.jpg)
دل بی قرار تو ام حسین
من سربدار تو ام حسین
اسیر دست عدو نیم
من گرفتار توام حسین
من اسیر دام عشقم ای یار
در دام عشقت شدم گرفتار
سردارم اما ز اوج غربت
سر می گذارم به روی دیوار
سالار زینب ثارالله
می آید از کوفه بوی غم
داده به کامم سبوی غم
از غریبی ِ مسلم تو
خونین شده رنگ و روی غم
می نگرم از دارالعماره
خنده ی لبهای یک ستاره
می ترسم از این غم چه بگردد
گهواره خلی ز شیرخواره
سالار زینب ثارالله
یک دم اگر می شدم رها
می آمدم سویت از وفا
می گفتمت ای حبیب من
جان رقیه کوفه میا
کوفه گرفته رنگ شرارت
می آید از آن بوی حقارت
میا که گردنبند رقیه
می رود از کینه ها به غارت
سالار زینب ثارالله
ادامه مطلب
.jpg)
وی این خاک غم زده غم غربت داره دلم
توی شهر کوفه شده کوچه گردی کار دلم
دیگه از غم پریشونم پای عشق تو می مونم با لب تشنه می خونم
یا حسین مولا
کوفه دنیای نیرنگه آسمونش پر از سنگه برای تو دلم تنگه
یاحسین مولا
توی کوچه، تک و تنها، میون شب زنده داری
مینویسم، روی دیوار،با خون دل یادگاری
مهمونه چشام بارونه هر طرف نگام حیرونه زندگی برام زندونه
آتیش بی وفاییه تو دلای سیاهشون
کینه و بی حیایی توی عمق نگاهشون
همه جا بوی غم داره دلم از غصه خون باره که رقیه شد آواره
یا حسین مولا
همه در جنگ احساسن دشمن لاله و یاسن فکر چشمای عباسن
یا حسین مولا
صورت من غرق خونه ولی رو، سفید عشقم
از تو دورم ولی اینجا اولین، شهید عشقم
چون شهادتم تقدیره ذکر بر لبم تکبیره چشم به راه من شمشیره
ادامه مطلب
.jpg)
سفیر راه هدایتم
شهید راه ولایتم
حسین وآ آ آ آ
به یاد امیرم همیشه بی تابم
الهی بمیرم برای اربابم
به جانب تو سلام من
فقط تو هستی امام من ببین سرانجام من
میا کوفه حسین
دوباره پیمان شکسته شد
نصیب من دست بسته شد
حسین وآ آ آ آ
به یاد غم تو رسیده جان بر لب
شده دل پریشان به خاطر زینب
عطش زده بر لبم شرر
میا به این راه پر خطر حذر کن از این سفر
میا کوفه حسین
غریب و بی یار و یاورم
رسیده ساعات آخرم
حسین وآ آ آ آ
ز تو ای کسی که عزیز زهرایی
به تیر و به نیزه شود پذیرایی
نمی شد این لحظه باورم
به فکر عباس و اکبرم فدایی اصغرم
میا کوفه حسین
ادامه مطلب
.jpg)
ای ماه من جان علی کوفه میاد
هر جا میری برو ولی کوفه میاد
چون لاله ای خونین شده پیکرم
شکسته با سنگ ملامت سرم
کوفه میاد زمزمه ی آخرم
اگه می آی بیا ولی زینبت و نیاری
اگه می خوای که داغت و روی دلش نذاری
آقا آقام نیا نیا
می میرم و دارم به لب این زمزمه
کوفه میا ای نور چشم فاطمه
به روی این دارالعماره حسین
ذکرم شده با هر اشاره حسین
بیا نما بر من نظاره حسین
آرزوی دلم شده ببینمت دوباره
نام شما رو می برم با این لبان پاره
آقام آقام میا میا
خیره شده سوی مدینه دیده ام
شد سنگ کین سهم لب خشکیده ام
ادامه مطلب
.jpg)
میا به کوفه کوفیان شرم و حیا ندارن
داغ تو را به سینه ی زینب تو گذارن
میا به کوفه که رود به نیزه ها سر تو
اسیر کوفیان شود سه ساله دختر تو
میا به کوفه اصغرت پاره گلو نگردد
سه ساله ات کتک خور خیل عدو نگردد پی عمونگردد
میا به کوفه تاسرت تشت طلا نبیند
لب کبود وخشک توچوب جفا نبیند پسر تورا نبیند
میا به کوفه تاسرت تشت طلا نبیند
لب کبود وخشک توچوب جفا نبیند زینب تورا نبیند
میا به کوفه عاقبت به خاک گرم صحرا
سرت جدا شود ولی به پیش چشم زهرا رود فراز نی ها
میا به کوفه خواهرت داغ تورا نبیند
گل محبت از رگ بریده ات نچیند
ادامه مطلب
.jpg)
ای فخر دل غم زده از خاک در تو
در غربت این شهر شدم در به در تو
از عشق تو سر می دهم این آخر عشق است
این هدیه نا قابل من نذر سر تو
ای کاش نسیمی برساند به تو پیغام
از عاشق در لجّه ی خون غوطه ور تو
بازار پر از نیزه و شمشیر و سنان است
ای کاش در این شهر نیفتد گذر تو
دیگر به لب مرد و زن اینجا سخنی نیست
غیر از سخن جایزه از بهر سر تو
برگرد از این راه،که ترسم بگذارم
داغ علی ِ اکبر تو بر جگر تو
این جا به همه حرمله با دست نشان داد
تیری که جدا کرده برای پسر تو
عهدی که شکستند دوباره همه بستند
این بار ولی عهده شکسته کمر تو
غوغاست برای زدن چشم اباالفضل
اینجا همه خارند به چشم قمر تو
ادامه مطلب
.jpg)
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش نالهی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافلهی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیهی گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشهی صحن و سرای خود بردی
بر سر دارم به عشقت سرفرازی می کنم
با طناب دار مولا عشق بازی می کنم
کوفه میا پسر عموجان ثارالله ثارالله
کوفه سر فصل خزان است کجا میایی
حرف کینه به میان است کجا میایی
بامهایی که همه گل به سویم ریخته اند
ذاتشان سنگ پران است کجا میایی
نیتی که همه دنبال ادایش هستند
کشتن تشنه لبان است کجا میایی
پسر عمو میا .......
به این کوفه میا ......
به جان فاطمه .......
ادامه مطلب
.jpg)
پیک مجروح تو شرمنده ات آقا شده است
یار آواره ات ای یار چه تنها شده است
عرق شرم من و اشک دو چشمان من است
اگر این شهر شبیه شب دریا شده است
تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد
که برای حَرمت کوفیه مهیا شده است
خبرت آمده و دست به کارند همه
شهر آذین شده بازار چه غوغا شده است
سنگ ها دست به دست از همه جا جمع شده
پای خاکستر و آتش همه جا وا شده است
کوچه هایش چقدر مثل مدینه تنگ است
وای هر کوچه پر از روضه زهرا شده است
شیرخواران پس از این خواب ندارند که با
تیر چون نیزه ی خود حرمله پیدا شده است
از همان روز که دیدند چه دارد با خود
حرف شش ماهه زدن بر نوک نی ها شده است
من از آن کعب نی و هلهله ها فهمیدم
که از امروز سر طفل تو دعوا شده است
گوشواره، گل سر، چارقد و گهواره
رسم سوغاتی نا مردم اینجا شده است
گرمی مجلس نامحرم بی پروایش
خنده بر بی کسی دختر نوپا شده است
هیزم آورده بریزد به تنورش خولی
در تنوری که به امید تو بر پا شده است
آه برگرد که در بین حرامی هایش
سند سوختن دخترت امضا شده است
ادامه مطلب
.jpg)
کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم ای دریغ از خانه ای تا لحظه ای ما وا کنم
کوچه گردی من از شهر مدینه باب شد دست بسته اقتدا بر حضرت مولا کنم
گوییا یک مرد از نامه نویسان نیست با که یا رب شکوه از این بی وفا ییها کنم
می زنم بر قلب لشکر از یسار و از یمین یا علی گویم و با رزم خود غوغا کنم
قطع سازم ریشه هر چه علی نشناس را من حسینی مذ هبم از خصم کی پروا کنم
با غها ر ا هر چه گشتم تیر بود و نیزه بود آب هم در کار نیست افطار خود را وا کنم
با لب و دند ان شکستن راضی نیستند یاد اطفال عزیزت صبح و شام آوا کنم
از همان جایی که هستی جان زینب باز گرد دلبر ا رویی ندارم که سر بالا کنم
رحم کن بر دختر شیرین زبا نت یا حسین عقد ه ها دارد دلم باید تو را افشا کنم
کاش بودم شام و کوفه تا که هنگام ورود جسم خود را فرش را ه زینب کبرا کنم
ادامه مطلب
.jpg)
بالا گرفت بر من دل خون چه کار ها صیاد من شدند تمام شکار ها
بی مایگان به دایه انیسند تا به تیغ زنگار بسته آینه کار زارها
بی مهر و موم نامه به هم قرض می دهند نان قرض می دهند به همه خانه دارها
مهمان مطا ع رایج بازار کوفه است کسب حلال نیست در این رشو ه خوارها
مسلم برای زینب تو گریه می کند پیشا نیم شکسته در این کوفه بار ها
از بام کوفه بر لب تو می کنم سلام چون آفتاب بام میان غبار ها
از دور از گلوی تو بوسم ای عزیز گر وا کنند ره به لبم نیزه دارها
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


