از غدیر تا عاشورا
ایستادگی و پایمردی بر حق و مبارزه علیه باطل، رسالت خون حسین (ع) است. رسالتی كه جد بزرگوارش، محمد مصطفی (ص) بر عهده گرفت و خونی كه از فاطمه (س) و علی (ع) به ارث برد. خونی كه عترتش كیان اسلام را حفظ نمود و سلاله اش چراغ هدایت آن را روشن نگاه داشت .
حقیقت مظلومیت پاك و بی آلایش ائمه اطهار (علیهم السلام)، رهروان راستینشان را به كرنش واداشته و دل شیعیان را به درد می آورد : درد شوق، شوقی كه این نهضت الهی را به جانها پیوند زده و جاودان ساخته است.
امام سجاد (ع) فرمود: " كسی كه مصیبتهای ما را یادآوری كند و محزون شود و ناله كند، در روز قیامت با ما خواهد بود. كسی كه یادآور مصایب ما باشد و گریه كند یا بگریاند در روز قیامت كه همه چشمها گریانند، او گریان نخواهد بود."
عاشورا آمده است تا تكلیف تاریخ را روشن كند. عاشورا یك روز نیست. چگونه روز بودن است. عاشورا یك پاسخ بود یك الگو بود برای روزها.
شاید بهتر باشد به چند دهه پیشتر از آن باز گردیم. در صدر اسلام (از بعثت تا غدیر)، پیامبر اعظم (ص) از ظهورش تا صعود روح مباركش كاملترین دین بشر را به جهان شناساند.
به سال دهم، سری می زنیم. پایان مراسم حج ابراهیمی، بازگشت كاروان حجاج از سرزمین رابع و فرود جبرئیل بر پیامبر اكرم (ص) در محلی بنام غدیر خم. توقف كاروان و گرد آمدن حدود یك صد هزار مسلمان رسول ا... خطبه ای ایراد فرمودند : ای مردم من دو چیز نفیس و گرانبها را در میان شما می گذارم تا ببینم چگونه با دو یادگار من رفتار می كنید.
یكی قرآن خداست و دیگری اهل بیتم.
خداوند خبر داده است، كه هرگز این دو از هم جدا نشوند و... دست علی (ع) را گرفت و آنقدر بلند كرد كه سفیدی زیر بغل هر دو دیده می شد. او را به مردم معرفی كرد و فرمود : یا ایها الناس من كنت مولاه فهذا علی مولاه. مردم یكی بعد از دیگری می آمدند و با علی (ع) به عنوان امام و وصی پیامبر بیعت می كردند و به او تبریك می گفتند. دوباره جبرئیل نازل شد و این آیه را بر پیامبر عرضه كرد: الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام. دنیا و خداوند ولایت و امامت را مكمل دین خود قرار داد.
نیم قرن به جلو می رویم. سال شصت و یك هجری. كاروان دیگری از مكه در حركت است، با این
ادامه مطلب
عید غدیر؛ عید الله اکبر

عید غدیر، عید الله اكبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامىاست. هیچ روزى در طول سال، فرخنده تر و مبارك تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل بیت نیست. امام صادق سلام الله علیه مىفرماید:
«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بین الكواكب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد كه عید غدیر را تشبیه به ماه كرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزنده تر و گرانبهاتر است، كامل نمىشود و محقق نمىگردد جز با ولایت علىعلیه السلام « و ما نودى بشىء مثل ما نودى بالولایه».
محب الدین طبرى از علماى بزرگ اهل سنت نقل مىكند كه رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «اذا جمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم یجزها احد الا من كانت له براء ة بولایة على بن ابى طالب»؛ در روز قیامت كه خداوند تمام مردم را جمع مىكند و صراط بر پل دوزخ زده مىشود، هیچ كس از آن نمىگذرد جز كسى كه با ولایت على ابن ابىطالب، گذرنامه بىزارى و برائت از جهنم را داشته باشد.
ولایت على علیه السلام همان دین حنیف است كه فرمود: « فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها»؛ پس اى پیامبر(همراه با پیروانت) به سوى آیین پاك اسلام روى آور كه فطرت الهى است و مردم بر آن مفطور شدهاند.
و ولایت على همان طریقه و روش صحیح زندگى است كه اگر مردم آن روش را برگزینند، خداوند در روز رستاخیز، از آب گواراى حوض كوثر به دست على علیه السلام سیرابشان مىگرداند. « و ان لو استقاموا على الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا»؛ و ولایت همان نعمتى است كه حتما از آن سؤال مىشود كه با
ادامه مطلب
مستى ما از غدیر خم اوست

(یك برنامه تلویزیونى مكتوب)
- پلاتو اول / مجرى شاداب / با لبخندهاى زیبا و حركتى سر حال و شاداب
وقتى نام امیرمؤمنان علىعلیه السلام روى زبان آدما نقش مىبنده آدم احساس مىكنه روى ابرها داره راه مىره و حالا كه ما مىخواهیم توى این برنامه روى ابرهاى باصفاى نام علىعلیه السلام راه بریم بذارید با تمام وجود فریاد بزنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
- پلاتو دوم / مجرى با چشمهاى شاداب و تصویرى كه حركت مىكند سعى مىكند بیشتر براى القاء حرفها از صورتش و ویژگىهاى صورتش استفاده كند.
راستش بخواید ما عاشقاى حضرت امیر توى تمام عیدا و شادىها از همه بیشتر دلمون به یه عید خوشه یعنى با یه عیده كه خیلى صفا مىكنیم و اون عید غدیره، این عید غدیر چند تا ویژگى عمده دارد، اول اینكه بر پیشانى نورانیش نام مولا ثبتشده، دوم اینكه تمام تاریخ هزار و چهارصد ساله شیعه توى این روز رقم مىخوره و سوم و چهارم و پنجم و... اینكه ما شیعهها توى این روز مست مىشیم مست از صهباى غدیر خم، مست از نام على، مست از لطافت چشمان با طراوت مردى كه تپش قلب ما شیعهها با نبض ملكوتى اون كوك مىشه، یا على مدد
- پلاتو سوم / مجرى با حالتى كه قرار استیك حادثه را روایت كند
همه جمع شده بودند دریایى از مردم دور تا دور اقیانوس چشمهاى پیامبر موج مىزد تا چشم كار مىكرد نگاههایى بود كه بر لبهاى یاقوتى پیامبر دوخته شده بود. ابرها هم گوش مىكردند صداى بال فرشتهها هم موسیقى متن این صحنه جاودانه بود ناگهان سكوت همه جا را گرفت:
صداى دف بود و هلهله كه زمین و زمان رو پر كرده بود. از دستهاى روشن پیامبر كه بازوان سبز مولا رو به سمت آسمان كشیده بود خطى نورانى به سمت ابدیت كشیده شده بود. همه چشمها تصویر بزرگترین رخداد تاریخرو ثبت مىكرد سلمان و ابوذر در پوستخودشون نمىگنجیدن، تمام سختىها آسان شده بود. چقدر دنیا قشنگ بود رنگینكمانى از عشق سرتاسر غدیر خمرو پر كرده بود خیلى از چشمها بودن كه تاب تحمل دیدن نورانیت این لحظات رو نداشتن اما هر چى بود عشق بود و عشق بود و عشق.
- پلاتو چهارم / مجرى از درون یك هیئت صحبت مىكند
نقل و شیرینى بین بچهها دستبه دست مىچرخید، یك لحظه خنده از روى لبها پاك نمىشد همه شاد بودند سید على میكروفون برداشت و گفت:
و بچهها مثل غرش یك رعد برق شروع كردن به صلوات فرستادن. یواش یواش ترنم نام على مثل ترانه بارون سقف شیروونى قلبهارو نوازش مىداد.
على على / على على / على على / على على /
و سید على با اون چهره دوست داشتنیش شروع كرد به خوندن:
من ار به قبله رو كنم
به عشق روى او كنم
كمتر صدا شادى بچههارو مىشنیدم و بیشتر توى حال خودم بودم مگه توى این واژه سه حرفی چه سرى نهفته است كه این همه آدمرو از خود بىخود مىكنه
نماز بىولاى او
عبادتى استبىوضو
به منكر على بگو
نماز خود قضا كند
على على / على على / على على / على على /

پلاتو پنجم / مجرى شاداب با حالتى متفكرانه
شاید باورتون نشه اما اونقدرى كه این عید در زندگى ما تاثیر داره شاید هیچ اتفاق دیگرى نتونه اینقدر مسیر زندگى مارو تغییر بده.
از غدیر خم اونچه باقى مونده عشق به ولایت، شاید این تعبیر بد نباشد كه بگیم خدا هم تمام بعثت پیامبرانرو خصوصا رسالتحضرت محمدصلى الله علیه وآله رو در گرو این اتفاق قشنگ گذاشته. غدیر حادثهاى است كه كمال دین در گروه اون یعنى از حضرت آدم تا پیامبر خاتم همه و همه براى اعتلاى یك دین الهى كوشش كردند و این دین تنها وقتى كامل مىشه كه تجلى دستان على در دستان پیامبر آسمان و زمین رو روشن كنه.
خلاصه اون لحظهاى كه دستان على آسمون شكافت 124 هزار پیامبر ثمره تلاشها و سختىهاشون چشیدند و این لحظه چقدر زیبا و دوست داشتنى است.
- پلاتو ششم / در یك هیئت كه در حال مولودى خواندن هستند
و باز هم سید على مثل همیشه مثل بلبلهاى عاشق مىخواند:
مست از جام اقاقى شد دلم
بىخود از چشمان ساقى شد دلم
اى خداى دیده بارانىام
محو در اندیشهاى عرفانىام
در نگاهم موج دریا مىشود
شعرهایم وقف مولا مىشود
جامهاى ما اسیر خم اوست
مستى ما از غدیر خم اوست
«وال من والا»ست در خم غدیر
عشق ما مولاست در خم غدیر
حیدر كرار مست مىشویم
همچون مالك پاى بستت مىشویم
ساقى خم غدیرى یا على
دست ما را چون نگیرى؟! یا على
یا حق، حامد حجتى
منبع:
مجله دیدار آشنا، شماره 21
ادامه مطلب
عید غدیر از دیدگاه علامه جعفر مرتضى العاملى

عید غدیر خم (1)
عید غدیر، یك عید اصیل اسلامى است. چرا كه روز هجدهم ذى الحجه را مسلمانان در سه قرن اول، به این عنوان جشن مىگرفتهاند. گفتار مقریزى كه مىگوید: « اولین بارى كه این عید در اسلام معروف شد، در زمان فرمانروایى معزالدوله على بن بویه، در عراق بود، وى آن را به سال سیصد و پنجاه و دو هجرى، به وجود آورد و از آن پس، شیعیان این روز را عید قرار دادند، (2) غیر صحیح و قابل قبول نیست. زیرا مسعودى گفته است: « فرزندان و شیعیان على رضى الله عنه، این روز را گرامى مىداشتند.» (3) و این در حالى است كه مسعودى شش سال قبل از تاریخى كه مقریزى مىگوید، یعنى به سال سیصد و چهل و شش هجرى، فوت كرده است. فرات بن ابراهیم از دانشمندان قرن سوم، حدیثى را از امام صادق علیه السلام روایت مىكند كه حضرت در آن از آباء طاهرینش علیهم السلام نقل مىكند : رسول اكرم (ص) فرمود:
« یوم غدیر خم أفضل أعیاد أمتى...»؛ روز غدیر از بهترین اعیاد امت من است... (4)
امام على(ع) در سالى كه روز جمعه و روز غدیر با هم مصادف شده بود، براى مردم خطبه خواند و در
ادامه مطلب
از غدیر تا عاشورا

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.
آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.
آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.
ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.
سروده «انّ مثل اهل بیتی کسفینة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیغوله های فراموشی مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی را و اولین مأموم پیامبر بودن او را پوشیده نگاه داشتن میسور می
ادامه مطلب
گزارشی ناگفته از غدیر خم
فرخنده سالروز واقعه مبارک غدیر خم فرصتی ارزنده است تا دلائل متقن ولایت و امامت امیرالمومنین - علیه افضل صلوات المصلین - باز خوانده شود تا طریق نورانی سعادت یادآوری شود و مسیر هدایت در مقابل رهپویان حقیقت گسترانیده شود. به ویژه در زمانی که سیه رویان بین المللی می کوشند تا رونوشتی از اسلام ارائه کنند که به هیچ وجه برابر با اصل نبوده که اسلامی است آکنده از سیاهی و تباهی و گمراهی و مملو از قساوت و جنایت و قباحت، و مشحون از اختلاف و تنازع در حد قتل و غارت.

آیا همه این ضلالت های روی صحنه و پشت صحنه، اعمال ننگین در عیان و حمایت های مادی و معنوی پنهان نمی تواند ناشی از روی گردانی از مفاد حدیث غدیر باشد؟ آیا آبشخور این گمراهی و دریوزگی از آن رو نیست که جای چاره، چاه را گزیده اند و به جای چشمه زلال و گوارا رو سوی پساب متعفن آورده اند؟
آری اهمیت بحث از غدیر و سایر دلائل امامت در این روزگار دو چندان شده است. البته و صد البته بحثی منطقی، به دور از هیاهو و بر اساس انصاف و تعقل تا هم برادران مسلمان راه حقیقی را دریابند و هم دیگران بدانند آموزه های اصیل و اصلی دین اسلام فقط و فقط در معارف کتاب و سنت معصومین -علیهم السلام- قابل جستجوست.
آنچه در این مجال مختصر تقدیم به خوانندگان محترم می شود به لطف خدای سبحان با این هدف سعی در
ادامه مطلب
زمینههاى تاریخى حادثه غدیر

با حلول ماه ذى القعده سال دهم هجرى، رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) تصمیم خود را جهت زیارت خانه خدا و اداى فریضه حج با مسلمانان در میان نهاد. این خبر به سرعت در شهر مدینه و اطراف آن منتشر گردید و علاوه بر آن به گوش مسلمانان دیگر كه در نقاط مختلف عربستان زندگى مىكردند رسید، به طورى كه در اندك زمان هزاران نفر براى برگزارى فریضه حج در كنار رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) حاضر شدند.
در بیست و پنجم ذى القعده كاروان رسول خدا با شمار زیادى از مسلمانان كه مورخان تعداد آنها را تا صد هزار نفر و یا اندكى بیشتر ذكر كردهاند، از مدینه به قصد مكه خارج گردید. این عده غیر از كسانى بودند كه از نقاط دیگر عربستان از جمله ساكنان مكه و آبادیهاى اطراف آن به حجگزاران ملحق شدند.
شیخ مفید در كتاب الارشاد آورده است:
پس از برخورد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) با مسیحیان نجران و جریان مباهله، حجة الوداع به وقوع پیوست. اندكى قبل از این پیشامد، پیامبر (صلى الله علیه و آله) على (علیه السلام) را به یمن فرستاد تا خمس گنجینهها و معادن را از اهالى آنجا بگیرد و آنچه را كه مسیحیان نجران از حله و پول متعهد شده بودند، دریافت كند.
حضرت على (علیه السلام) به محل مأموریت خود عزیمت كرد. رسول خدا به كس دیگر غیر از على (علیه السلام) در این كار اعتماد نكرد و در میان مردم هیچ كس را شایسته این كار ندید. پیامبر على (علیه السلام) را به عنوان نایب خود به این سفر گسیل داشت، زیرا درباره انجام مأموریتى كه بر عهدهاش گذاشته بود، آسوده خاطر بود.
در همین ایام رسول آهنگ حج نمود و پس از آن كه جمعیت زیادى از مدینه و اطراف آن با پیامبر همراه شدند، آن حضرت در بیست و پنجم ذى القعده از مدینه خارج گردید. همزمان با آن رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نامهاى به على (علیه السلام) كه در یمن به سر مىبرد ارسال كرد و در آن به آن حضرت سفارش كرد كه از یمن به مكه آید، اما در مورد نوع حج خود و چگونگى نیت آن مطلبى براى على (علیه السلام) ننوشت.
به هر حال، رسول خدا در جمع مسلمانان به سوى مكه به راه افتاد و حضرت على (علیه السلام) نیز با سپاهى كه همراهش بودند، از یمن به سمت مكه حركت نمود. حضرت با نزدیك شدن به مكه، سپاه را به شخصى سپرد و خود جهت دیدار پیامبر به سرعت روانه گشت به طورى كه موفق شد قبل از ورود به مكه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) را ملاقات كند و درباره سفر خود و حلهها و هدایایى كه آورده بود گزارشى تقدیم نماید.
رسول خدا ضمن اظهار خرسندى از دیدار على (علیه السلام) از او سؤال كرد كه: اى على، به چه نیتى احرام بستى؟ على (علیه السلام) در پاسخ گفت: اى رسول خدا شما براى من ننوشته بودى كه خود به چه نیتى احرام خواهى بست، من به نیت شما آگاه نبودم، از این رو به هنگام احرام و تلبیه نیتم را به نیت شما پیوند زدم و گفتم: بار خدایا، من به همان نیتى احرام مىبندم كه رسول تو بسته است و سى و چهار شتر نیز براى قربانى با خود آوردهام.
رسول خدا فرمود: الله اكبر! من شصت و شش شتر براى قربانى آوردهام. تو در حج و مناسك و انجام قربانى با من شریك هستى. اكنون بر احرام خود باش و به سوى لشكر بازگرد و آنان را سریعا بیاور تا در مكه به هم ملحق گردیم.
رسول خدا جهت انجام مناسك حج چند روزى در مكه به سر برد. آن حضرت در روز عرفه و به روایتى در روز عید خطبهاى در جمع مسلمانان ایراد فرمود كه در آن همگان را به رعایت تقواى الهى، تعهد به ارزشهاى اخلاقى و مراعات حقوق یكدیگر سفارش نمود. (1) پس از آن رسول گرامى تصمیم گرفت كه مكه را به قصد مدینه ترك گوید. فرمان حركت صادر گردید و بار دیگر خیل عظیم مردم به همراهى پیامبر خود مكه را به قصد مدینه پشت سر گذاشتند. هنگامى كه این كاروان عظیم به نزدیك جحفه رسید، امین وحى الهى در نقطهاى به نام غدیر خم فرود آمد و این آیه را به رسول خدا نازل كرد كه:
رسول خدا ضمن اظهار خرسندى از دیدار على (علیه السلام) از او سؤال كرد كه: اى على، به چه نیتى احرام بستى؟
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس ان الله لا یهدى القوم الكافرین (2)؛ اى پیامبر! آنچه را از سوى پروردگارت نازل شده است، به مردم برسان. و اگر چنین نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى. و خداوند تو را از(خطرهاى احتمالى) مردم حفظ مىكند. و خداوند جمعیت كافران را هدایت نخواهد كرد.
با نزول این آیه پیامبر دستور داد كه كاروان از حركت باز ماند و با این فرمان، مسلمانان كسانى را كه در پیشاپیش قافله در حركت بودند، به بازگشت دعوت كردند و كسانى كه در عقب بودند نیز به تدریج، به دیگران پیوستند.
هنگام ظهر فرا رسیده بود و هوا به شدت گرم بود، به طورى كه مردم قسمتى از عباى خود را بر سر و قسمتى دیگر را به زیر پا افكندند. وقت نماز فرا رسید و پیامبر به آنان اطلاع داد كه همه باید براى شنیدن پیام تازهاى آماده شوند. در اینجا مسلمانان منبرى از جهاز شتران ترتیب دادند و رسول خدا بر بالاى آن قرار گرفت و خطبه تاریخى خود را ایراد فرمود.(3)
پس از پایان مراسم تعیین جانشین در سرزمین غدیر خم، مسلمانان برخاستند و هر گروه و دستهاى به جانب مقصدى روانه گشت. پیامبر (صلى الله علیه و آله) و عده زیادى كه از مدینه به همراه آن حضرت آمده بودند نیز راه مدینه را در پیش گرفتند به طورى كه هنوز سال دهم به پایان نرسیده بود وارد مدینه شدند. و چندى بعد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به بستر بیمارى افتاد كه به رحلت آن سرور انجامید، در صورتى كه اندكى قبل از آن تكلیف جانشین و رهبرى پس از خود را تعیین كرده بود.
پىنوشتها:
1- جهت اطلاع از این خطبه بنگرید به السیرة النبویة معروف به سیره ابن هشام 4/ 250
2- سوره مائده/ 67 .
3- ارشاد شیخ مفید 1/158 ـ 165 با اندكى تلخیص و نیز بنگرید به اعلام الورى 1/ 259 ـ263 سیرة المصطفى / 693 مبحث غدیر خم.
برگرفته از غدیر در آیینه قرآن و روایات، دكتر مجید عارف، ص 5 .
ادامه مطلب
" راویان غدیر "
زنان راوى غدیر
شواهد موجود در كتب تاریخى گویاى این حقیقت است كه پیامبر اكرم(ص) از آغاز رسالتبا رویكرد عمده زنان به آیین توحیدى روبرو شد. اولین پذیرنده اسلام (خدیجه)، (1) اولین شهیده (سمیه) (2)و بانوانى كه از سابقین و مهاجران شمرده مىشدند (3)نمونه روشنى از مشاركت زنان در عرصههاى اجتماعى را به نمایش مىگذارند.
حضور زنان در حجة الوداع بارزترین و ماندگارترین نوع شركت در صحنههاى اجتماعى است. اخبار فراوانى كه به وسیله راویان زن از این مراسم عظیم نقل شده، گویاى تلاش گسترده زنان در پاسدارى از این میراث مقدس است. دستاوردهاى بانوان در عرصه اخبار غدیر به دو گروه عمده تقسیم مىشود:
الف. اخبار زنان صحابى
در سال دهم هجرى، با اعلام پیامبر(ص)، مؤمنان بسیارى از شهرهاى مختلف به سوى مدینه روان شده، در حومه شهر مسكن گزیدند و به انتظار موسم حج نشستند; حجى كه بعدها به حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ، حجةالكمال، حجةالتمام شهرت یافت. پیامبر اكرم(ص) روز شنبه، پنجیا شش روز قبل از آغاز ذىحجة، از مدینه حركت كرد. در این سفر همه زنان و اهل بیت پیامبر با وى همراه بودند. (4)گروهى از این بانوان حدیث غدیر را نقل كردهاند; كه نام و روایتشان چنیناست:
1. حضرت زهرا(س)
حضرت فاطمه زهرا(س) یگانه یادگار رسول اكرم(ص) است، كه همچون دیگر اهل بیت(علیهم السلام) بارها به یادآورى واقعه غدیر پرداخت. نگاهى به سخنان آن بزرگوار جایگاه وى در عرصه اخبار
ادامه مطلب
عید غدیر خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمهاي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برميگردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كردهاند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع) در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك ميگفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كردهاند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير» اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشتهاند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»
منابع:
1- قرآن
2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.
3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380.
4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384.
ادامه مطلب
آبادی غدیر در طول قرن
سه دلیل میتوان بر این مطلب ذکر کرد که در گذشته در محل غدیر خم جمعی از مردم به صورت شهر یا روستای بزرگی سکونت داشتهاند.
1 . وجود چشمه غدیر؛ زیرا در حجاز، بودنِ یک چشمه مساوی با وجود روستاست.
2 . بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام فرزندان صحابه و انصار و قریش در دشتهای حجاز متفرق شدند و برای خود باغها و آبادیهایی ساختند که به صراحت تاریخ مناطق اطراف غدیر خم از آن مناطق بوده است. بنابراین بعید نیست که در غدیر هم وطن کرده باشند و اطراف آن را آباد ساخته باشند، به خصوص آنکه سابقه حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز در آنجا ثابت بوده است.
3 . زمینهای اطراف غدیر همه کوهپایهای و دشتمانند هستند و اهل منطقه نقل میکنند که در گذشته سراسر آن را نخلستان پوشانده بوده است.
این سه دلیل ثابت میکند که سرزمین غدیرخم که امروزه فقط چند چادرنشین در این سو و آن سویش خیمه زدهاند، روزگاری مکان آبادی بوده است.
منبع:موسسه جهاني سبطين
ادامه مطلب
توصیف وضعیت جغوافیایی کنونی غدیر خم
عاتق بن غیث بلادی از علمای اهل سنت، سفر خود را به منطقه غدیر خم در سال 1393 ق و مشاهدات جغرافیایی خود را چنین توصیف میکند:
از «جُحفه» به «قَصر عُلْیا» آمدم. در آنجا شخصی از اهل منطقه را دیدم و درباره «چشمه غدیر خم» سؤال کردم. او به درختان خرمایی در سمت مشرق اشاره کرد و گفت: آنجا «غُرَبَه» است و منظورش همان غدیرخم بود که امروزه گاهی به این نام خوانده میشود. هشت کیلومتر پس از قصر عُلیا به غدیرخم رسیدم که از شرق رابِـغ 26 کلیومتر است. آبگیری در سمت غربی دشت هست که حدود 150 درخت خرما کنار آن است. این دشت قبلاً «خَرّار» نام داشته و سیل در آن جاری میشده، ولی هماکنون تپه هایی در آن ایجاد شده که مانع سیل است. در سمت شرقی این آبگیر دشت «خانِق» است که آب کوههای «شِراء» از 25 کیلومتری در آن جاری میشود و به این آبگیر میریزد که باعث بقای این آبگیر تاریخی شده است. این آبگیر همیشه پرآب است و هر قدر خشکسالی باشد خشک نمیشود.
سمت جنوب این آبگیر، صحرای «وَبَریّه» و کنار آن «عُوَیْرِضَة» است. در سمت غربی و شمال غربی غدیر خم آثار شهری باستانی دیده میشود که حصاری داشته و به وضوح قابل رؤیت است. از جمله این آثار، سه ساختمان بلند یا قلعه که خراب شده است.
در سمت شمال شرقی، بیابان سیاه رنگی است که «ذُوَیْبان» نام دارد. در سمت شمال غربی بیابان «رُمْحَه» است که جنگلهای درخت «سَمُر» آن را فرا گرفته است. درخت «سَمُر» نوعی درخت مخصوصِ بیابانها و شنزارها است که در حد فوق العادهای رشد میکند و شاخ و برگهای پرپشت پیدا میکند و شباهت زیادی به درخت چنار دارد و سایه مناسبی در صحراهای خشک ایجاد میکند.
در سمت شمال، دشت وسیعی است که همان «وادی ظَهْر» است و سراسر آن را جنگلهای درخت سَمُر بهگونهای پوشانده که عبور از آن را مشکل ساخته است.
منبع:موسسه جهاني سبطين
ادامه مطلب
موقعیت جغرافیایی غدیر خم
منطقه غدیرخم در مسیر سیلابهایی واقع شده که پس از عبور از غدیر به «جُحْفه» میرسد و سپس تا دریای سُرخ ادامه پیدا میکند و آب سیلها را به دریا میریزد. چنین مسیرهایی را به زبان عربی «وادی» میگویند. وادی جُحْفِه مسیر سیلی است که به دریا میریزد. در این مسیر آبگیری طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل، آبهای باقیمانده در آن جمع میشود. به چنین گودالها و آبگیرهایی در عربی غدیر میگویند. در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیر سیلها وجود دارد که با نامگذاری از یکدیگر شناخته میشوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر، به نام «خم» نامگذاری شده است.
نام غدیر خم در طول چهارده قرن تغییر نیافته و در کتابهای جغرافیایی و تاریخی و لغتِ مربوط به قرون مختلف همین نام را برای این مکان معین میبینیم که موقعیت دقیق آن را تعیین کردهاند و فواصل آن را از چهار جهت مشخص کردهاند.
ادامه مطلب
جغرافیای غدیر
ائمه علیهمالسلام به اصحابشان سفارش اکید میفرمودند که از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند. امام حسین علیهالسلام در مسیر مکه به کربلا توقفی در غدیر داشتند. امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به مسجد غدیر آمدند و جایجایِ مراسم غدیر را برای اصحابشان تشریح کردند.
محدثان و علمای بزرگ نیز در غدیر حضور مییافتند و ادای احترام میکردند. علی بن مَهْزِیار اهوازی (قرن سوم) در سفر حج خود به مسجد غدیر آمده است.
در کلام شیخ طوسی (قرن ششم) و ابن حَمزه (قرن هفتم) و شهید اول و علامه حلی (قرن هشتم) از مسجد غدیر یاد شده که بر باقی بودن آثار آن در زمانشان دلالت دارد.
سید حیدر کاظمی در سال 1250 ق از وجود آن خبر داده. در آن روز مسیر رفت و آمد از غدیر فاصله داشته ولی مسجد آن مشهور بوده است. محدث نوری نیز از وجود آن در سال 1300 ق خبر داده و شخصا در آن حضور یافته و اعمال آن را بهجا آورده است.
موقعیت جغرافیایی غدیر خم
منطقه غدیرخم در مسیر سیلابهایی واقع شده که پس از عبور از غدیر به «جُحْفه» میرسد و سپس تا دریای سُرخ ادامه پیدا میکند و آب سیلها را به دریا میریزد. چنین مسیرهایی را به زبان عربی «وادی» میگویند. وادی جُحْفِه مسیر سیلی است که به دریا میریزد. در این مسیر آبگیری طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل، آبهای باقیمانده در آن جمع میشود. به چنین گودالها و آبگیرهایی در عربی غدیر میگویند. در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیر سیلها وجود دارد که با نامگذاری از یکدیگر شناخته میشوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر، به نام «خم» نامگذاری شده است.
نام غدیر خم در طول چهارده قرن تغییر نیافته و در کتابهای جغرافیایی و تاریخی و لغتِ مربوط به قرون مختلف همین نام را برای این مکان معین میبینیم که موقعیت دقیق آن را تعیین کردهاند و فواصل آن را از چهار جهت مشخص کردهاند.
نامهای مختلف منطقه غدیر
گاه از یک منطقه جغرافیایی به مناسبتهای مختلف با نامهای متفاوت یاد میکنند. از غدیرخم هم در تاریخ با نامهای مختلفی یاد شده است. در مواردی با نام
ادامه مطلب
آئینه عشق در غدیر
غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از كرامتهاست .
غدیر دریایی از باور و بصیرت ، در كویر حیرت و هامون ضلالت است ، تا كام جان ها از آن سیراب شود .
غدیر ، برای تشنگان ، چشمه زلال هدایت است ، و برای ره گم كردگان ، صراطی است كه به سنّت پیامبر منتهی می شود .
غدیر ، روز اكمال دین و اتمام نعمت بود .
غدیر ، برنامه ای الهی برای حیرت زدایی از اذهان واعمال امت ، در افقهای آینده تاریخ بود .
غدیر ، تداوم خطّ رسالت ، در آینه امامت است .
امّت بی امام ، رمه بی چوپان است و گله بی شبان و راه بی علامت و شب بی چراغ ، كشتی بی نا خدا ، دشت بی چشمه ، و قنات خشكیده و بی آب ! . . .رهشناس تر از مولود كعبه كیست ؟ و قاطع تر از ابو تراب و پسندیده تر از مرتضی و والاتر از علی كدام است ؟علی (علیه السلام) ، غدیر خم را از دریای فضائلش به موج نشانده است و رسول گرامی اسلام ، دست روی چهره خوب و شایسته ای گذاشته است ، علی ، برگزیده محمد نیست ، بلكه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست . آری غدیر ، روز تكمیل دین و اتمام نعمت است .
فلسفه غدیر
غدیر، خاكی سوخته، ملتهب، در عمق صحرای جُحفه نیست تا از چهار سوی تا هر جا كه چشم كار می كند گسترده و ناپیدا باشد. غدیر درخشان چون گوهری در تابش آفتاب است، وسیع به وسعت ابدیت است و جاری در لحظه لحظه كائنات است، صبور چون ایمان و لطیف چون عشق است، برنده چون شمشیر،
ادامه مطلب
جامعه شناسی غدیر و ابتکارات نبوی
سپاس آن ذات بی همتا را که نام مبارک علی علیه السلام را بر صدر کاینات نوشت تا خلقت انسان بی آغاز و انجام نماند و سلام بر علی علیه السلام که ابتدای عشق و منتهای عاشقیست.
کاش در این نورانی ترین لحظات زندگی ( ایام عید الله الاکبر ) با باران مداوم حضورش این عطش بی پایان را به پایان برساند که تنها عشق او شایسته تسخیر دلهاست.
واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود ، غدیر یک فرهنگ است نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت حکایت میکند که پس از چهارده قرن نه تنها از صفحات ذهن مسلمانان محو نشد بلکه با مشاهده شواهد بسیاری در طول زمان ، بیشتر در قلوب و اذهان جای گرفت لذا شایسته است از منظرهای گوناگون و در همه زمان ها به غدیر نگاه کنیم و چه زیباست سخن امام امت در اینباره که فرمود :
غدیر مختص به آن زمان نیست ، غدیر در همه اعصارباید باشد ، روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملت ها و دست اندر کاران باشد ، قضیه غدیر قضیه جعل حکومت است . « صحیفه نور ج۲۰ _ ص۲۸»
و ما در این مقال بر آنیم ابتدا بافت جامعه آن روز را مورد بررسی قرار داده و سپس راهکارها و تدابیر نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را برای طرح مقام خلافت علی علیه السلام در روز غدیر را مطرح میکنیم
بخش اول : جامعه شناسی غدیر
با مراجعه به تاریخ عصررسول صلی الله علیه و آله پی میبریم که حدود صد و بیست هزار نفر از مسلمانان در غدیر خم حضور داشتند که فقط هفتاد هزار نفر
ادامه مطلب
زمينه هاى تاريخى حادثه غدير
زمينههاى تاريخى حادثه غدير
با حلول ماه ذى القعده سال دهم هجرى،رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم تصميم خود را جهت زيارت خانه خدا و اداى فريضه حج با مسلمانان در ميان نهاد.اين خبر به سرعت در شهر مدينه و اطراف آن منتشر گرديد و علاوه بر آن به گوش مسلمانان ديگر كه در نقاط مختلف عربستان زندگى مىكردند رسيد،به طورى كه در اندك زمان هزاران نفر براى برگزارى فريضه حج در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حاضر شدند.
در بيست و پنجم ذى القعده كاروان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شمار زيادى از مسلمانان كه مورخان تعداد آنها را تا صد هزار نفر و يا اندكى بيشتر ذكر كردهاند،از مدينه به قصد مكه خارج گرديد.اين عده غير از كسانى بودند كه از نقاط ديگر عربستان از جمله ساكنان مكه و آباديهاى اطراف آنبه حج گزاران ملحق شدند.
شيخ مفيد در كتاب الارشاد آورده است:
پس از برخورد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با مسيحيان نجران و جريان مباهله،حجة الوداع به
ادامه مطلب
غدير در دعاها و زيارات
غدير در دعاها و زيارات
آرزوى هر شيعه است كه اى كاش زمان به عقب برمىگشت و در غدير حاضر بود و با مولايش دست بيعت مىداد و به آنحضرت تبريك مىگفت.اى كاش امير المؤمنين عليه السلام اكنون زنده بود،و هر ساله در روز غدير به حضورش شرفياب مىشديم و با او تجديد بيعت مىكرديم و بار ديگر به او تهنيت مىگفتيم.
تحقق اين آرزو چندان مشكل نيست.زيارت امير المؤمنين عليه السلام در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آنحضرت و عرض ادب به ساحت قدس او و سخن گفتن با او از صميم جان و باز گفتن اين آرزوى قلبى در پيشگاهش از نظر شيعه،تجديد بيعت حقيقى و تبريك و تهنيت واقعى است .سلام غدير به آن دوم شخصيت عالم وجود كه صداى ما را مىشنود و پاسخ ما را مىدهد در حكم حضور در بيابان غدير و بيعت با دست مبارك اوست.
امام صادق و امام رضا عليهما السلام سفارش اكيد فرمودهاند (1) كه تا حد امكان در روز غدير كنار قبر
ادامه مطلب
فرهنگ نامهاى غدير
فرهنگ نامهاى غدير
نامها به سهولت در ذهنها جاى مىگيرند و به راحتى معانى بلند را منتقل مىكنند بهمين دليل و دلايل ديگر، نامگذارى روزها و يا هفتهها يكى از شيوههاى تبليغاتى مثبت و منفى شده است و مطرح شدن و رواج پيدا كردن ارزشها يا ضد ارزشها را در پى دارد.
روز مادر، روز كارگر، روز پاسدار، روز جانباز و روز بهرهورى و هفته دولت و ... نمونههاى شايستهاى از نامگذارى روزها و هفتهها در جامعه ما هستند. روز جهانى مستضعفين، روز جهانى قدس، روز آب، روز غذا و ... هم روزهايى است كه در سطح جهانى مطرح هستند و برخى از آنها به بركت انقلاب اسلامى مطرح شدهاند اسلام هزار و چهارصد سال پيش، از اين شيوه براى القاى انديشههاى نورانى خود و تثبيت آرمانهاى مقدس الهى، بهره گرفته است.
اسلام علاوه بر اينكه براى برخى از روزها اسمهاى خاصى مانند عيد قربان، عيد فطر، روز عرفه و ... برگزيده بر همه اين روزها نام ايام الله نهاده است تا عظمت و قداست اين روزها هر چه بيشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.
يكى از روزهايى كه در اسلام براى تعظيم آن، از شيوه نامگذارى بهره گرفته شده غدير است ويژگى غدير اين است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و اين خود عظمت اين روز را نسبت به
ادامه مطلب
غدير از نگاه چهارده خورشيد
غدير از نگاه چهارده خورشيد
اساس مذهب تشيع بر دو حديث پايه گذارى شده است: يكى حديث ثقلين (1) ، كه پيامبراكرم(ص) در كمتر از نود روز در چهار مكان آن را به مردم گوشزد كرد؛ ديگرى حديث غدير. مىتوان گفت حديث دوم مكمل حديث اول است.
سفارش بيش از حد پيامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نيز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشينى اميرمومنان(ع) نشان دهنده اين حقيقت است كه حضرت نگران آشوبى بود كه امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مىشود.
اهميت دادن به غدير، اهميت دادن به رسالت پيامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در اين مقاله واقعه غدير را از زبان عارفان واقعى غدير يعنى پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) مورد مطالعه قرار مىدهيم.
رسول خدا و غدير
شيخ صدوق در كتاب «امالى» از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنين نقل مىكند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به اميرمومنان(ع) فرمود: اى على، خداوند آيه «ياايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من
ادامه مطلب
خلاصهاى از واقعه غدير
اعلان عمومى براى سفر حج
در سال دهم هجرت،به دستور الهى آخرين سفر پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه عليهم السلام آغاز شد.در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آنحضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.
بلافاصله پس از پايان مراسم حج،اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامهاى مهم در غدير خم كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروانها بود حضور يابند.
سه روز پس از پايان مراسم حج،سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.
اجتماع عظيم در غدير
با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله صادر شد و مركبها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جائى براى توقف سه روزه آماده كرد.
به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله،سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان،پارچهاى به عنوان سايبان قرار دادند.در زير سايبان،منبرى به بلندى قامت پيامبر
ادامه مطلب


