.jpg)
از کاروان خسته به گوشم صدا رسید
سعی و صفا رها شده و نینوا رسید
فریاد قدسیان همه شد تا فلک بلند
شادی گذشت موسم درد و بلا رسید
طفلان تشنه لب همگی العطش زنان
فریادشان بلند شد و تا خدا رسید
بشنو از ان گلو که نبی بوسه زد بر ان
کارش در این دیار بلا تا کجا رسید
در ان میان صدای علی اکبر جوان
انقدر شد بلند که حالا به ما رسید
امید اب نیست هلا تشنگان بهوش
هنگام التماس دعا به دعا رسید
ادامه مطلب
.jpg)
به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو
که بال و پر بزنم پای روضه ی سر تو
ببخش با پر زخمی , به زحمت افتاده
لباس نوکریم را بریده مادر تو
چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی میگفت
رسیده رزق حسینیه ازبرادر تو
شبیه حضرت زینب به سینه می کوبم
که مقتدای عزادارهاست خواهر تو
به چشم من همه جا روضه شما بر پاست
تمام عالم آدم شدند مضطر تو
اگر کویر ترک روی هر ترک دارد
کشیده خشکی لبهای زخم پرپر تو
خزان و ریزش برگ از درخت در همه جا
شد است در دل من روضه خوان اکبر تو
طلوع , بردن بالای طفل شش ماهه است
غروب , خون گلوی علی اصغر تو
زمان بارش باران همیشه میبارم
برای بارش تیر و امیر لشگر تو
شب عروسی هر کس به سینه میکوبم
برای حجله قاسم گل برادر تو
من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم
که قول تو نرود گر رود زتن سر تو
بیا و قول بده آخرین دمم برسی
به راه آمدن توست چشم نوکر تو
ادامه مطلب
.jpg)
ورود به ماه محرم
یازده ماه از خدا این روزها را خواستم
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم
اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم
یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم
قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم
از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم
هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما
یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم
کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که
هردعایی کردم اول کربلا را خواستم
شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها
طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم
گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی
یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم
از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع
روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم
اهل عالم دارد از ره ماه ماتم میرسد
هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد..
ادامه مطلب
.jpg)
عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است
یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است
از عرش تابه فرش تمام فرشتگان
فریاد می زنند که ماه محّرم است
هفت آسمـان پُر است ز گرد عزای تو
چشمـان مهر و ماه ز داغ تو پُر نم است
کعبه سیاهپوش عزایت شد و هنوز
شور غمت به سینۀ پُر شور زمزم است
بعد از گذشت این همه سال از شهادتت
گلزار دین هنوز ز خون تو خُـّرم است
تا با خبر شوند همه عالم از غمت
یادآور غم تو رسول مکّرم است
تا فیضی از فضیلت غم های تو برند
خلوت نشیـن سوک تو موسی و آدم است
هرجا به پاست محفل سوکت، به پیش چشم
تصویر کربلای تو آنجا مجسّم است
از هر غمی که بر دل ما خیمه می زند
فرموده اند گریۀ بر تو مقّدم است
ازحُرمت غمت چه بگویم که تا به حشر
زهرا سیاهپــوش عزایت دمادم است
چون محتشم «وفائی »غمگین به گریه گفت
«باز این شورش است که در خلق عالم است»
ادامه مطلب
.jpg)
بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را
از گلوی بغض هایم باز کردم گریه را
مثل یک مادر که فرزندش زدستش می رود
اقتدا کردم به او ابراز کردم گریه را
این سیاهی های هیئت چادر خاکی او است
با غم پنهانی اش همراز کردم گریه را
تا که از ذکر غریب مادر افتادم ز پا
با نگاه او پر پرواز کردم گریه را
سایه ای را بر سرم حس می کنم در روضه ها
در پناه فاطمه آغاز کردم گریه را
گفته اند ؛ اذن دخول ماه غم یا فاطمه است
روزی اشک محرم های ما با فاطمه است
شال غم بر روی دوشم پیرهن مشکی به تن
آرزو دارم شود این جامه بر جسمم کفن
محتشم دم می دهد باز این چه شور و ماتم است
گویی آویزان شده از عرش کهنه پیرهن
تا که از خانه به قصد روضه بیرون می زنم
حیدر کرار می آید به استقبال من
فاطمه پایین مجلس مینشیند پیش در
می نشاند صدر مجلس گریه کن ها را حسن
خواهرش برسینه می کوبد برادر کاش کاش
وقت بوسه از رگت میرفت جانم از بدن
آنقدر پای تنت بر سینه و بر سر زدم
پیش چشمم پرپرت کردند و من پرپر زدم
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار هلال محرم – یاسر حوتی
دوباره بوی محرّم، دوباره بوی خدا
دوباره روضه ی ارباب، روضه ی سقّا
دوباره هیئت و زنجیر و سینه و لطمه
دوباره بیرق سرخ حسین و بزم عزا
دوباره هروله ی شور، کوچه واکردن
دوباره وعده ی دیدارمان به کرب و بلا
کتیبه ها و سیاهیّ و محتشم خوانی
دوباره ناله و آه و بساط اشک و بکا
دوباره روضه ی تیر و کمان و طفل رباب
که تشنه پر زده جوجه ز ساحل دریا
دوباره صیحه ی ارباب و ناله ی ولدی
کنار پیکر صد چاک اکبر لیلا
دوباره گریه ی طفل سه ساله ی مضطر
که بوسه زد به گلوی بریده ی بابا
دوباره شام غریبان و آتش و دود و ....
....صدای سیلی و اشک یتیم در صحرا
تمام دشت ز طیر و وحوش سیرابند
عزیز فاطمه تشنه است اف به تو دنیا
دوباره بانوی پهلو شکسته ای خواند
کنار گودی مقتل" غریب مادر "را
دوباره شیهه ی اسبی که واژگون زین است
که دید زینب و آهی کشید وا أُمّا
کسی که زینت دوش حبیب داور بود
تنش سه نقطه و رأس بریده اش امّا
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار هلال محرم
سلامٌ علی ساکن کربلا ؛ غم رسید
دوباره بوی کربلا بر مشامم رسید
دوباره دل آتش گرفت و جگر آب شد
بوی عطر اسفند ماه محرم رسید
خدا بار ما را در این یک دهه بسته است
چه فیض عظیمی به ما زیر پرچم رسید
خوشامد گوی هر شب روضه ها فاطمه ست
خودش زود تر از همه با قد خم رسید
خدایی دم سینه زن های ارباب گرم
خدایی دم عیسوی کِی به این دم رسید ؟
عجب رتبه داده زهرا به این اشک ما
به زخم رگ حنجره تشنه مرهم رسید
صدای بنّی رسید و دل خواهرش پاره شد
به قربانگهش عاقبت ذبح اعظم رسید
همه روضه خوان های دلسوخته آمدند
کمیت آمده ، محتشم با مقرم رسید
ادامه مطلب
.jpg)
شكر خدا كه زنده هستم اين محرم
باز آمدم زير لواي اشك و پرچم
گر ما بديم با خوبها خوانديم درهم
ما با دعاي مادرت بوده مسلم
آقا براي ماه تان دلتنگ بودم
دلتنگ رخت و شال مشكي رنگ بودم
از كودكي با عشقتان من قد كشيدم
مهري نما من از تو جز خوبي نديدم
هر جا كه بوده روضه ات با سر دويدم
با رو سياهي آمدم كن رو سپيدم
من را جدا از خود نكن تا زنده هستم
حُرّي بساز از من كه من شرمنده هستم
باز آمدم تا يار سينه چاك باشم
در روضه هايت زائر افلاك باشم
اشكي بده تا پاك پاك پاك باشم
شايد كه سال بعد زير خاك باشم
اي كاش با عشق شما زيبا بميرم
در كربلا در ظهر عاشورا بميرم
تو پرچمت باشد سيه من رو سياهم
تو عصمت مطلق ولي من در گناهم
تو پادشاه و من سياهيِّ سپاهم
اما هميشه با شما در قتلگاهم
عمري بُوَد با داغتان بد حالم آقا
لطمه زنانِ روضه ي گودالم آقا
تو بودي و در امتحانِ حق قبولي
تو بودي و مظلومي آل رسولي
تو بودي و گودال بود و شمر و خولي
آمد سنان با نيت و قصد فضولي
يك دفعه با پا پيكر تو زير و رو شد
دستان زينب آن طرف تر پر ز مو شد
ادامه مطلب
.jpg)
ورود به ماه محرم
آمد محرّم نبض عالم ایستاده
از حرکتش حتّی زمین هم ایستاده
ما پیرو دستور «فابک للحسین» یم
بر آفتاب دیده شبنم ایستاده
وقتی که پا در این حسینیّه نهادم
بر تو سلام از دور دادم ایستاده
جارو کش فرش عزایت جبرئیل است
فرشی که رویش عرش اعظم ایستاده
دم : «یا حسین» و بازدم : «جانم حسین» است
نامت میان نوحه و دم ایستاده
پیش خدا روز قیامت سربلند است
هر کس که پای تو مصمّم ایستاده
باید یزیدی های این امّت بدانند !
که شیعه در خط مقدّم ایستاده
وَ الله که از هر عذابی در امان است
سینه زنی که زیر پرچم ایستاده
از بس «أنا العطشان» تو خورده به گوشش
از جوشش خود چاه زمزم ایستاده
ده روز دیگر خواهری در بین گودال
پهلوی جسم نامنظّم ایستاده
ادامه مطلب
.jpg)
در روضه هميشه ديده ي تر داريم
داغي به دل از غريب مادر داريم
عشق است اگر دوباره در ماه عزا
بين الحرمينشان قدم برداريم
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


