وقوع دو انقلاب صنعتی و تکنولوژیکی از جمله اتفاقاتی بودند که باعث رشد مادی در جوامع معاصر شدند اما آنها منشأ خطر برای محیط زیست انسان ها نیز به شمار می روند. درباره این مسئله که رشد صنعتی سریع، استفاده بیش از حد خاک، مصرف روزافزون کالاها، افزایش جمعیت و تراکم آنها در مناطق شهری به محیط زیست آسیب می رساند هیچ کس شک و تردید ندارد اگرچه تاکنون برآورد دقیقی درباره میزان خسارت ها انجام نشده است. اما کاهش منابع طبیعی، بیابان زایی، بارش باران های اسیدی، سوراخ شدن لایه ازن، کاهش آب های زیرزمینی، انقراض برخی از انواع موجودات زنده، تغییرات آب و هوایی ناشی از دی اکسید کربن بر صحت بشریت و محل سکونت وی تأثیر گذاشته است.
اما یکی از مسائل واضح این است که خطرات مشکل محیط زیست در تمام کشورها یکسان نیست زیرا عواملی همچون شرایط اکولوژیکی ، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و میزان صنعتی بودن کشورها و نحوه استفاده از صنایع در کشورهای مختلف باهم تفاوت دارد. واقعیت این است آنچه که در قرن فعلی رخ می دهد به بهره برداری انبوه از منابع طبیعی و آلودگی های ناشی از صنایع جدید بازمی گردد به طوری که اختلالاتی را در موازین دقیق کره زمین ایجاد کرده است و این مسئله بر زندگی انسان ها تأثیر گذاشته و جامعه بشریت تا حدی توانایی خویش برای هماهنگی با متغیرهای به وجود آمده را از دست داده است. اکنون بشریت با شرایطی روبه رو شده که در گذشته سابقه نداشته است و سازگاری با آثار منفی برخی از آلاینده های صنعتی و سایر مشکلات دنیای جدید که ناشی از شیوه های زندگی امروزی است امکان پذیر نیست.
ادامه مطلب
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:54 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نابرابری های عظیم درآمدی قابل توجیه نیست.نیازی به توجیه کردن نابرابری در درآمد نیست. فرض بر این نیست که پاداش های اقتصادی در جوامع بازار عادلانه است. آنها صرفا ارزش اقتصادی کالا و خدمات ارائه شده را منعکس می کنند و هیچ ربطی به نگاه ما به عدالت یا ارزش اخلاقی ندارد. شاید «منصفانه» نباشد که ببینیم یک پرستار اینقدر کم دریافت می کند در حالی که یک مجری مشهور با ضبط چند آهنگ و فروش کاست، میلیون ها دلار به جیب می زند. قرار نیست این عادلانه باشد. نکته اینجا است که هر چند خدمات یک پرستار بسیار حیاتی و ارزشمند است، اما به بخش محدودی از مردم ارائه می شود. از طرف دیگر یک مجری مشهور، خدمتی ارائه می دهد که میلیون ها نفر از آن بهره می برند و حاضرند برای آن پول بپردازند. پاداش اقتصادی بیشتر است چون آن خانم یا آقای مجری تعداد افراد بیشتری را راضی می کند. چیز مطلوب یا نامطلوب در این میان مطرح نیست. تلاش در جایگزینی پاداش های ناعادلانه داده شده از سوی بازار با مواردی که به نظر ما حق آنها است و ارزش آن را دارند، منجر به کمبودها و اختلالات خواهد شد. اگر ما به مددکاران اجتماعی بیش از رانندگان کامیون بپردازیم، چون فکر می کنیم آنها با ارزش ترند، موجب سرریز و مازاد مددکار اجتماعی و کمبود راننده کامیون خواهیم شد. دستمزدهای پایین رانندگان کامیون موجب جذب افراد کافی از میان قشر جوان صاحب انگیزه به این حرفه نمی شود، بلکه باعث سوق دادن آنان به سمت مددکار اجتماعی شدن می شود که تعداد آنان را بیش از حد نیاز می سازد. دستمزدها به ما می گوید چه شغل های معینی ارزشمندند و اگر قرار باشد این دستمزدها را خودسرانه تعیین کنیم مکانیسم های خودجوش و خودتصحیح گر بازار را از دست داده ایم. چشم انداز دریافت درآمدهای بالا، مردم را به سمت انواع خاصی از فعالیت های اقتصادی می کشاند که سودهای گسترده را با خود به همراه می آورد و پاداش ها معمولا به کسانی تعلق می گیرد که خدمات عامه پسند ارائه می دهند. نابرابری های درآمدی، جدای از اینکه بد هم باشند باعث تشویق بیشتر مردم در انجام فعالیت هایی می شوند که تقاضا برای آن وجود دارد. امید داشتن به کسب درآمدهای بالا، محرک مردم در جهت جاه طلبی و موفق شدن می شود و در فرآیند رسیدن به آن، منافع و رضایتمندی را برای سایر اعضای اجتماع به ارمغان می آورد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
پیشرفت های اقتصادی و روابط پیچیده تجاری که در دهه های اخیر حاصل شده، در روابط بین افراد چه در داخل و چه در خارج کشور موثر بوده است. عدم دقت یا زیاده روی، ممکن است تاجر را با وضعی مواجه کند که نتواند تعهدات خود را انجام دهد. در این صورت کسانی که به تاجر اعتماد کرده اند، با ورشکستگی او ممکن است خود نیز دچار مشکل شوند. اگر ورشکستگی تاجر در نتیجه حوادث و اتفاق هایی باشد که با نحوه عملکرد او بی ارتباط باشد، قوانین جاری با چنین تاجری مدارا می کند تا از این موقعیت و دشواری خلاص شود ولی چنانچه ورشکستگی تاجر بر اثر سوء استفاده یا تقلب و تزویر باشد، با او برخورد شدیدی خواهد شد. ● چه اشخاص تاجر محسوب می شوند؟ کلیه اشخاص اعم از حقیقی (انسان ها) و حقوقی (شرکت ها، موسسات و سازمان ها)می توانند به عملیات تجاری دست بزنند. چه بسا شرکتی ورشکسته شود ولی این امر مستلزم ورشکستگی اعضای موسس آن نباشد. در این مورد عکس قضیه نیز صادق است. پس همان طور که یک شرکت تجاری می تواند مانند انسان ها صاحب حساب بانکی شود. این امکان نیز وجود دارد که همانند یک انسان تاجر دچار ورشکستگی گردد. مطابق مقررات کشور ، اشخاص که به یکی از امور زیر بپردازند. تاجر محسوب می شوند: خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره مانند فرش برای فروش آن. البته لازم نیست که تاجر حتما در این اموال تصرف داشته باشد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:43 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آربیتراژ (و به تبع آن بازار یا قیمت بدون آربیتراژ) کلیدی ترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است و همان نقشی را بازی می کند که "تعادل" برای اقتصاددان ها دارد. البته فهم من این است که فقدان آربیتراژ و تعادل در واقع دو روی یک سکه هستند و هر دو به مفاهیم مشترکی اشاره می کنند. حالا آربیتراژ یعنی چه؟ مفهوم آربیتراژ را می توان حداقل با دو روی کرد متفاوت (و البته معادل) توضیح داد. اولین توضیح می تواند این باشد که دقت کنیم که دارایی ها در بازار قابل بازتولید شدن توسط دارایی های دیگر هستند. یعنی می توان خروجی یک دارایی را عینا توسط ترکیبی از دارایی های دیگر به دست آورد. حال اگر قیمت دو دارایی با هم متفاوت باشد آربیتراژ رخ می دهد. تعریف دوم که تعریف ریاضی و دقیق است می گوید آربیتراژ زمانی رخ می دهد که قیمت سبدی از دارایی ها در همه حالت ها صفر یا منفی و بازده آن در همه حالت ها بزرگ تر یا مساوی صفر و در برخی حالت ها اکیدا بزرگ تر از صفر باشد. یعنی ما بدون این که هزینه ای متحمل شویم سود انتظاری مثبت به دست می آوریم. دقت کنید که این مفهوم به عبارت "ناهار مجانی" اقتصاددان ها بسیار شبیه است. مثال ۱) فرض کنید نرخ تبدیل دلار به ریال ۱۰۰۰ تومان، یورو به ریال ۱۳۰۰ تومان و یورو به دلار ۱.۴ باشد. اگر یک واحد یورو را به دلار تبدیل کرده و با آن ریال بخریم و دوباره ریال را به یورو تبدیل کنیم ۱۰۰ تومان سود می کنیم. یعنی دو سبد متفاوت از دلار و ریال و یورو با ارزش یورویی یکسان قیمت ریالی یکسان ندارند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:40 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مردم سراسر دنیا قدم های بزرگی برای مبارزه با فقر و تنگدستی برداشته اند. می توان گفت بخش بسیار کوچکی از این پیشرفت اقتصادی قبل از سه قرن گذشته اتفاق افتاده است. پیش از این سه قرن بخش عمده ای از مردم دنیا نه تنها فقر را مسلم می گرفتند، بلکه فکر می کردند که نمی توانند کار چندانی برای غلبه بر آن صورت دهند. حتی خوشبین ترین نویسندگان نیز نمی توانستند تصور کنند که زمانی فرا خواهد رسید که درصد قابل توجهی از مردم از شرایط خوبی برخوردار شوند. آنها بر این عقیده بودند که بهترین کاری که می توان برای توده ها انجام داد، این است که رنج آنها روی زمین را به حداقل برسانیم. در آن زمان نرخ رشد سالانه (اگر امکان اندازه گیری اش وجود داشت) در بهترین حالت تنها یک یا دو درصد در هر دهه بود و افزایش جمعیت نوعا با کاهش متوسط درآمد افراد همراه می شد. اما در چند قرن اخیر، شاهد حذف قحطی و مرگ در اثر گرسنگی در بخش بزرگی از زمین بوده ایم. امروزه استاندارد مادی زندگی مردم عادی در موفق ترین کشورها به اندازه ای است که بزرگ ترین پادشاهان دویست سال پیش با دیدن آن از حسادت می ترکیدند. داده های رسمی تولید ملی (تولید ناخالص داخلی) آمریکا نشان می دهد که در آمد سالانه یک آمریکایی طبقه متوسط اهل این کشور در سال ۲۰۰۰ پنج برابر درآمد همتایان وی در ۱۸۹۰ و دوازده برابر افراد شبیه او در میانه قرن نوزدهم بوده است.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:37 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مالکیت فکری (Intellectual Property) معمولا به صورت مجموعه ای از محصولاتی تعریف می شود که تحت قوانین مرتبط با کپی رایت، حق ثبت (patent)، نشان تجاری (trademark)، طرح صنعتی و رازهای تجاری مورد حمایت قرار می گیرند. قانون اساسی آمریکا صراحتا امکان حفاظت از مالکیت فکری را در قالب حفاظت از «نوشته ها و اکتشافات» جهت پیشرفت «علم و هنرهای مفید» ولو برای مدتی محدود فراهم می آورد. در مقاله حاضر بر دو دسته از این قوانین یعنی قانون کپی رایت و حق ثبت که حائز بیشترین اهمیت هستند، تمرکز می شود. قانون کپی رایت که عقاید ابراز شده (مثلا از طریق واژه یا موسیقی) را در بر می گیرد، در طول عمر خالق اثر و بعد از مرگ او تا هفتاد سال برقرار است(در مورد آثاری که برای کارفرما تهیه شده، قانون کپی رایت تا ۹۵ سال بعد از انتشار اثر برقرار است). البته این حمایت بسیار آسان گیرانه است. اگر زمانی اندک پس از آن که فردی مثلا یک ترانه یا داستان را به نگارش درآورد، فردی دیگر دقیقا همان ترانه یا متن را بی آن که دیده یا شنیده باشد بنویسد، حق چاپ اولیه فردی که آن را زودتر نوشته مانع از فروش اثر فرد دوم نخواهد شد. لازم نیست که خالق اثر اعمال کپی رایت را درخواست کند. این قانون به خودی خود برقرار است. به علاوه لازم نیست که اثری که تحت حمایت این قانون قرار می گیرد کیفیت خاصی داشته باشد. در مقابل، حق ثبت به مدت بیست سال برقرار می ماند و در مورد ابداعات و اختراعات صادق است. این حمایت اگرچه در مدت زمانی کوتاه تر برقرار است، اما در مقایسه با کپی رایت وسعت بیشتری دارد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:36 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ کمونیسم در کشورهای بلوک شوروی سابق در اروپا و آسیا از هم پاشید. بیست و هشت کشور عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق و شرق اروپا نظام های سیاسی و اقتصادی خود را کنار گذاشتند. ● سقوط نظام سوسیالیستی همه کشورهای فوق در زمان سقوط کمونیسم به مشکلات اقتصادی بزرگی دچار بودند. نظام قدیمی و بسیار متمرکز اقتصاد سوسیالیستی به نظامی خشک و متصلب تبدیل شده بود. اگرچه این سیستم، سرمایه و نیروی کار را برای صنعتی سازی بسیج کرده بود، اما قادر نبود همپای اقتصاد جدید حرکت کند. نقص مزمن این نظام اقتصادی بروز کمبود بود، زیرا یک سیستم متمرکز توزیع، نمی تواند میان عرضه و تقاضا برای میلیون ها کالاها و خدمتی که در یک اقتصاد جدید به تولید می رسیدند تعادل برقرار کند. این نظام اقتصادی همچنین نمی توانست کارآیی یا کیفیت تولید را بهبود بخشد، چرا که تمرکز خود را بر تولید ناخالص معطوف ساخته بود و استفاده افراطی از تمامی مواد اولیه را تشویق می کرد. توانایی سوسیالیسم در خلاقیت نیز بسیار محدود بود. اقتصاد سوسیالیستی از کمبود بنگاه های کوچک و نبود فرآیند ویرانگری خلاق (نابودسازی کالاها و خدمات قدیمی توسط کالاها و خدمات جدید و بهتر. رجوع کنید به ویرانگری خلاق) رنج می برد. با اتمام منابع آزاد، نرخ رشد شروع به کاهش کرد. علاوه بر آن بخش روزافزونی از اقتصاد شوروی (نزدیک به یک چهارم GDP در دهه ۱۹۸۰) در رقابت تسلیحاتی با آمریکا به مخارج نظامی تخصیص می یافت. تنزل استانداردهای زندگی به بروز نارضایتی های عمومی منجر شد که آنها نیز به نوبه خود به افزایش زیاده از حد دستمزدها انجامید. اما دولت مانع افزایش قیمت ها شد. در لهستان و اتحاد جماهیر شوروی، کسری بودجه و عرضه پول به سرعت رشد پیدا کردند و این امر به نارضایتی های عمومی دامن زد. این نارضایتی ها باز به افزایش زیاده از حد دستمزدها انجامید ولی قیمت ها افزایش نیافت. در لهستان و اتحاد جماهیر شوروی، کسری بودجه و عرضه پول به سرعت رشد پیدا کرد و به بروز ابرتورم (تورم بیش از ۵۰ درصد طی دوره یک ماهه)، کاهش چشمگیر تولید و سقوط اقتصادی منجر شد (کورنای، ۱۹۹۲).
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:35 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
واژه «تولید ناخالص ملی» یكی از پركاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی است. معنای این واژه عبارت است از مجموع ارزش پولی كالاها و خدمات نهایی تولید شده در یك سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی كه متعلق به شهروندان یك كشور می باشد. منظور از كالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از كالاها یا خدماتی است كه به مصرف كننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد. محاسبه كالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی كالاها یا خدمات در كل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی كه به شركت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا كه ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد. واژه تولید ناخالص ملی هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی با واژه "تولید ناخالص داخلی" ارتباط نزدیك دارد. البته این دو واژه با یكدیگر تفاوت هایی دارند. اختلاف آنها از آنجا ناشی می شود كه در هر زمان تعدادی از شركت هایی كه در مالكیت خارجی هاست در داخل یك كشور به تولید كالا و خدمات مشغولند و در طرف مقابل شركت هایی كه در مالكیت اتباع آن كشور هستند و یا شهروندان آن كشور در سایر كشورها به تولید كالا و خدمات می پردازند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:33 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مفهوم تعادل یکی از مهم ترین مفاهیم تحلیلی در تمامی رشته های علوم است و این مفهوم در معانی مقدماتی و معانی متعالی خود حاوی قضاوت های ارزشی و اخلاقی است. علوم مختلف، مفهوم تعادل را به صور مختلف به کار گرفته اند و اصولاً سایر پدیده های عالم هستی منبعث از این مفهوم است. علت وجود این مفهوم در تمامی پدیده ها تضاد و کشمکش نیروهای متضاد است و برآیند نیروها وضعیتی را به وجود می آورد که این وضعیت تعادل نام دارد؛ خواه این تعادل ثابت باشد یا متحرک، خواه باثبات باشد یا بی ثبات، خواه موقت باشد یا دائم، خواه میرا باشد یا غیرمیرا، متناوب باشد یا غیرمتناوب، کوتاه مدت باشد یا بلندمدت. مفهوم تعادل در اقتصاد از دیدگاه اقتصاددانان مختلف مطرح شده و نظریات متعددی نیز در این ارتباط در حیطه مباحث اقتصاد خُرد و اقتصاد کلان و اقتصاد بین الملل مطرح شده است. مفهوم اساسی تعادل در رفتار اقتصادی زیربنای حسابداری دارد و در مفاهیم ساده خرید و فروش دریافت و پرداخت ، دارایی و بدهی و بستانکار و بدهکار پنهان است. برای مثال خرید یک کالا برای یک فرد معادل فروش کالا به اوست و دریافت یک وجه مستلزم تعادل دریافت و پرداخت در همان وجه، هم برای دریافت کننده و هم برای پرداخت کننده است و میزان دارایی در یک حساب معادل بدهی در حساب طرف مقابل است و بستانکاری یک نفر در یک قلم معادل بدهکاری طرف مقابل در همان قلم است.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
وقتی مساله انتخاب میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم به عنوان دو نظام اقتصادی پیش می آید، موضوع کمی تفاوت می کند. نویسندگان سوسیالیست هیچ گاه شک نداشته اند که صنعت مدرن و تمامی عملکردهای کسب و کار مدرن، بدون محاسبات اقتصادی امکان پذیر نیست. تنها مهندسان نیستند که طرح هایشان را بر اساس محاسبات پیش می برند، تجار و اهالی کسب و کار نیز درست همین طور کار می کنند. مبنای تمام محاسبات تجار این واقعیت است که در اقتصاد بازار قیمت پولی کالاها نه تنها به مصرف کننده علامت می دهد، بلکه اطلاعاتی حیاتی درباره عوامل تولید ارائه می کند. عملکرد اصلی بازار فقط تعیین هزینه مرحله نهایی فرآیند تولید و رساندن کالاها به دست مصرف کنندگان نیست، بلکه تعیین هزینه تمامی گام هایی که تا پیش از مرحله تولید باید برداشته شوند نیز بر عهده بازار است. کل نظام بازار بر اساس این واقعیت می گردد که در ذهن تجار و کسبه ای که برای به کارگیری عوامل تولید با یکدیگر رقابت می کنند تقسیم کاری محاسبه شده وجود دارد، حال این عوامل تولید چه نظیر مواد خام و ماشین آلات و ابزارها فیزیکی باشند، چه در قالب نیروی انسانی که با دستمزد ارزش گذاری می شود. این نوع محاسبه توسط اهالی کسب و کار بدون وجود قیمت هایی که بازار اعلامشان می کند، امکان ناپذیر است. در لحظه ای که بازار را کنار بگذارید – کاری که سوسیالیست ها خواهانش هستند – در واقع تمام محاسبات و برآوردهای مهندسان و فن شناسان را بی فایده ساخته اید. فن شناسان ممکن است تعداد بسیار زیادی پروژه به شما پیشنهاد کنند که همگی به لحاظ علم طبیعی به یک اندازه محتمل باشند؛ اما این محاسبات بازاری است که نشان می دهد به لحاظ اقتصادی کدام پروژه مزیت بیشتری دارد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:27 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«بسیار تکان دهنده است که با گذشت چهل سال، مقاله رایکو هنوز معنادار است» چهل سال پیش، رالف رایکو تاریخ نویس، پایان نامه اش را که هایک استاد راهنمای آن بود در دانشگاه شیکاگو به پایان رسانید. اثری که قدرت و اهمیت محتوای آن از عنوانش پیدا نیست؛ جایگاه مذهب در فلسفه لیبرال کنستانت، توکویل و لرد اکتون. این اثر برای نخستین بار توسط موسسه میزس منتشر شد و البته نه فقط به قصد ستایش یک متفکر و تاریخ دان بزرگ. پژوهشی که در این مقاله هست، یک بخش اساسی از زندگی روشنفکرانه آن زمان ایالات متحده را شامل می شود. موضوعی که او به آن می پردازد – به نمایش گذاشتن شکلی دیگرگونه از لیبرالیسم آغازین – مصداق هایی اساسی برای زمان ما نیز در بر دارد. اجازه بدهید کمی به گذشته بازگردیم و مباحثاتی را که در دهه ۱۹۶۰ در جوش و خروش بودند مروری بکنیم. جنگ سرد بالا گرفته بود. پس از جنگ جهانی دوم، دفاع از بازار آزاد به محافظه کاری فروکاسته شده بود و محافظه کاری هم آن موقع توسط نشنال ریویو، به معنای پشتیبانی از موقعیت نظامی آمریکا در نبردی حیاتی با کمونیسم خارجی بازتعریف شده بود. اگرچه جوانان امروزی تقریبا هیچ چیزی درباره این فصل از فرهنگ سیاسی آمریکا نمی دانند، اما همین فضا تقریبا هر کسی را که در فاصله ۱۹۵۵ تا ۱۹۹۰ زندگی می کرد اسیر خود کرده بود.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:26 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«لیبرالیسم کلاسیک» اصطلاحی است نشانگر طرز فکری که حامی مالکیت خصوصی، اقتصاد بازار بی قید و بند، حاکمیت قانون، تضمین رسمی آزادی ادیان و رسانه ها و دوستی بین ملل بر پایه تجارت آزاد است. تا حدود سال ۱۹۰۰ این ایدئولوژی به عنوان لیبرالیسم شناخته می شد؛ اما حالا حداقل در کشورهای انگلیسی زبان (ولی نه مثلا در فرانسه) طبقه بندی «کلاسیکی» ضروری به نظر می رسد، چرا که لیبرالیسم با مالکیت خصوصی و بازاری که طرفدار تساوی طلبی است تلفیق شده است. این نسخه از لیبرالیسم با نام های لیبرالیسم «اجتماعی» و لیبرالیسم «مدرن» و «جدید» هم شناخته می شود، البته اگر بتوانیم چنین نگارشی را همچنان لیبرالیسم بنامیم. در هر حال ما در اینجا از عبارت لیبرالیسم استفاده می کنیم تا گونه کلاسیکی آن را توضیح دهیم. با اینکه بنای کلی ادعاهای لیبرالیسم دارای جامعیت است، اما در درجه اول باید لیبرالیسم را دکترین و جنبشی برآمده از فرهنگی متمایز و شرایطی خاص دانست. آن فرهنگ همان طور که لرداکتون مورخ انگلیسی هم به روشنی اشاره می کند همان «غرب» بود، یعنی اروپایی دارای ارتباط نزدیک با «اسقف رم». به عبارت دیگر، زادگاه لیبرالیسم جامعه انسانی خاصی بود که «معجزه اروپایی»(۱) را رقم زد. شرایط تاریخی هم نشانگر تقابل بین سازمان های آزاد و ارزش های باقی مانده از قرون وسطی از یک طرف و ادعاهی مطلق گرایانه قرن ۱۶ و ۱۷ از طرف دیگر بود.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
.: تعداد کل صفحات :.
[ 1 ]
[ 2 ]
[ 3 ]
[ 4 ]
[ 5 ]
[ 6 ]
[ 7 ]
[ 8 ]
[ 9 ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]