داستانهایی از امام علی علیه السلام

 

داستان های امام علی علیه السلام

داستانهایی از امام علی علیه السلام

هماهنگی رهبر مسلمین با زیردستان

دو برادر به نام هاى زياد حارثى و عبداللّه حارثى فرزندان شدّاد پيرامون چگونه زيستن و پوشيدن فرم لباس اختلاف داشتند؛ و براى حلّ اختلاف نزد اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام حضور يافتند. 

زياد گفت : يا اميرالمؤ منين ! برادرم عبداللّه غرق در عبادت شده ، از من دورى مى جويد؛ و به منزل ما نمى آيد و لباس هاى ژنده و كهنه مى پوشد؛ سپس عبداللّه گفت : اى اميرالمؤ منين ! من همانند شما زندگى مى كنم ، لباس مى پوشم و عبادت مى كنم و آنچه را شما مى پوشيد، من نيز پوشيده ام . 

در اين هنگام حضرت امير عليه السلام اظهار داشت :

رهبر مسلمين بايد همانند ضعيف ترين قشر جامعه زندگى نمايد تا تهى دستان از او الگو گرفته؛ و سختى و تلخى بيچارگى را تحمّل نمايند. 

ولى شما بايد بهترين زندگى شرافتمندانه را در بين خويشان خود داشته باشيد و شكرگذار نعمت هاى پروردگار باشيد؛ و با يكديگر رفت و آمد كنيد و صله رحم و ديد و بازديد نمائيد.(1)


پی نوشت:

1-كتاب سلونى قبل أن تفقدونى : ج 2، ص 94.

منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی





[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 1:18 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات