اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:10 AM
در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند.
 
در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند. تضمین و تداوم حیات و بقای سازمان‌ها، نیازمند یافتن راه‌حل‌ها و روش‌های جدید مقابله با مشکلات می‌باشد که به نوآوری و ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روش‌های جدید بستگی دارد.
 
ضرورت و اهمیت فرهنگ کارآفرینی
 
کارآفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه‌ی اقتصادی می‌دانند. مهم‌ترین نقش‌های کارآفرینی از این قرارند:
 
- موجب گردآوری پس‌اندازهای عمومی بی‌هدف و سرگردان می‌شود و تشکیل سرمایه‌ها را بهبود می‌بخشد.
 
- منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می‌شود، بنابراین کارآفرینی، مشکلات بی‌کاری را که ریشه‌ی بسیاری از مشکلات اقتصادی- اجتماعی است، کاهش می‌دهد.
 
- منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به‌صورت عادلانه در جامعه می‌شود.
 
زمینه‌سازی فرهنگی
 
قسمت اعظم فرهنگ کارآفرینی در جوامع کنونی، متأثر از نهادینه‌شدن فرهنگ علم در جامعه است. فرهنگ کارآفرینی در محیطی امکان‌پذیر است که هنجارهای غالب بر آن محیط، ارزش‌ها و باورهای فرهنگ کار و علم را تقویت می‌کند. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است که به شناخت بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه وابسته است. در این بین، دولت در بستر‌سازی برای کارآفرینی، نقش بسیار مهمی دارد چراکه همیشه بزرگ‌ترین مانع بر سر راه کارآفرینان، مسائل فرهنگی بوده و دولت می‌تواند فرهنگ ارزشی کشور را تغییر دهد.
 
تأثیرات کارآفرینی بر فرهنگ
 
کارآفرینی، یکی از عوامل اصلی فرهنگ‌سازی محسوب می‌شود. نظر به این‌که کارآفرینی درواقع نوعی فرآیند و پدیده‌ی خلاقیت و نوآوری است، بنابراین مطالعات خلاقیت‌شناسی تاریخی و خلاقیت‌شناسی جامعه‌شناختی، بیان‌گر آن است که پدیده‌های کارآفرینی، با انبوه‌سازی ابداعات و اختراعات و همگانی‌سازی استفاده از آن‌ها، نقش بسیار مهمی در ایجاد رفتارهای جدید و شکل‌گیری الگوهای نوین زندگی و به‌طور کلی به‌وجود آمدن فرهنگ جدید داشته‌اند.
 
ضرورت تدریس درس کارآفرینی
 
امروزه شواهد موجود نشان‌می‌دهد که کارآفرینی می‌تواند درنتیجه‌ی برنامه‌های آموزشی، پرورش یابد. نظریه‌پردازان علم مدیریت که بُعد فنی کارآفرینی را بررسی می‌کنند، بر این اعتقادند که کارآفرینان می‌توانند در کلاس درس، آموزش ببینند و بالنده شوند. آموزش کار‌آفرینی، مهم‌ترین تلاشی است که بستر لازم برای فراگیری دانش و مهارت‌های ضروری را برای افراد علاقه‌مند به‌خصوص دانشجویان، فراهم می‌کند. آموزش عالی باید بتواند با ارائه‌ی برنامه‌های آموزشی مناسب، در بروز ویژگی‌هایی مانند استقلال‌طلبی، ریسک‌پذیری، خلاقیت، خودباوری و آینده‌نگری در آموختگان مؤثر باشد طوری‌که به‌جای جست‌وجوی کار، خودشان به‌عنوان نیروی مولد علاوه‌بر ایجاد کسب‌وکار، برای دیگران نیز کار ایجاد کنند. «بارتون کلارک» معتقد است که دانشگاه‌های پویا در قرن بیست‌ویکم، دانشگاه‌هایی هستند که کارآفرین بوده و بتوانند ارزش تخصصی و مدیریتی را تلفیق نمایند.
 
نهادینه کردن کارآفرینی در فرزندان
 
مطالعات مربوط به گذشته‌ی کارآفرینان، نشان‌می‌دهد آنان در دوران کودکی دارای ارزش‌های خاص اتکاء و استقلال بوده‌اند و خانواده‌ها‌ی‌ آنان در این ‌راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند. کارآفرینان به‌طور معمول دارای روحیه‌ای هستند که از رضایت و سود آنی خود صرف‌نظر می‌کنند تا به پاداش‌های بزرگ آینده دست‌یابند. دانش‌آموزانی که دارای روحیه و توان کارآفرینی هستند، حمایت‌های مادی و معنوی می‌شوند. آموزش کودکان برای اتکاء به خود و استقلال اولیای فعال در تجارت و مشاغلی شبیه آن، کمک بزرگی در پرورش روحیه‌ی کارآفرینی در کودکان است.
 
رشد فرهنگ خودباوری
 
افرادی که خودپنداری مثبت دارند، بدون کم‌ترین شک و تردیدی، دارای شایستگی و توانایی برای کارآفرینی و مستحق موفقیت در تلاش‌های خود هستند. افراد موفق در کارآفرینی، حتی در شرایطی که در ابتدای راه بوده و هیچ‌گونه امکانات و موقعیتی هم نداشته‌اند نیز به‌طور جدی به توانایی‌ها و شایستگی‌های خود اعتقاد راسخ و باور کامل داشته‌اند و با خودباوری قاطع و اعتمادبه‌نفس فوق‌العاده، در مسیر فعالیت‌های کارآفرینی گام نهاده‌اند و به موفقیت و تحقق اهداف خود امیدوار بوده‌اند.
نتیجه‌گیری
 
به مهارت‌ها و استعدادهای خود ایمان بیاوریم و بسترسازی برای ظهور آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم. جذب افراد ژرف‌اندیش و قابل و ترویج نظام شایسته‌سالاری، برای ارتقای روحیه‌ی کارآفرینان لازم است. با توجه به اهمیت و نقش بالای کارآفرینی در ایجاد توان رقابتی و توسعه‌ی اقتصادی، توجه هرچه بیش‌تر به تقویت زمینه‌های فعالیت کارآفرینان و ترویج فرهنگ کارآفرینی در کشور، از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوانیم با توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی، زیرساخت‌های جامعه را برای زندگی سعادتمندانه دگرگون نماییم.
 
 
 
منابع:
 
«کارآفرینی در کسب و کار خانگی» «پاوول» و «سارا ادوارد»
 
«اصول و مبانی کارآفرین» «مهدی سعیدی‌کیا»
 
«کارآفرینی در شیلات» «افشین عادلی»
 
«مبانی علم کارآفرینی» «مهدی گلستان هاشمی»
 
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:09 AM
در راه ترقي فرهنگ بايد كوشید و نخستين قدم در اين راه ، ترك كهنه پرستي است
مقدمه :

در فرهنگ لغات فارسي در برابر واژه ” فرهنگ “ نوشته شده : ” راه و روش آموخته زندگي در يك اجتماع معين “ يا به عبارتي ديگر
مجموع روشها ، آداب و رسوم و ارزشهاي يك اجتماع معين كه متضمن نظام اقتصادي ، اجتماعي ، علم ، دين ، تربيت ، هنر و سرگرمي هاست هميشه از ابتداي زندگي ام در نظر داشتم كه به نوعي در ارتباط با بهبود وضعيت فرهنگي شهر و كشورمان كوشا باشم.  به مردم شيوه هاي ساده و لذت بخش به خود آمدن و به خدايي رسيدن را توضيح دهم  و با آنها از هنر زندگي كردن ، آداب و معاشرت اجتماعي  در سطحي برتر گفتگو كنم.
حال پس از بيش از 11 سال مطالعه ، تحقيق ، كسب تجربه و آموزش هاي مردمي در سطح صدا و سيما ، مطبوعات معتبر و رسمي كشور ، همچنين تدريس بصورت فوق برنامه در مراكز دانشگاهي ، صنعتي و مراكز تخصصي مشاوره ، همچنين تدريس شيوه هاي سالم انديشي در حوزه هنري ، مراكز فرهنگي سازمان رفاهي - تفريحي شهرداري اصفهان و نيز مراكز فرهنگي وابسته به اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان و برخي از استانهاي ديگر كشور عزيزمان بنا به درخواست خود مردم ، براي گسترش هر چه وسيع تر اين فرهنگ و ميل شخصي همكاري با آن اداره كل ، به ياري خالق مهربان ، اين طرح را جهت اجراء و بهره برداري ارائه مي نمايم.

 هدف از اجراي اين طرح

ارتقاء سطح فرهنگ هموطنان عزيزمان در سطحي برتر از آنچه هست ، جهت آشنا شدن با خود برترشان و بدنبال آن بهبود سطح روحيه و نشاط عمومي جامعه به نحوي كه افراد بتوانند با خود و ديگران در سايه يگانگي و هماهنگي با عشق الهي و بر اساس دستورات زيباي قرآن كريم ، ائمه ، پيامبران و قديسان ، معناي خوشبختي و رستگاري را عميقاً از درون درك كرده و به آن رفتار كنند.
اين موارد را تحت عناوين زير مي توان مطرح نمود :
1) ارتقاء سطح فرهنگ مردم ( مسئولين و مديران محترم ، اساتيد و روشنفكران جامعه همچنين والدين و فرزندان ) در جهت زندگي كردن بر اساس اصول سالم انديشي كه در قرآن كريم ، آيات و احاديث و روايات بيان شده و علوم مهندسي ذهن نيز آنان را در راستاي ارائه يك شخصيت سالم تر ، به شيوه هايي كاملاً ساده و اجرايي قابل استفاده نموده است.
2) درك دروني مردم از واقعيت شاد بودن به شيوه صحيح ، عميق و پايدار ، تا بتوانند با فرهنگ هاي كشورهاي مختلف هماهنگ شوند ، به نحوي كه بتوانند فرهنگ خود را نيز حفظ كرده و آنرا رشد دهند.
3) ياري رساندن به مردم ، بمنظور يافتن هويت و جايگاه معنوي و روحاني خود به عنوان اشرف مخلوقات و جانشين خالق رحمان در روي زمين و بدنبال آن ارتقاء سطح فكر مردم جهت بزرگ انديشي ، آنچنانكه باعث پيشرفت خودشان و ديگران مطابق دستورات الهي شوند.
4) آشنا كردن مردم با خصوصيات منحصر به فردشان كه سبب ايجاد تكامل فردي و رشد و پيشرفت كشور عزيزمان مي شود.
5) ايجاد ارتباطات سالم ، آنچنانكه محبت واقعي خواهر و برادر بودن را در جامعه احساس كنيم.
6) ايجاد جامعه اي سالم انديش ، كه در آن مردمش با سطح شخصيتي بالاتر ( مطابق با خصوصيات 34 گانه افراد با شخصيت سالمتر ) ، زندگي مطلوبي را براي خودشان و ديگران بوجود مي آورند.

ضرورت اجراي اين طرح در جامعه


 پس از پشت سر گذاشتن جنگ تحميلي در كشور عزيزمان ايران و تحمل فشارهاي رواني كه در پي آن بر مردم وارد شده ، بخصوص بر عزيزاني كه از والدين و فرزندان خود در اين راه زندگي شان را هديه كرده اند و با توجه به بحران هاي اقتصادي و تداخل فرهنگ هاي مختلف با همديگر ، كه بصورت مشهود و واضح ديده مي شود و مشاهده نمودن مواردي از قبيل :
- بر هم ريخته شدن نوع ارتباطات مردم با همديگر و ايجاد تنش در زمانهايي مثل جشن ها ، مسابقات و ديگر بهانه هاي شاد بودن و مشاهده كردن درگيري هاي بين مردم و نيروي انتظامي ( اگرچه هردو گروه انسان اند و مي توانند با منطق با همديگر به تفاهم برسند)
- سو ء مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي در اقشار مختلف مردم از جمله دانشجويان و حتي محصلين مدارس راهنمايي و دبيرستانها و ...
- فرار از منزل و انواع انحرافات اخلاقي
- بالا رفتن ميزان بيماري هاي رواني و خودكشي ها
- از خود بيگانگي مردم و پايين آمدن ميزان خودباوري و عزت نفس شان كه بدنبال آن بمنظور شاد بودنشان درصدد استهزاء و تمسخر هم نوعان خود بر مي آيند و با حس برتري طلبي كاذب و جلب توجه ديگران ، باعث ايجاد اشكال براي خودشان و سايرين مي شوند
- بالا رفتن ميزان سو ء تفاهم ها و عدم درك متقابل بين فرزندان و والدين و حتي بين زن و شوهرها
- كم شدن انگيزه بين جوانان براي ازدواج دائم ، همچنين كار كردن و مفيد بودن براي خود و ديگران
- كسب درآمد از طريق شيوه هاي نادرست و  اقدام به انواع روشهاي كلاهبرداري
- عدم خودباوري مردم و پذيرش الگوهاي مخرب خارجي بجاي پذيرش الگوهاي سالم داخلي
به نظر مي رسد ، لازمست كه هر چه سريعتر و با شكلي جدي تر از قبل ، با ارتقاء سطح فرهنگ مردم در جهت شاد بودن و زيستن به شيوه هايي سالم تر ، مطابق با روشهايي سازمان يافته كه نتيجه مثبتش به اثبات رسيده ، اقدام نماييم و با پيشگيري به موقع ، جلو رشد عوامل مضر جامعه را بگيريم.
 
شيوه هاي گسترش فرهنگ سالم انديشي

1) برگزاري مسابقات از كتابهاي بسيار مثبت و كاربردي متناسب با نيازهاي روز جامعه :
- سؤالات مورد نظر ، بصورت بسيار ساده مطرح مي شود . افرادي كه به اين سؤالها جواب مي گويند ، بصورت ناخودآگاه معنا و مفهوم زيستن در سطح فرهنگي بالاتر را بخوبي درك مي كنند و تأثير قابل توجهي بر شخصيتشان گذاشته مي شود .
2) فيلم كوتاه مدتي كه بيانگر اين شخصيت باشد :
- مخاطبين با ديدن اين فيلم ، بصورت ناخودآگاه درك مي كنند كه مي توان به شيوه اي با سطح فرهنگي برتر زندگي كرد و با توجه به اثرات مشهود آن در زندگي دروني و بيروني اعضاء فيلم ، تصميم مي گيرند كه از اين به بعد همينگونه زندگي كنند.
3) تئاتر كوتاه مدتي كه خصوصيات اين شخصيت را نشان دهد :
- مردم با ديدن اين تئاتر بصورت زنده احساس مي كنند كه در يك سطح فرهنگي برتر چگونه مي توان شاد بود ، شادي كه از درون ناشي مي شود.
4) تهيه گزارش از مردم بين شهر در ارتباط با سطح فرهنگ مردم در برابر با مقياس صحيح سالم انديشي :
- در اينجا جداي از اينكه يك ارزيابي كلي مي توانيم از فرهنگ عمومي مردم عزيزمان داشته باشيم ، مي توانيم كه با تهيه گزارش مردمي بذرهاي سالم انديشي را در ذهن آنان جاي دهيم و آنان را در مسير سالم انديشي تشويق نماييم.
5) تهيه بهترين عكس ها كه بتواند خصوصيات 34 گانه افراد سالم انديش را نشان دهد :
- اين عكس ها بخوبي مفاهيم سالم انديشي را در ذهن آنان جا مي اندازد به نحوي كه بينندگان پس از خروج از نمايشگاه ، بدنبال ادامه اين صحنه هاي مثبت در جامعه مي گردند ، سپس هر كدام از آنها بصورت ناخودآگاه درصدد بهبود وضعيت جامعه بر مي آيند و با ديدن اين صحنه ها در اطرافشان ، دائماً نيرويي در درونشان آنها را بسمت زيستن مطابق با شخصيتي سالم تر راهنمايي مي كند.
6) تهيه بهترين آثار هنري از جمله نقاشي ، كاريكاتور ، شعر و مواردي ديگر از اين قبيل :
- در اين شيوه ، استعدادها و قدرت هنري افراد را نه بسوي غم و اندوه ، بلكه بسوي زيستن با شرايط فرهنگي برتر هدايت مي كنيم. چون اين آثار هنري از دل برآمده ، بر دل مي نشيند و بر مردم عزيزمان اثر مي گذارد.
7) گردآوري بهترين آثار ادبي موجود كه بتواند اين شخصيت را نشان دهد :
- اخيراً شاهد اين فاجعه بزرگ هستيم كه موسيقي اصيل ايراني با حضور اشخاص با شخصيت و پيشكسوت ، مختصر استقبال كنندگاني دارد ، در حاليكه شيوه هاي پاپ ، راك و امثال آنها ، با چه استقبال عظيمي روبرو مي شود.
بدون شك اين وضعيت سبب نابودي و ميرايي گروههاي موسيقي اصيل مي گردد.
اين قسمت از طرح سالم انديشي مي تواند به راحتي با استفاده از ابيات زيباي روحيه بخش موجود در ادبيات مان ، سبب ايجاد تمايل بيش از پيش مردم مان براي مراجعت به موسيقي اصيل ايراني گردد.
بديهي است چنانچه بجاي كلام غم و اندوه و تنهايي بتوانيم از واژه هاي مملو از انرژي و شادابي در كنسرتهايمان استفاده كنيم اين فرهنگ بصورت مؤثري با استقبال مردم در هر دو سبك روبرو شده و شاهد پيشرفت هر دو شيوه خواهيم بود.
8) تهيه بهترين فرهنگ نامه از لغات مثبت :
كلماتي كه در بين مردم و در برخي از رسانه هاي گروهي يافت مي شود ، عموماً داراي محتوي و بار منفي است و بيشتر اشتباهات مردم را بزرگ مي كنند تا اعمال مثبت آنها را.
مي بينيم كه چگونه مخاطبين اين رسانه ها نيز با جذب اين كلمات ، به سمت و سوي تخريب شخصيت همديگر و بدبيني و تنگ نظري پيش مي روند ، لذا با تصحيح فرهنگ لغات در بين مردم و بخصوص در برخي از رسانه ها مي توانيم اين مسئله را بخوبي حل كنيم.
9) جمع آوري آيات ، احاديث و روايات مرتبط با سالم انديشي :
عموم مردم را مي بينيم كه به سمت و سوي الگوهاي خارجي پيش مي روند.
در اين شيوه بجاي آنكه آنان را مورد سرزنش و نكوهش قرار دهيم ، مي توانيم به راحتي با متجلي ساختن ابعاد شخصيتي ائمه و پيامبران مان از موضع قدرت و توانايي هاي عظيم شان ، آنها را از بي هويتي فرهنگي دور ساخته و بجاي آنكه مظلوم بودن را به آنها ياد دهيم ، به آنان از قدرت عشق ، معرفت و اقتدار ائمه بگوييم كه شهادت آنان نه از سر ضعف و مظلوميت بلكه از سر قدرت و نهايت عشق خالصانه آنان بوده است. ( طي 10 سال آموزش و تحقيقاتم تجربه كرده ام كه وقتي الگوي مثبت دين اسلام بخوبي در اذهان جا بيافتد ، الگويي كه نشاندهنده حمايت ، لطف ، عشق و شادي است مردم خود ديگر به سراغ راههاي نادرست نمي روند )
10) تهيه بهترين خبرنامه و مجله كه مطالبش حول محور خصوصيات افراد سالم انديش باشد :
برخي مطبوعات ما داراي بار منفي ، تخريب شخصيت و ترويج افكار مربوط به جنگ و ناهماهنگي است كه صد البته پخش اين مطبوعات سبب گسترش اين آلودگي هاي پنهاني در ناخودآگاه مردم مي شود و نتايج آن نه تنها پيشگيري كننده از معضلات بعدي جامعه نيست بلكه نابساماني ها و عدم هماهنگي هاي اعضاء اجتماع ما را بيشتر مي كند. در همين راستا ما مي توانيم با تهيه مجله يا هفته نامه اي خاص ، فرهنگ سالم انديشي يعني زيستن در دامان صلح ، دوستي و هماهنگي بين مردم جهان را رواج دهيم.
11) تهيه بهترين كارتون ها و انيميشن ها در اين رابطه :
در برخي از خانواده ها ، كودكان و فرزندان در بحران هاي مربوط به فشارهاي مالي و رواني مردم ، جزو از ياد رفتگانند و والدين آنان مي گويند كه اگر بتوانند نيازهاي مادي آنان را برآورده سازند شاهكار كرده اند ، چه رسد به اينكه بخواهند به فرزندانشان آرامش و شادي دهند.
با توجه به وجود اين مسئله ، تهيه فيلم ها و كارتونهاي اخير ( با بزرگنمايي صحنه هاي مخرب ) ، سبب تشديد جهت دهي نسل جديد جامعه بسوي اجتماعي ناسالم مي شود.
ترويج فرهنگ سالم انديشي در قالب كارتون و انيميشن ، اثر آموزشي غير مستقيم و مؤثري بر روي فرزندان دارد به نحوي كه سبب مي شود آنان در پايان ديدن برنامه واكنش سالم تر و شايسته تري نسبت به قبل از خود بروز دهند.
12) برگزاري دوره هاي آموزشي :
دستورات حمايتگرانه دين اسلام ، راهنماي زيباي مردم است وليكن مردم اين دستورات زيبا را به شيوه اي لازمست ببينند ، بشنوند ، حس كنند و استدلال كنند كه كودك درون آنان را نوازش دهد نه آنكه نكوهشگرانه و سرزنشگرانه باشد ، آنگاه است كه مي توانيم شاهد رشد و تكامل سطح فكر و فرهنگ مردم باشيم.
بمنظور ترويج انديشه هاي اسلامي ، خود شناسي ، خداشناسي و دستيابي به سطوح برتري از شخصيت اجتماعي مي توانيم طي دوره هايي براي افرادي كه تمايل دارند اين مفاهيم را در زندگي شان بطور عملي اجرا كنند ، ( بوسيله تكنيكهاي علمي - عملي و سازمان يافته ) مدل زندگي يك فرد با شخصيت سالمتر را روشن و عملي كنيم. ( اين افراد بعداً مي توانند بعنوان نمايندگان مردم سالم انديش در قالب گروهي از داوران جشن سالم انديشي بكار گرفته شوند ) ليست دوره هاي آموزشي پيشنهادي به پيوست اين طرح مي باشد.
لازم به ذكر اينكه آنچه مردم را به سوي كلاسهايي با نام هاي تكنولوژي فكر ، مديريت ذهن ، تكنولوژي موفقيت و امثال آنها جذب مي كند ، شاد بودن ، اجرايي و عملي بودن آنهاست.
اين دسته از كلاسها بخاطر خصوصيات مذكور و دور بودن از تضادهاي موجود در علوم تئوري ، باعث جذب مردم به سوي خود مي شوند.
لازمست كه كليه مدرسين اين دوره ها تحت شرايطي سازمان بگيرند و با توجه به رضايت خاطر مردم از آنها و بررسي هاي بعمل آمده علمي از كلاسهاي آنان ، همانند يك صنف ، تحت مقرراتي خاص كنترل شوند تا در بين اين افراد گروهي سوء استفاده گر بخاطر منافع مالي شان مردم را فريب ندهند و اين علوم كاربردي بسيار مفيد را به سرنوشت كلاسهاي تندخواني دچار نكنند. اين سازماندهي امري مفيد در راستاي برنامه هاي فرهنگي هر مؤسسه مي باشد ، بشرط آنكه مسائل اقتصادي آن سبب زايل كردن اصول علمي كلاسها نگردد و وعده هاي بيهوده به مردم داده نشود.

13) برگزاري مسابقه اي مبني بر شكوفا سازي استعدادها در جهت آزاد سازي كلام كودك درون :

در اين مسابقه سبب مي شويم كه مردم خوبمان ياد بگيرند كه چگونه به محدوديتهاي والد حمايتگر درونشان ، بالغانه فكر كنند تا در پي آن بتوانند نيازهاي كودك درونشان را آزادانه برآورده سازند ، آزادي كه بموجب آن سبب شادي خودشان و بقيه شوند ، در حاليكه به حقوق كسي صدمه اي نرسانند.

اين شيوه ها مي تواند مواردي از قبيل شيوه هاي ساختن جوك هاي سالم ، صنايع دستي نوازش دهنده روح و ديگر موارد شاد كننده باشد.

14) تهيه بهترين نرم افزارهاي آموزشي - داستاني - مستند و علمي براي كامپيوتر :

كه مي تواند در منازل مؤثر واقع شود و آموزشي هاي خانوادگي سالم انديشي را بوجود آورد
15) نوشين زيباترين داستانهاي سالم انديشي توسط داستان نويسان :
كه مي تواند در قالب قصه هايي زيبا اين مفاهيم را ترويج دهد
16) گردآوري بهترين خطاطي هاي مكتوب و طراحي هاي صحنه بر همين اصول :
كه در ناخودآگاه افراد بجاي غم و غصه و ضعف انساني ، قدرتهاي عظيم انساني جا افتد.
17) طراحي بهترين تقويم و كتابهاي همراه :
كه همواره پايه هاي فكري و تصميم گيري اذهان عمومي را در هر روز بر اين راستا هدايت نمايد.

 مراحل اجرا شده اين طرح تاكنون

تمامي مراحلي كه در بالا ذكر شد از سال 1370 تاکنون با پشتكار و پيگيري اينجانب در حال اجراست و نتايج عالي آن ، من را بر آن كرده كه بتوانم اين اثرات مثبت را در قالب طرحي بزرگ در سطح كشور ارائه نمايم تا ديگر مردم خوب كشورمان نيز از آن بهره مند گردند.

 خصوصيات و اعتبار كارهاي انجام شده تاكنون

اين موارد كاملاً بصورت علمي ، منسجم و سازمان يافته بوده و بر اساس تحقيقات بعمل آمده از طرف كارشناسان محترم مشاوره و علوم تربيتي دانشگاه ، منتخب ارائه بهترين كيفيت آموزشي در جهت رشد عزت نفس افراد شده است. ( كه به پيوست موجود مي باشد)
اين سيستم آموزشي منسجم و سازمان يافته ، مردم را با ” خود واقعي شان “  آشنا مي كند و براي رسيدن به ” خود آرماني شان “ به آنها راه حل هايي بالغانه نشان مي دهد ، كه بر اساس آنها مي توانند با استقلال رواني خود مديريت زندگي و روحيه شان را به عهده گيرند.
آنان هر روز به مدت 20 دقيقه (براساس توصيه سازمان بهداشت جهاني (WHO) ) با دنياي دروني خودشان فرو مي روند .
  هر هفته با بكارگيري اين شيوه ها در زندگي شان به يك درجه بالاتر پيشرفت مي كنند و رضايت خاطر برتري را احساس مي كنند و با حضور در جلسه اي در هفته آينده اشكالات شان را رفع كرده براي گام هاي برتر معنوي آماده مي شوند.
مخاطبين اين سيستم آموزشي تا كنون از افراد 8 تا 79 ساله بوده اند. از افراد تحصيل كرده همانند مديران ارشد و مديران اجرايي مراكز صنعتي و دولتي ، پزشكان و مهندسين ، اساتيد محترم دانشگاهها ، شهرداران شهر گرفته تا مردم عادي حتي در سطوح تحصيلي ابتدايي هركدام در سطح كلاسي مربوط به خودشان حضور داشته اند.
همچنين اين طرح و متن هاي مرتبط با آن ، در مطبوعات معتبر و علمي كشور از قبيل مجلات ، روزنامه ها و هفته نامه ها به چاپ رسيده است همچنين در صدا و سيماي استان اصفهان نيز براي مردم خوب كشورمان اجرا شده است.

 زمان بندي طرح

مرحله 1) آگاه سازي مردم از مشاركت در طرح به شيوه هاي زير :
الف) صدا و سيما               ب) تابلوهاي تبليغاتي                  ج) پلاكارد در سطح شهر                   د) پوستر
ه) پايگاه هاي اطلاع رساني موجود در مكانهايي تفريحي از جمله مكانهاي كوه گشت ، پارك ها و ميادين و چهارراه ها
و) مطبوعات شامل مجلات ، هفته نامه ها و روزنامه ها
مرحله 2) ارتباط متقابل و حضوري با مردم :
كه بصورت همايش هاي شاد در يك مكان تعريف شده انجام مي گيرد .با طي شدن دو مرحله فوق ، نيازهاي مردم علاقه مند معين شده و مشاركت آنان بطور واقعي عملي مي شود .
مرحله 3) برگزاري جشن سالم انديشي :
در اين جشن يك نمايشگاه از كليه دستاوردهاي افراد سالم انديش قبلي مهيا مي گردد.
مردم سالم انديش شركت كننده در مراحل قبلي‌ ، پس از دريافت مجوز تأييد شده از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي ، با به اجرا درآوردن تئاترها ، پخش فيلم ها و ديگر موارد ذكر شده در 17 مورد مذكور در قالب جشن زيبايي مردم را با يك شهر سالم انديش آشنا مي كنند و آنانكه تاكنون در اين مبحث شركت نكرده اند را به ساختن چنين دنيايي ، ترغيب و تشويق مي نمايند و رشد سالم انديش را سبب مي شوند.
بدنبال اين برنامه ، با تهيه كتابي به ياد ماندني از گزارش عملكرد زيباي اين مدت ، در پي آن برمي آييم تا با ياري خالق قدرتمند و مهربان براي داشتن كشوري سالم انديش و دنيايي برتر ، اقدامات زيبايمان را براي كشورهاي ديگر تداوم بخشيم و در گام هاي بعدي موفق تر از قبل عمل كنيم.
مرحله 4) تعيين امتياز براي افراد شركت كننده در طرح توسط سه گروه زير انجام مي گيرد :
الف) كارشناسان متخصص علم اخلاق از جمله كارشناسان محترم اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي - روحانيون محترم ، اساتيد محترم روانشناسي ، روانپزشكي ، علوم تربيتي و مشاوره ، مددكاران اجتماعي از تيم اجرايي و علمي
ب) افرادي كه در اين مدت با تمامي خصوصيات افراد سالم انديش آشنا شده اند و خود اين خصوصيات را جزو باورها و رفتارشان قرار داده اند.
ج) كارشناسان با سابقه سالم انديشي ( كه زحمت راه اندازي اين سيستم را در سالهاي قبل عهده دار بوده اند)
 بررسي امكانات و بودجه بندي
پيشنهاد مي شود كه سرمايه گذاري اين طرح بصورت يك كار مشترك بين ارگانهاي دولتي و مردم انجام گيرد :
الف) سرمايه گذاري مردمي: به نحوي كه افراد سرمايه گذاري كننده ، خود به نحوي از نظر معنوي و مادي بهره مند شوند
روشهاي تجربه شده اي كه تاكنون موفق بوده اند عبارتند از :
1) افراد يا شركتهاي پردرآمدي كه هم نظر خير رساني به مردم دارند و هم اينكار تبليغي براي آنان مي شود
2) به حركت در آوردن مبلغي تعريف شده در بين مردم بصورت هبه و هديه كه داراي مزاياي زير است :
الف) موسسه بر پايه اساسنامه اش (كه مي تواند پذيرش هدايا داشته باشد) ، مي تواند توايي خير رساني بيشتري به مردم داشته باشد
 ب) مردم نيز با به گردش درآوردن مبلغي در بين خودشان علاوه بر استفاده از خدمات فرهنگي به شكلي راحت تر و ارزان تر مي توانند انگيزه  اي براي ترويج فرهنگ سالم انديش داشته باشند.
طي ساليان قبل تجربه شده ، چنانچه تعادل در سودرساني معنوي ومادي به همديگر نباشد و كار براي افراد توجيه اقتصادي نداشته باشد پروژه به موفقيت مطلوب نخواهد رسيد.
ب) سرمايه گذاران ارگانهاي دولتي: در بعضي از برنامه هايي كه از طرف ارگانهاي دولتي برگزار مي شود مبالغ كلان سرمايه گذاري را مي بينيم كه بعضي از آنها ، صرف هزينه اش بالا وليكن نتيجه اش ضعيف است و اكثراً جهت درمان انجام مي گيرد ( آنهم بصورت بيشتر شكلي و نه واقعاً مؤثر )
به لطف ياري خالق رحمان اعتقاد به جمله ” پيشگيري بهتر از درمان است“  اخيراً از حالت شعار خارج شده و بصورت يك اعتقاد و باور درآمده است.
با اين اميد كه بجاي صرف هزينه هاي كلان بصورت افراطي در حوزه درمان (كه آنهم معمولاً جواب دهنده در حد رضايت نيست) ، مسئولين ما توجهي جدي به ايجاد تعادل و اولويت بندي در اختصاص دادن بودجه هاي مملكتي در دو حوزه پيشگيري و درمان نمايند.
 
گام اول در اين راه

برگزاري جلساتي رسمي با حضور كارشناسان و مسئولين اجرايي دلسوز ، بمنظور اقدام در سطح كشور و سپس ترويج آن به كل دنيا.
ما اعتقاد داريم اصفهان هم مي تواند پروژه هاي خلاقش را به تهران و كل كشور تقديم كند .
تركيب ستاد برنامه ريزي
لازم است كه براي اين كار بزرگ و بسيار ارزشمند ، افرادي با خصوصيات زير انتخاب شوند :
الف) بزرگ انديش باشند:
تا بتوانند خلاقانه به استقبال طرح هاي نو و بكر بروند و از آنها استقبال كنند.
ب) جرأت لازم براي انجام كارهاي بزرگ و اجتماعي را داشته باشند :
بنحوي كه بتوانند به انديشه هاي مختلف احترام بگذارند و پس از بررسي كارشناسانه ، آنها را بپذيرند و اجازه دهند كه به همراه خودشان ديگران نيز اعلام نظر كنند.
ج) انگيزه و انرژي لازم را براي اين كار ارزنده داشته باشند :
زيرا كه معمولاً در ايران ، كارها با انرژي بسيار شروع مي شود و در اواسط كار ، بي نظمي ها و بي تفاوتي ها خودشان را نشان مي دهند و در آخر هم نتيجه مطلوب با نتيجه دلخواه بسيار فاصله دارند.
د) ميزان باور و اعتقادشان به كاري كه مي خواهند انجام دهند بالا باشد :
وگرنه مردم از افكار و اذهان افرادي كه خود بر حرف خود باور و اطمينان ندارند ، پيروي نمي كنند.
اين افراد را مي توان از اقشار محترم با فرهنگ و تحصيل كرده از ارگانهاي مرتبط با موضوع انتخاب كرد.
افرادي از سازمانهاي مرتبط ، با توجه به اينكه مدرك گراي تئوري پسند نباشند ، بلكه بزرگ انديشاني مورد نظر قرار گيرند كه پيرو اقدامات اجرايي مي باشند و خود نيز در اين راه ، با حضوري مملو از شوق و اشتياق ( نه براي رفع تكليف ) حضور داشته باشند.
 
مسئولين تيم اجرايي

بنا به سوابق اجرایی قابل انتخاب اند.
تيم علمي
1) اعضاء هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان
2) اعضاء هيئت علمي دانشگاه  اصفهان
3)  اعضاء هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان
4)  اعضاء هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر

 فرم ارزشيابي

بمنظور بررسي كيفي عملكرد ، خصوصيات رفتاري افراد سالم انديش كه به پيوست مي باشد ، ملاك عمل ماست و اينكه هر كدام از شركت كنندگان در گروه خود تا چه حدي توانسته اند اين 34 مورد و مطالب موجود در مرجع ها را در درون خودشان ايجاد و به ديگران منتقل كنند.
شيوه هاي انتقال مطلب بصورت ديداري ، شنيداري ، حسي و استدلالي ( مقايسه اي و بررسي ميزان شدت و ضعف اثربخشي ) مي باشد ، بنحوي كه آن شيوه آموزشي بر دل بينندگان بنشيند و مطالب را به خوبي رسانده باشد ، به نحوي كه بينندگان آن مطلب را خوب گرفته باشند و احساس خوبي پيدا كنند.

شيوه اجراي برنامه


اين برنامه به دو صورت مي تواند برگزار گردد :
1) بنحوي باشد كه آن اداره كل خود متولي اجرايش شود و بقيه اعضاء تحت نظارت آن قرار گيرند.
2) يا اينكه بصورت خصوصي توسط مؤسسه فرهنگي - هنري  سالم انديشان خلاق اقدام گردد و اين واحد خصوصي با مجوز رسمي از طرف آن اداره ، با حمايت ها و هماهنگي هاي لازم آن اداره ، كارش را دنبال كند.
با نايت سپاس و تشكر از زحمات شما عزيزان آن اداره كل كه گام هاي بزرگ و ارزشمندي را در جهت ارتقاء سطح فرهنگ مردم خوب كشورمان بر مي داريد.

همواره در حمايت خالق رحمان سربلند و شاداب و پيروز باشيد


همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:08 AM

آزادي بيان و حق دسترسي و دريافت معلومات از زمرة ابتدايي ترين و مهم ترين حقوق بشر است که انسان ها يعني از دولت شروع تا ملت همه مي توانند از طريق روزنامه و جرايد، اهداف و مقاصد خويش را براي ديگران برسانند و همچنان اختراع ها، کشف ها و تحقيق ها و ساير فراورده ها مانند مسايل اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، ادبي، هنري و...

آزادي بيان و حق دسترسي و دريافت معلومات از زمرة ابتدايي ترين و مهم ترين حقوق بشر است که انسان ها يعني از دولت شروع تا ملت همه مي توانند از طريق روزنامه و جرايد، اهداف و مقاصد خويش را براي ديگران برسانند و همچنان اختراع ها، کشف ها و تحقيق ها و ساير فراورده ها مانند مسايل اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، ادبي، هنري و... را از طريق روزنامه و جرايد براي افراد اجتماع ابلاغ کرد؛ تا از يکطرف معلومات عام مردم بالا برود و از جانب ديگر رسالتمندي خود را ادا نموده باشد، از همين جاست که روزنامه ها چاپ و در اختيار مردم قرار مي گيرند.
ولي مهم اينست که مردم ما تاچه اندازه به فرهنگ روزنامه خواني دلسچپي و علاقمندي دارند و تا چه حدي به ارزش آن توجه مبذول مي دارند.
روزنامه ها که عموماً خوانندگان و علاقمندان خود را دوست دارند و اميدوار مي باشند که خوانندگان، آنها را گرفته و صفحات با ارزش و قيمت بهاي آن را ورق زده واز آن مطلب ويژة خود را انتخاب نمايند، بخوانند و بدانند، که تا ديروز در وطن عزيزشان و جهان چه مي‏گذشت و امروز مردم چه مي خواهند و فردا چه برنامه يي را روي دست خواهند داشت و بايد بدانند که هدف از روزنامه نگاري چيست؟ آيا هدف سياه نمودن ورق هاي سپيد با نوشتن چند سطري که از ذهن نويسنده تراوش مي کند، مي باشد يا کدام هدف خاص دارد؟
بايد گفت که روزنامه ها، جرايد چاپي و رسانه هاي گروهي شنيداري و ديداري همه رسالتمند هستند، مي خواهند که هدف ها و رسالت ديني و ملي خويش را ادا نمايند.
ولي اين وظيفة مردم عزيز و رنج کشيدة ميهن عزيز ماست که بايد بدانند که يک روزنامه با چه مشکل ها و زحمت ها، چند تن در يک جريده کار مي کنند و چه خون دل مي خورند، چه اندازه در تصحيح، تدوين، صفحه آرايي و جمع آوري مطلب مشغول مي باشند و يا بدانند که يک روزنامه چقدر مصرف دارد و بر اقتصاد ارگان نشراتي تا چه اندازه تاثير وارد مي کند؟
اين يک واقعيت مسلم است که يک جريده بدون خرج و مصرف چاپ و نشر نمي شود و به آساني در اختيار علاقمندان علم و فرهنگ قرار نمي گيرد.
پس بايد گفت که روزنامه، خرج و مصرف گزاف روزانه مي خواهد، هفته وار مصرف دارد و يا ماهنامه، دو ماهنامه و فصل نامه هر کدام نظر به زمان مصرف را در بر دارد، واضح است که اين مصرف ها روي هدف هاي خاص صرف مي شود، تا فرهنگ ما زنده بماند، سطح دانش ما بالا برود، ندانم کاري هاي مسئولان امور برملا گردد، اشتباه ها و جرم ها در جامعه افشا گردد که با افشاي خيانت ها، دزدي ها، رهزني ها، رشوه ستاني ها، زورگويي هاي مسئولان اصلاحات به وجود خواهد آمد.
مطبوعات و رسانه ها که در واقع حيثيت رکن چهارم را در نظام هاي دموكراتيك جهان دارند مي توانند به صراحت در مقابل زورگويان اداي رسالت نمايند و از حقوق حقة خود و شهروندان خويش دفاع نمايند.
بنابران لازم است، تک تک هموطنان عزيز هميشه کوشش نمايند و سعي وتلاش به خرج دهند تا اخبار، روزنامه، مجله، کتاب و هر آنچه که مربوط به وسايل ديداري و شنيداري مي شود، با ذوق و علاقه خود به مطالعة آن بپردازند و همنوعان خود را نيز تشويق نمايند، زيرا مطالعه و پيگيري رسانه ها مانند چراغي است که خانة تاريک را چراغان کرده و با روشنايي آن تاريکي و ظلمت رخت مي بندد و همه در فضاي نوراني، يکرنگي، همدلي و بدون تشويش و تبعيض زندگي مي نمايند.
آنچه که براي همه روشنفکران، عالمان و روحانيان، مربيان، معلمان، استادان، خواهران و برادران، جوانان و نوجوانان و از همه مهم تر بر خانواده ها لازم و ضروري است اين است که بخاطر رشد فرهنگ، هنر و ادبيات خود همواره تلاش کنند، زحمت بکشند و منتظر ديگران نباشند تا ديگران در رفع مشکل آنان اقدام نمايند، بلکه خودمان بايد، خس و خاشاک و مانع ها را از سر راه خود برداريم تا به کاروان تمدن و ترقي نايل آييم.
به اميد روزي که همه مشتاق رسانه ها باشيم و از دل و جان با آن محبت بورزيم، چون انس و محبت با روزنامه و جرايد، انس و محبت با زندگي خواهد بود. و اين درحالی ميسر است که روزنامه ها و جرايد نيز به حقيقت بپردازند.
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:06 AM

با نگاهی گذرا به جهان پیرامون، انحصار و سلطه رسانه های بیگانه را در جهان معاصر به روشنی شاهدیم . در مجموع شش تا از بزرگ ترین فرستنده های رادیو، تلویزیون دنیا، (سی بی اس (C.B.S) ، ان بی سی (N.B.C) ، ای بی سی (E.B.C) ، سی ان ان (C.N.N) ، بی بی سی (B.B.C) و سی بی اس (C.B.S) هستند که بیش از 300 میلیون نفر را زیر پوشش دارند . (1) و لذا بیش از هشتاد و پنج درصد از مکالمات تلفن بین المللی به زبان انگلیسی است و سه چهارم نامه های پستی، تلکس ها، فاکس ها و تلگرام ها نیز به زبان انگلیسی است . (2) بیش از 80 درصد کل اطلاعاتی که در بیش از 100 میلیون رایانه سراسر جهان ذخیره شده به زبان انگلیسی است . (3)

پیامد طبیعی انحصار و سلطه رسانه ای، ورود زبان انگلیسی به مثابه یک کالای وارداتی در فرهنگ دینی، ملی به عنوان یک عنصر اصلی در کنار زبان مادری در دراز مدت است که بدین وسیله، این زبان و سایر مقولات فرهنگی آن وارد فرهنگ ما شده و در نهایت، موجب گسست فرهنگی می شود . این امر با اندک تامل روشن می شود .

بنابراین، اگر ما به موقع جوانان و نوجوانان خود را در مقابل امواج توفنده فرهنگ بیگانه تقویت نکنیم و بنیان های فرهنگی خویش را غنی نبخشیم و اقدام به جذب جنبه های مثبت فرهنگ بیگانه و طرد جنبه های منفی آن نکنیم . به زودی شاهد از بین رفتن لایه های غنی فرهنگ ملی و دینی خویش بوده و با بحران، گسست و انفعال فرهنگی مواجه خواهیم شد و سرانجام آن چیزی جز خودباختگی فرهنگی نخواهد بود . این قلم، نگاهی گذرا به برخی پیامدهای رسانه ها دارد .

اشاعه فرهنگ بیگانه، رسالت رسانه های بیگانه

هرگاه از روی تامل و دقت به شهرهای ایران اسلامی سرکشی کنیم و به نوجوانان و جوانان این مرز و بوم نیک بنگریم، دو چیز بیش از همه جلب توجه می کند: فرم لباس، شکل آرایش ظاهری; مدتی لباس های گشاد به تن می شود و پس از اندک زمانی لباس های تنگ . گاهی نیز روی لباس جوانان و نوجوانان برچسب تصویری از آواز خوانان، ستارگان سینما، قهرمانان ورزشی ازکشورهای غربی حک می شود .

موهای سر نیز در رنگ های مختلف با اشکال اره ای، تیشه ای، پرخروسی، میان خالی و . . . و نیز چیدن ابرو و تلون گونه ها با سرخی، سفیدی، چهره جوانان این مرز و بوم را نشان می دهد . به گونه ای که گویا این صنف سالیان متمادی در غرب زندگی نموده و هم اکنون هر روز در رفت و آمد با آنجا هستند . اما بر عکس، این فرم و شکل بر تن و سر و صورت کسانی فرو ریخته و هر دم در حال جایگزینی اند که در طول زندگی فقط نام کشور غربی را در کتاب ها خوانده اند یا در رسانه ها دیده اند . متاسفانه به همان اندازه که در تغییر و تقلید لباس و شکل ظاهری گوی سبقت از دایه های اصلی ربوده اند، در تولید فکر، اندیشه و دانش نیز مدال کندی، بطالت، کسالت و پس مانی را به سیرت و صورت آویخته اند و این در سایه اشاعه فرهنگ بیگانه در کشور و وضعیت انفعالی فرهنگ ملی در مقابل آن است، به هر حال، این همه مرهون تلاش رسانه های بیگانه است .

کارکرد متناقض

رسانه های جمعی معمولا دارای کارکردهایی متناقض; یعنی هم خروش، پویایی و سرزندگی را تقویت می کنند و هم رخوت، تنبلی، کسالت، انفعال و سرکوفتگی را . از یک سو، احساس های عاطفی، محبت، صداقت و خوش بینی را برمی انگیزند و از سوی دیگر، احساس زشتی، دشمنی، بی اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می کنند . از یک سو، واقعیت را وارونه، کدر و تاریک می نمایانند و شخصیت های کاذب به وجود می آورند و از سوی دیگر، آن را شفاف، روشن و پاک به نمایش می گذارند . این کارکرد به طور طبیعی موجب پیدایش تضاد روانی، رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می گردد . فرد و جامعه در قبال انبوهی از ارزش ها، روش ها و باورهای متضاد قرار می گیرند که گزینش آن ها سخت دشوار است .

رسانه ها، اعم از مکتوب - شنیداری و دیداری - تلازم ناگسستنی را میان توانمندی اقتصادی، رفاه، ثروت، بهداشت، علم و فن آوری، توسعه انسانی و . . . ، پاره ای از ارزش ها و اندیشه های غربی به تصویر می کشانند و چنین وانمود می کنند که این همه توسعه و پیشرفت کشورهای صنعتی در عرصه های سیاسی - اقتصادی، اجتماعی، خدماتی، علمی و فنی بدان جهت است که پیشاپیش به ارزش ها و اندیشه هایی چون آزادی، حقوق بشر، سکولاریسم، پراگماتیسم، اومانیسم و . . . پایبندند; یعنی چنین وانمود می کنند که ابتدا درخت این گونه گرایش ها و بینش ها در اینجا تناور شده و پس از آن، رفاه و توسعه و پیشرفت پدید آمده است . طبعا چنین تبلیغاتی موجب تشتت و تضاد فکری و اندیشه ای می شود . برماست که از این رسانه های همگانی، در جهت ترویج و اشاعه فرهنگ ملی و دینی استفاده کنیم و جوانان و نوجوانان و به طور کلی فرهنگ خود را در مقابل فرهنگ مبتذل و پوچ بیگانه و هجمه رسانه های بیگانه به اساس و بنیان فرهنگ خویش واکسینه کنیم .

هویت شکنی

هر انسان و ملتی دارای هویتی است که براساس مؤلفه های دینی، ملی، فرهنگی و سنتی، محیطی، اجتماعی، تربیتی و به اضافه جستار او در اندیشه و خرد مردمان و کاوش در حقیقت ها شکل می گیرد . این هویت از او انسانی می سازد که با انسان های دیگر علی رغم، هم نوعی دارای فصول بی شمار و پرشماری است . اگر این هویت، که به مثابه ریشه های یک درخت است، قطع شود، آن درخت فرو خواهد افتاد، حتی اگر قوی ترین تنه ها و شاخه ها را داشته باشد اگر هم فرو نیفتاد، به درختی بی ثمر و بی خاصیت و فاقد کم ترین ارزش و ثمره ای خواهد بود . بدین سان در وضعیت انفعالی رسانه های ما در مقابل هجمه خانمان سوز و خانمان برانداز رسانه های بیگانه، وضعیت و شرایطی جز این انتظار نمی رود .

فرهنگ سازی رسانه ها

عرصه فرهنگی، ساحتی برای بهره بردن از همه ابزارها و ساز و کارهاست و در تعامل فرهنگ ها نیز فرهنگی برتر است که با مدیریتی توانمند به ساماندهی همه ابزارها و رسانه ها و کارها در راستای اهداف خویش همت گمارد . همه فرهیختگان و کارشناسان معتقدند که هدفمند کردن جامعه فرهنگی و نیز اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، شایسته مطبوعات آگاهند و نیک می دانند که همان گونه که طبیعت برای بقا به جریان زلال آب نیازمند است، جامعه نیز برای پویایی، تحرک و به روز شدن، نیازمند جریان سالم اطلاع رسانی است و در چنین نظامی همه نیازهای او اعم از اجتماعی، فرهنگی، دینی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، بهداشتی و . . . به موقع و شفاف اجابت می شود . در واقع، فرهنگ سازی رسانه ها زمانی میسور است که با شناخت درست نیازها و جان مایه و درون مایه های فرهنگ خودی اقدام به اشاعه و ترویجفرهنگ غنی و ناب ملی و دینی نموده و همچون بنیانی مرصوص در مقابل هجمه فرهنگ بیگانه، به تقویت خودباوریفرهنگی و فرهنگ خودی اقدام نمایند .

فرهنگ سوزی رسانه ها

البته، آن روی دیگر سکه مطبوعات نیز باید مورد بازخوانی قرار گیرد . در این روی سکه، رسانه های مکتوب به هویت ملی و دینی مردم آسیب جدی وارد می کنند . فرایند هویت سوزی و فرهنگ زدایی، کشورگریزی و غربت گزینی و بیگانه گزینی و بیان جاذبه های کاذب کشورهای بیگانه و ایجاد اشتهای کاذب برای دیدن فرهنگ، تصویری بهشت گونه از بیگانه و بیگانگان، تحقیر فرهنگ ملی و دینی و بزرگ نمایی جلوه های کاذب فرهنگ بیگانه و به طور کلی هویت شکنی، هویت سوزی و فرهنگ ستیزی از جمله آسیب های دامن گیر مطبوعات رسانه های مکتوب است .

دین ستیزی، اخلاق شکنی و ترویج اخلاق و فرهنگ بیگانه و ترویج ابتذال و ارزش ها و باورهای ضددینی و ملی و هویت فرهنگی نیز آسیب های دامن گیر مطبوعات و رسانه ها است . از سوی دیگر، خودباوری و یا خودباختگی فرهنگی از دیگر پیامدها و کارکردهای رسانه هاست .

خودباوری فرهنگی نوعی نگرش فرد نسبت به فرهنگ جامعه خویش است . اگر این نگرش مثبت باشد، آن را خودباوریفرهنگی و اگر منفی باشد، آن را خودباختگی فرهنگی گویند . خودباوری یا خودباختگی از طریق جامعه و کارگزاران و ابزارها و رسانه های انتقال فرهنگ و به وسیله فرایندهای جامعه پذیری به فرد آموخته می شود . سؤال این است که خودباوری به عنوان یک نوع نگرش و تلقی چگونه تغییر می کند . به عبارت دیگر، خودباوریفرهنگی چگونه تضعیف می شود و به خودباختگی تبدیل می شود . در جوامع جدید که از یک سو، ارتباطات وسیعی میان آنان برقرار است و از سوی دیگر، در حال تغییر و تحول سریع اند، احتمال تغییر نگرش افراد نسبت به فرهنگ خودی زیاد است . در پرتو ارتباط وسیع و گسترده با کشورهای غربی، ساختار فرهنگی کشور به سرعت دگرگون شده و عناصری از فرهنگ بومی و ملی زیر سؤال می رود و عناصری از فرهنگ بیگانه وارد فرهنگ بومی می شود . از این رو، میان ارزش های سنتی و ارزش های جدید تعارض پدید می آید . به دلیل جذبه ظاهری فرهنگ بیگانه و نیز حمایت همه جانبه از این فرهنگ، تعارض ها به نفع ارزش های جدید کاهش می یابد . ارزش های وارداتی و بیگانه که جایگزین ارزش های فرهنگ خودی شده اند، نمی توانند پشتوانه نگرش مثبت نسبت به فرهنگ خودی باشند . از این رو، نگرش افراد نسبت به فرهنگ خودی تغییر می کند .

رسالت رسانه ها

هر فرهنگی برای پویایی و حیات خویش، نیاز به انتقال صحیح ارزش ها، باورها، هنجارها و کلیه عناصر فرهنگی به نسل جوان دارد، هرگاه به عللی انتقال فرهنگ دچار اختلال گردد، نسل جدید از فرهنگ جامعه خویش فاصله خواهد گرفت . جدایی نسل جدید از فرهنگ خویش، موجب آسیب پذیری آنان در قبال فرهنگ بیگانه خواهد بود .

اگرچه انتقال فرهنگ فرایندی بسیار گسترده و عام است و همه جنبه های زندگی را در بر می گیرد . ولی خانواده، مدرسه و رسانه های جمعی، اعم از رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و نیز کارگزاران انتقال فرهنگ، به عنوان مهم ترین عوامل انتقال عناصر فرهنگی به نسل جوان است و همه باید در راه انتقال ارزش ها و هنجارهای بومی و ملی و دینی به نسل جوان تلاش نموده، آنان را در جذب به فرهنگ به ظاهر جذاب و پوچ بیگانه منع نموده و به نوعی واکسینه نمایند .

  همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:01 AM

با توجه به مباحث مطروحه و نیز پیشنهادات اتخاذ شده از فراتحلیل حاضر که راهکارها و توصیه‌هایی برگرفته از تحقیقات و پژوهش‌های مختلف در آن ذکر گردیدند، پیشنهادات تکمیلی و کاربردی زیر در حوزه‌ی اجتماعات درون شهری که به‌نظر مجری این طرح و همکارانش رسیده است، به‌طور خلاصه ذکر می‌گردند:

۱) کتاب محوری در تمام برنامه‌های اجرایی

با توجه به اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی، و اهمیت دانایی محوری در تمامی فعالیت‌ها، و همچنین اهمیت گسترش تفکر انتقادی در سطوح مختلف جامعه، به‌نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین سیاست‌ها و جهت‌گیری‌ها در تمام برنامه‌های مختلف (اعمّ از برنامه‌های آموزشی، مشاوره‌ای، برگزاری مراسم و جشن‌ها در مناسبت‌ها و...) محور قرار دادن ترویج کتاب و مطالعه در تمامی برنامه‌های اجرایی است. به‌عبارت دیگر، با معرفی کتاب‌های مختلف (حتی یک کتاب) در تمام برنامه‌ها و ترغیب و تشویق افراد به مطالعه آنها و یا هدیه دادن کتاب‌های مربوطه در آن برنامه‌ها می‌توان کتاب و مطالعه و تحقیق و تفکر را سرلوحه تمامی فعالیت‌های خود قرار دهیم. برای تسهیل در این امر می‌توان در بدو برنامه ریزی، مجریان را به درنظر گرفتن این امر گوشزد کرد.

۲) برگزاری مسابقات

مسابقات کتاب‌خوانی، مقاله نویسی و کتاب نویسی (در سطح کودکان و نوجوانان)، ویراستاری، طراحی جلد یا طراحی متناسب با داستان کتاب (مخصوص کودکان)، و ... از جمله فعالیت‌های مفید در راستای تشویق و ترغیب افراد به مطالعه است. البته اگر این مسابقات با برنامه‌های بلند مدت و کارشناسی شده طراحی شوند (با توجه به سنین مختلف و در نظر گرفتن سیر مطالعاتی مشخص در طول مدت معین، مانند مسابقات کتاب‌خوانی آثار شهید مطهری برای جوانان، یا مسابقات کتاب‌خوانی مدیریت خانواده برای خانم‌های خانه‌دار، یا...) می‌تواند مؤثرتر واقع گردد.

۳) برگزاری بوستان‌های کتاب در سطح شهر

بوستان‌های کتاب را می‌توان مراکز متکثر و کوچک‌تری جهت ارائه و معرفی کتاب‌های مختلف به شهروندان دانست. ایجاد بوستان‌های کتاب در سطح شهر به شهروندان کمک می‌کند که دسترسی راحت‌تر و نزدیک‌تری به کتاب و محصولات فرهنگی داشته باشند. اگر قبول داشته باشیم که « از دل برود هرآنچه از دیده رود»، پس باید برای دلنشین کردن کتاب‌ها و ترغیب مردم به‌ آنها، کتاب را در دیده و دسترس مردم قرار دهیم.

۴) فعال‌سازی مراکزی جهت تعویض کتاب

این کار نیز برای مردم هم از لحاظ اقتصادی به‌صرفه است و هم گامی در جهت ترویج کتاب‌خوانی است. شهروندان در این مراکز هم می‌توانند کتاب‌های غیرضروری خود را با یکدیگر تعویض کنند و هم می‌توانند کتاب‌های مورد نیاز خود را بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای تهیه کنند.

۵) راه اندازی کتابخانه‌های سیار در سطح شهر

یکی از نافع‌ترین فعالیت‌ها در جهت استفاده مفید شهروندان از اوقات فراغت خود، وجود کتابخانه‌های سیار در تمام سطح شهر است. راحتی استفاده از این کتابخانه‌ها و در دسترس بودن آنها کمک مؤثری به سهل‌الوصول بودن کتاب برای شهروندان می‌کند. ضمناً این فعالیت می‌تواند با مدیریتی صحیح و جهت‌دهی درست، توسط خود ساکنین محلات (مخصوصاً نوجوانان و جوانان) و با استفاده از کتاب‌های موجود در منازل آنها صورت گیرد.

۶) برگزاری نمایشگاه‌ها و حراج‌های کتاب

برگزاری نمایشگاه‌های دائمی و فصلی کتاب (با عرضه کتاب به قیمت‌های مناسب) و حراج‌های دائمی و فصلی کتاب گام مفیدی در جهت معرفی کتاب‌های جدید و عرضه مناسب آنها به اقشار مختلف مردم است. اینگونه مراکز که به‌گونه‌ای تفریحی نیز محسوب می‌شوند، مکان‌هایی برای حضور با رغبت شهروندان و به‌خصوص حضور کودکان و نوجوانان به‌همراه اولیاء خانواده‌هاست.

۷) برگزاری کلاس‌های آشنایی با کتاب و کتاب‌خوانی

آشناساختن افراد با نحوه تولید کتاب (از نویسندگی و ویرایش تا صفحه‌بندی و چاپ و...) و نیز آشناساختن آنها با شیوه‌های صحیح مطالعه، گام میانی ترویج کتاب‌خوانی است. این کلاس‌ها می‌توانند به‌صورت‌های بدیعی (مانند صحبت‌های یک ناشر یا طراح معروف) نیز وجود داشته باشند.

۸) برگزاری برنامه‌های آشنایی با کتابخانه‌های شهر

اغلب شهروندان تا نیازمند به استفاده از کتاب نشوند به کتابخانه‌ها رجوع نمی‌کنند؛ به همین دلیل اغلب آنها از وجود کتابخانه‌های شهر اطلاع دقیقی نداشته و یا با ساختار کتابخانه‌ها و نحوه استفاده از آنها آشنا نیستند. برگزاری برنامه‌هایی جهت آشنایی کودکان، نوجوانان و جوانان، و حتی خانم‌های خانه‌دار با کتابخانه‌های محله و شهر و آشنا کردن ایشان با نحوه استفاده از آنها می‌تواند گام اولیه و مهمی در ترویج کتاب‌خوانی باشد.

۹) تبلیغات وسیع برای معرفی کتاب‌های جدید

در زمانه‌ای که تبلیغات نقش بسیار مهمی در ترغیب و ایجاد انگیزه و گرایش شهروندان به مصرف کالاها دارد، ما نیز بایستی به همین طریق آنها را با محصولات فرهنگی ،‌به‌ویژه کتاب، آشنا ساخته و ترغیب به مطالعه آنها کنیم. بخشی از هزینه‌های تبلیغاتی را می‌توان از ناشرین تأمین کرد. البته این امر نیز خود نیازمند کارشناسی‌های مختلف است (چه کتاب‌هایی و در چه زمان‌هایی و چگونه تبلیغ شوند).

۱۰) آشنایی با نحوه ترویج کتاب‌خوانی

بخشی از فعالیت‌ها بایستی صرف مطالعه و پژوهش پیرامون نحوه عملکرد دیگر مراکز فرهنگی در سطح کشور خود و نیز دیگر کشورهای پیشرو در این زمینه باشد. قطعاً امر ترویج کتاب‌خوانی محدود به یک دوره یکساله یا چند ساله نمی‌شود، بنابراین افزایش آگاهی خود در این‌باره از کارهای مبنایی است که باید برای آن جای خاصی در نظر گرفت.
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:00 AM

گفت و گو با عباس جهانگیریان - نویسنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه - در زمینه نقش نهاد آموزش و پرورش و خانواده در ترویج کتاب خوانی.

  • شما یکی از منتقدان آموزش و پرورش ایران هستید و باور دارید که استفاده از روش های نو و خلاق برای تحول در سامانه ی آموزش ایران ضرورت دارد. چرا به این روش های نو نیازمندیم؟ 

 آموزش و پرورش ما در واقع بر پایه ی  سامانه ای استواراست که هر بیست سال یک بار بازنگری می شود. در حالی که در دنیا این بازنگری سالانه انجام می شود، چون جامعه پویا ست و حرکت به جلو دارد. برای مثال در درس تاریخ ما هر روز شاهد رویدادهایی در سطح بین المللی هستیم. دانش آموزی که در ایران زندگی می کند، باید از رخداد هایی که دست کم در یک دهه در پیرامون او بوده است، اطلاع داشته باشد و بتواند آن ها را تجزیه و تحلیل بکند. به ویژه در زمینه ی علوم وقتی ما می گوییم که در هر ۲۰ ثانیه یک اختراع در جهان ثبت می شود و با توجه به تحولاتی که در عرصه های علمی داریم، این ها باید در کتاب های درسی بازتاب پیدا بکند. اما این اتفاق نمی افتد. زمان بازنگری سامانه ی آموزشی و برنامه های درسی در هر ۲۰ سال خیلی طولانی است. مسولان می گویند نمی شود کتاب های درسی را هر سال تغییر داد. اما من می پرسم که چطور وقتی مشکل خاصی پیش می آید، چند میلیون جلد کتاب خمیر می شوند و بلافاصله کتاب تغییر می کند، اما وقتی صحبت از این می شود که این متن و این موضوع دیگر کهنه شده است و ضرورت دارد در آن بازنگری بشود و تغییر کند، می گویند هزینه بر است. گیریم که در بخش نظام مکتوب مشکل داشته باشیم، یعنی در چیزی که قرار است از طریق کتاب آموزش داده شود. ولی آموزش همیشه با کتاب نیست. وقتی می خواهیم مهارت های زندگی را به دانش آموزان دبستان یاد بدهیم، بیشتر آموزش ها بیرون از کتاب داده می شود و روش های آموزش، عملی است. برای آموزش مهارت های زندگی، برای اینکه تخیل و قدرت تفکر وحس زیبایی شناسی بچه ها رشد کند، هزاران روش در دنیا وجود دارد. وقتی بحث ترویج فرهنگ شهروندی  یا فرهنگ مدارا و صلح پیش می آید، نمی توان همیشه فقط به کتاب های درسی بسنده کرد. این بحث ها روش های مختلفی در دنیا وجود دارد و که فکر می کنم هنر یکی از بهترین آن ها ست. به نظر من در آموزش و پرورش ما به این موضوع توجه نمی شود. ما بارها گفتیم و اعلام آمادگی کردیم که می توانیم با آموزش و پرورش وارد گفت و گو بشویم. من و خیلی کسان دیگر در این زمینه طرح و برنامه دارند. اما تا کنون فقط یک سویه حرف زده ایم و پاسخی نگرفته ایم. الان که گفت و گوی من با شما در یک سایت بازتاب پیدا می کند، کمترین انتظاری که می رود این است که روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش حرف های ما را بشنود و دعوت کند به  گفت و گو و ما پیشنهاد های مان را می دهیم. در هر کجای دنیا چه در کشورهای توسعه یافته و چه در حال توسعه و کشورهایی که یک آموزش و پرورش نیم بند اما پویا دارند، اگر احساس کنند کسی حرف تازه ای برای ایجاد تحول در آموزش و پرورش دارد، به سراغ او می روند. اینجا به سراغ شما نمی آیند، خودت هم که قدم بر می داری، حتا تا پشت در اتاق های شان هم می روی، اما با درهای بسته رو به رو می شوی، چون کسی که متولی این امر در آموزش و پرورش  است، آموزش و پرورشی نیست، مدیری است که از بیرون آموزش و پرورش آمده است و اگر هم از درون آموزش و پرورش انتخاب شده باشد، اعتقادی به تحولات بنیادی در آموزش و پرورش ندارد. من و امثال من در این سی سال، تمام حرف هایمان را در مطبوعات و در سمینارها و حتا در سمینارهایی که مقامات آموزش و پرورش هم دعوت شده و، نیامده اند، زده ایم! به همین دلیل، من اعتقاد زیادی به تغییر و تحول از بالا ندارم و معتقدم که باید توقع دانش آموزان را نسبت به روش های آموزشی بالا ببریم و اگر دسترسی داشته باشیم و بتوانیم پیام مان را به معلم ها برسانیم وبکوشیم آن ها با روش های جدید در آموزش آشنا بشوند و به این باور برسند که وظیفه ی آموزش و پرورش فقط تولید مدرک نیست. وظیفه اش این نیست که تنها بر پایه ی سنت ها و عادت ها پیش برود. خانواده ها فرزندشان را بر طبق سنت و عادتی که هست در مدرسه ثبت نام می کنند تا دوره ی دبستان، راهنمایی و دبیرستان را بگذراند، مدرک بگیرد و اگر شانس بیاورد به  دانشگاه برود و مدرکی بگیرد و یک مدرک  به تمام مدرک های موجود در کشور اضافه شود. به گمان من آموزش و پرورش وظایفی بسیار متعالی تر از این ها دارد که اگر بخواهم خلاصه بکنم، ‌باید بگویم  کار آموزش و پرورش تولید انسان معاصر است. تولید انسان کارآمد و تربیت انسان هایی که بتوانند با خانواده و جامعه تعامل برقرار کنند، از پس مشکلات شان بر آیند و جامعه را تغییر بدهند. کسی که می خواهد جامعه را تغییر دهد، باید خودش این ظرفیت را داشته باشد و نهادهای تغییر و تحول در وجودش شکل گرفته باشد و از قدرت تفکر و خرد متعالی برخوردار باشد.

  • نقش آموزش و پرورش در ترویج کتابخوانی چگونه است و جایگاه کتاب و کتابخوانی در سامانه آموزش و پرورش کجاست؟

به نظر من دو نهاد یا سازمان به عنوان مروج در سطح فراگیر هستند که خیلی اثرگذارند، یکی آموزش و پرورش است که باید این موضوع در آن جا قانونمند شود. یعنی ما باید در آموزش و پرورش زنگی به نام زنگ خواندن داشته باشیم. در زنگ کتاب باید کارشناسان و مروجان کتاب و کتابخوانی با بچه ها کار کنند. اعتقاد من بر این است که اگر اولین کتاب هایی که بچه ها می خوانند کتاب های بدی باشد، بچه ها برای همیشه از کتاب  بیزار و دور می شوند و این کتاب زدگی می تواند تا آخر عمر همراه  آن ها باشد.علم روان شناسی هم می گوید اگر اولین فیلم هایی که بچه ها می بینند خوب و جالب باشد، به سینما علاقه مند می شوند. اگراولین کتاب هایی که بچه ها می خوانند کتاب های خوب و جذاب و پرکششی باشند، بچه ها را به کتابخوانی علاقه مند می کنند. فکر می کنم این خیلی مهم است که حتما باید مروج، متخصص باشد و ترویج باید از آموزش و پرورش شروع شود که به فرهنگ تبدیل شود. به این ترتیب، این فرهنگ نهادینه می شود. نیاز به مطالعه را اول خانواده در کودک به وجود می آورد، سپس مدرسه و بعد تلویزیون. اگر این ها دست به دست هم ندهند و به طور سازمان یافته عمل نکنند و نتوانند کتابخوانی را تبدیل به یک نیاز عمومی و ملی بکنند، من و شما به تنهایی نمی توانیم با چهار تا مروج، مخاطب فراگیر برای کتاب پیدا بکنیم فکر می کنم آموزش و پرورش خیلی می تواند نقش داشته باشد و لازم است این زنگ مطالعه و زنگ کتاب را رسمیت بدهند. کسانی که می خواهند کتاب برای کتابخانه های مدارس بخرند، نباید سلیقه های شخصی شان را اعمال کنند و حتما با نهادهای کارشناس و آشنا به کتاب کودک مشورت کنند. تلویزیون نیز در برنامه ی کودک می تواند این فرهنگ را ترویج کند. اما احساس می کنم که تلویزیون در انجام وظیفه ی خودش نسبت به ترویج فرهنگ کتابخوانی که بخشی از آن مسئولیتش به عهده ی این رسانه است، کوتاهی کرده و خانواده ها هم برخی سواد ندارند، اما آن هایی که تحصیل کرده اند می توانند در خریدن کتاب توجه بیشتری نشان دهند و کودک را به کتاب فروشی ها ببرند و کتاب بخرند. اگر پدر و مادر  همراه بچه ها با هم به کتاب فروشی بروند و کتاب بخرند و کتاب را بیاورند در خانه با هم بنشینند و برای بچه بخوانند، یا اگر زمانی که می خواهند بچه را تشویق کنند و جایزه بدهند، بگویند اگر این کار را انجام دهی ما برایت کتاب می خریم، این ها خود به خود تبدیل به علاقه می شود و در واقع یک تمایل نهفته را در کودک پرورش می دهد، بیدار می کند و تبدیل می کند به یک نیاز. اما پدر و مادرهای تحصیل کرده هم در خرید کتاب برای کودکان شان دچار مشکل هستند. زمانی هم که مشکلات اقتصادی گریبان خانواده ها را می گیرد، اولین قربانی سبد خرید خانواده، فرهنگ است، حالا کتاب یا هر چیز دیگر. ولی همان کفش و لباس گران را می خرند. صرفه جویی در این بخش ها نمی شود، اما در بخش کتاب صرفه جویی انجام می گیرد و خرید کتاب را حذف می کنند. من فکر می کنم علتش این است که به آن ها گفته نشده که کتاب در بهتر نوشتن بچه یا در رشد تخیلش تاثیر دارد. انیشتین می گوید: "پدری پسرش را می برد پیش او و می گوید من می خواهم پسرم هم مثل تو ریاضی دان و آدم بزرگی شود . انیشتین می گوید لطفی که تو می توانی به این بچه بکنی، این است که برایش قصه بخوانی." می خواهم بگویم پدر و مادرها باید بدانند که کتاب تنها یک سرگرمی نیست، بلکه سبب تخلیه ی فشارهای روحی که در جامعه ما زیاد است می شود و می تواند به کودک کمک کند برای این که دنیا را بهتر ببیند و حس زیبایی شناسی اش رشد کند و تخیلش گسترش یابد.

  • بسیاری از خانواده ها و مربی ها شکایت دارند که در دنیای امروز کودکان و به ویژه نوجوانان به خواندن کتاب بی علاقه هستند. یکی از عوامل این بی علاقگی را تلویزیون یا کامپیوتر می دانند. شما به عنوان یک ترویج گر با تجربه چه رهنمودهایی برای نسل جوان دارید؟  

کامپیوتر در واقع به دو دلیل جذابیت اش از کتاب بیشتر است، یکی اینکه کودک وقتی در کنار کامپوتر می نشیند احساس می کند با همه ی جهان مرتبط شده است و از طریق اینترنت به راحتی می تواند به هر چیزی که دلش می خواهد برسد، وارد سایت ها شود، وبه دنیاهای تازه دسترسی پیدا بکند. این دنیا خارج از اراده ی ماست و نوجوان به آن دسترسی پیدا کرده است و برایش جذابیت دارد. در مقابل، اگر ما کتاب های از هفت خان گذشته و بی رمق، در اختیار نوجوان قرار دهیم در او کششی ایجاد نمی کند. فکر می کنم "هری پاتر" پاسخ خوبی به پرسش شماست. در اروپا که ما فکر می کردیم کامپیوتر دشمن کتاب است دیدیم که کتاب، کامپیوتررا پس زد و رفت جلو. یعنی مثل یک رود آمد و همه را پس زد. هم خود کتاب این کار را کرد و هم فیلم آن. چرا؟ چون کتاب جذاب بود. بنابراین، نمی توانیم بگوییم کامپیوتر دشمن کتاب است. اگر این ها از کودکی در خانواده درست مدیریت بشوند، یعنی به بچه ای که به کامپیوتر علاقه مند است، کتاب را هم به عنوان یک دوست و همدم در خانواده معرفی کنیم، او این انس و الفت را به خواندن کتاب های خوب هم پیدا می کند. فکر می کنم کودک گاهی از کامپیوتر خسته می شود و به سراغ کتاب می رود. بچه ها وقتی با کامپیوتر زیاد کار می کنند، هم چشم شان خسته می شود و هم روح و اعصاب شان و بلافاصله دوست دارند فوتبال بازی کنند. من خودم ترجیح می دهم که اگر بچه ی من از بازی با کامپیوتر خسته شده است، در درجه ی اول برود فوتبال بازی کند. اما اگر امکانات ورزشی ندارد، یکی از چیزهایی که می تواند زنگ تفریحی برایش باشد و از دنیای شلوغ کامپیوتر دورش بکند، خلوت کتاب است. کتاب یک دنیاست و جنبه های معنوی و عرفانی اش را کامپیوتر ندارد. اگر کتاب هایی که در اختیارشان می گذاریم دوست داشتنی و با پسند کودک سازگارباشند، فکر می کنم بچه می تواند در کنار آن ها زندگی کند و شخصیت های کتاب با او باشند و او با کتاب و آدم هایش همذات پنداری کند. ولی با این کتاب هایی که من به اسم کتاب کودک در ایران می بینم، البته نه همه ی کتاب ها، اما دست کم ۵۰ درصد شان نمی توانند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند. باید به طرف تولید کتاب هایی برویم که بتوانند این جذابیت را ایجاد کنند. هنوز کودکان با شخصیت های "شاهنامه" فردوسی ارتباط برقرار می کنند. آیا فکر نمی کنید که این اشکال در کار من به عنوان یک نویسنده است که کودکان امروز با کتابی که چند صد سال پیش نوشته شده است ارتباط بر قرار می کنند، اما با کتاب های این دوره نه. پس کتاب خوب هم در ترویج کتابخوانی،‌ غیر از اطلاع رسانی و دسترس پذیر کردن کتاب موثر است. توسعه ی کتابخانه ها در شهرستان ها هم خیلی اهمیت دارد. یک موقع اتوبوس هایی بود که در شهرستان ها زیر نظر کانون پرورش فکری از این شهر به آن روستا می رفت و کتاب پخش می کرد. این کار، پخش کتاب را از مرکزیت خارج می کرد. الان تهران مرکز فرهنگ و هنر ایران، نبض کتاب ونبض اندیشه شده، خوب این اشتباه است. من به بعضی از روستاهای کشور رفته و دیده ام که کودکان فکر می کنند کتاب فقط همان کتاب درسی است. غیر از کتاب درسی هیچ کتاب دیگری ندیده اند. وقتی اولین نمایشگاه کتاب چند سال پیش در کرمان برگزار شد، من همراه چند تن دیگر از دوستان مانند آقای مرادی کرمانی و آقای یوسفی از طرف ستاد نمایشگاه به چند مدرسه رفتیم که اصلا کتاب های غیر درسی را نمی شناختند. دانش آموز راهنمایی در کرمان اسم مرادی کرمانی به گوشش نخورده بود. این ضعف کیست؟ کم کاری کیست؟ به هر حال، همه ی این ها دست به دست هم داده و باعث شده که بچه ها کتاب نخوانند. به نظر من کتاب نخواندن بچه ها تنها یک ضایعه ی فرهنگی نیست، کتاب نخواندن بچه ها فردا گریبان جامعه را می گیرد. امروز صحبت از توسعه ی همه جانبه می کنیم، صحبت از انرژی ها می کنیم، صحبت از توسعه ی علوم و تکنولوژی می کنیم، اما فقط بچه هایی که کتاب می خوانند می توانند دانشمندان آینده شوند و شهروندان خوبی باشند. هدف، فقط تربیت کارشناس و متخصص وهنرمند نیست. کسی که کتاب می خواند در آینده یک شهروند خوب خواهد شد.

  • در پایان صحبتی هست که  مایل باشید در ارتباط با ترویج ادبیات کودکان مطرح کنید؟
من می خواهم اشاره بکنم به اینکه یک فیلم مستند کار می کردم  با عنوان" توسعه ی فرهنگ" که بخشی از آن مربوط به زندان ها بود. ما همراه فیلم بردارمان رفتیم به کانون اصلاح و تربیت و دیدیم جایی که حدود چهار صد نوجوان را که به هر دلیلی به زندان افتاده اند نگه داری می کند، کتابخانه ندارد. آن زمان (۱۳۷۳) ما از آقای الوندی مدیر کانون اصلاح و تربیت پرسیدیم این بچه ها اوقات فراغت شان را چه کار می کنند؟ گفت توی سر هم می زنند. گفتیم خوب فکر می کنید نمی شود کاری کرد که این بچه ها از این فرصت ها استفاده بکنند و یک چیزی یاد بگیرند؟ گفت چرا، به دلیل اینکه خودش هم آدم علاقه مندی بودو مدیر داخلی آنجا، آقای جانقلی نیز شخصی علاقمند و اهل کتاب بود بود. استقبال هر دو آن ها از پر کردن اوقات فراغت بچه ها که ما پیشنهادش را دادیم، به تاسیس یک کتابخانه منجر شد. من و آقای محمد رضا یوسفی آغازگر این کار شدیم. اما آقای یوسفی به دلیل کاری که برایش پیش آمد، نتوانست ادامه دهد و من خودم ادامه دادم. تقریبا بیشتر ناشران به من کتاب رایگان دادند. کانون پرورش فکری،‌ سروش ، وزارت ارشاد و همین طور خیلی از نویسندگان کودک و نوجوان هر کدام چند کارتن کتاب اهدا کردند. قفسه های کتابخانه را کانون تهیه کرد و کتاب هایش را ما تهیه کردیم. کتابخانه راه افتاد. حالا مانده بود که کسی مسئولیت اداره ی آن را به عهده بگیرد. دو خانم از اعضای شورای کتاب کودک به آنجا رفتند و کتاب ها را سروسامان دادند. ما گاه گاه فقط چند کارتن کتاب می بردیم. زحمت این کتابخانه روی دوش این دو خانم افتاد و سال ها می رفتند و با بچه ها ارتباط  داشتند. بچه ها کتاب می خواندند. از میان همین بچه ها که به نام بچه های به ظاهر مجرم به کانون می افتادند، بچه های خردمندی بیرون  آمد. چندتایی از آن ها نویسنده و عکاس شدند و یادم است که کتاب "هامون و دریای من" را همین بچه ها در کانون اصلاح و تربیت با حضور نمایندگان "کتاب ماه کودک و نوجوان" نقد کردند. این کتابخانه  شاید یکی از کتابخانه های بسیار خوب کودک و نوجوان در ایران باشد
 به باور من اگر نهادهای مسئول بتوانند کتاب را قابل دسترس بکنند، حتا در کودکان زندانی، می توانند تغییر و تحول ایجاد بکنند. بچه ای که به عنوان مجرم به کانون می آید اگر بعد از چند سال آزاد شود و هیچ آموزشی ندیده باشد، باز هم همان کار را تکرار خواهد کرد. اما از این فرصت ما دو استفاده می توانیم بکنیم: یکی این که طرز فکر آن ها را تغییر بدهیم و امکان ادامه تحصیل برای شان فراهم کنیم و یکی هم برای بچه ها همین جا کارگاه هایی بزنیم وکارهای فنی ومکانیکی به آن ها آموزش بدهیم. ما همان موقع با سازمان آموزش فنی و حرفه ای صحبت کردیم. آقای دکتر نکویی که مسئول آموزش سازمان بود به کانون اصلاح و تربیت آمد تا به رایگان دست بچه ها را با کار، تولید و تعمیر آشنا کند. از فرجام این همکاری بی خبرم! امید که ادامه یافته باشد
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:58 AM
مقدمه
كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است.
براي رفع موانع و ايجاد زمينه و بستر لازم جهت ترويج و توسعه فرهنگ مطالعه، نهادهاي مختلف در 5 بخش، شامل خانواده، مدارس و نظام آموزشي، كتابداران و كتابخانه‌ها، دولت و رسانه‌هاي گروهي و ناشران و كتاب فروشي‌ها، بايد با رفع مشكلات موجود، هم سو و هم هدف، به سمت مشخصي حركت كنند.

نقش خانواده
خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.
كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني، زيبنده مردم ما نيست. همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتاب خواني در جامعه ما مي‌باشد. در ريشه‌يابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم. اولين نهادي كه درآن، كودك با كتاب و كتابخواني، انس مي‌گيرد، خانواده است. پدر و مادر، بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند. همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود.\\"
اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقمند باشند، فرزندان آنها نيز، که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب، بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني، عادت مي کنند.

نقش مدارس و نظام آموزشي
پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعه‌اي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نمي‌كشد.
آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع مي‌شود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا مي‌كند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوه‌هاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، مي‌توانيم افراد را تشويق به خواندن كتاب‌هاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوان‌هاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند.\\"
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سال‌هاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، مي‌رسد.
تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبع‌ها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانه‌هاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتاب‌ها، سبب ضعف كتابخانه‌هاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود مي‌باشند.\\"
نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نمي‌تواند دانش‌ آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه مي‌شود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روش‌هاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوه‌هاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند.\\"
روش‌هاي تدريس جذاب‌تر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند مي‌كند. روش‌هايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌هاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتاب‌ها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانه‌هاي مدارس با طرح كتابخانه‌هاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب‌ها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتاب‌ها به شيوه‌ سال‌هاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روش‌ها مي‌توانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند.\\"
از نظر کارشناسان براي بهبود نابساماني‌هاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه مي‌توان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانه‌هاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاس‌هاي درس، معرفي كتاب‌هاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبت‌هاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشته‌هاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانه‌هاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانه‌هاي مدارس، تشكيل گروه‌هاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، ‌پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانه‌هاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخص‌هاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزش‌هاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.

نقش كتابداران و كتابخانه‌ها
كتابداران كتابخانه‌ها، از عوامل موثر در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به شمار مي‌روند. كتابداران با روش‌هاي خلاقانه خود مي‌توانند فعاليت‌هاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزه‌هاي بيرون از كتابخانه بكشانند. اگر كتابداران كتابخانه‌ها از حيث علم كتابداري و اخلاق انساني، رشد كاملي داشته باشند، بدون ترديد، همچون معلمان و استادان جامعه، معماران نسل‌هاي آينده بشر خواهند بود.
دكتر مهدي افضلي، دكتراي مديريت اطلاعات و كتابداري، در مورد نقش كتابداران و كتابخانه‌ها، تصريح كرد: \\"كتابداران، بيشتر با افرادي سر و كار دارند كه خود اين افراد، عادت به مطالعه داشته و كتابخوان هستند، پس بايد بتوانند با در اختيار قرار دادن منابع لازم، نيازهاي اين قشر را برآورده كنند. اما كمبود منابع موجود و گاه فقدان آنها، سبب مي‌شود كه افراد مراجعه كننده به كتابخانه‌ها، حضور خود را كمرنگ‌تر كنند و تمايل آنها به سمت منابع به صورت شخصي برود. از طرفي نيز، بالا رفتن توليدات کتاب، نبايد سبب گمراهي مان شود، زيرا بخش عظيم اين توليدات، کتاب هاي درسي و کمک درسي هستند. مطالعه خوب و مورد بحث در سطح جهاني، مطالعه اي فارغ از روابط کاري و اخبار مي باشد و ملاک اساسي، با علاقه خواندن کتاب است.\\"
كتابخانه‌هاي عمومي در صورت برخورداري از كتاب‌هاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعين، مي‌توانند عامل موثري در تشويق اقشار مختلف مردم به مطالعه شوند. كتابخانه‌هاي عمومي اگر جايگاه واقعي خود را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از حيث تاريخي و اجتماعي در مكاني از بلوغ و قدرت گزينش قرار مي‌گيرد كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينه ساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه مي‌تواند به عنوان پشتيبان امر تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد.
حسين محمدي، كارشناس كتابداري و كتابدار كتابخانه عمومي سهروردي زنجان، در خصوص مشکلات و کاستي هاي کتابخانه ها، اذعان داشت: \\"كتابخانه‌هاي عمومي به دليل كمبودهايي كه دارند، در روند ترويج مطالعه، كارايي لازم را ندارند. از اين مشكلات مي‌توان به بي توجهي به استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، رسانه‌ها و اقشار مختلف مردم، كمبود منابع علم و كتاب‌هاي مرجع روزآمد در كتابخانه‌هاي عمومي، عدم به كارگيري فنون و روش‌هاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و عدم كارايي برخي از پرسنل موجود، عدم تناسب تعداد كتابخانه‌ها با شاخص‌هاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و عدم انسجام آنها، مجهز نبودن كتابخانه‌ها به تجهيزات لازم، دستگاه‌هاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سوالات علمي مراجعين، متناسب و هماهنگ نبودن كتب كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليت‌هاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصه گويي، نمايش فيلم، بي توجهي به دل انگيز سازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات و ناكافي بودن سالن‌هاي مطالعه در كتابخانه‌هاي عمومي، اشاره نمود.\\"
برخي از صاحب نظران معتقدند که توجه به استانداردهاي موجود در راه اندازي و ايجاد كتابخانه‌هاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتاب‌هاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعه سازي و انتخاب كتاب براي كتابخانه‌هاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانه‌ها، برگزاري برنامه‌هاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصه گويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعين، غني كردن بخش مرجع كتاب‌هاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخ گويي به پرشس‌هاي علمي مراجعين، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانه‌ها، ايجاد و ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌ها و حضور كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليت‌هاي كتابخانه، از راهكارهاي ارتقاء فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانه‌ها مي‌باشد.
مهدي جليل خاني، كتابخوان برتر كشور از استان زنجان در سال 1385، در خصوص نقش كتابداران، خاطرنشان ساخت: \\"هرگاه كه كتاب در دسترس مردم قرارگرفته و بهره ‌مندي از آن به شكل آسان تري انجام يافته، خواننده خود را نيز پيدا كرده است؛ چرا كه لذت كتابخواني و كشف فضا‌هاي تازه، همواره براي همگان جذابيت داشته است. بنابراين همواره نقش كتابخانه‌ها و كتابداران در دسترسي آسان به منابع كتابخانه‌اي مهم و قابل توجه ارزيابي مي‌شود. از طرفي، سياست‌هاي دولت و حاكميت نيز بايد به نحوي باشد كه دسترسي و پخش گسترده كتاب را در اولويت قرار دهد. در اين روند، قيمت، شكل و شمايل و محتواي كتاب، همه و همه در سطر دوم از اهميت قرار دارند.\\"

نقش دولت و رسانه هاي گروهي
شيوه حکومت و همچنين شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غير قابل انکاري در ترويج فرهنگ مطالعه و کتابخواني دارند. در اين زمينه نقش فرهنگ، سنت هاي اجتماعي و متوليان فرهنگي بيش از همه مهم و حياتي جلوه مي کند.
توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني، يك عزم همگاني را مي‌طلبد ولي سهم دولت نيز بسيار مهم است. در سال‌هاي اخير، از طريق نهادهاي دولتي، اقدامات مهمي در اين خصوص صورت گرفته ولي كارهايي كه ما با شتاب بيشتري دنبال كرده‌ايم، برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب درسطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بن‌هاي كتاب و توجه به زيرساخت‌هاي لازم براي امر كتابخواني بوده است. از طرفي توقعات عمومي از وزارت ارشاد نيز بيش از حد بوده است زيرا دستگاه‌هاي ديگري نيز در اين مهم، سهيم هستند. بايد نهادهاي دولتي و غير دولتي، چون شهرداري‌ها، در اختصاص هرچه سريع تر بودجه نيم درصدي به كتابخانه‌هاي عمومي و تامين اعتبارات لازم جهت خريد كتاب و ايجاد فضاي لازم كتابخانه‌ها، اقدام نمايند. از طرفي دولت بايد بنيان‌هاي فرهنگي را در استان‌هاي محروم، تقويت كند تا به سطح مطلوب برسند. زيرا توجه لازم به اين مقوله سبب رسيدن جامعه به سطح ايده آل فرهنگي مي شود.\\"
در تمام كشورهاي جهان اين كنترل‌ها، وجود دارد. به نظر مي رسد، نهايت آسان گيري در ايران در بررسي كتاب‌ها صورت مي‌گيرد. دغدغه‌ ما اين است كه روند اخذ مجوز را باز هم سريع‌تر و آسان تر نماييم و تلاشمان بر اين بوده كه اطمينان لازم را در اداره كل ارشاد ايجاد نماييم تا به صورت استاني مجوزها صادر شده و نيازي به مراجعه جهت اخذ مجوز و مراجعت به تهران نباشد.\\"
دولت به عنوان متولي بسياري از امور فرهنگي، با در اختيار داشتن رسانه هاي گروهي، سازمان ها و نهاد هاي دخيل، و با سياست گذاري هاي دقيق، نقش بسزايي در ايجاد فرهنگ مطالعه مي تواند، ايفا کند.

كتابخواني انتقال دهنده و ركن مهم ارتباط بين ملت
از صدا و سيما انتظار مي‌رود كه حداقل در يك سريال پربيننده، كتابخواني، خريد كتاب يا هديه دادن كتاب را بگنجاند. برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب، اعلام ساعات كار كتابخانه، اعلام اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان مي‌تواند در برنامه‌هاي صدا و سيما، گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد. مسئولين امر بايد بدانند كه كمبودهاي حوزه مطالعه، فقط با يك نمايشگاه كتاب به مدت ده روز، برطرف نمي‌شود.\\"

نقش رسانه در ميزان مطالعه در جامعه
رسانه‌هاي گروهي چون راديو و تلويزيون، به جز معدود برنامه‌هايي كه آن هم گاهاً پخش مي‌كنند، ديگر هيچ پوششي در جهت گسترش فرهنگ كتابخواني نمي دهند. شايد بيشترين بار در حوزه رسانه بر دوش نشريات باشد، اما آنها نيز توان تحريك مخاطبين فرهيخته را نداشته اند. اين مخاطبين نيازمند مطالب غني تر و پربارتري هستند. بايد شاهد انعكاس جلسات نقد و بررسي كتاب، آمار دقيق كتابخانه‌ها و كتاب فروشي‌ها و علاوه بر ‌آن حركت‌هاي مختلف دولتي و غيردولتي در زمينه كتاب و كتاب خواني براي گسترش فرهنگ مطالعه، در نشريات باشيم.\\"
گروه‌هاي مرجع چون نويسندگان، علما، صاحب نظران و تمام كساني كه مي‌توانند نقش هدايت جمعي را در جامعه در زمينه مطالعه بر عهده بگيرند، بايد از كانال‌هاي رسانه‌اي به مخاطبين، اطلاعات لازم را برسانند. علاوه بر اين مردم نمي‌دانند كه چگونه بخوانند و چه بخوانند. تقويت رسانه‌ها، در نهايت به بهبود وضعيت نابسامان مطالعه در كشور مي‌انجامد.\\"

نقش ناشران و كتاب فروشي‌ها
ناشران و كتاب فروشي‌ها هم به نوبه خود نقش بسيار موثري در اشاعه فرهنگ كتابخواني ايفا مي كنند. ميزان توجه ناشران به تمايلات و نيازهاي خوانندگان، استانداردهاي چاپ و نشر و همچنين گسترش قلمرو نمايش و توزيع كتاب توسط كتاب فروشي‌ها از جمله عوامل اثرگذاري در گرايش مردم به سمت مطالعه مي‌باشد. كيفيت برتر كتاب، اعم از جذابيت ظاهري، نحوه صفحه آرايي و حروف چيني، شيوه طراحي و رنگ آميزي، تصاوير روي جلد و درون متن، حجم، قطع و كيفيت چاپ و صحافي و همچنين ويژگي‌هاي محتوايي و مسائل مربوط به ويراستاري كتاب از جمله مواردي است كه پيوسته بايد مدنظر ناشران، نويسندگان، ويراستاران و به طور كلي متوليان عرصه چاپ و نشر قرار بگيرد.
فتاح محمدي، مديرمسئول نشر هزاره سوم، در توضيح نقش ناشران در گسترش فرهنگ مطالعه، اذعان داشت: \\"توجه به كتاب، در سال‌هاي اخير، در سطح كشور، بسيار كم شده است. بايد نياز به مطالعه، در ميان مردم ايجاد شود تا آنها به دنبال كتب مورد نياز خود بروند. از طرفي جذب مخاطب با كمك گرفتن از عناوين فريبنده براي كتاب‌ها چون، چگونه پولدار شويم، چگونه موفق شويم و يا كلمات قصار بزرگان، را نمي‌توان به پاي گسترش مطالعه در بين مردم گذاشت. زيرا اين كتاب‌ها ارزش مطالعه ندارند و خواندن آنها اتلاف وقت است. به صورت كلي ناشران بايد، رسالت فرهنگي خويش را در نشر و توزيع كتب سودمند در جامعه، پاس دارند و به جاي فكر كردن صرف به پول، كمي هم به فرهنگ جامعه فكر كنند.\\"
بي سوادي و كم سوادي افراد، نارسايي نظام آموزشي، بي توجهي دولت و رسانه‌هاي گروهي به امر مطالعه، ناكافي بودن كتابخانه‌هاي مجهز و كتابداران متخصص، گراني كتاب و مشكلات اقتصادي، تعدد مشاغل و محدوديت ساعات فراغت افراد، بي‌توجهي ناشران و مولفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب به طور كلي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور ايران، باعث بي علاقگي افراد به كتاب و عدم ترويج و گسترش آن شده است.
شهين رومي، مدير مسئول انتشارات نيكان كتاب زنجان، ضمن مهم دانستن دو عامل، موضوع كتاب و ميزان آگاهي مخاطب، در نشر كتاب، ابراز داشت: \\"كتاب فروش هم مانند كتابدار بايد از موضوع كتاب و سطح آگاهي مخاطب، اطلاع كافي داشته باشد تا كالاي فرهنگي مناسبي را براي كتاب خوان‌ها، آماده كند. گزينش ترجمه مناسب براي انتشار و دقت در انتخاب سن مخاطب‌هاي كتاب نيز بر عهده ناشران مي‌باشد. اخذ مجوز براي نشر كتاب‌ها، گاه بسيار طولاني مي‌شود و اين امر، ناشر را از ادامه فعاليت بازمي‌دارد. از طرفي هم بالا رفتن هزينه‌هاي چاپ، به معضلي در اين حوزه بدل شده است. البته نبايد خريد كتاب از طرف نهادهاي دولتي از ناشران را در بهبود شرايط و جبران هزينه مالي آنها، ناديده گيريم.\\"
علاوه بر اين، بايد به اين امر نيز توجه داشت كه متأسفانه در ايران، ارتباط ارگانيكي بين نويسنده، تصويرگر و ناشر، برقرار نيست. اغلب، نويسنده متن را در اختيار ناشر مي‌گذارد و ناشر به دلايلي از جمله صرفه جويي در هزينه، كاستن از زمان تهيه نقاشي‌ها و همچنين ناآشنايي با تمايلات مخاطب و دلايل ديگر، كتابي عرضه مي‌نمايد كه مورد پسند قرار نمي‌گيرد يا جنبه‌هاي علمي و تربيتي و تأثير آن بر خواننده، لحاظ نمي‌شود. اين امر در نهايت منجر به كتاب گريزي و مخاطب گريزي در جامعه مي‌شود.

مطالعات فرهنگي
مطالعات فرهنگي، مجموعه‌ي آثار گوناگوني با جهت‌گيري‌هاي متفاوت، و معطوف به تحليل انتقادي اشکال و فرايندهاي فرهنگي در جوامع معاصر و نزديک به معاصر است.
مطالعات فرهنگي، جامعه‌شناسي، نظريه اجتماعي، نظريه ادبي، مطالعات فيلم/ويدئو، انسان‌شناسي فرهنگي و تاريخ/نقد هنر را براي مطالعه پديده‌هاي فرهنگي در جوامع صنعتي ترکيب مي‌کند. پژوهش‌گرانِ مطالعات فرهنگي اغلب بر اين موضوع متمرکزند که چطور پديده‌اي خاص به ايدئولوژي، نژاد، طبقه اجتماعي و/يا جنسيت مرتبط مي‌شود.
مطالعات فرهنگي در مطالعه معاني و رويّه‌هاي زندگي روزمره به‌کار مي‌رود. رويّه‌هاي فرهنگي شامل روش‌هاي مردم براي انجام کارهاي خاص (مثل تله‌ويزيون تماشاکردن يا غذاخوردن) در فرهنگي معيّن است. معاني خاص به روش‌هايي که مردم در فرهنگ‌هاي معيّت کارهايي را انجام مي‌دهند، پيوسته مي‌باشد.
در استفاده‌اي عام‌تر ولي جداگانه، عبارت مطالعات فرهنگي گاهي به مثابه مترادف غيردقيق مطالعات منطقه‌اي هم به کار مي‌رود؛ يعني مطالعه آکادميک فرهنگ‌هاي خاص در دپارتمان‌ها و برنامه‌هاي درسي مثل مطالعات اسلامي، مطالعات آسيايي، مطالعات آفريقايي‌هاي آمريکا، مطالعات آفريقايي و....
در کتاب معرّفي مطالعات فرهنگي، ضياءالدّين سردار، پنج ويژگي مطالعات فرهنگي را فهرست مي‌کند:
هدفِ مطالعات فرهنگي، وارسي موضوعات با استفاده از اصطلاحات مرتبط با رويّه‌هاي فرهنگي و نسبتشان با قدرت است.
هدف، فهم فرهنگ در تمام اشکال پيچيده آن و تحليل زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي‌ست که فرهنگ خودش را در آن‌‌ها نشان مي‌دهد.
موقعيّت و هدف اين رشته، هم نقد و هم عمل سياسي‌ست.
تلاش مي‌کند تقسيم دانش را براي چيرگي بر شکاف بين اشکال ضمني (دانش فرهنگي) و عيني (جهاني) دانش، روشن سازد و دوباره وفق دهد.
مطالعات فرهنگي، به ارزيابي اخلاقي جامعه مدرن و جبهه راديکال عمل سياسي، متعهّد است.
بسياري از چهره‌هاي شناخته‌شده و مطرح در مطالعات فرهنگي، جهت‌گيري‌هاي متنوّع و تا اندازه‌اي متفاوت نسبت به موضوعات مورد نظر خود دارند و طيف گسترده‌اي از نويسندگان و متفکّران را شامل مي‌شوند. همه اين‌ها در پي نابسندگي رشته‌هاي آکادميک موجود، به بعضي تفاوت‌هاي طبقاتي و منطقه‌اي و بعضي اشکال نوين فرهنگ عامه، فرهنگ جوانان و ضد فرهنگ‌ها، و نيز، اشکال فراگير رسانه، تبليغات، موسيقي و... علاقه‌مند شدند.

اصلاح نظام اطلاع رساني، يا ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق؟
سالهاست كه از مشكلات موجود در نظام اطلاع رساني و كتابخانه هاي كشور صحبت مي شود. و اين امر، به عنوان مانع اصلي براي پيشرفت روند تحقيق و پژوهش معرفي مي گردد. مقالات فراوان اما پراكنده اي در اين زمينه، در نشريات مختلف به نگارش در آمده و حتي در سمينارهاي چندي مانند: سمينار كتاب و كتابداري در سال 1360 در دانشگاه مشهد، سمينار كتابداري و اطلاع رساني پزشكي در سال 1367 در دانشگاه علوم پزشكي مشهد، سمينار كاربردي مراكز و سارمانهاي پژوهش فرهنگي و اطلاع رساني در سال 1369 در تهران (توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)، سمينار كتابداري در سال 1371 در دانشگاه مشهد، و غيره برگزار گرديده؛ اما مشكلات همچنان به قوت خود باقي است و چه بسا بيشتر هم شده است. دليل عمده اين وضعيت، آن است كه ضعف در سيستم اطلاع رساني، خود نه تنها مسئله اصلي محسوب نمي شود؛ بلكه صرفا يك معلول است و مشكل در درجه اول، نه از مراكز اطلاع رساني، كه از ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه ما نشات مي گيرد و كمي و كاستيها ريشه در آن دارد. و در واقع، همين نكته مهم است كه بايد درابتدا مورد توجه قرار گيرد. دراين مقاله، سعي شده است ريشه هاي ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق و ارتباط آن با نظام اطلاع رساني مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار گيرد.
با توجه به نياز و تقاضا، عرضه كتابخانه هاي ما بسيار خوب بوده و در حد كاملأ قابل قبولي است ! ما از جهت كمبود كتابخانه و مراكز اطلاعاتي و منابع تحقيق ابدا مشكل نداريم ! اين همه شكوه ها از كمبود، بدون توجه به نياز مراجعان و متقاضيان اطلاعات از كتابخانه ها نوشته شده و اصلأ درد دل واقعي اكثريت قريب به اتفاق جامعه ما نيست؛ بلكه همه دردهاي فرضي است – دردهايي كه نه مال مردم بلكه مال نويسندگان اين مقاله ها است و شايد هم مال خود آنها نباشد؛ بلكه به نيابت و با تصور ذهني از خواست مردم، چنين مطالبي را به نگارش درآورده اند ! اصولأ كتابخانه هاي ما، در عرصه \\" عرضه و تقاضا \\" گاهي حتي بيش از تقاضا و نياز عرضه كرده اند، به خاطر همين مسئله اگر از ديدگاه اقتصادي صرف به آن نگاه كنيم \\"اسراف \\" هم كرده اند، به جاي آنكه متهم به تعلل و ركود شوند به ولخرجي و عرضه بيش از نياز هم متهم هستند !
از بيان حقايق فوق آن هم از يك آشناي با كتابخانه هاي امروز، تعجب نكنيد و به شگفت نياييد، زيرا اگر از لايه اظهار نظرهاي رايج و كلاسيك و يك شكل – كه بارها و بارها شنيده ايم و هيچ كدام هم مشكلي را حل نكرده – بگذريم و به عمق واقعيات برسيم، از چنين ادعايي ديگر تعجب نخواهيم كرد. و چگونه تعجب كنيم كه: به عيان مي بينيم ميليونها دانش آموز درس مي خوانند و ديپلم مي گيرند، بدون آنكه نيازي به مراجعه به كتابخانه اي داشته باشند. هزاران آموزگار و دبير همه روزه تدريس مي كنند، بدون آنكه سالي يك بار از كتابخانه اي گذر كنند. صدها هزار ديپلمه، هرسال در كنكور دانشگاهها شركت مي كنند و هزاران نفر از آنها نيز در امتحانات آن قبول مي شوند. درحاليكه اكثريت آنها حتي در تمام عمرشان از كتابخانه اي استفاده نكرده اند. هزاران دانشجو در دانشگاههاي كشور مشغول تحصيل اند كه اكثر آنها با كتابخانه كاري ندارند و آنهايي هم كه مراجعه ميكنند، يا براي خواندن جزوه درسي شخصي است، و يا براي استفاده از چند كتاب محدود درسي كه به وفور و به تعداد مكرر در كتابخانه دانشكده موجود است. اين جريان، حتي به شكلي درميان استادان دانشگاهها – اگر كه از استثناء نمي تواند به عنوان قاعده به حساب آيد – نيز كم و بيش ديده مي شود.
اينجانب خود، بارها شاهد بوده ام كه برخي از اعضاء هيئت علمي، پس از پا فشاري زياد براي سفارش و خريد سريع نشريه و يا كتابي علمي از خارج توسط كتابخانه، پس از رسيدن آن، خود هيچ گاه به سراغ آن نيامده اند – تا چه رسد به ديگران ! و در چنين اوضاع و احوالي، نه تنها دانشجويان با الفباي تحقيق آشنايي ندارند؛ بلكه حتي كم نيستند استاداني كه آنها نيز با امر تحقيق بيگانه اند.
با اين اوصاف، آيا هنوز بايد بگوييم كه كتابخانه هاي ما مشكل دارند ؟ ميزان مراجعه با سوادان ما به مراكز اطلاع رساني اين چنين است. بيسوادن – كه اكثريت افراد جامعه را تشكيل مي دهند – كه واقعا نمي توانند كاري با كتابخانه داشته باشند.
زماني كه مي بينيم دانشگاههايي حتي بدون داشتن كتابخانه شروع به كار مي كنند، دانشجو آموزش مي دهند، بايد قبول كنيم كه اگر بالاترين مراكز آموزشي به اين نحو ازخدمات كتابخانه اي و كتابخانه بي نيازند، ما كتابداران يا دست اندر كاران مراكز اطلاع رساني به منزله\\" كاسه هاي \\" داغتر از \\" آش \\" خواهيم بود. اگر سخن از كمبودها و كاستيهاي آن به ميان آورديم و ناله و شكوه سر دهيم.و بيخود نيست كه كسي هم به اين انتقادات توجه نمي كند و اصلأ گوش شنوايي براي آن پيدا نمي شود و به عبارت ديگر، خود مي گوييم و خود هم مي شنويم و سخن فراتر از اين هم نمي رود.
مگر غير از اين است كه ما آشنايان با امور كتابخانه، چه بسا ديده ايم حتي زماني كه تنها متخصص امور اطلاع رساني و كتابداري يك دانشگاه – كه عهده دار و مسئول اداره كتابخانه هاي آن بوده – بدون دليلي توسط مسئولان دانشگاه بركنار مي شود و فردي كاملأ ناآشنا و بدون اطلاع از اين فن به جايش گذاشته مي شود. اصلأ آب از آب تكان نمي خورد: نه كوچكترين خللي، در امر آموزش دانشگاه به وجود مي آورد و نه كمترين ضايعه اي در امر پژوهش (اگر كه واقعا وجود داشته باشد)؛ نه دانشجويي متوجه اين تغيير مي شود و نه حتي استادي دچار مشكل مي گردد. و اين چنين است كه، بودجه فراواني كه صرف تاسيس و راه اندازي اين كتابخانه ها، از جهت ساختمان و تجهيزات، حقوق پرسنل، خريد مواد و منابع و غيره مي شود (حتي در حد موجود)، اكثرا هرز مي رود و بازده اش، بسيار كمتر از سرمايه گذاري براي آن است.
بنابراين، مشكل بنيادي را، نه در نظام اطلاع رساني، بلكه درپديده ديگري كه علت آن محسوب مي شود، يعني فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه، بايد جستجو نمود كه منشا همه مشكلات دراين زمينه است. زيرا كه اگر كم كاري كبد به صورت لك صورت پديدار گردد، راه معالجه آن استفاده ازكرم ضد لك نيست؛ بلكه چاره اساسي رفع مشكل كبد است.
در زمان ما، علي رغم كوششهاي گوناگوني كه براي باسواد كردن مردم صورت مي گيرد، هنوز خيل عظيمي از مردم كشور ما را افراد بي سواد تشكيل مي دهد. \\" تمدن امروز رشد اجتماعي را به مقياس وسيع مديون سطح دانش عمومي مي پندارد. بر اساس اين باور نسبت با سوادي جمعيت به عنوان يكي از مظاهر پيشرفت مورد توجه است … خواندن و نوشتن اولين و ساده ترين وسيله رشد فكري است و تعميم آن منشا رشد و توسعه اجتماعي است. آنجا كه بيسوادي، به صورت پديده غالب، اكثريت افراد جامعه را در برمي گيرد، بي خبري نيز مشخصترين ويژگي جمعي است و در بي خبري، هيچگونه رشد و تعالي نمي توان يافت … در دنياي امروز، نسبت باسوادي جامعه به عنوان يكي ار شاخصهاي رشد و توسعه شناخته مي شود \\" 1
بعد از مشكل بزرگ بي سوادي، مسكل نوسوادان به چشم مي خورد. اين گروه كه با زحمات زياد و صرف بودجه اي قابل توجه، در جريان سوادآموزي، خواندن و نوشتن راياد مي گيرند، عملأ مواد خواندني مورد نياز خود را در اختيار ندارند و اگر پس از گذشت زمان، آنچه را كه ياد گرفته اند فراموش نكنند، حداقل در جرگه كساني قرار مي گيرند كه داراي سوادي مرده و غير قابل تحرك اند و آن طور كه انتظار مي رود از اين سواد
بهره اي نخواهند برد. از طرفي در طبقه باسواد و تحصيل كرده نيز، همان طور كه اشاره شد، نه اقبالي جدي به مطالعه وجود دارد و نه احساس نياز و نه عادت به آن. و اين در حالي است كه: \\" ما در عصر اطلاعات زندگي مي كنيم. اطلاعات توليد شده در جهان، به قدري زياد است كه ما را با \\" انفجار اطلاعات \\"، \\" آلودگي اطلاعات \\" و \\" رشد بيش از حد اطلاعات \\" مواجه ساخته است.تخمين زده مي شود كه هر ساله تنها نزديك به 400 تا 500 هزار گزارش تحقيق در دنيا منتشر مي شود. و اين رشد شتابان، همچنان ادامه دارد. چكيده نوشته هاي مربوط به علوم شيمي Chemical Abstract\\" \\" قريب 000/450 قلم در هر سال است. چكيده نوشته هاي علوم زيستي Biological Abst\\" \\" 000/250، چكيده نوشته هاي مربوط به علوم فيزيك \\" Physics Anstracts \\" 000/165، چكيده نوشته هاي علوم مهندسي \\"Engineering Index \\" به حدود 000/105 در سال مي رسد \\". 2 \\" در هرسال فقط در زمينه علوم و تكنولوژي متجاوز از يك ميليون و پانصد هزار مقاله معتبر، در پنحاه و پنح هزار نشريه ادواري منتشر مي شود. عصر ما را دوران \\" انفجار انتشارات \\" و \\"انقلاب اطلاعات \\" مي خوانند. پيشقراولان اين عصر جديد، محققان، نويسندگان، مترجمان، ناشران، كارگزاران و متخصصان چاپ، متخصصان ارتباطات و كامپيوتر و همچنين كتابداران دكومانتاليستها، اطلاع رسانان و آرشيويستها هستند. سرمايه و نيروي فكر و كار بسيار زيادي براي سازماندهي، انباشت و بازيابي اطلاعات صرف مي گردد. تا آنجا كه شاخص عقب ماندگي و پيشرفت جوامع بشري از ميزان درآمد سرانه، به ميزان اطلاعات سازمان يافته و قابل دسترسي در جامعه تبديل شده ايت. در استفاده از اطلاعات از همه مهمتر آماده سازي محيط اجتماعي – فرهنگي و آموزش افراد است كه نبايد از آن غافل ماند \\". 3
بنابراين، در چنين شرايطي از زمان، با توجه به گسترش و اهميت روزافزون اطلاعات علمي و نياز به استفاده از آن، و براي آماده كردن و مستعد نمودن زمينه بهره وري از اين اطلاعات، و ايجاد احساس نياز واقعي به آن، قبل از همه به يك برنامه ريزي وسيع و حساب شده در جهت ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق نياز داريم كه در اينجا، فقط به صورت بسيار مختصر و فهرستوار، به رئوس آن اشاره مي شود:
الف. انجام تغييرات لازم در نظام آموزشي مدارس، بدانگونه كه مطالعه كتابهاي جنبي و انجام تحقيقات ابتدايي جزو برنامه موظف درسي دانش آموزان قرار گيرد. و در اين ارتباط، كتابهاي سودمند مناسبي در زمينه هاي موضوعي متنوع به طور گسترده و با استفاده از آخرين روشها و تكنيكهاي فني و علمي براي هر سطح و هر كلاس، تاليف و انتشار يافته و در كتابخانه هر مدرسه دراختيار دانش آموزان قرار گيرد؛
ب. آموزش روشهاي ساده و عملي كتابداري به \\" كتابدار – معلم \\" هاي تمامي مدارس هر شهر و منطقه، در خلال تعطيلات تابستان؛
ج. روش استفاده از كتاب و كتابخانه و انجام تحقيقات ابتدايي، به عنوان يك كتاب درسي تدوين و به دانش آموزان ارائه شده و براي هر درس تعيين گردد. و در اين ميان، كوشش به عمل آيد كه با استفاده از تجربيات علمي، دانش آموز نه فقط يك كار اجباري و موظف درسي، بلكه با علاقه و انگيزه به مطالعه و تحقيق روآور گردد؛
د. به امر تحقيق و پژوهش در دانشگاهها و مراكز پژوهشي توجه بسيار جديتر مبذول، و برنامه هاي موظف تحقيقاتي و نيز درس \\" آشنايي با كتابخانه و روش تحقيق \\" در برنامه درسي كليه رشته هاي دانشگاه گنجانيده شود؛
ه. براي نظام تحقيقات در كشور، با جمع آوري و استفاده از نظريات و تجربيات كليه محققان و پژوهشگران، در طي سمينارهاي تخصصي و مستمر و جدي و با پشتوانه اجرايي، برنامه ريزي جامع و مدوني به عمل آمده تا بدان وسيله:
1. اولويتها را در اين زمينه شناسايي و معرفي نمايد.
2. مانع كارهاي تكراري و موازي در تحقق گردد.
3. مشوق تحقيق و پژوهش و رواج فرهنگ آن شود.
4. شبكه اي منسجم و فعال در امر پژوهش را پايه گذاري نمايد.
5. با رشد وشكوفايي تحقيق و پژوهش و در نتيجه ايجاد نياز روزافزون و واقعي به مراكز اطلاع رساني، همزمان به طور جدي به گسترش اين مراكز اقدام نموده و براي رفع مشكلات آنها درجهت ارائه خدمات مورد تقاضا به پژوهشگران چاره انديشي اساسي نمايد.
6. از آنجا كه در اكثر رشته ها هر گونه پژوهش بنيادي، به اطلاعات وسيع در سطح جهاني نياز دارد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته اطلاع رساني، ارتباط محققان داخلي را با آخرين فعاليتهاي انجام شده و داده هاي علمي در آن زمينه در دنيا برقرار نمايد.
7. رهبري و ترويج امر پژوهش و حمايت از پژوهشگران را با فراهم آوردن امكانات تحقيق به جاي مدرك گرايي در دانشگاهها و به طور كلي ايجاد انگيزه هاي لازم براي انجام پژوهش در ميان جامعه تحصيل كرده مملكت، بر عهده گيرد.
8. و بالاخره با انتشار مرتب نشريات نقد كتاب و آثار تحقيقي، معرفي و تشويق فعاليتهاي پيشرفته پژوهشي، اخبار و رويدادهاي پژوهشي و غيره علاقه مندان به تحقيق را در جريان اين گونه مسائل قرار دهد.
و در پايان، چكيده عرايضم را به طور خلاصه در اين بيت شعر بيان مي كنم كه:
آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالاو پست
موجوديت کتابخانه و کتاب درمنازل، علاوه بر اين که براي بزرگان خانواده گنجينه گرانبهايست بلکه در رشد استعداد اطفال هم موثر ثابت شده مي تواند.
افرادي که مطابق به ذوق وعلاقه واستعداد خود کتاب مطالعه مي کنند، مي توانند به پيشرفت زيادي نايل آيند.
مطالعه، انسان را از تمام انکشافات که درجهان صورت گرفته آگاه مي سازد، با آن هم تعداد ازمردم درمورد اهميت کتاب و مطالعه توجه چنداني ندارند.
باوجود اين که يک تعداد مردم از رفتن به کتابخانه ومطالعه را ارزش نمي دهند اما تعداد ديگر مردم توانسته اند که با استفاده ازمطالعه کتاب هاي مختلف، سود فراوان ببرند.
تعداد افراد واشخاص، ضعف اقتصادي را ما نع بزرگ درراه مطالعه وکتاب خواند ن شان مي دانند درحاليکه تعداد ديگر با استفاده از راه ها وشيوه هاي مختلف توانستنه اند مواد مطالعه را براي خود فراهم سازند.
لازم است گفته شود که وقتي به کتابخانه ها، جهت مطالعه مي رويم، بايد چند نکته مهم را در نظر گرفت:
سکوت وخموشي فضاي کتابخانه نبايد اخلال شود، يعني از ايجاد سروصدا بايد جلوگيري کنيم و حتي صداي پاها و گام هاي ما نبايد مزاحم مطالعه ديگران شود.
پس از داخل شدن درکتابخانه بايد زنگ مبايل خاموش شود. حين مطالعه بايد خاموشانه مطالعه کرد و سرو صداي ورق زدن نبايد دگران را اذيت کند.
مطالعه در زندگي انسان نقش وجايگاه بسيار والايي دارد و در اين زمينه كتاب هاي بي شماري نوشته شده و
گفته هاي زيادي بيان گرديده است به خصوص درمورد كساني كه درحال تحصيل علم ودانش بوده وخود را براي يك زندگي مفيد براي خود وديگران و نيز شهروندي رشد يافته و موثر آماده مي كنند.آموزش وپرورش كه يكي از متوليان اصلي تعليم وتربيت درجامعه به حساب مي آيد درجهت گسترش فرهنگ مطالعه وظيفه اي بس مهم واساسي داردكه در راستاي اداي اين وظيفه برنامه ها و طرح هاي متعددي درحال برنامه ريزي يا اجرا دارد تا بتواند به ايجاد و توسعه فرهنگ صحيح مطالعه وهمين طور مطالعه صحيح در جامعه ياري رساند.

مطالعه چيست؟
مطالعه و کسب علم و دانش زير بنا و زمينه ساز توسعه و پيشرفت کشور و راهگشاي بهروزي - سعادتمندي و فرزانگي جامعهو انسانهاست.مطالعه دو جنبه را در بر ميگيرد.
1- کمي
2- کيفي
کمي شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخص است.
کيفي شامل مقدار يادگيري مطالب - بخاطر سپاري - تجزيه و تحليل - بسط معنايي و کاربردها و....
اگر کتاب را دريچه اي بسوي جهان علم و معرفت بدانيم مطالعه راهي است براي پرورش استعدادهاي خدادادانساني که او را در مسير رشد و تکامل راهنمايي ميکند.
پر واضح است که پيشرفت کشور هاي مترقي مديون مطالعه و کتابخواني آنهاست. چرا که کسي که به مطالعه اهميت دهد به سطوح بالاي علمي دست مي يابد واين مسئله بر سرنوشت افراد تاثير مثبتي خواهد گذاشت ونسلهاي بعدي را نيز بهرهمند خواهد نمود و از آنجا که دانش و آگاهي انسان فطري نيست و بر اثر تجربه و مطالعه بدست خواهد آمد و ميتوان گفت اکتسابي است بهمين دليل نسل حاضر اطلاعاتي بر انوخنه هاي پيشين مي افزايد و براي آيندگان به جا ميگذارد و اين جاست که نقش و اهميت مقوله اي بنام کتاب نمايان ميگردد.
از ميزان کتابخوانها - نحوه کتابخواني - تعداد کتابخانه هاي عمومي - تعداد کتابهاي بچاب رسيده ميزان کتاب خريداري شده توسط مردم و مقدار وقتي که صرف مطالعه ميکنند مي توان پي برد که فرهنگ مطالعه در آن کشور در چه جايگاهي قرار دارد و از اين طريق مسير و جهت رشد و توسعه و يا افول ملتي را ميتوان مشاهده کرد و متاسفانه آمار و ارقام موجود در جامعه ما از موقعيت جالبي بر خوردار نيست و بطر يقين بايد بگويم مسولين آن چنان که بايد به اين مساله اهميت نمي دهند.
مشکل فرهنگي يا به عبارتي افت فرهنگي معمول ملتهاي بسياري است و امروزه هر فردي به نوبه خود بار سنگين مسئولين اين معضل را به دوش يکي از سه ضلع مثلث (ناشران - دولت - خريداران کتاب) مياندازد. در صورتيکه بايد بذنبال راه حل مناسب بود تا بتوان اين مساله جدي را بطور کامل حل نمود.
بيشتر افراد ميدانند که کتاب مهمترين برتري رشد فرهنگي هر کشور است و شاخص ترين وسيله براي انتقال افکار ميان جوامع بشري در جهان محسوب ميشود و تعداد مطالعه کنندگان هر کشوري ميزان رشد عقلاني هر جامعه اي را نشان ميدهد و روش بي نظيري است براي کسب معرفت درباره جهان و خود تا در لابه لاي متون شرح جملات پاراگرافها و انسان و ديگر چيزها بدست آورد.
گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخواني در جامعه ايران نياز به آگاهي همه جانبه از مسائل و مشکلات موجود در اين راه دارد فراموش نگنيم که مطالعه يکي از بهترين ابزارهاي تعليم و تربيت مدرن است که يک کتاب در روح فرد ميگذارد از آثار ديگر رسانه ها عميقتر و ريشه دارتر مي باشد و گاهي شخصيت فرد را دگر گون ميکند وجاي بسي خوشحالي است که با وجود همه جانبه وسايل ارتباط جمعي کتاب هنوز جايگاه ويزه اي در دنياي امروز دارد و در بخش عظيمي از اين کره خاکي وسيله تعليم و تربيت بشمار ميرود.

موانع و مشکلات موجود در راه مطالعه
گرفتاري مردم - ماشيني شدن زندگي و اسير بودن انسانها در چنگال ماشينها - توجه بيش از اندازه به امکا نات صوتي و تصويري به جاي آثار مکتوب - گراني کتاب - متنوع نبودن آثار ها - تعداه نسخ کم مطبوعات - نبودن برنامه هاي تبليغاتي پيرامون کتاب - معرفي نشدن کتابهاي جديد - ترجمه هاي نامناسب کتابهاي خارجي بي حوصلگي نسبت به مطالعه - نبود کتابخانه در منزل - شرايط نامساعد آموزشي و پرورشي - وضعيت خاص رسانه ها و مطبو عات و....
و بطور کلي و خلاصه وجود مشکلات اقتصادي و فعال نبودن در زمينه تحقيقات مانعهايي هستند که باعث فاصله بين کتاب و کتاب خواني ميشود و از آنجائيکه ماهواره، رايانه ويدئو و...در حال حاضر جايگاه ويزه اي را در روند آموزشي و يادگيري به خود اختصاص دادهاند و بعنوان رسانه هاي آموزشي نقش گستردهاي در توسعه ساختاري و اجتماعي در ميان جوامع بشري و همچنين انتفال پيام فرهنگ و جلوه هاي غني در ابعاد مثبت يا منفي پيدا کردهاند و تا حد زيادي رسانه هاي نوشتاري نظير کتاب - مجلات و غيره را تحت الشعاع قرار داده اند و به ظاهر توجه همگان را به خود جلب نموده اند.
اما با قدري تعمق خواهيم دانست که رسانه هاي مکتوب و در صدر آنها کتاب به لحاظ دارا بودن ويزگيهاي خاص همچنان با صلابت واستواري نقش تاريخي خود را در انتفال دانش و فرهنگ وهنر از نسلي به نسل ديگر حفظ کرده.
لذا بايد دنبال روشهاي ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه بين آحاد جامعه بگرديم و روشهاي نويني را که با خصوصيات نسل کنوني و مقتضيات زماني ما مطابقت داشته باشد مورد شناسايي قرار دهيم.
در پايان با توجه به فرمايش اخير مقام معظم رهبري، که اظهار مي دارند: \\"من هر زماني كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعه خودمان مي افتم، قلباً غمگين مي‌شوم.\\" بايد در جهت رفع اين مشكل بزرگ، مردم، دولت و تمام نهادها و ارگان‌ها، همگام با يکديگر، به صورت جدي، وارد عمل شوند.

ارجاعات
1 – محمد طاهر، مسائل آموزش و پرورش (تهران: امير كبير، 1364).
2 – محمد تقي مهدوي، مديريت اطلاعات (تهران: مركز اسناد و مدارك علمي، 1368).
3 – فصلنامه كتاب، نشريه كتابخانه ملي ايران، شماره اول (بهار 1369) ص 3 و 4.
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:56 AM
 به گزارش خبرنگار شهر، دكتر سيدمحمدجواد شوشتري در اين برنامه با بيان اينكه كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود، گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است. به اين موارد ورود تکنولوژي‌هاي نوين از جمله اينترنت، ماهواره و رايانه را نيز بايد اضافه کرد که اين تکنولوژي ها به دليل جذابيت هاي بيشتر عموما قشر تاثيرپذير ما را که نوجوان و جوانان هستند، جذب خود کرده اند. اما رسيدگي به اين معضل قطعا از عهده يك يا دو نهاد به تنهايي برنمي آيد و نمي توان انتظار تمام حركات فرهنگي را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و آموزش و پرورش داشت و به طور حتم درگير شدن نهادهايي چون صدا و سيما، سازمان فرهنگي هنري شهرداري و ... مي تواند گام هاي مثبتي در اين جريان باشد.
وي به بيان فعاليت‌هاي سازمان فرهنگي هنري در امور كتاب و كتابخواني پرداخت و افزود: شبانه‌روزي كردن كتابخانه‌ها و افزايش ساعت‌كاري كتابخانه‌ها تا ساعت 24 شب، ايجاد غرفه‌هاي فروش كتاب در ميادين ميوه و تره‌بار ( 8 غرفه فعال شده و برنامه‌ريزي براي ايجاد 40 غرفه در سال 89)، ايجاد كافه كتاب مترو در 10 ايستگاه مترو، (ايستگاه هفت‌تير افتتاح شده و مابقي در دست راه‌اندازي است)، انتشار كتاب مترو (سالي 50 عنوان، هر هفته يك عنوان) ، انتشار كتاب اتوبوس (سالي 50 عنوان، هر هفته يك عنوان)، انتشار روزنامه مترو و هفته نامه، تجهيز اتوبوس‌هاي برون شهري به كتابخانه ( 8000 اتوبوس كه تا پايان امسال 4000 اتوبوس مجهز به كتابخانه مي‌شوند) از جمله فعاليت هاي سازمان در حوزه كتابخواني است.
همچنين شبكه سازي و تجهيز كتابخانه‌هاي شهر، برگزاري نمايشگاه ياد يار مهربان در جهت تجهيز كتابخانه‌هاي مدراس و حوزه علميه، جشنواره فيلم كتاب،( دو دوره برگزار شد، در مجموع 300 اثر در دو جشنواره به رقابت پرداختند)، فروش كتاب‌هاي دست دوم دانشجويي (دو دوره برگزار شد. جمعا حدود 40000 جلد كتاب از سوي شهروندان ارايه شد)، رونمايي كتاب هر ماهه در مراكز وابسته به سازمان، اجراي طرح چهارشنبه بازار كتاب در فرهنگسراي پايداري، مرحله نخست اجراي كتاب در خانه ويژه جانبازان و معلولان، ساخت انيميشن‌هايي در حوزه كتاب و پخش از طريق تلويزيون، قبل از فيلم‌هاي سينمايي در سالن‌هاي سينمايي سازمان، توجه به مقوله كتاب و كتابخواني در كليه فعاليت‌هاي هنري (در فيلم‌ها و سريال‌ها و ...)، كتابخانه ديجيتال علوم‌انساني شهرداري تهران، برگزاري مسابقات سراسري كتابخواني هر فصل يك مسابقه در سطح شهر از سال 89، فرهنگسراي کتاب در نمايشگاه کتاب از ديگر فعاليت‌هاي اين سازمان است.
كتابخانه استاندارد را هم در سازمان تعريف كرده‌ايم. كتابداران و كتابخانه‌هاي سازمان را درجه‌بندي كرده‌ايم. سعي در گسترش و استاندارد‌سازي كتابخانه‌ها در سال 89 طبق مطالعات انجام شده داريم.
رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در باره نقش خانواده و نهادهاي فرهنگي در ارتقاي سطح کتابخواني، گفت: خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين ، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.اما آنچه بيشتر اهميت دارد، ترويج عادت کتابخواني است.ما بايد بدانيم کودک ما "مي بيند، ياد مي گيرد و پياده مي کند"، شما دقت کنيد به يک دختر 6 ساله؛ دقيقا شبيه مادرش رفتار مي کند و در مجموع کودکان بسيار تاثير پذير هستند و چه بهتر که خانواده هاي ما بتوانند از اين تاثير پذيري در جهت ارتقاي سطح فرهنگ خانواده و فرهنگ مطالعه استفاده کنند.
البته پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعه‌اي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش و نهادهاي فرهنگي آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نمي‌كشد.
شوشتري در پاسخ به اين سوال كه چگونه مي توان خانواده ها را به کتابخواني ترغيب کرد؟ اظهار داشت: يکي از بهترين راهکارهاي ترغيب خانواده ها به مطالعه و فرهنگ کتابخواني کمک به فراهم کردن امکانات و فرصت هاي مطالعاتي براي خانواده ها و فرزندانشان است، که مي توان از جمله به ترغيب خانواده ها به عضويت در کتابخانه‌ها اشاره کرد. كه حدود 75 كتابخانه در سطح شهر تهران وابسته به سازمان وجود دارد و ما امکانات خوبي داريم که خانواده هاي عزيز مي‌توانند با صرف کمترين هزينه از آنها استفاده کنند. البته در صدد بهبود اين امکانات و ارتقاي سطح کتاب خانه ها هستيم اما همين امکانات هم به نظر من آنطور که بايد استفاده نمي شوند. كه همت و تلاش خود خانواده ها، تلاش ها، برنامه‌ريزي‌ها و مشارکت هاي سنجيده خانواده‌ها را مي‌طلبد. همچنين تهيه و خريد کتاب، تشويق و ترغيب نوجوانان به مطالعه، همراهي آنان در بازديد از نمايشگاه ها و فروشگاه هاي کتاب، هديه دادن کتاب، کتاب خواني براي فرزندان و...، از شمار فعاليت هاي سازنده و برجسته پدران و مادران در تثبيت و تعميق علاقه کودکان به کتاب و کتاب خواني است.به تمامي اين موارد بايد فرهنگ سازي از طريق رسانه‌هاي عمومي را نيز اضافه کرد. رسانه به دليل گستردگي مخاطب نقش بسيار ويژه اي در امر کتاب و کتاب خواني دارد.
وي در بيان عوامل تاثيرگذار در کتابخواني اقشار مختلف جامعه تصريح كرد: دسترسي آسان به کتاب: اينکه بياييم مراکز کتاب خواني را فعال کنيم. حتي در مساجد و مراکز کوچک هم کتاب خانه هاي فعال داير کنيم. البته اين اتفاق مبارک در بعضي از مساجد ما افتاده است اما چه بهتر که گسترش يافته و عمومي شود.
ارزاني قيمت : به هر حال اقتصاد نشر به ناشر تا يک حدودي بيشتراجازه تعديل قيمت کتاب را نمي دهد. بنابر اين بهتر است نهاد هاي مسئول با ارائه يارانه هاي خريد کتاب، برگزاري نمايشگاه هاي کتاب و پرداخت بن خريد کتاب به اقشار مختلف جامعه در دسترسي آنها به کتاب با قيمت مناسب کمک کنند. ما در سازمان فرهنگي هنري به کمک خداي متعال اين امر را تا حدودي ميسر کرده ايم، از جمله : نمايشگاه کتاب ياد يار مهربان که با در نظر گرفتن اعتبار براي تمامي مدارس اين امکان ايجاد شد که مدارس هر ساله به نمايشگاه بيايند و کتاب هاي جديد را براي دانش آموزان خريداري کنند، يا نمايشگاه کتاب خاوران که امسال در آذر ماه اولين دوره خود را تجربه کرد و يکي از بهترين تجربه هاي نمايشگاهي براي شهروندان عزيز تهراني بود.
مورد ديگري که مي تواند بسيار در اين امر تاثير گذار باشد، افزايش فضاهاي کتاب خانه اي و مطالعاتي است.اين امر موجب مي شود مردم اگر قدرت خريد کتاب را ندارند بتوانند به طور رايگان از اين امکانات استفاده کرده و سرانه مطالعه خود را بالا ببرند.
شوشتري در بيان اهداف و سياست هاي نمايشگاه ياد يار مهربان، افزود: نمايشگاه ياد يار مهربان با هدف تجهيز کتابخانه‌هاي مدارس، حوزه‌هاي علميه، کتابخانه‌ها شهر و کتابخانه‌هاي خوابگاههاي دانشجويي برگزار شد.
سرانه کتاب دانش آموزان تهراني به کمک برپايي چنين نمايشگاههايي ارتقا پيدا كرد بطوريكه در سال نخست برپايي نمايشگاه (1382) سرانه تعداد کتاب به ازاي هر دانش آموزان در کتابخانه هاي مدارس شهر تهران سه کتاب بود که آمارهاي اخير نشان مي دهد اين عدد به 7 و بالاتر رسيده است. به اين ترتيب مي‌توان گفت: هر دوره نمايشگاه ياد يار مهربان توانسته يک جلد به سرانه کتاب دانش آموزان اضافه کند.
شوشتري در ادامه به برگزاري نمايشگاه سرگرمي هاي كودك و نوجوان اشاره كرد و گفت: در حوزه سرگرمي و بازي نياز داريم كه قدري به كودكان بيشتر توجه شود و زندگي شهري سبب شده كه امكانات لازم كمتر در دسترس قرار گيرد و شهرداري و سازمان‌هاي مرتبط با حوزه كودك فعاليت‌هاي خوبي را انجام داده‌اند، ولي کافي نيست و در همين راستا اين نمايشگاه برگزار مي شود.
مخاطبين نمايشگاه دو دسته هستند: گروه اول مخاطبين، همه دست‌اندركاران كودك و نوجوان هستند و گروه دوم مخاطبين، خانواده‌ها و خود كودكان و نوجوانان هستند که به نظر ما اين گروه دوم از اهميت خيلي بالاتري برخوردارند، خانواده ها معمولا اين کمبود را حس مي کنند که به دليل زندگي هاي شهري و آپارتمان نشيني کودکانشان آنگونه که بايد نمي توانند بازي کنند، يعني فضا ندارند. ما بر آن بوديم در اين نمايشگاه محصولاتي را ارائه دهيم که اين کمبود را تا حدودي از بين ببرد.
در اين نمايشگاه وسايل شهربازي،‌ كتاب كودك و نوجوان، وسايل كمك آموزشي،‌ دكوراسيون كودك و نرم‌افزارهاي گوناگون در نمايشگاه ارايه خواهد شد.
همچنين افتتاح نخستين سينماي 4 بعدي ايراني در فضاي باز نمايشگاه و راه اندازي سايت مخصوص كودك و نوجوان كه به همت موسسه فرهنگي هنري تبيان از ديگر محورهاي اين نمايشگاه است.
در بخش بين الملل نيز قرار است غرفه‌هايي از كشورهاي تركيه،‌ امارات و مالزي در نمايشگاه حضور داشته‌ باشند و نمايندگان 12شركت خارجي كه در ايران حضور دارند در نمايشگاه غرفه خواهند داشت و فروش در اين نمايشگاه آزاد است.
  

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:54 AM
طی سالیان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، به دلیل اهتمام معظم له به کتاب و کتاب خوانی معمولا از نمایشگاه بازدید و در جریان بازدید هم طی مصاحبه هایی مردم را به مطالعه و کتاب خوانی توصیه و تشویق می کردند. سایت اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت ا… خامنه ای این توصیه ها را گرد آورده است که می خوانید.
نیم ساعت ها!

کتاب خوانی را باید جزو عادات خودمان قرار دهیم. به فرزندانمان هم از کودکی عادت بدهیم کتاب بخوانند؛ مثلا وقتی می خواهند بخوابند، کتاب بخوانند. یا وقتی ایام فراغتی هست، روز جمعه ای هست که تفریح می کنند، حتما بخشی از آن روز را به کتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان ها که نوجوانان و جوانان محصل، تعطیل اند حتما کتاب بخوانند. کتاب هایی را معین کنند، بخوانند و تمام کنند. افرادی که کار روزانه دارند مثلا کارمند اداری، کارگر، کاسب و یا کشاورز هستند وقتی به خانه می آیند، بخشی از زمان را گرچه نیم ساعت برای کتاب خواندن بگذارند.چه قدر کتاب ها را در همین نیم ساعت ها می شود خواند! بنده دوره های بیست جلدی و بیست و چند جلدی کتاب را در همین فاصله های ده دقیقه، بیست دقیقه و یک ربع ساعته خوانده ام. پشت این کتاب ها را هم یادداشت می کنم که معلوم باشد. شاید صدها جلد کتاب را همین طور در این فاصله های کوتاه ده دقیقه ای خوانده ام. بسیاری از افراد را هم می شناسم که این گونه اند. (مصاحبه پس از بازدید از سومین نمایشگاه بین المللی کتاب – ۱۹/۲/۱۳۶۹)

پیش از خواب!

در منزل خود من، همه افراد، بدون استثنا، هر شب در حال مطالعه خوابشان می برد. خود من هم همین طورم. نه این که وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه می کنم، تا خوابم می  آید، کتاب را می گذارم و می خوابم. همه افراد خانه ما، وقتی می خواهند بخوابند حتما یک کتاب کنار دستشان است. من فکر می کنم که همه خانواده های ایرانی باید این گونه باشند. توقع من، این است. باید پدرها و مادرها، بچه ها را از اول با کتاب، محشور و مانوس کنند. حتی بچه های کوچک باید با کتاب انس پیدا کنند. (مصاحبه در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب- ۲۶/۲/۱۳۷۴)

فرصت های اندک

من می خواهم خواهشی از مردم بکنم و آن این است: کسانی که وقت های ضایع شونده ای دارند؛ مثلا به اتوبوس یا تاکسی سوار می شوند، یا سوار وسیله نقلیه خودشان هستند و دیگری ماشین را می راند، یا در جاهایی مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر می برند و به هر حال اوقاتی را در حال انتظار به بی کاری می گذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتی هم به مقصد رسیدند، نشانی لای کتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصت های بعدی آن را باز کنند و از همان جا بخوانند.

بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزی برای انجام کاری از مشهد به تهران آمده بودم … وضعیت و فضای اتوبوس های آن روزگار برای ما خیلی آزاردهنده بود و نمی توانستیم تحمل کنیم. دلم می خواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتی بهترین کار بود. ساعتی را که به این حالت می گذراندم احساس نمی کردم ضایع می شود. آن وقت ها تقریبا یک ساعت طول می کشید تا آدم با اتوبوس از جایی به جای دیگر می  رفت. بعضی وقت ها این جابه جایی کمتر یا بیشتر هم طول می کشید. به هر حال چنین یک ساعت هایی را احساس نمی کردم که ضایع می شود؛ چون کتاب می خواندم. (مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران – ۲۲/۲/۱۳۷۵)

به جای آگهی تلویزیونی

گاهی می بینید یک نفر پای تلویزیون نشسته و منتظر یک فیلم است. تلویزیون آگهی تبلیغاتی پخش می کند و گاهی پخش تبلیغات بیست دقیقه طول می کشد. یک وقت است کسی به آن تبلیغات احتیاج دارد اما کسی که احتیاج ندارد آگهی های تبلیغاتی را ببیند، این بیست دقیقه را چرا بیکار بنشیند؟! یک کتاب دم دستش باشد؛ بردارد و بیست دقیقه مطالعه کند. اگر مردم ما عادت کنند که از این وقت های ضایع شونده برای مطالعه کتاب استفاده کنند، جامعه خیلی پیش خواهد رفت و فرهنگ کشور، خیلی ترقی خواهد کرد. (مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران – ۲۲/۲/۱۳۷۵)

انس با کتاب؛ هر طور شده!

مردم ما، با کتاب، بیش از آن چه که امروز انس دارند باید انس بگیرند. کتاب خوانی چیزی است که برای یک ملت، فریضه است؛ واجب و لازم است. مردمی که اهل کتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذکاوت و هوشیاری، تفاوت می کنند با مردمی که با کتاب و مطبوعات انس نداشته باشند. خوشبختانه کتاب زیاد است و کتاب های زیادی چاپ می شود. نمی خواهم عرض کنم همه آن چه که چاپ می شود، کتاب های خوب و مفیدی است. نه؛ ای بسا کتابی چاپ می شود و به بازار هم می آید، اما کتاب مفیدی نیست. کتاب بی فایده و عاطل و باطلی است که اگر کسی نگاهش کند، از آن استفاده ای نخواهد کرد. و ای بسا کتابی که چاپ می شود و به بازار هم می آید و مضر است! این فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد. الان ما در کتاب هایمان – کتاب های بازار مطبوعات کشور- چنین کتاب هایی را داریم که در دسترس مردم است؛ یعنی چاپ شده و به بازار هم آمده است؛ اما هیچ فایده ای که ندارد، مضر هم هست. با این همه، این ها بخشی و تعداد کمی از مطبوعات است. اکثر آن چه که چاپ می شود، مفید است؛ چه از جهات علمی، چه از جهات فرهنگی، چه از جهات دینی، چه از لحاظ معارف گوناگون اسلامی و چه از لحاظ ادبی و هنری. مردم ما، از معارفی که در کتاب هاست بی نیاز نیستند و باید کتاب ها را بخوانند. انس با کتاب، بسیار چیز باارزشی است. ( مصاحبه در پایان بازدید از پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران – ۱۷/۲/۱۳۷۱)

کتاب خوب می خواهیم؛ سالم و مقوی!
کتاب خوب می خواهیم؛ سالم و مقوی!

باید به فکر باشیم و دغدغه نوع کتاب هایی که تولید می شود نیز در ما باشد. باید کتاب خوب تولید شود. کتاب یک غذاست؛ یک غذای روح است؛ یک نوشیدنی روح است و چنان چه مقوی باشد، روح را تقویت می کند. ما که سفارش می کنیم از این نوشیدنی بخورید، نوع نوشیدنی را معین نکرده ایم. باید مواظب باشیم که مبادا نوشیدنی مسموم، خطرناک، فاسد، گندیده و مضر با رنگ آمیزی های خیلی خوب، دست مردم داده شود؛ بدون این که مردم بدانند. همان طور که اماکن و سازمان های ویژه، اگر ببینند غذایی فاسد به مردم فروخته می شود، با تولید کننده مقابله می کنند؛ اگر کتاب  فاسدی هم به مردم داده می شود، باید با آن مقابله شود. البته من اعتقاد ندارم که باید هر کتاب و نوشته ای را که با سلیقه خاصی نمی سازد و مضر به نظر می رسد، جلویش را بگیریم. لکن کتب و نوشته هایی هست که مضر بودنشان برای مردم، واضح است؛ یعنی ترویج فحشا و فساد و از این قبیل است که برای مردم زیان آور است، نباید اجازه بدهند که چنین کتب و نوشته هایی منتشر شود. اما بیشتر باید تلاش کرد که کتاب های خوب، چاپ و منتشر شود. (مصاحبه در بازدید از ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب- ۲۱/۲/۱۳۷۲)

اگر بی فرهنگ و تاریخ بودیم …

من می بینم که متاسفانه کتاب در جامعه ما، آن مقدار که شان این جامعه اقتضا می کند، رواج ندارد. اگر ما یک جامعه بی فرهنگ و تاریخ بودیم؛ جامعه ای بودیم که گذشته و کسان فرهنگی با معرفت و برجسته ای ندارد، انسان های بااستعداد و فهیم و دارای بینش و طرز فکر بالا ندارد – مثل بعضی از جوامع گوناگونی که در گوشه و کنار دنیا هستند – بی رغبتی به کتاب قابل توجیه بود؛ اما در جامعه ما با این همه انسان های فرهنگی، برجسته، والا، اساتید، مولفین، آشنایان با کتاب، شعرا، نویسندگان، علمای بزرگ، دانشگاهیان برجسته و عناصر فرهنگی و عالم، چرا باید انس با کتاب این طور باشد؟! سابقه فرهنگی و تاریخی ما خیلی زیاد است. جامعه ما اساسا جامعه ای پخته و بالغ شده است؛ یک جامعه ابتدایی و بدوی نیست. مردم ما باید بیش از این با کتاب آشنا باشند.

(مصاحبه در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب – ۲۶/۲/۱۳۷۴)

سبد خرید خانوار!

باید خرید کتاب، یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب شود. مردم باید بیش از خریدن بعضی از وسایل تزئیناتی و تجملاتی – مثل لوسترها، میزهای گوناگون، مبل های مختلف و پرده و …- به کتاب اهمیت بدهند. اول کتاب را مثل نان و خوراکی و وسایل معیشتی لازم بخرند؛ بعد که این تامین شد به زواید بپردازند. خلاصه، باید با کتاب انس پیدا کنند. در غیر این صورت، جامعه ایرانی به هدف و آرزویی که دارد که حق او هم هست، نخواهد رسید. ( مصاحبه در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب – ۲۶/۲/۱۳۷۴)

کاغذ؛ صرفه جویی و بازیافت

من به مواردی برخورد کردم که قیمت ها به نظرم زیاد و بیش از اندازه ای که امروز مقتضی است، بود. این بدین خاطر است که ما از لحاظ کاغذ مشکل داریم. باید روی بازیافت، صرفه جویی و تولید کاغذ داخلی کار شود؛ کاری کنند که در کاغذ، صرفه جویی شود. امروز با این که آدمی گاهی فکر می کند که حالا دیگر دوران «ادقوا اقلامکم، قارعوا بین سطورکم» نیست، می بینیم نه! اتفاقا، باز هم دوران همین هاست. باز هم باید قلم ها را ریز تراشید، تا کاغذ کمتر مصرف شود و باز هم باید در باب کاغذ، صرفه  جویی کرد تا به نیاز جامعه برسد. علاوه بر این، مسئله بازیافت کاغذ و همچنین تولید کاغذ داخلی، باید ان شاءا… مورد توجه قرار گیرد. بعضی از این کارها به عهده دولت و بعضی به عهده مردم است. (مصاحبه در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب – ۲۶/۲/۱۳۷۴)

جای کتاب؛ هیچ چیز!

من فکر می کنم اگر بتوانیم فرهنگ کتاب خوانی را در کشور رایج کنیم و در کنار آن، تولید کتاب را هم خوب گسترش دهیم، بخش عمده ای از وظایف فرهنگی دولت جمهوری اسلامی، بدین وسیله انجام خواهد گرفت… کتاب، مقوله بسیار مهمی است. من البته به کارهای هنری و تصویری، تلویزیون یا سینما یا از این قبیل مقولات، خیلی اعتقاد دارم؛ اما کتاب، نقش و جایگاه مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیز پر نمی کند و باید کتاب را ترویج کرد. ( مصاحبه در بازدید از ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب- ۲۱/۲/۱۳۷۲)

تولید و احیای کتاب های خوب!

من این طور تصور می کنم که بایستی تولید کتابمان به مراتب از آن مقداری که هست، بیشتر باشد؛ هم به معنای تولید کتاب – که تالیف و ترجمه واین طور چیزهاست- هم به معنای احیای آثار کهن و قدیمی. خیلی از کتاب ها هست که در قدیم چاپ شده، ولی ما الان از آن ها هیچ نشانه ای نمی بینیم و در دست مردم نیست. این ها را باید احیا کنند؛ البته مواردی که خوب و مناسب است… برای این که اثری ماندنی شود، باید خوب باشد.آثار خوب می مانند، در دل ها جای می گیرند و کهنه نمی شوند. خوب هم که می گوییم، یعنی پاسخی به یک سوال و یک نیاز باشد. خوب فقط معنایش این نیست که از لحاظ هنری خوب تنظیم شده باشد و خیلی عمیق باشد. ممکن است این طور نباشد، لیکن پاسخی به یک نیاز باشد؛ مهم این است. (مصاحبه پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب – ۵/۳/۱۳۷۷)

کمیت بالا!

بعضی از ناشران به من می گفتند: ما تشکر می کنیم از این که می بینیم فرهنگ کتاب خوانی توسعه پیدا کرده است و مردم به کتاب تمایل بیشتری نشان می دهند… البته اگر ما به حدی برسیم که مورد نظر من در این صحبت است، باید تعداد کتاب هایی که هر بار چاپ می شود، از دو هزار و پنج هزار و ده هزار به دویست هزار و سیصد هزار برسد؛ یعنی با چنین کمیت بالایی باید کتاب در جامعه پخش شود. ( مصاحبه در پایان بازدید از هفتمین نمایشگاه کتاب – ۲۰/۲/۱۳۷۳)

استثنا
ما نمی خواهیم به مردم بگوییم شما حتما این کتاب را بخوانید، آن کتاب را نخوانید؛ نه. انواع سلایق، انواع فکرها، انواع ذهن ها، انواع استعدادها، باید در مقابل خودشان میدان بازی داشته باشند، برای این که آن چه را می خواهند، بتوانند انتخاب کنند؛ اما آن چیزی که گمراه کننده و فاسد کننده است، ما نباید اجازه بدهیم وارد میدان شود. این، وظیفه ماست، وظیفه دولت است، وظیفه وزارت ارشاد است. به همین خاطر، این استثنای مطلبی است که من گفتم: ما بایستی فرآورده کتابی زیاد داشته باشیم. ( مصاحبه پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب- ۵/۳/۱۳۷۷)
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:53 AM
ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني

مقام معظم رهبري :"من هر زماني كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعه خودمان مي افتم، قلباً غمگين مي‌شوم." بايد در جهت رفع اين مشكل بزرگ ، مردم، دولت و تمام نهادها و ارگان‌ها، همگام با يکديگر، به صورت جدي، وارد عمل شوند.
كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است.
براي رفع موانع و ايجاد زمينه و بستر لازم جهت ترويج و توسعه فرهنگ مطالعه، نهادهاي مختلف در 5 بخش، شامل خانواده، مدارس و نظام آموزشي، كتابداران و كتابخانه‌ها، دولت و رسانه‌هاي گروهي و ناشران و كتاب فروشي‌ها ، بايد با رفع مشكلات موجود، هم سو و هم هدف، به سمت مشخصي حركت كنند.

نقش خانواده

خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين ، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.
محمد ربيع احمدخاني : ضمن اشاره به نقش خانواده، اظهار داشت: "كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني، زيبنده مردم ما نيست. همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتاب خواني در جامعه ما مي‌باشد. در ريشه‌يابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم. اولين نهادي كه درآن، كودك با كتاب و كتابخواني، انس مي‌گيرد، خانواده است. پدر و مادر، بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند. همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود."
اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقمند باشند، فرزندان آنها نيز، که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب، بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني، عادت مي کنند.

نقش مدارس و نظام آموزشي

پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعه‌اي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نمي‌كشد.
رحمان پرچگاني: "آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع مي‌شود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا مي‌كند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي ، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوه‌هاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، مي‌توانيم افراد را تشويق به خواندن كتاب‌هاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوان‌هاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند."
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سال‌هاي اول،‌ توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، مي‌رسد.
محمود تلخابي: "تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبع‌ها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانه‌هاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتاب‌ها، سبب ضعف كتابخانه‌هاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود مي‌باشند."
حسن اشرفي در مقاله "راه هاي ترويج فرهنگ مطالعه"، بيان مي کند: "نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نمي‌تواند دانش‌ آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه مي‌شود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روش‌هاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوه‌هاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند."
كريم ليلاپرست، دبير بازنشسته آموزش و پرورش، در خصوص راهكارهاي آموزشي كه خود در طول دوران تدريس در دبيرستان اميركبير زنجان به كار مي‌برد گفت: "روش‌هاي تدريس جذاب‌تر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند مي‌كند. روش‌هايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌هاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتاب‌ها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانه‌هاي مدارس با طرح كتابخانه‌هاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب‌ها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتاب‌ها به شيوه‌ سال‌هاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي ، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روش‌ها مي‌توانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند."
از نظر کارشناسان براي بهبود نابساماني‌هاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه مي‌توان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانه‌هاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاس‌هاي درس، معرفي كتاب‌هاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبت‌هاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشته‌هاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانه‌هاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانه‌هاي مدارس، تشكيل گروه‌هاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، ‌پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانه‌هاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخص‌هاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزش‌هاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.

نقش كتابداران و كتابخانه‌ها

كتابداران كتابخانه‌ها، از عوامل موثر در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به شمار مي‌روند. كتابداران با روش‌هاي خلاقانه خود مي‌توانند فعاليت‌هاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزه‌هاي بيرون از كتابخانه بكشانند. اگر كتابداران كتابخانه‌ها از حيث علم كتابداري و اخلاق انساني، رشد كاملي داشته باشند، بدون ترديد، همچون معلمان و استادان جامعه، معماران نسل‌هاي آينده بشر خواهند بود.
دكتر مهدي افضلي، دكتراي مديريت اطلاعات و كتابداري، در مورد نقش كتابداران و كتابخانه‌ها، تصريح كرد: "كتابداران، بيشتر با افرادي سر و كار دارند كه خود اين افراد، عادت به مطالعه داشته و كتابخوان هستند، پس بايد بتوانند با در اختيار قرار دادن منابع لازم، نيازهاي اين قشر را برآورده كنند. اما كمبود منابع موجود و گاه فقدان آنها، سبب مي‌شود كه افراد مراجعه كننده به كتابخانه‌ها، حضور خود را كمرنگ‌تر كنند و تمايل آنها به سمت منابع به صورت شخصي برود. از طرفي نيز، بالا رفتن توليدات کتاب، نبايد سبب گمراهي مان شود ، زيرا بخش عظيم اين توليدات، کتاب هاي درسي و کمک درسي هستند. مطالعه خوب و مورد بحث در سطح جهاني، مطالعه اي فارغ از روابط کاري و اخبار مي باشد و ملاک اساسي، با علاقه خواندن کتاب است."
كتابخانه‌هاي عمومي در صورت برخورداري از كتاب‌هاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعين، مي‌توانند عامل موثري در تشويق اقشار مختلف مردم به مطالعه شوند. كتابخانه‌هاي عمومي اگر جايگاه واقعي خود را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از حيث تاريخي و اجتماعي در مكاني از بلوغ و قدرت گزينش قرار مي‌گيرد كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينه ساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه مي‌تواند به عنوان پشتيبان امر تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد.
حسين محمدي، كارشناس كتابداري و كتابدار كتابخانه عمومي می گوید، در خصوص مشکلات و کاستي هاي کتابخانه ها، اذعان داشت: "كتابخانه‌هاي عمومي به دليل كمبودهايي كه دارند، در روند ترويج مطالعه، كارايي لازم را ندارند. از اين مشكلات مي‌توان به بي توجهي به استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، رسانه‌ها و اقشار مختلف مردم، كمبود منابع علم و كتاب‌هاي مرجع روزآمد در كتابخانه‌هاي عمومي، عدم به كارگيري فنون و روش‌هاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و عدم كارايي برخي از پرسنل موجود، عدم تناسب تعداد كتابخانه‌ها با شاخص‌هاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و عدم انسجام آنها، مجهز نبودن كتابخانه‌ها به تجهيزات لازم، دستگاه‌هاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سوالات علمي مراجعين، متناسب و هماهنگ نبودن كتب كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليت‌هاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصه گويي، نمايش فيلم، بي توجهي به دل انگيز سازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات و ناكافي بودن سالن‌هاي مطالعه در كتابخانه‌هاي عمومي، اشاره نمود."
برخي از صاحب نظران معتقدند که توجه به استانداردهاي موجود در راه اندازي و ايجاد كتابخانه‌هاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتاب‌هاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعه سازي و انتخاب كتاب براي كتابخانه‌هاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانه‌ها، برگزاري برنامه‌هاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصه گويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعين، غني كردن بخش مرجع كتاب‌هاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخ گويي به پرشس‌هاي علمي مراجعين، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانه‌ها، ايجاد و ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌ها و حضور كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليت‌هاي كتابخانه، از راهكارهاي ارتقاء فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانه‌ها مي‌باشد.
مهدي جليل خاني، كتابخوان برتر كشور در سال 1385، در خصوص نقش كتابداران، خاطرنشان ساخت: "هرگاه كه كتاب در دسترس مردم قرارگرفته و بهره ‌مندي از آن به شكل آسان تري انجام يافته، خواننده خود را نيز پيدا كرده است؛ چرا كه لذت كتابخواني و كشف فضا‌هاي تازه، همواره براي همگان جذابيت داشته است. بنابراين همواره نقش كتابخانه‌ها و كتابداران در دسترسي آسان به منابع كتابخانه‌اي مهم و قابل توجه ارزيابي مي‌شود. از طرفي، سياست‌هاي دولت و حاكميت نيز بايد به نحوي باشد كه دسترسي و پخش گسترده كتاب را در اولويت قرار دهد. در اين روند، قيمت، شكل و شمايل و محتواي كتاب، همه و همه در سطر دوم از اهميت قرار دارند."

نقش دولت و رسانه هاي گروهي

شيوه حکومت و همچنين شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غير قابل انکاري در ترويج فرهنگ مطالعه و کتابخواني دارند. در اين زمينه نقش فرهنگ، سنت هاي اجتماعي و متوليان فرهنگي بيش از همه مهم و حياتي جلوه مي کند.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان زنجان در خصوص نقش دولت در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني ابراز داشت: "توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني، يك عزم همگاني را مي‌طلبد ولي سهم دولت نيز بسيار مهم است. در سال‌هاي اخير، از طريق نهادهاي دولتي، اقدامات مهمي در اين خصوص صورت گرفته ولي كارهايي كه ما با شتاب بيشتري دنبال كرده‌ايم، برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب درسطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بن‌هاي كتاب و توجه به زيرساخت‌هاي لازم براي امر كتابخواني بوده است. از طرفي توقعات عمومي از وزارت ارشاد نيز بيش از حد بوده است زيرا دستگاه‌هاي ديگري نيز در اين مهم، سهيم هستند. بايد نهادهاي دولتي و غير دولتي، چون شهرداري‌ها، در اختصاص هرچه سريع تر بودجه نيم درصدي به كتابخانه‌هاي عمومي و تامين اعتبارات لازم جهت خريد كتاب و ايجاد فضاي لازم كتابخانه‌ها، اقدام نمايند. از طرفي دولت بايد بنيان‌هاي فرهنگي را در استان‌هاي محروم، تقويت كند تا به سطح مطلوب برسند. زيرا توجه لازم به اين مقوله سبب رسيدن جامعه به سطح ايده آل فرهنگي مي شود."
رضا ديني، درباره مميزي‌ها و كنترل موجود بر كتاب‌ها، توضيح داد: "در تمام كشورهاي جهان اين كنترل‌ها، وجود دارد. به نظر مي رسد، نهايت آسان گيري در ايران در بررسي كتاب‌ها صورت مي‌گيرد. دغدغه‌ ما اين است كه روند اخذ مجوز را باز هم سريع‌تر و آسان تر نماييم و تلاشمان بر اين بوده كه اطمينان لازم را در اداره كل ارشاد ايجاد نماييم تا به صورت استاني مجوزها صادر شده و نيازي به مراجعه جهت اخذ مجوز و مراجعت به تهران نباشد."
دولت به عنوان متولي بسياري از امور فرهنگي، با در اختيار داشتن رسانه هاي گروهي، سازمان ها و نهاد هاي دخيل، و با سياست گذاري هاي دقيق، نقش بسزايي در ايجاد فرهنگ مطالعه مي تواند، ايفا کند.
نازخند صبحي، روزنامه نگار با سابقه: كتابخواني را از عوامل انتقال دهنده و ركن مهم ارتباط بين ملت خواند و اظهار داشت: "از صدا و سيما انتظار مي‌رود كه حداقل در يك سريال پربيننده، كتابخواني، خريد كتاب يا هديه دادن كتاب را بگنجاند. برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب، اعلام ساعات كار كتابخانه، اعلام اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان مي‌تواند در برنامه‌هاي صدا و سيما، گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد. مسئولين امر بايد بدانند كه كمبودهاي حوزه مطالعه، فقط با يك نمايشگاه كتاب به مدت ده روز، برطرف نمي‌شود."
نويسنده و كارشناس علوم ارتباطات، در تشريح نقش رسانه در ميزان مطالعه در جامعه، گفت: "رسانه‌هاي گروهي چون راديو و تلويزيون، به جز معدود برنامه‌هايي كه آن هم گاهاً پخش مي‌كنند، ديگر هيچ پوششي در جهت گسترش فرهنگ كتابخواني نمي دهند. شايد بيشترين بار در حوزه رسانه بر دوش نشريات باشد، اما آنها نيز توان تحريك مخاطبين فرهيخته را نداشته اند. اين مخاطبين نيازمند مطالب غني تر و پربارتري هستند. بايد شاهد انعكاس جلسات نقد و بررسي كتاب، آمار دقيق كتابخانه‌ها و كتاب فروشي‌ها و علاوه بر ‌آن حركت‌هاي مختلف دولتي و غيردولتي در زمينه كتاب و كتاب خواني براي گسترش فرهنگ مطالعه، در نشريات باشيم."
حامد صمدي، ادامه داد: "گروه‌هاي مرجع چون نويسندگان، علما، صاحب نظران و تمام كساني كه مي‌توانند نقش هدايت جمعي را در جامعه در زمينه مطالعه بر عهده بگيرند، بايد از كانال‌هاي رسانه‌اي به مخاطبين، اطلاعات لازم را برسانند. علاوه بر اين مردم نمي‌دانند كه چگونه بخوانند و چه بخوانند. تقويت رسانه‌ها، در نهايت به بهبود وضعيت نابسامان مطالعه در كشور مي‌انجامد."

نقش ناشران و كتاب فروشي‌ها

ناشران و كتاب فروشي‌ها هم به نوبه خود نقش بسيار موثري در اشاعه فرهنگ كتابخواني ايفا مي كنند. ميزان توجه ناشران به تمايلات و نيازهاي خوانندگان، استانداردهاي چاپ و نشر و همچنين گسترش قلمرو نمايش و توزيع كتاب توسط كتاب فروشي‌ها از جمله عوامل اثرگذاري در گرايش مردم به سمت مطالعه مي‌باشد. كيفيت برتر كتاب، اعم از جذابيت ظاهري، نحوه صفحه آرايي و حروف چيني، شيوه طراحي و رنگ آميزي، تصاوير روي جلد و درون متن، حجم، قطع و كيفيت چاپ و صحافي و همچنين ويژگي‌هاي محتوايي و مسائل مربوط به ويراستاري كتاب از جمله مواردي است كه پيوسته بايد مدنظر ناشران، نويسندگان، ويراستاران و به طور كلي متوليان عرصه چاپ و نشر قرار بگيرد.
فتاح محمدي، مديرمسئول نشر هزاره سوم، در توضيح نقش ناشران در گسترش فرهنگ مطالعه، اذعان داشت: "توجه به كتاب، در سال‌هاي اخير، در سطح كشور، بسيار كم شده است. بايد نياز به مطالعه، در ميان مردم ايجاد شود تا آنها به دنبال كتب مورد نياز خود بروند. از طرفي جذب مخاطب با كمك گرفتن از عناوين فريبنده براي كتاب‌ها چون، چگونه پولدار شويم، چگونه موفق شويم و يا كلمات قصار بزرگان، را نمي‌توان به پاي گسترش مطالعه در بين مردم گذاشت. زيرا اين كتاب‌ها ارزش مطالعه ندارند و خواندن آنها اتلاف وقت است. به صورت كلي ناشران بايد، رسالت فرهنگي خويش را در نشر و توزيع كتب سودمند در جامعه، پاس دارند و به جاي فكر كردن صرف به پول، كمي هم به فرهنگ جامعه فكر كنند."
بي سوادي و كم سوادي افراد، نارسايي نظام آموزشي، بي توجهي دولت و رسانه‌هاي گروهي به امر مطالعه، ناكافي بودن كتابخانه‌هاي مجهز و كتابداران متخصص، گراني كتاب و مشكلات اقتصادي، تعدد مشاغل و محدوديت ساعات فراغت افراد، بي‌توجهي ناشران و مولفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب به طور كلي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور ايران، باعث بي علاقگي افراد به كتاب و عدم ترويج و گسترش آن شده است.
شهين رومي، مدير مسئول انتشارات نيكان كتاب زنجان، ضمن مهم دانستن دو عامل، موضوع كتاب و ميزان آگاهي مخاطب، در نشر كتاب، ابراز داشت: "كتاب فروش هم مانند كتابدار بايد از موضوع كتاب و سطح آگاهي مخاطب، اطلاع كافي داشته باشد تا كالاي فرهنگي مناسبي را براي كتاب خوان‌ها، آماده كند. گزينش ترجمه مناسب براي انتشار و دقت در انتخاب سن مخاطب‌هاي كتاب نيز بر عهده ناشران مي‌باشد. اخذ مجوز براي نشر كتاب‌ها، گاه بسيار طولاني مي‌شود و اين امر، ناشر را از ادامه فعاليت بازمي‌دارد. از طرفي هم بالا رفتن هزينه‌هاي چاپ، به معضلي در اين حوزه بدل شده است. البته نبايد خريد كتاب از طرف نهادهاي دولتي از ناشران را در بهبود شرايط و جبران هزينه مالي آنها، ناديده گيريم."
علاوه بر اين، بايد به اين امر نيز توجه داشت كه متأسفانه در ايران، ارتباط ارگانيكي بين نويسنده، تصويرگر و ناشر، برقرار نيست. اغلب، نويسنده متن را در اختيار ناشر مي‌گذارد و ناشر به دلايلي از جمله صرفه جويي در هزينه، كاستن از زمان تهيه نقاشي‌ها و همچنين ناآشنايي با تمايلات مخاطب و دلايل ديگر، كتابي عرضه مي‌نمايد كه مورد پسند قرار نمي‌گيرد يا جنبه‌هاي علمي و تربيتي و تأثير آن بر خواننده، لحاظ نمي‌شود. اين امر در نهايت منجر به كتاب گريزي و مخاطب گريزي در جامعه مي‌شود.

منبع: http://www.ido.ir

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:47 AM
محمد‌رضا وظيفه امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در باقرشهر با تقدير از تمام مسئولان شهرداري و شوراي اسلامي باقرشهر و همچنين تبريك هفته كتاب و كتاب خواني اظهار داشت: با همكاري خوب دوستان ساعي و توانمندي كه در مجموعه شهرداري و شوراي اسلامي فعاليت مي‌كنند، توانسته‌ايم به قدر وسعمان فرهنگ استفاده از كتاب و كتابخواني را در بين شهروندان ترويج كنيم.
مسئول كتابخانه عطرياس شهرداري باقرشهر افزود: قطعا انتخاب شهردار باقرشهر به ‌عنوان شهردار نمونه در زمينه بسط و گسترش كتابخواني نقطه عطف فعاليت‌هاي شهرداري در زمينه ساخت و گسترش كتابخانه‌ها و مراكز فرهنگي در شهرمان است و به ما كمك مي‌كند تا بتوانيم شهري شايسته شهروندانمان بسازيم.
وي خاطرنشان كرد: اين كتابخانه در ابتدا با 5 هزار و 500 جلد كتاب، شروع به فعاليت كرد و در حال حاضر كه كمتر از يك‌سال از فعاليت اين مجموعه مي‌گذرد با بيش از 7 هزار جلد كتاب در تمام زمينه‌هاي دانشگاهي و 320 عضو فعال و نزديك به 47 درصد قبولي كنكور از ساعت 8 صبح تا 19 عصر به شهروندان باقرشهر، خدمات‌رساني مي‌كند.
وظيفه ادامه داد: در حال حاضر كه در ايام خلوتي كار كتابخانه‌ها هستيم، روزانه بيش از 100 نفر از اين كتابخانه استفاده مي‌كنند.
وي در ادامه از اهداء كتاب به تمام مسئولان شهري و اعضاي فعال كتابخانه، بازديد از كتابخانه ملي، شركت در برنامه‌هاي ويژه هفته كتاب و كتابخواني در ارتباط با كتاب و كتابخانه‌ها در شهرهاي تابعه، مكاتبه با نهادهاي مربوطه براي معادلات كتاب، ثبت نام رايگان از اعضاء جديد به‌ عنوان فعاليت‌هاي كتابخانه عطر ياس به ‌مناسبت هفته كتاب و كتابخواني نام برد و افزود: در آينده نزديك با حمايت‌هاي شهردار و اعضاء شوراي اسلامي در حدود 2 هزار جلد كتاب در زمينه‌هاي مختلف به ظرفيت كتابخانه اضافه مي‌شود.
مسئول كتابخانه عطرياس شهرداري باقرشهر گفت: اشتراك مجله‌هاي تخصصي رشته‌هاي گوناگون، راه‌اندازي لينك كتابخانه در سايت اطلاع‌رساني شهرداري و ثبت نام اينترنتي از اعضاء و همچنين راه‌اندازي كتابخانه ديجيتال ازديگر اقدامات كتابخانه عطر ياس است.
محمدرضا وظيفه در ادامه با اشاره به فرهنگ اهداي كتاب به كتابخانه‌ها تصريح كرد: ترويج و توسعه فرهنگ كتابخواني عبادت است و شهروندان و فارغ‌التحصيلان مي‌توانند با اهداي كتاب‌هاي خود به كتابخانه‌ها اجازه دهند تا ديگر دوستانشان نيز از اين كتاب‌ها استفاده كنند و در اين عبادت، مشاركت داشته باشند و در ضمن نگذارند كتاب‌ها در گوشه كتابخانهايشان خاك بخورند.
بر پايه اين گزارش، شهردار باقرشهر در هفته‌اي كه گذشت در حوزه احداث و توسعه فضاي كتابخانه عمومي، به‌عنوان شهردار نمونه كشور انتخاب شد.

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:46 AM
گسترش فرهنگ، كتابخواني ، كاهش بيماري هاي، رواني

  مولف كتاب های روانپزشكی و روانشناسی درباره ضرورت ایجاد جنبش كتابخوانی در مدارس گفت: «ایجاد این جنبش به گسترش فرهنگ كتابخوانی غیر درسی در مدارس می انجامد و باعث كاهش میزان بیماری های روانی و ارتكاب جرم خواهد شد.»

  دكتر ماهیار آذر در گفتگو با خبرگزاری كتاب ادامه داد: «جمعیت كتابخوان كشور باید از دبستان افزایش بیابد و این مسأله تبدیل به یك عادت در بین همگان شود. متاسفانه در جمعیت كتابخوان كشور افت شدیدی وجود دارد.

ساعت كتابخوانی خیلی كم است و این مسأله بایدبه طور ریشه ای بررسی شود.» وی افزود: «عادت دادن بچه ها به مطالعه در خارج از مدرسه توسط والدین تا حدودی انجام می شود اما در مدرسه متاسفانه به علت فشردگی درس ها و ساعت های طولانی كلاس های درسی، فرصتی برای انجام این كار ایجاد نمی شود.» این روانپزشك درباره تاثیر كتابخوانی غیردرسی گفت: «برنامه ریزی برای كتابخوانی در زمینه های متنوع باعث شادابی خاصی می شود و مانند ورزش كه ۳۰ درصد افسردگی را از بین می برد، شعر و داستان نیز باعث از بین بردن افسردگی می شود و وضعیت روحی را تغییر می دهد. به ویژه خواندن شاهنامه باعث تغییر روحیه دانش آموزان می شود.» دكتر آذر با اشاره به بحرانی بودن دوره نوجوانی و درگیر شدن برخی نوجوانان در دام آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد، فرار از منزل و... گفت: «كتابخوانی دانش آموزان و ایجاد جنبش كتابخوانی در مدارس تأثیر شگرفی بر شخصیت آنها و آینده شان خواهد گذاشت



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:42 AM


در راستای اهداف توسعه فرهنگی کشورو با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در بین اقشار جامعه، انجمن بین المللی کتابدوستان جوان، چند راهکار را برای نیل به اهداف فوق الذکر (برای آقایان) بیان نموده است !

1- از این پس در روز تولد همسرتان، به اوکتاب هدیه بدهید (البته چون ممکن است که این کار منجر به پرتاب شدن شما از پنجره طبقه هفتم به وسط اتوبان شود، و بعد از آن نیز به مدت چندین روز مجبور شوید شبهازیر پل یا توی پارک، کارتن خوابی کنید، لذا توصیه میشود برای جلوگیری از این بلایای غیرطبیعی، یک گردنبند طلا هم دور کتاب آویزان نمایید !)

2- در مجلس خواستگاری، زمانیکه صحبت از میزان مهریه عروس خانوم شد، شما یک جلد کتاب نفیس را پیشنهاد کنید (چون این عمل هم به احتمال خیلی خیلی زیاد، منجر بهکوبیدهشدن دسته گل و شیرین یهایی که آورده بودید بر کله ژل زده شما و در نهایت،شوتینگ شما و خانوادهتان از منزل پدر عروس خانوم خواهد شد، لذا میتوانیدپیشنهادتان را اینگونه بیان کنید که، بعنوان مهریه، یک کتاب ۲۰۰۸ صفحهای میدهیدکه بر روی هر برگ از آن، یک عدد سکه تمام بهار آزادی چسپیده باشد !)
3- سر برج، بجای کرایه خانه، به صاحبخانه تان یک عدد کتاب بدهید ( البته چون در این مورد هم بیم آواره شدن شما و زن و بچه تان در خیابان و ریخته شدن اثاثیه تان در کوچه، در این سر سیاهی زمستان میرود، لذا بهتر آن است که اسکناسهای مربوط به اجاره خانه را لای یک جلد کتاب بگذارید و دو دستی تقدیم صاحبخانه نمایید !)

4- اگر فرزندتان شاگرد اول شد و از شما خواست تا طبق قولی که به او داده بودید، برایش جایزه بگیرید، یک جلد کتاب آموزنده به او هدیه دهید (چون دراین مورد نیز، هم امکان گاز گرفته شدن شما توسط بچه تُخستان هست و هم احتمال داردکه بچه سرخورده شود و برود دنبال دوست ناباب و معتاد شود و در آخر هم جنازش را توی جوی آب پیدا کنید، لذا بهتر آن است که قبل از همه این اتفاقات، یک دستگاه پلی استیشن 2 به اضافه یک کتاب حاوی رمزهای بازی فیفا 2008 و igi و ریزیدنت اویل و ... برایش بخرید و بعنوان جایزه به او تقدیم نمایید !

 

همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 AM
استاندارد زندگي كه از تطبيق درآمد سرانه با هزينه زندگي به دست مي آيد، اميد به زندگي در بدو تولد و سطح آگاهي جامعه كه با نرخ باسوادي و سالهاي ميانگين تحصيل سنجيده مي شود. اين شاخص از صفر تا حداكثر يك درجه بندي مي شود. كشورهاي با درجه 5/0 يا كمتر از شاخص توسعه انساني پاييني برخوردارند، در حالي كه درجه بالاتر از 5/0 نشان دهنده سطح بالايي از توسعه انساني است. به طور ميانگين مي توان گفت سرانه مطالعه كتاب در دنيا 45 دقيقه در روز است. سرانه بالاي مطالعه در كشورهاي توسعه يافته اي نظير ژاپن با سرانه 90 دقيقه مطالعه در روز يا انگليس با حدود 55 دقيقه در روز نشان از شاخص بالاي توسعه در اين كشورهاست.

با اين وجود، ميزان مطالعه در كشوري مثل آمريكا بسيار كم است. سازمان اعطاي ملي هنر( NEA ) براي نخستين بار گزارشي را در نشريه واشنگتن دي سي تحت عنوان «خواندن يا نخواندن» منتشر كرد كه حاصل آناليزي جامع و جديد در زمينه الگوهاي مطالعه در ايالات متحده است و نتيجه بيش از 40 بررسي بر روي عادات و مهارتهاي مطالعه در كودكان، نوجوانان و بزرگسالان است.

 «دانا گايا» رئيس سازمان مي گويد: اين بررسي كاهش شديدي را در كميت و كيفيت مطالعه در بين آمريكايي ها نشان مي دهد كه اثر معكوسي بر روي فرهنگ، اقتصاد و زندگي اجتماعي و بعلاوه بر روي آموزش كودكان دارد. در اين گزارش مطالعه در قالبهاي متفاوتي از قبيل كتاب، مجله، روزنامه و مطالعه انلاين و در رده سني جوانان، بزرگسالان و خوانندگان با سطح سواد متفاوت است. نوجوانان و جوانان آمريكايي اغلب در مقايسه با ديگر رده هاي سني و نسبت به سالهاي قبل زمان كمتري را به مطالعه اختصاص مي دهند. كمتر از يك سوم نوجوانان 13 ساله مطالعه روزانه دارند كه اين ميزان نسبت به 20 سال اخير 14 درصد كاهش يافته است. در بين نوجوانان 17 ساله درصد افرادي كه مطالعه نمي كنند در طول اين مدت 20 ساله دو برابر شده است، به طوري كه از 9 درصد در سال 1984 به 19 درصد در سال 2004 كاهش يافته است، به طور ميانگين آمريكايي هاي بين سنين 15 تا 24 سال تقريبا در روز 2 ساعت را به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهند و تنها 7 دقيقه از وقت آزادشان را به مطالعه مي پردازند. ميزان مطالعه بويژه در بين پسران جوان و نوجوان بسيار كم است.

آمارهاي ديگر حاكي از آن است كه آمريكايي ها به طور متوسط در سال 4 كتاب مي خوانند. در صورتي كه طبق اين آمار ميزان مطالعه در كشورهاي ديگر از قبيل مكزيك به سختي يك كتاب در سال است. و در كشورهاي شيلي و آرژانتين 3 كتاب در سال است. اين در حالي است كه در كشور امريكا 99/9 درصد و در آرژانتين 5/97 درصد و در مكزيك 90/3 درصد و در شيلي 95/7 درصد جمعيت باسوادند. آمار سرانه مطالعه در كشورهاي ديگر مانند هند 10/7 ساعت در يك هفته در تايلند 4/9 ساعت در يك هفته در چين 8/0 ساعت در هفته و در فيليپين 7/6 ساعت در هفته است. با اين وجود، حقيقت در مورد اين كشورها چيز ديگري است. اكثر نويسندگان فيليپيني حتي آثار نويسندگان هموطن خود را نمي خوانند كه اين نه تنها به دليل قيمت بالاي كتاب كه به دليل مشكل تعدد زبان در اين كشوراست. در اين كشور بيش از 100 زبان مختلف وجود دارد كه بيش از 20 زبان آن در آثار نويسندگان مشاهده مي شود كه هيچ كس نمي تواند تمامي اين 20 زبان را بخواند.

به طور كلي عوامل مختلفي در كاهش ميزان مطالعه نقش دارد؛ صنعت كتاب از جمله اين عوامل است. نقش صنعت كتاب در ميزان مطالعه واضح است. در اروپا صنعت كتاب يك صنعت رشد يافته است. سرانه فروش كتاب در بين كشورهاي عضو EU ثابت است، با وجود اين، دغدغه اصلي اين صنعت ايجاد راهبردهاي جديد توليد و بازاريابي براي افزايش تعداد خوانندگان كتاب است.

بازار انتشار كتاب نيز در اين زمينه نقش بسزايي دارد. كتابها به عنوان محصولات فرهنگي و اقتصادي محسوب مي شوند و در برخي از كشورها از لحاظ مالي حكايت مي شوند و قيمت ثابتي دارند. قيمت بالاي كتاب در بسياري از كشورها موجب كاهش خوانندگان كتاب در اين كشورها است. در كشوري مثل امريكا قيمت كتاب بسيار بالاست. از 8 تا 18 دلار به ازاي هر صفحه كتاب. تعداد كتابفروشي ها را نيز بايد به اين مقوله افزود وجود يك كتابفروشي معتبر و با كيفيت در هر شهري جنبه مهمي از منظر فرهنگي براي آن شهر محسوب مي شود. به عنوان مثال در كشور آلمان 7394 كتابفروشي وجود دارد كه به ازاي هر 667/16 نفر ساكن يك كتابفروشي است. در كل كشور فرانسه تنها 1600 كتابفروشي وجود دارد.

اختلاف فرهنگي از ديگر عواملي است كه در كاهش ميزان مطالعه نقش دارد؛ اختلاف فرهنگي در مورد محصولاتي كه هم به عنوان كالاي تجاري و هم به عنوان محصول فرهنگي محسوب مي شود وجود دارد. اختلاف سنتي در بازار كتاب جنجال برانگيز است. تعدد صاحبان خارجي كتابفروشي ها، تسلط برخي از زبانهاي بيگانه بويژه زبان انگليسي، افزايش فشار براي ايجاد سيستمهاي منظم مانند تثبيت قيمت كتاب ناشي از رقابت بالاي بازار كتاب و تفاوت در عادات و زيرساختارهاي فرهنگي منابع اين اختلاف فرهنگي محسوب مي شوند. سياست ترجمه نيز نقشي جدي در كاهش و يا افزايش ميزان كتابخواني مردم دنيا دارد. امروزه تعداد كلي ترجمه در دنيا نشان از كاهش جزيي دارد. از 52070 عنوان ترجمه شده در سرتاسر دنيا در سال 1980 به 50434 عنوان در سال 1994.

بيشتر از نيمي از تمام كتابهاي ترجمه شده به زبان انگليسي بوده است. اين در حالي است كه نسبت مطالب ترجمه شده به زبان انگليسي هنوز هم در حال گسترش است. از هر 4 ترجمه در سرتاسر دنيا 3 ترجمه به زبان انگليسي، آلماني و فرانسه است. در آلمان 75 درصد كتابهاي ترجمه شده به زبان انگليسي است و تنها 10 درصد به زبان فرانسه است. حدود 5 درصد كل حقوق ترجمه هاي فروخته شده توسط ناشران آلماني به ناشران ايالات متحده منتقل ميشود.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:32 AM

جلوه بخشيدن به فرهنگ كمرنگ كتاب و كتابخواني، زمينه ساز ايجاد فضاي مناسب نقد و پردازش دانايي و توليد انديشه متعالي است.


پويايي فكر و پاكيزگي روح با مطالعه و آگاهي ميسر و مهيا مي شود. انسان دانا و خردگرا در هرشرايطي مسير پرصفا و دل انگيز را بر راه سنگلاخ و غبارآلود ترجيح مي دهد. انسان مي تواند ناهمواري هاي گذر زندگي و اوقات آسودگي- فراغت- خود خلوت و شلوغ جامعه را به باغستاني روحنواز تبديل كند. به نظر مي رسد توسعه و عادت كتابخواني بدان علت كه نياز رواني و تأمين گر اهداف معنوي و مادي هر انسان است، در قبال مسايل متعدد در حوزه زيستن، چندان سخت نيست.


تبليغ، در ذات خود، انگيزه مي آورد و انگيزه، كنجكاوي، هر آنچه در اين باره تبليغات شود، اطمينان بيشتر عادت قشرهاي جامعه نسبت به كتاب و كتابخواني افزوده مي شود. نتايج چنين پندار و اقداماتي را به صورت نمونه هايي در اين شماره مي خوانيم اگر چه شما هم در مترو و اتوبوس و نمايشگاه ها و... ديده ايد.


 


ايرانيان در كتابخواني از كشورهاي ديگر عقب نيستند


وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، با بيان اين كه مردم ايران در زمينه كتابخواني از كشورهاي ديگر عقب نيستند و كشورمان مهدپرورش انديشمندان بزرگ و نامدار است، كه با مطالعه به درجات علمي نايل شدند، مي افزايد: «ما نبايد خود را عقب تر از كشورهاي ديگر بدانيم.»


 «محمدحسين صفارهرندي» درباره مدت زمان كتابخواني در كشور، با ابراز تأسف از آن كه 10سال پيش بررسي هايي درخصوص كتابخواني در كشور شد كه نشان داد ايرانيان در روز دو دقيقه كتاب مي خوانند مي گويد اكنون هر گزارشگري در مورد وضعيت كتابخواني در كشور مي نويسد به همان آمار رجوع مي كند در حالي كه درست نيست و مدت زمان كتابخواني توسط مردم افزايش يافته است. وي با اشاره به نتايج آمارهايي در تهران درخصوص كتابخواني مي افزايد: «براساس برآورد اروپايي ها ميزان مطالعه مردم اروپا كمتر از پنجاه درصد است.» مقام ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در عين حال تصريح مي كند: «ما بايد وضع موجود كتابخواني را نيز تغيير و در جهت ترويج آن، تبليغات گسترده انجام دهيم.» وي در اين راستا در سخنان پيش از خطبه هاي نمازجمعه بيست و چهارم آبان ماه پيشنهاد مي دهد كه هرهفته در تريبون نمازجمعه يك كتاب خوب به مردم معرفي شود.»


با «محمود آموزگار» رئيس ستاد ششمين نمايشگاه بين المللي كتاب هاي كاربردي و دانشگاهي، در محل برگزاري نمايشگاه، گفت وگو مي كنم. وي در بخشي از صحبت هاي خود، به ارزيابي اجمالي از موقعيت و وضعيت كتب خارجي در كشور و نبود منابع كلاسيك مورد نياز دانشجويان در يك كتابفروشي -مركز مي پردازد و سپس پيرامون وضعيت كتابخواني و دليل وضعيت مطالعه، نقطه نظرات خود را بيان مي كند: در «علت يابي اين بحث مي بايد چند موضوع مورد نظر قرار گيرند كه به نظر من از ارتباط آن ها مي شود نتيجه واحدي گرفت، تيراژ محدود 2و 3 هزار نسخه اي و زمان اندكي كه سرانه مطالعه مي شود.» وي به مقايسه وضعيت مطالعه كتاب در جامعه با كشورهاي ديگر مي پردازد: «در كشورهاي ديگر، مردم در اتوبوس، مترو و جاهاي ديگر، كتاب مطالعه مي كنند كه بسيار چشمگير است.» در مورد كتابخواني در جامعه، اين اعتقاد را دارد كه پايين بودن تيراژ كتاب و سهم ناچيز هر فرد از مطالعه به عنوان عواملي تاثيرگذار در پروسه كتابخواني، به وضعيت كپي رايت باز مي گردد و مي افزايد: «اغلب دوستاني كه مخالف پيوستن كشورمان به قانون كپي رايت هستند، بحث گريز از پرداختن حق ناشر اصلي را مستمسك ادعاي خود مي كنند در حالي كه به اعتقاد من بايد از زواياي ديگر به مقوله كپي رايت بپردازيم. تصورم بر اين است وقتي كه قريب پانزده سال رساله شيخ مرتضي انصاري در دانشگاه «مك گيل» تدريس مي شود اما وقتي كه جناب استاد محقق و اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان رشته حقوق حتي اسم مرحوم شيخ مرتضي انصاري به گوششان نخورده است، اين واقعيت نشان دهنده اوضاع بدي نسبت به مقوله مطالعه ما است كه با آن مواجه هستيم. با توجه به اين كه پيشينه غني فرهنگي داريم اعتقادم بر اين است كه ما حرف هاي زياد در حوزه هاي مختلف براي دنيا تعريف مي كنيم ولي به علت نپيوستن به قانون كپي رايت، خودمان را محروم مي كنيم.»


... گاه تلاطم امواج دريا در سواحل مي تواند مردماني بي توجه به نكات احتياطي را با پيشامدهايي ناخرسند رو به رو كند. از منظر ديگر غفلت در توسعه، تعميق و ترغيب قشرهاي مختلف مردم -كه ظاهرا نوعي سهل نگري در پرورش فرهنگ كتابخواني است- مي تواند كاركرد همان يال هاي كوچك آب دريا در ساحل به نظر بدون دغدغه را داشته باشد.


مديريت فرهنگي جامعه كه سكاندار تنوير فكر، سلامت، آرامش روان و زمينه سازي پروراندن آگاهي و دانش جامعه است، همانا كساني اند كه گهواره تمدن و هويت، ميراث هاي ادب و هنر و تربيت، پايداري اعتلاي سرزمين و معارف ملي- اسلامي، تعالي افكار و وسعت بخشيدن انديشه انديشه ورزان و فرهيختگان را به تحرك پرورش، آموزندگي و هدايت صالحانه و عالمانه را وا مي دارند. در هر جامعه اي چنانچه متوليان ذيربط بتوانند فرهنگ، باورها و شناسنامه فرهنگ را به خوبي بشناسند، موفقيت شان در تحقق برنامه هاي تحت مسئوليت آنها چشمگير و ماندگار مي شود. باور و نظرمان بر اين است كه اگر مسئولان و مديريت كلان در بخش فرهنگي و پرورشي ذهن و روان، همين ديدگاه ها، صحبت ها و تكاپوهاي مناسبتي كه سال به سال عمدتا متجلي مي شود در طول سال پيگير باشند و از تئوري و نمونه هاي كوچك، به عمل كلان و در سطح فراگير كشورمان برتابانند و برنامه ها احيانا دچار افت و نسيان نشوند، به يقين بسياري از پيچيدگي ها و ناهنجاري ها در ابعاد جامعه كاهش مي يابد ضمن آن هزينه هاي قصور در ترويج معارف و كتاب و كتابخواني تقليل مي يابد. هنر در آن نيست كه تنها به دانشمندان و فلاسفه و مخترعان و... و... نياكان استناد كنيم، بلكه هنر در اين است كه چقدر توانسته ايم ردپاي عشق و حكمت و فرهنگ پروري آنان را بگيريم.


 


شيوه هاي ترغيب كتابخواني


براي توسعه كتابخواني راهكارها را مديريت هاي كلان دستگاه هاي فرهنگي و كارشناسان و مردم به سهم و دانايي خود مطرح كرده و مي كنند. مروري بر اين داده ها، نشان مي دهد كه ايجاد انگيزه و گسترش آن در پروسه كتابخواني چندان معضل نيست خوشبختانه اين روزها و در سال هاي اخير شاهد تكاپو وارائه راهكارها براي تشويق مردم خاصه جوانان و نوجوانان به كتاب و كتابخواني بوده و هستيم، نمونه ها كم نيستند، از جمله شهرداري با گشودن باب اين فرصت، اقدام به نشر و توزيع كتاب هاي كوچك چند ده صفحه اي به عنوان كتاب مترو كرد كه تأثير آن را در مسافران مي بينيم. شركت واحد هم در كنار برخي صندلي هاي اتوبوس ها كتاب هاي كوچك جيبي در دسترس مسافران قرارداد كه گويا مقطعي بود. اين پروژه چنانچه در تمامي اتوبوس ها، تكرار و ماندگار شود، موجب تمركز فكر و آسايش روان مردم خواهد شد. همينطور بسياري از مساجد و كانون هاي فرهنگي از رهگذر مساعدت هاي كلان ارشاد داراي كتاب هاي متنوع شده اند.


اخيرا اطلاع يافتيم «كتابخانه سفر» به منظور بهره برداري و ترغيب كتابخواني مسافران، در پايانه هاي مسافربري استان آذربايجان غربي راه اندازي شده است.


در اجراي اين طرح، مسافران مي توانند كتاب را از يكي از پايانه هاي استان تحويل بگيرند و بعد از مطالعه در طول سفر خود، كتاب را در مقصد سفر به پايانه ديگر تحويل بدهد.


اين گونه شيوه ها قطعا در نگرش اقشار مختلف مردم به كتاب و ترغيب كتابخواني و عادت به مطالعه تأثيري چشمگير خواهد گذاشت. اجابت چنين اقدامات مفيد و سازنده با توجه به نياز شديد جامعه به سلامت روان و آرامش و تخليه اذهان از آسيب ها، يك الزام حياتي است. در اين ارتباط، آنچه به چشم مي آيد و غيرقابل انكار است، موضوع تبليغات درباره كتاب و كتابخواني است. يك شهروند علاقمند به مطالعه مي گفت: همه دستگاه ها و كارخانه ها و بانك ها همواره درباره اقدامات و عمران و توليد و... تبليغ مي كنند، دريغ از آن كه تبليغي درباره جايگاه كتاب و فوايد مطالعه مشاهده كنيم.


 


پيشنهاد تبليغ رايگان آثار ادبي در صدا و سيما


 «صفارهرندي» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، طي نامه اي از رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران خواست تا امكان تبليغ آثار برتر ادبي به عنوان آگهي رايگان فراهم شود.


وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، در اين نامه بر اهميت جايگاه و جوايز فرهنگي در ارتقاء سطح فرهنگ عمومي و اهتمام فرهيختگان به خلق آثار ماندگار و تاثيرگذار تاكيد كرده است. در نامه وزير، اين پيشنهاد آمده است كه علاوه بر جوايزي كه اين وزارتخانه براي برگزيدگان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران؛ جايزه ادبي جلال آل احمد و پروين اعتصامي و كتاب سال مي دهد، تبليغ و معرفي آثار برگزيده اين جوايز به عنوان آگهي رايگان مي تواند سبب انگيزه مضاعف در اهالي قلم شود.


از «آموزگار» سؤال مي كنم: به نظر شما مهمترين و بهترين شيوه توسعه فراگير كتابخواني، چيست؟ پاسخش چنين است: «روشي كه در دنيا مرسوم است، ايجاد كتابخانه هاي در محلات -محله ها- و سپس تبديل آن ها به كتابخانه هاي مركزي و بزرگتر است. اين شيوه در كشورهاي اروپايي برقرار است، هيچ هزينه اي هم ندارد، حتي مي توان به وسيله اينترنت از همان كتابخانه وقتي كتاب هاي تازه رسيد، به شخص خبر داده شود. اين شيوه كتابخانه اي و ترويج كتابخواني اثرات وسيع اجتماعي دارد.» وي در پايان اين بخش از ديدگاه هاي خود، اين جملات سؤالي را مطرح مي كند: «چرا اين قدر كتابخانه شخصي داريم؟- منظور كتابخانه در محل مسكوني است- اما «كتابخانه عمومي-فراگير- نداريم؟.» به گفته وي، «كارها مي بايد از پايه درست شوند.»


 


تبليغ پخت غذا و حشره كش دريغ از تبليغ كتاب


از «نكونام» موزع جوان كتاب، هنگامي كه با آلبوم چند نوع كتاب تازه از يك كتابفروشي بيرون مي آيد، سؤال مي كنم: نظرتان درباره وضعيت كنوني كتاب و كتابخواني چيست؟ مي گويد: «بازار كتاب اگر خريدار و مشتاق نداشته باشد، اين همه كتاب چاپ نمي شود. ناشر كه انباردار كتاب نيست. بعد از من سؤال مي كند، شما آمار واقعي و سرانه كتابخواني را داريد؟ نظرم اين است كه بيش از 30-20 درصد مردم كتابخوان حرفه اي و اهل مطالعه هستند. بخشي از اين آمار، خود توليدكنندگان آثار در عرصه هاي گوناگون، هستند. بقيه مردم هم معتقدم دوست دارند اطلاعات و آگاهي شان بيشتر شود. اين را در خانواده هايي كه فرزندان دانشجو و دانش آموزان دارند، جستجو كنيد. والدين وقتي مي بينند فرزندشان مثلا فلسفه و يا زبان و جغرافيا مي خواند يا از روان شناسي مي گويد، تشويق مي شود، كتاب بخواند. به نظر من اشكال كلي درمقوله كتاب و مطالعه، نبود تبليغات است. براي آشپزي و شستشوي مو و مبارزه با حشرات و... و... تبليغ مي شود اما نه در تابلوهاي تبليغاتي سطح شهر و نه در تلويزيون و جاهاي ديگر اثري از «غذاي روح» -كتاب- نيست. اين امر بايد مورد توجه قرار گيرد.»


 «آموزگار» به عنوان ناشر و كتابفروش، ادامه ديدگاه هاي خود را با اشاره به اين سؤال كه چرا دانشجو الزاما و بايد براي يك ترم -يا هر ترم- يك سري كتاب به قيمت زياد خريداري كند: -در حالي كه بايستي مرجع و مركزي باشد كه كتب مورد نياز دانشجويان را لااقل به صورت ارائه تسهيلاتي، تامين كند. -، برتجهيز كتابخانه ها در اين زمينه تاكيد مي كند. او همچنين از كم توجهي به كتابخواني، با ابراز نمونه اي در خارج، مي گويد: «در يك كتابخانه محله (محله اي) در يك كشور اروپايي ديدم كه در بين كتاب ها، يك قفسه از كتاب هاي فارسي است. از مسئول كتابخانه پرسيدم فلسفه وجود كتاب هاي فارسي در اينجا چيست؟ او گفت اينجا سه خانواده ايراني هستند. اين كتاب ها را براي مطالعه آنان داريم اما تا به حال به كتابخانه مراجعه نكرده اند.» وي مي افزايد: «در كتابخانه مركزي شهر خارجي مشاهده كردم روزنامه هاي دوروز قبل -چاپ ايران- از جمله روزنامه كيهان براي مطالعه مراجعه كنندگان گذاشته شده بود.»
 

همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب