ورورد به ماه محرم

 

از ازل پرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم

با نوای مادری محزونه همدم گشته ایم

ما همه انصار زهرائیم مردِ گریه ایم

محرم غمخانه ی ماه محرم گشته ایم

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 1:01 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

حالِ ما حال پريشانيِ عالَم باشد
موسم آمدنِ مـاهِ مُـحَـرَم باشد
اين چه حاليست كه در هيئت ماشدپيدا
وقت برپا شدن بيرق و پرچم باشد
هركه گريان شده است از كرم فاطمه است
بخدا بي بي ما صاحب هرغم باشد
اذن داريم كه ما وارد اين بزم شديم
پاي جنت همه هستيم ،كه محكم باشد
نوكري در غمِ او لذتِ ديگر دارد
اشكِ نوكر به شهنشاه چو نم نم باشد
روزگاريست كه ما سينه زن اربابيم
تا قيامت هم اگر سينه زني، كم باشد
اشك و اسفند چو باهم برود، عطرشود
لطمه و سينه زني، شورِتو درهم باشد
سال تا سال فقط منتظر ماه توئيم
نوكرت زنده به ذكرِتو و اين دم باشد
شب سوم به خدا روضه ي سختي دارد
روضه ي طفل و خرابه پرِ ماتم باشد


علی احمدیان- جنت


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 12:59 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دوباره سنج و علم کار دستمان داده

به صفحه سوز قلم کار دستمان داده

دوباره نوحه ی ” هرلحظه بوی کرب و بلا

عجیب شوق حرم کار دستمان داده

خوشیم با غمت ای شاه عالمین حسین

همیشه واژه ی غم کار دستمان داده

محرم آمد و هستیم پس خدارا شکر

نمک زخوان کرم کار دستمان داده

خیال باب ورودی شارع العباس

حرم قدم به قدم کار دستمان داده

دوباره شوق رسیدن به اربعین حسین

شده است فکر عجم ،،،کار دستمان داده

شاعر : نوراءنریمان


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 12:55 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

ورود به ماه محرم

 

بسم الکریم... مَن هوَ إحسانُه قَدیم

ما را نگار، کرد به میخانه اش مقیم

بوی لباس خونی ارباب می رسد

صوت حزین مادر سادات.... بگذریم

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 12:48 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

رنگ عالم شد سیاه

درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یاحسین

درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

چونکه بالاتر نداشت

درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه

در مِنا امسال آه

علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه

جلد مانند لباس

بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه

پوست درسینه زنی

سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه

بین این رنگین کمان

دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه

برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه

 

مهدی رحیمی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

شکرلله که من مرغ همین بام شدم
جلد میخانه ی تو در همه ایام شدم
هر کجا نام تو آمد به تنم جان آمد
تو چه کردی که چنین عاشق این نام شدم

دل من بود پر از غصه ی عالم آقا
چایی روضه ی تو خوردم و آرام شدم
چشم پا کردم و دیدم که تو صیاد منی
آمدم رقص کنان وارد این دام شدم
چون زهیر تو حسین عبد فراری بودم
آری از معجزه ی روضه ی تو رام شدم
رفت عمر و به حرم پای من آخر نرسید
روی قبرم بنویسید که ناکام شدم

محمد حسین رحیمیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:22 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

باز این چه شورش است، پریشان شدم حسین

ماه محرّم آمد و گریان شدم حسین

تا که هلال ماه عزایت حلول کرد

دل بیقرار و بی سرو سامان شدم حسین

این سفره های روضه پر از رزق و برکت است

شکر خدا دو مرتبه مهمان شدم حسین

ممنونم از نگاه کریمانه ات که باز

ماندم، گدای بزم محبّان شدم حسین

با اینکه پر گناهم و شرمنده ام ولی

بخشیده ای که شامل احسان شدم حسین

از لحظه ای که اذن محرّم گرفته ام

بی تاب قصه ی لب عطشان شدم حسین

وقتی ز خون تو رگ اسلام تازه شد

قطعاً به خاطر تو مسلمان شدم حسین

دستم به کربلا شب اوّل نمی رسید

پس عازم بهشت خراسان شدم حسین

 


جابر عابدی (خادم کاشانی)


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:20 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::         27   28   29   30   31   32   33   34   35   36  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید