علی زمانیان

ورود به محرم

 

بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو

بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو

ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها!

لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی

دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو

درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران

برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو

تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را

به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو

برای روضه نذری مادران نجیب

تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو

مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا

برای گریه مبادا حیا کنید از نو

ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید

وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو

سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را

شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو

رسید بار دگر فصل محتشم خوانی

چه نوحه و چه عزا را عطاکنید از نو...


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

ورود به محرم

 

بگـذار گـریـه، درد دلم را، دوا کـنـد

چشمـم نـظـر بـه قـافـلـه ی کـربـلا کـنـد 

مـــاه مـحــــرم آمــده تــا آفـتـاب هــــم

هــر بـامـــداد،  دیـده بـه انـدوه وا کـنـد

شایسته است هر که دلش می طپـد به عشق

دل را درین فـضـای معـطر،  رهـا کـنـد

دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست

شـایــد نگــاه مـعـجــزه،  آن را دوا کـنـد

این جا هـنـوز اصغر شش ماهه تشنـه است

ای کـاش چشمِ حرمله قـدری خطا کـنـد

عـبـاس مـی رود کــه غـرورِ فـرات را

بـا کــودکــان تـشـنـه جـگـر، آشنـا کـنـد

زینب به خیمه چشم بـه راه است بـاز هم

شـایــد حسیـن، زنـده بمانـد، خـدا کـنـد

فرصت کجاست تا که به شمشیر کینه شمر

سـر از تـنِ تـمـامِ شـهـیـدان جـدا کـنـد

غیر از سرِ حسین، که قرآن ناطق است

دیگـر سری نمانده،  که بر نیزه ها کند


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:25 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

رضا اسماعیلی

ورود به محرم

 

بوی مردی عجیب می آید

بوی " امن یجیب " می آید

یک جوانمرد ذوالفقاری خشم

از عدالت، غریب می آید

یک نفر از غروب نخلستان

بی قرار و شکیب می آید

با غروری غریب و بغضی سرخ

یک نفر از فریب می آید

"مسلم" از خواب بیعت کوفه

تلخ و حسرت نصیب می آید

"حر" که اسطوره می وزد از او

از فراز و نشیب می آید

یک نفر از فرات نامردی

تشنه لب، بی نصیب می آید

از گلوی بریده ی "اصغر"

بوی لبیک و سیب می آید

دشنه مردی گلوی مولا را

می برد، نانجیب می آید

می وزد ظهر داغ عاشورا

بوی "شام غریب" می آید

"کاروان شهید رفت از پیش"*

بوی وصل حبیب می آید


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:23 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

روح الله قولی پور

ورود به محرم

 

بیا موذن عترت ز نو دوباره بخوان

اذان گریه ما را سر مناره بخوان

برای سنگ دلانی که دور بابایند

از آه پر شرر من کمی شراره بخوان

کسی به بیعت کعبه نداده دست طواف

وجوب حج ولا را به سوگواری بخوان

بر آسمان کبودم زمانه گریه نکرد

تو بر زبونی چشمان بی ستاره بخوان

هنوز گردن مهتاب ریسمان پیچ است

برای یاری ما هم حدیث چاره بخوان

نگاه بر در و دیوار خانه ما کن

مصیبت دل ما را به یک اشاره بخوان

اذان غربت ما را اعاده کن شاید

کسی به سوی امامم در اقتدا آید


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:22 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وحید قاسمی

 استقبال از محرم

 

در كوچه ها نسیم بهشت محرّم است

این شهر بی مجالس روضه جهنّم است

پیراهن سیاه عزاداری شما

زیباترین تجلّی عشق مجسّم است

شكر خدا كه هیئتمان باز دایر است

شكر خدا كه بر سر این كوچه پرچم است

بیرون ندیده اید زنی ایستاده است؟

بالش شكسته است، قدَش هم كمی خم است

لبخند تلخ فاطمه بر تك تك شما

یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است

من كه ندیدمش دم در، خب شما چطور؟

صد حیف سوی چشم گنهكار ما كم است

پرواز می كنیم از این پیله های تنگ

فصل بلوغ شیعه یقیناً محرّم است

در مجلس عزای امام قتیل اشك

روضه به شور و واحد و نوحه مقدّم است


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:21 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محسن مهدوی

ورود به محرم

 

دلم به تاب و تب است و دوباره كرده هوایش

خدا كند كه بمیرم میان ماه عزایش

دعای كیست كه اكنون، دوباره قسمتمان شد

طعام سفرۀ احسان و باز طعم شفایش

به گوش هر دل عاشق شده، دوباره می آید

صدای خندۀ دشنه، صدای نالۀ نایش

صدای گریۀ مادر، كنار پیكر بی سر

و ناله های زنی با، نوای وا اسفایش

صدای ضربۀ چوب و لب مطهر آقا

صدای قاری قرآن و باز سوز صدایش

دوباره غارت خیمه، دوباره دزدی معجر

و باز خاطرۀ طفل و تاول كف پایش

دوباره یاد تن پاره پارۀ علی اكبر

و باز خاطرۀ تلخ و جان گداز عبایش

اگر بناست بمیرم میان ماه محرم

خوشم كه روز دهم جان خود كنم به فدایش


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:20 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یوسف رحیمی

ورود به محرم

 

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام

در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام

شکر خدا عبادت من روضه های توست

در دل دوباره هیئت ماتم گرفته ام

گاهی کنار روضه ات از دست می روم

با چشمهای پر شفق و غم گرفته ام

این آبروی نوکری هیئت تو را

از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

دیگر هراس روز قیامت نمی برم

وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

گفتم میان روضه از اعجاز چشمهات

دیدم رسیده ام به حوالی کربلات


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 17 دی 1395  | 1:09 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

نغمه مستشار نظامی

ورود به محرم

 

قُل قُل دیگ قیمه ی نذری

غلغله پشت این در چوبی

آه ای قلب کوچکم تو چرا

باز هم سر به سینه می کوبی؟

 

دسته ها، دسته دسته می آیند

طبل های عزا بلند شده

ظهر نزدیک می شود کم کم

باز بوی غذا بلند شده

 

چشم من دسته دسته می گردد

شاید او بین دسته ها باشد

شاید او بین نوحه خوان ها یا  

بین این دلشکسته ها باشد

 

یک نفر بین دسته های عزا

مثل او سخت اشک می ریزد

یک نفر قرن ها کنار فرات

اشک حسرت به مشک می ریزد

 

کوچه احوال دیگری دارد

علم و سنج و نخل و طبل و کتل

نوحه خوان قدیمی مسجد

کربلا را می آورد به محل

 

کاش می شد به کربلا بروم

برگی از زخم کهنه بردارم

بیتی از زخم کهنه بنویسم

تربتی با اجازه بردارم



مانده ام پشت این در چوبی

خانه ام از نگاه او دور است

آسمان را گرفته غربت عشق

ماه در غیبتش چه کم نور است

 

دیگ نذری به جوش آمده است

نذر هر ساله ام سلامت اوست

آرزویم نماز عاشورا

ظهر موعود، با امامت اوست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 17 دی 1395  | 1:08 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید