غدیر خم در مُسند أحمد بن حنبل

غدیر خم در مسند أحمد بن حنبل، کوششی است در جهت ارائهی راهکاری برای تفاهم و همدلی و هماندیشی در میان مسلمانان بر مبنای واقعهی تاریخی غدیر.
به این منظور احادیث یکی از شاخصترین و معتبرترین کتب در نزد اهل سنت – کتاب مسند أحمد بن حنبل که حداقل در دوازده حدیث به واقعهی غدیر خم اشاره نموده است - در مقابل دیدگان اهل بصیرت قرار می گیرد تا حقایق ذیل مشخص گردد:
1- نخست آنکه واقعهی غدیرخم رویدادی تاریخی و غیر قابل انکار است.
2- أسناد واقعهی غدیر خم مربوط به قرون اخیر و یا ساختهی شیعه نیست بلکه حتی ریشه در قدیمیترین کتب اهل سنت داشته و اصالت آن جای انکار ندارد.
3- از سوی دیگر این نوشتار زمینهای برای قضاوت در مورد این رویداد تاریخی را فراهم می سازد تا خواننده با دقت در جزئیات آن، به مقصد و مقصود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در معرفی علی بن ابیطاب (علیه السلام) به عنوان مولای مؤمنان، آگاه گردد.
4- علاوه بر آن بخشی از روایات ارائه شده، دلیلی آشکار و غیر قابل انکار است بر استدلال و حتی مناشدهی (سوگند دادن و به گواهی طلبیدن) أمیرالمؤمنین علی علیهالسلام به واقعهی غدیرخم برای اثبات امامت و ولایت خود.
در ابتدا با أحمد بن حنبل و کتاب مسند او آشنایی مختصری خواهیم داشت و سپس به ارائهی احادیث و
ادامه مطلب
آیا پیامبر خدا از ابلاغ ولایت وصی خود می ترسید؟
یکی از اساسی ترین اهداف انبیاء و ائمه صلوات الله علیهم مبارزه با جهالت مردم بود. در زیارت اربعین چنین می خوانیم که "و بَذَلَ م هجَتَه فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَهِ الضَّلالَه"1 یعنی وجود مقدس امام حسین علیه السلام خون دل خویش را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی برهاند. رمز مخالفت مردم با انبیاء هم همین است که آن بزرگوران همیشه در پی مبارزه با نقاط ضعف مردم بودند در حالیکه طاغوت ها و حاکمان از نقاط ضعف مردم، بهره برداری می کردند. لبه تیز شمشیر مبارزه انبیاء، متوجه ریشه همه انحرافات و هواهای نفسانی و شهوات یعنی جهالت و نادانی مردم بود، در حالیکه طواغیت و فراعنه از این جهالت نهایت سود جویی و بهره برداری را می کردند.

واژه جهل در لغت به دو معنا آمده است، معنای اول همانی است که در مقابل علم قرار دارد 2 یعنی فعلی را بدون علم انجام دادن که در فارسی به نادانی تعبیر می شود و معنای دوم آن حماقت، سفاهت و بی اعتنایی به حق است .3 بنابراین واژه جهل گاهی ضد علم و در نقطه مقابل آن قرار می گیرد و گاهی در معنای ضد عقل استعمال می شود. این کلمه در آیات و روایات بسیاری در معنای دوم استفاده شده است به گونه ای که محدثان بزرگی چون کلینی (ره) از عنوان «عقل و جهل » برای نامگذاری بابی از ابواب کتاب های روایی خویش استفاده نموده اند4 ، نه عنوان «علم و جهل » و به همین جهت است که طبق
ادامه مطلب
پرده برداری از راز ترسی که پیامبر خدا نداشت!
مروری اجمالی بر واقعه غدیر خم و بررسی آیات مرتبط با این رخداد و توجه به لحن تهدید آمیز برخی از آنها، سوالی را به ذهن بسیاری از افراد متبادر می کند که مگر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله قصد سرپیچی از این فرمان را داشتند که با چنین لحنی مورد خطاب الهی قرار گرفتند؟ آیا ایشان از اتفاق ناگوار خاصی بیم داشتند که در دل دچار تردید شدند و سپس با لحن شدیدی مورد تهدید الهی قرار گرفتند که اگر این پیام را ابلاغ نکنی، رسالت بیست و سه ساله ات را تباه نموده ای؟ 1 در بخش اول مقاله سعی نمودیم با طرح یک نگاه کلی در مورد دغدغه انبیاء الهی به هنگام ابلاغ رسالت خود، به ارائه پاسخی روشن به این مساله بپردازیم. در این بخش نیز تلاش شده است با تطبیق آن نگاه کلی بر واقعه غدیر خم و مسئولیت سنگین شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، پرده از زوایای دیگری از این رخداد برداریم.

همچنانکه گذشت، رسول اللَّه صلی الله علیه و آله خطرات محتملى را در تبلیغ این حكم پیش بینى مى كرد ولی مطمئنا آن خطر، خطر جانى براى شخص آن جناب نبود. در ایه شریفه 84 سوره نساء،2 دستور فوق العاده اى به پیامبر صلى اللّه علیه و آله داده شده است. طبق این آیه، ایشان موظف بود به تنهائى در برابر دشمن بایستد، حتى اگر هیچكس همراه او گام به میدان نگذارد! فرار از میدان جنگ كه از گناهان كبیره است، از نظر فقهی برای افراد عادی حد و حدودی دارد. حدّ آن در آغاز، مقاومت یك رزمنده در برابر ده نفر بود سپس خداوند تخفیفی نسبت به این حکم قائل شد و حدّ آن را مقاومت یك رزمنده در برابر دو نفر قرار داد، 3 ولی فرار از میدان جنگ برای رسول اكرم صلّی الله علیه و آله حرام بود و هیچ حدّ و مرزی نداشت؛ یعنی هرگز پیغمبر صلی الله علیه و آله مأذون نبود میدان كارزار را ترك و فرار كند، گرچه همه مردم روی زمین دشمن او باشند و علیه او در مصاف شركت كنند.
علاوه بر اینکه سنّت و سیرت قطعی آن حضرت هم این بود كه از احدی هراس نداشت تا بخواهد صحنه و میدان را ترك نماید. امیرالمومنین علیه السلام در توصیف شجاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: هنگامی که جنگ به اوج خود می رسید و شعله های نبرد برافروخته می شد، ما به رسول خدا پناه می بردیم و هیچ کس از ما مسلمانان به دشمن نزدیکتر از آن حضرت نبود. 4
خداوند متعال، خود نیز در كلام كریمش بر طهارت دامن انبیاء از این گونه ترسها شهادت داده و فرموده:
ادامه مطلب
هر پیامبری جانشین دارد!
هر پیامبری جانشین دارد!

مرحوم شیخ صدوق از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که ایشان فرمودند:
«خدای متعال یکصد و بیست و چهار هزار نبیّ دارد که من، آقا و برترین ایشان هستم و برای هر نبیّ، وصیّی است که آن نبیّ به امر خدا، وصایت او را تعیین می کند و همانا وصیّ من، علی بن ابیطالب است که آقا و برترین اوصیاء می باشد».(1)
همین مسأله به شکل دیگری هم نقل شده که ذکر آن، خالی از لطف نیست. خصوصا اینکه در منابع برادران اهل سنت نیز آمده است؛ جناب سلمان فارسی، این شاگرد و مصاحب برجسته رسول خدا صلی الله علیه و آله، به ایشان عرض می کند: ای نبیّ الله! هر نبیّ، وصیّی دارد، وصیّ شما کیست؟
(توجه می فرمایید کأنّ وصیّ داشتن هر پیامبر مسأله مسلّمی بوده و این را شاگردان هم می دانستند)
پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرده جوابی نفرمودند، امّا روز بعد که مرا دیدند، صدایم کردند، اجابت کرده به سویشان شتافتم، فرمودند: می دانی وصیّ حضرت موسی که بود؟
عرض کردم: یوشع بن نون.
فرمودند: علّت وصیّ شدن یوشع این بود که بهترین و عالم ترین در آن روز، یوشع بن نون بود. سپس در ادامه فرمود: من شاهدم که امروز، علی بن ابیطالب بهترین و افضل مردم است پس او ولیّ و وصیّ و وارث من است.(2)
وجود این روایات سبب شده تا این مطلب در کتب کلامی امامیّه هم مطرح شود. مرحوم علامه حلّی در کتاب "نهج الحقّ و کشف الصّدق" به مناسبت بررسی ادلّه امامت حضرت علیّ بن ابی طالب علیه السلام از سنت (روایات)، چهارمین روایت را، همین روایت مورد بحث ما قرار داده است.(3)
حال با توجه به آنچه گذشت، سوال مهمّی که سبب پیدایش مکتب اهل بیت علیهم السلام و مکتب خلفا4 شده است، مطرح می گردد:
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله برای بعد از وفات خود، شخصی را به عنوان جانشین و خلیفه معرفی کرده است یا تعیین جانشین و خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله، بر اساس انتخاب مردم می باشد؟
چه موضوعی می تواند هم تراز تمام رسالت رسول الله صلی الله علیه و آله باشد؟ یعنی تمام زحمات بیست و سه ساله پیامبر صلی الله علیه و آله یک طرف و اعلام این موضوع، در طرف دیگر. با عنایت به روایات ذیل آیه، معلوم می شود موضوعی که باید توسّط پیامبر صلی الله علیه و آله، اعلام شود، جانشینی
ادامه مطلب
قرآن و رویداد غدیر

در رویداد «غدیر» گذشته بر آیه «تبلیغ» یعنى آیه: «یا اَیّها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» دو آیه دیگر نازل شده و به حادثه رنگ ابدى و جاودانى بخشیده است این دو آیه عبارتند از:
1- آیه اكمال دین .
2- آیه سؤال عذاب.
اینك پیرامون هر دو آیه به بحث و گفتگو می پردازیم :
«الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دیناً» 1
«امروز كافران از (نابودى) دین شما نومید شدند از آنان مترسید و از من بترسید، امروز دین شما را تكمیل كردم و نعمت خود را به پایان رسانیدم و اسلام را به (عنوان) دین، براى شما برگزیدم».
دقت در مضمون آیه اكمال دین، می رساند كه روز نزول آیه حادثه بسیار مهمى رخ داد، كه مایه نومیدى دشمنان از پیروزى براسلام و موجب كمال دین و به پایان رسیدن نعمتهاى معنوى خدا شده است اكنون باید دید چه روزى می تواند حامل چنین نویدهائى باشد، و با این خصوصیات و نشانه ها خود را در عرصه تاریخ نشان دهد؟
1- آیا روز فتح مكه می تواند داراى چنین خصوصیاتى باشد؟ به طور مسلم نه، زیرا در آن روز پیمانهاى مسلمانان با مشركان به قوت خود باقى بود و هنوز مراسم حج بسان عصر جاهلى برگزار می شد،و قسمتى از احكام اسلام پس از آن فرود آمده است از این جهت نه یأسى بركافران منطقه مستولى شده بود ونه آئین به معنى بیان فروع و نه به معنى تحكیم پایه هاى آن، تكمیل گردیده بود.
2- آیا روز اعلام بیزارى از مشركان می تواند مظهر چنین روزى باشد، به تصور اینكه یأس و نومیدى در چنین روزى بر مشركان مستولى گردید؟ باز میگوئیم نه، زیرا بیان دین به معنى احكام در آن روز پایان نیافته بود به گواه اینكه قسمتى از «حدود» و «قصاص» و احكام مربوط به «كلاله» پس از اعلام بیزارى نازل گردیده است. بنابراین تنها مسأله یأس نشانه آن روز نیست، بلكه یأس توأم با تكمیل آئین؛ و
ادامه مطلب
تجلّی ولایت در نامه ای به معاویه
مدتی است که نامه ششم از بخش نامه های نهج البلاغه (1) مورد توجه شبکه های ماهواره ای اهل سنت، قرار گرفته است. نوشتار حاضر به بررسی نامه مذکور می پردازد

این نامه را که امیرالمومنین علیه السلام، به معاویة بن ابی سفیان مرقوم فرموده اند، در بردارنده دو مسأله مهمّ می باشد:
مسأله اوّل اشاره به خلافت جنابان ابوبکر، عمر بن الخطاب و عثمان دارد، به این بیان:
«همان مردمی که در بیست و پنج سال گذشته با ابوبکر، عمر بن الخطاب و عثمان، بیعت کردند، امروز با من بیعت نموده اند؛ پس فردی که در مرکز حکومت حضور دارد، حقّ اختیار ندارد (یعنی نمی تواند قبول نکند) و کسی که خارج از مرکز حکومت است (مانند معاویه که در شام مستقرّ بود)، حقّ ردّ کردن ندارد.»
در ادامه امام علیه السلام به صورت یک اصل و قاعده کلّی فرمودند:
«حتما این گونه است که شوری (و مجلس مشورتی برای تعیین خلیفه) از آنِ مهاجر و انصار است، اگر ایشان نسبت به شخصی، اتّفاق نظر داشته باشند و او را به عنوان امام (و رهبر جامعه، معرّفی کنند، مورد رضایت خدای متعال خواهد بود. (2)» (3)
این قسمت از نامه، بسیار مورد توجه اهل سنّت به ویژه محافل منسوب به وهّابیت قرار گرفته است. گفته می شود که علیّ بن أبی طالب علیه السلام در این نامه به انتخابی بودن مسأله خلافت، تصریح کرده است؛ ملاک، انتخاب مهاجر و انصار است.
حال سوال این است آیا واقعا جایگاه تعیین خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله، در منظومه فکری امام علی علیه السلام چنین است؟ یعنی آیا مشروعیت (4) خلافت، از ناحیه مردم (و شورای اهل حلّ و عقد) است؟ اگر برادران اهل سنت و به ویژه گروه علاقمند به اندیشه های ابن تیمیّه (5) و محمد بن عبدالوهّاب، با عنایت بیشتری، علم منطق را تحصیل می کردند، در استفاده از این نامه گرفتار اشتباه نمی شدند و از معنای صحیح نامه بهره مند می گشتند.
مخاطب امام علی علیه السلام در این نامه، معاویة بن أبی سفیان است؛ وی انتصابی بودن خلافت را قبول ندارد (با اینکه از این مطلب آگاهی کامل دارد). شاهد آن، اقداماتی است که او برای به دست آوردن خلافت، مرتکب شده است. برای محکوم کردن چنین فردی از آیات و روایاتی که در خصوص انتصابی بودن خلافت در دست است، نمی توان استفاده کرد.
ادامه مطلب
غدیر از زبان صاحب غدیر
آنچه در این نوشتار سعی داریم به آن بپردازیم نگاه صاحب غدیر یعنی امیرالمومنین علیه السلام به خود این روز می باشد، نگاهی که شاید کمتر به آن توجه شده است. این نگاه برای برادران اهل تسنن بایستی خیلی قابل توجه باشد چرا که آنان حادثه غدیر را به گونه ای قرائت می نمایند که شیعه آن قرائت را قبول ندارد. حال ما آنها را دعوت می کنیم به این که اگر قرائت شیعه را قبول ندارید لااقل به قرائت و برداشتی که حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام از این حادثه داشته اند توجه کنید.

اگر امام علی علیه السلام از منظر شما معصوم نباشد ولی عادل که هست. پس این خیلی مهم است که چهارمین خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله و نزدیک ترین صحابه به او این حادثه را چگونه بیان می دارد :
« پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به من خبر داد كه ابلیس و روساى اصحابش هنگام منصوب كردن آن حضرت مرا به امر خداوند، در روز غدیر خم، حاضر بودند. آن حضرت به مردم خبر داد كه من نسبت به آنان از خودشان صاحب اختیار ترم، و به ایشان دستور داد كه حاضران به غایبان برسانند. (در آن روز) شیاطین و مریدان از اصحاب ابلیس رو به او كردند و گفتند: «این امت، مورد رحمت قرار گرفته و حفظ شدهاند، و دیگر تو و ما را بر اینان راهى نیست. چرا كه پناه و امام بعد از پیامبرشان به آنان شناسانده شد». ابلیس غمگین و محزون رفت.
امیرالمومنین علیه السّلام فرمود: بعد از آن پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به من خبر داد و فرمود: مردم در سقیفه ...» (1)
اگر قرائت شیعه را قبول ندارید لااقل به قرائت و برداشتی که حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام از این حادثه داشته اند توجه کنید. اگر امام علی علیه السلام از منظر شما معصوم نباشد ولی عادل که هست. پس این خیلی مهم است که چهارمین خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله و نزدیک ترین صحابه به او این حادثه را چگونه بیان می دارد
حقیر گوید : معلوم می شود بر شیطان و اصحابش امامت آن حضرت بسیار گران بوده است و اگر شیطان
ادامه مطلب
غدیر باوری
بارها و بارها داستان غدیر را شنیدهایم. ماجرای توقف کاروان زیارتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در کنار برکه غدیر و صبر نمودن ایشان برای جمع شدن تمام افراد را میدانیم. آگاهیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منبری از جهاز شتران برای خود ساخت و بر بالای آن خطبهای طولانی خواند تا در نهایت دست علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بالا برد و ندای "من کنت و مولاه و فهذا علی مولاه" سر داد و دستور داد حدیث غدیر را حاضران به غایبان برسانند و اینچنین شد و روایت غدیر نسل اندر نسل بر زبانها گشت.

و به صورت کاملاً متواتر به گوش ما که با فاصلهای 1400 ساله از آن رخداد سرنوشتساز زندگی میکنیم رسید.
امامان شیعه (علیهم السلام) غدیر را عید نامیدند و دستوراتی را به یاران خویش جهت بزرگداشت آن دادهاند که از مجموع آنان میتوان به جایگاه والای این روز دست یافت.
در این مجال فرصت را مغتنم دانسته به بررسی برخی از نکاتی که اهل بیت عصمت و طهارت در زمینه بزرگداشت روز غدیر فرمودهاند میپردازیم.
روز هدیه
عَـنْ اَمیـرِالْمُـۆْمِنیـنَ علیه السلام قـالَ: " ... اِذا تَلاقَیْتُمْ فَتُصافِحُوا بِالتَّسْلیمِ وَتَهابُوا النَّعْمَةَ فِىهذَا الْیَوْمِ، وَلِیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ، وَالشاهِدُ البایِنَ، وَلِیَعِدِ الْغَنِىُّ الْفَقیرَ وَالْقَوِىُّ عَلَى الضَّعیفِ اَمَرَنِى رَسُولُاللّهِ صلی الله علیه و
ادامه مطلب
هشدارهای غدیر به مومنان حقیقی

مقدمه اول: معنای عید
عید در نگاه اولیه به معنای روز شادی، رهایی و بخشش به نظر میآید اما در نگاه عمیقتر، واژه عید از ریشه عود به معنای بازگشت ساخته شده است؛ با این توضیح معلوم میشود که عید روزی است که در آن به اصل خود باز میگردیم و در حقیقت نوعی توبه میکنیم تا به آن حقیقتی که برای خود کمال میدانیم بازگردیم.
مقدمه دوم: عید تقویمی و عید ارادی
از آنجا که مفهوم «بازگشت» سهم بزرگی از معنای عید را تشکیل میدهد، معلوم میشود که عید کاری است ارادی؛ به عبارت دیگر هر چند در هر سال با مراجعه به تقویمها از روزهای عید پی میبریم، این اطلاع نباید ما را راضی کند؛ زیرا تقویمها تنها یادآور عیدهای رسمی هستند و درباره عیدهای ارادی سکوت میکنند. به عبارت دیگر ممکن است یک روز به لحاظ تقویمی عید باشد اما ما به لحاظ حقیقی و در نزد خدا در آن روز به سمت آرمانهای اصلی خود باز نگشته باشیم که در آن صورت آن روز برای ما عید نخواهد بود.
مقدمه سوم: درسی درباره مناشدات مولا
یکی از اقدامات امیرالمۆمنین علی علیه السلام که در تاریخ به یادگار مانده است، مناشدات ایشان درباره غدیر است. منظور از مناشده، قسم دادن است. ایشان در موارد متعددی مردم را قسم داده است که آیا شاهد آنچه پیامبر صلی الله علیه وآله در غدیر فرمود بودهاند یا خیر؟ و مردم هم با قسم خوردن، آن را تأیید کردهاند. این مناشدات در جلد
ادامه مطلب
غدیر یك تفكر است

غدیر یك تفكر است
واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.
داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز میگشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه میكردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روزهیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدی های نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر میبندم, آنگاه میافزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت هاو شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه یك سخن میگویند خدا و پیامبر داناترند.
رسول گرامیمیفرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارترنیستم و همگان یك صدا جواب میدهند كه چرا چنین است آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم.ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.
سندیت واقعه غدیر خم
مرحوم علامه امینى در كتاب الغدیر خودنام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر,.
در میان تابعین 84 نفر,
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر,
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر,
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر,
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر,
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر,
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر,
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر,
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر,
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر,
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر,
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر
حدیث غدیر در كتب معتبر اهل سنت از جمله در كتاب «مُسند»امام احمد حنبل,در «سنن» تِرمَذى, «مُسند احمد» و در «مُستَدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نیشابورى به مضامین مختلف ذكر شده است.
مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روزغدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند دانشمندان لغت و زبانشناسی عید را از مشتقات ماده"ع و د" به معنای بازگشت میدانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی میدارند حیاتی كه در هجوم خزان به سردی میگراید و دربیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش میرود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمیبزرگداشتِ بازگشتِ حیاتِ معنویِ انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی استكه وی به خویشتن باز گردد و گمشدهاش را دریابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمیبعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصیهای وجودش را ذوب میكند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامیبازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خوبشتن است.و هم از طرف شرع مشخص شده است.غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است.علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمردهاند اشاره میشود:فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل میكند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند«یوم غدیرخم افضل اعیاد امتی» روز غدیر بزرگترین عید امت من است. حسن بن راشد میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلتتر است. گفتم: كدام روز است؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم. عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... فرمودند: انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب میكردند امر میكردند كه آن روز را جشن بگیرند وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه میشود در مییابیم كه پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت كردهاند امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا میداشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی ازپیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام میرفتند.و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا میفرمود.لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.
اعمال غدیر
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ وشاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است كه به برخی از آنان اشاره میشود
1ـ تحكیم بیعت با ولایت
همانگونه كه پیامبر اكرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بیعت كنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدید آن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است
2ـ اظهار سرور و شادمانی
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است كه به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عید غدیر شادی بخشترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذی حجة خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم كه فرمود حقا كه روز غدیر روز عید فرح و سرور است در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند:
در روز عید غدیر اظهار فرح وشادمانی كنیدو برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید
3ـ مصافحه كردن
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامیاست و در روز عید غدیر به آن تاكید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند روز عید غدیر هنگامیكه یكدیگر را ملاقات میكنید با هم مصافحه كنید.
ذكر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است:
«الحمدُ للهِ الذی جَعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّكِینَ بِوِلایَتِ اَمیرِالمُؤمِنین وَ الاَئِمَّةِ عَلَیهِمُ السلام»
سپاس خدای را كه ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد
4ـ پیمان اخوت و برادری
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اكرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات كه خطاب به پیامبر میخوانیم «السلام علیك و علی اخیك علی بن ابیطالب علیه السلام» یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد كه در مفاتیح الجنان آمده است
5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاكید بیشتری شده است در سیره امام حسن علیه السلام است كه ایشان روز عید غدیر مهمانی میداد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شركت میكرد
6ـ صله رحم
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاكید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نكته سفارش بیشتری شده است امام صادق علیه السلام میفرماید از كارهایی كه در روز عید غدیر مستحب استصله رحم است
7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است كه اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است. و ائمه آن را از چند طواف برتر میدانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند
كسی كه مومنان را در روز غدیر تكفل كند نزد خدای متعال من ضامنش هستم كه از كافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .
8ـ غسل كردن و لباس نو پوشیدن
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاكیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل میشود و بانظافت طهارت ظاهری.
9ـ تشكیل اجتماع
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی كه پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب كرد بجاست در مراكز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش كردهاند كه به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشكیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا میداشتند .
10ـ دعا؛ روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالی است كه در همه اعیاد مورد سفارش و تاكید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد گوید از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.
منبع: http://www.tebyan.net
ادامه مطلب
از عهد الست تا عهد غدير
عيد غدير،بزرگ ترين عيد پيروان اهل بيت(علیهم السلام) و فرصت مناسبي براي ياد آوري پيمان مقدسي است که همه ما در برابر امامان معصوم(علیهم السلام) و به ويژه امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) داريم؛ پيمان اطاعت و پيروي بي چون و چرا از آنان و آمادگي براي انجام رسالت بزرگي که در زمينه سازي ظهور بر عهده داريم. در اين مقاله مروري داريم بر پيشينه عهد و پيمان بشر با اولياي الهي از ابتداي آفرينش تا عصر ظهور.
1.نخستين پيمان:
داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر کره خاک با يک عهد و پيمان شکل مي گيرد. عهد و پيماني که بر پذيرش پروردگاري خداوند متعال و نفي و پرستش شيطان بسته شد و همه انسان ها بر وفاي به آن هم داستان شدند.(1)
پيامبران الهي و جانشينان آن ها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها به انسان ها يادآوري کردند تا آنان نسبت به عهدي که با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.(2) از سوي ديگر،براي اين که مردم در وفاي به پيماني که بر عهده داشتند، دچار مشکل نشوند و در تشخيص راهي که به اطاعت و بندگي خدا و مخالفت با شيطان مي انجامد ، گرفتار سر در گمي نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا را اطاعت رسول اوست و هر کس بيشتر در طريق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از ديگران پيشي گرفته است.(3)
2.استمرار پيمان:
با پايان يافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پيماني که آدم خاکي با خداي خود داشت، کاسته نشد، بلکه بسيار شديدتر از دوران حيات پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) از او خواسته شد به عهد و پيمان خود وفا کند؛ زيرا او در وفاداري به اين پيمان بازخواست خواهد شد.(4)
اين بار عهد آدمي با خداي خود در صورتي ديگر متجلي شد و اطاعت اميرمومنان و امامان پس از او هم سنگ اطاعت خدا و رسول او گرديد.(5) و براي اين که هيچ کس در شناسايي شخصي که پس از پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) بايد با او عهد اطاعت بسته مي شد، به اشتباه نيفتد، دراجتماعي عظيم از مسلمانان، نوشيدن عهد آدمي به آگاهي همگان رسيد و اعلام شد هر کس پيمان ولايت نبي خاتم(ص) را پذيرفته است، از اين پس بايد به پيمان ولايت امير مؤمنان علي(علیه السلام) گردن نهد.(6)ازهمين رو بود که اين روز را روز «عهد معهود» ناميدند.(7)
3.شکسته شدن پيمان:
انسان ها مأمور شدند پس از رحلت نبي خاتم(ص)، با وصي او تجديد عهد کنند و دست در دست او بگذارند تا به فرموده حضرت زهرا(سلام الله علیها)، آن ها را به راحتي و ملايمت به راه هدايت و رستگاري رهنمون شود،(8) چنين نشد و بد عهدي و عهد شکني از همان نخستين روزهاي عروج رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) آغاز شد. بدين ترتيب، پيماني که جماعت مسلمانان در روز غدير بر طاعت ولي خدا بسته بودند، به راحتي شکست و جز جمع اندکي، همه امت اسلامي از اطراف امام و حجت عصر پرآکنده شدند.(9)
از آن پس، اگر چه در دوره هايي از دوران 250 ساله امامت شيعه، شاهد روي آوردن مردم به ائمه معصومين(علیهم السلام) و مرجعيت علمي آن ها هستيم، ولي هيچ گاه عهدي که مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامي، پاس داشته نشد و اين سخن امامان معصوم(علیهم السلام) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چيز تکليف شده اند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان درآن چه بر آن ها وارد مي شود و رجوع به آن ها در آن چه درآن اختلاف دارند»،(10) هيچ گاه محقق نشد و سرانجام بد عهدي ها و عهدشکني هاي امت اسلام به مقتول و مسموم شدن يازده امام و غيبت آخرين امام انجاميد. بدين ترتيب، جامعه اسلامي از برکات حضور امام معصوم(علیه السلام) در ميان خود محروم گشت. اين همان اتفاقي بود که پيش از اين درکلام امام محمد باقر(علیه السلام) پيش بيني شده بود: «هنگامي که خداوند تبارک و تعالي، از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل بيت] را از مجاورت با آن ها دور مي سازد».(11)
ضرورت تجديد پيمان:
آري، غيبت امام از جامعه به دراز کشيدن آن، نتيجه بدعهدي و پيمان شکني مردم نسبت به حجت هاي الهي و جانشينان به حق رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) است. تا زماني که مردم چنان که بايد و شايد، به پيماني که در برابر امامان معصوم(علیهم السلام) برعهده دارند، وفا نکنند و با همه وجود، آماده پذيرش اوامر و نواهي آن ها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان که امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) فرمود: «اگر شيطان ما، که خداوند توفيق طاعتشان دهد،در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند، همدل مي شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخيرنمي افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي گشت؛ ديداري بر مبناي شناخت راستين و صداقتي از آن ها نسبت به ما».(12)
با توجه به همين اهميت وفا به عهد و پيمان و تأثير آن در ظهور امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) بوده است که از ما خواسته اند هر بامداد، عهد و پيمان اطاعتي را که نسبت به امام خود بر دوش داريم، به ياد آوريم و آن را تجديد کنيم: «بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگاني ام، عهد، عقد و بيعتي را که نسبت به او (امام مهدي (عجل الله تعالی و فرجه) ) بر گردن دارم، تجديد مي کنم که هرگز از آن بر نگردم و بر آن پايدار بمانم».(13)
پي نوشت ها:
1.ر.ک:سوره يس (36)، آيه 60و61 و سوره اعراف(7)، آيه172.
2.ر.ک:سوره نمل (16)، آيه 36 و سوره انبيا(21)،آيه 25.
3.ر.ک:سوره نساء (4)، آيه 80 و سوره حشر (59)، آيه7.
4.ر.ک:سوره اسراء (17)، آيه 3 و محمدباقر مجلسي،بحارالأنوار، ج24،ص187، ح1.
5.ر.ک:سوره مريم (19)، آيه 87 و بحارالأنوار، ج24، ص323، ح58.
6.فضل بن حسن طبرسي، الإحتجاج، ج 1، صص 146 و 160.
7.ر.ک: بحارالأنوار، ج37، ص 164، ح 40.
8.ر.ک: همان، ج43، ص158؛ و سيد جعفر شهيدي، زندگاني فاطمه زهرا(س)، ص 151.
9.ر.ک:بحارالأنوار، ج 28، ص 259، ح42.
10.حديث از امام باقر(ع)، الکافي، محمد بن يعقوب کليني، ج 1،ص 390، ح 1.
11.ر.ک: همان، ص343، ح31.
12.بحارالأنوار، ج53، ص177.
13.همان، ج 99، ص111.
منبع:نشريه موعود،شماره 106
ادامه مطلب
وجود امام و رويکرد عقل
اصل امامت، باور همگانى مسلمانان بوده و هست، دلايل نقلى، عقلى، جامعه شناختى و... پشتوانهى اين باور مىباشد با ره آورد بيشتر اين ادله، اثبات امامى است كه: داراى ملكهى عصمت و معرفى شده از جانب خدا باشد؛ از آنجا كه مشرب عقل مورد تأييد شرع و مقبول همگان است .
قاعدهى لطف و امامت
از آن جا كه خردورزى، در پيدايش و استمرار عقيده، سهم بسزايى دارد و چه بسا ترزيق يك باور از راه تقليد و يا اكراه ممكن نباشد، اهمّيّت كنكاش از ريشههاى امام باورى، آشكار مىشود.
دانشمندان زيادى، هر كدام، بر پايهى تخصّصى كه دارند، دلايلى آوردهاند تا ثابت كنند كه انسان و جامعهى انسانى، همواره، نيازمند پيشواى الهى است .
اين نوشتار در حد توان، به طرح، توضيح و بررسى برخى از آن دلايل مىپردازد .
آن دلايل.
ادامه مطلب
نامهای مختلف منطقه غدیر
گاه از یک منطقه جغرافیایی به مناسبتهای مختلف با نامهای متفاوت یاد میکنند. از غدیرخم هم در تاریخ با نامهای مختلفی یاد شده است. در مواردی با نام «جُحْفه» از آن یاد شده؛ بدان مناسبت که غدیر خم در وادی جحفه قرار دارد. در مواردی «خَرّار» گفته شده که نام مسیل غدیر تا جحفه است که سیل را به آنجا میریزد.
گاه با نام «غُرَبَة» از آن یاد میشود و این به مناسبت همجواری غدیر با این منطقه است؛ چرا که هر دو در یک وادی قرار دارند.
در موقعیت غدیر و جحفه هرچه از شرق به غرب به سمت دریا پیش میرود، مسیر سیل وسیعتر میشود و کسانی که در صدد تعیین فاصله جحفه تا غدیر بودهاند از زاویههای مختلفی مسافت را اندازه گرفتهاند و فاصله آن تا جحفه را گاهی سه مایل و گاهی دو مایل تعیین کردهاند.
منبع:موسسه جهاني سبطين
ادامه مطلب
تغییرات جغرافیایی غدیر
وضعیت جغرافیایی منطقه غدیر در طول تاریخ تغییراتی داشته است، بهخصوص آنکه در مسیر سیل بوده و شکل آن به راحتی تغییر یافته است. جنبههای طبیعی منطقه از زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تا کنون تغییراتی به این شرح داشته است:
ـ در نزدیک آبگیر غدیر چشمه آبی است که پس از جاری شدن به سمت غدیر آمده و در آن میریخته است. این چشمه گاهی کمآب یا خشک میشده و گاهی بر اثر عوامل طبیعی مسیرش از غدیر عوض میشده و به سمت دیگری میرفته است.
ـ در اطراف چشمه درختانی سرسبز و انبوه وجود داشته است. گاهی بر اثر سیلابها این درختان از بین میرفته و در سالهایی که آبِ چشمه کم بوده یا خشک میشده، درختان نیز سرسبزی خود را از دست میدادند و میخشکیدند.
ـ کنار آبگیر درختان صحرایی کهنسالی بوده که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در سایه آنها سخنرانی فرموده است. این درختان نیز بر اثر عمر زیاد خشکیدهاند و سیل نیز در از بین رفتن آنها مؤثر بوده است.
ـ خود آبگیر از نظر عمق و طول و عرض در سالیان متمادی که سیل از روی آن عبور کرده دگرگونیهای بسیاری کرده، ولی محل اصلی آن تغییری نکرده است.
منبع:موسسه جهاني سبطين
ادامه مطلب
جلوه ای از خطبه غدیر
غدیر خم نقطه عطف نبوت پیامبرگرامی اسلام (ص) و مکتب آسمانی و الهی اوست. آنچه در غدیر خم رخ داد به واقع نتیجه و محصول زحمات و رنج های ۲۳ ساله رسالت بود که خط مشی آینده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتی بود برای آنانکه بعد از پیامبر (ص) به دنبال هدایت و سعادت بودند.
به عقیده علماء خطاب خداوند درباره اعلام جانشینی امیر مؤمنان علی (ع) در قالب آیه « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» که ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف خداند بر تو نازل شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را نرسانده ای (مائده آیه ۶۷) در هیچ جای دیگر از فرامین الهی وجود ندارد.
حال برای اینکه واقعه مهم غدیر خم به شکلی کوتاه در اذهان ترسیم شود می توان مهمترین نکات سخنان پیامبر (ص) در این روز را دسته بندی کرد، علاوه بر اینکه به نظر ما تمامی این بیانات پر اهمیت است اما می توان آنها در قالب سر فصل هایی تقسیم کرد.
شرایط زمانی و مکانی غدیر خم
شرایط جغرافیایی و مکانی غدیر خم که در وادی به نام جحفه قرار داشته به علاوه زمان این واقعه و شرایط خاص آن دلایلی قابل توجه برای اهمیت ولایت جهان اسلام پس از رسول خدا(ص) هستند. غدیر خم منطقه ای است در میانه راه مکه و مدینه. پیامبر پس از َآخرین حج خود به همراه مسلمانان که «حجه الوداع»نامیده شد در شرایطی خاص مساله جانشینی علی بن ابیطالب را مطرح نمودند و این مساله بر هیچ یک از علماء اهل سنت و تشیع پوشیده نیست.
این واقعه درسال دهم هجری رخ داد و پیامبر (ص)پس از دستور الهی افرادی را به مدینه و اطراف آن فرستادند تا همگان از تصمیم رسول خدا(ص) بر این سفر
ادامه مطلب
شباهت شب عید غدیر با شب قدر
شب عید غدیر از یک نظر شبیه لیله القدر است. گاهی انسان به یکدیگر تبریک می گوید، یک شیرینی توزیع می کند؛ گاهی هم ممکن است چند رکعت نمازی که در کتاب های دعا نوشته است، بخواند؛ اینها بهره ضعیفی از عید ولایت است. اگرمقداری جلوتر رفتیم، می بینیم راه بازتر است که ما شب عید غدیر را شبیه لیله القدر بدانیم.
تجلّی همتائی قرآن و عترت (ع) در حدیث ثقلین
توضیح مطلب این است که: در جریان غدیر وجود مبارک رسول گرامی (ص) بعد از نصب وجود مبارک حضرت امیر (ع) این حدیث معروف ثقلین را خواندند. این حدیث را مکرر حضرت به اطلاع عموم مسلمانها رساندند که: انّی تارکم فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی.
بعد هم فرمود: اینها همتا وکفو همند. اگر خدای سبحان لم یکن له کفواً احد(۱)است، اما کلام او بدون کفو نیست، چه اینکه ولیّ او هم بدون کفو نیست. خدا حتماً بی همتاست؛ کتاب او حتماً با همتاست، ولیّ او حتماً با همتاست. همتای قرآن کریم، عترت طاهرین است. فرمود: این دو ثقل از هم جدا نیستند و جدا نمی شوند. چه عدّه ای بگویند : حسبنا کتاب الله(۲)، چه عدّه ای نگویند؛در هر حال اینها با همند. هم قرآن، جامعه را به عترت دعوت می کند، و هم عترت،مبیّنان و مفسّران و حامیان و مدافعان و مجریان حدود قرآن کریمند. نه
ادامه مطلب
غدیر را بهتر بشناسیم
-
بازدید: 1394
روز عید سعيد غدیر عید الله الاکبر و عید آل محمّد(ص) است . در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که از آن حضرت پرسیده شد آیا مسلمانان را غیر از جمعه و فطر و قربان عیدی هست؟
فرمودند:آری. عیدی هست که حرمتش از همۀ اعیاد بیشتر است.
راوی گفت: کدام عید است؟
حضرت فرمودند: روزی است که پیامبر(ص) امیر المومنین علی(ع) را به جانشینی خود نصب فرمود و اعلام کرد: هر که من مولا و آقای اویم، پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست و آن روز هجدهم ذی الحجه است.
راوی گفت: در آن روز چه کار باید انجام داد:
فرمود: باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد(ص) را یاد کنید و بر ایشان صلوات فرستید. رسول خدا(ص)، علی(ع) را وصیّت کرد که این روز را عید گرداند و هر پیامبری به جانشین خویش وصیّت می کرد این
ادامه مطلب
غدير و فلسفه سياسى اسلام
غدير و فلسفه سياسى اسلام
فارغ از هر دو جهانم به گل روى على(ع)
از خم دوست جوانم به خم موى علىطى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوستياد آرم به خرابات چو ابروى على(ع) (1)
پيشگفتار
با نگاه به پيشينه حيات بشرى، «خانواده» و «قبيله» نخستين گروههاى اجتماعى است كه در آن نوعى «رياست»، «قانون» و «حكومت» ديده مىشود و سپس از دولتها و نظام حكومتى مىتوان ياد كرد كه در سرزمينهاى گسترده، براى جمعيتى معين، با نظامهاى ادارى و سازمانهاى سياسى به حكومت پرداخته و نظام اقتصادى جامعه را تحت پوشش خويش قرار داده، و اعمال حاكميت نمودهاند.
«رئيس»، «رهبر» و «حاكم» با نظام ادارى خاص به تشكيل حكومت موفق مىگردد. و عاملى كه در پذيرش و انتخاب رئيس و حاكم مؤثر است چيزى جز فرهنگ و بينش آن جامعه نيست.
اگر جامعهاى بينش مادى را بپذيرد و به اقتصاد آزاد گردن نهد و در مبانى عقيدتى و ايدئولوژيكى از فلسفه لذت و اصالت نفع پيروى كند، حكومتى سرمايه دارى شخصى يا دولتى خواهد داشت و اگر از مبانى الهى و قرآنى پيروى نمايد، به «حكومت اسلامى» و «مدينه فاضله غدير» دست مىيابد.
ما در اين گفتار به بررسى اجمالى عنصر اصيل در تشكيل حكومت خواهيم پرداخت و با مبانى قرآنى فلسفه سياسى اسلام آشنا خواهيم شد.
فلسفه سياسى اسلام
وقتى از «فلسفه سياسى اسلام» سخن به ميان مىآيد، بحث از فلسفه و نوع بينش اسلامى است . و در حقيقت فلسفه سياسى اسلام، جزئى از نظام فلسفى و جهان بينى اسلامى محسوب مىگردد .
دانشمندان اسلامى در علومى چند مبانى نظرى و عملى نظام فلسفى اسلام را تبيين كردهاند كه مىتوان
ادامه مطلب
تبيين نظام سياسى اسلام در غدير خم
تبيين نظام سياسى اسلام در غدير خم
تعيين جانشينى براى رهبرى امت اسلامى از مهمترين و عمده ترين مسايلى بود كه پيامبر اكرم در آخرين سال حيات، هنگام بازگشت از حجة الوداع، به همراهان خويش ابلاغ كرد.
اگر چه اين اعلام عمومى، به فرمان خداوند صورت گرفت، ولى صرف نظر از جنبه آن، مىتوانست حاكى از دغدغه طبيعى معمار و بنيانگذار مكتب نسبت به آينده امت باشد، اين اقدام يك ضرورت اجتماعى اجتناب ناپذير بود، و از انتظارات عقلاى عالم به شمار مىآمد و آن حضرت حتى در زمان حيات خويش از آن مهم غفلت نمىورزيد. او مىدانست كه جامعه بى سرپرست مانند رمه بىچوپان كه هر لحظه در معرض اختلاف، گسستگى و هجوم فرصت طلبان است. لذا هر وقت براى جنگ يا غزوهاى از مدينه خارج مىشد، شهر را بدون امير و خليفه وا نمىگذاشت؛ پس هنگامى كه سفرى ابدى در پيش رو داشت، چگونه ممكن بود امت را به حال خود واگذارد. (1)
اين بود كه در زير آفتاب سوزان بيابان تفتيده حجاز در ميان جمعى از بزرگان اصحاب، كوشيد تا رسالت خويش را به پايان رساند. علماى شيعه و شمارى از دانشمندان اهل سنت بر اين باورند كه سوره مائده، بويژه آيه 67، آخرين كلامى بود كه بر پيامبر(ص) نازل شد.
بسيارى از علماى اسلام معتقدند كه آيه مزبور در روز هجدهم ذى حجه، پس از تمام شدن اعمال حجةالوداع در غدير خم و قبل از آنكه پيامبر على(ع) را خليفه خود معرفى كند، نازل شده است آنها شأن
ادامه مطلب


