.jpg)
حالا که با سر آمدی این بار یکدفعه
خیلی شدم خوشحال ازین دیدار یکدفعه
باید به استقبال تو می آمدم اما
برخواستم ، چشمان من شد تار یکدفعه
از عمه تا امروز یاری خواستم حالا
دارم کمک میگیرم از دیوار یکدفعه
وقتی عمو شد باغبان لاله های سرخ
او که نباشد میشود گل ، خار یکدفعه
چشم عمو عباس روشن ، در میان شام
مردم به من خیره شدند انگار یکدفعه
از گوشواره ، از النگویم نپرسیدی ؟
دیدم مرا دیدی سر بازار یکدفعه
در خواب بودم ، خواب میدیدم که خوابیدم
بابا در آغوشت ، شدم بیدار یکدفعه
دیدم عمو رفته تو رفتی عمه پیشم نیست
شد آسمان روی سرم آوار یکدفعه
ادامه مطلب
.jpg)
دختر است و بلندی مویش
می رسد تا حدود زانویش
از پدر صبح و شام دل برده
با همین پیچ و تاب گیسویش

ادامه مطلب
.jpg)
تقدیم به شهدای مدافع حرم
حضرت رقیه(س)-در محکومیت تکفیری ها
من سه ساله سند ظلم به آل اللهم
آسمان علی و آل علی را ماهم
بی سبب نیست اگر راه به دلها بردم

ادامه مطلب
.jpg)
بین این شهر کسی نیست حریفِ سخنم
دخترت نیستم از طشت خلاصت نکنم
چه شد آخر که تو بی غسل و کفن دفن شدی؟
به تلافیش ببین؛چادر من شد کفنم…
پاره کرده لبِ زیباىِ تو را چوب یزید
حق بده با کف دستم بزنم بر دهنم
دختری پهلوىِ باباش به من میخندید
طعنه میزند که چرا پاره شده پیرُهنم
یک نفر بودم و یک شهر مرا سنگ زدند
جای سالم بخدا نیست دگر در بدنم
چند روزیست که لاغر شدم و تب کردم
دگر اندازه ى این پیرُهنم نیست، تنم
اولین کس که در عالم سر تو دق کرده است
بنویسید رقیه است بگویید منم…
حامد جولازاده
*****
“بیت اول مصرع دوم حسین رستمی”
ادامه مطلب
.jpg)
نبود ماه در آن شب، نبود کوکب هم
به گریه گفت به عمه : نیامد امشب هم!
چه می کند اگر این صحنه را ببیند که
سر حسین شکسته ست و غرق خون لب هم
بگو – خدای من! – این مرتبه چه خواهد کرد
سه ساله با سر و با موی نامرتب هم؟
بگو که بشکند آن کاخ از کمر ویران
زبون و خرد شود آن مقام و منصب هم
بسوزد آن همه سجاده، آن همه مسجد
که بی حسین نیرزد به هیچ، مذهب هم
رقیه شام نخورده ست و شامیان سیرند
نزد به آب – خدا شاهد است – یک لب هم
چنان کشید و چنان برد معجرش را باد
که بر نداشت دگر دست از سرش، تب هم
نشان نداد دگر جای آن کبودی را
چرا که دید نهانی رباب و زینب هم …
ادامه مطلب
.jpg)
طفل یتیم بازی خود با خیال کرد
فرض نوازشی ز پدر را محال کرد
با اینکه بود جایگهش شانه مَلَک
کنج خرابه پیکر خود در زَوال کرد
آخر شبی به گریه پدر را بغل نمود
جان داد و فتح باب برای وصال کرد
علی احمدیان-جنت
ادامه مطلب
.jpg)
هیچ کس در شام با دردانه ات همدم نشد
هیچ کس جز عمه زینب همدم دردم نشد
حرف های عمه مرهم بود بر زخمم، ولی
هیچ کس بر زخم های عمه ام مرهم نشد
الأمان از کوفه و از شام، از غربت، پدر!
طاقت ما کم شد اما سنگ باران کم نشد
قد من کوتاه بود و نیزه ها خیلی بلند
خواستم بر زخم هایت بوسه بگذارم، نشد
ادامه مطلب
.jpg)
باوجودی که پدرجان گله خیلی دارم
نوه ی فاطمه ام حوصله خیلی دارم
وسط آن همه اسباب جسارت برما
نفرت ازسلسله و هلهله خیلی دارم
قد کشیدم بزنم بوسه به رویت بر نی
دیدم ازگونه ی تو فاصله خیلی دارم
عقب افتادنم ازقافله زجرآور شد
گفتم ای زجر نزن آبله خیلی دارم
باعث زحمت جمع اسرا من بودم
خجلت ازعمه دراین قافله خیلی دارم
با وجودی که سراز پیکر تو شمر برید
من شکایت ولی ازحرمله خیلی دارم
ادامه مطلب
.jpg)
یا رقیه (س) مددی خانم جان
رکن تمام عالم امکان رقیه است
تفسیر آیه آیه ی قرآن رقیه است
ای آنکسی که منکر بی بی ما شدی
کوری چشم کور تو سلطان رقیه است
تنها دلیل خلقت دنیا رقیه بود
والله عشق خالق منان رقیه است
در روضه های شاه شهیدان کربلا
تنها دلیل مستی مستان رقیه است
آنکه بهای عشق به جان و دلش خرید
مظلومه ی امام کریمان رقیه است
آن دختر سه ساله که در شهر کربلا
آواره شد میان بیابان رقیه است
طفل سه ساله ای که کف پای کوچکش
آزرده شد ز خار مغیلان رقیه است
حسین محبی
ادامه مطلب
.jpg)
نگاه کن که به رویم نشانه خورده
چقدر صورت من تازیانه ها خورده
زبانه می کشد آتش ز روی ماه من
چه از شراره و از این زبانه ها خورده
و ناگهان همه رو سوی دخترت کردند
و قصد سوختن موی دخترت کردند
به ناقه در دل شب تا تو را صدا کردم
لگد حواله پهلوی دخترت کردند
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


