ثمرات پذیرفتن ولایت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام

خداوند آیه اكمال دین و اتمام نعمت را بنا بر محكم ترین روایات كتب شیعه و سنّى، و اقرار هزاران

غدیردانشمند و اهل علم، و خداوندان درایت و روایت به همین خاطر نازل كرد، كه مردمان تا روز قیامت بدانند دیندارى بدون قبول ولایت و سرپرستى و دلالت و راهنمایى امام على علیه السلام، كارى ناقص و ناتمام بوده، و این گونه دیندارى مورد رضاى حق نیست، و دین بدون امام على علیه السلام قدرت این را ندارد كه صاحبش را به رضایت و جنّت خدا برساند.

 

آرى در ایمان و اخلاق و عمل هر انسانى، جلوه دادن ولایت و بصیرت و امامت و هدایت امام على علیه السلام واجب است، كه درخت دیندارى و عبادت، و شجره حیات بدون ولایت امیرالمۆمنین على علیه السّلام در دنیا و آخرت میوه نمى‏دهد.(1)

 

اهمیت ولایت مولا

در اهمیت ولایت داشتن ایشان همین بس که همه انسانها بخاطر این موضوع در روز قیامت بازخواست خواهندشد. شیخ صدوق به اسناد خود روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: در این آیه شریفه‏: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْۆُلُونَ»،‏ مقصود، سۆال از ولایت‏ امام على‏ علیه السّلام است.(2)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: ولایت‏ على‏ بن ابى طالب، ولایت خداست.(3)

 

دعایی از ولیّ برای ولایت

‏ سلیم مى‏گوید: به امیرالمۆمنین علیه السّلام عرض كردم: از خداوند بخواه تا مرا در دنیا و آخرت از اولیاى تو قرار دهد؟ فرمود: خداوندا، او را از آنان قرار ده.

سپس حضرت رو به من كرد و فرمود: آیا به تو بیاموزم چیزى كه از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده‏ام كه به سلمان و ابوذر و مقداد آموخت؟ عرض كردم: بلى، یا امیر المۆمنین. فرمود:

هر صبح و شام ده مرتبه بگو: «اللّهمّ ابعثنى على الایمان بك و التّصدیق بمحمّد رسولك و الولایة لعلىّ بن ابى طالب و الایتمام بالأئمّة من آل محمّد، فإنّى قد رضیت بذلك یا ربّ»، یعنى: «خداوندا، مرا با ایمان به خودت و تصدیق پیامبرت محمد و ولایت‏ على‏ بن ابى طالب و اقتدا به امامان از آل محمد مبعوث فرما. اى پروردگار، من به این عقیده راضى هستم».

عرض كردم: یا امیر المۆمنین، سلمان و ابوذر و مقداد این دعا را برایم نقل كردند، و از هنگامى كه از


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 مهر 1394  ] [ 2:10 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

علی از حماسه غدیر می گوید

عید غدیر خم

با اینكه بیشتر مسلمانان صحت حدیث غدیر و اعلام ولایت أمیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ را پذیرفته‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنین مى‏پرسند : اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ برای اثبات حقانیت خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏دهنده این حقیقت است كه یا واقعه‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت حضرت دلالت نداشته است.

در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم كه در میان احادیث پیامبر اكرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر این، این ادعا كه امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت خود به حدیث غدیر استناد نكرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوینده آن است.

بررسى اجمالى كتابهاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد كه حضرت على(ع) بیش از 22 بار پیرامون غدیر و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند این موارد در حوصله این مقاله نمى‏گنجد و نیازمند فرصت بیشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقیه موارد تنها به ذكر منابع بسنده مى‏كنیم.

 

 

در مسجد پیامبر(ص)

.1 برابر آنچه از منابع تاریخى به دست مى‏آید اولین موردى كه حضرت على ـ علیه السلام ـ حدیث غدیر را مطرح فرمود، بعد از رحلت پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه و آله ـ بود. وقتى حضرت را براى بیعت به مسجد آوردند، آن بزرگوار با بیان حقانیت خود خلافت مسلمین را از آن خویش دانست و از بیعت امتناع كرد. بشیر بن سعد انصارى برخاست و گفت: اى ابوالحسن، اگر انصار قبل از بیعت با ابوبكر این كلام را مى‏شنیدند، حتى دو نفر در باره بیعت با شما اختلاف نمى‏كردند. حضرت در جواب فرمود:

«یا هؤلاء أكنت أدع رسول الله مسجى لا أواریه و أخرج أنازع فى سلطانه؟ و الله ما خفت أحدا یسمو له و ینازعنا أهل البیت فیه و یستحل ما استحللتموه، و لا علمت أن رسول الله صلى الله علیه و آله ترك یوم غدیر خم لأحد حجة و لا لقائل مقالا. فأنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و اله یوم غدیر خم یقول: «من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» أن یشهد الان بما سمع». 1

آیا باید پیكر رسول خدا(ص) را بر روى زمین رها مى‏كردم و قبل از كفن و دفن آن حضرت، در باره خلافت و جانشینى وى نزاع مى‏كردم؟ مسأله خلافت چنان روشن بود كه گمان نمى‏كردم كسى در صدد دستیابى به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر(ص) درگیر شوند. مگر رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نكرد و مگر جاى عذرى براى كسى باقى مانده بود؟

همگان را به خدا قسم مى‏دهم، هر كس كلام پیامبر اكرم در روز غدیر خم را شنیده است كه مى‏فرمود: «هر كس كه من مولاى او هستم اینك على مولاى اوست. خداوندا، هر كس على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر كس على را یارى كند یارى كن، و هر كه على را خوار كند، خوار ساز.» برخیزد و شهادت دهد.

زید بن‏ارقم مى‏گوید: بعد از این سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهى دادند. اما من، با آنكه این گفتار را از زبان رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ شنیده بودم، از اداى شهادت خوددارى كردم و بر اثر همین امر و نفرین حضرت بینایى‏ام را از دست دادم.

هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدایا، دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار. پس ولایت من معیار ولایت خدا و دشمنى با من میعار دشمنى با خدا شد؛ و خداوند در همان روز این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را كامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دین شما برگزیدم

 

در خطبه وسیله

.2 هفت روز پس از وفات پیامبر اكرم(ص)، امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در مدینه خطبه‏اى بسیار بلند ایراد فرمود كه به خطبه وسیله معروف شد. حضرت در آن خطبه به واقعه غدیر خم و نزول آیه اكمال دین در آن روز تصریح مى‏كند. ثقةالاسلام كلینى، در روضه كافى، خطبه وسیله را نقل كرده است. در بخشى از آن چنین مى‏خوانیم:

«... و قوله صلى الله علیه و اله حین تكلمت طائفة فقالت: نحن موالى رسول‏الله(ص) فخرج رسول الله صلى الله علیه و آله إلى حجة الوداع ثم صار الى غدیر خم، فأمر فأصلح له شبه المنبر ثم علاه و أخذ بعضدى حتى رئى بیاض إبطیه رافعا صوته قائلا فى محفله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» فكانت على ولایتى ولایة الله و على عداوتى عداوة الله. و أنزل الله عزو جل فى ذلك الیوم: الیوم اكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا 2 فكانت ولایتى كمال الدین و رضا الرب جل ذكره...» 3

[در اواخر عمر پیامبر اكرم(ص)،]، وقتى گروهى گفتند: ما بعد از پیامبر رهبران مردم هستیم، رسول خدا(ص) براى حجةالوداع از مدینه خارج شد و پس از اعمال حج به وادى غدیر خم شتافت، فرمان داد چیزى مانند منبر برایش آماده كردند. سپس بالاى آن رفت، و بازوى مرا گرفت و بلند كرد، به گونه‏اى كه سفیدى زیر شانه‏هایش دیده شد. آنگاه با آواز بلند فرمود:

هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدایا، دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار. پس ولایت من معیار ولایت خدا و دشمنى با من میعار دشمنى با خدا شد؛ و خداوند در همان روز این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را كامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دین شما برگزیدم.

پس ولایت من كمال دین و رضایت پروردگار جل ذكره شد. ...

عید غدیر

 

در شوراى شش نفره

.3 در شوراى منتخب خلیفه دوم براى تعیین خلیفه، كه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز در شمار آنان جاى داشت، استدلالهاى فراوانى از حضرت نقل شده كه در كتابهاى تاریخ و حدیث به «حدیث الانشاد» یا «حدیث المناشدة» معروف است. امام(ع) در یكی از استدلالهاى خود به حدیث غدیر خم استناد كرده است.

ابن‏مغازلى شافعى (متوفاى 483)، در كتاب المناقب،سخن على(ع) را چنین نقل مى‏كند:

«فأنشدكم بالله، هل فیكم أحد قال له رسول الله صلى الله علیه و آله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، لیبلغ الشاهد منكم الغائب» غیرى؟ 4 قالوا: اللهم لا.»

شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در جمع شما غیر از من كسى هست كه پیامبر در باره او فرموده باشد: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران باید این مطلب را به غائبان برسانند؟ اعضاى شورا گفتند: به خدا سوگند، نه».

 

در روزگار عثمان

.4 در ایام خلافت عثمان جمعى از مهاجران و انصار در مسجد النبى ـ صلى الله علیه و اله ـ گرد آمده، پیرامون فضایل و سوابق قریش و انصار سخن مى‏گفتند و از سخنان پیامبر اكرم (ص) در باره قریش و انصار بهره مى‏جستند. حضرت على ـ علیه السلام ـ نیز در این مجلس حضور داشت و به سخنان آنان گوش مى‏داد. گروهى از حضرت خواستند كه او نیز سخنى بگوید. حضرت پاره‏اى از سوابق و مناقبش را برشمرد و حاضران بر درستى گفتارش گواهى دادند. آنگاه امام به حدیث غدیر اشاره كرد و فرمود:

«افتقرون أن رسول الله صلى الله علیه و آله دعانى یوم غدیر خم فنادى لى بالولایة ثم قال : لیبلغ الشاهد منكم الغائب؟»قالوا: اللهم نعم. 5

آیا قبول دارید كه رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در روز غدیر خم مرا خواست، ولایتم را به مردم ابلاغ كرد و فرمود حاضران باید این مطلب را غایبان برسانند؟ حاضران گفتند : آرى.

در میدان جنگ جمل

.5 قبل از شروع جنگ جمل، حضرت براى اتمام حجتى دیگر به طلحه پیام داد تا با وى دیدار كند. طلحه نیز پذیرفت و به حضور امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ شتافت. حضرت به وى فرمود :

«نشدتك الله هل سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؟ قال: نعم. قال ـ علیه السلام ـ «فلم تقاتلنى؟» قال: لم اذكر. 6

تو را به خدا سوگند مى‏دهم، آیا شنیدى كه رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ مى‏فرمود : «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا هر كس او را دوست دارد دوست بدار و هر كس با او دشمنى مى‏كند دشمن بدار؟»طلحه گفت: آرى شنیده‏ام.

حضرت فرمود: پس چرا با من مى‏جنگى؟

طلحه جواب داد: فراموش كرده بودم.

 

 

در صحنه صفین

.6 در جنگ صفین، هنگامى كه فرستاده‏هاى معاویه به حضور امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ رسیدند تا به اصطلاح بین حضرت و معاویه صلح برقرار سازند، حضرت خطبه‏اى ایراد كرد و فرمود:

«أنشد كم الله فى قول الله: (یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منكم) 7 و قوله: (إنما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزكاة و هم راكعون)8 ثم قال: (و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة)،9 فقال الناس: یا رسول الله، أخاص لبعض المؤمنین أم عام لجمیعهم؟ فأمر الله عز و جل رسوله أن یعلمهم فیمن نزلت الایات و أن یفسر لهم من الولایة ما فسر لهم من صلاتهم و صیامهم و زكاتهم و حجهم. فنصبنى بغدیر خم و قال: «إن الله ارسلنى برسالة ضاق بها صدرى و ظننت أن الناس مكذبونى، فأوعدنى لأبلغنها أو یغذبنى، قم یا على» ثم نادى بالصلاة جماعة فصلى بهم الظهر ثم قال: «ایها الناس، إن الله مولاى و أنا مولى المؤمنین و أولى بهم من أنفسهم، ألا من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فقام إلیه سلمان الفارسى فقال: یا رسول الله ولائه كماذا؟ فقال: «ولائه كولایتى، من كنت اولى به من نفسه فعلى أولى به من نفسه.» و أنزل الله تبارك و تعالى : (الیوم اكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الإسلام دینا) 10 ...» 11

شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در باره این آیات: «اى مؤمنان، از خدا و پیامبر و صاحبان امر خود پیروى كنید؛»«صاحب اختیار و ولى شما خدا و پیامبرش و كسى است كه نماز را به پا داشته، در حال ركوع زكات مى‏دهد» و «غیر از خدا، پیامبر و مؤمنان را دوست صمیمى به شمار نیاوردید.»

مردم از رسول خدا(ص) سؤال كردند: آیا مراد از «مؤمنان» در این آیات بعضى از آنهاست یا همه آنان را شامل مى‏شود؟ خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنان بفهماند كه این آیات در باره چه كسى نازل شده است و ولایت را براى آنها تفسیر كند چنانكه نماز، روزه، زكات و حج را تفسیر كرد. پیامبر(ص)، براى امتثال امر خدا، در غدیر خم مرا به خلافت منصوب كرد و فرمود: «خداوند مرا به رسالتى فرستاده است كه سینه‏ام از آن به فشار آمده، گمان مى‏كنم مردم مرا تكذیب خواهند كرد؛ ولى خداوند مرا تهدید كرد و فرمود: این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب مى‏كند. اى على برخیز». سپس مردم را براى نماز جماعت فرا خواند، و نماز ظهر را با آنان خواند و فرمود: اى مردم، خداوند مولاى من است، من مولاى مؤمنینم و اختیارم بر مؤمنین از خود آنان بیشتر است، بدانید هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خداوندا، هر كه على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن دارد دشمن بدار، هر كس على را یارى كند یارى كن و هر كه على را یارى نكند خوار كن.

در اینجا سلمان فارسى برخاست و گفت: یا رسول الله، ولایت و اختیار او بر مردم چگونه است؟ حضرت فرمود: اختیارات او مانند اختیارات من است، هر كس اختیار من به او از خود او بیشتر بوده، على هم اختیارش بر او از خودش بیشتر است. و خداوند تبارك و تعالى این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را كامل كردم، نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دین شما باشد.

ابن‏مغازلى شافعى (متوفاى 483)، در كتاب المناقب،سخن على(ع) را چنین نقل مى‏كند: «فأنشدكم بالله، هل فیكم أحد قال له رسول الله صلى الله علیه و آله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، لیبلغ الشاهد منكم الغائب» غیرى؟ قالوا: اللهم لا.» شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در جمع شما غیر از من كسى هست كه پیامبر در باره او فرموده باشد: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران باید این مطلب را به غائبان برسانند؟ اعضاى شورا گفتند: به خدا سوگند، نه»

 

در مسجد كوفه

ویژه نامه عید غدیر خم

.7 امام على ـ علیه السلام ـ بارها مردم را در مسجد كوفه جمع كرد و فرمود كه، هر كس در غدیر خم حضور داشته، حدیث غدیر را از زبان پیامبر اكرم شنیده است برخیزد و شهادت دهد.

هر بار حضرت چنین خواسته‏اى را بیان كرده، جمعى از بزرگان اصحاب پیامبر(ص) اجابت كرده، شهادت دادند كه، ما در غدیر خم این سخن را از رسول خدا(ص) شنیده‏ایم.

این بخش از استشهادات حضرت چنان گسترده و متنوع است كه، بى هیچ اغراقى گردآورى منابع آن كتابى مى‏طلبد.

احمد بن‏حنبل در مسند خود داستان یكى از گواه‏جویى‏هاى حضرت را چنین نقل مى‏كند: على ـ رضى الله عنه ـ مردم را در رحبة (یكى از میادین كوفه) گرد آورد و فرمود:

«أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام.»

به خدا سوگند مى‏دهم هر مسلمانى كه در روز غدیر خم گفتار پیامبر خدا(ص) را شنیده‏است برخیزد و شهادت دهد.

احمد بن‏حنبل مى‏افزاید: به گفته ابى‏الطفیل سى تن از مردم برخاستند ولى ابونعیم نقل مى‏كند كه بسیارى از مردم برخاسته، شهادت دادند پیامبر اكرم(ص) را در غدیر خم در حالى كه دست حضرت على را گرفته بود، مشاهده كردند كه مى‏فرمود: «آیا مى‏دانید كه من به مؤمنین از خودآنان سزاوارترم؟» مردم در جواب عرضه داشتند: آرى چنین است، اى رسول خدا. آنگاه فرمود: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدایا، دوستدار وى را دوست بدار و با دشمن وى دشمن باش.

ابى‏الطفیل كه راوى این حدیث است، مى‏گوید: من از جمع مردم خارج شدم. در حالى كه پذیرش این حدیث برایم مشكل بود و در تردید به سر مى‏بردم، به ملاقات زید بن‏ارقم رفتم و آنچه از على(ع) در آن روز دیده و شنیده بودم با وى در میان گذاشتم. زید بن ارقم گفت: حق همان است كه شنیده‏اى. من خود همه آن مطالب را از رسول خدا(ص) شنیده‏ام». 12

 

 

در میدان كوفه

.8 امام على(ع) در خطبه‏اى، كه در رحبه كوفه ایراد كرد، به واقعه غدیر و گفتار پیامبر اكرم(ص) در آن تمسك جست. ولى در این محفل انس بن‏مالك، كه در غدیر حضور داشت، مصلحت‏اندیشى پیشه‏كرده، از گواهى دادن سرباز زد.

ابن‏ابى‏الحدید در شرح نهج‏البلاغه چنین نقل مى‏كند:

«المشهور أن علیا ـ علیه السلام ـ ناشد الناس الله فى الرحبة بالكوفة، فقال: أنشدكم الله رجلا سمع رسول الله صلى الله علیه و آله، یقول لى و هو منصرف من حجة الوداع: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فقام رجال فشهدوا بذلك. فقال ـ علیه السلام ـ لانس بن‏مالك: «لقد حضرتها فما بالك؟. فقال: یا امیرالمؤمنین كبرت سنی و صار ما أنساه اكثر مما اذكر. فقال [على علیه السلام‏] له: ان كنت كاذبا فضربك الله بها بیضاء لا تواریها العمامة. فما مات حتى أصابه البرص». 13

مشهور است كه على ـ علیه السلام ـ در رحبه كوفه مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند مى‏دهم هر كس در بازگشت رسول خدا(ص) از حجةالوداع از آن حضرت شنید كه در باره من فرمود : «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» برخیزد و گواهى دهد . مردانى برخاستند و گواهى دادند. سپس على ـ علیه السلام ـ به انس بن مالك فرمود: تو نیز آن روز حضور داشتى، چه شده است [كه گواهى نمى‏دهى‏]؟ انس گفت: یا امیرالمؤمنین، سن من زیاد شده و آنچه فراموش كرده‏ام بیش از چیزهایى است كه به یاد دارم. حضرت فرمود : اگر دروغگو باشى، خداوند تو را به چنان سفیدى مبتلا كند كه حتى عمامه نیز آن را پنهان نسازد. پس انس قبل از آنكه بمیرد مبتلا به پیسى‏شد.

 

 

در مسجد كوفه

.9 حضرت على ـ علیه السلام ـ بارها در مسجد كوفه نیز به واقعه غدیر و سخن رسول خدا در آن روز تمسك جست. زیدبن‏ارقم چنین نقل مى‏كند: «نشد على ـ علیه السلام ـ الناس فى المسجد فقال: أنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و آله یقول: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فقام اثنا عشر بدریا، ستة من الجانب الأیمن و ستة من الجانب الأیسر، فشهدوا بذلك. و كنت انا فیمن سمع ذلك فكتمته، فذهب الله ببصرى». 14

على ـ علیه السلام ـ مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: به خدا سوگند مى‏دهم هر كه گفتار پیامبر(ص) را شنید كه فرمود: هر كه من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى اوست، خدایا هر كه او را دوست دارد دوست بدار و هر كه او را دشمن دارد دشمن دار؛ برخیزد و گواهى دهد. پس دوازده تن از اهل بدر، شش تن از سمت راست و شش تن از سمت چپ، برخاستند و بدان گواهى دادند. من نیز از كسانى بودم كه این سخن را از پیامبر(ص) شنیده بودم، ولى آن روز از گواهى خوددارى كردم و خداوند بینایى را از من گرفت.

به نوشته تاریخ نگاران او براى شهادتى كه نداده بود افسوس مى‏خورد، اظهار پشیمانى مى‏كرد و از خدا آمرزش مى‏طلبید.

على ـ علیه السلام ـ مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: به خدا سوگند مى‏دهم هر كه گفتار پیامبر(ص) را شنید كه فرمود: هر كه من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى اوست، خدایا هر كه او را دوست دارد دوست بدار و هر كه او را دشمن دارد دشمن دار؛ برخیزد و گواهى دهد. پس دوازده تن از اهل بدر، شش تن از سمت راست و شش تن از سمت چپ، برخاستند و بدان گواهى دادند

 

پس از جنگ نهروان

.10 پس از جنگ نهروان امیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ نامه‏اى خطاب به شیعیان خود نوشت و ده نفر از بزرگان كوفه را كه مورد اعتماد بودند، مأمور كرد تا هر جمعه در حضور آنها این نامه براى مردم قرائت شود. حضرت در بخشى از این نامه بر حق ولایت خود استدلال مى‏كند و مى‏فرماید:

«و انما حجتى أنى ولى هذا الأمر من دون قریش، أن نبى الله صلى الله علیه و آله قال: «الولاء لمن أعتق» فجاء رسول الله صلى الله علیه و آله بعتق الرقاب من النار، و أعتقها من الرق، فكان للنبى صلى الله علیه و آله، ولاء هذه الأمة، و كان لى بعده ما كان له، فما جاز لقریش من فضلها علیها بالنبى صلى الله علیه و آله، جاز لبنى هاشم على قریش، و جاز لى على بنى هاشم یقول النبى صلى الله علیه و آله یوم غدیر خم «من كنت مولاه فعلى مولاه»، الا أن تدعى قریش فضلها على العرب بغیر النبى صلى الله علیه و آله. فإن شاءوا فلیقولوا ذلك...» 15

دلیل من بر اینكه من ولى امرم نه سایر قریش، این است كه پیامبر(ص) فرمود: ولایت براى كسى است كه آزاد كرده است؛ و چون رسول الله(ص) مردم را از قید بندگى و آتش جهنم آزاد كرد پس بر امت ولایت دارد. بعد از آن حضرت، همان ولایت او از آن من است؛ زیرا هر فضیلتى كه قریش بر سایر امت دارد به سبب پیامبر(ص) است و [با توجه به این معیار] بنى‏هاشم بر قریش فضیلتى آشكارتر دارد؛ و من همان فضیلت را بر بنى‏هاشم دارم، زیرا رسول خدا در روز غدیر خم فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه.» مگر آنكه قریش ادعا كند به دلیلى جز انتساب به پیامبر بر عرب برترى دارد، پس اگر مى‏خواهند چنین بگویند، بگویند...

در پایان مقاله براى تكمیل بحث، فهرست بقیه مواردى كه حضرت على(ع) به حدیث غدیر استناد كرده است، ذكر مى‏شود:

 

 

موارد دیگر

1 ـ طولانى‏ترین كلامى، كه پیرامون غدیر خم و عظمت آن از حضرت على(ع) نقل شده است، خطبه‏اى است كه در جمعه‏اى كه با سالگرد غدیر خم مصادف بود در كوفه ایراد شده است.

شیخ طوسى در صفحه 752 مصباح المتهجد این خطبه را بطور كامل آورده است و علامه مجلسى در جلد 97 بحارالانوار آن را از «مصباح الزائر» سید بن‏طاووس نقل مى‏كند.

2 ـ امیر مؤمنان على(ع) در نامه‏اى، كه در قالب نظم براى معاویه فرستاد، به حدیث غدیر تصریح كرده است. كتابهاى زیر بخشى از منابعى است كه این ابیات در آنها دیده مى‏شود:

ویژه نامه عید غدیر خم

.1 الفصول المهمة، ابن الصباغ المالكى، ص .15

.2 تذكرة الخواص، ابن‏الجوزى، ص‏ .103

.3 فوائد السمطین، حموینى، ج 1، ص‏ .427

.4 الفصول المختارة، شیخ مفید، ج 2، ص .70

.5 الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص .429

3 ـ همچنین اشعار بسیار زیبایى از حضرت على(ع) نقل شده است، كه امام(ع) براى اثبات حقانیت خویش به حدیث غدیر خم تمسك جسته است. این اشعار در صفحه 78 ینابیع المودة قندوزى حنفى، صفحه 540 دیوان منسوب به امیرالمؤمنین و صفحه 32 جلد دوم الغدیر نقل شده است.

4 ـ حضرت على(ع) در مجلسى كه انس بن‏مالك، براء بن‏عازب، اشعث بن‏قیس و خالد البجلى حضور داشتند، خطبه‏اى ایراد كرد و از این چهار تن خواست كه بر درستى حدیث غدیر گواهى دهند. ولى هر چهار تن به خاطر ملاحظات سیاسى از اداى شهادت خوددارى كردند. حضرت در باره هر یك آنها دعایى كرد كه به اجابت رسید. شیخ صدوق(ره) در كتابهاى «الخصال» و «امالى» خود از این واقعه یاد كرده است. این مطلب در جلد دوم، مناقب آل ابى‏طالب ج 2 و جلد 31 و بحارالانوار نیز نقل شده است.

5 ـ داستان نفرین حضرت در باره كسانى كه حدیث غدیر را كتمان كردند در منابع معتبر بسیار آمده است.

انساب الاشراف، اسدالغابة، مسند احمد، و البدایة و النهایة بخشى از روایات این واقعه شمرده مى‏شوند.

6 ـ أمیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ در روایتى طولانى هفتاد فضیلت ویژه خود را بیان كرده، در ضمن آنها از حادثه غدیر خم نیز سخن گفته است. این روایت را شیخ صدوق(ره) در جلد دوم كتاب خصال آورده است.

7 ـ همچنین در صفحه 166 كتاب بشارة المصطفى حادثه غدیر و سخنان پیامبر اكرم(ص) در آن روز از زبان على(ع) نقل شده است.

8 ـ حضرت على(ع) هنگام عزیمت به سوى شام براى جنگ با معاویه، در یكى از منازل بین راه، خطبه‏اى نسبتا طولانى ایراد كرد، او ضمن تشویق یارانش به جهاد در راه خدا به حدیث غدیر استناد جست و مردم را به اطاعت از خود دعوت كرد. این خطبه را شیخ مفید(ره) در جلد اول كتاب ارشاد، طبرسى در جلد اول الاحتجاج و علامه مجلسى بحارالانوار در جلد 32 و 34 نقل كرده‏اند.

9 ـ قضیه معمم شدن امیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ به وسیله پیامبر اكرم(ص) در روز غدیر، از مواردى است كه حضرت پیرامون غدیر خم صحبت كرده است. ابن صباغ مالكى در «الفصول المهمة» این كلام حضرت را نقل كرده است. علامه امینى در جلد اول الغدیر از چندین منبع دیگر اهل سنت نام برد كه این حدیث را نقل كرده‏اند.

10 ـ حضرت على(ع) در جواب سؤال كسى كه گفت: مهمترین فضیلت خود را از زبان پیامبر اكرم (ص) بیان كنید، به حادثه غدیر و وجوب ولایت خود اشاره مى‏كند. این روایت را طبرسى در جلد اول كتاب احتجاج نقل كرده است. كتاب سلیم بن‏قیس و جلد چهلم بحارالانوار نیز از منابع این حدیث شمرده مى‏شود.

11 ـ حضرت على(ع)، در توضیح حدیث «ان حدیثنا أهل البیت صعب مستصعب»، حدیث غدیر را بیان كرده، از آزمون مؤمنان در این مسیر سخن گفته است. این روایت در صفحه 55 تفسیر فرات كوفى و نیز جلد 25 بحارالانوار دیده مى‏شود.

12 ـ ابن عساكر شافعى در جلد دوم تاریخ دمشق به طرق مختلف حدیث غدیر را از زبان على ـ علیه السلام ـ نقل كرده است. همچنین ابن مغازلى شافعى در صفحه 21 كتاب «المناقب»، ابن‏كثبر در جلد پنجم البدایة و النهایة و هیثمى در جلد نهم مجمع الزواید سخنان حضرت را نقل كرده‏اند.

به امید آنكه در پرتو نور غدیر به حریم ولایت راه یابیم و از سرچشمه حیات طیبه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ حیاتى نو به دست آوریم.

 

مأخذ: مجله كوثر شماره 2


1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 184؛ الامامة و السیاسة، ص 29 ـ 30؛ بحارالانوار، ج 28، ص .185

2ـ مائدة .3

3ـ الروضة من الكافى، ج 8، ص .27

4ـ مناقب ابن المغازلى، ص 114؛ مناقب الخوارزمى، ص 222؛ امالى، شیخ طوسى، ص 333؛ همان، ص 546؛ همان، ص 555؛ الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص 333 و 213؛ كشف الیقین، ص 423؛ نویسنده؟؛ فرائد السمطین، ج 1،ص 315؛ نویسنده؟؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص .259 نویسنده؟؛

5ـ كتاب سلیم بن‏قیس، حدیث 11، ص 641؛ فوائد السمطین، ج 1، ص 312؛ الغدیر، ج 1، ص .163

6ـ مناقب الخوارزمى، ص 182؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 371؛ مروج الذهب، ج 2، ص 373؛ تذكرة الخواص، ابن الجوزى، ص 73؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص .107

7ـ النساء، .59

8ـ المائده، .55

9ـ التوبة، .16

10ـ المائده، .3

11ـ كتاب سلیم بن‏قیس، ص 758؛ الغدیر، ج 1، ص 195؛ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 341؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 314؛ كمال الدین، ج 1، ص 274؛ بحارالانوار، ج 33، ص .147

12ـ مسند احمد بن‏حنبل، ج 4، ص 370؛ این حدیث در صدها كتاب شیعه و سنى با عبارات مختلف نقل شده است.

13ـ شرح نهج البلاغة، ابن ابى‏الحدید، ج 19، ص 217؛ المعارف، ابن قتیبة، ص 580؛ انساب الاشراف، بلاذرى، ج 2، ص 156؛ حلیة الاولیاء، ج 5، ص 26؛ الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 351؛ كشف الیقین، علامه حلى، ص 110؛ الغدیر، ج 1، ص .193

14ـ الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 352؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏الحدید، ج 4، ص 74؛ مجمع الزواید، ج 9، ص 106؛مناقب، أبى مغازلى شافعى، ص 23؛ العمدة ص 110، الغدیر، ج 1، ص .167

15ـ كشف المحجة، سید بن‏طاووس، ص .246 معادن الحكمةفى مكاتیب الائمة، فصل 2؛ بحار، ج 30،ص‏ .7

محمد محمدیان تبریزى


ادامه مطلب
[ جمعه 17 مهر 1394  ] [ 4:52 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

عید غدیر از نگاه امام رضا (علیه ‏السلام )

هدیه به یاران
طوسی، از یاران امام رضا علیه‏السلام نقل می‏کند: «در روز غدیر، شرف‏یاب محضر حضرت علی بن موسی الرضا علیه‏السلام شدم. گرد ایشان گروهی از یاران خاصشان حضور داشتند. حضرت با اینکه خوراک و پوشیدنی و هدایا و حتی انگشتری و کفش‏هایی برای خانواده‏های آنان فرستاده بود، ولی آنها را برای افطار نیز نگهداشت. امام احوال آنان و کسانی را که پیرامونشان بودند، سامان بخشید. ایشان در آن روز... پیوسته ارجمندی و پیشینه روز غدیر را یادآور می‏شدند. حضرت در بخشی از سخنان خود، خطبه امیرمؤمنان علی علیه‏السلام را در سالی که عید غدیر با روز جمعه هم‏زمان شده بود، بیان کرد».

منبع:موسسه جهاني سبطين


ادامه مطلب
[ جمعه 10 مهر 1394  ] [ 2:00 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

عید غدیر از نگاه امام علی (علیه ‏السلام)

ویژگی‏های روز غدیر
امام رضا علیه‏السلام در روایتی می‏فرماید: «در روزگار امیرمؤمنان علی علیه‏السلام ، یک‏سال روز جمعه با عید غدیر هم‏زمان گشت. آن حضرت بر فراز منبر رفت و خدا را چنان ستود که همانند آن شنیده نشده بود؛ ستایشی که کسی غیر از او درک نمی‏کرد. سپس به یارانش فرمود: «ای مؤمنان! امروز خداوند متعال، دو عید گران‏سنگ و بزرگ را به هم پیوسته است؛ دو عیدی که پایداری و استواری هر کدام از اینها به دیگری است تا پدیده زیبای خویش را پیش شما کامل کند. شما را به راه رشد آگاه سازد و به روشنایی هدایت کند. راه میانه‏اش را برای پیمودن شما هموار کند و بخشش گوارایش را برایتان بگستراند. بی‏تردید، امروز موقعیت عظیمی دارد. در این روز، گشایش رخ داده، نردبان [تکامل] برافراشته شده و دلیل‏ها آشکار گشته است. امروز، روز ظاهر شدن و پرده‏برداری از مقام پیراستگی [عصمت و امامت] است. روز کمال یافتن آیین و نمایان ساختن پیمان‏ها از دورویی‏ها و انکارهای آگاهانه است».

منبع:موسسه جهاني سبطين


ادامه مطلب
[ جمعه 10 مهر 1394  ] [ 1:44 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

ولايت، قـلبي تپـنده

براستي غدير خم چه ارزشي را براي ما انسان ها، به عنوان امت اسلامي، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقايع و رخدادهاي قبل از اسلام و بعد از بعثت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) افضل مي باشد؟
پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) 23 سال کوشيدند؛ آنچنان که به فرموده ي خودشان هيچ نبي اي به اندازه ي ايشان اذيت نشده است. (1) با وجود آن که حضرت زکريا را ميان تنه ي خالي درخت گذاشتند و با درخت اره کردند، 950 سال نوح پيامبر را آزردند و خون به دلش کردند، حضرت موسي را از ديار خود بيرون نمودند، ابراهيم خليل الرحمان را در آتش انداختند و... ؛ ولي پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) مي فرمايد هيچ کدام به اندازه ي من اذيت نشدند. مشقاتي که پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) تحمل کرده اند با تمامي انبياء گذشته قابل مقايسه نيست. آنقدر پيامبر براي ابلاغ وحي زحمت مي کشيدند که خداوند مي فرمايد: "طه! ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 مهر 1394  ] [ 4:02 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

اتمام حجت خدا و معصومين(عليهم السلام)

« من كنت مولاه فعلی مولاه »
مجموعه وقايعی سر نوشت ساز كه « خطبه غدير » شاخص ترين و زنده ترين سند آن است . اين خطبه ، قانون نامۀ زير بنائی و آبروئی ابدی اسلام است كه چكيده آن جملۀ ونتيحه آن در ولايت امير المومنين است . غدير در يك جمله كوتاه و يا يك سخنرانی مفصل خلاصه نمی شود در حاشيه اين خطابه ، مطالب و جريانات بسياری هست كه می توانيم از مجموع آنها به عنوان « واقعه غدير » ياد كنيم و تصوير كاملی از آن ترسيم كنيم .
اگر غدير در عينيت جامعه تحقق می يافت اختلاف و تفرقه ار نبود تا نياز به احتجاجها ومناظرات برای اثبات بنيادهای ولايت باشد نفرين خداوند بر آنان كه زلال غدير را گل نمودند و نسلهای را از نوش گوارای آن محروم ساختند و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر امامان دلسوز امت كه برای نجات غرق شدگان در فتنه سقيفه به حفظ و احيای غدير در شرايط مختلف پرداختند.
نمونه های بارز اين احتجاجات و استدلالها و يا د آوريهای غدير توسط خود ائمه عليهم السلام و اصحابشان صورت گرفته است تمام راويانی كه در ط.ل هزار و


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 2:52 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

غدير ولایت

جبرئيل گفت يا رسول الله خدايت سلامم مي‌رساند و مي‌فرمايد ما هيچ نبيّي از انبيا و هيچ رسولي از نسل خود را قبض روح نكرده‌ايم، مگر پس از كمال و تماميت دين و تاكيد حجت و دليل بر ابقا و پايداري در دين. اكنون نوبت تو رسيده كه دو فريضه از احكام شريعت باقي مانده را به قوم خود و به ملت اسلام ابلاغ كني: نخست حج خانه خدا و پس از آن ولايت خليفه جانشين خودت مي‌باشد. آري اين است فلسفه غدير كه از سوي حضرت رحمان بر خاتم پيامبران خود ابلاغ كرد كه چون پيغمبر اين فرمان را از سوي پروردگار يافت دستور داد اعلان نمايند و به اطراف حجار مبلغيني فرستند كه به مردم برسانند كه پيغمبر خدا اراده حج خانه خدا نموده است تا اين وظيفه آسماني را مانند ساير احكام شريعت عملاً به شما مسلمانان تعليم فرمايد هركس از هر كجا استطاعت مالي و بدني دارد خود را به قافله رسول خدا برساند. پيغمبر اكرم از مدينه بيرون رفت و گروهي كثير به


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 2:50 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

از مدينه تا غدير

محمدهادى يوسفى غروى
گذشته چراغ راه آينده است و تاريخ، حكيم جهان ديده‏اى است كه حوادث گذشته را بازخوانى مى‏كند تا راهى براى پيمودن آينده مبهم پيش روى ما بنهد. ماه ذى‏الحجه همواره تداعى‏كننده اعياد مبارك قربان و غدير است. اين دو از ايام‏الله و شعائر الهى هستند كه بزرگداشت آن‏ها بر هر مسلمانى لازم است.
اين مقاله، ترجمه و تدوين بخشى از كتاب موسوعة التاريخ الاسلامى، تأليف استاد يوسفى غروى مى‏باشد، كه درصدد برآمده است با استفاده از منابع دست اول و با اهميت دادن به منابع شيعى و اشاره به آيات اكمال، تبيلغ و ولايت كه در هنگام حجة‏الوداع نازل شده است، جريان حجة الوداع و غدير خم را بازخوانى كند تا زمينه آشنايى هرچه بيش‏تر با سيره پيامبراكرم صلى‏الله‏ عليه ‏و‏آله و اخلاق و منش و سياست‏ها و درايت‏هاى آن حضرت فراهم شود.

نزول دستور الهى براى انجام حج

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند: «جبرئيل بر رسول‏الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نازل شد و به او گفت: اى محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، خداوند متعال سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: من هيچ يك از پيامبران و رسولان خود را قبض روح نكردم، مگر بعد از اكمال دينم و تأكيد بر حجتم. حال دو فريضه از دين تو باقى مانده كه لازم است آن‏ها را به قوم خود ابلاغ كنى: فريضه حج و فريضه ولايت و خلافت بعد از خودت. به درستى كه من هيچ‏گاه زمين را از حجت خويش خالى نگذارده و خالى نخواهم گذاشت. حال خداوند متعال به تو امر


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 2:35 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

غدیر در سیره اهل بیت (علیهم السلام)

کوثر :: اردیبهشت 1376، شماره 2
غدیر از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام و عزت و شکوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجة الوداع آخرین رسالت خویش را انجام داد. زیرا خدایش فرموده بود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین. (1)
ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای; خداوند تو را از گزند مردم نگه می دارد. خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند. (2)
در پی اجرای اوامر پروردگار و معرفی وصی و جانشین خود علی بن ابی طالب(ع) آیه اکمال دین: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا; امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم » نازل (3) و روز غدیر جشن ولایت و وصایت شد.
اهل بیت پیامبر و امامان بر حق شیعه، که نگاهبان اسلام حقیقی بودند و سعی داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتی بهره بردند تا غدیر را زنده بدارند و آن خاطره گرامی و به یاد ماندنی را مطرح کنند; زیرا در تابش آفتاب غدیر اهداف والای پیامبر جامه عمل می پوشد و برای فتنه انگیزی کج اندیشان فرصت باقی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 5 مهر 1394  ] [ 4:35 AM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

حكومت حضرت على(ع) در انديشه امام خمينى(ره)

حكومت حضرت على(ع) در انديشه امام خمينى(ره)

سياست و مديريت

آن هم حكومت حضرت امير است كه همه‏تان مى‏دانيد و آن وضع حكومتش و آن وضع سياستش و آن وضع جنگهايش،نگفت كه ما بنشينيم در خانه‏مان دعا بخوانيم و زيارت بكنيم و چكار داريم به اين حرفها،به ما چه.(660)29/11/ 56

حضرت امير يك مملكت را اداره مى‏كرد،سياستمدار يك مملكت بود.(661)16/12/ 57

خاصيتى كه در على بن ابيطالب(ع)بود كه يك رجل سياسى بود،از خطش معلوم است كه مرد سياست بوده و از كاغذى كه به مالك اشتر نوشته و دستورهايى كه داده، همه‏اش دستورهاى سياسى است.(662)26/3/ 58

پيغمبر اسلام در سياست دخالت نمى‏كرد؟مى‏توانيد بگوييد پيغمبر هم يك عامل سياسى بوده،پس كنار؟در امور سياست وارد نمى‏شد؟تمام عمرش در امور سياسى بود.تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامى،و حكومت اسلامى تشكيل داد.حضرت امير حكومت اسلامى داشت و حكومتهاى اسلامى مى‏فرستاد آن طرف،اينها سياست نبودند؟(663)10/4/ 60

ما نديديم در تاريخ كسى گفته باشد رسول اكرم و امير مؤمنان در جايى از صحنه كناره‏گيرى كنند و در


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 2 مهر 1394  ] [ 3:20 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات

گزيده‏اى از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبرى درباره غدير

گزيده‏اى از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبرى درباره غدير

الف: كلام امام

من اين عيد سعيد بزرگ اسلامى را و مذهبى را به همه ملتهاى مستضعف و به مسلمين جهان و به ملت بزرگوار تبريك عرض مى‏كنم. (1)

غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد. (2)

مسأله غدير، مسأله‏اى نيست كه به نفسه براى حضرت امير يك مسأله‏اى پيش بياورد، حضرت امير مسأله غدير را ايجاد كرده است. (3)

غدير براى ايشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش غدير آمده است. (4)

زنده نگه داشتن اين عيد [غدير] نه به اين است كه چراغانى بشود و قصيده‏خوانى بشود و مداحى بشود، اينها خوب است اما مسأله اين نيست، مسأله اين است كه به ما ياد بدهند چطور بايد تبعيت كنيم. (5)

قضيه غدير جعل حكومت است اين است كه قابل نصب است. (6)

ولايتى كه در حديث غدير است به معناى حكومت است نه به معناى مقام معنوى. (7)

حضرت امير است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارك و تعالى او را حاكم قرار بدهد. (8)

غدير آمده است تا بفهماند سياست به همه مربوط است. (9)

اين حكومتى كه عجين با سياست است در روز غدير براى حضرت امير ثابت شد. (10)

اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند ـ و ارج هم دارد ـ براى اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق همه اين مسايل حل مى‏شود و همه انحرافات از بين مى‏رود. (11)

امروز كه عيد غدير است و از بزرگترين اعياد مذهبى است. (12)

روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود. (13)

ب) سخن رهبر

پيغمبر اكرم(ص) در قضيه غدير و در مقابل چشم مسلمانان و ديدگان تاريخ كسى را به عنوان جانشين خود تعيين كرد كه به طور كامل از ارزشهاى اسلامى برخوردار بود.

از ماجراى غدير مى‏توان فهميد كه اميرالمؤمنين در همان چند سال خلافت و حكومت خودشان اولويت اول در نظر مباركشان استقرار عدل الهى و اسلام است. (14)

در مسأله غدير حقايق بسيارى نهفته است. (15)

اهميت عيد سعيد غدير به عنوان برترين عيدها به اين دليل است كه متضمن ولايت الله وجود مقدس و شخصيت ممتاز امير مؤمنان على(ع) در قلمرو نفس انسانى و جامعه بشرى به عنوان امام و پيشوا برترين الگو و نمونه است. (16)

پى‏نوشتها:

1ـ صحيفه نور، ج 19، ص .223

2ـ همان، ج 20، ص 27 و .28

3ـ همان، ص .27

4ـ همان.

5ـ همان، ص .28

6ـ همان.

7ـ همان.

8ـ همان، ص .30

9ـ همان.

10ـ همان.

11ـ همان، ج 19، ص .60

12ـ همان، ج 3، ص .97

13ـ روزنامه جمهورى اسلامى، شماره 3775، تاريخ 31/03/141371ـ همان.

15ـ همان.

16ـ روزنامه اطلاعات، شماره 19928، تاريخ 20/03/ 1372

مأخذ: مجله كوثر شماره 2

گردآورى: حامد حجتى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 2 مهر 1394  ] [ 3:19 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات