ورود به محرم

 

پیش از آنی که عزادار محرم باشی

سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی

شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است

گر در این ماه عزا هم سفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی

خوش به حال تو «وفائی» که خدا خواسته است

هم چنان کعبه عزادار محّرم باشی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:36 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است

 ابری است وضع حال و هوایم محرم است

 نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش

 والله تمام سال برایم محرم است

 در بین روضه از ته دل توبه می كنم

 ضامن میان من و خدایم محرم است

 رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت

 دردم محرم است و دوایم محرم است

 هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات

 من جاودانگی و بقایم محرم است

 ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم

 مهر برات كرب و بلایم محرم است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است

مشکی به تن کنید که ماه محرّم است

پیراهن سیاه عزاداری حسین

احرام نوکری تمامیّ عالم است

ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید

دل های ما حسینیّه ی بزم ماتم است

هر کس برای بزم عزا کار می کند

مُزدش بُوَد به دست کسی که قدش خم است

شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید

لطف و عطای او به گدایش دمادم است

دریای چشممان چقدر موج می زند

یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است

شکر خدا که از غم ارباب بی کفن

چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است

آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم

بی تو برای ما همه عالم جهنّم است

گریه برای داغ تو رزق حلال ماست

این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است

بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم

هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است

شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست

یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است

هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو

گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است

به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

در و دیوار حسینه چرا گریان است؟

نکند فاطمه در روضهٔ ما آمده است؟

ده شب و روز همه سینه زنان سیرابند

فصل آب آوری شاه وفا آمده است

مژده ای می رسد از پنجره فولاد رضا

سوی ما تذکره کرببلا آمده است

کوچه سینه زنی ارث شهیدان بر ماست

روزی ما ز عطای شهدا آمده است

دمِ ای اهل حرم باز بگیرد ناظم

حضرت ام بنین با قد تا آمده است

ذهن درگیر سوالی است دوباره امسال

ارمنی در وسط روضه چرا آمده است؟

بیست روز است ز دروازه شهر نیرنگ

ناله کوفه میا کوفه میا آمده است


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

بادها

نوحه خوان

بیدها

دسته ی زنجیر زن

لاله ها

سینه زنان حرم باغچه

بادها

در جنون

بیدها

در جنون

بیدها

واژگون

لاله ها

غرق خون

خیمه ی خورشید سوخت

برگ ها

گریه کنان ریختند

آسمان

کرده به تن پیرهن تعزیه

طبل عزا را بنواز ای فلک !


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:31 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم می زند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم می زند

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:30 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

  باید برای خویش دلی دست و پا كنی

   تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی

   فصل بهار دل شده باید دگر شوی

   وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی

   باید برای عرض ادب نزد آفتاب

   یك پنجره به جانب خورشید وا كنی

   اول دهی سلام به ارباب بی كفن

   تا  خویش را  به قلب علمدار جا كنی

   بعد از سلام عقده ی دل باز می شود

   باید كه پای تا سر خود كربلا  كنی

   روزی  اگر  رسد  كه  ببینی ضریح  او

   آن گاه  خود ببین كه چنین و چِه ها كنی

   غیر از حسین هیچ نداری در این جهان

   باید تمام آن چه منم را رها كنی

   این مشك چشم پر ز فرات دلت شده

   باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی

   خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر»

باید دوباره یاد شه سر جدا  كنی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 دی 1395  | 11:28 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو

بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو

ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها!

لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی

دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو

درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران

برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو

تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را

به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو

برای روضه نذری مادران نجیب

تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو

مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا

برای گریه مبادا حیا کنید از نو

ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید

وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو

سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را

شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو

رسید بار دگر فصل محتشم خوانی

چه نوحه و چه عزا را عطاکنید از نو...


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:37 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مهدی صفی یاری

امام حسین(ع)-ورود به محرم

 

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم

باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب

هر کسی در پی دلدار خودش می گردد

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب

من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

من به عالم ندهم لذت مردن را با...

...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:36 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید