ویژگی های فتنه از نظر امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام پس از واقعه نهروان خطبه ای می خواند و ویژگی های فتنه را در آن چنین توصیف می نماید:
«إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ، يُنْكَرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً».
«فتنه ها هنگامی که رو می آورند فضا را به شبهه می آلایند، و چون پشت می کنند (و از بین می روند) آگاهی بخشند. به هنگام روی آوردن، ناشناخته اند، اما به هنگام رفتن، کامل شناخته شده اند. هجومشان مانند گردبادی است که به شهری فرود می آید و شهری را نادیده می گیرد...». (نهج البلاغه، خطبه 93)
در این کلام فتنه داری این چند ویژگی است:
1. آراستگی با حق
آن گاه که فتنه روی می آورد، آن گونه نیست که همگان درکش کنند و چنان آشکار نیست که مردم آن را بشناسند، بلکه چنان خود را به حق آراسته و با آن آمیخته است، که بسیاری از مردم بدان رو می کنند و همین رمز گسترش فتنه است.
2. آشکار شدن ماهیت فتنه بعد از تمام شدنش
مردم هنگامی فتنه را می شناسند و چهره واقعی اش را می بینند که جامعه را ترک می کند. این جزئی از ماهیت فتنه است که در پایان راه، پرده از رخ برکشد و باطن نازیبا و بد منظرش را نمایان سازد. آن زمان، بسیاری که خود را در آتش فتنه افکندند و با آن همراه گشته اند، حاصلی جز حسرت و پشیمانی نخواهند داشت.
3. کورکننده و تاریک کننده
فتنه همانند بادی که از شهری می گذرد و شهر دیگر را درهم می کوبد، کورکننده و تاریک کننده است. هنگام هجوم فتنه ها چشم ها همدیگر را نمی بینند و انسان ها فریاد یکدیگر را نمی شنوند.
________________________
منبع: گلبرگ - تیر ماه سال 1389 شماره 120
امام علی عليه السلام
,احادیث امام علی علیه السلام
,نهج البلاغه
,فتنه
,حدیث درباره فتنه
,ویژگی های فتنه
,شبهه
چرا حضرت علی (ع) اسامی سه تن از فرزندانشان ...
چرا حضرت علی (ع) اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟
پاسخ
تذکر: در پاسخ به این شبهه تنها منابع اهل سنت استفاده شده است.
أ. «عمر» یکی از نام های رایج و متداول میان اعراب در صدر اسلام بوده و منحصر در عمر بن خطاب نبوده است. با مراجعه به کتاب های رجال و تراجم به این مطلب پی خواهیم برد چنانکه ابن حجر عسقلانی شافعی نام 22 نفر از صحابه پیامبر اکرم را که عمر نام داشته اند، ذکر می کند که عمر بن ابی سلمه مخزومی (ربیب پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» و یکی از یاران خوب و باوفای حضرت علی «علیه السلام») یکی از این صحابه می باشد.
ب. براساس مستندات و مدارک موجود، حضرت علی «علیه السلام» در نامگذاری این فرزند خود هیچ دخالتی نداشته و عمر بن خطاب با توجه به موقعیت و مقامی که در اختیار داشته در نامگذاری این فرزند حضرت علی «علیه السلام» دخالت کرده و او را به نام خودش «عمر» نامیده است. احمد بن یحیی بلاذری متوفای 279 هجری قمری در این باره می نویسد:
عمر بن خطاب فرزند علی را عمر نامید. [1]
تاریخ از دخالت ها و فضولی های جناب خلیفه دوم نمونه ها و موارد دیگری را نیز ثبت کرده است.
احمد بن یحیی بلاذری درباره عبدالله بن قیس بن نقب می نویسد:
اسم قبلی عبدالله بن قیس بن نقب «خیاط» بود. عمر بن خطاب نام او را به «عبدالله» تغییر داد. [2]
ابن اثیر جزری شافعی متوفای 630 هجری قمری در شرح حال عبدالرحمن بن حارث مخزومی به مورد دیگری از فضولی های جناب خلیفه دوم اشاره کرده و می نویسد:
عبدالرحمن بن حارث در دامان عمر بن خطاب بزرگ شد. اسم قبلی عبدالرحمن «ابراهیم» بود. عمر بن خطاب اسم او را تغییر داده و نام «عبدالرحمن» را برای او انتخاب کرد. [3]
ابن سعد بصری متوفای 230 هجری قمری به مورد دیگری از دخالت های خلیفه دوم در این قلمرو اشاره کرده و می نویسد:
اسم پدر مسروق «اجدع» بود. عمر بن خطاب اسم او را تغییر داد و نام «عبدالرحمن» را برای او برگزید. [4]
ابن قتیبه دینوری درباره هرمزان می نویسد: هنگامی که هرمزان اسلام آورد عمر بن خطاب اسم او را تغییر داد و نام «عرفطه» را برای او برگزید. [5]
متقی هندی مورد دیگری از دخالت های بی جای خلیفه دوم را اینگونه بیان می کند:
عمر بن خطاب نام «طحیل بن رباح» برادر «بلال بن رباح» را به «خالد بن رباح» تغییر داد. [6]
ابن سعد و ابن حجر عسقلانی شافعی به مورد دیگری از تغییر نام ها توسط خلیفه دوم اشاره کرده و می نویسند:
نام قبلی «کثیر بن صلت» «قلیل بن صلت» بود. عمر بن خطاب نام او را تغییر داده و به جای «قلیل» او را «کثیر» نامید. [7]
حال با توجه به مطالب ذکر شده و با در نظر گرفتن این مطلب که حضرت امیر «علیه السلام» در نامگذاری فرزندشان به نام «عمر» هیچ دخالتی نداشته و این نام از سوی خلیفه و حاکم بداخلاق و خشن وقت انتخاب شده است، آیا باز هم این نامگذاری دلیل وجود روابط صمیمانه میان حضرت علی «علیه السلام» و عمر بن خطاب است؟
سؤالی که شاید ذهن برخی خوانندگان عزیز را آزار دهد، این است که: چرا حضرت علی «علیه السلام» با این کار خلیفه مقابله نکرده اند؟
در پاسخ به این سؤال نیز باید گفت: رفتارشناسی خلیفه دوم نشان می دهد که عمر بن خطاب فردی خشن، بداخلاق و تندخو بود و صحابه از مخالفت با اعمال و رفتار او امتناع می ورزیدند. صدور فرمان ترور و کشتن سعد بن عباده به دلیل بیعت نکردن با ابوبکر، زدن خواهر و داماد خود، زدن اقوام خالد بن ولید، زدن جارود عامری بزرگ و رئیس قبیله ربیعه، زدن ابی بن کعب بزرگ انصار و آتش زدن قصر سعد بن ابی وقاص یکی از عشره مبشره، نمونه هایی از برخورد و رفتار خشن و تند عمر بن خطاب با صحابه پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می باشد. [8]
رفتار خشن و تند عمر بن خطاب با صحابه و عموم مسلمانان آنقدر مشهور و معروف است که در تاریخ چنین معروف شده است که شلاق عمر بن خطاب از شمشیر حجاج بن یوسف ثقفی خطرناکتر و ترسناکتر بود. [9]
علاوه بر رفتار خشن و اخلاق تند عمر بن خطاب، شاید مصالح دیگری نیز وجود داشته است که حضرت علی «علیه السلام» به خاطر رعایت آن مصالح با این کار خلیفه دوم مخالفت نکرده است و شاید آن حضرت مخالفت کرده اند ولی تاریخ آن را ثبت نکرده و یا اینکه ما بی اطلاع هستیم و محتمل است که نام فرزند حضرت علی «علیه السلام» عمرو بن علی باشد نه عُمر.
یکی دیگر از فرزندان حضرت علی «علیه السلام» که با نام یکی از خلفا مشابهت دارد، عثمان بن علی می باشد. درباره همنامی این فرزند حضرت علی «علیه السلام» با نام خلیفه سوم (عثمان) باید گفت:
أ. با مراجعه به کتاب های تراجم و رجال و انساب مشاهده خواهیم کرد که عثمان نیز یکی از نام های متداول و رایج میان اعراب است. ابن حجر عسقلانی شافعی در کتاب معروف خود «الاصابة فی تمییز الصحابة» که درباره صحابه پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» و شرح حال آنان نوشته است، نام 26 نفر از صحابه پیامبر را که عثمان نام داشته اند، ذکر کرده است.
ب. مستندات و مدارک معتبر تاریخی نشان می دهد که حضرت علی «علیه السلام» فرزندشان را به نام عثمان بن مظعون صحابی معروف و مشهور پیامبر نامیده است و هیچ ارتباطی میان نامگذاری این فرزند حضرت علی «علیه السلام» به نام «عثمان» با خلیفه سوم «عثمان بن عفان» وجود ندارد.
ابوالفرج اصفهانی به نقل از حضرت علی «علیه السلام» می نویسد: فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون، عثمان می نامم. [10]
ابوالحسن محمد بن ابی جعفر عبیدلی درباره مجاهدان جنگ بدر می نویسد:
یکی از کسانی که در جنگ بدر حضور داشت، عثمان بن مظعون است که حضرت علی «علیه السلام» فرزندش را به خاطر نام او، عثمان گذاشت. [11]
مورّخین یکی دیگر از فرزندان حضرت علی «علیه السلام» را «ابوبکر بن علی» معرفی کرده اند. ابوبکر کنیه این فرزند حضرت علی «علیه السلام» می باشد و در نام ایشان میان مورخین اختلاف است. برخی نام او را «عبدالله» و عده ای «محمّد» معرفی کرده و در برخی منابع «عبدالرحمن» معرفی شده است. عده ای نیز همچون ابوالفرج اصفهانی از نام ایشان اظهار بی اطلاعی کرده و نامی را برای ایشان ذکر نکرده اند. [12]
در مورد این تشابه اسمی نیز باید گفت:
أ. ابوبکر نام فرزند حضرت علی «علیه السلام» نبوده، بلکه کنیه فرزند آن حضرت است و براساس رسومات و عادات اعراب، کنیه ها به مناسبت های مختلف و از طرف افراد دیگری غیر از پدر و مادر نیز انتخاب می شوند.
ب. کنیه «ابوبکر» یکی از کنیه های معروف و مشهور میان اعراب است و در صدر اسلام نیز افراد دیگری با این کنیه وجود داشته اند و هیچ مستند و دلیل نداریم که حضرت علی «علیه السلام» به خاطر کنیه خلیفه اول، این کنیه را برای فرزندشان انتخاب کرده باشند.
ج. ابوبکر کنیه خلیفه اول است و نام او عبدالله است. اگر حضرت علی «علیه السلام» قصد داشتند روابط صمیمانه خود با خلیفه اول را به دیگران اثبات کنند، باید نام فرزندش را عبدالله می گذاشت نه ابوبکر.
بنابراین حتی بدون درنظر گرفتن مستندات و مدارکی که از وجود روابط سرد میان حضرت علی «علیه السلام» و ابوبکر حکایت می کند، این تشابه اسمی نیز هیچ دلیلی بر وجود روابط صمیمانه و دوستانه میان حضرت علی «علیه السلام» و ابوبکر نیست.
اگر همنامی فرزندان حضرت علی «علیه السلام» با اسامی خلفا نشان از وجود روابط صمیمانه و خوب دارد! چرا این رابطه یک طرفه است؟ و چرا خلفا اسامی فرزندانشان را «علی» «حسن» و «حسین» نگذاشته اند؟
در میان اسامی اصحاب و یاران ائمه «علیهم السلام» اسم هایی همچون یزید، معاویه، عبدالملک، عمرو و ... وجود داشته است، آیا اسامی این افراد به خاطر علاقه به یزید، عمرو بن عاص و سایر خلفای اموی و مروانی انتخاب شده است؟
نکته دیگری که در پاسخ به این شبهه نباید مورد غفلت واقع شود این است که تنفر و نفرت از افراد معمولاً به تدریج و به مرور زمان به اسامی آنها سرایت می کند. نفرتی که شیعیان و پیروان اهل بیت «علیهم السلام» از ابوبکر، عمر، عثمان و سایر ظالمان و غاصبان در دل دارند به تدریج به اوج خود رسیده و امروزه شیعیان و پیروان اهل بیت «علیهم السلام» علاوه بر تنفر از این افراد، حتی از اسامی و نامهای آنان نیز نفرت دارند.
[1]) «و کان عمر بن خطاب سمی عمر بن علی باسمه». أنساب الاشراف، ج 2، ص 192، ولده و تعدادهم و أسمائهم.
[2]) «و من بنی نقب: عبدالله بن قیس بن نقب و کان اسمه خیاط، فسماه عمر بن الخطاب عبدالله». أنساب الاشراف، ج 13، ص 33. نسب بنی عمرو بن تیم
[3]) «و نشا عبدالرحمن فی حجر عمر و کان اسمه ابراهیم، فغیر عمر اسمه لما غیر أسماء من تسمی بالانبیاء و سماء عبدالرحمن». أسد الغابه فی معرفة الصحابة، ج 3، ص 284، شرح حال عبدالرحمن بن حارث.
[4]) «کان اسم أبی مسروق الأجدع، فسماه عمر عبدالرحمن». الطبقات الکبری، ج 6، ص 76، شرح حال مسروق بن الاجدع.
[5]) «لما أسلم الهرمزان سماه عمر بن الخطاب عرفطة». المعارف، ص 421، نوادر فی المعارف.
[6]) «فقال: من أنت؟ قال: أنا طحیل بن رباح. قال: بل أنت خالد بن رباح». کنزالعمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج 9، ص 573، ح 27479.
[7]) «کان اسم کثیر بن الصلت قلیلاً، فسماه عمر کثیرا!». الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 5، ص 472. شرح حال کثیر بن صلت، ش 7494 و الطبقات الکبری، ج 5، ص 14، شرح حال کثیر بن صلت.
[8]) أنساب الاشراف، ج 2، ص 263 و ص 272. أمر السقیفه، العقد الفرید، ج 4، ص 260؛ الطبقات الکبری، ج 3، ص 267 و ج 5، ص 62؛ المصنف عبدالرزاق، ج 3، ص 557، کتاب الجنائز، باب الصبر و البکاء، ح 6681؛ تاریخ المدینه، ج 2، ص 690؛ المصنف بان ابی شیبه، ج 6، ص 213، کتاب الادب، باب 153، ح 3.
[9]) «درّة عمر أهیب من سیف الحجاج» و «کانت درته أهیب من سیوف الملوک». الطبقات الکبری، ج 3، ص 282. ذکر استخلاف عمر و أنساب الاشراف، ج 10، ص 322، الادارة زمن عمر؛ ربیع الابرار، ج 3، ص 13، باب العز و الشرف؛ شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 181، طرف من أخبار عمر بن الخطاب و ج 12. ص 75. نکت من کلام عمر و سیرته و أخلاقه.
[10]) «انما سمیته باسم اخی عثمان بن مظعون». مقاتل الطالبین، ص 55، عثمان بن علی.
[11]) «منهم عثمان بن مظعون الذی سمی أمیرالمومنین علی بن أبی طالب ابنه باسمه». تهذیب الانساب، ص 27.
[12]) مقاتل الطالبین، ص 56.
منبع: پاسخ به چند شبهه فاطمی؛ نجم الدین طبسی
پاسخ به شبهات درباره حضرت زهرا سلام الله علیها
,فرزندان امام علی علیه السلام
,پاسخ به چند شبهه فاطمی نجم الدین طبسی
آیا حضرت علی (ع) دخترشان ام کلثوم را به ازدواج عمر در آوردند؟

آیا حضرت علی (ع) دخترشان ام کلثوم را به ازدواج عمر در آوردند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» دخترشان ام کلثوم را به عمر دادند؟
پاسخ
تذکر: در پاسخ به این شبهه از منابع اهل سنت استفاده شده است.
ماجرای ازدوام ام کلثوم با عمر یکی از دروغ های بزرگ تاریخ در راستای موجه جلوه دادن شخصیت عمر بن خطاب و برقراری روابط صمیمانه میان اهل بیت «علیهم السلام» و دشمنانشان است. در پاسخ به این شبهه باید گفت:
أ. اگر چنین مطلبی صحت دارد چرا تفصیل این ماجرا در صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر نشده است؟
ب. شیخ مفید در دو رساله مجزا به نامهای «المسائل العکبریة» و «المسائل السرویة»، و عده ای دیگر وقوع چنین ازدواجی را منکر شده اند.
ج. بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی همچون جلال الدین سیوطی، رضی الدین حلی، فضل بن رزبهان، صالحی شامی، شهاب
ادامه مطلب
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بيخبر بوديد و الان بياد تان آمد ؟ تقويم هاي پيش از ۱۳۷۲
توضيح : در سالنامه هاي پيش از سال ۱۳۷۲ خبري از شهادت فاطمه عليها السلام نيست
پاسخ:
در پاسخ به این سوال باید گفت که درج شدن یا نشدن در تقویم تنها معیار ما، برای شرع مقدس اسلام نیست به عبارت دیگر آنچه در تقویمها ذکر شده وحی منزل و کلام خدا و معصوم نیست که بدون خطا و اشتباه باشد حتی الان هم در تقویم کنونی نیز نقصهایی است که به مرور زمان این نقصها انشاء الله برطرف می گردد همانطور که در گذشته نقصهایی بود که با توجه و درایت مسئولین امر این مشکل برطرف شده است، قضیه درج شهادت به جای وفات حضرت زهرا سلام الله علیها هم از همین قبیل است. هرچند که قبل از آن هم این مسئله بین بزرگان دین مطرح بود ولی تنها در تقویم ذکر نشده بود.
همچنین در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه، شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم اين مراسم در بيوت مراجع عظام و مقام معظم رهبري اقامه مي شود.
برای روشن شدن بحث، ما به بعضی از دلایل بر اثبات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها اشاره می کنیم تا ببینید که هم در کتب اهل تسنن و هم شیعیان از گذشته به این مسئله اشاره شده است:
اولاً : جويني از علماي اهل سنت و استاد مورد تأييد ذهبي از رسول اكرم (ص) قضيه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت وسقط محسن او و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند. )فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 . )
ثانياً : حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود: وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.)نهج البلاغه خطبه 202. )
ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.
رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود: hِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود. )كافي ج 1، ص 458 . )
خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه، شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.
سادساً: امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى كنم. )صحيفه امام/ 16/87. )
سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مينويسد :
عمردر روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدننوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است بهآتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود» . )الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 . )
ثامنا: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول ميكند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد. (منهاج السنة ، ج4 ، ص220 ).
ادامه مطلب
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر صسكوت كرده و هيچ اقدامي نكرده ؟
توضيح در كدام كتاب آمده است كه احدي ازمسلمانان در رابطه با قتل حضرت فاطمه به ابوبكر و عمر اعتراض كند ؟ آيا آن همهمسلمانان هيچ كدامشان از اين جريان خبر نشدند ؟ و يا اين كه همه شان طرف دار ابوبكرو عمر و دشمن فاطمه بودند ؟
پاسخ:
اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم (ص) فقط در حق علي فرموده : علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است . ) تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237. )
ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساخت. (تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.)
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السلام مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند ؟
توضيح :در هيچ يك از منابع تاريخي شيعه و سني ديده نمي شود كه حضرت امام حسن و حسين عليهمالسلام از شهادت مادرشان توسط عمر يادي كرده باشند پس لزوما آنها به مادرشان عشق وعلاقه اي نداشته اند. و اين در حالي است كه شما در همه ساله براي سالگرد و فاتمادرتان مراسم عزاداري مي گيريد ايا محبت شما به مادرتان از محبت حسن و حسين عليهمالسلام با مادرشان بيشتر است ؟
پاسخ:
اولاً: امام حسن (ع) در مناظره اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود: تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد. (احتجاج طبرسي ، ج 1، ص 278. )
ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود : بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مى ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است . (الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 . )
ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم ميشود و زنها را كتك زده و حجاب از سر آنها بر ميدارد ، ميتوان مجلس عزاداري برپا كرد؟ )المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 . )
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدشبدنيا امده بود به نكاح قاتل همسر خود در آورد؟
وسايل الشيعه ج ۱۵ ص۴۵۷ كتابالطلاق الاستبصار ج ۳ ۳۵۲ الفروع من الكافي ج ۵ ص۳۴۶ جواهر الكلام ج ۳۲ ص۲۷۹
توضيح : در منابع زيادي از كتابهاي اهل تشيع از جمله منابع فوق با صراح تذكر شده است كه عمر داماد حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام است .
پاسخ:
زيرا دخت ر ايشان ام كلثوم در نكاح عمر بوده است بنا بر اين ما از مدعيانشهادت حضرت زهرا مي پرسيم ايا شما مي توانيد دختر تان را به عقد قاتل همسر تان دربياوريد ؟ راستي اگر كسي به ناموس شما چپ نگاه كند چكارش خواهيد كرد ؟ آيا غيرت وشجاعت علي عليه السلام از شما كمتر بود !!
از موضوعات سؤال برانگيز در تاريخ اسلام، ازدواج جناب امّ كلثوم(عليها السلام) با خليفه دوم عمربن خطّاب است. علّت سؤال برانگيز بودن آن، حوادث غم بار پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، كنار گذاشتن اميرمؤمنان على(عليه السلام) از خلافت و يورش به خانه فاطمه زهرا(عليها السلام) است. مداركى نشان مى دهد كه در همه آن حوادث تأسف برانگيز و اندوهبار، خليفه دوم نقش اساسى و تأثيرگذار داشت; از اين رو، اين سؤال همواره ذهن مسلمانان را به خود مشغول ساخته كه اگر خليفه دوم در حمله به خانه حضرت زهرا، ضربه زدن به وى و ايجاد غم و اندوه در قلب آن بانوى بزرگ نقش داشته، چگونه على(عليه السلام)دخترش را به ازدواج او درآورد؟! آيا اصلا چنين ازدواجى صورت گرفت؟ و اگر ازدواجى صورت گرفت بر اساس چه مصلحتى انجام شد؟ و تا چه مرحله اى پيش رفت؟ برخى از عالمان اهل سنّت وقوع چنين امرى را دليل بر انكار آن حوادث مى دانند و معتقدند هرگز حمله اى به خانه حضرت
ادامه مطلب
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا حضرت علي عليه السلام سه تن از فرزندان خويش را به نام هاي ابو بكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟
كتاب كشف الغمه ج ۱ ص ۴۴۰ منتهي الامال ج ۳ ص ۱۶۲
توضيح : واقعا شما نام دشمنان يا قاتل همسرتان را بر فرزندانتان مي گذاريد؟ اين كار عليعليه السلام چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ ايا تقيه مي تواند آن را توجيه كند؟
پاسخ:
اولاً : اين نامها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را ميآورد كه اسم آنها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .
ثانياً : نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آنها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .
ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان علي (ع) هست ، نام او محمد بوده. )التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 . )و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت. )مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294. )
و عمر بن الخطاب به دليل خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه . )أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427. )هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير داد. (اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472. )
رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي وحسن و حسين (ع) نامگذاري نكردند.
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا حضرت علي حتيدر ايام خلافت و حكو.مت خود هيچ گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد .؟
توضيح : آيا حضرت علي عليه السلام آنقدر بي وفا و بي معرفت بود كه پس ازشهادت همسر خود حتي يك بار هم از شهادت ايشان يادي نكرد ؟ و اگر از آن ياد آوريكرده در كدام خطبه و سخنراني ؟ كدام نامه؟ كدام مجلس و جلسه ؟و كدام منبع و كتاب؟
مراجه شود كتاب كشف الغمه في معرفه الائمه ج ۱ ص ۴۴۰
اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .
ثانياً: علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود: فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود. )كتاب سليم بن قيس ، ص674 . )
ثالثاً: ابن عباس ميگويد:علي (ع) در جنگ صفين از كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد شد )كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .)
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
۴- چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي كرد ؟
نهج البلاغه فيضخطبه ۲۱۹ ص۷۲۱
توضيح : چگونه با كدام عقل و منطق مي توانيم باور كنيم كه عمرفاطمه عليها السلام را به شهادت رسانده آنگاه حضرت علي عليه السلام از قاتل همسرخود فاطمه عليها السلام جلوي مردم تعريف و تمجيد بكند .
اولا همانطور که در آدرسی که خود شبهه گر نقل کرده(نهج البلاغه فيض خطبه ۲۱۹ص۷۲۱) دقت بفرمایید , مرحوم فیض در این باره اصل ماجرا را روشن نموده و می نویسد:ازسخنان آنحضرت عليه السّلام است (درباره عمر كه از راه توريه فرموده؛يعنى درظاهر مىنمايد كه او را ستوده،ولى باطنا توبيخ و سر زنش نموده). یعنی امیرالمومنین این فرمایش را توریتا فرموده و در اصل خلیفه دوم را توبیخ کرده است.
ثانیا ملاک برای ما تنها یک شرح از نهج البلاغه نیست بلکه با دقت در شروح دیگر به مطالب جالبی بر می خوریم مثلاصبحي صالح ، از علماي اهل سنت که وی نیز شرحی بر نهج البلاغه نوشته, ميگويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) بوده است( نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 ).پس آن چه كه به حضرت علي (ع) نسبت مي دهند كه در این خطبه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست.
ثالثا: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند و ميگويد: سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى ها و اعتراض ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت زا، و عذاب آور، چاره اى جز شكيبايى نداشتم.
رابعا : بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو ، گناهكار ، حيله گر و خيانتكار بودند . (صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.)
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
- چرا با قاتلان دختر رسول خدا (ص) ميانه خوبي داشت؟
نهج البلاغه فيض الاسلام ص ۴۱۵ و ۴۴۲
توضيح در مواقع زيادي عمر درزمان خلافت خود براي انجام مشورت به حضرت علي عليه السلام مراجعه مي كند پيشنهاد هاو مشورتها ي كه حضرت علي عليه السلام به ايشان مي دهد مملو و سرشار از محبت وصميميت و احترام مي باشد و هر انسان عاقل و محققي با دنياي ار اوهام و شبهات درمورد حضرت علي عليه السلام مواجه مي سازد. آيا در اين جا هم نياز به تقيه داشت
این شبهه از شبهات عجیبی است که از بی سوادی مطلق این شبهه گران و دروغگو و مکار بودن بی حد و حصر آنها حکایت دارد, گو اینکه اینان کلمات امیرالمومنین به خصوص در کتاب شریف نهج البلاغه را نخوانده اند که گرفتار چنین توهماتی شده اند.شما در سوالاتان استناد به نهج البلاغه کرده بودید ، پس در جواب هم بد نیست خطبه شقشقیه از نهج البلاغه را که بيش از هفت سند در كتابهاى شيعه و سنى دارد؛ ملاحظه کنیداین خطبه سراسر نشان می دهد که هیچ گونه رضایتی از امیر مومنان نسبت به خلفا وجود نداشته است و حضرت با بیان آن ، عدم رضایت خود را نشان داده اند.
ما به طور اختصار به برخی از مفاد این خطبه اشاره میکنیم:
شکوه از ابابکر و غصب خلافت
حضرت در این بخش در مورد زمان خلافت ابوبکر می فرماید:آگاه باشید! به خدا سوگند! ابابکر، جامه ی خلافت را بر تن کرد ، در حالیکه می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دورآن حرکت می کند. او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است، و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلندای ارزش من نتواند پرواز کرد. پس من ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده از
ادامه مطلب
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)
سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
*- چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهرا عليهالسلام انتقام او را نگرفت يا به فكر گرفتن انتقام نبود.؟
توضيح: در هيچ منبعي ذكر نشده كه حضرت علي عليه السلام پس از شهادت دخت گرامي رسول خدا صل اللهعليه و اله جهت خون خواهي و گرفتن انتقام ايشان اقدامي نمايد، واقعا اگر كسي بهحريم خانواده ما چنين تجاوزي بكند امانش مي دهيم ؟ براي سكوت حضرت علي چه توجيهيخواهيم داشت ؟
پاسخ:
1) چرا حضرت علي عليه السلام در آن صحنه(زدن فاطمة الزهرا ) هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟
حضرت امیر علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است ؛ ظاهرا این شبهه گران دروغگو حتی کتب خودشان را هم مطالعه نکرده اند که گرفتار این اشتباه فاحش شده اند, ما برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند(از اهل سنت و شیعه) اشاره می کنیم:آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مىنويسد: أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛ عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد(الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي –بيروت. )آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.
سلیم بن قیس نیز می نویسد: با مشاهده ی این جریان( جسارت عمر)، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی عمر را گرفت و او رامحکم کشید و بر زمینزد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد....،که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به
ادامه مطلب
پاسخ به شبهه در مورد حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زهرا (س)

سلام من شيعه هستم ولي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شبهاتی در شهادت حضرت فاطمه(س) مطرح شد حالا چند تا از شبهه هاي اونا رو نوشته ام و براي شما مي فرستم لطفا جواب بدهید.
چرا حضرت علي عليه السلام در آن صحنه(زدن فاطمة الزهرا ) هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟
مراجعه شود به منابعتاريخي
توضيح : در هيچ منبع تاريخي نيامده است كه حضرت علي در آن صحنهاقدامي نمايد ؛ دست به شمشير برده و با قاتلان و مهاجمان در گير شود آيا واقعا علي عليه السلام اين گونه بود؟
پاسخ:
حضرت امیر علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است ؛ ظاهرا این شبهه گران دروغگو حتی کتب خودشان را هم مطالعه نکرده اند که گرفتار این اشتباه فاحش شده اند, ما برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند(از اهل سنت و شیعه) اشاره می کنیم:آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مىنويسد: أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛ عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد(الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي –بيروت. )آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.
سلیم بن قیس نیز می نویسد: با مشاهده ی این جریان( جسارت عمر)، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی عمر را گرفت و او رامحکم کشید و بر زمینزد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد....،که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به خدائی که محمّدرا به پیامبری ارج نهاده است، ای پسر صهاک (منظور عمر است) اگر نبود کتابیاز طرف خدا و نیز عهدی که با رسول الله(ص) کرده، می فهمیدی که نمی توانیداخل خانه ی من شوی!
در اینجا، عمر از دست علی آزاد شد و از مردم کمک خواست.( سليم در كتاب اسرار آلمحمد(ص) فصل چهارم، صفحه 32)


