منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت اول)

1 - قالَ الاْ مامُ علىّ بن أ بى طالِب ، أ ميرُ الْمُؤْمِنينَ صَلَواتُ اللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ:
إ غْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْ ذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.(1)
پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد:موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبيل اللّه - موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم . در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست .
2 - قالَ عليه السلام :
اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ، وَ الاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَةُ مِرآةٌ صافِيَةٌ، وَ الاْ عْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفى بِكَ اءَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ.(2)
علم ؛ ارثيه اى با ارزش ، و ادب ؛ زيورى نيكو، و انديشه ؛ آئينه اى صاف ، و پوزش خواستن ؛ هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود.و براى با ادب
ادامه مطلب
منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت دوم)

11 - قالَ عليه السلام :
اطْرِقُوا اءهاليكُمْ فى كُلِّ لَيْلَةِ جُمْعَةٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْفاكِهَةِ، كَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمْعَةِ.(1)
ادامه مطلب
منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت سوم)
ادامه مطلب
منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت چهارم)

31 - قالَ عليه السلام :
السُّكْرُ ارْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ.(1)
مستى در چهار چيز است : مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت ، مستى خواب ، مستى رياست و مقام .
32 - قالَ عليه السلام :
اللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ.(2)
زبان ، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ايمان ) خواهد زد.
33 - قالَ عليه السلام :
يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِمِ اشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ.(3)
روز داد خواهى مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزى كه ظالم ستم بر مظلوم مى كند.
34 - قالَ عليه السلام :
فِى الْقُرْآنِ نَبَاءُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنِكُمْ.(4)
قرآن احوال گذشتگان ، و أ خبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را
ادامه مطلب
اخلاق اداری در نهج البلاغه: امانتدارى

تلقى امانتدارانه از كار و مسئوليت و انجام دادن امور با رويكرد امانتدارى، اصلى اساسى در اخلاق اداری است. اگر انسان كار و مسئوليت را امانت بداند، بى گمان حرمت آن را پاس مى دارد و تلاش مى كند كه بخوبى آن را پيش ببرد و بالنده سازد.
| همانا كارى كه به عهده توست، طعمه اى برايت نيست، بلكه امانتى است بر گردنت. |
- امام على (علیه السلام) از كارگزاران و كاركنان نظام ادارى خود مى خواست كه كار و مسئوليت را امانت بدانند و در مناسبات و روابط خود امانتدارى نمايند، چنانكه خطاب به اشعث بن قيس، استاندار آذربايجان، نوشت:
«إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَة». (نامه 5)
همانا كارى كه به عهده توست، طعمه اى برايت نيست، بلكه امانتى است بر گردنت.
- بر اين مبنا هركس در هر مرتبه ادارى امانت دار مردمان است و بايد اموال و امكانات و حقوق و حدود و حيثيت و شرافت آنان را پاسدارى كند. در منظر اميرمؤمنان على (علیه السلام) بزرگترين خيانت، خيانت به امت و تعدّى به امانت است. آن حضرت در نامه اى به یکى از كارگزاران خود در اين باره چنين آورده است:
«مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّة». (نامه 26)
هر كه كار امانت (مسئوليت) را سبك بشمارد، و در آن خيانت روا دارد، و جان و دين خود را از خيانت پاك ننمايد، در اين جهان درِ خوارى و رسوايى را به روى خويش بگشايد و به آخرت خوارتر و رسواتر درآيد؛ و بزرگترين خيانت، خيانت به مسلمانان است و زشتترين دغل كارى، دغل كارى با زمامداران است.
- در آموزشهاى امام على (علیه السلام) امانت والاترين چيز و امانتدارى برترين كار معرفى شده است. از اينرو نخستين شرط اتصاف به اخلاق ادارى، امانتدارى است. در سخنان گرانقدر اميرمؤمنان على (علیه السلام) چنين آمده است:
«رأسُ الاسلام الأمانة». (غرر الحکم و درر الکلم)
اصل مسلمانى امانتدارى است (يعنى امين بودن و خيانت نكردن).
- و در نقلی دیگر از آن حضرت آمده:
«أفضلُ الايمان الأمانة». (غرر الحکم و درر الکلم)
برترين ايمان (يعنى برترى صفات و افعال مؤمن) امانتدارى است.
__________________________
منبع: ارباب امانت (اخلاق ادارى در نهج البلاغه)، مصطفى دلشاد تهرانى
امام علی علیه السلام
,احادیث امام علی علیه السلام
,نهج البلاغه
,امانت
,امانتداری
,حدیث درباره امانتداری
,مسئولیت
,اخلاق اداری
,خیانت در امانت
ادامه مطلب
اخلاق اداری در نهج البلاغه: نهی از خودکامگی

اخلاق ادارى با هرگونه خودكامگى منافات دارد و در رفتار و مناسبات ادارى، هر صورتى از خودكامگى رأيى، خودسرى، خودمدارى و سلطه گرى، تباه كننده فرد و نظام ادارى است.
امام على (علیه السلام) در تمام دوران حكومت خود تلاش كرد تا زمينه هاى خودكامگى را در عرصه هاى گوناگون بزدايد و اصل نفى خودكامگى را در نظام ادارى خود حاكم سازد. عهدنامه ها و دستورالعملها و فرمانهاى حكومتى امام (علیه السلام) از يك سو، و رفتار و عملكرد خود آن حضرت از سوى ديگر، بيانگر جايگاهى است که امام (علیه السلام) براى اصل نفى خودكامگى در نظام خويش قائل بوده است.
- آن حضرت در عهدنامه مالك اشتر چنين يادآورى فرموده است:
«لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِك». (نامه 53)
نگو كه من بر شما گمارده ام، فرمان مى دهم و بايد اطاعت شوم، كه اين وضع موجب فساد دل، و كاهش و ضعف دين، و باعث نزديك شدن زوال قدرت است. هرگاه حكومت براى تو خود بزرگ بينى و كبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن، كه اين نظر كبر و غرورت را مى نشاند.
- اميرمؤمنان (علیه السلام) هرجا در نظام ادارى خطر خودكامگى را از سوى كارگزاران و كاركنان خود احساس يا مشاهده مى كرد، بى درنگ به درمان و قطع ريشه آن همت مى نمود و نسبت به نفى خودكامگى از همه وجوه دستگاه ادارى خود، تلاشى شگفت روا مى داشت. آن حضرت در نامه اى به اشعث بن قيس استاندار آذربايجان كه حال و هواى نظام ادارى عصر خلافت عثمان را داشت، چنين انگاشت:
«لَيْسَ لَكَ أَنْ تَفْتَاتَ فِي رَعِيَّةٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِيقَة». (نامه 5)
اين حق براى تو نيست كه در ميان مردمان به استبداد و خود رأيى عمل نمايى و به كارى دشوار درآيى، مگر با تکیه بر فرمانی که به تو رسیده باشد.
- امام على (علیه السلام) كارگزاران و كاركنان خود را بشدت از هرگونه خودمدارى پرهيز داده و آن را منشأ همه بدبختيها و خواريها معرفى كرده، چنانكه در عهدنامه مالك اشتر فرموده است:
«إِيَّاكَ وَ مُسَامَاةَ اللهِ فِي عَظَمَتِهِ وَ التَّشَبُّهَ بِهِ فِي جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اللهَ يُذِلُّ كُلَّ جَبَّارٍ وَ يُهِينُ كُلَّ مُخْتَال». (نامه 53)
بپرهيز كه خود را در بزرگى همانند خداوند پندارى، و در شكوه خداوندى همانند او دانى، زيرا خداوند هر سركشى را خوار مى سازد، و هر خود پسندى را بى ارزش مى كند.
- خودكامگى آدمى را به سركشى و تعدى مى كشاند و اين امر در نظام ادارى، به دليل وجود ارتباطات انسانى و لزوم خدمتگزارى بسيار خطرآفرين است، به گونه اى كه به محض ظهور خودكامگى در كارگزاران و كاركنان نظام ادارى، حقوق مردمان زير پا گذاشته مى شود و حرمت و كرامتشان شكسته مى گردد و اموال و داراييهايشان چپاول مى شود و امورشان مختل مى گردد. اميرمؤمنان (علیه السلام) در اين باره چنين هشدار داده است:
«وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُم». (نامه 53)
همچون جانورى درنده مباش كه خوردن مردمان را غنيمت شمارى.
- خودكامگى از آدمى جانورى درنده خوى مى سازد و خودمدارى بر روحش حاكم است و تمامت خواهى و امتيازجويى همتش است. امام (علیه السلام) درباره ظهور اين پديده خطرناك در نظام ادارى به كارگزاران خود چنين فرموده است:
«إِيَّاكَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ وَ التَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ وَ عَمَّا قَلِيلٍ تَنْكَشِفُ عَنْكَ أَغْطِيَةُ الْأُمُورِ وَ يُنْتَصَفُ مِنْكَ لِلْمَظْلُومِ». (نامه 53)
بپرهيز از امتيازخواهى و اينكه چيزى را به خود مخصوص دارى كه (بهره) همه مردم در آن يكسان است؛ و از تغافل در آنچه به تو مربوط است و براى همه روشن است، برحذر باش، زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئول و پاسخگويى و به زودى پرده از روى كارهايت كنار مى رود و داد ستمديده از تو بستانند.
- اميرمؤمنان (علیه السلام) خودكامگى را مايه هلاكت و تباهى دانسته و همگان را از آن بر حذر داشته و فرموده است:
«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا». (حکمت 161)
هر كه استبداد و خودرأیی ورزد هلاكت شود و هر با مردم مشورت کند در عقلشان با آنها شریک می شود.
________________________
منبع: ارباب امانت (اخلاق ادارى در نهج البلاغه)، مصطفى دلشاد تهرانى
امام علی عليه السلام
,احادیث امام علی علیه السلام
,نهج البلاغه
,خودکامگی
,خودرأیی
,استبداد
,خودپسندی
,آفتهای اخلاقی
,اخلاق اداری
,اخلاق اسلامی
شرح نامه 31 نهج البلاغه: كنترل زبان
"لا تَقُل مَا لا تُحِبُّ أن يُقالُ لَکَ"
'نگو، آنچه را كه دوست ندارى براى تو گفته شود'.
انسان بايد به خود مراجعه كند كه آيا دوست مى دارد كه مردم عيوب او را بگويند و يا او را با القاب زشت و زننده بخوانند و يا صدا كنند؟ قطعا دوست نمى دارد. اكنون بايد او هم دربارهى ديگران چنين باشد؛ عيوب مردم را نگويد و نبايد كسى را با لقب بد و توهين آميز صدا بزند و بخواند و يا نام ببرد.
راستى موثرترين عوامل ايجاد بهترين روابط دوستانه در ميان جامعه را امير مؤمنان (علیه السلام) در اين جملات آورده و با بكار گرفتن اين دستورات عاليه، هماى سعادت و خوشبختى بر سر جامعه سايه خواهد افكند.
_________________________
منبع: به سوى مدينه فاضله، على كريمى جهرمى
احادیث امام علی علیه السلام
,نهج البلاغه
,سخن گفتن
,حدیث درباره سخن گفتن
,حق زبان و قوانین گفتار
,آفات زبان
,رفتار با مردم
,نامه 31 نهج البلاغه
,شرح نامه 31 نهج البلاغه
,شرح حدیث
ادامه مطلب
كلام زیبای اميرالمؤمنين عليه السلام درباره دنيا
(1)- نهج البلاغة: 539، حكمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حديث 136.
منبع: جلوههاى رحمت الهى، شیخ حسین انصاریان, ص: 320
كلام زیبای اميرالمؤمنين عليه السلام درباره دنيا
اميرالمؤمنين عليه السلام درباره كيفيت برخورد با كالاى دنيا و اينكه مال و ثروت مادى دليل عزت و افتخار و سند شخصيت نيست مى فرمايد:
«يَا ايُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنيَا حُطامٌ مُوبىءٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعاهُ قُلْعَتُهَا أحْظى مِن طُمَأنينَتِهَا وَبُلْغَتُها أزْكى مِنْ ثَرْوَتِها، حُكِمَ عَلى مُكْثِرٍ مِنْهَا بِالفَاقَةِ، وَأُعينَ مَنْ غَنِىَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ...» «1».
اى مردم! متاع دنيا كالايى ناچيز چون برگهاى خشكيده و با خير است، پس از چراگاه آن بپرهيزيد كه دل كندن از آن لذّت بخشتر از اعتماد و اطمينان به آن است و به اندازه ضرورت برداشت كردن از دنيا بهتر از جمع آورى سرمايه فراوان است. بر آنكه به افزودن ثروت اقدام كند حكم به تهيدستى شده و آنكه در آن كوس بى نيازى زده به آسايشش كمك گشته، آن را كه زيور دنيا به شگفتى اندازد كوردلى از پى درآيد و آنكه عشقش را به دل گيرد خاطرش را از اندوهها پر كند، كه براى آن اندوهها در سويداى دلش خلجان است، اندوهى سرگرمش كند و غمى محزونش نمايد، چنين است تا نفس گلوگيرش شود و او را به بيابان اندازند، در حاليكه رگهاى حياتش قطع شده، نابود كردنش بر خدا و انداختنش به گورستان براى دوستان آسان است، مؤمن با ديده عبرت به دنيا مى نگرد و از آن از باب اضطرار به اندازه شكم برمىدارد و وصف دنيا را به گوش خشم و دشمنى مىشنود، اگر بگويند ثروتمند شده پس از اندكى مىگويند به تهيدستى نشسته و اگر به بودنش شاد شوند به مرگش اندوهگين گردند، اين است حال و وضع دنيا و هنوز اهل دنيا را روزى كه در آن نوميد شوند نيامده است.
(1)- نهج البلاغة: 539، حكمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حديث 136.
منبع: جلوههاى رحمت الهى، شیخ حسین انصاریان, ص: 320


