حسین علیه السلام عصاره مظلومیت تاریخ

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.
آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.
ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.
از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.
سروده «انّ مثل اهل بیتی کسفینة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیغوله های فراموشی مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی را و اولین مأموم پیامبربودناو را پوشیده نگاه داشتن میسور می نمود.
لوح محفوظ، کتاب مبین، قرآن ناطق، امام مبین، رحمت واسعه و ... که همه را پیامبر به علی تعبیر کرده بود، می شد آنچنان در پرده تحریف پیچید، که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند.
شان نزولی دیگرگونه جعل کردن بر سوره «هل اتی» که هدیه خداوند بود به علی و جبرئیل این هدیه را با بالهای امانت خود حمل کرده بود و پیامبر با دستهای عصمت خویش آن را بر قلب علی نشانده بود، محال به نظر نمی رسید و ... شاید می شد همه آنچه را که پیامبر امین خداوند در شءن علی سلام الله علیه فرموده بود، در پشت ابرهای نفاق و کینه و شرک پنهان کرد. لیکن این دم آخری در این حج واپسین، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود.
روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنای روز- به همان روشنی که دستها بر پشمها حایل می کردند که از تشعشع مستقیم آفتاب در امانش نگاه دارند.
اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند.
و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر... اتمام و اکمال دین ... که:
آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست.
هر که به کشتی نبوت من درآمده است، اینک در ساحل امامت علی پیاده شود وگرنه بی تردید غرقه می گردد. آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی است.
آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی.
آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی بگذارید.
آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است، دین، علی است به تمامه. علی مظهر اَتَم واَکمل دین است. راه، با علی هدایت است و بی علی ضلالت.
سخن تمام و... نیز رسالت من.
«الیوم اکملت لکم دینکم...»
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده، دشمن به اینجا رسید که:
تا غروب خورشید پیامبر، دندان بر جگر باید نهاد و در ظلمت فقدان او دست به کار استمرار شب می باید شد. و ... چنین شد.
لیکن شب به اراده شب پرستان نمی پاید و خدا جهان را بی روشنی، بی نور، بی خورشید، بی حجت رها نمی کند. پس چه باید کرد؟!
حال که وجود خورشید حجت ناگزیر است و لامحاله، و در روز روشن ولایت، از دیوار آگاهی مردم بالا نمی توان رفت و همت به سرقت گنج ایمانشان نمی توان گماشت، تنها دو کار می توان کرد:
اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت. آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست. مردم را کور باید کرد... و اگر این هر دو شد که غایت مطلوب است و نهایت مأمول.
و این هر دو شد، هم علی خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق، چشم دل مردم را پوشاند که این هر دو بی دیگری نمی شد.
اگر مردم زندانی جهل خویش نبودند، علی را به زندان انزوا تاب نمی آوردند و بالعکس اگر موجودیت اسلام تهدید نمی شد و علی را مجال شمشیر برافراشتن بود، هیچ پرده جهل و کفر و نفاقی بر هیچ چشم و دلی نادریده نمی ماند.
اما با این دو مصیبت عظمی- خانه نشینی خورشید و سیاه دلی مردم- اسلام غریب شد و آرام آرام آن دشنه ها که در کارگاه انکار غدیر، ساخته و پرداخته شده بود، از نیام خباثت درآمد و مهیای قتل آل الله شد. با اولین ضربه، عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق امید شکافته گشت و خون یاس، محراب مظلومیت را پوشاند.
با دومین ضربه، امام حسن و با سومین و چهارمین... امام حسین عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گریز، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.
... و از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:38 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

امام حسین(ع) و حدیث غدیر در منا

یك سال قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام به زیارت بیت الله الحرام درمراسم پر شكوه، حج مشرف شد عبدالله بن‏عباس و عبدالله بن ‏جعفراو را همراهى نمودند. آن سال عده زیادى از زنان و مردان بنى‏هاشم حضور داشتند. امام حسین(ع) درایام تشریق آنان را در سرزمین منا جمع نمود درآن اجتماع عظیم بیش از هفتصد نفراز مردان تابعین و دویست نفر از صحابه پیامبر خدا(ص) گرداگرد وجودش زیر خیمه حلقه زدند و منتظر سخنان امام خویش بودند، حضرت بپا خاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
شما شاهد و ناظر تجاوزات معاویه جنایتكار نسبت ‏به ما و شیعیان هستید و ازآنها اطلاع دارید، سخنان مرا گوش كنید و بنویسید [تا براى آیندگان بماند] و به دیگر شهرها و قبائل و افراد مؤمن و مورد اعتماد خود برسانید و آنان را دعوت به اداء حق ما (اهل بیت) كنید ترس آن دارم كه وقتش بگذرد و حقوق ما مغلوب ستمگر گردد، گر چه خداوند بالاترین پشتیبان است.
سپس فرمود: شما را به خدا سوگند: بیاد نمى‏آورید كه پیامبر خدا(ص) روزغدیرخم پدرم على(ع) را وصى و امام بعد از خود قرار داد و حدیث ولایت را بر شما خواند و فرمود همگى باید این پیام را به دیگران برسانید پاسخ دادند: چرا ما بیاد داریم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:37 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

در برابر غدیر، در قبال عاشورا؟!

اگر غدیر در یادها می ماند و شناخته می شد
دنیا هرگز صحنه عاشورا را نظاره گر نبود

ولایت و اطاعت بندگان برگزیده خداوند هدیه الهی در روز غدیر، چه زود به دست فراموشی سپرده شد...
ناسپاسی در نگهداری این نعمت عظیم الهی در روز عاشورا به ظهور نشست...
وارث بهترین خلق خدا در عاشورا قربانی این همه بی وفائی و جهل  می شود...
اکنون با این قدر ناشناسی تاریخ چه کنیم؟!

در برابر غدیر، در قبال عاشورا؟!

گوش می دهم، غبار از دلم کنار می زنم،ندائی می شنوم...

فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ

ابلاغ پیام پیام آور رسالت به فرزندانمان، به نسل های آینده
رساندن فریاد دادخواهی اسطوره تاریخ برای احیای دین، برای زدودن پرده جهالت و ظلمت بشریت

و بَذَلَ مُهجتهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالةِ و حیرَةِ الضّلالة

می شنوم...
پس خورشید غدیر در غدیرخم غروب نکرد ...
عاشورا در  شام غریبان صحرای سوزا ن کربلا خاموش نشد...
چون هر آغازی پایانی دارد وپایان قصه غدیر و عاشورا در تجلی موعود است...
با این دو طلیعه نورانی مکتب مان به یاری و نصرت منجی عالم  می شتابیم تا شاهد رسیدن میراث الهی به جانشینان برحق آن باشیم.

منبع:کتابخانه تخصصی غدیر


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:35 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

از غدیر تا عاشورا

ایستادگی و پایمردی بر حق و مبارزه علیه باطل، رسالت خون حسین (ع) است. رسالتی كه جد بزرگوارش، محمد مصطفی (ص) بر عهده گرفت و خونی كه از فاطمه (س) و علی (ع) به ارث برد. خونی كه عترتش كیان اسلام را حفظ نمود و سلاله اش چراغ هدایت آن را روشن نگاه داشت .
حقیقت مظلومیت پاك و بی آلایش ائمه اطهار (علیهم السلام)، رهروان راستینشان را به كرنش واداشته و دل شیعیان را به درد می آورد : درد شوق، شوقی كه این نهضت الهی را به جانها پیوند زده و جاودان ساخته است.
امام سجاد (ع) فرمود: " كسی كه مصیبتهای ما را یادآوری كند و محزون شود و ناله كند، در روز قیامت با ما خواهد بود. كسی كه یادآور مصایب ما باشد و گریه كند یا بگریاند در روز قیامت كه همه چشمها گریانند، او گریان نخواهد بود."
عاشورا آمده است تا تكلیف تاریخ را روشن كند. عاشورا یك روز نیست. چگونه روز بودن است. عاشورا یك پاسخ بود یك الگو بود برای روزها.
شاید بهتر باشد به چند دهه پیشتر از آن باز گردیم. در صدر اسلام (از بعثت تا غدیر)، پیامبر اعظم (ص) از ظهورش تا صعود روح مباركش كاملترین دین بشر را به جهان شناساند.
به سال دهم، سری می زنیم. پایان مراسم حج ابراهیمی، بازگشت كاروان حجاج از سرزمین رابع و فرود جبرئیل بر پیامبر اكرم (ص) در محلی بنام غدیر خم. توقف كاروان و گرد آمدن حدود یك صد هزار مسلمان رسول ا... خطبه ای ایراد فرمودند : ای مردم من دو چیز نفیس و گرانبها را در میان شما می گذارم تا ببینم چگونه با دو یادگار من رفتار می كنید.
یكی قرآن خداست و دیگری اهل بیتم.
خداوند خبر داده است، كه هرگز این دو از هم جدا نشوند و... دست علی (ع) را گرفت و آنقدر بلند كرد كه سفیدی زیر بغل هر دو دیده می شد. او را به مردم معرفی كرد و فرمود : یا ایها الناس من كنت مولاه فهذا علی مولاه. مردم یكی بعد از دیگری می آمدند و با علی (ع) به عنوان امام و وصی پیامبر بیعت می كردند و به او تبریك می گفتند. دوباره جبرئیل نازل شد و این آیه را بر پیامبر عرضه كرد: الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام. دنیا و خداوند ولایت و امامت را مكمل دین خود قرار داد.
نیم قرن به جلو می رویم. سال شصت و یك هجری. كاروان دیگری از مكه در حركت است، با این


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:33 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

پاورپوینت خطبه غدیر خم

دانلود پاورپوینت خطبه غدیر خم

پاورپوینت خطبه غدیر (قابل استفاده در مساجد، هیئت ها و کلیه مراسم های مذهبی)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:31 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

امام حسین علیه السلام

اين بار غدير، با همه ى وجود و به همراهى تنى چند از فداكارترين نيروهايش به ميدان آمد. او حسين عليه السلام بود، و همراه گروهى آمد كه براى شهادت و قطعه قطعه شدن و فداشدن كمر همّت بسته بودند و گروهى ديگر كه براى اسير شدن و اشك ريختن براى غديرِ سر بريده و معرفى غدير به بى خبران شام آماده بودند. در اينجا سخن امام صادق عليه السلام علناً به ظهور رسيد كه فرمود:

'إِذا كُتِبَ الْكِتابُ قُتِلَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلامُ'،

'آنگاه كه پيمان سقيفه در مقابل غدير امضا شد امام حسين عليه السلام كشته شد'!

آرى غدير را با ياران باوفايش سربريدند و خيمه هاى آسمان عمود آن را غارت كردند و آتش زدند و عزيزان غدير را به اسيرى بردند تا در شهرهاى سقيفه به آن افتخار كنند و به همه اعلام كنند كه كار غدير پايان يافت، امّا...!   

باز اين چه شورش است                      كه در خلق عالم است


ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

آخرین فرستاده خدا

http://s5.picofile.com/file/8146841400/outre.gif

 

گروهی1 را ادعا بر آنست که : آخرین فرستاده خدا ، پیامی را به عنوان کامل کننده دین و تمام کننده نعمت به فرمان الهی ابلاغ کرده است. اگر این مهم را انجام نمی داد رسالت خود را به سرانجام نرسانده بود. این ادعا با وصفی که از چگونگی انجام آن شده است ، آنچنان درخور توجه است که هیچ موحد و خداشناس نمی تواند بی تفاوت از کنار آن عبور کند. تحلیل این باور ما را موظف ساخت تا با تبیین ابعاد آن ، صاحبان خرد را به داوری فراخوانیم.

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

  • 1. مسلمانان(شیعیان) که معتقد هستند دعوت کننده به اسلام باید کاملا عالم و عامل به اسلام باشد تا این دعوت حقیقی باشد و بتواند اهداف خداوند از رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را دنبال نماید . لذا تعیین این رهبر بعهده خداوند است که توسط پیامبر اسلام ابلاغ شده است.

ادامه مطلب
[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 12:23 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات