محمود ژولیده‌

ورود به ماه محرم

 

دوباره‌ دعوتم‌ كردی‌ كه‌ آیم‌ در سرای‌ تو

بپوشم‌ جامۀ‌ عشقت‌ به‌ عشق‌ نینوای‌ تو

شبیه‌ دیدن‌ صاحب‌ عزایت‌ اشك‌ می‌ریزم‌

میان‌ روضه‌ می‌گردم‌ پی‌ صاحب‌ عزای‌ تو

كشم‌ یك سال‌ حسرت‌ تا ببینم‌ روی‌ یارانت‌

فدای‌ اشك‌ چشم‌ خالص‌ اهل‌ نوای‌ تو

به‌ هر جا بنگرم‌ چون‌ خیمۀ سوگ‌ تو می‌بینم‌

تو گویی‌ در نظر آید خیام‌ كربلای‌ تو

نبودم‌ كربلا با تو ولیكن‌ آرزو دارم‌

ببارد بر من‌ از هر سو همه‌ درد و بلای‌ تو

خدا از من‌ نگیرد عشق‌ ارباب‌ محبت‌ را

كه‌ می‌خواهم‌ بمانم‌ تا دم‌ محشر گدای‌ تو

نه‌ تنها من‌ اسیر تو، خدا باشد گرفتارت

‌ حدیث‌ "من‌ احبه‌" گشته‌ تأكید ولای‌ تو

ندارد پردۀ‌ كعبه‌ بهای‌ این‌ سیاهی‌ها

كه‌ باشد چادر زهرا نشان‌ روضه‌های‌ تو


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:43 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هلال ماه غصه ها   دوباره قامتش خمه
دلم گرفته دوباره     آخه بازم محرمه 
یه بار دیگه اومدم       تا با تو همکلام بشم
آرزومه تو این خونه  یه روزی پیرغلام بشم 
پوشیدم پیرن مشکیمو برا بیست و چندمین سال
عمریه دارم می سوزم پای روضه های گودال 
یک سال، منتظرم، تا که، تو این دهه، باشم، دربه در تو
میگن، رو به رومی، وقت، گریه ی من، هستم، خونجگر تو
پرچمت آقا جاش تو دل ماست
چون که ز جنس چادر زهراست
حسین مظلوم 

هر کسی پرچم می کوبه  برای صاحب حرم
می شنوه از فاطمه که    خیر ببینی ای پسرم 
میگه همه خوش اومدید          به زیر بیرق عزا
تا جون دارید گریه کنید  ایشالا پیر شید جوونا 
عمر من داره می گذره خدا شکرت تو هیأت
قسمتم تو این هیأتا یه روزی میشه شهادت 
آقا، ازت میخوام، فیضِ، نوکریمو، هیچ وقت، ازم نگیری
مثل، غلام سیات، من رو، بغل بگیر، آخه، نعم الأمیری
تو که امیر بزرگواری
باید بسازی با این نداری
حسین مظلوم 


رضا تاجیک


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:41 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

استقبال از محرم

سفره باز است بیایید محرم آمد

اشک از چشم ترحضرت آدم آمد

سفره باز است بیایید غذا اشک ماست

نکند باز بگویند غذا کم آمد

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:40 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هادی جانفدا

امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم

 

ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم

ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم

این داغ سینه سوز تو می کشتمان اگر

قلبی به قدر وسعت عالم نداشتیم

گاهی اسیر غربت عباس می شدیم

چون داشتیم روضه و پرچم نداشتیم

شرمنده ام برای تنت زیر آفتاب

در حد چند قطرۀ شبنم نداشتیم

گیرم که گریه مرهم زخم دلم شود

اما برای زخم تو مرهم نداشتیم

بر تو به چاک چاک گریبانمان سلام

زیرا که صبر و عشق تو با هم نداشتیم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:38 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هلال محرم

در آخرین جمعه ز قبل ماه ماتم

جور ِ دگر قلبم گرفته غصّه و غم

شش روزِ دیگر بیشتر باقی نمانده

باید شوم آماده از بهر محرّم

آوای زنگ قافله آید به گوشم

باید به یاد کربلا سوزم دمادم

باید مدد گیرم ز نام حضرت عشق

باید ببارد هر دو چشمم مثل زمزم

باید به تن پوشم لباس مشکیم را

با ذکر ثارالله زنم بر سینه هر دم

دیوار کعبه شد سیه پوش عزایش

زیرا غمش آتش زده بر کلّ عالم

ای مادر قامت خمیده ،جان سقّا

ما را نما مَحرم به انفاس محرّم



مداح و شاعر اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:37 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

طواف اشک

 

می آئی و دوباره غمی ناب می شوم

از چشمه های اشک تو سیراب می شوم

 

ماه محرّم است و خدا اشک می خرد

آری دوباره گوهر نایاب می شوم

 

بعد از نماز، وقت ادای عزای تو

مِن بعد، اهل هیئت و محراب می شوم

 

یک پرچمی به سر در این خانه می زنم

اینگونه در بهشت غمت باب می شوم

 

من در طواف اشک بگردم به دور تو

از حاجیان مهریه ی آب می شوم

 

فرقی نمی کند که کجا خدمتی کنم

هرجا که هست خادم ارباب می شوم

 

این روزها هوای تو را جستجو کنم

این ماه را برای تو بیتاب می شوم

 

حتّی غبار پرچم تو می دهد شفا

اینجا دخیل تک تک اسباب می شوم

 

رحمان نوازنی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

در سایه سار مرحمت بی حسابتان

شکر خدا که ماه عزایت رسیده است

 

شکر خدا که نوکر این خانواده ام

حالا که بوی کرببلایت رسیده است

 

شکر خدا که از کرمت هیئتی شدم

من را خدا برای همین آفریده است

 

روزی چشمهای گنهکار نوکرت

از گریه های مادر قامت خمیده است

 

یعنی کنار مادر تو گریه کرده ام؟

اشکم به روی چادر زهرا چکیده است؟

 

با دیدن هلال عزای تو مادرم

پیراهن سیاه برایم خریده است

 

عبد الحسین مخلص آبادی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:31 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار ماه محرم - اشعار امام حسین(ع)

 

بوی محرم آمده ما را صدا کنید

ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید

 

سالی به انتظار شما گریه کرده ایم

شاید به چشم قدمی آشنا کنید

 

این هم شما و این دل ناقابلی که هست

وقتش شده که روضه خود را بپا کنید

 

قلبم برای سینه زدن تنگ آمده

رخصت دهید و در دلمان کربلا کنید

 

شال عزا به گردن من بسته مادرم

دارد امید درد مرا هم دوا کنید

 

چشم انتظار اذن علمدار مانده ایم

خواهید جان دهیم و یا سر جدا کنید


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 9 دی 1395  | 10:30 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید