اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:13 PM

اشاره:
جهان در سال‌های اخیر شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعی عظیمی در آن به وجود آمده است، به طوری که در اثر این تحولات، قرن جاری به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسیده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بینش و آگاهی مردم افزایش یافته وکلیة فعالیت‌های مردم دنیا، در قالب شبکه‌های ارتباطی به تعادل رسیده و کنترل شده است.
در این عصر دنیا دهکده‌ای متصل است که افراد آن در هر لحظه که بخواهند به هر گوشه آن می‌توانند مسافرت کنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند. فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کلیه فعالیت‌های اجتماعی از جمله کارآفرینی اثرگذاشته و در بسیاری از آنها تحولات اساسی بوجود آورده است. امروزه کارآفرینی به شدت به بسترهای فناوری اطلاعات وابسته است و از آن بهره زیادی می‌گیرد.
از سوی دیگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات خود مرهون کارآفرینی است. فعالیت‌های کارآفرینانه باعث شناخت نیازها، خلق ایده‌ها و تولد فناوری‌‌ها می‌شوند. در هر حال تحولات تکنولوژی همه‌چیز را متحول کرده است و حتی اشتغال نیز از این تحولات مصون نمانده‌ است.
در حالیکه یک معضل اساسی کشورهای در حال توسعه ازجمله ایران بیکاری است، کشورهای پیشرفته بطور فزاینده‌ا‌ی نیروی کار فنی از سایر کشورها جذب می‌کنند. چه دلیلی در فراوانی کار و کمبود نیروی کار در کشورهای پیشرفته و در مقابل بیکاری در کشورهای درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترین دلیل در ماهیت کار است. نیروی کاری که در آمریکا مورد نیاز است، یک نیروی مجرب تحصیل کرده است، در حالیکه خیل بیکاران کشور ما از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند.
همچنین آن‌ها نیاز خود را بحدی رسانده‌اند که نیروی کارشان برای پاسخگویی آن کافی نباشد، در حالیکه نیاز به تکنولوژی‌های نو در بازار داخل کشور ما ضعیف است. بنابراین حل معضل بیکاری در شرایط دنیای روز، به دو مؤلفة بازار و آموزش وابسته است.
صنعت اطلاعات نقش اساسی در ایجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسیاری از مشاغل که خود ایجاد می‌کند، به صنعت
IT نیز رونق می‌دهد و در آنجا نیز باعث اشتغال فراوان می‌گردد. مشاغلی چون مدیریت، مشاوره، تحلیل‌گری، اطلاع‌رسانی و بسیاری از خدمات مختلف، نمونه‌هایی از مشاغل صنعت اطلاعات می‌باشند. برنامه‌نویسی، تحلیل و طراحی سیستم و مهندسی نرم‌افزار یا سخت‌افزار نیز نمونه‌هایی از مشاغل صنعت IT
می‌باشند.
 نقش کار آفرینان در توسعه تکنولوژی
کارآفرینی اصطلاحی است که در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌های مختلفی تعریف شده است. به طور خلاصه کارآفرینی فعالیتی است مخاطره‌آمیز که فردی در پی اجرای یک ایده معمولاً اقتصادی توجه نهادهای سرمایه‌گذاری، علمی، صنعتی و غیره را جلب نموده و نیروی آنها را به سمت عملی نمودن ایده هدایت می‌کند. بنابراین یک ایده که بر اساس یک نیاز اجتماعی شکل گرفته از ملزومات کارآفرینی است.
نتیجه کارآفرینی علاوه بر نوآوری در محصولات جدید، حل نیازهای اجتماعی، ایجاد اشتغال برای دیگران، افزایش سودآوری شرکت‌ها و افراد و توسعه تکنولوژی است. کارآفرینی باعث رفع نیازها به کمک تکنولوژی‌های جدید می‌گردد. بسیاری از محصولات تکنولوژی‌های جدید خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعالیت‌های کارآفرینانه بوجود آمده‌اند. اکثر شرکت‌های فعّال در حوزه تکنولوژی مخصوصاً شرکت‌های مبتنی بر خلاقیت و نوآوری که فناوری‌های جدید را خلق می‌کنند و اصطلاحاً درلبة فناوری فعّالند، شرکتهایی کارآفرین هستند.
افراد کارآفرین از ویژگی‌های شخصیتی خاصی برخوردارند. مخاطره‌پذیری، نوآوری و خلاقیت، مسؤولیت‌پذیری و اعتماد به نفس، توانایی ارتباطات قوی، واقعگرائی، هدفگرایی، تهاجمی بودن، تحمل ابهام و عدم قطعیت، خوشبینی و تعّهد و اعتقاد به مرکز کنترل درونی بخشی از ویژگی‌های این افراد است. هر فرد کارآفرین ممکن است تعدادی از این ویژگی‌ها را داشته باشد و با شخصیت منحصر به فردی به کارآفرینی بپردازد. شخصیت از ملزومات کارآفرینی است توسعه کار آفرینی نیازمند تربیت افراد کار آفرین می‌باشد.
در سرتاسر دنیا مراکز مختلفی برای آموزش و کارآفرینی وجود دارد اگرچه برخی از افراد روحیة کارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف می‌دانند ولی این تناقضی با آموزش کارآفرینی ندارد. در آموزش کارآفرینی بایستی افرادی که بصورت بالقوه از روحیه کارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیت‌شان به فعلّیت برسد. علاوه بر این روش‌های دیگری مثل انکوباتورها، برای تحریک کارآفرینی وجود دارد که افراد عملاً تا سطحی از کارآفرینی هدایت می‌شوند و یکباره به خارج پرتاب می‌گردند و با حمایت‌ها و راهنمای‌های بعدی از آنها استفاده می‌نمایند.
نقش دولت در توسعه کارآفرینی، علاوه بر ایجاد بسترهای سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حمایتی از کارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه است. توسعه تکنولوژی بسیار وابسته به کارآفرینی است و نباید از آن غافل ماند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کارآفرینی
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعّالیت کارآفرینی است. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد.
در شناسایی نیاز هر فعّالیت کارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. مطمئناً شناسایی نیازها و ارائه راحل‌ها بدون اطلاعات امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّالیت کارآفرینی است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید تحولات شگرفی در دستیابی به اطلاعات بوجود آورده و بسترهای ارتباطی قویتری را فراهم کرده است. این فناوری‌ها اهّمیت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتیجه کارآفرینی نیز مانند سایر امور از مزیت‌های این فناوری بهره برده‌ است).
توسعة فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبکه‌ای عظیم با مقیاس جهانی، (اینترنت) شده است و بنابراین علاوه بر افزایش و ارزش ویژگی‌های مورد ذکر در نظریه شبکه‌های اجتماعی، قابلیت‌های ارتباطی جدیدی مانند کنفرانس از راه دور و یا فعالیت‌های توزیع ‌شده را بوجود آورده و دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به اطلاعات را امکان‌پذیر ساخته‌اند.
در کشورهای پیشرفته اینترنت، یکی از مهمترین ابزراهای کارآفرینان است و این افراد از طریق این شبکه بر قابلیت‌های خود افروده و از مزایای آن بهره می‌گیرند.در آینده انواع نرم‌افزارها، خصوصاً نرم‌افزارهای هوشمند نیز مورد استفاده کارآفرینان قرار خواهند گرفت. و این افراد به کمک این نرم‌افزارها فعّال خواهند بود، فرصت‌ها را بهتر شناسایی خواهند کرد و اطلاعات دقیق‌تر و مناسب‌تری را جمع‌آوری خواهند نمود. دانش و مفاهیم بهتری را درک خواهند کرد و ارتباطات ساده‌تر و گسترده‌تری را برقرار خواهند نمود.
 کارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات
تحولاتی که در سال‌های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شکل داده و همچنان پیش می‌تازد و در جوامع و فرهنگ‌ها دگرگونی ایجاد، مرهون تلاش افراد بسیاری از جمله کارآفرینان است. کارآفرینان اطلاعات، شرایط عصر اطلاعات را شناخته و با کارآفرینی خود ملزومات این عصر را پیدا کرده و با شیوه‌های خاص خود آن را ایجاد می‌کنند حتی بروز عصر اطلاعات هم از نتایج کارآفرینی است. اینترنت بزرگترین و قویترین شبکه ارتباطی دنیا، نمونه‌ای روشن از کارآفرینی است.
در طول تاریخ کدام یک از کارآفرینان توانسته‌اند نیازی را کشف کنند که پس از رفع آن تحوّلی در کل دنیا داده و بستری برای کارآفرینی سایر افراد ایجاد نمایند. در سالهای اخیر نمونه‌‌های بسیاری از کارآفرینی در اینترنت به ثبت رسیده است، از آنجایکه تاکنون چنین شبکه عظیمی در تاریخ بشر وجود نداشته است. زمینه‌های فعالیت در آن بکر بوده و فرصت برای نوآوری و خلاقیت بسیار است. شرکت‌های اینترنتی و شرکت‌های
Com در چند سال اخیر ایجاد، و به سرعت رشد کردند.
شرکت‌هایی مانند
Yahoo ، ebay ، Amazon و دیگران در مدت کوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد که در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکت‌ها بیش از 200 برابر شده است درحالیکه میزان رشد سودآوری آنها کمتر از 10 برابر بوده است. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرینی در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاری‌ها و شبکه‌های مجازی، الکترونیک، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و … همه و همه گستردگی کارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند.
«کار آفرینی موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است» با کارآفرینی است که نیازها شناخته می‌شود و با رفع نیازها پیشرفت حاصل می‌شود. کشورهای پیشرفته به این دلیل پیشرفته‌اند که در فناوری پیشرفت کرده‌اند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته، هم قدرت نظامی شده‌اند و هم فرهنگ جهان را به سوی خواسته‌های خود هدایت می‌کنند. کارآفرینی اطلاعات در سطوح مختلف الف- سخت‌افزار ب- نرم‌افزار ج- اطلاعات د-ارتباطات هـ- کاربرد، انجام‌پذیر است.
در هریک از این سطوح فرصت‌های بسیاری برای کارآفرینی وجود دارد. که نیازمند حمایت مراکز سرمایه‌گذاری و تلاش‌های کارآفرینانه است. کارآفرینی در حوزه اطلاعات بسیار راحت‌تر و عملی‌تر از کارآفرینی در سایر حوزه‌هاست. به عنوان مثال در حوزه نیروگاه هسته‌ای به دلیل کاربرد محدود، ایده‌های کمتری وجود دارد و به علاوه سرمایه‌گذاری فوق‌العاده زیاد و درصد امکان‌پذیری کم، مانع هر فعّالیت کارآفرینانه است و درحالیکه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که درهمه جا گسترده شده است، ایده‌های بسیاری خلق می‌شود و میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز که ایده‌ها را به نتیجه برسانند چندان زیاد نیستند. بنابراین کارآفرینی اطلاعات به راحتی انجام می‌شود و این خود دلیلی بر سرعت نمایی رشد فناوری اطلاعات است.
 تأثیر تکنولوژی بر مشاغل
توسعة تکنولوژی و بکارگیری وسیع آن، باعث افزایش بهره‌وری فعالیت‌های اقتصادی شده است. در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به برخی از مشاغل از بین می‌رود. بعنوان مثال، شغلی تحت عنوان "تلفنچی" با پیشرفت در تکنولوژی‌های مخابراتی و پردازش صوت، از لیست مشاغل حذف می‌گردد. بنابراین تکنولوژی از یک نظر، حذف و کاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودکارسازی و تولید ماشینی از مهمترین نتایج توسعة تکنولوژی است، که علاوه بر کاهش مشاغل، باعث افزایش کیفیت و سرعت و حتی کاهش هزینه‌های تولید می‌گردد. آیا این نتیجة مستقیم تکنولوژی برای ناامیدی از ایجاد اشتغال به کمک
IT کافی نیست؟
مروری بر تاریخ تکنولوژی و تأثیر آن بر مشاغل نشان میدهد که پاسخ به این سؤال منفی است . تکنولوژی ظاهراً برخی از مشاغل را حذف و یا تغییر می‌دهد، اما درواقع بسیار مشاغل جدیدتر، مفیدتر
و متنوع‌تری را ایجاد می‌کند. مثلاً اگرچه تکنولوژی تراکتور باعث کاهش نیاز به نیروی کار کشاورز گردید، ولی به کمک این تکنولوژی انواع و حجم محصولات کشاورزی افزایش یافت، بعلاوه مشاغل جدیدی را به همراه خود ایجاد کرد و نیروهای کار را به انجام آن رهنمون شد. یا اختراع چرخ خیاطی باعث رونق صنعت پوشاک گردید و تمایل مردم به خرید انواع لباس با رنگ‌ها و مدل‌های گوناگون و همچنین کاهش هزینة تولید، باعث شد تا نه تنها دست‌دوزان بیکار نشوند، که بسیاری از افراد دیگر نیز به کار مشغول شوند.
یکی از جنبه‌های مهم تأثیر تکنولوژی در ایجاد مشاغل توسعة بازار است. ارائة محصولات کیفی و همچنین تغییر و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تکنولوژی، بازارها را توسعه می‌دهد. بطوری که حجم تولید پس از توسعة تکنولوژی به مراتب بیشتر از حجم تولید دستی است. بنابراین تکنولوژی از تعداد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر می‌افزاید.
از سوی دیگر، فرصت‌های شغلی متنوع و جدید، نتیجة توسعة تکنولوژی است. با توسعة صنعت در اثر توسعة تکنولوژی، بسیاری مشاغل جدید مرتبط با آن صنعت بوجود می‌آید. تکنولوژی از تعدد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تکثر مشاغل آسانتر می‌افزاید. مشاغل جدیدی که توسط تکنولوژی ایجاد می‌شوند، یا تکنولوژی را بکار می‌گیرند و یا آن را توسعه می‌دهند. صنعت اطلاعات و صنعت
IT از گروه مشاغلی هستند که توسط تکنولوژی اطلاعات ایجاد می‌شوند. در صنعت اطلاعات، تکنولوژی اطلاعات بکار می‌رود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاغلین صنعت IT مسؤولیت توسعة تکنولوژی اطلاعات را بر عهده دارند.
 نتیجه‌گیری
فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات زیادی در کلیه فعالیت‌های اجتماعی ازجمله کارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار کارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. کارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. کارآفرینی لازمة توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر کارآفرینی است. براین اساس اهّمیت نقش بسترسازی کارآفرینی و وظیفه دولت مشخص می‌شود. دولت باید بستر کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات که همان شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهد و تقویت کند و امکان دسترسی آسان همگان به این شبکه‌ها را فراهم نماید.
همچنین در ارتباط با اشتغال تکنولوژی از یکسو در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به نیروی انسانی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر تنوع فعالیت‌ها و مشاغل جدید را باعث می‌شود که برای نیروی انسانی بیشتری اشتغال ایجاد می‌نماید. مشاغلی که می‌توان مورد بررسی قرار داد در دو دستة مشاغل مبتنی بر اطلاعات و مشاغل مبتنی بر صنعت اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند. به دستة اول صنعت اطلاعات و دستة دوم صنعت تکنولوژی اطلاعات گوییم.

به نقل از بازار کار

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:10 PM
کارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي  نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت  مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه  مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

 براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

  • طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.
  • آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.
  • تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.
  • محترم شمردن سوالات اصيل.
  • اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.
  • تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و
  • تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 

با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.

2 - كارآفريني چيست؟

 در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي \"Entrepreneurs\" به معناي \"متعهد شدن\" نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است]3[. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

 ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را \" تخريب خلاق\" مي نامد به عبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است. روش نوين همان \"تخريب خلاق\" مي باشد. از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوب مي شود ]1[:

1 – ارائه كالاي جديد.

2 – ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

3 – گشايش بازاري جديد.

4 – يافتن منابع جديد.

5 – ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

 

كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه ميكند.

اگرچه تعاريف گوناگوني از كارآفريني ارائه شده است، ليكن بيشتر نويسندگان و صاحب نظران در مجموع كارآفريني را \" فرآيند شناسايي فرصتهاي اقتصادي، ايجاد كسب و كار و شركتهاي جديد، نوآور و رشد يابنده براي بهره برداري از فرصتهاي شناسايي شده مي دانند كه در نتيجه آن كالا ها و خدمات جديدي عرضه مي شود\"]1[.

3 – 1 - تعاريف كارآفرين

  ريچارد كانتيلون1 (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينچنين تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري      مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد  ]1[.

جان باپتيست سي2 (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد ]1[.

فرانك نايت3 (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت4 به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند ]1[.

طبق نظر كاسون5 (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي \"تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب\" ميباشد. وي \"داشتن توان داوري و قضاوت6\"  را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است ]1[. از ديدگاه كارلند7 (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد  و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند ]1[.

همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره كرد: كارافرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي نمايد ]5[.

كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نسياز مردم، درآمد خوبي كسب مي كنند. معمولاً گمان مي رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كارجديد خلق مي كنند. انها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي شوند ]4[.

منبع : سايت مركز كارافريني دانشگاه تبريز
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:08 PM

کارآفرینی که کسب و کاری کوچک را راه اندازی کرده است، دیر یا زود نیاز پیدا می کند که افرادی را برای همکاری استخدام نماید. ظاهرن اینکار آسان است، یک موقعیت کاری را تعریف میکنیم و اگهی می دهیم تا داوطلبان با ما تماس بگیرند. اما برای یافتن نیروی کار مناسب باید از شرایط بازارکار آگاه باشید وگرنه زمان و پول خود را بهدر می دهید بدون آنکه کارمند دلخواه خود را پیدا کنید.
من برای توضیح مطلب مایلم که کسب و کارهای کوچک را بدو دسته تقسیم کنم:
- کسب و کارهای کارآفرین: صاحبان این دسته از کسب و کارها که در واقع مخاطبین این وبلاگ هم هستند، هدف و برنامه بلند مدتی برای خود دارند و رسیدن به ان را در جلب رضایت مشتری و خدمت رسانی بهتر می دانند.
- کسب وکارهای روزمره : بطور ساده اینها معتقدند که امروز را عشق است. تا می توانید پول بیشتری از مشتری بگیرید.آینده یک کار دیگه انجام میدهیم. متاسفانه تعداد اینجور کسب وکارها هم در ایران روزبروز در حال افزایش بوده است و هربار هم با مشاغل جدیدی وارد می شوند. اخیرن شرکتی را دیدم که کارش بظاهر پخش تراکت تبلیغاتی است اما می دانید در واقع چه کار انجام میدهد. این شرکت تنها ده درصد تراکتهای مشتریان را پخش می کند و مابقی را بعنوان کاغذ باطله می فروشد. دفاتر کار چاق کنی را هم همه ما می شناسیم. اینها دفاتری هستند مدعی ارتباط با شخصی پرنفوذ در دستگاههای دولتی و حکومتی.این دفاتر به ادعای خودشان گرفتاریهای مردم را در برخورد با بوروکراسی ادارات دولتی از طریق ارتباطات حل می کنند. نمونه اینجور کسب و کارها را خودتان هم حتمن سراغ دارید.
با توجه به طبقه بندی فوق باید بگویم که در دنیای کسب و کارهای کوچک ما دو نوع بازار کار هم داریم. بازار کار کارآفرینی و بازار کار روزمره و غیر حرفه ای.هر کدام از این بازارهای کاری از کارفرمایان و کارکنان خود و نیز جویندگان کار تشکیل می شود.مطلب را روشن تر توضیح می دهم:
گفتم که در ایران کسب و کارهای روزمره رشد زیادی کرد ه اند. این به این معناست که بخش زیادی از نیروی کار کشور ما درگیر این نوع فعالیتها بوده است. محیطهای کار روزمره فرهنگ و شرایط خاص خود را دارند.کسی که مدتها در چنین محیطهایی کار کرده باشد، ممکن است نتواند برای یک کسب و کار کارآفرین مفید واقع شود و شاید هم ضررهایی برساند. جوانی هم که در اولین تجربه های کاری وارد محیطهای کاری روزمره می شود، ممکن است درک و تصویر خاصی از مفهوم محیط کار و روابط کاری داشته باشد که منطبق با شرایط کارآفرینی نباشد. بی شک کسب وکارهای روزمره ممکن است به کارکنان خود هم رحم نکنند. چون در این نوع کسب وکارها تخصص و تعهد اهمیتی ندارد، اغلب برای کارکنان کمترین دستمزدها در نظر گرفته می شود و حتا در صورت امکان همین دستمزد نیز پرداخت نمی شود. بازار کار روزمره و غیر حرفه ای بهترین محل برای تبلیغ استخدام را نیازمندیهای روزنامه ها می داند. جایی که به خیل لشکر بیکاران دسترسی دارد. در چنین فضایی فکر می کنید اگر برای استخدام نیرو دربخش نیازمندیهای روزنامه ها آگهی بدهید، چه بازتابی عاید شما خواهد شد:
مصاحبه با شما: در بازار کار حرفه ای این کارفرما است که با نیروی کار مصاحبه می کند. در واقع کارفرما ابتدا سئوالات خود را از متقاضی کار میپرسد و سپس از او می خواهد که به پرسشهایش پاسخ بدهد. اما در بازار کار روزمره وضعیت متفاوت است.ابتدا متقاضی سئوالاتی در مورد حقوق، ساعات کار، نوع کار و مزایای آن می پرسد و بعد به کارفرما اجازه می دهد که سئوالات خود را مطرح کند. بنابراین اگر در جایی آگهی استخدام منتشر کنید که مربوط به بازار کار روزمره است، باید انتظار این را هم داشته باشید که متقاضیان از شما مصاحبه کنند.فضا در بازارکار روزمره بر مبنای بهره گیری هرچه بیشتر از نیروی کار شکل گرفته است. در حالی که در کسب وکارهای کارآفرین نیروی کار دارای کرامت انسانی است و همکاری برپایه منافع مشترک تعریف می شود. نیروی کاری که شخصیت کاریش در فضای کاری روزمره شکل گرفته است، بخود این اجازه را میدهد که درباره همه چیز بدبین باشد و جالبتر اینکه برای کارفرمایان هم در این بازار امری پذیرفته شده است که کارجو پیش از هرچیز کارفرما را بزیر سئوال ببرد در حالی که برای یک کارفرمای کارآفرین اساسن ممکن است برخی سئوالات و بدبینی ها غیرقابل تحمل باشد.
- پرسشهای جنسی: بازار کار روزمره بشدت آلوده به روابط نامشروع جنسی است. در این محیطها کارفرما با بعضی از کارکنان خود روابط غیر کاری برقرار می کند و حتا بابت این امور به کارمند دستمزد جداگانه ای پرداخت می کنند. کارکنانی که شخصیت کاریشان در چنین فضاهایی شکل گرفته است از همان ابتدا با شما درمورد مسائل جنسی صحبت می کنند:
- آیا خانم دیگری هم بجز من با شما کار می کند؟
- از من نباید توقعی غیر از کار کردن داشته باشید، از اول بگویم که من اهلش نیستم.
- بالاخره من هم درک می کنم که شما بعنوان یک مرد نیازهایی دارید ولی توجه داشته باشید که من هم زندگیم خرج داره.
اینگونه گفتگوها در جلسات استخدام کسب وکارهای روزمره بسیار عادی است. ظاهرن جوینده کار از همان ابتدا باید مشخص کند که آیا اهل روبط جنسی است یا خیر وحقوق مزایایش هم بر این پایه تعریف می شود.
عدم تعهد: ممکن است بخیال خودتان مراحل فوق را به سلامت بگذرانید.اشکالی ندارد، یکروز وقت دفتر کارم را اختصاص می دهم به گفتگوهای مزخرف با چنین افرادی.بجای در لفافه حرف زدن آشکارا به همه می گویم که اینجا یک محیط کار حرفه ای است و روابط شخصی در آن جایی ندارد. حتمن یک نفر آدم مناسب پیدا می شود. ولی خیلی هم خوشبین نباشید.نیروهای کار در بازار کار روزمره مانند کارفرمایان خود انسانهایی کم مسئول و گاهی بدون تعهد هستند. انها ممکن است خود را بظاهر همان فردی نشان دهند، که شما می خواهید. گاه قرار ملاقات کاری می گذارند بدون اینکه در محل حاضر شوند. همکاری با شما را قطع می کنند بدون اینکه اطلاع بدهند. آنها ممکن است دردسرهایی برای شما ایجاد کنند که حتا فکرش را هم نکرده باشید. یادتان باشد که ساختار اداری ایران برپایه اقتصاد نفتی شکل گرفته است و این همیشه بضرر کارآفرینان بوده است.بنابراین اگر یک کارمند ناجور دعوی ناحقی را علیه شما در جایی مثل اداره کار طرح کرد وشما به پرداخت خسارت محکوم شدید، خیلی تعجب نکنید.
پس می بینید که به نفع شماست از همان ابتدا با شناخت کافی از شرایط بازار کار اقدام به جذب نیرو کنید:
- آگهی های موسوم به نیازمندیهای روزنامه ها در تهران، مهمترین رسانه بازارکار روزمره و غیر حرفه ای است. تا جایی که می توانید به سراغ آن نروید. تبلیغ در نشریاتی که خواننده واقعی دارند معمولن بهتر جواب می دهد نسبت به نشریه ای که مردم فقط برای پیداکردن آگهی سراغ آن می روند. ممکن است آگهی خود را در یک مجله راجع کامپیوتر یا آشپزی درج کنید، بسته به اینکه نیروی مورد نظر شما از چه طیفی باشد.نیروهای بازار کار روزمره معمولن سراغ چنین نشریاتی نمی روند.آنها اغلب یا مطالعه نمی کنند یا اینکه به کتابهای درسی و خواندن مطالبی مثل صفحه حوادث روزنامه ها بسنده می کنند. هرچه نشریه تخصصی تری را انتخاب کنید، مخاطبین شما از قشر بازارکار روزمره کمتر خواهد بود.
اینترنت هم گزینه خوبی است.خوشبختانه نیروهای بازار کار روزمره از اینترنت فقط چت کردن و چند سایت معروف دوستیابی را می شناسند. بنابراین در اینترنت بطور قطع مخاطبین بازار کار کارآفرینی حضور بیشتری دارند.
- سوابق کاری متقاضی استخدام را بدقت بررسی کنید. یادتان باشد یک نیروی کار بی تجربه به مراتب بیشتر برای شما کارایی خواهد داشت نسبت به کسی که سالها در بازار کار غیرحرفه ای فعالیت داشته است.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:07 PM
در این مقاله 4 نکته اساسی را که هنگام استخدام نیرو باید در نظر بگیریم، شرح میدهم. توجه به این نکات برای همه کسب وکارها ضروری است اما مخاطبین این مقاله بویژه صاحبان کسب وکارهای کوچک هستند:
شرح وظایف کارمند
 بسیار بدیهی بنظر می رسد که قبل از اقدام برای استخدام نیرو باید جایگاه و وظایف او را مشخص کنیم اما در کسب و کار های کوچک ممکن است توجه لازم به این نکته صورت نگیرد. در واقع مدیر یا صاحب یک بنگاه کوچک اقتصادی ممکن است تنها به این دلیل دنبال نیروی جدید بگردد که می بیند کارها انباشته می شوند زیرا زمان و نیروی انسانی موجود برای انجام آنها کافی نیستند. اما فراموش نکنید که ورود یک نیروی کار جدید به محل کارتان ممکن است دست و پاگیر هم بشود، پس پیش از هرچیز یک شرح وظایف روشن برای نیروی کار جدید خود تهیه نمایید.
توجه به قانون و جنبه های حقوقی
به نظر من در قانون کار ایران به حقوق کارگر بیش از کارفرما توجه شده است.شاید اگر یکبار این قانون را مطالعه کنید از استخدام نیرو پشیمان شوید. بهرحال قانون چه برای ما خوشایند باشد یا خیر، نمی تواند نادیده گرفته شود. سهل انگاری در توجه به قانون ممکن است موجب شود که یک نیروی کار بیش از آنکه برای شما فوائدی داشته باشد برایتان هزینه و دردسر ایجاد نماید. توصیه می کنم حتمن پیش از تهیه قرارداد کار با یک مشاور مشورت نمایید. یکی از وظایف موسسات کاریابی و دفاتر مشاوره شغلی همین است که کارفرمایان را از نظر حقوقی و قانونی راهنمایی کنند. من در اینمورد مشاوران خوبی را توانسته ام از طریق این موسسات پیدا کنم ولی توصیه می کنم که در اینمورد هم کاملن مراقب باشید. بسیاری از این موسسات کاریابی، کاری ندارند جز آنکه به متقاضیان کار یک فرم استخدام بدهند و از آنها پولی دریافت کنند. در ارتباط با برخی از این موسسات متوجه شده ام که آنها فقط یک منشی دارند که روش پول گرفتن از کارجوها را میداند، نه برخورد با کارفرما را بلد است و نه چیزی از قانون سرش می شود. این تذکر برای این بود که بدانید پیداکردن یک مشاور آگاه چندان هم کار ساده ای نیست.
مدیران و کارآفرینان سابقه دار هم می توانند مشاور خوبی باشند و ما را در زمینه های حقوق و قوانین کار راهنمایی کنند. اما مشکا اینجاست که چون این افراد پولی بابت چنین مشاوره هایی دریافت نمی کنند و نیز اغلب پرمشغله هستند، دسترسی به آنها همیشه امکان پذیر نیست.
تله احساس و عاطفه
لابد تابحال برایتان پیش آمده است که در برآورد قابلیت یک فرد برای انجام کار دچار تردید بوده اید و او بشما گفته است:
لطفن من را استخدام کنید، چون واقعن نیاز به کار دارم.
این افراد با شرح بعضی از مسائل مانند داشتن بچه یتیم یا در شرف ازدواج بودن سعی می کنند شما را مجاب کنند تا آنها را استخدام کنید. چنین موقعیتی برای یک کارفرما تله احساسی محسوب می شود. من تا بحال بارها در چنین تله هایی گرفتار شده ام و خود را تسلیم طرف کرده ام. با اینکه درمورد خودم هیچ ضمانتی هم نمیدهم که باز تسلیم اینگونه تله ها نشوم اما بشما توصیه می کنم که براستی در استخدام نیرو تسلیم تله احساس و عاطفه نشوید چون هم به زیان خودتان خواهد بود و هم به زیان نیروی کار.افراد کارآفرین بیشتر در معرض خطر افتادن در تله احساسی هستند. کارآفرینان چون همواره در فکر خدمت به جامعه هستند ممکن است تحت تاثیر چنین افرادی قرار بگیرند. شاید استفاده از یک قائده کلی بتواند ما را از این تله خلاص کند:
- هر کمکی از دستم برآید برای این فرد انجام می دهم ولی بهیچ عنوان اجازه نمیدهم وارد حوزه حرفه ای من بشود.
کمکهای نقدی به این افراد یا معرفی آنها به موسسات خیریه می تواند روشهای خوبی باشد اما بدترین کار استخدام این افراد است.
افراد همه کاره
یک اصل کلی در زندگی حرفه ای وجود دارد که ما گاهی آن را نادیده می گیریم:
کسی که در هر کاری سررشته دارد از عهده هیچ کاری بخوبی بر نمی آید.
با اینحال ما اغلب مجذوب آدمهای همه کاره می شویم. برای ما جالب است که آنها در هر زمینه ای اطلاعاتی دارند .اگر دنبال کسی می گردید که وظایف خود را بخوبی انجام دهد دور افراد همه کاره را خط بکشید. آنها از نظر شخصیتی هم معمولن در هیچ کاری نمی توانند دوام بیاورند.

Saturday، March 20، 2010

سال نو طرح های نو

می دانیم که هر کاسبی کارآفرین نیست. کارآفرین کاسبی است که طرح وایده ای نو را به اجرا در میاورد. اما نوآوری  تنها محدود به مرحله آغازین برنامه کسب وکار ما نمی شود.
بسیاری از مردم طرح یا ایده ای نو را وارد عرصه کسب و کار می کنند و بر آن اساس حرکتی را آغاز میکنند در ابتدا همه چیز مهیج و جالب است اما بعد از مدتی کارها تکراری می شود. شخص ممکن است کنترل خود را بر کارها از دست بدهد و در واقع توسط کار خود کنترل شود.وقتی شما صبح وارد دفتر کار خود شوید و انبوهی از کارهای نیمه تمام مقابلتان باشد، کارهایی خسته کننده و تکراری یعنی در مرحله ای هستید که توسط کار خود کنترل می شوید.
هر گاه انجام کاری برای شما جذابیت خود را از دست داد، آن را به دیگران واگذار کنید. دقت کنید، انجام هر کاری ساده و هرقدر پیش پا افتاده همیشه برای بعضی ها جالب است. جوانی که بتازگی وارد بازار کار شده است ممکن است از انجام کارهای زجرآور برای شما لذت هم ببرد.پس چه نیازی داریم که کارهای تکراری انجام بدهیم و روح و جسم خود را فرسوده سازیم.
نوآوری و خلاقیت نباید محدود به مرحله شروع کسب و کار باشد.ما بطور مداوم باید سیستم کاری و نحوه عملکرد خودمان را مورد بررسی قرار دهیم و همواره در صدد یافتن راهکارهای تازه باشیم.اتفاقن یکی از بهترین زمانها برای بررسی عملکرد کسب و کارمان سال نو است.هنگامی که سال نو می شود فرصتی است تا به راهکارهایی نو بیندیشیم.می توانیم از خود بپرسیم که در یکساله گذشته چه میزان خلاقیت و نوآوری را وارد عرصه کسب و کارمان کرده ایم. یک ابتکار تازه یا خلاقیت کوچک گاه ما را از انجام بسیاری از کارهای تکراری بی نیاز میکند و راندمان فعالیتهای مجموعه مان را چند برابر می کند. موفقیت تنها در پرکاری نیست بلکه بیشتر در هوشمندانه کار کردن است.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:07 PM
  شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یك تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی كه خواستید كار كنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید اما آیا شما می‌دانید برای شروع یك فعالیت تجاری از كجا باید شروع كرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر كارآفرین تازه كاری یك فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شكل گرفته در آغاز یك فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینكه كارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد .

1- ایده‌های خوب به نظر می‌رسد فراوان باشد، روزنامه‌هایی كه پر از داستان‌هایی است راجع به نوجوانانی كه به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درك درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور كامل گیر شما نمی‌افتد در پایین 10 نكته برای انتخاب یك فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است .در عوض انتخاب اولین فعالیتی كه به ذهنتان می‌رسد وقت بیشتری را صرف كشف اختیارات معامله كنید. ایده‌ها و نظرات سایر فعالیت‌های تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. كتاب‌هایی را مطالعه كنید كه نظراتی برای شما در مورد فعالیت‌های تجاری خانگی و یا فعالیت‌های كوچك فراهم كند. همچنین مجله‌ها و مقاله‌های اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه كند .


2- كشف كردن این مطلب كه كدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواسته‌ها و ظرفیت‌های خود را تعیین كنید شما می‌توانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی كوچك از كفش‌های مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیكی به عنوان یك كارآفرین تازه‌كار، به كار ببندید. اغلب كارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی كه انجام می‌دهند هستند شما نمی‌توانید درباره فعالیتی كه دوست ندارید دارای شور و احساس باشید .


3- فعالیت‌هایی را انتخاب كنید كه به خوبی از تفكر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی كند شما زمانی كه در حالت هیجان از انجام یك كار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یك فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فكر كردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمی‌گردد؟ چطور یك بازار داد و ستد اشباع می‌شود؟ آیا شما دارای سیاست‌های اقتصادی هستید؟ پس یك فعالیت اقتصادی را زمانی شروع كنید كه فكر می‌كنید از لحاظ سوددهی دارای یك نیروی بالقوه محكم هستید .


4- شما به یك منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیت‌تان نیز احتیاج پیدا خواهید كرد . همچنین موشكافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینه‌های مالی اولیه و همچنین سود سهامی كه عایدتان می‌شود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب می‌شود. یك منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا كه این كار سخت است و ممكن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرش‌كنان باشد كه نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید كه آیا فعالیت‌تان می‌تواند تولید پول و سرمایه كند یا نه؟


5- طرحی را پیاده كنید كه محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز كردید كه هزینه‌های خودتان را سرشكن كنید. از هر گوشه و كنار اتاق برای انجام فعالیت‌تان استفاده كنید، اگر شما می‌خواهید یك فعالیت آشپزی و تهیه كیك داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر می‌خواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یك آپارتمان بی‌صدا نیاز دارید .


6- مطمئن شوید فعالیت‌تان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد به‌ویژه اگر فرزند كوچك در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیت‌هایی كه شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و كار دارید، به عنوان مثال موادی را كه برای تمیز كردن فرش و پارچه‌های مبلی استفاده می‌كنید حتماً در انباری پشت حیاط خانه‌تان دور از دسترس فرزندتان نگهداری كنید .


7- نوع پوشش بیمه‌ای را كه برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شركت بیمه بررسی كنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌تان و جلوگیری از آن را تعیین كنید. طبقه‌بندی بیمه‌های تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، كارگران و بیمه عمر است .


8- از طبقه‌بندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید .

با شهرداری و یا سازمان برنامه‌ریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید كه آیا آنها از انتخاب منطقه‌ای خاص جهت فعالیت‌تان جلوگیری نخواهند كرد. به دقت قوانین دولتی كار و نظرات و انواع فعالیت‌های تجاری كه اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت كنید .هیچ‌گاه شما نمی‌خواهید بعد از آنكه خیلی هزینه صرف دكور و تجهیزات فعالیت خود كردید كه از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی كه غیرقانونی است سؤالاتی بكنند .


9- فعالیتی را انتخاب كنید كه از نظر سازماندهی و شخصیت‌سازی كاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب كنید كه از نظر زمانبندی كاملاً مناسب خانواده‌تان باشد. اگر شما یك كودك تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن می‌كند باید فعالیتی كه به مراقبت كودك مربوط باشد انتخاب كنید .


10- اعضای خانواده‌تان را نیز درگیر فعالیت‌تان كنید و یك محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یكدیگر ایجاد كنید. هر كار كه در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت می‌پیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما می‌توانید خانواده‌تان را درگیر فعالیت‌تان كنید. در تابستان می‌توانید از كوچكترها در بسته‌بندی محصولات كمك بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وب‌سایت به شما كمك كنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام كار باید باشد .

منبع : parsifa.com

مرجع: روزنامه تفاهم

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:06 PM
جوانان معمولاً به خاطر ترس از شكست و ناكامي و نداشتن سرمايه يا فشاري كه روي آن‌هاست، يك كار مستقل را شروع نمي‌كنند و محققان بر اين باورند كه مهمترين دليل اين ترس اين است كه جوانان امروز الگوي مناسبي از كارآفرينان جوان گذشته ندارند كه از آن‌ها پيروي كنند‎.

‎بررسي‌اي كه سازمان انگليسي‎ Enterprise Insight ‎انجام داده درباره اين نكته بحث كرده كه ادبيات كارآفريني در دهه 1980 شروع شده ولي ديگر تغييري نكرده و در آن دوره كارآفرينان قديمي سعي كردند راهي براي نسل بعدي باز كنند. اين سازمان مي‌گويد كارآفرينان جوان اغلب تمايل دارند كه جايگاه خود را در دنيا پيدا كرده و اثري از خود باقي بگذارند اما اين ادبيات كه مناسب دوره كنوني نيست و ترس از شكست و فشاري كه از سوي خانواده، معلم و دوستان براي پيدا كردن شغل بر جوانان وارد مي‌شود، باعث شده كه آن‌ها از محقق كردن ايده‌هايشان چشم‌پوشي كنند‎.

‎در اينجا اين فرض وجود دارد كه اكثر جوانان فاقد مهارت‌هاي تجارتي و كاري هستند از اين رو بايد كسي مستقيماً آنان را هدايت كند و به آن‌ها ياد دهد كه چگونه در اين عرصه فعاليت كنند و سياست گذاران بايد بدانند كه اگر جوانان حمايت شوند و به كارآفريني تشويق شوند، بسياري به شروع يك كسب و كار جديد تشويق مي‌شوند‏‎.

‎اين به آن معني است كه بايد شبكه‌اي منسجم براي جوانان ايجاد شود كه بر تحقق ايده‌هاي جوانان، ارتقاي الگوي موجود و خلق فرصت‌هاي كاربردي و عملي تأكيد و تمركز دارد‎.

‎اين سازمان همچنين به ايجاد يك استرتژي ملي براي توسعه كسب و كار در ميان جوانان پرداخته است. مديرارشد اجرايي اين سازمان مي‌گويد: "ادبيات و مفاهيم دهه 1980 اكنون جوابگوي نيازهاي نسل جوان نيست‎."

‎اكنون دو دهه از خلق اين ادبيات گذشته ولي ما هنوز از آن دست برنداشته‌ايم و از همان كارآفرينان براي توسعه كسب و كار در سال 2006 استفاده مي‌كنيم. او اضافه مي‌كند: "البته ما نمي‌گوييم كه نمي‌توان از كارآفرينان آن سال‌ها چيزي ياد گرفت اما نكته اينجاست كه جوانان بيشتر از افراد هم سن و كساني كه متعلق به نسل خودشان باشند الگو مي‌گيرند و گفته‌هاي آن‌ها را بيشتر قبول دارند." او مي‌گويد كه نسل جديد افراد جوان كه مشتاقند اثري از خود به جا بگذارند و جايگاه خود را پيدا كنند، به درستي نمي‌دانند كه يك "كسب و كار" واقعاً چيست‏‎.

‎به گفته اين مدير، فرهنگ جوانان تغيير كرده است و ما بايد معني "كسب و كار" را دوباره تعريف كنيم تا براي انگيزه‌ها و آرزوهاي آن‌ها معني‌دار و با مفهوم باشد. نبايد از ديدگاهي كه اصلاً مطابق نيازهاي روز نيست به آن‌ها نگاه كنيم. ترس از شكست و نوع سيستم آموزشي باعث مي‌شود كه جوانان به كارهاي مطمئن كه ريسك آن‌ها كم است تمايل داشته باشند تا به جستجوي فرصت‌هاي جديد بپردازند‎.

‎او اضافه مي‌كند: "ما بايد فرهنگي را رواج دهيم كه جوانان فعالانه در پي محقق ساختن ايده‌ها و آرزوهايشان باشند‎."

‎ ‎ ‎با نزول وضعيت اقتصادي جامعه دانشجويان مراكز آموزش كارآفريني با ترك كلاس‌هاي خود روانه كلاس‌هايي مي‌شوند كه به نظرشان مي‌تواند آينده‌ي مطمئن‌تري براي آن‌ها داشته باشد. در زير 8 دليل براي رهايي از ترس شروع يك كسب و كار آمده است‏‎:

1- ‎تجربه كسب مي‌كنيد! شروع و اداره كسب و كار شخصي راهي است به سوي كسب تجارب ارزشمند‎.

2- ‎چيزي از دست نمي‌دهيد، اكثر دانشجويان هزينه‌هاي خود را از طريق والدينشان تهيه مي‌كنند و به طور كلي آن‌ها موظف به پرداخت هزينه‌هاي زندگي نيستند. به همين دليل در بدترين شرايط حتي اگر كسب و كار شما با شكست رو به رو شود، شما تجاربي خواهيد داشت كه شانس موفقيت شما را در آينده افزايش خواهد داد و اتفاق خوبي كه مي‌توانيد انتظار آن را داشته باشيد، آن است كه به سرمايه‌دار بزرگي تبديل شويد‎.

3- ‎طبق گفته‌ي "توماس استينلي" و "ويليام دنك" نويسندگان كتاب "مغز ميليونر"، 3/2 ميليونرها كارآفرين هستند اگر شما به فكر كسب و پول بسيار هستيد، بايد كارآفرين باشيد. به اين ترتيب شما علاوه بر حقوق از مزايا و محاسن زيادي برخوردار خواهيد شد، شما حتي مي‌توانيد طرح كسب و كارتان را بفروشيد. "مايكل فارديك"، كارآفرين جوان موفق، در 16 سالگي توانست طرح شغلي خود را به قيمت يك ميليون دلار بفروشد‎.

4- ‎ارزش و اعتبار شما افزايش مي‌يابد. شروع كسب و كار در دوران تحصيلي‌تان، ارزش چيزي كه از آن به شما تعبير مي‌شود، را افزايش خواهد داد. براي مثال يك فرد معتبر مي‌تواند كتابي را به چاپ برساند يا در شركت‌ها و ادارات به مقامات بالا دست يابد‎.

5- ‎ايجاد و انجام يك كسب و كار سودمند در مدت زمان طولاني نسبت به استخدام شدن در شغلي ريسك كمتري را متوجه شما مي‌كند. براي مثال كافي است فقط به آمارهاي اقتصادي اخير توجه كنيد. ده‌ها هزار نفر از كار اخراج شده‌اند. اما من مي‌توانم تضمين كنم كه صاحبان كسب و كارهاي سودمند، هنوز مشغول كار خود هستند. آن‌ها آخرين كساني هستند كه در طوفان‌هاي اقتصادي غرق مي‌شوند. صاحبان كسب و كار موقعيت‌هاي زيادي براي جذب و دريافت پول دارند، در حالي كه حقوق شما به عنوان يك كارمند استخدام شده، تنها از يك مسير تامين مي‌شود و اين همان جنبه ريسك‌پذير بودن مسئله مي‌باشد‎.

6- ‎شما خيلي چيزها در مورد خودتان ياد مي‌گيريد، چيزهايي مي‌آموزيد كه هرگز در مدرسه به شما آموزش داده نمي‌شود. علاوه بر اين كارآفريني تركيبي از تمام سياست‌هاي مورد نياز براي يك شغل است و نيازمند اطلاعاتي در مورد بازاريابي، حسابداري، مديريت و اجرا مي‌باشد و داشتن اطلاعاتي در مورد اين مسائل ديد شفاف و روشني نسبت به اطراف تان به شما مي‌دهد و شما مي‌توانيد در مورد رشته‌ي تحصيلي مورد علاقه‌تان در آينده و همچنين هدف‌هايتان بهتر تصميم بگيريد‎.

7- ‎صاحب اختيار هستيد. قوانين را شما تعيين مي‌كنيد. اين شما هستيد كه ساعات كاري و افراد مورد نياز را انتخاب مي‌كنيد. شما مي‌توانيد كسب و كارتان را مطابق با علايق‌تان بسازيد. اگر به هنر علاقه‌مند هستيد، كسب و كاري مربوط به طراحي ايجاد كنيد، اگر به بازاريابي علاقه داريد، كالايي را انتخاب يا توليد كنيد و آن را بفروشيد و اگر به نويسندگي علاقه داريد، كتابي بنويسيد و آن را منتشر كنيد و به فروش برسانيد‏‎.

8- ‎شما بزرگ مي‌شويد. من به شخصه به سبب ايجاد كسب و كار، از نظر فكري رشد بسياري كردم. پيش از اين به سختي در مقابل يك جمع سخن مي‌گفتم ولي اكنون يكي از مواردي است كه بسيار به آن علاقه دارم. كسب و كار من سبب شد كه خيلي چيزها در مورد خودم ياد بگيرم. من اكنون مي‌دانم كه براي هميشه مي‌توانم كارآفرين باشم و به موفقيت دست يابم‏‎.

نويسنده: مايكل سايمون

مرجع: روزنامه تفاهم

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:02 PM

 

از خيلي وقت پيش احساساتي درونم را به چالش وا داشته است. وضعيت موجود را رضايت‌بخش نمي‌بينم و مدام اين فكر مرا به اين امر وا مي‌دارد كه تغييراتي در كارم ايجاد كنم. احساس مي‌كنم نيرويي در وجودم است كه مي‌توانم تحولاتي جدي در شغلم ايجاد كنم و در نتيجه خودم دست به كاري بزنم كه دلخواهم است. فكر مي‌كنم مي‌توانم كارآفرين شوم، اما نمي‌دانم به لحاظ علمي و تجربي شرايطش را دارم يا نه و اگر هم داشته باشم نمي‌دانم چه بايد بكنم.

 

  در كتاب‌هاي كارآفريني، كارآفرين بودن به معناي در هم آميختن ويژگي‌هاي شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كاراست. دانشمندان علوم از انساني معتقدند بسياري از ويژگي‌هاي شخصي را مي‌توان پرورش داد و به كمك آن در كسب‌وكار به موفقيت دست يافت . كارآفرين بودن يعني،‌ توانا بودن در كشف و ارزيابي فرصت‌ها، جمع‌آوري منابع لازم و عمل كردن به گونه‌اي كه از فرصت بهره‌برداري شود. كارآفرين هدايت‌كننده است و بايد در اجراي اكثر فعاليت‌هاي خود از صفت رهبري برخوردار باشد. او به طرزي حساب شده ريسك مي‌كند و از دست زدن به كارهاي بزرگ و كم‌خطر لذت مي‌برد ولي هيچ‌گاه بي‌گدار به آب نمي‌زند .

اغلب كتاب‌هاي مربوط به كارآفريني، 10مورد زير را از ويژگي‌هاي دروني يك كارآفرين تلقي مي‌كنند: مركز كنترل دروني، استقلال‌طلبي، نياز به كاميابي، مخاطره‌پذيري، آينده‌نگري، خلاقيت و نوآوري، خوش‌بيني، تحمل ابهام، تحمل شكست و توانايي ساخت تيم‌هاي كاري كه در زير به هريك از آنها پرداخته مي‌شود :

1 -
مركز كنترل دروني: نگراني مهمي كه اكثر مردم هنگام تشكيل يك فعاليت كارآفرينانه نوپا با آن مواجه مي‌شوند اين است كه آيا انگيزه و توان لازم را نه تنها براي شكل دادن اوليه سازمان جديد، بلكه براي اداره و رشد آن دارا هستند يا خير؟ افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع بيروني كه خارج از كنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي‌دهند. به عقيده آنها شكست‌ها و پيشرفت‌ها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكرد‌هايشان موثر مي‌دانند .

2 -
استقلال‌طلبي: رييس خود بودن يكي از قوي‌ترين نيازهاي فرد كارآفرين است. او مي‌خواهد كارها را به شيوه خود و براي خود انجام دهد و كاركردن براي ديگران براي او سخت است. در واقع نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. بيزاري آنها از نظام خشك ديوان‌سالاري با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال‌طلب آنها كه مي‌خواهند همه‌چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود .

3 -
نياز به كاميابي: كارآفرينان با انگيزه و مهارت خود دست به رقابت مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عهده كاري كه بر روي آن وقت و انرژي خود را متمركز كرده‌اند به درستي برآيند. تمايل به انجام كار در استانداردهاي مالي جهت پيشي گرفتن از رقبا را دارند و حتي مي‌كوشند كه استانداردها را خود تعيين كنند. زيرا افرادي كه استانداردها را در هر حرفه‌اي تعيين مي‌كنند هميشه بر بازار حاكم و مسلط هستند .

4 -
مخاطره‌پذيري: از ويژگي‌هاي بارز كارآفرين خطر كردن و ريسك‌پذيري است. خطري كه ممكن است مالي، رواني و حتي اجتماعي باشد. البته برخلاف مردم عادي، كارآفرين خطر قمارگونه نمي‌كند، بلكه با ارزيابي دقيق و حساب شده از ميزان مخاطره تصميم مي‌گيرد و پس از آن براي دستيابي به نتيجه مطلوب از هيچ كاري فروگذار نمي‌كند. افراد كارآفرين با اختصاص انرژي و زمان زياد هميشه از موضوع بزرگ بعدي حمايت و پشتيباني مي‌كنند، در صورتي كه افراد ديگر از باقي ماندن در شهرت و افتخار خرسند مي‌شوند . « هاينر» در سال 1990 نشان داد كه كارآفرينان موفق كمتر از مديران از مخاطره پرهيز مي‌كنند، فرق آنها با مديران در اين است كه مديران خانه‌اي مي‌سازند و سعي در نگهداري آن خانه دارند و به همين دليل تهديدگرا و محافظه‌كارند و تلاش مي‌كنند وضعيت موجود را حفظ كنند، اما كارآفرينان همواره در پي ساختن خانه‌اي جديد هستند و به همين جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذير و اهل ريسك هستند .

5 -
آينده‌نگري : كارآفرينان مي‌دانند به كجا مي‌خواهند بروند. آنها تصور و ديدگاهي از آينده سازمان خود دارند. البته بسياري اوقات اين تصور از ابتدا وجود ندارد و در طي زمان شكل مي‌گيرد كه شركت چه است و چه مي‌تواند باشد، گرچه كارآفرين ممكن است مجبور به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و مقطعي باشد، ولي داشتن چنين ديدگاهي مي‌تواند اين برنامه‌ هاي كوتاه‌مدت را در يك جهت براي رسيدن به هدف هماهنگ سازد .

6 -
خلاقيت و نوآوري: بدون شك نوآوري مهم‌ترين ويژگي كارآفرين است. خلاقيت، توانايي گسترش ايده‌هاي جديد و كشف راه‌هاي جديد با نگاه به مسائل و مشكلات و فرصت‌ها است . خلاقيت اغلب قرار دادن چيزهاي قديمي در كنار يكديگر براي راه‌هاي جديد و حذف زوايد نظر و خلق چيزي ساده‌تر و بهتر است. نوآوري توانايي به كار بردن راه‌حل‌هاي خلاق براي مسائل، مشكلات و فرصت‌ها است. به تعبيري ديگر نوآوري، عملي ساختن محصول يا خدمت از ايده‌اي خلاق است. كارآفريني نتيجه فرآيند سازمان يافته و منظمي است كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌ها در بازار پيوند مي‌دهد يا به عبارت ديگر با به‌كارگيري استراتژي متمركز براي يك ايده جديد، سعي مي‌كند كه يك محصول يا يك سري خدمات را خلق كند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و درنهايت به سوددهي مي‌رسد .

7.
خوش‌بيني: كارآفرين اغلب با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود و ممكن است كه در ادامه كار خود دچار ترديد و تزلزل شود، ولي در طول اين دوره آنان با اعتمادي كه به خود دارد در حل اين مشكل تلاش مي‌كند. اين حس باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به خلاقيت و نوآوري خوش‌بين باشند و حس اطمينان در گروه پديد آيد .

8.
تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام يعني پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص و غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند .

9.
تحمل شكست: براي كارآفرين، شكست يك تجربه جديد است. اشتباه و تكرار آزمايش، انسان را به موفقيت‌هاي بزرگ نزديك‌تر مي‌كند . فرد كارآفرين، با واقع‌بيني شكست را تحمل مي‌كند، نااميد، دلسرد و افسرده نمي‌شود . اغلب كارآفرينان معتقدند كه از شكست‌هاي خود بيشتر از موفقيت‌هاي خود درس آموخته‌‌اند .

10.
توانايي ساخت تيم‌هاي كاري: ميل به استقلال، رغبت كارآفرين را نسبت به ايجاد ساختار كارگروهي مسدود نمي‌كند. بسياري از كارآفرينان توانايي بالايي دارند. آنها مي‌توانند انگيزه تيم را به شدت قوي كرده تا به خوبي رشد كند و افراد تيم بتوانند افكار خود را توسعه دهند. روح يگانگي، ارزش‌ها، باورهاي مشترك و اميدي كه كارآفرين در تيم ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود، تيم توانايي آن را پيدا كند كه بتواند به تنهايي وارد چالش‌هاي كاري شود .

راهكارهاي موفقيت در كارآفريني

مي‌بينيم كه كارآفرين بودن و افرادي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگي آفريده‌‌اند، شخصيت‌هايي شبيه ما داشته‌اند با اين تفاوت كه آنها اين جسارت را داشته‌اند كه تغييرات جدي در وضعيت موجود ايجاد كنند. در زير راهكارهاي موفقيت در كارآفريني مطرح شده است :

اهداف خود را تعيين كنيد

عادت كنيد كه هدف مشخص داشته باشيد. وقتي بدانيد چه مي‌خواهيد، زودتر به آن چيز مي‌رسيد و به ياد داشته باشيد كه زندگيتان را خود بسازيد. در تعيين اهداف نكات زير را رعايت كنيد : واقع‌بين باشيد، نقاط ضعف و قوت خود را بدانيد و از حمايت‌ها و موانع موجود در محيط آگاه باشيد. متكي به خود باشيد. هدف خود را چيزي قرار ندهيد كه براي دستيابي به آن به افراد بسيار و شرايط خاص وابسته باشيد. اهدافي را كه به نظرتان مهم است و مي‌توانيد به بهترين شكل اجرا كنيد، انتخاب كنيد. بر اهداف مثبت تمركز داشته باشيد و سعي كنيد به فكر اهدافي باشيد كه به جاي توقف و خودداري از انجام كارها، شما را به جايي رسانده و موجب دستيابي به چيزي شوند .

پس از تعيين اهداف اين نكات را به ياد داشته باشيد :

1-
عملكرد خود را همواره بازبيني كنيد و اين كه آيا طبق برنامه‌ زماني به سمت هدف پيش مي‌رويد. 2- از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد و سعي كنيد در عرصه‌هاي شكست خورده، وضعيت خود را بهبود بخشيد و چنانچه در اين وضعيت نتايج مطلوبي به دست نياوريد، به آغاز برگرديد و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهيد و سعي كنيد، در عقايد خود واقع‌بين‌تر باشيد. 3- اگر بهره‌وري نداريد، تغييرات را قبول كنيد. از تغييرات نترسيد و از آن براي رسيدن به اهداف مشخص‌تر استفاده كنيد. 4- اگر محيط اطراف را عامل موفق نبودن خود مي‌دانيد، آن را تغيير دهيد و اگر قابل تعويض نيست، سعي كنيد محيطي را انتخاب كنيد كه مطلوب‌تر باشد .

به خود ايمان داشته باشيد

باور كنيد كه مي‌توانيد به اهداف خود برسيد. براي توانايي در انجام كارها بايد اعتقاد داشته باشيد كه هيچ كس جز شما قادر به انجام آن كار نيست. برخي روش‌ها كه اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقيق‌تر بشناسيد و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي كنيد .

ب: به طور واقع‌بينانه ويژگي‌هاي خود را بنگريد. توانايي‌هاي خود را دست كم نگيريد و نظرتان را با ديگران مقايسه كنيد .

پ:از دوستان و آشنايان نظرخواهي كنيد و جويا شويد، چرا برخي از افراد تمايل به دوستي و كار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص كرده و با انتخاب فعاليت‌ها و اهدافي كه به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان كنيد. شما مي‌توانيد پروژه‌هايي را انتخاب كنيد كه براي خلاقيت به شما آزادي عمل مي‌دهند. از ظرفيت خود تا جاي امكان استفاده كنيد .

از نظر جسماني مراقب خود باشيد تا در انظار خوب ديده شويد. اگر ظاهر خوبي داشته باشيد درباره خودتان احساس خوبي خواهيد داشت. يكي از لازمه‌هاي اعتماد به نفس در رسيدن به اهداف، همين است .

از وقت خود خوب استفاده كنيد

عادت كنيد از وقت خود به طور موثر استفاده كنيد. نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد :

1 -
كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد .

2 -
اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد .

3 -
كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است .

4 -
درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد .

5 -
كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود .

6 -
متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد .

7 -
اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است .

8 -
اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد .

9 -
ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد .

10 -
وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد .

11 -
يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است .

12 -
در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد .

يك برنده باشيد

افرادي كه شكست مي‌خورند، از انجام بسياري كارها مي‌ترسند، هميشه شكايت مي‌كنند و ناراحت هستند. آنها احساس مي‌كنند قربانيان هميشگي هستند. اما شما بايد متفاوت باشيد. سعي كنيد در طول زندگي يك برنده باشيد. مثبت فكر كنيد و افكار بزرگ در سر داشته باشيد. در مورد اهداف خود اطلاعات كسب كنيد تا بتوانيد به نفع خود از آنها بهره‌برداري كنيد .

يك رهبر باشيد

رهبري را بياموزيد و مسووليت گروه خود را براي انجام اهداف در نظر بگيريد. تصميم‌هاي خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگيريد. صفات و ويژگي‌هاي رهبري مناسب را در خود ايجاد كنيد. كار كردن با افراد را بياموزيد، سعي كنيد شنونده خوبي باشيد و به خوبي ارتباط برقرار كنيد .

خلاق باشيد

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده كنيد، زمان بيشتري براي خلاقيت خواهيد داشت. وقتي كارهايتان تمام شد زماني را براي توسعه و اجراي عقايد خود در نظر بگيريد. براي اين كار بايد بر علم خود بيفزاييد، با ديگران تبادل نظر كنيد، در مجامع و جلساتي كه با رشته كاري شما مرتبط است حضور يابيد مهارت‌هاي شنيداري خود را بالا ببريد روياپردازي كنيد و در صدد باشيد ايده‌‌اي نو در زمينه كاري‌تان ايجاد كنيد .

اگر مي‌خواهيد خود كارآفرين باشيد و در واقع دوست داشته باشيد خودتان شغلي را رهبري كنيد و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهايي يابيد، از اين رو بهتر است با آگاهي كامل از شرايط و ضرورت‌هاي كارآفريني، دست به اين اقدام بزنيد .

برگرفته از كتاب «كارآفريني » نوشته دكتر علي شاه‌حسيني

يوسف بهمن‌آبادي

مرجع: روزنامه دنیای اقتصاد

 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:54 AM
کلمه ها بر احسا سها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند.
احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند.
اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند.


 امیدواریم که همتون مثبت اندیش باشید...

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 3 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:47 AM
 دلیل دیگر برای ورزش بیشتر


آیا می‌خواهید احساس بهتری داشته باشید، انرژی بیشتری داشته و یا حتی عمرتان طولانی‌تر شود؟

شاید هیچ‌ دارو و هیچ کیمیایی را بهتر از ورزش پیدا نکنید.

نباید از مزیت‌های ورزش در پیشگیری از بیماری‌های مزمن گرفته تا تقویت اعتماد به نفس غافل باشید.

برای پی‌بردن به مزایای ورزش و بهبود کیفیت زندگی خود به این 6 نکته توجه کنید:

با ورزش خوش‌اخلاق‌تر می‌شوید

تا به حال شده که بعد از یک روز کاری سخت و پر از استرس، وقتی کارهایتان به خوبی پیش نمی‌رود، احساس عصبانیت کنید و با افرادی که در اطرافتان هستند کج‌خلقی کنید؟ شاید خودتان هم نخواهید که عصبانی شوید، اما کاری از دست‌تان برنمی آید.

انجام پیاده‌روی به مدت نیم ساعت می‌تواند شما را کاملا آرام و حتی خوش‌‌خلق کند. ورزش مواد شیمیایی موجود در مغز را که با احساس شادی و شادابی ارتباط دارند، فعال کرده و فرد احساس آرامش می‌کند. پس سعی کنید قبل از انجام کارهای روزانه، مخصوصا اگر کارتان پُراسترس است، کمی ورزش کنید.

ورزش منظم می‌تواند در شما احساس بهتری ایجاد کند و اعتماد به نفس را در شما بالا ببرد. ورزش، افسردگی و اضطراب را هم در افراد کاهش می‌دهد.

با ورزش می‌توانید به جنگ بیماری‌ها بروید

اگر نگران هستید که مبادا بیمار شوید، بیماری‌ قلبی گرفتارتان کند، یا اینکه دچار پوکی استخوان و به دنبال آن شکستگی استخوان شوید، به طور منظم ورزش کنید. انجام ورزش منظم به ما کمک می‌کند، نه تنها از بیمار شدنمان جلوگیری کنیم، بلکه بهتر بتوانیم بعضی بیماری‌ها را کنترل کنیم. ازجمله وقتی به فشار خون بالا مبتلا هستیم. عادت کردن به ورزش همچنین باعث کنترل چربی خون می‌شود. ورزش همچنین از ابتلا به دیابت نوع دوم جلوگیری کرده و از پوکی‌استخوان و خیلی از سرطان‌ها جلوگیری می‌کند.

با ورزش می‌توانید جلوی چاقی را بگیرید

اگر می‌خواهید وزن‌تان را کم کنید یا می‌خواهید وزن خود را در حد ایده‌آل نگه دارید، باید ورزش کنید. ورزش باعث می‌شود که کالری بیشتری بسوزانید و بهتر وزن‌ خود را کنترل کنید. برای چاق نشدن لازم نیست وقت زیادی برای ورزش کردن صرف کنید. فقط کافی است به جای استفاده از اتومبیل، پیاده روی کنید. ناهار کمتر بخورید و زمانی را به قدم زدن اختصاص بدهید. تلویزیون را خاموش کنید و به جای دیدن برنامه‌هایی که به شما ارتباطی ندارد، قدم بزنید.

با ورزش می‌توانید عضلاتتان را تقویت کنید

تا به حال شده وقتی به خرید می‌روید، بعد از بلند کردن وسایل‌تان نفس‌نفس بزنید؟ یا وقتی می‌خواهید از سربالایی خیابان عبور کنید، چند بار مجبور شوید بایستید و نفس تازه کنید؟ این برای این است که ورزش نمی‌کنید، چون ورزش کردن تنفس شما را آسان‌تر می‌کند.

ورزش کردن باعث می‌شود اکسیژن و مواد مغذی، بهتر به بافت‌های بدن برسند. در واقع ورزش کردن موجب تقویت دستگاه قلبی - عروقی شما می‌شود. جریان خون به قلب و عروق بهتر می رود و قلب با کیفیت بیشتری عمل می‌کند.

ورزش، نسخه بدخوابی است

اگر با به خواب رفتن مشکل دارید، یا خواب خوبی نمی‌کنید و بعد از خوابیدن هم خستگی‌تان درنمی‌رود، ورزش کنید. انجام ورزش و فعالیت‌های جسمی در طول روز می‌تواند باعث بهتر شدن خواب شبانه شود، حتی ورزش کلید بهتر خوابیدن است. ورزش کردن باعث می‌شود که ما سریع‌تر بتوانیم بخوابیم و حتی خواب عمیق‌تری داشته باشیم و بعد از خواب هم با احساس خوبی بیدار شویم. به طور طبیعی باید 5 تا 6 ساعت بعد از انجام ورزش، احساس خواب آلودگی کنیم.

ورزش، سالم‌ترین تفریح است

اگر نمی‌دانید تعطیلات آخر هفته‌تان را چگونه بگذرانید به این توصیه ما گوش کنید. با همه اعضای خانواده مخصوصا بچه‌هایتان، دسته‌جمعی برای پیاده‌روی به پارک یا به کوهنوردی بروید. حالا که فصل تابستان است، می‌توانید به شنا بپردازید یا با بچه‌ها توپ بازی کنید. ورزشی را انتخاب کنید که از آن لذت ببرید و سبب شود که شما بخندید. این ورزش‌ها نه تنها موجب سلامت شما می‌شوند، بلکه حس دوستی را میان شما افزایش می‌دهند
 

همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:46 AM
 
نقش ورزش در جامعه بشری
امروزه ورزش يكى از امورى است كه به عناوين مختلف در جهان مطرح شده و گروه زيادى به اشكال گوناگون با آن سروكار دارند. برخى از مردم ، ورزش كار حرفه اى اند و گروهى ورزش كار آماتور. گروهى طرفدار و علاقه مند به ورزش و ديدن برنامه ها، مسابقات و نمايشهاى ورزشى بوده ، و عده اى نيز از راه ورزش امور زندگى خويش را مى گذرانند.
وزارتخانه ها و ادارات ورزشى فراوانى تاءسيس شده و مخارج زيادى صرف ورزش ، ساختن استاديوم ها، مجتمع ها، و باشگاههاى ورزشى و نيز تهيه وسايل و لباسهاى ورزشى و يا تماشاى مسابقات ورزشى مى شود. بخش هاى قابل توجهى از برنامه هاى تلويزيون ، راديو، مجلات ، و ساير رسانه هاى گروهى ، به ورزش و اخبار ورزشى اختصاص دارد و خلاصه ورزش يكى از امورى است كه در جهان به صورت جدى مطرح بوده و از جهات مختلف داراى اهميت مى باشد، از جمله :
1. امروزه يكى از مشكلات جامعه بشرى ، مساءله بى كارى و عوارض ‍ ناشى از آن است . بى كارى ، به ويژه براى نوجوانان و جوانان و به خصوص ‍ در ايام تعطيلات تابستانى مدارس و مراكز آموزشى ، بسيار خطرناك و مضر است و بايد با آن مبارزه شده ، يا به نحوى اوقات بى كارى را پر نمود كه مفيد بوده و يا لااقل مضر نباشد. بسيارى از انحرافات ، از قبيل : اعتياد به مواد مخدر، دزدى و ايجاد مزاحمت ، دعواها و درگيريهاى خيابانى ، انحرافات جنسى و... زاييده بى كارى و ولگردى است .

شايد به واسطه جلوگيرى از همين عوارض سوء بى كارى باشد كه مى بينيم در اسلام از ((كار و انسان شاغل )) بسيار تجليل شده است .(2)
احاديث فراوانى در اين زمينه وارد شده كه توجه شما را به برخى از آن احاديث جلب مى نمايیم :

امام على (ع ) فرمود:
ان الله يحب المحترف الامين (3)
خداوند، انسان امينى را كه داراى حرفه است ( و به آن اشتغال دارد ) دوست مى دارد.

رسول خدا (ص ) فرمود:
الكاد لعياله كالمجاهد فى سبيل الله (4)
كسى كه خود را براى اداره زندگى اش به مشقت مى اندازد، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى كند.

رسول اكرم (ص ) فرمود:
ملعون من القى كله على الناس (5)
هر كس كه سنگينى ( اقتصادى ) خود را بر دوش مردم بيندازد، ملعون است .

بدون شك ، مردم و كشور بايد در پى ايجاد كار و اشتغال سالم براى همه باشند، ولى آيا هميشه امكان اشتغال براى همه و به ويژه جوانان و نوجوانان فراهم است ؟ اگر اين امكان فراهم نشد، تكليف چيست ؟ آيا ايجاد سرگرمى هاى سالم و مفيد نمى تواند از بسيارى انحرافات جلوگيرى كند؟
ورزش يكى از مفيدترين و سالم ترين سرگرمى هايى است كه مى تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر كند.

2. ورزش ، كسالت و تنبلى را از انسان زدوده و به وى نشاط و شادابى بخشيده ، او را براى انجام كارها و وظايف فردى و اجتماعى آماده نموده و اخلاقش را بهبود مى بخشد.

3. ورزش ، روحيه شجاعت ، از خودگذشتگى ، مبارزه با ظلم و ظالم و دفاع از مظلوم را در انسان تقويت نموده ، اراده وى را قوى مى سازد.

4. ورزش ، توان رزمى انسان را افزايش مى دهد. بالا بودن توان جسمانى نيروهاى نظامى و رزمى ، تنها در زمانهاى گذشته كه جنگ ها با سلاح هاى سرد صورت مى گرفت ، مورد توجه نبوده ، بلكه امروزه نيز حائز اهميت فراوان است و تمرينات بدنى قسمت عمده اى از آموزش هاى نظاميان و به ويژه كماندوها و نيروهاى ويژه را تشكيل مى دهد. همچنين افرادى كه از نقطه نظر بدنى و جسمانى ، ضعيف و يا ناقص باشند، در ارتش پذيرفته نشده و گاه از خدمت سربازى نيز معاف مى گردند.

ورزش ، كمك شايانى به ايجاد و تقويت سلامتى جسمانى و روانى مى كند، و افرادى كه با روش صحيح ورزش مى كنند و يا داراى كارهاى باتحرك مى باشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادى كه كارهاى بدون تحرك دارند بيشتر است .

5. امروزه ورزش در سطح بين المللى ، بعد سياسى نيز به خود گرفته است . گاه اتفاق مى افتد كشورى كه بيشتر مردم حتى نام آن را نشنيده اند، يكباره در جهان مطرح شده و به واسطه پيروزيهاى ورزشى ، نامش در صفحه اول روزنامه هاى جهان و صدر اخبار قرار مى گيرد. شركت و يا عدم شركت تيمهاى ورزشى يك كشور در يك كشور ديگر نيز، گاه جنبه سياسى داشته و به معناى دوستى ، دشمنى ، اعتراض و... تلقى مى شود.

6. در انسان غريزه قدرت طلبى ، برترى جويى و مبارزه وجود دارد. ورزش و مسابقات ورزشى اگر در محيط و جو سالم برگزار شوند، زمينه اشباع اين غريزه از طريق صحيح را فراهم مى سازند. اگر اين غريزه و ساير غرايز، كنترل نشده و به مسير صحيح هدايت نشوند، براى جامعه بشرى مشكل ساز و مساءله آفرين خواهد بود.
ورزش ، توان انسان را براى انجام كارهاى روزمره شخصى و اجتماعى بالا مى برد، حتى عباداتى از قبيل نماز، روزه ، حج و جهاد نيز با بدنى سالم و نيرومند، بهتر. بيشتر و راحت تر جامه عمل به خود مى پوشند.

7. انسان مايل است با ديگران باشد و با آنان بياميزد. اين غريزه و يا تمايل شديد را مى توان از طريق ورزش برآورده ساخت . در ورزش ، در زمينه نيل به ارزشهاى اجتماعى ديگرى نيز، چون كار گروهى ، وفادارى ، روحيه ورزشكارى مى توان توفيق يافت . محيط صميمانه و مطلوب ورزشى ، اغلب فرصتى مناسب براى ايجاد روابط انسانى و شكل گيرى دوستى هاست .

8. ورزش به انسان تحرك مى بخشد و حركت و تحرك - به ويژه در كودكان - لازمه رشد است . اگر عضو نيرومندى از اعضاى بدن يك ورزشكار را چندين ماه در گچ قرار دهند و تحرك را از آن سلب نمايند، ضعيف و لاغر خواهد شد.
اگر جنبش بدن كم شود. دفاع بدن كم و ضعيف مى گردد، و همچنان كه داشتن تحرك و ورزش موجب سلامتى بدن و طول عمر مى گردد، نداشتن تحرك نيز موجب مرگ زودرس مى شود.
فوايد ديگرى نيز براى ورزش قابل تصور است كه در اين جا تنها به گوشه اى از فوايد ورزش اشاره شد.

همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:43 AM
امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران

1)صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :

درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس :

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

10- سكوت نمودن :

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

12- وقت وموفقيت شناس بودن :

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

13- مخالفت نمودن به شيوه مناسب :

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

14)يكي بودن قول وعمل :

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باش
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:37 AM

كلمات و انديشه ها داراي امواجي هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.

اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم..

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند!

به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.

با ما باشید

  • مثال:


به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود

به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت

به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد

به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟

به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده

به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما

به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه

به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟

به جاي فقير هستم؛‌بگوييم : ثروت كمي دارم

به جاي بد نيستم؛ بگوييم :‌ خوب هستم

به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست

به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم

به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود

به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه

به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش

به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم

شاد باشید
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:20 AM

جامعه > آموزش
 - بر طبق آمار سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ ایران پایین ترین سن آغاز اعتیاد و بیشترین مصرف سرانه مواد مخدر در جهان را دارد. از این رو فعالیت های پیش گیری از اعتیاد در مدارس باید ۱۰ برابر شود.

حسین صرافی: حمید رضا حاجی‌ بابایی، وزیر آموزش و پرورش، امروز، دهم اسفند، در مراسم انعقاد تفاهم‌ نامه همکاری بین وزارت آموزش و پرورش و ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت:" به انداز‌ه‌ای که در آموزش و پرورش پاکی و صداقت است به همان اندازه باید مراقبت‌ها افزایش یابد." و در ادامه افزود:" اعتیاد در واقع یک بیماری است و آموزش و پرورش در صورت برخورد با چنین موارد شیوه‌های قانونی و درمانی را پیش می‌گیرد و به هیچ‌وجه به دنبال اخراج نیست."

این در حالی است که افزایش تعداد دانش آموزان معتاد همواره به شدت از سوی مسئولان تکذیب می شود و نهادهای مسئول متفق القول بر این عقیده اند که تنها نیم درصد از جمعیت دانش آموزی کشور به مواد مخدر اعتیاد دارند و آمارهایی که بعضا رسانه ای می شود، میزان دانش آموزان مستعد و در معرض خطر ابتلا را هم دربرمی گیرد، اما بنا به گزارشی که چندی پیش در سایت مجلس شورای اسلامی منتشر شد، نزدیک به ۱۶ درصد از معتادان کشور را جوانان زیر بیست سال تشکیل می دهند.

این در حالی است که طبق آخرین اعلام سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ ایران پایین ترین سن آغاز اعتیاد و بیشترین مصرف سرانه مواد مخدر در جهان را دارد و از این رو فعالیت های پیش گیری از اعتیاد در مدارس باید ۱۰ برابر شود.

پیش گیری ضعیف تر از موج اعتیاد

آ ن چه به لحاظ آماری بیش از هر چیز نگران کننده است پدیده کاهش سن اعتیاد در کشور است که به نظر می رسد با ادامه این روند، سن آغاز مصرف مواد به گروه های سنی پایین تر نیز کشیده می شود مگر آن که پیش گیری های لازم صورت گیرد.

دکتر هادی معتمدی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم توانبخشی ایران، ضمن اعلام این که سرعت فعالیت های پیش گیرانه بسیار کمتر از سرعت هجمه اعتیاد به کشور است در این باره می گوید:" در حال حاضر سن اعتیاد در کشور ما در طیف سنی ۲۰ تا ۴۰ سال قرار دارد اما با ادامه روند موجود این امکان وجود دارد که سن اعتیاد و آغاز مصرف مواد به گروه های سنی پایین تر نیز کشیده شود."

او در حالی که این روند را در طول چند سال اخیر، روندی نسبتا ایستا می داند می گوید:" بر اساس تحقیقات به عمل آمده میانگین سن آغاز مصرف مواد و سن اعتیاد طی ۶ سال اخیر یعنی از سال ۱۳۸۲ - ۱۳۸۸ تغییر زیادی نکرده است."

عضو هیات علمی دانشگاه علوم توان بخشی، میانگین سن آغاز مصرف مواد را طبق آخرین آمار به دست آمده ۲۲ سال و سن اعتیاد را ۳۲ سال می داند و اضافه می کند:" با این که میانگین سن معتادان طی ۶ سال اخیر نزدیک به یک سال افزایش پیدا کرده است و این شاخص مثبت و خوبی است اما این موضوع نباید مانع از توجه ما به معضل رو به گسترش مواد مخدر در مدارس شود."

علی رضا سلیمی، عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی نیزدر گفت و گو با خبر آنلاین معتقد است:" پایین آمدن سن اعتیاد در کشور واقعیت تلخی است که با پنهان کردن و پاک کردن صورت مسئله نمی توان مانع از گسترش تخریب های اعتیاد در نسل جوان شد."

او به مافیای بزرگی که به صورت تشکیلاتی برای گسترش اعتیاد در بین جوانان فعالیت می کند اشاره می کند و می افزاید:" در مناطق تحت کنترل آمریکا در افغانستان، سالانه هزاران تن تریاک، هروئین، شیشه و کریستال تولید و به سوی مرزهای ایران هدایت می شود."

اخراج راهکار نادرست

علی رضا سلیمی، عضو کمیسیون آموزش، در ادامه گفت و گو با خبر آنلاین، ارتباطات دوستانه و عاطفی قوی بین دانش آموزان و معلمان در مدارس را از جمله عوامل مهمی می داند که می تواند رمز موفقیت برنامه های پیش گیرانه اعتیاد باشدو می افزاید:" بی مهری با دانش آموزان معتاد و طرد آنان از سیستم آموزشی هیچ مشکلی را حل نمی کند. ما در واقع با اخراج دانش آموزان معتاد، آن ها را در معرض تبدیل شدن به افراد پر خطر قرار می دهیم. این در حالی است که می توانیم با کمک گرفتن از روش های صحیح پرورشی و تربیتی برای بازیابی این افراد به درون اجتماع گام های موثرتری برداریم."

دکتر غلامحسین معتمدی، روانپزشک، نیز با تایید این مطلب می گوید:" باید مهارت های زندگی و آموزه های پیش گیری از مصرف سیگار و مواد و حتی مصرف خودسرانه دارو از سطوح پایین تر تحصیلی یعنی دوران ابتدایی و راهنمایی شروع شود تا قبل از این که نوجوان از سیستم آموزشی جدا شود مداخلات لازم در آموزش های وی انجام شده باشد."

دکتر هادی معتمدی نیز تصریح می کند:" ما نمی توانیم ادعا کنیم که محیط مدارس مان پاک و سالم است در حالی که با مشاهده کوچکترین بزه در دانش آموزان، اقدام به اخراج آن ها کرده ایم. اگر بعد پرورشی در سیستم آموزش و پرورش رشد یافته بود اجازه نمی داد این قشر از دانش آموزان اخراج و از سیستم کنترلی حذف شوند."

دکتر غلامحسین معتمدی، روان پزشک، در این باره می گوید:" ضریب هوشی یا آی کیوی نسل جدید نسبت به نسل های گذشته افزایش قابل توجهی داشته است، اما به خاطر نبود برنامه های تربیتی و پرورشی این هوش هیجانی و استعداد در مسیرهای نادرست هدایت می شود و نوجوان برای پر کردن خلاءهای هیجانی خود به سمت مصرف موادمخدر و یا هرگونه بزه دیگر می رود."

آموزش مهارت های زندگی

مهارت های زندگی، نقش انکارناپذیری در جلوگیری از گسترش آسیب های اجتماعی دارد.

دکتر حسن عشایری، عصب شناس و روان پزشک، به خبرآنلاین می گوید:" یکی از راه حل های پیشگیری از اعتیاد در مدارس یادگیری مهارت های زندگی در کنار آموزش های اعتیاد است."

او اضافه می کند:" تحقیقات نشان داده، دانش آموزانی که آموزش مهارت های زندگی را دیده اند کمتر به طرف رفتارهای پر خطر رفته اند. توزیع خودآموزهای آموزشی، قراردادن موضوع اعتیاد در سر فصل کتب درسی و ایجاد برنامه های مدرسه محور در حوزه پیشگیری از اعتیاد می تواند موفق باشد."

دکتر غلامحسین معتمدی نقش خانواده را به عنوان یک نهاد اجتماعی در پیش گیری از آسیب های اجتماعی بسیار مهم می داند و می گوید:" متاسفانه در عصر ارتباطات، میزان ارتباط بین اعضای خانواده به شدت کاهش یافته این در حالی است که ارتباط هر چند کوتاه والدین با فرزندان در طول روز، می تواند در کاهش گرایش آن ها به سمت آسیب های اجتماعی اعتیاد موثر باشد."

واکسیناسیون آموزشی

پیشگیری امری مستمر و دائمی است و اطلاع رسانی مستمر، آرام و عمیق مهارت های اجتماعی یکی از مولفه های مصون سازی مدارس در برابر آسیب های اجتماعی است.

دکتر هادی معتمدی می گوید:" آموزش های پیش گیری از اعتیاد باید به صورت مستمر و پیاپی باشد تا نتیجه مطلوب را بدهد. تنها با استمرار و تکرار مداوم این آموزه هاست که می توان جوانان را در برابر خطرات اعتیاد واکسینه کرد."

دکتر غلامحسین معتمدی به عامل افسردگی نیز اشاره می کند و معتقد است:" کم توجهی خانواده ها به افسردگی در سنین جوانی و نوجوانی فرزندان می تواند آغازگر بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد. ما باید برای دور ماندن نوجوان از آسیب های افسردگی خصوصا در سن بحران زده بلوغ، شادی هایی ماندگار را در کلاس های پرورشی به دانش آموزان آموزش دهیم تا زمینه های کشش نوجوان به سمت مواد مخدر برای رهایی از احساسات بد و منفی برطرف شود."
 

همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى.



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:16 AM

دكتر عظيم ميرزازاده، دكتر كامران يزداني، دكتر سامان توكلي، دكتر مهشيد تاج

خلاصه مقاله:
در سال­هاي اخير بحث­هاي بسياري در مورد مفهوم اعتباربخشي (accreditation) و چگونگي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در كشور در جريان بوده است. اهميت موضوع زماني بيشتر مي­شود كه در نظر آوريم در موارد متعددي از راهكارهاي برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز به امر تقويت فرآيند اعتباربخشي در آموزش پزشكي اشاره شده است. به­طور خلاصه مي­توان گفت اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيش­تعيين شده را رعايت كرده باشد. اعتباربخشي مي­تواند در مورد يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation) يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه آموزش، ارايه خدمات و پژوهش باشد. (Specialized Accreditation) در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي مشخص مي­كند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشته­هاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟ وضعيت آموزش پزشكي كشور ما مشابه آنچه در طي دو دهه آخر قرن بيستم در جهان شاهد آن بوده­ايم با گسترش سريع و بي­رويه آموزش پزشكي (به­ويژه در مقطع پزشكي عمومي) مواجه بوده است. از همين­رو شناخت و به­كارگيري روش­هايي كه بتوانند زمينه­ساز ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور باشند حايز اهميت ويژه مي­باشد. در اين زمينه استقرار ساختارهاي اعتباربخشي از جايگاه ويژه­اي برخوردار هستند و در برنامه سوم توسعه و ملحقات آن توجه ويژه­اي به امر راه­اندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دوره­هاي آموزشي مشاهده مي­شود.

اعتباربخشي به­عنوان شناخته­شده­ترين الگو در زيرمجموعه رويكرد مبتني بر خبرگان به ارزشيابي برنامه (expertise-oriented program evaluation) مانند هر الگوي ديگري داراي نقاط قوت و ضعفي مي­باشد كه لازم است در هنگام طراحي ساختارهاي اعتباربخشي به آنها توجه شود. يكي از مهمترين موضوعات در مورد اعتباربخشي شناخت صحيح و اجراي دقيق مراحل استقرار آن مي­باشد.

مقدمه
يكي از موضوعاتي كه در سالهاي اخير توجه فراواني را در محافل علمي آموزش پزشكي كشور به خود جلب نموده موضوع اعتباربخشي (accreditation) است. بررسي برنامه سوم توسعه نيز بخوبي بيانگر توجه سياستگزاران كلان كشور به اهميت اين امر در ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي مي­باشد. در چند سال گذشته اقداماتي نيز در جهت استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در بخش­هايي از آموزش پزشكي كشور در جريان بوده است. بدون شك تحقق صحيح اين مهم جز با شناخت صحيح و جامع مفهوم اعتباربخشي، نقاط قوت و ضعف، مراحل استقرار ساختار متولي، و مراحل انجام اعتباربخشي ميسر نخواهد بود مقاله حاضر تلاش مي­كند تا با ارايه توضيحاتي در ارتباط با مفاهيم پايه در زمينه اعتباربخشي، به تشريح اين موارد بپردازد.

مفهوم اعتباربخشي
با جمع­بندي تعاريفي كه به طور كلاسيك براي اعتباربخشي ارايه شده است، اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيش تعيين­شده را رعايت كرده باشد.(1)

Worthen اعتباربخشي را به عنوان شناخته­شده­ترين نوع سيستم­هاي ارزشيابي تخصصي رسمي (formal professional review systems) معرفي مي­كند. در اين چارچوب اعتباربخشي به عنوان يك سيستم ارزشيابي برنامه (program evaluation) داراي عناصر اصلي زير مي­باشد:(2)

  1. سازماني كه متولي انجام ارزشيابي­هاي ادواري مي­باشد.
  2. استانداردها و احتمالا" ابزارهاي مدون و مكتوبي كه براي انجام ارزشيابي­ها به كار مي­روند
  3. برنامه زماني از قبل تعيين شده (به عنوان مثال هر پنج سال يك بار) براي انجام ارزشيابي­ها
  4. استفاده از نظرات خبرگان متعدد به منظور قضاوت در مورد كيفيت واحد مورد ارزشيابي
  5. تأثير بر وضعيت واحد مورد ارزشيابي بر اساس نتايج حاصل از ارزشيابي انجام شده

هر چند در ابتدا اعتباربخشي منحصرا" در حوزه آموزش انجام مي­گرفت، در حال حاضر اعتباربخشي علاوه بر آموزش، حوزه­هاي ديگري نظير پژوهش و ارايه خدمات را نيز در برمي­گيرد.(3)

اعتباربخشي مي­تواند در مورد كليت يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation)، يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه فوق­الذكر باشد(specialized accreditation). در صورتي كه واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، كليت يك مؤسسه باشد كيفيت سازمان و فعاليت­هاي آن مؤسسه شامل امور اداري، بودجه، ساير منابع و امكانات، امور پژوهشي، امكانات آموزشي و مكانيسم­هاي تضمين كيفيت در آن مؤسسه مورد ارزشيابي قرار مي­گيرد. اما اگر واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، دوره آموزشي باشد در آن صورت كيفيت دوره در يك حوزه مشخص مورد ارزشيابي قرار مي­گيرد. به عنوان مثال در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي مشخص مي­كند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشته­هاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟(3)

هر چند اكثر ساختارهاي اعتباربخشي به طور سنتي عمدتا" بر كافي بودن امكانات، صلاحيت­هاي كاركنان و مناسب بودن فرايندها متمركز بوده­اند، در حال حاضر برخي از آنها در حال بازنگري در ضوابط و روشهاي خود براي تكيه بيشتر بر پيامد (outcome) و به خصوص ارتباط درون­داد (input) و فرايند (process) با پيامد هستند. در اين زمينه بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي تلاش مي­كنند تا استانداردهايي در ارتباط با پيامد نظير درصد فارغ­التحصيلي، درصد يافتن شغل توسط فارغ­التحصيلان، درصد انصراف­دهندگان، و نسبت هزينه­هاي آموزشي به درآمد فارغ­التحصيلان را در مجموعه استانداردهاي خود بگنجانند.(2)

اهميت اعتباربخشي
اهميت توجه به ارتقاي كيفيت آنگاه بيش از پيش مشخص مي­شود كه توجه داشته باشيم بر اساس گزارش فدراسيون بين­المللي آموزش پزشكي (World Federation for Medical Education-WFME) طي دو دهه گذشته در سراسر جهان شاهد گسترش بي­رويه آموزش پزشكي (حداقل در مقطع پزشكي عمومي) بوده­ايم. عامل ديگري كه بر شدت مشكلات مي­افزايد افزايش تعداد واحدهاي آموزشي غير انتفاعي است كه هدف اصلي آنها تربيت سهل و آسان فارغ­التحصيلان مي­باشد. اين واحدهاي آموزشي به خصوص براي متقاضياني كه به دليل بنيه علمي ضعيف­تر توانايي ورود به دانشكده­هاي پزشكي جا افتاده را ندارند اما از طبقات مرفه اجتماعي برخاسته­اند، بسيار جذاب هستند. علاوه بر تأثيري كه اين واحدهاي آموزشي بر كيفيت آموزش پزشكي دارند باعث اختلال در امر برنامه­ريزي صحيح نيروي انساني پزشكي نيز مي­شوند. اين در حالي است كه به دليل افزايش سطح آگاهي جامعه، سطح انتظارات مردم از پزشكان رو به افزايش است.(3)

شايد بتوان گفت وضعيت آموزش پزشكي در كشور ما بخصوص در بخش پزشكي عمومي دقيقا" مشابه وضعيتي است كه در گزارش WFME آمده است و همين نكته ضرورت توجه هر چه بيشتر به امر ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور را نشان مي­دهد. در برنامه سوم توسعه و مصوبات شوراي برنامه­ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، در جهت اجرايي كردن سياست­هاي كلان نظام توجه ويژه­اي به امر راه­اندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دوره­هاي آموزشي مشاهده مي­شود، به طوري كه با مروري سريع بر بندهاي مختلف راهكارهاي مصوب، به موارد متعددي از تأكيد بر انجام اعتباربخشي در دانشگاهها و دانشكده­هاي پزشكي و يا امر تدوين معيارها و شاخص­هاي ارزشيابي و اعتباربخشي آموزشي و فراهم كردن شرايط رشد و ارتقاي كيفي واحدهاي آموزشي برمي­خوريم. علاوه بر اين در بند ديگري بر ضرورت كارآمد نمودن نظام ارزشيابي دروني و بيروني مراكز آموزشي تأكيد و به تقويت نهادها و مراجع مستقل در اين زمينه اهميت داده شده است.(11)

نقاط قوت و ضعف اعتباربخشي
براي درك صحيح­تر اهميت اعتباربخشي بهتر است اشاره كوتاهي به نقاط قوت آن داشته باشيم. با جمع­بندي موارد ذكر شده در منابع مختلف مي­توان به نكات زير به عنوان عمده­ترين نقاط قوت اعتباربخشي اشاره نمود:(2و3)

  1. اطمينان­بخشي به دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي، متخصصان، دانشگاهيان و اموزش­گيرندگان در مورد كيفيت آموزش ارايه شده
  2. بهبود كيفيت آموزشي از طريق تدوين شاخص­ها و دستورالعمل­هاي لازم براي ارزشيابي
  3. تشويق مراكز آموزشي براي بهبود دايمي از طريق ارزشيابي­هاي مداوم
  4. ارايه مشاوره به مراكز آموزشي
  5. حمايت از مراكز آموزشي در برابر فشارهايي كه ممكن است كارآيي آموزشي آنها را مورد تهديد قرار دهد.
  6. جامعيت فرايند ارزشيابي كه مانع از ساده­انگاري در زمينه درك پيچيدگي فرايندهاي آموزشي مي­گردد
  7. فراهم كردن امكان جمع­آوري سيستماتيك اطلاعات در مورد واحدهاي مورد ارزشيابي
  8. هزينه نسبتا" قابل قبول

هر چند همانگونه كه در بالا نيز به آن اشاره شد يكي از مهمترين فوايد اعتباربخشي آن است كه با تضمين كيفيت واحد مورد ارزشيابي باعث مي­شود تا دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي و آموزش­گيرندگان از كيفيت آموزش و در نهايت كيفيت آموزش­گيرندگان اطمينان حاصل نمايند، اما بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه ارزش اعتباربخشي به بعد بازرسي و نظارتي آن منحصر نمي­شود، بلكه تجربه سيستم­هاي اعتباربخشي بخوبي نشان­دهنده اين واقعيت است كه فعاليت اين ساختارها منجر به راه­اندازي و تقويت فرآيند ارزشيابي دروني در مؤسسات آموزشي و در نتيجه يك تلاش درون­زاد براي ارتقاي كيفيت مي­گردد(3) كه متأسفانه معمولا" به اين جنبه اعتباربخشي توجه كافي مبذول نمي­شود. اين در حالي است كه در بسياري از موارد ارزشيابي دروني كه در قالب فرايند اعتباربخشي انجام مي­شود منجر به كشف نكات بسيار مهمي مي­گردد. در واقع ارزشيابي دروني و بيروني در قالب يك ساختار اعتباربخشي سبب مي­شوند اين ساختارها از محسنات هر دو روش بهره­مند شوند.(2و3)

بايد به خاطر داشته باشيم كه هر چند ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس مطالب پيشگفت داراي نقاط قوت بسياري مي­باشند اما مانند هر روش ارزشيابي ديگري داراي نقاط ضعف قابل ملاحظه­اي نيز هستند كه لازم است در هنگام استقرار چنين ساختارهايي به دقت مورد توجه قرار گيرند. به اين منظور به چند مورد از مهم­ترين ايراداتي كه براي ساختارهاي اعتباربخشي مطرح شده­اند اشاره مي­كنيم:(2و3)

  1. ترديد در مورد پايايي نتايج حاصل از ارزشيابي و احتمال بروز تورش (bias) به دليل مبتني بودن نتيجه ارزشيابي بر قضاوت خبرگان
  2. ترديد در مورد اعتبار (credibility) ساختارهاي اعتباربخشي و اينكه متخصصان يك رشته تا چه حد به طور جدي بر عملكرد افراد هم­رشته خود نظارت مي­كنند
  3. مشخص نبودن دقيق وزن و اهميت مجموعه ضوابط تعيين شده كه موارد جزيي تا بسيار مهم را شامل مي­شود
  4. توجه صرف به اهداف در نظر گرفته شده و عدم توجه به مسايل ديگر در زمان انجام ارزشيابي
  5. جلوگيري از مطرح شدن ديدگاه­هاي كساني كه در يك واحد آموزشي حضور داشته و بيشترين اعتراضات را در مورد كيفيت آن واحد آموزشي دارند
  6. خطر يكنواخت كردن برنامه­هاي آموزشي

مراحل اعتباربخشي
اولين قدم در راه انجام اعتباربخشي، تعريف استانداردهاي مربوط به اجزاي مجموعه­اي است كه به عنوان واحد مورد ارزشيابي تعيين­شده است. استانداردهاي اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي دربرگيرنده استانداردهاي مربوط به تعداد و مدارج علمي آموزش­دهندگان، شرايط آموزش­گيرندگان، امكانات و تجهيزات آموزشي، برنامه آموزشي شامل محتوا، روش­هاي آموزشي و روش­هاي ارزيابي، و … مي­شود.

همانگونه كه قبلا" اشاره شد در اغلب موارد اين استانداردها بر اساس توافق جمعي آموزش­دهندگان، آموزش­گيرندگان، نهادهاي حرفه­اي، دولت و ساير گروه­هاي ذينفع تعيين مي­شود. از آنجا كه هدف هر سيستم آموزشي بايد تربيت فارغ­التحصيلان توانمند در حيطه كاري مربوطه باشد، لذا منطقي به نظر مي­رسد، با به كارگيري روش­هاي دقيق­تري به ارزيابي توانايي واقعي فارغ­التحصيلان سيستم آموزشي در پاسخگويي به نيازهاي جامعه پرداخته و از نتايج آن در تدوين استانداردهاي آموزشي استفاده شود.(3)

هر چند ساختارهاي اعتباربخشي در جزييات فعاليت خود داراي تفاوت­هايي هستند اما از نظر روش كار داراي اصول مشتركي مي­باشند. فرآيند اعتباربخشي به طور معمول شامل اجزاي زير است:(2و3)

الف- جمع­آوري اطلاعات در مورد واحد مورد ارزشيابي. اين مرحله مي­تواند با استفاده از پرسشنامه­هاي مخصوصي كه به همين منظور تهيه شده­اند، انجام شود
ب- انجام ارزيابي دروني توسط مسؤول آموزشي، اعضاي هيأت علمي، مسؤولان اجرايي مؤسسه و آموزش­گيرندگان
پ- انجام بازديد توسط خبرگاني كه از خارج از مؤسسه اعزام مي­شوند
ت- تهيه گزارش توسط هيأت ارزشيابي­كننده
ث- تصميم­گيري نهايي توسط نهاد مسؤول اعتباربخشي بر اساس كليه اطلاعات جمع­آوري­شده، كه در بسياري از موارد اين تصميم­گيري توسط يك كميته چند رشته­اي (multidisciplinary) صورت مي­گيرد.

طبيعتا" هر يك از ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس نيازها و اولويت­هاي خود تغييراتي در اين رويه كلي ايجاد مي­نمايند. به عنوان مثال در برخي از ساختارهاي اعتباربخشي بازديد از محل صرفا" به منظور تأييد صحت اطلاعات ارايه شده انجام مي­شود و لذا ضرورتي به استفاده صرف از خبرگان رشته مربوطه براي بازديد وجود ندارد،(4) يا در بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي، ارزيابي دروني در فواصل بين ارزشيابي­هاي بيروني انجام مي­گيرد و نه قبل از هر ارزشيابي بيروني(4،2و5)

نگاهي به ساختارهاي اعتباربخشي در ساير كشورهاي جهان

در حال حاضر در كشورهاي جهان، ساختارهاي اعتباربخشي بسياري در حيطه­هاي مختلف اعم از آموزشي و خدماتي مشغول بكار هستند. آنچه در اين قسمت به آن اشاره مي­شود توضيح مختصري در مورد ساختارهاي اعتباربخشي آموزشي در بعضي از مقاطع آموزش علوم پزشكي است:

الف)آموزش پزشكي عمومي
در كشورهاي آمريكاي شمالي سال­هاست كه اعتباربخشي آموزش پزشكي عمومي (Undergraduate Medical Education-UME) در حال انجام است. در واقع قدمت ساختار اعتباربخشي UME در اين كشورها به اوايل قرن بيستم برمي­گردد. در حال حاضر نيز Liaison Committee on Medical Education كه از سال 1942 به همين عنوان مشغول فعاليت است وظيفه اعتباربخشي در حوزه UME را در ايالات متحده و كانادا (با همكاري کميته اعتبار بخشي دانشکده هاي پزشکي کانادا) بر عهده دارد.( 6) برخي از كشورهاي اروپايي نظير انگلستان، هلند، كشورهاي اسكانديناوي و نيز كشورهاي استراليا و زلاندنو نيز ساختارهايي را به اين منظور راه­اندازي نموده­اند. در سال­هاي اخير تلاش­هايي براي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در مكزيك، آمريكاي لاتين و مالزي انجام شده است. علاوه بر ساختارهاي اعتباربخشي فوق­الذكر، در سال­هاي آخر قرن بيستم WFME نيز فعاليت گسترده­اي را در زمينه استقرار يك ساختار اعتباربخشي بين­المللي براي دوره­هاي آموزشي پزشكي عمومي آغاز نموده است.(3)

ب)آموزش پزشكي تخصصي
آموزش پزشكي تخصصي، مرحله دوم در طيف آموزش پزشكي محسوب مي­شود. در اين زمينه نيز ساختارهاي اعتباربخشي شناخته­شده­اي در كشورهاي صاحب­پيشينه جهان در آموزش پزشكي وجود دارد. اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي در ايالات متحده به سال 1914 برمي­گردد، يعني زماني كه براي اولين بار صدور مجوز بيمارستان­هاي آموزشي براي آموزش تخصصي آغاز شد. پس از آن در دهه پنجاه قرن بيستم ميلادي بود كه كميته­هاي تخصصي در دو رشته جراحي و داخلي تشكيل گرديد. از آن پس كميته­هاي رشته­هاي ديگر به تدريج راه­اندازي شدند و از حدود 20 سال پيش تمامي اين كميته­ها زير چتر حمايتي و نظارتي واحدي بنام شوراي اعتبار بخشي آموزش پزشکي تخصصي (Accreditation Council for Graduate Medical Education) اداره مي­شوند. در حال حاضر ACGME اعتباربخشي آموزش تخصصي در 26 رشته تخصصي و 74 رشته فوق­تخصصي باليني را بر عهده دارد.(4و7)

در كشور كانادا اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي از سال 1945 آغاز گرديد و در حال حاضر اعتباربخشي آموزش تخصصي در 55 رشته تخصصي و فوق­تخصصي در سراسر كانادا توسط کالج سلطنتي پزشکان و جراحان کانادا (Royal College of Physicians and Surgeons of Canada)صورت مي­گيرد.(5و7)

در چند سال اخير بر اساس درخواست وزير بهداشت استراليا و پذيرش شوراي پزشكي استراليا (Australian Medical Council) اين شورا مسؤوليت استقرار ساختار اعتباربخشي آموزش تخصصي در كشور استراليا را بر عهده گرفته و تا كنون اقداماتي را نيز در چند رشته آغاز كرده است.(8)

پ)ساير شاخه­هاي علوم پزشكي
علاوه بر موارد فوق، در حال حاضر ساختارهاي اعتباربخشي مستقل در زمينه­هايي نظير آموزش مداوم، دندانپزشكي و تخصص­هاي وابسته، داروسازي، و رشته­هاي Allied Health Medicine در حال فعاليت هستند.(9، 10، 12)

نتيجه­گيري
اعتباربخشي به عنوان يكي از مهم­ترين روشهاي تضمين و ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي، وسيله­اي بسيار مناسب براي تضمين ارايه آموزش صحيح به دانشجويان و دستياران در مقاطع مختلف تحصيلي علوم پزشكي و در نهايت ارايه خدمات مناسب به جامعه محسوب مي­شود. با توجه به رويكردهاي جهاني و نيز سياست­هاي كلان نظام در جهت ارتقاي سلامت جامعه و نيز آموزش پزشكي، لازم است با انجام مطالعات كارشناسي و استقرار ساختارهاي اعتباربخشي مناسب در هر يك از حوزه­هاي علوم پزشكي نسبت به انجام اين مهم اقدامات لازم صورت گيرد.

References:

  1. Catton PA, et al: A guide to internal program evaluation for program directors. Annals RCPSC, 1999; 8: 441-47.
  2. Worthen BR, Sanders JR, Fitzpatrick JL: Program Evaluation: Alternative Approach and Practical Guidelines. Longman,1997:119-135.
  3. The Executive Council, The World Federation for Medical Education. International standards in medical education: assessment and accreditation of medical schools’ educational programmes. A WFME Position paper. Medical Education, 1998; 32: 549-558.
  4. ACGME, Manual of Policies & Procedures for Graduate Medical Education Review Committees. 1999.
  5. RCPSC, General Information Concerning Accred-itation of Residency Programs, 1997.
  6. LCME, Rules of Procedures. 2001.
  7. Cassie JM, et al: Accreditation of Postgraduate Medical Education in the United States and Canada: a comparison of two systems. Medical Education, 1999; 33: 493-498.
  8. AMC, guidelines for the accreditation of medical specialist education and training and professional development programs (DRAFT); 2000 Nov.
  9. ACCME, Guide to the Initial Application Process for ACCME Accreditation. 1999
  10. ADA-CDA, Evaluation Policies and Procedures. 2001.

منابع فارسي:

11- برنامه­ريزي­هاي بخش بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، 1383-1379. مصوب شوراي برنامه­ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
 

همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 10:16 AM

يك مدير براي موفقيت خود و سازماني كه در آن خدمت مي كند بايد در افراد خود ايجاد انگيزه كند. تا افراد در شرايط متفاوت كاري با دلسوزي عمل كنند. در همين راستا نكاتي كاربردي را خدمت مديران ارجمند عرض مي كنيم.

1ــ با كارمندان خود به خوبي رفتار كنيد.

مديران بايد با زير دستان خود به بهترين نحو برخورد كنند. و همانطور كه حريم ها را حفظ مي كند با آنان برخوردي دوستانه داشته باشد. كارمندان هميشه مديري مي خواهند كه آنها را با درايت و درك زير دستان رهبري كند. براي ايجاد چنين حسي كارهاي ساده اي مي توانيد انجام دهيد. مثلاً افراد را با اسم كوچك صدا كنيد. درباره خانواده آنها صحبت كنيد حتي مي توانيد درباره رضايت آنها از وضعيت زندگي و رفاه بپرسيد به طوري كه احساس تعلق را در پرسنل خود افزايش دهيد.

2ــ مانند يك برنده فكر كنيد.

يك مدير بايد بتواند با دو موقعيت برخورد كند اين دو موقعيت عبارتند از «برد» و «باخت». كاري كه بايد بكنيد اين است كه در همه شرايط حتي زمانيكه همه چيز عليه شماست مانند يك برنده فكر كنيد. لازم است كه خود را با همه تجهيزاتي كه يك برنده  دارد مجهز كنيد. هميشه به ياد داشته باشيد كه برد و باخت در داخل يك سيكل قرار دارند. اگر مدت زيادي است كه شكست خورده ايد اكنون وقت بردن شماست!

3ــ تفاوت ها را دريابيد.

كارمندان در يك سازمان با يكديگر تفاوتهاي مختلفي دارند. يك رفتار شما ممكن است براي كارمندي انگيزاننده و براي كارمند ديگر دلسرد كننده باشد. طبيعت افراد را دريابيد تا در ايجاد انگيزه در تك تك افراد موفق باشيد.

4ــ اهداف و پروژه هاي واقع گرايانه تعريف كنيد.

اهداف و پروژه هاي متوسطي ايجاد كنيد. اگر پروژه اي كه براي كارمندان تعريف مي كنيد سخت و دشوار يا بسيار عظيم باشد از همان ابتدا در آنها احساس غير قابل اجرا بودن را در آنها ايجاد مي كنيد. هدف شما بايد به گونه اي ايجاد يا به اهداف كوچكتر تقسيم شود كه از نظر پرسنل انجام شدني به نظر برسد. بعد از دست يافتن به هدف اكنون پروژه اي كمي بزرگتر تعريف كنيد.

5ــ از بي انگيزگي جلوگيري كنيد.

يكي از وظايف مديران ايجاد انگيزه براي زير دستان است. با توجه به شغل مدير گاهي مجبور مي شود افرادي را تنبيه يا جريمه كند. اين عمل ممكن است باعث رنجش كارمند شده، كه مي تواند در كارايي نيروي كار تأثير منفي بگذارد. بنابراين بايد بسيار دقت شود كه جريمه و تنبيه به عنوان يك تكنيك كنترلي استفاده مي شود و نبايد سبب ايجاد بي انگيزگي در نيروي كار شود.

6ــ افزايش دستمزد و تغييرات كوچك در كار

براي اينكه افراد را در انجام امور محوله مؤثرتر به كار گيريد روال يكنواخت كار را بشكنيد مي توانيد كمي به وظايف فرد اضافه كنيد يا تغييرات كوچكي در سيستم كاري او ايجاد كنيد. حتي پيشنهادات بسيار كوچك مدير مي تواند ارزشمند واقع شود. يكي ديگر از كارهايي كه مي توانيد بكنيد افزودن دستمزد كاركنان است.

7ــ پاداش غير مالي بدهيد.

پاداشهاي پولي هميشه كارساز واقع مي شود. ولي پاداش هاي غير مادي هم به همان اندازه كارساز هستند. يك تشكر كوچك، يك تقدير نامه، يا چند كلمه ستايش از كارمند مي تواند بسيار مفيد باشد.
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب