سید هاشم وفایی

ورود به محرم

 

پیش از آنی که عزادار محرم باشی

سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی

شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است

گر در این ماه عزا هم سفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی

خوش به حال تو «وفائی» که خدا خواسته است

هم چنان کعبه عزادار محّرم باشی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:36 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر حائری

ورود به محرم

 

كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است

 ابری است وضع حال و هوایم محرم است

 نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش

 والله تمام سال برایم محرم است

 در بین روضه از ته دل توبه می كنم

 ضامن میان من و خدایم محرم است

 رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت

 دردم محرم است و دوایم محرم است

 هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات

 من جاودانگی و بقایم محرم است

 ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم

 مهر برات كرب و بلایم محرم است


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حسن کردی

ورود به محرم

 

شكر خدا كه نوبت ماتم به ما رسید

اذن عزای ماه محرم به ما رسید

شكر خدا كه چله نشینی گرفته است

كوبیدن سیاهی و پرچم به ما رسید

ده روز آسمان به زمین وصل می شود

ده شب هوای عرش معظم به ما رسید

هر روز روی بال ملك گریه می كنیم

ارثی كه از قبیله آدم به ما رسید

تأثیر رفت و آمد عطر نگاه توست

چشمی اگر شبیه به زمزم به ما رسید

از عرش چشم های شما تا قلم گذشت

ناگاه شور و زمزمه و دم به ما رسید

مقتل بخوان خودت و بگو قتل صبر چیست؟

از شرح ماجرای شما كم به ما رسید


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

جعفر ابوالفتحی

ورود به محرم

 

 دمید روح غم اندر، تن مه غم عالم

 تو نوحه سر بده چون شد، عزای اشرف آدم

 لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن

 که گشته ماه عزا و ، دوباره گشت محرم

 سرشکسته ی خود را، شکن دوباره ز داغش

 بزن به سر ز غم او، بزن به سینه تو هردم

 مه عزای دو عالم، رسیده ایها العالم

 که هر شب مه غم شد، شب غم و شب ماتم

 سرم هوای تو دارد، دلم هوای حریمت

 بده پری به کبوتر، ببین شکسته دو بالم

 همین که اشک بریزم، برای اشک تو آقا

برای من شده کافی، همین دو قطره ی نم نم


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شب های بی قراری چشمم سحر نشد

دلواپسی و غربت و اندوه سر نشد

آهم کشید شعله ولی بال و پر نشد

اصلاً کسی ز حال دلم با خبر نشد

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد فردوسی

ورود به محرم

 

ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است

مشکی به تن کنید که ماه محرّم است

پیراهن سیاه عزاداری حسین

احرام نوکری تمامیّ عالم است

ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید

دل های ما حسینیّه ی بزم ماتم است

هر کس برای بزم عزا کار می کند

مُزدش بُوَد به دست کسی که قدش خم است

شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید

لطف و عطای او به گدایش دمادم است

دریای چشممان چقدر موج می زند

یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است

شکر خدا که از غم ارباب بی کفن

چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است

آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم

بی تو برای ما همه عالم جهنّم است

گریه برای داغ تو رزق حلال ماست

این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است

بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم

هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است

شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست

یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است

هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو

گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:31 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد حسین رحیمیان

ورود به محرم

 

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است

به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

در و دیوار حسینه چرا گریان است؟

نکند فاطمه در روضهٔ ما آمده است؟

ده شب و روز همه سینه زنان سیرابند

فصل آب آوری شاه وفا آمده است

مژده ای می رسد از پنجره فولاد رضا

سوی ما تذکره کرببلا آمده است

کوچه سینه زنی ارث شهیدان بر ماست

روزی ما ز عطای شهدا آمده است

دمِ ای اهل حرم باز بگیرد ناظم

حضرت ام بنین با قد تا آمده است

ذهن درگیر سوالی است دوباره امسال

ارمنی در وسط روضه چرا آمده است؟

بیست روز است ز دروازه شهر نیرنگ

ناله کوفه میا کوفه میا آمده است


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:30 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

عمران صلاحی

ورود به محرم

 

بادها

نوحه خوان

بیدها

دسته ی زنجیر زن

لاله ها

سینه زنان حرم باغچه

بادها

در جنون

بیدها

در جنون

بیدها

واژگون

لاله ها

غرق خون

خیمه ی خورشید سوخت

برگ ها

گریه کنان ریختند

آسمان

کرده به تن پیرهن تعزیه

طبل عزا را بنواز ای فلک !


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:29 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به محرم

 

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم می زند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم می زند

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:28 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حمید رمی

ورود به محرم

 

  باید برای خویش دلی دست و پا كنی

   تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی

   فصل بهار دل شده باید دگر شوی

   وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی

   باید برای عرض ادب نزد آفتاب

   یك پنجره به جانب خورشید وا كنی

   اول دهی سلام به ارباب بی كفن

   تا  خویش را  به قلب علمدار جا كنی

   بعد از سلام عقده ی دل باز می شود

   باید كه پای تا سر خود كربلا  كنی

   روزی  اگر  رسد  كه  ببینی ضریح  او

   آن گاه  خود ببین كه چنین و چِه ها كنی

   غیر از حسین هیچ نداری در این جهان

   باید تمام آن چه منم را رها كنی

   این مشك چشم پر ز فرات دلت شده

   باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی

   خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر»

باید دوباره یاد شه سر جدا  كنی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 دی 1395  | 11:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید