمان گرجه به سوی تو سبو بگرفته است

می دهد داغ لب خشکت عذابم یاحسین

من گرفتم از عدو پیراهنت را عطر آن

برده از جان و دل من صبر و تابم یاحسین

گرچه مشگل بود داغ یک گلستان گل ولی

صبر خدمت کرد هرجا در رکابم یاحسین

من به چشمم دیده ام جان دادن پروانه را

از غم پروانه ات شمعی مذابم یاحسین

بس که گلریزی نموده غنچه ات قبر تو را

من ز حال دخترت در اضطرابم یاحسین

بر«وفایی» التفاتی کن که می گوید مدام

خاکبوس آستانت کن خطابم یاحسین

 

سید هاشم وفائی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

 

مخواه شاکله ی این غزل، قوی باشد

از ابتدا غرض این بود مثنوی باشد

ببخش اگر کمی از حیث وزن کم دارد

نشد شبیه غزل های منزوی باشد

نه مثل نغمه‌ی حافظ، نه چون کلام کلیم

قرار نیست که این نفخه عیسوی باشد

به پای خمسه‌ی من هیچ پنجه‌ای نرسد

اگر چه نظم نظامی گنجوی باشد

 زمام شمس – علی ما نُقِل – به دست شماست

چه جای صحبتی از عشق مولوی باشد

غلام محتشم و خاک پای حِمیری ام

و هر که شاعر دربار مهدوی باشد

زیارت حرمت از سرم زیاد؛ قبول

مرا فقط برسان مرز خسروی... باشد؟

 

محسن رضوانی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-زیارت اربعین

 

غمی مثل غم دوری نمیشه

وصال کربلا زوری نمیشه

گناهم راهمو بدجور بسته

یه کاری کن که اینجوری نمیشه

 

محسن ناصحی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:13 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

 

بدون چون و بدون چرا...نمیماندند

شبیه رود، شبیه صبا، نمیماندند

چه کربلاست که عالم بهوش می آید

پس از شنیدن چاووش ها نمیماندند

به التماس...به خواهش...به هر چه که میشد

خلاصه قافله میرفت جا نمیماندند

چقدر با سر زانو به کربلا رفتند

از اشتیاق حرم روى پا نمیماندند

فروختند النگوى نوعروسان را

قدیم معطل این چیزها نمیماندند

شب زیارتى اربعین، دهاتى ها

به احترام تو در روستا نمیماندند

فقط دو مرتبه باید به کربلا بروى

بدین طریق بفهمى چرا نمیماندند

**

خدا نبود اگر این " حسین، حسین" نبود

و بندگان خدا باخدا نمیماندند

 

علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396  | 11:13 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یوسف رحیمی

امام حسین(ع)-اسارت

 

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم

نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم

زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه

به روی دست ملائک بدنت را دیدم

گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال

عمه می‌گفت تن بی کفنت را دیدم

گیسویت بر سر نی شِعر غریبی می‌خواند

زلف خونین شکن در شکنت را دیدم

قاری من سر نیزه ز عجائب گفتی

شام، تفسیر غریب سخنت را دیدم

آه یعقوب شده چشم من از روزی که

به تن تیره دلی پیرهنت را دیدم

خیزران شیفته‌ی ساحت لب هایت شد

چشم وا کردم و زخم دهنت را دیدم

تا سحر قلب تنور از غم تو آتش بود

عطر گیسوی تو و... سوختنت را دیدم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 مرداد 1396  | 11:43 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 65 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید