محسن مهدوی

طفلان حضرت زینب(س)

 

کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم

باز هم باعث خشنودی مادر بشویم

نکند دیر شود لحظه ی پرواز از خاک

کاش ما هم بپریم و دو کبوتر بشویم

پس بگیرید ز ما منصب سرداری را

قصدمان است در این معرکه بی سر بشویم

آبرویی که خدا داده به ما می ریزد

اگر از قافله جا مانده و آخر بشویم

ما نداریم بهایی مگر از لطف خدا

پیشمرگان علی اکبر و اصغر بشویم

قدر یک پلک زدن مانده که در عرش خدا

زائر فاطمه و ساقی کوثر بشویم


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

پروانه نجاتی

طفلان حضرت زینب(س)

 

عجیب نیست زنی اشک را بخشکاند

صبوری اش جگر کوه را بلرزاند

در التهاب وداعی که بازگشت نداشت

زمین حادثه را دور سر بگرداند

بغل کند پسرش را زلال و آینه وار

درون کالبدش عشق را بتاباند

غرور نبض زند از نوک سرانگشتی

که میل سرمه به پلک پسر بلغزاند

سلام ای زن نستوه! هاله ی اندوه!

چگونه شعر کنار تو پر بیفشاند؟

چگونه واژه به تقدیس تو برآید، تا

به بیکرانه ی دنیا تو را بهماند؟

کدام واژه تو را سرکشد عزیز دلم

که هرم داغ تو آن واژه را نسوزاند؟

رسیده است برادر، ز خیمه بیرون آی!

نمی تواند از این درد، سر بچرخاند

گرفته روی دو دستش ستاره های تو را

و دشمن آمده تا کف زند، بشوراند

نسیم حلقه زده لای زلف خون آلود

که باز کاکل داماد را برقصاند

چه سخت بود زنی اشک را بخشکاند!

صبوری اش جگر کوه را بلرزاند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار شب چهارم محرم  – روضه طفلان حضرت زینب(س) - وحید قاسمی

 

چه وداعی چقدر جانسوز است

کربلا کرب والبکاء شده است

مادری پشت پرده ی خیمه

دست بر دامن دعا شده است

**

گریه های حرم سؤالی شد

راستی بانوی قبیله کجاست

شیرِ مردانِ زینب کبری ....

...کمی آهسته ؛پس عقیله کجاست

**

سخت از پیله خیمه دل کندید

بال پروازتان تَقَلّا کرد

نام زهرا گره گشاتان شد

قسم عشق کار خود را کرد

**

گرگهای گرسنه ی این دشت

در کمینند با خبر باشید

این خلیفه پرستهای حریص

لاله چینند با خبر باشید

**

نوه ی مرتضی شدن جُرم است

خونتان را حلال می بینند

تازه اسلام نابتان را هم

زیر تیغ سؤال میگیرند

**

شعله های نفاق این مردم

از سقیفه زبانه میگیرد

جان زهرا به فکر خود باشید

پهلو ها را نشانه می گیرند

**

خونِ دل روزی علی کردند

پشت پا می زنند این مردم

کوفه را با مدینه فرقی نیست

بی هوا میزنند این مردم

**

کوچه وا میکنند با حیله

کینه فتوای لاله کوبی داد

تجربه گفت:اولین کوچه...

....در مدینه جواب خوبی داد

**

راستی،سمت حرمله نروید

شرح این درد، مو به مو مانده

به خدا حیف چشمهای شماست

چند تیری برای او مانده


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار شب چهارم محرم الحرام – روضه طفلان حضرت زینب(س)

 

تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست

از درد غمت گریه بی چون و چرا هست

 

این دشت زیارتکده ی منظر توست

بی روی تو عالم همه در آتشِ آه ست

 

این قدر نگو یار نمانده ست و غریبم

تا دختر زهرا و ابر مرد خدا هست

 

تو تیغ بده تا که به طوفان غیورم

معلوم شود زینب تو مرده و یا هست

 

از هل مِن پر سوز تو فهمیده دل من

در قافله ی نیزه سواران توجا هست

 

هر هاجر خونین جگری هدیه ای آورد

ای کعبه من حال بگو نوبت ما هست؟

 

تو ناز نفرما که بمیرند به پایت

یک گوشه ی چشمی که کفن پوش دوتا هست

 

من کار به برگشت پسرهام ندارم

خوش هستم از این که دو نفس با تو مرا هست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار ماه محرم - اشعار شب چهارم محرم - روضه طفلان حضرت زینب(س)

 

همچون غريبه با من دلخسته تا مكن

طفلان خواهرت ز سر خويش وا مكن

 

يكبار مي شود كه فداي غمت شوند

حالا كه وقتش آمده چون و چرا مكن

 

دو نوجوان زينب و اين قتلگاه تو

بي بهره ام ز قافله ي كربلا مكن

 

يك عمر بوده ام همه جا در كنار تو

سهم مرا ز سفره ي سرخت جدا مكن

 

يكبار كار من به تو افتاد يا اخا

رد قسم به عصمت خيرالنساء مكن


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

رضا رسول زاده

طفلان حضرت زینب(س) 

 

هاجر کرب و بلایم یا حسین

این دو نذری منایم یا حسین

این دو اسماعیل من قربانی ات

تو مکن محرومم از مهمانی ات

این قدر بازی مکن با جان من

نذر خون اکبرت طفلان من

هدیه آوردم برایت یا حسین

هستی زینب فدایت یا حسین

دو علمدار دلیر آورده ام

یا اخا دو بچه شیر آورده ام

بال های جعفر آوردم حسین

بازوان حیدر آوردم حسین

تا شوم در نزد زهرا رو سفید

رخصتی ده که شوم ام الشهید

غم مخور گریان این گل ها شوم

تازه مثل نجمه و لیلا شوم

غم ندارم این دو گل پرپر شوند

پیش مرگان علی اصغر شوند

دوست دارم یا اخا این بچه ها

در پی ات باشند روی نیزه ها


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 آورده ام نذر علی اکبرش کنم

نذر علی نشد سپر حنجرش کنم

گل های باغ زندگی ام را یکی یکی

نذر دهان خشک علی اصغرش کنم

در راه او برای خدا دلخوشی خود

نذر دل شکسته ی آب آورش کنم

آورده ام گل پسران ام برای چه ؟؟

آورده ام تا که فدای سرش کنم

اصلا بزرگ کردم شان من به این امید

سربازهای کوچک این لشگرش کنم

او دست رد به سینه ی خواهر نمیزند

میخواست یادی هم فقط از مادرش کنم

شاعر: عليرضا خاكساري


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:44 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید محسن حسینی-طفلان حضرت زینب-نوحه همراه با سبک

 

اي دلربا ا ي نا زنين گلها ي زينب را ببين
که جزتوکس ندارم (2)
اي دلبر زينب مسوزاني دلم هستم خجل از هديه نا قا بلم
غيرازدولا له من نباشد همرهم با شد تما شا ئي تمام حا صلم
جانم حسين جانم حسين  جانم حسين
**********
برتوسلام آورده ام من دوغلام آورده ام
که هردو بي قرارند (2)
خيزوببين اي من به قربا ن سرت داردتما شا هست وبود خوا هرت
هردوبلا گردا ن طفلا ن تو ا ند هردو فداي شيرخوا ره ا صغرت
جانم حسين جانم حسين  جانم حسين
**********
تا هستم وتا زنده ا م ازهديه ام شرمنده ا م
که برتوسرسپارند (2)
طفلان من روبرتوآوردندحسين طفلان من سرتا به پا دردند حسين
ا ي کعبه ا م چشمان خودواکن ببين طفلان من دور تومي گردند حسين
جانم حسين جانم حسين  جانم حسين
**********
محو مه روي تو ا ند دل بسته برموي تو ا ند
ديگر نفس  ندا رند (2)
بر پا ي تو افتاده گلهايم حسين اين صحنه رامحو تماشايم حسين
گرلا له هاي باغ من پر پر شوند ازخيمه ها بيرون نمي آيم حسين
جانم حسين جانم حسين  جانم حسين

این نوحه به این سبک خوانده می شود


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:44 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید محسن حسینی-طفلان حضرت زینب سلام الله علیهما-نوحه با سبک

 

اي قـــرار زيـنـب ـ اي نـگـــار زيـنـب
غمگسار زينب ـ به اشگ چشمم کن نظاره
اي پـنـاه زيـنـب ـ تـکـيـه گـاه زيـنـب
قرص ماه زينب ـ آورده ام من دو ستاره
با اشگ خجلت گويمت تا زنده هستم
از تـحـفـه ناقابلـم شـرمنـده هستم
حسين من   حسين من   مظلوم حسين جان
* * * * * * * * * *
قسمتم چنين اسـت ـ دل مـن غمين است
هستي ام همين است ـ چشمم ز خجلت شده دريا
اي مـرا تـو دلـبـر ـ اي مـرا تـو ســرور
دو عزيـز خواهـر ـ فدايت اي عزيـز زهرا
اي سلسله گيسو به گيسويت اسيرند
اي شمع من دورت بگردند و بميرند
حسين من   حسين من   مظلوم حسين جان
* * * * * * * * * *
اي کــــلام زيـنـب ـ اي امــــام زيـنـب
تشنه کام زينب ـ دو تشنه کام آورده ام من
کـــرده اي اســـيـرم ـ اي مـه مـنـيـرم
خيـز و بين اميرم ـ بر تو غلام آورده ام من
مثل دلم گر چشمشان شد پاره پاره

هر دو فداي تـار موي شير و خواره
حسين من   حسين من   مظلوم حسين جان

این نوحه به این سبک خواده می شود


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:44 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 

ایوب پرند آور

  طفلان حضرت زینب(س)

 

سرباز های کوچک من! ... از جلو نظام

آماده باش ... ایست خبردار ... احترام

دقّت کنید... عرش خدا گُر گرفته است

از شدّت محاصره... از زور ازدحام

هر لحظه از ستاد سماوات در زمین

ارسال می شود به شما آخرین پیام

دارد به سمت چشم شما گام می زند

فرماندۀ بزرگ زمین – عشق – این امام...

وقتی که در مقابل چشمانتان رسید

باید رسا ... بلند ... بگویید السّلام

آقا به ما اجازه بده تا که ساعتی

شمشیر را برون بکشیم از دل نیام

آقا به ما اجازه بده تا به سر رویم

با یک اشاره سمت همین راه نا تمام...

سرباز های کوچک من!... یا علی!... به پیش

سرباز های کوچک من!... یا علی!... تمام.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:43 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 17 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید