رازهای شکفتن
نویسنده وبلاگ

چمدونش را بسته بودیم،


با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود


کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک،


کمی نون روغنی، آبنات، کشمش چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی ...


گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم


یک گوشه هم که نشستم


نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!"


گفتم: "مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن."


گفت: "کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!


آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها،


من که اینجا به کسی کار ندارم


اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟"


گفتم: "آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری


همه چیزو فراموش می کنی!"


گفت: "مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول!


اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!"


خجالت کشیدم ...! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم


و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم.


اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود،


راست می گفت، من همه رو فراموش کرده بودم!


زنگ زدم خانه سالمندان و گفتم که نمی ریم


توان نگاه کردن به خنده نشسته برلب های چروکیده اش رو نداشتم، ساکش رو باز کردم


قرآن و نون روغنی و ... همه چیزهای شیرین دوباره تو خونه بودن!


آبنات رو برداشت


گفت: "بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی."


دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم:


"مادر جون ببخش، حلالم کن، فراموش کن."


اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت:


"چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد،


شاید فراموش میکنم! گفتی چی گرفتم؟ آلمیزر؟!"


در حالی که با دستای لرزونش، موهای دخترم را شونه میکرد


زیر لب میگفت:


"گاهی چه نعمتیه این آلمیزر!!"
 

 

 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 29 تیر 1395  ] [ 10:05 AM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0


آدمي كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست،

نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميدهد.


بيشتر از اينكه انتقادگر باشد، مشوق است!


بيشتر از اينكه منفى باشد، مثبت است!


بيشتر از اينكه متكبر باشد، متواضع است!


بيشتر از اينكه بخواهد خودنمايى کند، دوست دارد در یک فضاى اشتراكى،

ديگران را ببيند و همينطور خودش هم ديده شود!


با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتان بيرون مياد،

يعنى از آن دسته آدمهايى نيستند كه شما آماده ميشويد كه با آنها كشتى بگيريد!


آدم سالم زيباييها را ميبيند و به زبان مياورد!


آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!


آدم سالم همانی است كه ميبينید، فى البداهه است!


خلاقيت دارد، برخوردش محترمانه است، حرمت شما حفظ میشود،

ميتوانيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!


آدم سالم كنترل نياز ندارد، تحقير نياز ندارد، تسلط نياز ندارد!


آدم سالم با مجموعه رفتارهایش به شما احساسى را میدهد كه

در حقيقت شما خود را مثبت تر و بهتر از آنی كه هستید؛ میبینید!


 


ادامه مطلب



[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 9:28 AM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

پادشاهی قصد کشتن اسيری کرد.

اسير در آن حالت نااميدی شاه را دشنام داد.


شاه به يکی از وزرای خود گفت: او چه می گويد؟

وزير گفت: به جان شما دعا می کند.


شاه اسير را بخشيد.

وزير ديگری که در محضر شاه بود و با آن وزير اول مخالفت داشت گفت:


ای پادشاه آن اسير به شما دشنام داد.

پادشاه گفت:


تو راست می گويی اما

دروغ آن وزير که جان انسانی را نجات می دهد

بهتر از راست توست که باعث مرگ انسانی می شود.

«
گلستان سعدی»



جز راست نباید گفت


هر راست نشاید گفت


ادامه مطلب



[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 9:19 AM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

 


روزی لقمان در كنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی كه از آنجا مي‌گذشت.

از لقمان پرسيد: «چند ساعت ديگر به ده بعدی خواهم رسيد؟»


🖇لقمان گفت: «راه برو

آن مرد پنداشت كه لقمان نشنيده است.

دوباره سوال كرد: «مگر نشنيدي؟ پرسيدم چند ساعت ديگر به ده بعدی خواهم رسيد؟»


🖇لقمان گفت: «راه برو

آن مرد پنداشت كه لقمان ديوانه است و رفتن را پيشه كرد.

زماني كه چند قدمي راه رفته بود،

لقمان به بانگ بلند گفت: «ای مرد، يک ساعت ديگر بدان ده خواهی رسيد

مرد گفت: «چرا اول نگفتی؟»


لقمان گفت: «چون راه رفتن تو را نديده بودم، نمی دانستم تند می‌روی يا كُند.

حال كه ديدم دانستم كه تو يک ساعت ديگر به ده بعدی خواهی رسيد


دوست من ، تو راه رفتن دیگران را ببین و بعد در موردشان قضاوت کن

 


ادامه مطلب



[ یک شنبه 27 تیر 1395  ] [ 12:06 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.
درباره وبلاگ


خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

آمار سایت
كل بازديدها : 174913 نفر
كل مطالب : 830 عدد
تعداد کل نظرات: 14 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 9 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 12 مهر 1397 
امکانات وب