.jpg)
به یاد پیاده روی ناب اربعین...
اهلِ ادَب میسازَد عشقَش بی ادَب هارا
اینجا تَماشا کُن شُکوهِ تاب و تَب ها را
شورِ حُسینی ها چه شیرین است باوَرکُن
با اشک ها پَروَرده اند اینجا رُطَب ها را
روزیِ هَرروزِ مَرا داده ست دَر هیئت
با روضه اش سَر کَرده ام یک عُمْر شَب ها را
باشَد حَرامَم زندگی حَتّیٰ اگَر یک روز
واجِب نَدانَم این قَبیل از مُستَحَب ها را
با چایِ شیرینَش نَمَک گیرَش شُدَم ، این چای
از تلخکامی هایِ دُنیا شُست لَب هارا
موکَب به موکَب از نَجَف تا کَربَلا دیدیم
این عشْق کَرده مُشتَرَک اَصل و نَسَب ها را
ازاین سُتون تا آن سُتون شوقِ فَرَج دارَند
دَر راه میبینی هَمه مُنجی طَلَب ها را
حَتّیٰ مَسیحی ها هَم اینجا اَشک میریزَند
گویا که آقا باز می خوانَد وَهَب ها را
تاوَل که نه نوعی مدال از جنسِ مُروارید
بسیار زیبا کَرده پایِ مُنتَخَب ها را
داغِ مِنا سوزاند مارا پَس بیا حاجی
اینجا ببین فَرقِ عَرَب ها با عَرَب ها را...
محسن کاویانی
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


