.jpg)
گلاب می چکد از گیسوان شانه شده
برای عرض ارادت دو گل بهانه شده
قبول کن که نفسهای من همین هایند
قبول کن که غمت را دلم نشانه شده
دو زینبی دو علی خود دو فاطمه صولت
دو زینبی دو حسن رو ، دو بی کرانه شده
دو زینبی دو علی اکبری دو عباسی
دو ذوالفقار نبردی که جاودانه شده
دو شیر نر دو حماسه دو گرد باد غیور
دو صاعقه که به جان محشر زمانه شده
دو شیر خورده ز من دو زره به تن کرده
دو می زده دو رجز خوان دو حیدرانه شده
دو پهلوان دو قیامت دو غیرت طوفان
دلی به محضرتان خاک آستانه شده
مزن به سینه شان دست رد در این میدان
به جان یاری شکسته به جان مادرمان
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار شب چهارم محرم
جز این دو میوه قلبم ثمر نداشته ام
ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته ام
برای اینکه شبیه تو بی کفن باشند
برای ایشان کفن از خانه برنداشته ام
مصیبت علی اکبر قد مرا خم کرد
مگر نه دست به روی کمر نداشته ام
بیا دو تا پسرم را خودم فدات کنم
که دشمن تو نگوید جگر نداشته ام
بخاطر تو زخیمه نیامدم بیرون
وگر نه هیچ غمی در نظر نداشته ام
حسین غضه نخور، مادر شهید شدم
تو فکر کن که از اول پسر نداشته ام
هزار مثل پسرهای من فدای سرت
ببخش که اگر پسر بیشتر نداشتم
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار شب چهارم محرم
از خیمه درآمد
دوران غم زینب کبری به سر آمد
پس سوی برادر
هم جای خودش هم که به جای پدر آمد

ادامه مطلب
.jpg)
یا زینب...
هر چه از روز واقعه می رفت
دل عاشق به شور می افتاد
داشت کم کم غروب می آمد
داشت از عشق دور می افتاد

ادامه مطلب
.jpg)
گفتن از زینب و عشقش به تو کار زهراست
زینبی که همهی دار و ندار زهراست
پرورش یافتهی باغ و بهار زهراست
باعث فخر همه ایل و تبار زهراست

ادامه مطلب
.jpg)
شعر طفلان حضرت مسلم(ع)
بارِ محنت را کشیدن مشکل است
طعـمِ غربت را چشیدن مشکل است
مــاه ها بر خاکِ زندانِ نمور
دیده گـریان آرمیدن مشکل است
هر شبی خوابِ پدر ، دیدن و روز
روی بـابـا را ندیدن مشکل است
از بـرای دو پـرستـوی حزین
با پـرِ زخمی پریدن مشکل است
با تنِ رنجـور و جسمِ نیمه جان
بهرِ حفظِ جان دویدن مشکل است
قطـره هـای اشکِ طـفلانِ یتیم
با دو دستِ بسته دیدن مشکل است
دم به دم با سیلی و مشت و لگد
نازِ گل ها را خریدن مشکل است
ضَجّه های دلخـراشِ الـتماس
در میانِ خون شنیدن مشکل است
پیشِ چشمانِ حزینِ کـودکی
کودکی را سر بریدن مشکل است
از شرارِ دردِ تـیغِ بر گلو
روی خاک ها پا کشیدن مشکل است
حمید رضا گلرخی
ادامه مطلب
.jpg)
مرثیه حضرت مسلم(ع))
با قلب زار با لب پرخون دلی حزین
تنها و خسته بر سر دار العماره ام
من مسلم تو ام نه که تسلیم کوفیان
من نغمه خوان عشق تو روی قناره ام
با اینکه تشنه هستم و آبی نخورده ام
اما به یاد خشکی لبهای اصغرم
بازار تیغ و نیزه پر از ازدحام شد
من بیشتر به یاد تن پاک اکبرم
کوفه نیا که کوفی بد ذات بی حیا
رحمی به حال اهل و عیالت نمی کند
چندین هزار نامه نوشتند بهر تو
حالا کسیکه فکر به حالت نمی کند
اینجا هزار حرمله چشم انتظار توست
فکر رباب باش و دو صد اشک و شور و آه
فکر رقیه فکر سکینه به فکر شام
فکر هجوم لشگر اعدا به قتلگاه
ادامه مطلب
.jpg)
یا مظلوم....
گرچه از عشق دم به دم خواندیم
با دل خون و قد خم خواندیم
از غریبی شاه غم خواندیم
روضه ای را همیشه کم خواندیم

ادامه مطلب
.jpg)
چون در صف مصاف ز الطاف داوری
شد نوبت قتال به سادات جعفری
زینب دو نوجوان عزیزش به پیش خواند
گفتا که بر شماست مرا حق مادری
باید که رو کنید به میدان کارزار
بازید جان خویش در این بزم ششدری
عون و محمد ان دو گل گلشن وفا
با چشم اشک بار وبه رخساره ی طری
کردند عرض حال به خال شکسته حال
کای ان که بر تمام خلایق تو رهبری
ازمهر کن قبول تو ما را به بندگی
وز لطف که خطاب تو ما را به چاکری
ده رخصتی که از مدد بخت کار ساز
داریم در هوای نثارت شها سری
جان باختن به پای تو خوشتر ز زندگی
سر دادن از برای تو بهتر ز سروری
از حرفشان ز دیده فرو ریخت شاه دین
از چهره اشک ناب چو باران اذری
گفتا که ای دو دوحه ی گلزار هاشمی
نبود غم فراق شما کار سرسری
لیکن بلا علاج شما را اجازت است
در رزم این جماعت از دین شده بری
ان سروران به جانب میدان شتافتند
گفتند کای سپاه از ایین کافری
این ظلم کی رواست به اولاد فاطمه
وین جور کی سزاست به ال پیمبری
پس هر دو حلقه را ز کینه گرفتند در میان
چون حلقه ان سپاه ز راه ستمگری
از پشت زین به روی زمین سرنگون شدند
هر یک به کام خشکی و با دیده ی تری
هم اشیان شدند به طیار در بهشت
با حوریان خلد نمودند همسری
ادامه مطلب
.jpg)
زینب امد دست طفلانش به دست
کز توام با انچه ام در دست هست
این دو از بهر فنا اماده اند
دو غلام تو نه خواهر زاده اند

ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


