.jpg)
ارباب روی نوکریِ من حساب کرد
با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد
هرکس شنید ناله ی حی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

ادامه مطلب
.jpg)
سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد
دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم می رسد

ادامه مطلب
.jpg)
چشم اگر امسال را هم آبروداری کند
گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند
هر کسی اینجا هنر کرده است با اشک آمده است
کاش پلک از این هنرها پرده برداری کند

ادامه مطلب
.jpg)
برپا شده است در دل من خیمه ی غمی
جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی
عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی
بر سیل اشک خانه بناکرده ام ولی
این بیت سُست را نفروشم به عالمی
گفتی شکار آتش دوزخ نمی شود
چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی
دستی به زلف دسته ی زنجیرزن بکش
آشفته ام میان صفوف منظّمی
می خوانی ام به حُکم روایات روشنی
می خواهمت مطابق آیات محکمی
ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد
تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...
ادامه مطلب
.jpg)
باز ده شب میشوم بارانی از غم های تو
باز اشک گریه کن ها پای ماتم های تو
این دهه درخانه اش مهمان زهرا میشویم
مادرت بانیست پایان محرمهای تو
زیر خیمه راه از بیراهه روشن میشود
رشته حبل المتین ماست پرچم های تو
از علاج دردهای من طبیبان عاجزند
چشم امیدم فقط مانده به مرهم های تو
از قدیمی ها شنیدم در میان روضه ها
مرده زنده میشده از برکت دم های تو
هرکسی روضه میاید پیشوازش میروی
جان نوکرها فدای خیر مقدم های تو
کشته مرده های تو روزی مسیحا میشوند
عالمی در حسرت عیسی بن مریم های تو
ارزش گریه به تو برگ امان محشر است
دلخوشیم آقا به این قدر مسلم های تو
فیضی از این گریه ها مقتل نویسان میبرند
شیخ جعفر شیخ عباس و مقرم های تو...
میشود فیض شهادت را نصیب من کنی؟
میشود من هم شوم از خیل آدم های تو؟
از سر نیزه ببین خیلی مزاحم میشوند
یک نفر دارد سر آزار محرم های تو
ای سر بی تن ببین خون بر دل سادات شد
آه بر اهل حرم خرما و نان خیرات شد
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار سرخ دلشکنش را بیاورید
دمنوحههای سینهزنش را بیاورید
دارد صدای قافله از دور میرسد
اسفند وقت آمدنش را بیاورید
بعد از کتیبههای حسینیه زودتر
سینیِ چای ریختنش را بیاورید
دادم لباس مشکی خود را به مادرم
آری بساط دوختنش را بیاورید
دلشوره های خواهر او بیشتر شده
اسباب غمنداشتنش را بیاورید
سر نیزه های کوفه صدا میزدند تو را:
«ما تشنهایم؛ پس بدنش را بیاورید»
دارد به قتلگاه چه نزدیک میشود
زینب - رباب، پیرهنش را بیاورید
حالا رسیده عصر دهم، گفت خواهرش:
اموال غارتیِ تنش را بیاورید
ادامه مطلب
.jpg)
ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم
غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم
هرسه شنبه صبح یا که هرشب جمعه کمیل
باده ی تقوای خود را پای پرچم میخوریم
یک برنج از ظرف نذری تو ما را بس حسین
رزق طول سال خود را از محرم میخوریم
ما چنان سرویم از وقتی برایت خم شدیم
تا تو هستی کی زمین با قامت خم میخوریم؟
با تو در هر مشکلی راه نجاتی هست لیک
مطمئنا بی تو بر دیوار محکم میخورم
تو بزرگی پس بزرگی کن شفاعت کن حسین
ورنه چوب معصیت ها را دمادم میخورم
در جوانی پاک بودن شیوه عشاق توست
شرمساریم از شما که غصه ات کم میخورم
تربت کرب و بلا درمان کل دردهاست
وقت های ناخوشی یک ذره مرهم میخوریم
داغ اکبر داغ قاسم داغ سقا داغ مشک
غصه هایت را میان روضه هم میخوریم
ما محرم زاده ایم کل سال آواره ایم
روزها یاد تنت ، شب یاد مشک پاره ایم
ادامه مطلب
.jpg)
در دلم باز هم حرم بزنید
چادر و بیرق و علم بزنید
روی سر درب سینه پارچه ی
"از در تو نمی روم" بزنید
چرک پیشانیم بشویید و
روی آن مهر نوکرم بزنید
طوق یک عمر نوکری را هم
باز امشب به گردنم بزنید
روضه خوان های حضرت زهرا
از عزیزش حسین دم بزنید
مقتل از دست روضه خوان افتاد
دور این روضه را قلم بزنید
روضه ای را که گفت روی حسین
با سُم اسب ها قدم بزنید
ادامه مطلب
.jpg)
هر آینه دلى ست که حیران کربلاست
در هر کجا سرى ست، پریشان کربلاست
داغى اگر که هست به این سینه داغ توست
ماتم اگر که هست ز هجران کربلاست
اشک است این که دور حرم را گرفته است
آرى فرات دیده ى گریان کربلاست
چشمى که روشن است به اشک غم حسین
شمعى به بزم شام غریبان کربلاست
نوح ائمه گفت که نوحو على الحسین
کشتى شکست خورده ى طوفان کربلاست
جا دارد از کفن بگریزیم روز مرگ
از غربتى که در تن عریان کربلاست
افتاده صد ترک به بلور دل رسول
از هر ترک که بر لب عطشان کربلاست
روزِ حسین خون دل از دیده می رود
این گریه ى امامِ خراسان کربلاست
ادامه مطلب
.jpg)
با گریه ام عزای تو تکریم میکنم
دارو ندار خود به تو تسلیم می کنم
خالص ترین عصاره ی جان را شبیه اشک
بر روی دست دل به تو تقدیم میکنم
یک سال تا به ماه محرم رسانیم
هر صبحدم نگاه به تقویم میکنم
با بوسه ای زخاک در هر حسینیه ای
بر پیشگاه فاطمه تعظیم میکنم
هر تکیه ی عزای تو بیت الحرام ماست
بر خویش هر چه غیر تو تحریم میکنم
از کودکی تمام پس انداز سال را
با سفره ی عزای تو تقدیم میکنم
در هیئت تو با تن احرام بسته ام
یاد شکوه مسجد تنعیم میکنم
با ذکر یا حسین که توحید مطلق است
حبل المتین عشق تو ، تحکیم میکنم
هربار با سلام به تو آب می خورم
غوغای تشنگی تو تفهیم میکنم
گفتا رقیه با دهن ضربه خورده ام
لبهای خیزران زده تکریم میکنم
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


