.jpg)
هرچند ماه غصه و اشک است و ماتم است
من شکر می کنم که دوباره محرم است
من شکر می کنم که دوباره به نام توست
در هر کجا که نصب شده هر چه پرچم است
من شکر می کنم که دلم در عزای توست
با روضه های کرب و بلای تو محرم است
دیدم که زمزمه است میان کتیبه ها :
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
دیدم که آسمان و زمین گرم گفتگو :
"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"
سرما نبرده است ز دلها غم تو را
این تکیه ها حرارات عشقی مجسم است
دیشب شکست قامت سرمای کوچه ها
با دسته های سینه زنی که منظم است
ادامه مطلب
.jpg)
گفتند که خورشیدتان ازآسمان کم شد
آن صبح تلخی که خبرآمد محرم شد
آن صبح تلخی که گلوها صوت قرآن داشت
در کوچه ها ظهر محرم ها مجسم شد
پیراهن مشکی به تن هامان چه می آمد
آن روز ها که بر سر ما خاک عالم شد
دیدم پدر فریاد می زد ناله خود را
و مادرم دل مویه هایش کم کمک بم شد
دیدم که روی دست مردم آسمان می رفت
دیدم که مرگ آرزوهامان مسلم شد
هر روزنامه شرحی از داغش به ما می داد
داعی که بر دل هایمان دیگر متمم شد
از کودکی تا حال من لبخند او جاری ست
مردی که رفت و عکس او در قاب خاتم شد
ادامه مطلب
.jpg)
يابن الحسن بيا كه حلول محرم است
شادي به ما حرام شد,ايام ماتم است
شرمنده شد بهار ز گلزار كربلا
بلبل كند نوا كه خزان محرم است
ما عاشقان لاله ي سرخ محمديم
كز عطر او بهشت خداوند خرم است
صد مرده زنده مي شود از ذكر يا حسين
ارباب ما معلم عيسي بن مريم است
عيسي اگر در اخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ي حسين شرف عرش اعظم است
با يوسفش مقايسه كردم نگار گفت
او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است
ما را نياز سير چمن نيست در بهار
روي حسينيان گل و اين اشك شبنم است
اي صاحب عزا به عزاخانه ها بيا
ياران سينه زن همه در زير پرچم است
گر وعده ي بهشت به ما مي دهد بهار
ما نيستيم طالب رضوان,مسلم است
بر عاشقان سياحت گلشن حرام شد
خاكم به سر كه قامت سرو علي خم است
اي آب بس كن اين همه جوش و خروش را
در پيش چشم ما علي اصغر مجسم است
سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد
شرمنده ي خجالت او نهر علقم است
ساقي تشنه ,تشنه برون آمد از فرات
قربان غيرتش شود عالم اگر كم است
چون محتشم بخوان به پيمبركلاميا
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است
ادامه مطلب
.jpg)
يابن الحسن بيا كه حلول محرم است
شادي به ما حرام شد,ايام ماتم است
شرمنده شد بهار ز گلزار كربلا
بلبل كند نوا كه خزان محرم است
ما عاشقان لاله ي سرخ محمديم
كز عطر او بهشت خداوند خرم است
صد مرده زنده مي شود از ذكر يا حسين
ارباب ما معلم عيسي بن مريم است
عيسي اگر در اخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ي حسين شرف عرش اعظم است
با يوسفش مقايسه كردم نگار گفت
او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است
ما را نياز سير چمن نيست در بهار
روي حسينيان گل و اين اشك شبنم است
اي صاحب عزا به عزاخانه ها بيا
ياران سينه زن همه در زير پرچم است
گر وعده ي بهشت به ما مي دهد بهار
ما نيستيم طالب رضوان,مسلم است
بر عاشقان سياحت گلشن حرام شد
خاكم به سر كه قامت سرو علي خم است
اي آب بس كن اين همه جوش و خروش را
در پيش چشم ما علي اصغر مجسم است
سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد
شرمنده ي خجالت او نهر علقم است
ساقي تشنه ,تشنه برون آمد از فرات
قربان غيرتش شود عالم اگر كم است
چون محتشم بخوان به پيمبركلاميا
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است
ادامه مطلب

ابد والله يا زهرا ما ننسا حسينا
آنقَدَر وقتي نمانده تا مُحَرم ، فاطمه
زحمتِ پيراهن ِ مشكي مارا ميكشيد؟
ادامه مطلب

یا حسین
زحمتی دارم برایت ای فلک جان حسین
می شود روزی اشکم را ز بارانت دهی؟
"محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب

لايوم كيومك يا اباعبدلله
عید است ولی من اشک نم نم دارم
در دیده ز غُصه ی حسین یم دارم
عید است ولی رَخت عزا می پوشم
آقا چه کنم ؟؟؟؟حال محرم دارم
ادامه مطلب

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند
ادامه مطلب

یا حسین السلام (ع)
وقت نزول سوره ی مریم شروع شده
گویا که فصل روضه و ماتم شروع شده
اشک مدام چشم ترم بی دلیل نیست
دلتنگی ام برای محرم شروع شده
ادامه مطلب

همناله با امام زمان-هلال محرم
در هجر تو، جان خسته بر لب آمد
این قلب و دل شکسته در تب آمد
آنقدر نیامدی محرّم شده است
یعنی که هلال ماه زینب آمد
شاعر ومداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


