.jpg)
لبِ این بام فقط نامِ تو بُردَم آقا،
جانِ زینب برگرد
دُخترم را به نگاهِ تو سپردم آقا،
جان زینب برگرد
ادامه مطلب
.jpg)
سلام بیرق پرچم،سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب،سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمان روضه ها به پا کردیم
صدازدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان
بخوانی که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است
هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است
اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا
که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند
و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند
ادامه مطلب
.jpg)
دیگه وقت غصه و غم رسیده
عزای اشرف آدم رسیده
ذکر یا حسین پیچیده توی شهر
عاشقا ماه محرم رسیده
دوباره خیمه ها رو برا شده
دلامون به سمت کربلا شده
دوباره با بغض و آه و زمزمه
همه ی پیروهنا سیا شده
با تموم حزن و غم گریه کنیم
میون روضه و دم گریه کنیم
مادرش میگه غریب من حسین
نوکرا کنار هم گریه کنیم
وسط روضه بیاید که جون بدیم
به تموم دنیا هم نشون بدیم
راه عاشقاهمینه به خدا
پای اکبرش باید جوون بدیم
…..
میرسه صدای مادرش حسین
نمیشه هیچ کسی باورش حسین
چن روزه دیگه میون قتلگاه
سرتو میبرآخرش حسین
ادامه مطلب
.jpg)
نشسته ام بنویسم محرمت را باز
هزار نکته ی ناگفته از غمت را باز
خدا کند که امانم دهی و باز کنم
برای خیمه زدن بند پرچمت را باز
کویر خشک گدای دو قطره باران است
بریز بر سر من اشک نم نمت را باز
دلت می آید از این دلشکسته دست کشی
دلی که چنگ زده حبل محکمت را باز
به پشتوانه ی لطفت گناه کردم من
ببخش با کرمت ذنب آدمت را باز
دلم گرفته برای دو دم گرفتن ها
بدم به روح زمینگیر من دمت را باز
اگر که فاطمه در بزم روضه هست،که هست
بگو چگونه کنم شرح ماتمت را باز؟
به سمت گود سرازیر میزدند تو را
به تیر و نیزه و شمشیر میزدند تو را
ادامه مطلب
.jpg)
صد شکر که از راه محرم آمد
از هر سر کوچه نوحه و دم آمد
هر کس که رسیده زیر پرچم آمد
لاتی وسط دسته ی ماتم آمد.

ادامه مطلب
.jpg)
تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید
مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید
کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید
حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید
دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید
گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید
زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید
میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید
جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد…
ادامه مطلب
.jpg)
فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود
باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود
باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند
کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

ادامه مطلب
.jpg)
ارباب روی نوکریِ من حساب کرد
با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد
هرکس شنید ناله ی حی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

ادامه مطلب
.jpg)
سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد
دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم می رسد

ادامه مطلب
.jpg)
چشم اگر امسال را هم آبروداری کند
گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند
هر کسی اینجا هنر کرده است با اشک آمده است
کاش پلک از این هنرها پرده برداری کند

ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


