بررسی فضایل حضرت علی (ع) و مساله امامت
بررسی فضایل حضرت علی (ع) و مساله امامت (حدیث غدیر خم)
چکیده:
در سال مولای متقیان حضرت علی علیه السلام و در این نوشتار، به بررسی فضایل و نقش تاریخی امام علی علیه السلام در دوران صدر اسلام و بخصوص مساله امامت از منظر سه منبع معتبر تاریخ اسلام (سیره ابن هشام، تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر) می پردازیم . این فضایل و نقش تاریخی حضرت، در سه مرحله زمانی (از کودکی امام تا بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله، از دوران بعثت تا هجرت پیامبر و از دوران هجرت تا رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله) مورد پژوهش و تطبیق قرار گرفته است .
نتیجه بررسی حاضر، دستیابی به پاسخ این سؤال است که آیا مورخان مذکور همه حقایق مربوط به علی علیه السلام را نوشته اند یا نه؟ و اگر نتوانسته اند، چرا؟ به احتمال قریب به یقین محدودیتهای سیاسی - عقیدتی، مورخان منابع مذکور را، از ذکر بعضی حقایق تاریخ اسلام باز داشته است .
کلیدواژه ها:
امامت، علی بن ابی طالب علیه السلام، فضایل علی علیه السلام، کتب تاریخ، سیره
در کتب تاریخ اسلام، ماجرای خشکسالی و سختی و تنگدستی ناشی از آن در قبیله قریش ذکر شده (1) و آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و عمویش عباس تصمیم گرفتند به خاطر کمک به ابوطالب، دو تن از فرزندان وی را نزد خود آورده از آنها نگهداری کنند; پس پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام، و عباس و جعفر را انتخاب کرد . حضرت علی علیه السلام تا زمان بعثت، در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله بود . بعضی از مورخان، این امر را از الطاف الهی بر حضرت علی علیه السلام شمرده اند . (2)
علی علیه السلام در سایه همنشینی و همنفسی با پیامبر صلی الله علیه و آله و تحت توجهات و تعالیم ایشان ، دوران رشد و بالندگی خود را با کسب فضایل معنوی و اخلاقی از سیره نبوی طی کرد . این امر پس از
ادامه مطلب
امام حسین(ع) و حدیث غدیر در منا
یك سال قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام به زیارت بیت الله الحرام درمراسم پر شكوه، حج مشرف شد عبدالله بنعباس و عبدالله بن جعفراو را همراهى نمودند. آن سال عده زیادى از زنان و مردان بنىهاشم حضور داشتند. امام حسین(ع) درایام تشریق آنان را در سرزمین منا جمع نمود درآن اجتماع عظیم بیش از هفتصد نفراز مردان تابعین و دویست نفر از صحابه پیامبر خدا(ص) گرداگرد وجودش زیر خیمه حلقه زدند و منتظر سخنان امام خویش بودند، حضرت بپا خاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
شما شاهد و ناظر تجاوزات معاویه جنایتكار نسبت به ما و شیعیان هستید و ازآنها اطلاع دارید، سخنان مرا گوش كنید و بنویسید [تا براى آیندگان بماند] و به دیگر شهرها و قبائل و افراد مؤمن و مورد اعتماد خود برسانید و آنان را دعوت به اداء حق ما (اهل بیت) كنید ترس آن دارم كه وقتش بگذرد و حقوق ما مغلوب ستمگر گردد، گر چه خداوند بالاترین پشتیبان است.
سپس فرمود: شما را به خدا سوگند: بیاد نمىآورید كه پیامبر خدا(ص) روزغدیرخم پدرم على(ع) را وصى و امام بعد از خود قرار داد و حدیث ولایت را بر شما خواند و فرمود همگى باید این پیام را به دیگران برسانید پاسخ دادند: چرا ما بیاد داریم.
ادامه مطلب
احتجاج های انکارناپذیر تاریخ بر واقعه غدیر
واقعه غدیر را می توان از جهات مختلف بررسی کرد. یکی از این جهات، جایگاه این واقعه در بین جامعه مسلمین و خصوصا ائمه شیعیان است. با نگاهی به احتجاج ها و مناظرات صورت گرفته به این حدیث، تا حدی درجه اهمیت این رویداد تاریخی برای ما معلوم خواهد شد.

از اولین احتجاج های صورت گرفته به این حدیث شریف ٓکه توسط خود امام علی علیه السلام بود- تا مواردی که حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام به آن استناد می کنند، همگی بیانگر این نکته اند که این حدیث در بین جامعه اسلامی از جایگاهی مهم و غیرقابل انکار برخوردار بوده است. همچنین با دقت در این مناظرات، می توان به فهم صحیحی از این کلمات دست یافت و تفسیر واقعی کلام پیامبر صلی الله علیه و آله را از میان تفسیرهای گوناگون کشف کرد.
بررسی واقعه غدیر خم از زاویه های گوناگون، ما را کمک می کند تا فهم صحیح و دقیقی از این رویداد تاریخی داشته باشیم. نگاهی به تاریخ غدیر، بررسی سندی و متنی حدیث غدیر، جایگاه این واقعه در سخنان و اشعار مردم آن دوره و دوره های بعد و نیز نگاه قرآن به این اتفاق، نگاه های مختلفی است که به یک رویداد تاریخی می توان داشت. این بررسی ها به صورت علمی و دقیق و با جامعیت مناسب، توسط مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» صورت گرفته است. کتابی که در 11 جلد، سعی دارد تا ابعاد
ادامه مطلب
حديث غدير، ولايت يا محبت؟
اكبراسد عليزاده
غدير
مقدمه:
پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در طول دوران رسالت، پيوسته به موضوع جانشينى بعد از خود اشاره كرده و به صورت مكرر آن را امرى مربوط به خدا دانسته است.
صرف نظر از كتب تفسير و تاريخ و حديثشيعه كه بر انتصابى بودن امام از سوى خداوند تصريح و تاكيد دارند، اين مطلب را مىتوان به روشنى از كتب اهل سنت نيز اثبات نمود.
طبرى مىنويسد: پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله پس از گذشت 3 سال از آغاز بعثت، از سوى خداوند مامور شد كه دعوت خويش را آشكار سازد، و آيه «و انذر عشيرتك الاقربين»در اين مورد نازل شد. پيامبر، سران بنى هاشم را جمع كرد و فرمود: «من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام. خداوند به من امر كرده است كه شما را به آن دعوت كنم. كدام يك از شما مرا در نشر اين آيين يارى مىكند تا برادر و وصى و جانشين من در ميان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار نمود و در هر بار تنها علىعليه السلام آمادگى خود را اعلان كرد. در اين موقع پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «ان هذا اخى و وصيى و خليفتى فيكم;او برادر و وصى و جانشين من در ميان شماست.»
طبرى در جاى ديگرى از تاريخش نقل مىكند: وقتى آن حضرت براى تبليغ اسلام با سران قبيله بنىعامر تماس گرفت، يكى از آنان حمايتخود را از وى اعلام نمود و افزود: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پيروز ساخت، آيا موضوع زمامدارى مسلمانان پس از شما به ما واگذار مىگردد؟ پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «الامر الى الله، يضعه حيثيشاء; موضوع خلافت، مربوط به خدا است [و از اختيار من بيرون است]، خدا هر فردى را انتخاب كند، امامتبه او محول مىگردد.»
پيامبر اسلام با اين گونه سخنان صريح و بسيار روشن خود زمينهسازى نموده و اذهان را آماده مىكرد تا آخرين پيام الهى را درباره رهبرى امت اسلامىكه سرنوشت اسلام و مسلمين را رقم خواهد زد ابلاغ نمايد و پيوسته به مساله مهم ولايت و رهبرى بعد از خود اشاره نموده و علىعليه السلام را به عنوان بهترين
ادامه مطلب
حکايت
«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ». (معارج: 1)
جمله پيامبر زبان به زبان ميگشت. آنهايي که در مدينه بودند، شنيدند و آنهايي که همسر پيامبر بودند، خبر دادند؛ «من کنت مولاه فهذا على مولاه...».
ديگر کسي نمانده بود که اين خبر را نشنيده باشد.

حارث بن نعمان، مثل خيليها در دلش آشوب بود. زير لب ميگفت اين ديگر چه دستوري است؟ چگونه بايد زير بار اين يکى رفت؟حارث سوار بر شترش به پيامبر نزديک ميشد، درحاليکه به خود اميد ميداد شايد دستور جانشيني پسر عموي پيامبر از طرف خود فرستاده خدا باشد، نه دستوري مثل نماز و روزه و ترک شراب.
اصحاب جمع بودند و مثل هميشه پيامبر در حلقهاي از زمزمه و سؤالها بود. حارث شترش را خواباند و به طرف پيامبر رفت و گفت: اي محمد! به ما دستور دادي که شهادت بدهيم خدايي جز خداي يگانه نيست و اينکه تو پيامبر اويي و ما از تو پذيرفتيم. پذيرفتيم که نماز بخوانيم و روزه بگيريم. حجاب را پذيرفتيم و شراب را ترک کرديم. از زنا دوري جستيم و هرچه خواستي انجام داديم، ولي تو به اين کارها راضي نشدى. حالا پسر عمويت را سرور ما قرار دادهاي و ميگويى: «من کنت مولاه فهذا على مولاه».
اي محمد! بگو اين سخن از جانب توست يا پروردگار؟
پيامبر با متانت خاصي فرمود: «به خداوندي که جز او نيست، دستور خداست.» حارث سرخ شد، از پيامبر روي برگرداند و به طرف شتر خود رفت، درحاليکه ميگفت: اگر اين حقيقت از نزد توست، باران سنگ بر ما بباران يا به بلاي دردناکي گرفتارمان کن! پس به شدت با اين کلمات مويه کرد، ولي هنوز به شتر خود نرسيده بود که صدايش قطع شد.
سنگي به پيشانياش خورد و از پشت سرش بيرون آمد و کنار شترش بر زمين افتاد. از آن پس همه يقين پيدا کردند جملهاي که ورد زبانها شده است، دستوري از جانب پروردگار است، نه فرستادهاش.[70]
بازنويسى: محمدعلي کعبى
اشارات :: آذر 1388 - شماره 127
ادامه مطلب
شبهه لشکر یمن و حدیث غدیر
خلاصه
يكي از شبهاتي كه در زمينه حديث غدير مطرح ميشود اين است كه علت واقعه غدير، شكايت عدهاي از سپاه يمن از اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است. در پاسخ به اين شبهه مقالهاي به صورت مفصل و استدلالي تنظيم شده است و اكنون خلاصه و چكيده آن را از نظر شما ميگذرانيم.
در ابتدا بايد گفت كه مطرح كنندگان اين شبهه جزو علماي طراز اول اهل سنت محسوب نميشوند چرا كه خود دانستهاند كه اشكالات متعددي بر اين فرضيه مترتب است كه راه فراري از آن نيست.
ثانياً اين شبهه از قديم مطرح شده است و علماي تشيع به صورت مفصل به آن جواب دادهاند من جمله علامه مير حامد حسين رضوان الله تعالي عليه در كتاب شريف عبقات الانوار.
منشأ اين شبهه روايات مضطربي است كه اهل سنت در مورد اعزام اميرالمؤمنين عليه السلام به يمن ذكر كردهاند كه اگر آنها را منقح كرد ميتوان گفت كه حداقل اميرالمؤمنين عليه السلام دو مرتبه به يمن اعزام شدهاند. بار اول به عنوان دعوت به اسلام و جهاد؛ بار دوم به عنوان جمع آوري خمس و خراج. البته ايشان به عنوان قضاوت نيز به يمن اعزام شده اند كه ميتوان آنرا به عنوان يك اعزام مستقل و يا همراه اعزام دوم مطرح کرد.
در پاسخ به شبهه بايد گفت كه اولا: مطرح كنندگان شبهه هيچ دليل و نقل
ادامه مطلب
طبرى و طرق حديث غدير
آنهايى كه با نام محمد بن جرير طبرى آشنا هستند، تاريخ طبرى وى را نيز در ياد دارند، اثرى كه از جمله منابع معتبر در سيرهنويسى و تاريخ نگارى اسلام به شمار مىآيد. همچنين تفسير طبرى بر قرآن كريم نيز از جمله آثار ماندگار و مورد استفادهاى است كه از اين مورخ و مفسر نامدار به يادگار مانده است.
به تازگى و به كوشش رسول جعفريان مورخ و پژوهشگر تاريخ اسلام، متن عربى كتاب «فضايل على ابن ابى طالب(ع) و كتاب الولاية» طبرى تصحيح و از سوى «انتشارات دليل» روانه بازار نشر شده است. اين كتاب كم حجم، بخشهاى به جاى مانده از كتاب اصلى است كه تا كنون به دست آمده است.
آقاى جعفريان بر اين اثر مقدمه عالمانهاى نگاشتهاند كه در آن به اهميت اين اثر از ديدگاه مورخان و فقيهان و سيرهنويسان بنام اسلام اشاره شده است. بخشهاى مهمى از اين مقدمه با اندكى تلخيص و البته حذف برخى از ارجاعات و اشارات عربى ايشان از نظر شما گراميان مىگذرد.
محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب طبرى آملى(224ـ310) محدث، مفسر، فقيه و مورخ برجسته سنى مذهب قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجرى، شخصيت و عالمى شناخته شده است كه درباره او
ادامه مطلب
چهل حديث غدير
چهل حديث غدير
فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب
فصل دوم: شايستهها و بايستههاى غدير
فصل سوم ولايت در غدير
مقدمه:
سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع» نام گرفت، پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد.
فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ» در سه ميلى جحفه كه ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس».نازل شد كه اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. اگر اين كار را نكنى، رسالت خود را تكميل نكردهاى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد. سوره مائده، آيهدستور توقف در آن مكان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت
ادامه مطلب
غدير به روايت اميرالمؤمنين عليه السلام
غدير به روايت اميرالمؤمنين عليه السلام
با اينكه بيشتر مسلمانان صحت حديث غدير و اعلام ولايت أميرمؤمنان على ـ عليه السلام ـ را پذيرفتهاند و غالبا آن را از احاديث قطعى و متواتر مىدانند، باز گروهى چنين مىپرسند : اگر واقعا حادثه غدير خم اتفاق افتاده و بسيارى نيز شاهد آن بودهاند، چرا شخص اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ براي اثبات حقانيت خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور اين گروه عدم استشهاد حضرت به حديث غدير نشاندهنده اين حقيقت است كه يا واقعهاى به نام غدير در تاريخ تحقق نيافته، يا بر فرض تحقق بر امامت حضرت دلالت نداشته است.
در پاسخ اين مطلب بايد گفت: اگر حديث غدير را از احاديث قطعى و متواتر ندانيم، بايد بپذيريم كه در ميان احاديث پيامبر اكرم(ص) و مطالب تاريخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر اين، اين ادعا كه اميرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانيت خود به حديث غدير استناد نكرده، خود شاهد بىاطلاعى و ناآگاهى گوينده آن است.
بررسى اجمالى كتابهاى معتبر و مورد قبول فرقههاى گوناگون اسلامى نشان مىدهد كه حضرت على(ع) بيش از 22 بار پيرامون غدير و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند اين موارد در حوصله اين مقاله نمىگنجد و نيازمند فرصت بيشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقيه موارد تنها به ذكر منابع بسنده مىكنيم.
در مسجد پيامبر(ص)
.1 برابر آنچه از منابع تاريخى به دست مىآيد اولين موردى كه حضرت على ـ عليه السلام ـ حديث غدير را مطرح فرمود، بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ بود. وقتى حضرت را براى بيعت به
ادامه مطلب
متن حديث غدير
همانطور كه داستان غدير و خطبه آن با يك سند واحد بدست ما نرسيده است،بعلل مختلفى از قبيل شرائط تقيه و امثال آن،و نيز طولانى بودن خطبه و عدم امكان حفظ كامل آن براى همگان،اكثر راويان«غدير»گوشههايى از آنرا نقل كردهاند،ولى جمله«من كنت مولاه فعلى مولاه»و چند جمله ديگر آن را همه راويان به اشاره يا صريحا نقل كردهاند.
با اين همه،متن خطبه بطور كامل بدست ما رسيده است،و اين از توجهات صاحب ولايت است كه اين سند بزرگ اسلام را براى ما حفظ كرده است.در اين بخش توضيحاتى پيرامون آن داده خواهد شد.
بحث در معناى كلمه«مولى»
با آنكه خطبه غدير بعنوان يك منشور دائمىاسلام تلقى مىشود و داراى محتوايى فراگير نسبت به همه جوانب اسلام بصورت كلى است،ولى بحثهاى علمىدر متن حديث غدير عموما در كلمه«مولى»و معانى عرفى و لغوى آن مرتكز است.
اين بدانجهت است كه قطب اصلى حديث جمله«من كنت مولاه فعلى مولاه»است،و هر گاه بصورت اختصار به حديث غدير اشاره شود همين جمله مد نظر قرار مىگيرد،و راويان و محدثين نيز در هنگام
ادامه مطلب
سند حديث غدير
سند حديث غدير
واقعه عظيم غدير،شامل مراحل مقدماتى قبل از خطبه و متن خطبه و وقايعى كه همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه بوقوع پيوست،بطوريكه روايت واحد و متسلسل بدست ما نرسيده است.بلكه هر يك از حاضرين در غدير،گوشهاى از مراسم يا قطعهاى از سخنان حضرت را نقل نمودهاند.البته قسمتهايى از اين جريان بطور متواتر بدست ما رسيده است،و خطبه غدير نيز بطور كامل در كتب حديث حفظ شده است.
روايت حديث غدير در شرايط خفقان
خبر غدير و سخنان پيامبر(ص)در آن مجمع عظيم،طورى در شهرها منتشر شد كه حتى غير مسلمانان هم از اين خبر مهم آگاه شدند. جا داشت بيش از يكصد و بيست هزار مسلمان حاضر در غدير،هر يك بسهم خود خطبه غدير را حفظ كند و متن آنرا در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهد.
متأسفانه جو حاكم بر اجتماع آنروز مسلمين و فضاى ايجاد شده بعد از رحلت پيامبر(ص)ـكه حديث گفتن و حديث نوشتن در آن ممنوع بود و سالهاى متمادى همچنان ادامه داشتـاينها سبب شد كه مردم سخنان سرنوشت ساز پيامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را به فراموشى بسپارند و اهميت آنرا ناديده بگيرند.
طبيعى است كه بايد چنين مىشد،زيرا مطرح كردن غدير مساوى با بر چيدن بساط غاصبين خلافت
ادامه مطلب
غدير
أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ أَحْمَدُ بْنُ زَكَرِيَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ نُعَيْمٍ عَنْ يَزْدَادَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِي اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تِسْعَةَ أَشْيَاءَ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِي خَلَا النَّبِيَّ ص لَقَدْ فُتِحَتْ لِي السُّبُلُ وَ عُلِّمْتُ الْأَنْسَابَ وَ أَجْرَى لِيَ السَّحَابَ وَ عُلِّمْتُ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فِي الْمَلَكُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي فَمَا غَابَ عَنِّي مَا كَانَ قَبْلِي وَ مَا يَأْتِي بَعْدِي وَ إِنَّ بِوَلَايَتِي أَكْمَلَ اللَّهُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ دِينَهُمْ وَ أَتَمَّ عَلَيْهِمُ النِّعَمَ وَ رَضِيَ إِسْلَامَهُمْ إِذْ يَقُولُ يَوْمَ الْوَلَايَةِ لِمُحَمَّدٍ ص يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ أَنِّي أَكْمَلْتُ لَهُمُ الْيَوْمَ دِينَهُمْ وَ رَضِيتُ لَهُمُ الْإِسْلامَ دِيناً وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْهِمْ نِعْمَتِي كُلُّ ذَلِكَ مِنْ مَنِّ اللَّهِ عَلَيَّ فَلَهُ الْحَمْدُ.
يكى از شيعيان گويد از امام ششم شنيدم ميفرمود امير المؤمنين (ع) فرمود هر آينه خداى تبارك و تعالى نه چيز بمن داده كه به هيچ كس پيش از من جز به پيغمبر نداده، راهها براى من باز است نژادها را ميدانم، ابر براى من روانه میشود مرگها و گرفتاريها را ميدانم فصل الخطاب را ميدانم باذن پروردگار خود در ملكوت نگريستم هر چه پيش از من بوده و پس از من است عيان ديدم، بولايت و دوستى من خدا دين امت را تكميل كرد و نعمت خود را برايشان تمام نمود و اسلام آنها را پسنديد زيرا در روزى كه امر ولايت بمحمد فرود آمد فرمود اى محمد بآنان خبر بده كه امروز من دينتان را كامل كردم و اسلام آنها را از نظر تدين پسنديدم و نعمت خود را بر آنها كامل كردم (آيه 3 سوره مائده) همه اينها منتى است كه خدا بر من گذاشته، حمد مر او را سزا است و بس.
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص: 201
الخصال، ج2، ص: 415
ادامه مطلب
امام علي(ع) فرمودند :
| امام علي(ع) فرمودند : |
| إِذا أَحَبَّ اللَّهُ عَبداً حَبَّبَ إِلَيهِ الاَمانَةَ |
| وقتي خداوند متعال بنده اي را دوست دارد به او امانت را واگذار مينمايد . |
| (غررالحكم ص251) |
ادامه مطلب
با مولا
30ـ قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : أيُّهَا النّاسُ، إِيّاكُمْ وُحُبَّ الدُّنْيا، فَإِنَّها رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة، وَبابُ كُلِّ بَليَّة، وَداعي كُلِّ رَزِيَّة.
«تحف العقول، ص 152»
امام علي - عليه السلام - فرمود: اي گروه مردم، نسبت به محبّت و علاقه به دنيا مواظب باشيد، چون كه علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافي است، و دروازه هر بلا و گرفتاري است، و نزديك كننده هر فتنه و آشوب؛ و نيز آورنده هر مصيبت و مشكلي است.
ادامه مطلب
با مولا
34ـ قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : فِي الْقُرْآنِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنِكُمْ.
«شرح نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1235»
امام علي - عليه السلام - فرمود: قرآن احوال گذشتگان، و أخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است.
ادامه مطلب
با مولا
33ـ قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَي الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَي الْمَظْلُومِ.
«شرح نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1193»
امام علي - عليه السلام - فرمود: روز داد خواهي مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزي كه ظالم ستم بر مظلوم مي كند.
ادامه مطلب
با مولا
35ـ قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثاً، ثُلْثٌ فينا وَفي عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْكامٌ.
«الكافي، ج 2، ص 627، ح 2»
امام علي - عليه السلام - فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است: يك قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت: و دشمنان و مخالفان ايشان؛ و قسمت ديگر آن، اخلاقيّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بيان واجبات و احكام إلهي مي باشد.
ادامه مطلب
با مولا
36ـ قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ في تَعَب، وَالنّاسُ مِنْهُ في راحَة .
«بحارالأنوار، ج 75، ص 53، ح 10»
امام علي - عليه السلام - فرمود: مؤمن آن كسي است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او در أمنيّت و آسايش باشند.
ادامه مطلب
امام علی (ع)
قال على (علیه السلام : (
یا کُمَیْلُ! قُلْ عِنْدَ کُلِّ شِدَّة «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» و قُلْ عِنْدَ کُلِّ نِعْمَة «اَلْحَمْدُلِلّهِ» تُزْدَدْ مِنْها، وَ اِذا اَبْطَأَتِ الاَْرْزاقُ عَلَیْکَ «فَاسْتَغْفِرِ اللهَ» یُوَسَّعُ عَلَیْکَ فیها
(بحار الانوار، جلد ۷۴، صفحه۲۷۰ )
اى کمیل : در مواجهه با هر مشکلى بگو : لا حول و لا قوّة الاّ بالله خداوند کفایت آن مشکل را مى کند و هرگاه نعمتى به تو رسید بگو : الحمدلله تا سبب فزونى نعمت گردد ، و هرگاه روزى تو به تأخیر افتاد ، استغفار کن که باعث گشایش روزى است !
گفتن سه ذکر فوق ، در سه زمان مخصوصى که در روایت آمده است ، آثار مهمّى دارد ؛ ولى آنچه که مهمّ است توجّه به این نکته که : «ذکر، فقط لقلقه زبان نیست» بنابراین ، اگر به مفهوم این ذکرهاى جالب ، توجّه نکنیم و پیام آن ها را در جامعه پیاده نکنیم ، آن آثار را نخواهد داشت. معناى ذکر (لا حول و لاقوّة الا بالله) این است که تمام قدرت ها به دست خداست و حلاّل همه مشکلات اوست و هر چه هست از ناحیه اوست . اگر این معنى را باور کنیم و در نتیجه با تمام وجود به در خانه او برویم و ایمانمان به این مفاهیم قوى شود ، یعنى حالتى شبیه حالت غریق در دریا پیدا کنیم ، که جز قدرت خداوند به هیچ چیز دیگر فکر نکنیم ، خداوند در مشکلات ما را کفایت خواهد کرد .پیام ذکر (الحمدلله) این است که با رسیدن به نعمتى مغرور نشویم و حقیقتاً نعمت را از جانب او بدانیم ، از آن سوء استفاده نکنیم ، بخل نورزیم ، در این صورت نه تنها نعمت باقى مى ماند ، بلکه فزونى مى یابد. و ذکر سوم (استغفراللّه) نیز چنین است . معناى استغفار این است که دیگر به سراغ گناه نرویم ؛ زیرا یکى از عوامل معضلات اقتصادى در جامعه گناهان است ، جامعه گناهکار جامعه فقیرى نیز خواهد بود البتّه بروز این مشکلات به هنگام گناه ، زنگ بیدارباشى است براى مؤمنان . با این بینش ، بروز مشکلات فوق خود نعمت است ، بدین جهت خداوند کفّار را به حال خود رها کرده و براى بیدارى آن ها زنگ بیدارباش نمى زند ، تا در گناهان خویش غرق شوند .
ادامه مطلب


