اشعار استقبال از محرم –  رحمان نوازنی

 

شب اول

 

فریاد زد مکبر صحنین کربلا

ماه محرم آمده ؛ قد قامت العزا

 

قد قامت العزا همگی پا شدند و بعد

اما یکی یکی همگی تا شدند و بعد

 

قد قامت العزا قد مادر شکسته تر

قد علی و قد پیمبر شکسته تر

 

صف های گریه دور و بر عرش بسته شد

حتی خدا هم از غم او دل شکسته شد

 

تکبیره الحسین که احرام او شکست

وای استخوان سینه و اندام او شکست

 

تکبیره الحسین دورکعت نماز کرد

اما همین که رو به رسول حجاز کرد

 

باران سنگ صورت او را ملول کرد

از هر طرف که سنگ زدندش قبول کرد

 

الله اکبر آه که آبش نداده اند

یک جرعه هم به طفل ربابش نداده اند

 

الله اکبر آه که نیت نموده اند

در قتلگاه چیست که قسمت نموده اند؟

 

یا ایها الصلاه نمازش شکست وای

صد بار شمر بر سر سینه نشست وای

 

یا ایها الصلاه نمازش به سجده ماند

یک نانجیب از سرش امامه را کشاند

 

یا ایهاالصلاه رکوع عمود چیست؟

در جمع خیمه غارت بود و نبود چیست؟

 

یا ایها الصلاه شب اول است این

تازه شروع یک کمی از مقتل است این

 

یا ایها الصلاه بگو عازمم کنند

امشب دوباره گریه کن مسلمم کنند

 

رحمان نوازنی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:41 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به ماه محرم

 

ای بر لب تو  زمزمۀ ماه محرّم

بنهاده سر از شوق به درگاه  محرّم

از حنجر گلگون شهیدان خدایی است

پیغام تو را: گم نکنی راه محـرّم

بر گنبد افلاک ملک برد و برافراشت

پرچم ز کف قائد خونخواه محرّم

با فوج ملک همدل و همراه و هم آواز

شد خیل عزادار دل آگاه محــرّم

این قافله در قافله آتشکده دل هاست

افروخته از غصّۀ جانکاه محرّم

در خشک و تر عالم و آدم زند آتش

گر شعله کشد از سر نی آه محرّم

جز غنچۀ لب های علی اصغر گلپوش

بر خنده نشد باز لبی گاه محرّم

ما خیل گدایان  سر کوی  حسینیم

باشد نظر لطف کند شاه محرّم

 

عباس خوش عمل


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:40 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به ماه محرم

 

رخصت بده كه خیمـۀ مـاتم به پا كنیم

پیـراهـن سیـاه بـه تن با شمـا كنیم

آیـد صـدا ز غیب كـه قـد قـامت العـزا

رخصت بـده اقـامۀ بـزم عـزا كنیم

در حـد مـا كه نیست ولیكـن خـدا كنـد

بر گـریـه های روز و شبت اقتـدا كنیم

دو كـاسه اشك و یك دل خونین ز داغ را

آورده ایـم  نــذر غـم كـربــلا كنیم

موعود هل اتی چـه شـود یك مُحّـرمی

تو روضـه ای بخوانی و ما جان فدا كنیم

بر ما بخـوان تو روضـۀ شیب الخضیب را

تا گـریه بـر حسیـن سر از تن جدا كنیم

«تكلیف انتقام شهیدان بدوش توست »

ای منتقـم بـرای ظهــورت دعا كنیم

مـاه محّـرم است «وفائی» به ناله گفت

با ناله های خویش جهـان را صـدا كنیم

سید هاشم وفایی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:39 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به ماه محرم

 

دوباره در سرم شور جنون است

دوباره بر مشامم بوی خون است

فقط رمز ورود عشق بازی

حروف حا و سین و یا و نون است

***

دوباره اشك ها، سامان گرفته

مصیبت، راه بی پایان گرفته

برای گریه بر لب های خشك است

دو چشم ابر اگر باران گرفته

 

حمید رمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:38 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به ماه محرم

 

در عشق اقتدا به اویس قرن كنیم

این دیده را ز اشك، عقیق یمن كنیم

امسال هم تمام پس انداز گریه را

قسمت شده كه خرج سیاهی زدن كنیم

"حی علی العزای" خدا می رسد به گوش

باید لباس مشكی خود را به تن كنیم

یعقوب خون جگر شده ی چشم من بیا

گریه برای غارت یك پیرهن كنیم

هنگام غسل دادن من، روضه خوان بگو

هرگز نخواسته بدنش را كفن كنیم

او نوكر است، نوكر ارباب بی كفن

خوب است بوریا كفن این بدن كنیم

 

وحید قاسمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:37 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مــاه مــحــرم آمـد و وقـت غـم و عزا شده

صحن و سرای دل پر از نسیم کربلا شده

تمام شـهر می شود مـرثیه خوان ماتمت

دوباره روضه های غـم به لطف تو بپا شده

نیّت این غزل فقط عرض ارادت است و بس

وزن و ردیف و قافیه به عـشق تو بنا شده

رحـمـت حقّ چـرا شده تا به ابد نصیب دل

این دل پر گـناه مـن با تو چون آشـنا شده

طـواف شش گوشه شده تمام آرزوی مـن

اگــر عـنایتی شـود حـاجـت مـن روا شده

به کـوفـه آمده اگـر به دعـوت شما حسین

از طـرف شـما فـقـط به حـقّ او جفا شده

مــرام کـوفـیـان ولی بـوی وفــا نـمـی دهد

با لب تـشـنه عاقبت سر از تنش جدا شده

از غم غربتش ببین خون شده چشم آسمان

مــیــان دشــت نـیـنــوا پــیـکــر او رها شده

محسن زعفرانیه


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:37 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دوباره ماه محرم دوباره بوی حسین(ع)

  دوباره نوشش می از سر سبوی حسین(ع)

 

دوباره ماه تاثر دوباره ماه عزا                              

   دوباره سینه زدن در میان کوی حسین(ع)

 

دوباره شهر بپوشد به تن لباس سیاه      

  رواج هیئت ومسجد زآبروی حسین(ع)

                                                                      

دوباره ذکر حسین بر لبان پیر وجوان

دوباره نغمه "هل من"رسد زسوی حسین(ع)

    

دوباره یاد شهیدان کربلا کردن

دوباره خوی گرفتن به خلق وخوی حسین(ع)

 

دوباره لطف خدائی برای شخص زهیر

ونیک عاقبتی بعد گفتگوی حسین(ع)

 

دوباره حر پشیمان به محضر مولا

عوض نمودن دنیا به تار موی حسین(ع)

 

دوباره قاسم واکبر، عمویشان عباس

فدای حق شده در جنگ با عدوی حسین(ع)

 

دوباره علقمه وقتلگاه شاه شهید

دوباره ناله زینب به جستجوی حسین(ع)

 

گرفتنش به بغل جسم بی سر مولا

دوباره بوسه زدن بر رگ گلوی حسین(ع)

 

دوباره شام غریبان به خیمه ها آتش

زنان دربدر وخواهر نکوی حسین(ع)

 

دوباره یاد اسارت برای آل ا...

ویاد سنگ پرانی  به راس و روی حسین(ع)

 

دلم گرفته  خدایا زماتم مولا

نما تو قسمت من زائری به کوی حسین(ع)

 

اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:36 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

به زيتون و شمس وضحي ها قسم

به الطاف پنهان و پيدا قسم

به شب هاي قدر پر از رمز و راز

به غم هايي از جنس فردا قسم

به پاكان گمنام بي ادعا

به نبض تكاپوي معنا قسم

به دل هاي آيينه ي عارفان

به تسبح و ذكر خدايا قسم

به غمنامه هاي غريب غروب

غزلتوبه هاي دريغا قسم

به تنهايي يادكار نبي

كبوداي پهلوي زهرا قسم

غزلمويه هايي كه در گوش چاه

غريبانه شب خواند مولا قسم

به هفتاد و دو گل كه پرپر شدند

لب  تشنه در عمق صحرا قسم

به دستي كه بر آب پاشيد آب

به مشك به د ندان سقا قسم

به راوي دشت بلايي كه گفت

و بود آ نچه ديديم زيبا قسم

به آ نا ن كه در دوره ي انتظار

هميشه و هر جا قسم

حسيني شمارم و يا زينبي

به زيتون و شمس و ضحي ها قسم

شعر از: محمد علي ساكي

انچه ديديم زيبا قسم


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محــرم...

ای روزگار ای روزگار

 کشته منو دوری یار

داره محرم میرسه ...

یه دستی رو دلم بذار

 

غلام داری هزار هزار

گریه کنات چه بی شمار

این همه سینه چاک داری

منو دیگه میخوای چیکار


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﻒ ﻣﺎﺗﻢ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ 
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺒﺶ ﭼﻮﻥ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ 
ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺏ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ 
ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﺳﺖ 
ﺳﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯽ ﮔﻞ ﺭﻭﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﯾﻢ 
ﺍﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﯾﺎﺭ ﻫﺴﺖ ﺑﺴﺎﻃﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺍﺳﺖ 
ﺍﺷﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﭼﻮ ﯾﺎﺩ ﺍﺯ ﻏﻤﺶ ﮐﻨﯿﻢ 
ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺯﻟﻒ ﺩﻟﺒﺮ ﻣﺎ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺍﺳﺖ 
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺍﯼ ﻏﺮﺑﺖ ﺗﻮ ﺟﺎﻥ ﺩﻫﻢ ﺣﺴﯿﻦ 
ﮔﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻏﻤﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ

علی اکبرلطیفیان


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 دی 1395  | 11:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 36 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید