
رنگ سیاه و سرخی پرچم رسیده است
شان نزول سوره ی مریم رسیده است
شال و لباس مشکی مارا بیاورید
حی علی العزا که محرم رسیده است
درمان درد ما بخدا با طبیب نیست
شکر خدا که دارو مرهم رسیده است
فطرس بیا وسینه زنان را نظاره کن
ماه عزا و نوحه و ماتم رسیده است
هرکس به قدر ظرفیتش فیض میبرد
زین رو گهی زیاد و گهی کم رسیده است
دریای بخشش است و فقط رزق میدهد
هرچه به ما رسیده از این یم رسیده است
شاهی که ابروی گدا را نمیبرد
آوازه اش به گوش دو عالم رسیده است
پیغمبران برای غمش گریه کرده اند
این گریه ها ز حضرت آدم رسیده است
مهمانمان بکن دو سه خط “روضه” روضه خوان
فصل نزول بارش نم نم رسیده است
عصر دهم صدای علیکن بالفرار
ای وای از آتشی که به مخیم رسیده است
بلوا شده است در ته گودال وای من
آنجا عقیله با قد خم هم رسیده است
هرچند وضع غارت او نامنظم است
رختش به هر قبیله منظم رسیده است
ادامه مطلب
.jpg)
میگن محرم که ز راه میومد
امام رضا کتیبه ها رو میزذ
میگفت الهی که برات بمیرم
کی پهلوت و با سرِ زانو میزد
میگن محرم که ز راه میومد
لباس مشکی می پوشید آقامون
به یادِ تشنگیِ شاه عطشان
یه قطره آب نمی نوشید آقامون
کتیبه ها رو میزذ و با گریه
روضه ی خونِگیش و بر پا میکرد
زخمِ روی پلکِ چشاش و وقفِ
زخمِ لبایِ گل زهرا میکرد
وقتی کتیبه ها رو میزذ، میگفت
چشام پر آبه و، سینَم پر آهه
هنوز می بینم جدَّم و، بمیرم
سرش رو نِیْ، تنش تو قتلگاهه
کتیبه ها رو که میزد با گریه
میگفت چطور تو رو به خون کشیدن
چی شد که یه قطره آبم نخوردی؟
بگو چطوری سرت و بریدن
وقتی کتیبه ها رو میزذ، میگفت
یابنَ شبیب جَدَّم و سر بریدن
یه گَلّه گرگ وحشیِ گرسنه
تنش رو توی خاک و خون کشیدن
میگن محرم که ز راه میومد
کوچه رو با سیاهی زینت می داد
وقتی می گفت سلام، سر بریده
از شدت گریه زمین میوفتاد
ادامه مطلب

پشتم از بار گناهم بخدا خم شده است
اتصالم به کریمان چقدر کم شده است
پرچم گنبد تو خصلت دیگر دارد…
این همان چادر زهراست که پرچم شده است
شرف آدمیت ریخته در گریه ی تو
آدم از گریه به تو بود که آدم شده است
هرکس آمد به حسینیه به معراج رسید
نوبت رفتنِ معراج گدا هم شده است
پیرهن مشکی من را به تنم کن مادر ..
باز غوغاست در عالم که محرم شده است
چایی روضه ی تو بود نمک گیرم کرد…
چه بساطی که در این سفره فراهم شده است
ادامه مطلب

رنگ سیاه و سرخی پرچم رسیده است
شان نزول سوره ی مریم رسیده است
شال و لباس مشکی مارا بیاورید
حی علی العزا که محرم رسیده است
درمان درد ما بخدا با طبیب نیست
شکر خدا که دارو مرهم رسیده است
فطرس بیا وسینه زنان را نظاره کن
ماه عزا و نوحه و ماتم رسیده است
هرکس به قدر ظرفیتش فیض میبرد
زین رو گهی زیاد و گهی کم رسیده است
دریای بخشش است و فقط رزق میدهد
هرچه به ما رسیده از این یم رسیده است
شاهی که ابروی گدا را نمیبرد
آوازه اش به گوش دو عالم رسیده است
پیغمبران برای غمش گریه کرده اند
این گریه ها ز حضرت آدم رسیده است
مهمانمان بکن دو سه خط “روضه” روضه خوان
فصل نزول بارش نم نم رسیده است
عصر دهم صدای علیکن بالفرار
ای وای از آتشی که به مخیم رسیده است
بلوا شده است در ته گودال وای من
آنجا عقیله با قد خم هم رسیده است
هرچند وضع غارت او نامنظم است
رختش به هر قبیله منظم رسیده است
ادامه مطلب

گاهی بیا با ما مدارا کن ؛ مدارا
از ما مگیر هرگز تمنای دعا را
ما را نبردی؛ پس بیاور کربلا را
از دست دارم میدهم اشک و بکا را
خسته شدم با این همه چون و چرا من
لبریزِ ازعشق تو بود این دل ؛ نه آهن
زیبا ترین افسانه ها را ما کشیدیم
یک گنبد و یک صحن و یک اقا کشیدیم
هر جا نبود اسمت به اسمت پا کشیدیم
یا خون دل خوردیم گاهی یا کشیدیم
دلبسته این پرچم سرخ و سیاهیم
ما از محرم تا محرم غرق آهیم
زیباتر از این روضه ها جایی ندیدیم
رنگین تر از چای دمت چایی ندیدیم
جز از در روضه بفرمایی ندیدیم
دیدیم هر چه غیر از اقایی ندیدیم
هر سال رفتن های ما با آمدن بود
امسال هم گر امدم لطف حسن بود
از عمه گویم از سر و سنگ صبورش
از روضهء مردی که له گردد غررورش
از خولی و ازخانه و کنج تنورش
از آن زنی که سخت میگردد عبورش
از روضه های ظهر روز خستگی تا
آن روضه طفلی که خواهد شد معما
طفلی که روی دست بابا آب میشد
از شدت گرمیِ گرما آب میشد
یا تشنه تر میشد لبش یا آب میشد
پیش رباب و زینب اقا آب میشد
بس کن ربابِ زینب از ؛ اینجا بلند است
مادر که میبیند سرِ نی ها بلند است
ادامه مطلب
.jpg)
سلام بیرق پرچم،سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب،سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمان روضه ها به پا کردیم
صدازدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان
بخوانی که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است
هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است
اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا
که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند
و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند
ادامه مطلب
.jpg)
نشسته ام بنویسم محرمت را باز
هزار نکته ی ناگفته از غمت را باز
خدا کند که امانم دهی و باز کنم
برای خیمه زدن بند پرچمت را باز
کویر خشک گدای دو قطره باران است
بریز بر سر من اشک نم نمت را باز
دلت می آید از این دلشکسته دست کشی
دلی که چنگ زده حبل محکمت را باز
به پشتوانه ی لطفت گناه کردم من
ببخش با کرمت ذنب آدمت را باز
دلم گرفته برای دو دم گرفتن ها
بدم به روح زمینگیر من دمت را باز
اگر که فاطمه در بزم روضه هست،که هست
بگو چگونه کنم شرح ماتمت را باز؟
به سمت گود سرازیر میزدند تو را
به تیر و نیزه و شمشیر میزدند تو را
ادامه مطلب
.jpg)
صد شکر که از راه محرم آمد
از هر سر کوچه نوحه و دم آمد
هر کس که رسیده زیر پرچم آمد
لاتی وسط دسته ی ماتم آمد.

ادامه مطلب
.jpg)
تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید
مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید
کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید
حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید
دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید
گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید
زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید
میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید
جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد…
ادامه مطلب
.jpg)
فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود
باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود
باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند
کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


