رازهای شکفتن
نویسنده وبلاگ

🍃 در جنگ صفین، "حجر بن عدی" و "عمر بن حمق" در برابر دشمن ایستادند و شروع به اعلان برائت و لعن اهل شام کردند.

🍃امیرالمؤمنین علیه‌السلام به دنبال آن دو فرستاد که از آنچه گزارشش به من رسیده دست بردارید.
آن دو گفتند:
مگر ما بر حق نیستیم؟
فرمودند: چرا.
گفتند: پس چرا ما را از لعن آن‌ها منع کردید؟

✨ فرمودند: من خوش ندارم شما لعن کننده و بد دهان باشید؛ که بخواهید بد و بیراه بگویید.
ولی اگر اعمال زشت آن‌ها را یاد کنید و سیره زشت آن‌ها را بگویید، سخنی درست‌تر است و عذری برای دیگران نخواهد گذاشت ✨

🍃 به جای لعن ایشان این‌گونه بگویید: خدایا! خون ما و ایشان را حفظ کن و صلح را بین ما و ایشان حاکم فرما و آن‌ها را از گمراهی نجات ده!

🍃 تا آنان که به حق راه نیافته‌اند حق را بشناسند و آنان که ابراز دشمنی و بیراهگی می‌کنند، مراعات حق کنند.
اگر این‌گونه کنید هم برای من خوش‌تر است و هم برای شما بهتر.
آن دو گفتند: موعظه‌ات را می‌پذیریم و به ادب تو مؤدب می‌شویم.

📚 شرح نهج‌البلاغه، محمدتقی شوشتری، خطبه ۱۹۷، صفحه ۵۱۹


ادامه مطلب



[ دوشنبه 17 اردیبهشت 1397  ] [ 12:56 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

🍃 خواجه ابومنصور، وزیر سلطان طغرل، مردی دانا و لایق، قوی النفس و باشخصیت و خداپرست و درستکار بود. او در انجام وظایف دینی مراقبت کامل داشت.

🍃 معمولاً همه روزه پس از ادای فریضه صبح مدتی روی سجاده می‌نشست و ادعیه و اذکاری می‌خواند. پس از آن که آفتاب طلوع می‌کرد جامعه وزارت را می‌پوشید و به دربار می‌رفت.

🍃 روزی سلطان طغرل، وزیر را قبل از طلوع آفتاب احضار کرد.

🍃 مأمورین به منزل وی رفتند و او را در حال خواندن دعا دیدند. امر پادشاه را ابلاغ نمودند، ولی وزیر به گفته آنان توجهی نکرد و همچنان به خواندن ادعیه ادامه داد. 

🍃 مأمورین بی‌اعتنایی او را بهانه کردند و به عرض رساندند که وزیر نسبت به اوامر پادشاه احترام نمی‌کند و با این سخن، سلطان طغرل را به‌سختی خشمگین کردند.

🍃 وزیر پس از فراغت از عبادت سوار شد و به دربار آمد. به‌محض ورود، شاه با تندی به وی گفت: "چرا دیر آمدی؟"

🍃 وزیر در کمال قوت نفس و اطمینان خاطر عرض کرد:
"ای پادشاه، من بنده خداوندم و چاکر سلطان طغرل! تا از بندگی خدا فارغ نشوم نمی‌توانم به وظایف چاکری پادشاه قیام نمایم."

🍃 گفتار محکم و پر از حقیقت وزیر، شاه را سخت تحت تأثیر قرار داد و دیده‌اش را اشک‌آلود کرد. به وزیر آفرین گفت و سفارش کرد که همواره به این روش ادامه بده و بندگی خدا را بر چاکری ما مقدم بدار، تا از برکت آن امور، کشور همواره بر نظم صحیح استوار بماند.

 

 

📚 جوامع الحکایات، ص ۱۷۳. کودک از نظر وراثت و تربیت، ج ۲، ص ۴۴۶


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 6 اردیبهشت 1397  ] [ 12:46 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

💪 در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 3 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری، از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند؛ اما او موفق به این کار نشد!
🔰 پس از او خواستند وزنه‌ای که 3 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد.
این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می‌رسید؛ اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود، چرا که آن‌ها اطلاعات غلط به وزنه‌بردار داده بودند!
او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه‌ای برنیامده بود که در واقع 3 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 3 کیلوگرم شده بود.
او در حالی با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می‌دانست.

💎 شما نمی‌توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید هستید؛ اما در حقیقت بیش از آنچه باور دارید «می‌توانید» انجام دهید.


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 6 اردیبهشت 1397  ] [ 12:35 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت ، استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد

استاد به او گفت :
آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که :

"اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید"/

غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند!

استاد به شاگرد گفت : 

"همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه "


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 6 اردیبهشت 1397  ] [ 12:15 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

آمار سایت
كل بازديدها : 174961 نفر
كل مطالب : 830 عدد
تعداد کل نظرات: 14 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 9 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 12 مهر 1397 
امکانات وب